گزیده های مقالات فرهنگی فلسفی

 

 چند طنز کوتاه با کارتونهای دیدنی                                       حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی     

محــترم حــامــد کــرزی برای طــالب بیــچاره و  بیکس

به جــمع آوری اعــانه اقــدام کــرد

دیدن حالت رقتبار طالب بیچاره که چپلق پلاستیکی ساخت پاکستان به پا و واسکت انتحاری ژولیده و پاره پاره بتن که اکثراً  به علت همین فرسودگی قبل از رسیدن بهدف در بین راه منفجر میگردد برای هر مسلمان و هر انسان با احساس خصوصاً شخص بشر دوست چون حامد کرزی با آن قلب رؤف و دل و مهربان خیلی رنج آور و المناک است. متاسفانه فقر اقتصادی یگانه مشکل طالب بیچاره و بیکس نیست بلکه فقر امکانات حقوقی و دفاعی ونداشتن حامی و مدافع نیز برایش خیلی اسفناک است که جهت رفع این مشکل محترم حامد کرزی آقای داکتر فاروق وردک را سخنگو و وکیل مدافع او مقرر کرد و مشکل تا جای رفع گردید. مشکل اقتصادی نیز برای طالب بیچاره در خور اهمیت بزرگیست ، گرچه دولت امریکا مبلغ نه صد ملیون دالر را جهت حمایه مالی پروژه اهلی سازی طالبان به حساب بانکی استاد ربانی حواله کرد ولی از بخت بد طالب در اثر اختلاس بزرگ و تقلب بی سابقه در کابل بانک آن پولها در کانالهای تاریک تحت البانک مفقود گردید که از همین بابت خانم برهان الدین ربانی سخت برآشفته شده و کفگیر و جارو را بدست استاد داده و خود برقع بالا زده در مجلس صلح طالبان شخصاً حضور یافتند.اکنون محترم حامد کرزی بنا به احساس مسؤلیت افغانی و اسلامی شان خود دست بکار شده و برای طالب بیچاره و بیکس در مساجد شهر کابل بعد از ادای نماز جمعه به جمع آوری اعانه میپردازد.از قدیم گفته اند که مصیبت اگر دوتا شد سومش هم براه است و طالب بیچاره نیز در پهلوی فقر حقوقی و مالی شدیداً به فقر غیرت افغانی هم مبتلاست ، افغان غیرتی و شخ  بروت لنگی پوش و چپن دار از ادیم تا قدیم منحیث مرد خودش را سه نیزه بالا تر از زن می پنداشت و اگر از کسی یک عمل ننگین و نامردانه سر میزد نظر به عرف افغانی به او طعنه میزد که باید ریشش را بتراشد ولباس زنانه بپوشد زیرا پوشیدن لباس زنانه برای یک مرد غیرتی افغان به منزله بزرگترین اهانت بشمار رفته و غیر قابل تصور است که مرگ را صد بار به آن ترجیح میدهد ، اما حالا مشاهده میکنیم که طالب بیچاره به افتخار نه تنها پیراهن زنانه بتن که حتی چادری زنانه نیز به سر میکند.
پس برای رفع این  مشکل او فقط از بارگاه ایزد متعال می توان استدعا کرد که به طالب بی غیرت ما در کنار اخلاق انسانی و چشم  بصیرت کمی غیرت و مردانگی ، همت و شهامت نیز اهدا کند !

با تقــــــــــــديم حـــــــــــرمت

حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

مذاکــــرات صلـــــح با طالــــبان و حـــزب اســــلامی

در فضـــای نهایت دوســـتانه آغـــاز شــــد

 

دیروز سه شنبه مورخه بیست و هشتم جولای مذاکرات صلح با طالبان و حزب اسلامی در هوتل بین المللی کابل در فضای نهایت دوستانه آغاز شد و نماینده طالبان با گرمی و حرارت خاص ازین مذاکرات استقبال بعمل آورد !

در نشست فوق الذکر محترم حامد کرزی رئیس جمهور دولت اسلامی افغانستان با برادر ناراض و برادر اندر نا اهلش مدت چار ساعت معضلات و مشکلات کشور را مورد بررسی دقیق وهمه جانبه قرار داده و بالاخره بعد از ادای نماز ظهر توافقنامه ذیل را به امضاء رسانده و جهت تائید آنرا به سفارت پاکستان فرستادند :

- جاگزینی امارت اسلامی بجای دیموکراسی غربی و نظام کفر و الحاد

- جاگزینی مطبوعات  اسلامی بجای رسانه های الحادی و   منع یاوه سرایی های مطبوعاتی بنام آزادی بیان

- جاگزینی شرع اسلامی بجای حقوق مدنی و حقوق بشر و حقوق زن و امثالهم

- جاگزینی جزای ذبح اسلامی ، سنگسار و دره زنی بجای زندان

- منع فعالیت های سیاسی و اجتماعی خارج از دایره اسلام و عرف مسلمین

- منع هر نوع فعالیت بیرون از منزل برای طبقه اناث به استثنای سنگسار شدن

بعد از امضای توافقنامه هنگامیکه امیر المونین ملاعمر جهت قضای حاجت راه بیت الخلا را در پیش گرفتند بعلت فقدان چشم راست و مشکل در دیدن گوشه واستکت مخصوص شان به نوک راکت گلب الدین راکتیار گیر کرده و امیرالمومنین کله ملاق شده و واسکتشان منفجر گردید که در نتیجه صالون هوتل را آتش گرفت ولی فقط بعد از چند ثانیه بطور معجزه آسا آتش خاموش گشته و آقای راکتیار حیرت زده به بوسیدن دستان ملا عمر شروع کرده و از وی طالب پوزش گردید که گاه و ناگاه در امیرالمومنین بودن ایشان شک بدلش راه پیدا کرده ولی اکنون که شاهد این معجزه بزرگ به چشمان گنهکار خودش می باشد دیگر شک و شبهی در کرامات ایشان باقی نمانده ، در همین اثنا آقای کرزی گلب الدین را صدا زد که گلو بچم بهتراست که بجای دستان امیرالمومنین پاهای مرا ببوسی و گلب الدین به حیرت نگاهی بسوی کرزی انداخت و دید که از پاچه های پطلون کرزی مایع زرد رنگی هنوز هم جاری بود .

با تقــــــــــــديم حـــــــــــرمت

حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

فکاهی روز : کرزی تقلبکار بوسیله محکمه ویژه قلابی

وکلای تقلبکار را از پارلمان اخراج کرد !

 

 جلالتمأب محترم حامد کرزی بنیانگذار تقلب انتخاباتی و رئیس انجمن تقلبکاران خاورمیانه و آسیا به وسیله دادگاه ویژه قلابی    شصت نفر نماینده پارلمان را به جرم تقلب انتخاباتی با شصت نفر نماینده تقلبکار دیگر تعویض کردند . خوانندگان محترم شاید برای شما هم این عمل محترم کرزی شکل معمای را بخود گرفته باشد و جهت حل این معما از سخنگوی ایشان آقای وحید عمر خواستار توضیحات درینمورد گردیدیم که ایشان چنین فرمودند : " محترم حامد کرزی رئیس جمهور دولت اسلامی افغانستان جهت مبارزه با تقلب و فساد اداری مطابق ماده چارصدو بیست قانون اساسی بند سی و نهم شصت نفر نماینده پارلمان را به جرم تقلب انتخاباتی با شصت نفر نماینده تقلبکار دیگر تعویض کردند . "طوریکه مشاهده میکنید این توضیحات آقای وحید عمر بجای روشن سازی به پیچیدگی موضوع افزود که بالاخره خبرنگار ما را مجبور ساخت تا دست بدامان خود آقای کرزی شده و از ایشان شخصاً طالب توضیحات درینمورد گردند.

خبرنگار : آقای کرزی آیا این خبر حقیقت دارد که به حکم دادگاه ویژه باید شصت نفر نماینده به جرم تقلب انتخاباتی با شصت نفر نماینده تقلبکار دیگر تعویض گردند ؟

کرزی : بلی ظاهر موضوع همین است ولی در حقیقت اخراج آنها از پارلمان دلیل دیگری دارد و در دوران ریاست من هرگز کسی به ارتکاب تقلب مجازات نخواهد شد مشروط بر اینکه در اجرای آن مهارت و هنرمندی بر رفته باشد.

خبرنگار : يعنی از نگاه شما مهارت در تقلب قابل تقدير است ؟

کرزی : نظر بنده را درین مورد میدانید ، بلی مهارت و هنرمندی در هر عملی قابل تقدير است .

خبرنگار : آقای کرزی شما فرمودید که ظاهراً علت اخراج این نمایندگان تقلبکاری بوده ، می توانید کمی درین مورد روشنی اندازید که علت اصلی اخراج ایشان چه بوده ؟

کرزی : بلی !  علت اصلی اخراج آنها از پارلمان یک مشکل تخنیکیست نه تقلبکاری ایشان ، بعلت اختلاس و تقلب در کار تعمیر مجلس شوری ملی از طرف  شرکت ساختمانی ماشال فهیم بودجه وضع شده کفایت مصارف لازمه را نکرده و در نتیجه ساختمان شوری ملی قدری کوچکتر از پلان اصلی  ( حدود شصت چوکی کمتر از تعداد چوکی های لازمی ) تعمیر گردید که کمبود این شصت چوکی دلیل معضله کنونیست ، لهذا وکلای محترم مجبورند به نوبت بعد از هر شش ماه بر کرسی هایشان بنشینند.

خبرنگار : آقای کرزی پس چرا شما از اخراج نمایندگان از پارلمان صحبت میکنید اگر موضوع ازینقرار باشد اینکه اخراج نیست ؟

کرزی : درست است که این اخراج نیست ولی شما میدانید که کشور ما کشور بسیار فقیریست که به پول زیاد ضرورت دارد و این غربی های لعنتی یک دالر شان را هم مفت و بی جنجال بما نمی بخشند ، بودجه سالانه مبارزه با فساد اداری نه صد ملیون دالر است ولی برای بدست آوردن آن ما باید اسناد و مدارک معتبر به جامعه جهانی ارائه کنیم و سند معتبرتر از حکم محکمه مبنی بر تقلبکاری شصت نفر وکیل شوری چه خواهد بود !

 برای مدت شش ماه وکلای فوق الذکر می توانند به سیاحت و جهانگردی و یا زیارت حج بروند ، بعد از شش ماه محکمه اختصاصی دیگری دایر کرده آنها را دوباره به چوکی هایشان نشانده و شصت وکیل دیگر را به سفر حج می فرستیم که به این صورت دو خربوزه را بیک دست گرفته هم مشکل کمبود چوکی را به نحو احسن حل کرده و هم به کمک همین معضله

بودجه سالانه مبارزه با فساد اداری را از جامعه جهانی بدست می آریم .

خبرنگار : پس دیده می شود که اختلاس و تقلب در بعض موارد خالی از فواید هم نمی باشد !

 کرزی : نه در بعض موارد که همیشه خالی از منفعت نیست مشروط بر اینکه بشکل درست و با مهارت و زرنگی صورت بگیرد !

با تقــــــــــــديم حـــــــــــرمت
حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

امــــــریکا و مذاکــــــرات مستـــــــقیم با طالبـــــان یا معــــــاملات غیـــــر مستــــــقیم با پاکســـــتان

 

یکی بود یکی نبود زیر آسمان کبود بابه خارکش پیری بود که هر روز با خر لنگش از کوه خار به ده آورده و از فروش آن مصارف زندگی را تامین میکرد ، خر بیچاره که برعلاو لنگ بودن از گوش ها کر و از یک چشم هم  کور بود از بام تا شام  بار می کشید و شام که خسته و کوفته از کوه به ده برمیگشت بجای استراحت پسران بابه خارکش هوای خردوانی به سرشان زده و خر بیچاره را ساعت ها پائین و بالا می دونداند .
شب هنگام خواب که بالاخره از دست بارکشی بابه خارکش و خردوانی پسران او آرام  میگرفت به خیال پلو زدن شروع میکرد گاهی خود را در وجود فیل ماموت می یافت که هنگام راه رفتن زمین در زیر پایش به لرزه می آمد و  پسران بابه خارکش از ترس زیر پاشدن بالای درختان بالا می شدند و گاهی خود را در پوست شیر و پلنگ می دید که مردم قریه از دیدن او به خانه هایشان فرار میکردند و صبح که بیدار می شد باز همان آش بود و همان کاسه .
در قریه یک شکارچی پیر و مهربان نیز وجود داشت که با شکار حیوانات درنده و فرو ش پوست آنها تامین معشیت میکرد یکروز که او از دیدن اذیت و آزار خر بیچاره توسط پسران بابه خارکش بسیار نارحت شده بود آنها را مذمت کرده و در گوش خر گفت فردا صبح وقت در جنگل همجوار قریه بیا من با تو کاری دارم ، فردای آنروز خر هنگام شفق داغ بدون سر و صدایی طویله را به قصد جنگل ترک گفت و درآنجا پیر مرد شکارچی را دید که پوست شیری در دستش وانتظار او را می کشید ، پیره مرد رو به خر کرده گفت میدانم که چرخ فلک با تو از در ناسازگاری پیش آمده ولی اگر کمی بخود تکان دهی و از عقل سلیم استفاده بری چرخ فلک را هم به حیرت خواهی انداخت همین گفت و پوست شیر را به زمین پهن کرد و خر پوست شیر را به سرعت پوشید و بسوی جوی آب رفته و از دیدن عکس خود تکان خورد و از پیره مرد تشکر و قدر دانی کرده بسوی قریه به دویدن شد ، پیره مرد از پشت او صدا زد که : اگر خواهی که در کارت موفق باشی پس همیش از عقل سلیم اسفتاده برده و در هیچ کاری اضافه روی مکن !
خر پوست شیر بر تن و صد ها فکر و خیال بر سر روانه ده گشت و با رسیدن به قریه مردم دست و پاکنده هراسان و فریاد کنان به خانه هایشان متواری شده در ها را برویشان بستند ، خر از دیدن مردم درآن حالت پریشان چنان به وجد و شادی آمد که از فرط مسرت و شادمانی در پوست شیر هم نمیگنجید ، بالاخره حس انتقام جویی در وجودش چنان غلبه کرد که برای ترساندن هر چه بیشتر مردم بالای بام کادان بالا شده و از آنجا به بام خانه های مردم به دویدن آغاز کرد ، مردم بیچاره که شیر را در بالای بام هایشان دیدند کم بود که از فرط ترس و هراس بسیار قلب هایشان از حرکت بماند همه در و پنجره را برویشان بسته و اطفال شان را در بین کندوی آرد و تنور ها پنهان کردند.
خراز دیدن این حالت رقتبار مردم چنان به وجد و شادی آمده بود که در بالای بام به رقص و پایکوبی آغاز کرد ولی هنوز هم بفکر این بود که چطور می تواند مردم را بیشتر ازین بترساند ناگهان چیزی به فکرش گذشت که با صدای بلند به هنگ زد ن آغاز کرد مردم که آن صدا بگوش شان آشنا بود از شنیدن آن خیلی دچار تعجب شده و بعد از مکث همه بیک صدا فریاد زدند که این شیر نیست بلکه خر لنگ بابه خارکش است که پوست شیر پوشیده و همگی بسوی او هجوم آورده و خر بیچاره را با هر چه بدست داشتند چنان لت و کوب کردند که تا یکهفته از طویله بیرون رفته نمی توانست .
حالا شبها بجای خیال پلوزدن خود را ملامت میکرد که چرا به کم قناعت نکرده و با هنگ زدنش همه چیزش را بدست خود برباد کرد ، چرا عاقل کند کاری که بار آرد پشیمانی !
خوانندهای عزیز آیا شما شباهت بین زندگینامه کرزی و سرنوشت فلاکتبار خر لنگ بابه خارکش نمی بینید !
بیچاره کرزی هم عمری را به بقاب شویی و جاروکشی سپری کرد و چه شب ها که خسته و زله از کار آمده در بستر خواب مانند خر بابه  خارکش به خیال پلو زدن مصروف شده و خود را در ارگ سلطنتی کابل بر تخت ظاهرشاه می دید ولی صبح که از خواب بر میخواست بازهم همان آش و همان کاسه همان بشقاب شویی و همان جارو کشی .
تا اینکه بختش باز شد و مرغ سعادت بر سرش نشست و در عالم واقعیت امریکا او را به جانشینی ظاهرشاه انتخاب کرده چپن سبز بجانش داد و بر تختش نشاند ، کرزی که تا یکهفته گمان میکرد که اینهمه را بخواب میبیند و در جواب تبریکی دوستان همیش میگفت ایکاش ازین خواب هرگز بیدار نشوم و رو به قصر گلخانه ایستاده چنین می سرآید :

تویی برابر من یا خیال در نظرم ... که من به طالع خود هرگز این گمان نبرم

بالاخره درک کرد که اینهمه نه خواب است و خیال بلکه تحفه مرغ سعادت و ازآن ببعد آغاز کرد به ترساندن مردم ، در ابتدا همه کسان را که در رسیدن به قدرت او را یاری و مددگاری کرده بودند یکی پس دیگری از کنارش دور کرده و کسان دیگری را جانشین آنها ساخت ، تمام کمک های مالی جامعه جهانی را به کیسه برادرانش ریخت ، سیستم حکومتی کشور را به سازمان مافیایی تغیر ماهیت داد ، در انتخابات ریاست جمهوری تقلبکاری را شیوه معمول پنداشته بدان رسمیت بخشید و انتقاد باداران غربی اش را با صد چال و فریب جواب داده به ایشان بفهماند که مجبورند با او کنار آیند :

  بخت این ملک گشته و قحط الرجالی آمده  ... چار باید کرزی ناچار باید کرزی 

کرزی که یکشبه ره صد ساله طی کرده و از بشقاب شویی به سلطنت کابل ارتقا یافته  حالا به هیچ قیمتی حاضر نیست که تخت و تاج به مفت آمده را دوباره از دست دهد و اکنون که جهت باد ها تغیر کرده و یخ های قدرت غرب رو به ذوب شدن است و لشکر طالبان پشت دروازه های ارگ رسیده او هم به امید حفظ جانش به جهت باد می رقصد و درین رقص و پایکوبی چون خر لنگ بابه خارکش به هنگ زدن شروع کرده و ادای ملا مشک عالم و وزیراکبر خان درآورده بادارش را اشغالگر خطاب کرده مردم را به جهاد فرا میخواند !
اینجاست که کاسه صبر بادار لبریز شده و بعد از ده سال صبر و تحمل بالاخره پوست شیر را معذرت میخواهم چپن سبز را از جان کرزی بدر آورده و او را دوباره به شغل بشقاب شویی اش فرستاده مذاکرات مستقیم با طالبان و یا معاملات غیر مستقیم با پاکستان را آغاز میکند .
کرزی شب ها در بستر خواب بجای خیال پلو زدن بر بخت بدش زار زار میگرید و بخود لعنت میفرستد که چرا با حماقت ها و افزون طلبی هایش تخت و تاج سلطنتی را از دست داد !

  گریه زار او چو بشنفتند مردم دور و پیش او گفتـــند
 
گر نصیحت گهی تو بشنیدی اینچنین روز بد نمیدیدی

با تقــــــــــــديم حـــــــــــرمت
حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

 

گفته اند که چرخ تاریخ را نمیتوان به عقب گشتاند ولی در افغانستان قوانین جبر تاریخ نیز مانند خیلی چیز های دیگر قانونمندی خاص خود را دارد و درین روز ها همه بدون شک شاهد به عقب گشتاندن چرخ تاریخ درین سرزمین هستیم .
گرچه سخنگوی طالبان آقای فاروق وردک در مصاحبه با یک روزنامه نگار خارجی فرمودند که طالبان امروز طالبان سالهای نود میلادی نیستند و گذشت زمان بر آنها هم اثراتی گذاشته ، این فرموده آقای وردک را به یقین میتوان قبول کرد چون طالبان نیز جز جامعه بشری بوده و از کاروان ترقی و پیشرفت جهانی نمیتوانند بکلی عقب بمانند ، طالبان ده سال پیش نوار های صوتی موزیک را در شاخه درختان آویزان ( اعدام ) میکردند ولی امروز کدام طالب را سراغ نداریم که حد اقل یکعدد موبایل کمره دار و دو سیم کارت مختلف در جیب واسکتش نداشته باشد .
طالبان دیروز در انزوای کامل جامعه جهانی و تحریم اقتصادی دنیا قرار داشتند که حتی توان اعمار یک کشتارگاه ساده را برایشان نداشتند و بیچاره ها از مجبوری مراسم جشن اعدام شان را در استادیوم ورزشی کابل برگزار میکردند ولی طالبان امروز به فضل و مرحمت خداوند از حمایه مادی و معنوی بیشتر از پنجاه کشور جهان برخوردارند .
کشور فرانسه اعمار یک کشتارگاه مدرن مجهز با دستگاه گیوتین اتوماتیک را که توان کشتار سه نفر در یک دقیقه را دارد به امارت اسلامی طالبان وعده سپرده.
دولت فدرالی آلمان برای تمام مساجد در شهر های بزرگ افغانستان قول تدارک ماشین های استنجای برقی را دیده تا طلاب کرام بعد از مراسم قصابی با دستان خون پر هنگام استنجا شرم جای شان را خون آلود نکنند.
ملکه انگستان از دیدن فلم سنگسار صدیقه نامراد و جفت ناکامش در قندوز قدری از طولانی بودن مراسم سنگسار و عذاب کش شدن آنها متاثر گشته و آنرا مغایر کنوانسیون حقوق بشر دانسته لهذا به داکتر فاروق وردک و مولوی ضعیف هنگام بازدیدشان از بریتانیای کبیر وعده تدارک چند پایه ماشین اتومات سنگسار را داد ، ماشین های فوق الذکر قادرند همزمان ده نفر را در کمتر از سه دقیقه رهسپار دیار فانی کنند ، طلاب کرام فقط نعره الله اکبر سر میدهند بقیه کار ها بشکل اتومات به پیش میرود.
پدر معنوی طالبان ایالات متحده امریکا توجه خویش را به مشکل دیگر طالبان مبذول داشته و در مورد وعده همکاری داده ،یکی از وظایف مهم و مشکل الاجرای لشکرامر به معروف و نهی عن المنکر کنترول ( سنت های مردان ) در خیابان های پر ازدحام کابل و سایر شهر های بزرگ است که مجبور جهت انجام آن در گوشه کدام دیوار و یا پشت کدام صندق کثافات نگاهی به خشتک مرد بیچاره انداخته و از رعایت سنت پیامبراطمینان حاصل کند.
امریکا به لشکرامر به معروف و نهی عن المنکر وعده سپردن بادی اسکنرهای مدرن که در میدان های هوایی ازآن استفاده میشود را سپرده ، طلاب کرام با دستگاهای فوق قادر خواهند بود از فاصله یکمتری و از بالای تنبان رعایت سنت پیامبر را کنتول کنند وعلاوه برآن به کمک آن دستگا ها ریش اصلی را از ریش مصنوعی به سادگی تشخیص دهند.
در رابطه با همکاری های تخنیکی و مدرن سازی رسانه های گروهی تمام کشور های غربی وعده ادامه همکاری به امارت اسلامی را داده مشروط بر اینکه امارت اسلامی افغانستان آزادی مطبوعات و اسقلال عمل رسانه ها را رعایت نماید.
امارت اسلامی افغانستان هم به نوبه خویش به جامعه جهانی قول داده که رسانه ها در فعالیت های مطبوعاتی شان در تمام موارد آزادی مطلق خواهند داشت الا مواردی که با اسلام ارتباط دارند و حکم اسلام درآن تطبیق خواهد شد ولی اینکه کدام موارد با اسلام ارتباط دارند و کدام نی تعین و تشخیص این امر فقط از صلاحیت های امرالمومنین ملاعمر می باشد !

با تقــــــــــــديم حـــــــــــرمت
حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

   

واقعاً این خیلی جای تعجب و نهایت حیرت انگیز است که درین ده سال که ما همیش شاهد حوادث ناگوار انفجاری و انتحاری از طرف طلاب کرام بوده ایم و مجرمین بعد از دستگیری توسط ارگان های امنیتی کشور بزودترین فرصت از قید رها شده و حتی با دریافت سفر خرچ و  توشه راه روانه وزیرستان جنوبی گردیده اند ، این اولین باریست که یک طلبه کرام به جرم قتل و کشتار مردم بی گناه محکوم به اعدام میگردد .
آیا علت اینکار آمدن تغیر در دیدگاه های کرزی نسبت به برادران ناراضش است ، یا سیاه بختی این طالب نگون بخت !؟
آرمان تغیر دیدگاه های کرزی را نسبت به برادران ناراضش شاید همه به گور با خود ببریم ولی گمان برم بیشتر از سیاه بختی حماقت و خیانت این طالب باعث صدور حکم اعدام برای او گردیده ، او با اظهارات مملو از حقیقتش مرتکب بزرگترین خیانت به طالبان شده و چهره اصلی آنها را به جهان معرفی کرده که کیفر چنین خیانت بجز اعدام چیزی دیگری بوده نمیتواند ازینرو به فرمان ملا عمر و توشیح جنرال حمید گل حکم اعدام او در پاکستان صادر شده و توسط کرزی به محاکم افغانی جهت طی مراحل قانونی سپرده شد .
اگر همین جنایت قتل و کشتار مردم  بی گناه را نا دیده بگیریم این طلبه کرام با اظهارات افشاگرانه اش مصدر بزرگترین خدمت به بشریت گردیده و معمای لاینحل انگیزه قتل و کشتار بیرحمانه طالبان را که برای همه یک معمای حل ناشدنی بود بالاخره حل کرد .
تا دیروز در باره انگیزه این قتل و کشتار های وحشیانه نظریات مختلفی وجود داشت ، کس در آن انگیزه دینی و مذهبی میدید ولی گشتار بیرحمانه مسلمانان در مساجد در هنگام نماز دلیل محکم برای رد این ادعا ها بود و عده تعصبات قومی و زبانی را منشا این قساوت ها میدانستند ولی متاسفانه که نمونه های زیادی ازین نوع اعمال غیر انسانی در مناطق پشتون نشین به وقوع پیوسته که پایه این ادعا را نیز متزلزل می ساخت ، دشمنی و خصومت علیه طبقه اناث هم انگیزه این اعمال وحشیانه شده نمیتواند چون نه تنها زنان که حتی اطفال و کودکان معصوم نیز از شرارت این وحشت و دهشت طالبانی در امان نبودند !
بالاخره این طلبه کرام به این معمای لاینحل پایان داده و صاف و پوست کنده اعتراف کرد  که :

طـــــالـــــب از کشــــــتن انســـــــان لــــــذت میــــــــبرد "

منظورمن از کعبه و بتخانه تویی تو ، منظور تویی کعبه و بتخانه بهانه
حالا فهمیدیم که انگیزه مذهبی و یا سیاسی و جهاد در مقابل کفار و یا تعصبات قومی و زبانی و یا زن ستیزی اینها همه بهانه ای بیش نبوده ولی طالب فقط و فقط از کشتن انسان لذت می برده و بس !
انگیزه سیاسی کسان دیگری دارند که از طالب منحیث آله قتل و کشتار و وسیله انفجار و انتحار متحرک  و جاندار برای دست یافتن به اغراض شوم شان استفاده میکنند ، این وحدت عمل به سود هر دو طرف تمام میشود هم غریزه خونخواری طالبان مرفوع گشته و جنایات شان بنام جهاد اسلامی و مقاومت ملی بخور مردم داده میشود و هم باداران شان بدون اینکه دستان شان را به خون مردم آلوده سازند از پشت میز و پیش کامپیوتر فرمان این جنایات را صادر میکنند !

     تو از من آن خواهی من ز تو این ... چه منت است باید یکدیگر را

  با تقــــــــــــديم حـــــــــــرمت
حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

  

رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید