WELCOME

To Our Website

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Sed non metus

 گزیده های مقالات فرهنگی فلسفی وسیاسی

 مغنى - سرگشته - اكسير -شمع عارض - قربانگاه ذلت - جمهورى        انجنیر خلیل شجاع

      

                 مغنى

نوبهار أمد،چه خوش با نوبهاران زيستن

پاى گل،أب روان و سبزه زاران زيستن

خوش بود در مقدم روييدن هر برگ نو

درميان انبوهى از شاخساران زيستن

لا بلا ى مخمل سبز و حرير گلستان

دور از چشم عدو،با گلعذران  زيستن

شاهد گلچهره بودن با مغنى با قدح

دست هابرگردن نو رسته ياران زيستن

تكه هاى ابر را چون پارهء محلوج گل

ديده بسته،در فضاى بوسه باران زيستن

صخره زار و وادئ مرغوب را با دره ها

در تماشاى تذرو وكبك و ساران زيستن

اين همه والاوخوب است،ناخوش أنباشدولى

گر سوا ازجمع ياران ،ياد ياران زيستن

سالها درخم سركه سرنمودن راحت است

تاكه يك لحظه كنار بى تباران زيستن

غرقه گردى تا ميان موج معنى تابه بن

عمر. ها بايد به كوى ميگساران زيستن

                       سرگشته

اسفااينكه بهاران عارى از نم گشت

گل سرور بخشكيد خنده هاغم گشت

كَشٓف زپاى درامد به حيلهء خفاش

غلام و ريدكى چند باسرير همدم گشت

بجاست قسمت وارونه را كه گويم باز

زتوست اينكه همه دنيه ام به ماتم گشت

به جرم چيست كه ششدانگ آشيانهءمن

فداى عامبخشى هاى چند حاتم گشت؟

تفيد دل،بخست جان،خميدقامت و تن

زجاج عدل شكست و بساط برهم گشت

صفيرناله و غوغاى بينوايى ها

ز نُه فلك بگذشت و به هيج مدغم گشت

به حريمى نرسيدم،هرم آمد به سراغ

ششدر ام، باز كه شغاد جاى رُستم گشت

 اكسير

نيست جاى كينه يك مو در ضمير پاك ما

"بوى گُل مى آيداز خاك و گل نمناك ما"

آب ماصاف است درصافى نگنجدرنگ وبو

عود بازد هرچه دارد پيش بوى تاك ما

كنه ذات ما درست است گرخزف باشدوليك

دانهء انگور مضمر در خمير خاك ما

ما به پير ميفروش و دخت رز دل بسته ايم

از گزند لعن وطعنى هيچ باشد باك ما

مى نگويم مى حرام است ياكه اكسيراست ليك

چون نفس با ماست ،يكجا درسر و ادراك ما

سرگرانى هاى ما كى از سر آلايشيست

افتخار است نه زبونى گفته ى بيباك ما

يك دمى گرآن نفس با مابگردد همنفس

از دٰمش يابد شفا اين سينه ى صدچاك ما

اين گذرگاه است،بايد كرد أنرا پشت سر

فعل ما يكجاست باما ، بسته بر فتراك ما

درنياور ناصحا اطوار از نا آگهى

اينكه مفهوم است كامل، آيهء لو لاك ما

شمع عارض

دلم دادم به آن دلبر زكف مستانه مستانه

ربود أن خوش،بمن خنديدخوش رندانه رندانه

صفادارد،حيادارد، همه ناز و ادا دارد

خوشم آيد اداهايش همه يكدانه يكدانه

محبت، دوستى،صدق وهمه دار و ندارم را

به پايش يك بيك ريزم همه پاكانه پاكانه

ستم دارد،بيازارد مرا باعشوه و نازش

بنازم هر يكى آنرا ،جداگانه جداگانه

نه شب ازدردهجرانش بخوابم نه بروز آرام

برم عمرى تمنا يش چه بى صبرانه صبرانه

چوخود ذرات شمع عارض اويم،مرا باشد

به گردشمع رخسارش زصد پروانه،پروانه

بپرسيدم از اوبارى،دلش ازسنگ هم سخت است؟

بگفتا:بين چه ميپرسى تو،بى باكانه باكانه!

غلط كردم بگفتم، درگذر از لطف خبطم را

به ايمايى جوابم گفت،بس فرزانه فرزانه:

هنوزت از دهن چون طفل بوى شير مى أيد

برو،خامى،بسوزان خود، دليرانه دليرانه

چو سوزيدى،بيفشان گردآن درپاى جانانت

نثارت تا نمايد بوسه اى جانانه، جانانه

 قربانگاه ذلت

پيكرى از غصه هاى بيكران يكتا شدم

كشتئ بشكستهء محروم ساحلهاشدم

تانگيرد شحنه ام بارى به جرم حرف حق

باده نوش وميگسار كوچه وصحرا شدم

اژدر هفتسربكام اش برد دنياى مرا

گاويال هشتدُم راهمره در عقباشدم

سال هادر فكر فرداهاى عليا سو ختم

لحظه لحظه سرنگون در ظلمت سفلاشدم

برق قربانگاه ذلت ديده امرا خيره كرد

كورمالان كورمالان راهئ آنجا شدم

درغمآباد عزيزى ءيوسف ام گم گشته است

كاز فراقش چون پدر در ماتم وغوغاشدم

بانگ شيپور يكى خواهم جهان يكسان كند

ورنه تا روز قيامت از دويى رسوا شدم

كوره راه هاى بلند وصخره هاپيموده ام

كاين چنين گوشه نشين فقر و استغناشدم

 هفتسر-  مرام ازهفتگانه هاى خادم( قاتل)ملت.

هشتدُم- هشتگانه ها يعنى دايه هاى اجير و دلسوز مردم

جمهورى

 از انجنير"شجاع"

اگرم شيخ بپرسد كه چرا ميخوارم

گويم اش راه همين است نه من انكارم

جام شاهد نگرفتى كه بدانى مى چيست

خم وخمخانه چه ديدى تو مگو زينهارم

برو اى كس كه تو از هيچترين هيچترى

مزن اين لاف كه حلاجم وسر بر دارم

مرد ره نيست چو تويى كه گرانبار بود

نيمه راه ضجه دهد سر كه زپا افگارم

نشود آبله پا واقف هر آبله دل

پاك گويم كه زتو أبله پا بيزار م

همچو نى از همه اسباب جهان خالى شو

آنزمان داد بر آور و بگو زابرارم

آن كه از مستئ حق خاك رهءجانان گشت

مست ومستانه دهد بانگ كه من هوشيارم

سر ما در گرو رطل يكى جمهورى

نه چو تو در گرو جبه ام و دستارم

  

رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید