WELCOME

To Our Website

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Sed non metus

 گزیده های مقالات فرهنگی فلسفی وسیاسی

    یادی از مادر ـ مادر ـ مرگ عاطفه - سرزمين مهر              انجنیر خلیل شجاع

يادى از مادر

من ترا مادر من فخر وتاج سر من

تاكه اين چرخ چوگردونه به دوران باشد

تازمين باشد وماه وخور رخشان باشد

مسكنم باغ ارم يا كف زندان باشد

بعد دادار جهان،بيشترين از امكان

دوست ميدارم وميپرستم ات ازدل وجان

آنهمه نغمهء لالايى تو يادم است

گفتنى هاى پراز مهر تو مهر رخشان

آن نگاه هاى پراز لطف وپرازتمكينت

قصه هاى تو نه يك بهر دلا سايى بود

نه يك اش گرمى وشيرينئ خواب آرام

بلكه اندرز وهمه سرمهء بينايى بود

تويى يك گوهروالاى برون از قيمت

بيكرانى،تويى يك بحرفزون ازرحمت

كى ميسر بوٓدم تا كه شود بشمارمض

آسمان كرم ات نجم غنا و ابهت

تو خود اكسيرصفايى وشرف را مايه

همه از توست مرا اين همگى پيرايه

بابك ناز پس ازمرگ پدر گشتى مرا

خاك پاهات به چشم ام بكشيدن غايه

چه سُبُك بال كشود روح گرانت آسان

جانب اوج به منزلگهء يكتايى. ها

منزلى كاش رهء فرقت نرسدتاآنجا

جايگاه ابد و منزل يكجايى ها

خلد بالا دهدات جاى كريم يكتا

با همه رفته و پدرود كنان دنيا

درصف شادروانان سفركردهء دهر

سرخرويى وسرافرازى ز أنت بادا

 

مادر

من ترا مادرمن،فخرو تاج سر من

تاكه اين چرخ چوگردونه به دوران باشد

تازمين باشد وماه و خور رخشان باشد

مسكنم باغ ارم يا كف زندان باشد

بعددادار جهان،بيشترين از امكان

دوست ميدارم وميپرستمت ازدل وجان

آنهمه نغمه ى لالايىء تو يادم است

گفتنى هاى پراز مهر تو مهر رخشان

آن نكاه هاى پرازلطف و پراز تمكينت

قصه هاى تونه يك بهر  دلاسايى بود

نه يك اش گرمى وشيريننىءخواب آرام

بلكه اندرز و همه سرمه ى بينايى بود

تويى يك گوهر والاى برون ازقيمت

بيكرانى ،تويى يك بحر فزون از رحمت

كى ميسر  بودم،تا كه شود بشمارم

آسمان كرم ات  نجم غنا وفرحت

توخود اكسير صفايى و شرف را مايه

همه از توست مرا اين همگى  پيرايه

بابك ناز پس از مرگ پدر گشتى مرا

خاك پاهات به چشم ام بكشيدن غايه

چه سبك بال كشود روح گرانت آسان

جانب اوج   ، به منزلگهء يكتايى  ها

منزلى كاش  رهء فرقت نرسد تا آنجا

جايگاه ابد و منزل  يكجايى  ها

 

     مرگ عاطفه

به سوگ و ماتم يك زن

به قلب خفته وافتيده از كارش

نه تنها مادر  و خواهر

نه يك خويش و اقارب

نه يك شهر عجايب

همه ،بل أسمان و هم زمين

هم دشت و هم كوهسار..

همگى ، هم در و ديوار مى گريد

همه باناله و افغان...

تن آغشته در خونى

تن كوبيده و سوزيدهء يك زن

هزاران كس تماشاگر...

يكى با هق هق و افسوس

دگر با ضجه و فرياد

به سوى مشتى از پسماندهء آتش

به مو هاى يكى آغشته در خونى

به جسم له شده ،رخسار ناپيدا...

بلى ،وامانده ، واجانه

مى بينند و مى بينند...

و آنسوتر...

تنى چندى،به هيكل آدمى،اما...

به دل،يكپارچه آتش

به سينه پاره اى از سنگ

همه ديوانه و الدنگ

دهن كف كرده و رخسارپرآژنگ

به همديگر همى گويند :

كافر بود،كافر بود...

كلام الْله سوزانيد

يكى پرسد،تو خود ديدى؟

چگونه آتش اش زد...؟

همه افسانه وبهتان

سراسر واهى و كتمان...

تو اى خواهر،تو اى مادر،تو اى بيمار

مگر اينرا نفهميدى ؟

دراينجا و دراين دنيا همه ديوانه سالارى

همه گند است و مردارى

نه قانون و نه پاسبانى...

دراين شهر عجايب

در اين شهر غرايب

كه قربانگاه عدل است و سخاوت

كه قبرستان مهر و عا طفه باشد...

برو باعالمى اندوه

بخواب باعالمى رؤيا

تو اى خواهر تو اى مادر

تو اى قربانئ خشم و جهالت ها

سخن بسيار است اما...

در اين دفتر نمى گنجد

در اين دفتر نمى گنجد

ويانا ٢٢مارچ

           سرزمين مهر

دركعبه و دير و كنشت

در دوزخ و هم دربهشت

تنها ترا خوا هم ز دل

تنهاستى يكتا ستى

اى مهد شيران دلير

اى سرزمين ماه و مهر

تابود و باشداين سپهر

يكدانه اى ، والاستى

 

از روزگاران كهن

استى و بودى جان من

راندكس ار داد سخن

تو اش سخن افزاستى

 

باتو مرا هستى بوٓد

در فقد تو سستى بوٓد

وجد،از سر مستى بوٓد

مستى و وجدم كاستى

 

تو را ثنا خوانم به لٓك

كس نشنود،غير ازفلك

مرزت، اباسين و اتك

چون شمس نا پيداستى

 

ميغ سيه غلتان شود

ديو غضب داغان شود!

عالم همه انسان شود

بينم جهان آراستى!

 

تاخنگ گردون نغنٓوٓد

رٓخش از رُخ تو كى رود

رُخشنده گى را تا ابد

شايسته و برجاستى

 

امروز،اين پتياره دهر

رنگ دگر بنموده سر

زير زمين كرده زٓبٓر

معموره ى فرداستى

شاهان زتو سلطان شدند

شاهنشهى را زان شدند

اما تو گور صدهزار

اسكندر و داراستى

هركو ترا خواهد ذليل

اورا عدم زيبد گسيل

فخر منى،گويد"خليل"

تو لؤلؤى لالا ستى

  

رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید