2011/06/19

سالهای متمادی است که کشور ما به آتش جنگ میسوزد. در نتیجه ای این جنگ خان ومان سوز تمام زیر بناهای کشور تخریب گردیده، جوانان و نوجوانان ما از تعلیم و تحصیل دور مانده اند. ملت ما به کشورهای بیگانه آواره شده، دارایی و هست وبود مادی ومعنوی خویش را از دست داده اند. نتوانستند که فرزندان خویش را به مکاتب ومدارس بفرستند، خلاصه میتوانیم بگوییم که یک نسل افغانستان از فیض علم ودانش بی بهره مانده اند...

طی یازده سال اخیر است که ملت ما "نسبت به گذشته" به آرامی نسبی نائل شده اند. با خاموش شدن کابل از صدای تفنگ، کف زدن های استعمار گران ونعره های بیمورد و بی قید و شرط حکومت طالبان، کسانیکه به کشورهای خارج حسرت وطن را میکشیدند، دسته دسته به کشورشان عودت نموده، اقدام به بازسازی لانه های ویران شده ای خویش نمودند. فقط مشکلات زیادی پیشرو داشتند. ازقبیل مشکلات اقتصادی، اجتماعی، امنیت وغیره. باوصف این همه کمبودات، ملت ما ازروی شوق وعلاقه ای که به علم وعرفان داشتنند، فرزندان خویش را توده توده روانه ای مکتب نموده اند، تمام مشقت زنده گی را خود متحمل شده اند، اما نگذاشتند که فرزندان شان از برکت علم بی بهره بمانند.

آنها با یک دنیا آرمان و هوس فرزندان خویش را راهی تعلیم وتربیه نمودند، وکسانیکه توانای اقتصادی داشتند، جهت آینده ای بهتر خود وکشورشان آنان را به کشورهای خارج فرستادند. ویا دولت افغانستان زمینه ای تحصیل به خارج کشور را برای یکعده جوانان مهیا ساخته بود. تلاش مینمودند تا کشور شان بسوی بهبودی قدم گذاشته، از گرداب فلاکت جهالت رهایی یابد.

همچنین رئیس جمهور کرزی در سخنرانی هایش روی تعلیم وتربیه ای جوانان کشور تاکید کرده میگوید: "تنها و تنها راه نجات افغانستان از عقب ماندگی و پیشرفت بسوی آینده سعادتمند در تعلیم جوانان افغانستان است و باید تمام بزرگان کشور در این راستا جد و جهد نمایند." متأسفانه قسمیکه ما میبینیم این آرزوی ملت مابصورت بهتر بر آورده نشده. وتوصیه ای رئیس جمهور ما نیز قسمیکه آب در هاوان کوبیده شود به هدر رفته است.

قسمیکه به همگان ظاهر و هویداست، با شنیدن صدای بورس تحصیلی بدون کدام تأمل وتفکر به دروازه های سفارت ها ویا دروازه ای تحصیلات عالی میشتابیم. بعداز ثبت نام "دروغین" صدها محصل تعداد محدودی لایق این بورس میشوند. فقط آنان یا موفق نیستند، اگر موفق هستند، یا چشم به کشورهای اوروپای دوختند، یا هم خواب امریکا وکانادا میزدند، ویا اینکه به کدام کشوریکه خوانده باشند در آنجا مسکن میگزینند.

جوانانی که با چه حد مشکلات به خارج میروند ویا فرستاده میشوند، گذشته ای خودرا فراموش نموده، کار اصلی شان که عبارت از تحصیل وبعد ازآن عودت به وطن میباشد، بجا نمی آورند. کارهائیکه زبان انسان از گفتن آن میشرمد انجام میدهند. آمار موفقیت در سی شان خیلی نگران کننده است. قرار گفته ای یکی از مسئولین بخش امور محصلین جمهوری ترکیه: "75 درصد از محصلین خارجی که در ترکیه مصروف تحصیل هستند موفق نیستند. البته نظر به تقسیم کشورها اکثریت این محصلین را افغانی ها تشکیل میدهند." وهمچنین از طریق رسانه ها محصلینی که در هندوستان و ایران هستند، شکایت ها بگوش میرسد. قراریکه اطلاع دارم در کویت، چین، کشورهای آسیای میانه و روسیه نیز موضوع امیدوار کننده نمیباشد.

صرف نظر ازاین همه کم رنگی موفقیت به دروس شان، یک مشکل خیلی دردآور دیگر مابین محصلین درخارج کشور اینست که آنها باوصف آگاهی از درد و رنج مصیبت ملت ما که ازروی این پدیده ای شوم نشنلیستی برسر ما آمده، آنها بازهم از بلای این قوم گرای، ملت وملیت پرستی رهایی نیافته اند. به نظر من یک محصل، از هر قوم وملیتی که باشد از این فکر ناسالم، خویشتن را عاری نسازد، نه به آینده ای افغانستان کدام فائده ای میرساند، بلکه یک مکروب زنده درجامعه میگردند، دامنه ای فسادرا درکشور گسترش میدهند، به جز از تباهی وویرانی چیزی دیگری به میان نمی آورند...  که این هم افغانستان را بسوی قهقرا میکشاند.

دراینجا میخواهم از محصلینی که در جمهوری ترکیه مصروف تحصیل هستند مثال بدهم: درحالیکه در شرائط طرزالعمل توزیع بورسهای خارجی درترکیه از جانب وزارت تحصیلات عالی کشور چنین آمده است: "بورسهای تحصیلی جمهوری ترکیه تماماً رایگان بوده وباید کاندیدان بورس، ولی ویا والدین آنها به علاقه مندی، پابندی وتلاشهای شبانه روزی تعهد وتضمین نمایند تا به نتائج عالی نائل آیند. درصورت تخلف کاندیدان بورس مجبور هستند تا درحساب بانکی وزارت تحصیلات عال هزینه ای مصرف را بپردازند." قراریکه من میدانم تا حال هیچ محصلی ازروی اینکه موفق نشدند به وزارت تحصیلات عالی تضمین نه پرداخته است. آیا شما میدانید؟

ما از وزارت تحصیلات عالی کشور تمنی میکنیم تا دراین زمینه جدیت بیشتری به خرچ دهند. به خصوص درزمینه ای انتخاب شاگردان در بورسهای تحصیلی. درقدم نخست سویه ای شاگرد باید مد نظر گرفته شود. حد اقل استراتیژی و پالیسی که خود وضع نمودند باید تطبیق گردد. رشته هائیکه فعلاً در افغانستان موجود نباشد، ویا امکان تشکیل آن در داخل وجود نداشته باشد باید درآن رشته محصل اعزام نماید.

درقدم دوم اینکه وزارت تحصیلات عالی سعی کند تا ظرفیت آموزش گاه ها عالی را درداخل کشور ارتقا دهد. اگر این کار صورت گیرد به نظر من ازچند نگاه بعد مثبت دارد. اول: اینکه که رشد علمی وروش تحقیق در داخل کشور گسترش میابد و شاگردان به آسانی از فیض تحصیل بهره من میگردند. دوم: فرهنگ وهویت اصیل افغانی از تلاطم فرهنگ بیگانگان مصئون میماند ومحصلین به هویت ملی بیشتر آشنایی پیدا میکنند. سوم: صرفه جویی هم در بودجه اقتصادی دولت و هم دربودجه ای شخصی محصلین میگردد. چهارم: صرفه جوی از وقت میشود، یعنی یک محصلی که به خارج اعزام میگردد مجبور است یک "حتی دو" سال آماده گی بخواند. پنجم: از ورود تئوریهای غیر اسلامی قسماً جلوگیری میگردد...

به امید اینکه ارگانهای مسئول دراین زمینه توجه نموده، کاندیدان بورس نیز دست به وجدان شان مانده، وظیفه ای اصلی شانرا بصورت بهتر بجا بیاورند.

  

شریف الله "شریفی"

 

 گزیده های مقالات  سیاسی شریف الله "شریفی"    کلیک نماید

 
 

admin@vatandar.at

 
 مدیر مسوول : انجنیر هما یوسفی
صاحب امتیاز : انجنیرنجیب یوسفی
کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت  محفوظ و متعلق به وطندار می باشد