گزیده های مقالات فرهنگی فلسفی

 

 چند طنز کوتاه با کارتونهای دیدنی«10»                            حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی     

امـــریکا می خـــواهــــد نو نهــال حقوق بشــر و جامعــه مدنی را در افغانســتان ذریعـــه طالـــبان به ثمــر رســـاند !

این یک واقعیت غیر قابل انکاریست که امریکای جهانخوار در مشتعل ساختن آتش جنگ و نا آرامی در کشور های جهان سوم همیش دست داشته و نان مرداش را در آتش همین جنگ های خانمانسوز دایم پخته و ازان سود برده.
اما درینجا من کوشش دارم به سوال دیگری پاسخ پیدا کنم که آیا برای کشور های جهان سوم مانند افغانستان همین جنگ و  خونریزی سودمند تر از صلح و امنیت نبوده ؟
بهتر خواهد بود در یافتن جواب برای این سوال احساسات انسانی وطندوستانه و ضد بیگانه را کنار گذاشته و با منطق خشک حسابگر به ارزیابی موضوع پرداخت چون در غیر آن به نتیجه درست دست نخواهیم یافت.

دوران سلطنت چهل ساله ظاهر خان یگانه زمانیست که در افغانستان مدت نسبتاً درازی صلح و امنیت نسبی حاکم بوده و قبل از آن و بعد از آن آتش جنگ و نا آرامی همیش درینجا شعله ور بوده.
خوب اگر وضعیت اقتصادی امروز کشور را با دوران ظاهر شاه از لحاظ اقتصادی مقایسه کنیم گمان برم کفایت خواهد کرد که فقط دارایی های منقول و غیر منقول مارشال فهیم و یا یکی دیگر از جنگ سالاران را با خزانه وقت ظاهر شاه به مقایسه بگیریم که خواهیم دید تمام  خزانه ظاهرشاه در جیب واسکت مارشال فهیم و یا غولک میرویس جان جای خواهد گرفت.

اگر به وضعیت شهر سازی آن دوره یک نگاهی بیاندازیم تعمیر فروشگاه بزرگ افغان با نه یا ده منزلش آسمان خراش وقت بشمار میرفت و در تمام شهر کابل فقط در منطقه وزیر اکبر خان چند تعمیر مدرن و عصری بنظر میخورد و باقی کابل اکثراً از کلبه های محقرانه گلی تشکیل شده بود.
امروز اگر از طرف شب از منطقه تایمنی و خیرخانه عبور کنیم با دیدن چراغ های رنگی صالون های مجلل عروسی شام پاریس خود را در لاس ویگاس و شیکاگو احساس می کنیم ، این قصر های شیشه ای کابل که ظاهراً با آسمان خراش های شیشه ای اروپا و یا دوبی کدام فرق ندارند الی یک نکته که اینها برخلاف قصر های دوبی با کثافات و زباله دانی ها و گل و لای سرک های دور و بر شان محاط می باشند.

تعداد افغانهای که که در تمام دوران چهل سال سلطنت ظاهر شاه  در اروپا و امریکا به قصد تجارت و یا تحصیل اقامت داشتند شاید بیشتر از صد نفر نبوده باشند ولی امروز از اروپا و امریکا تا آسترالیا و کانادا و از چین و جاپان تا افریقای جنوبی و برازیل هر سنگ را که بالا کنیم چار پناهنده و مهاجر افغان از زیر آن بیرون می شوند.

در اکثر جاده های شهر کابل بعد از گذشت یکساعت شاهد عبور یک موتر می بودیم ولی حالا بفضل خداوند وضعیت طوریست که اکثراً یکساعت وقت نیاز داریم تا بتوانیم به سلامت از یک سوی جاده بسوی دیگر آن عبور کنیم .

در آن دوران طلایی چلم و نصوار عمل اکثریت مردان سالخورده بود و کشیدن چرس در بعض مناطق رایج بوده و در جمع بزرگتری اعتیاد بشمار میرفت ولی امروز افغانستان بزرگترین تولید کننده هیروئین جهان است که از برکت کشت خشخاش حتی دهقان بیچاره نیز صاحب لقمه نانی شده و قاچاقبریکه سالها مصروف قاچاق انسان در مرز های ایران و پاکستان بود حالا ازینطریق صاحب مال و منال درینجا و حتی آرگاه و بارگاهی در دوبی و قطر و قدرت سیاسی در پارلمان و کابینه کشور شده.

بلی اینها همه از برکت جنگ بوده و اگر روس در کشور ما تجاوز نمیکرد و زمینه را برای استفاده جویی و آتش افروزی امریکا مساعد نمیساخت ما شاید تا امروز صاحب قصر های عروسی شام پاریس و عزیزی بانک نمی شدیم و هنوز هم آسمان  کابل مانند آسمان چاریکار و بامیان آبی رنگ و از جاده هایش هر یک ساعت بعد یک موتر عبور میکرد ، پس اینهمه ترقی و پیشرف را مدیون تجاوز روس و خیانت امریکا هستیم و باید قدر آنها را بدانیم !

 با تقـــــــــديم حــــــــــــرمت
حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

پشت ملای انگلیسی به نماز ایستادن کم بود که به فتوای

 ملای امریکایی به جهاد هم بر خاستیم !

 گفته اند که  کور یکبار عصایش را گم میکند ولی از بخت بد کور افغانستان هر روز عصایش را گم میکند ورنه تجربه ملا امام انگلیسی مسجد پلخشتی کابل که مردم سالها به پشت او اقامه نماز کردند برای ما باید کافی می بود و دیگر فریب ملای امریکایی را نخورده و به فتوای او در مقابل بت بامیان و تاکهای انگور شمالی جهاد نمیکردیم .

در امریکایی بودن ملای کور هیچ زمان کس شک و شبهه  نداشته و همه میدانند که او از پدر امریکایی و مادر پاکستانی بدنيا آمده ، گرچه که درمورد پدر بودن پدر امريکايی او حرف های هم گفته ميشود چون مادر پاکستانی او خيلی صفت پاک دامنی نداشته و بعض شب ها را با کاکای انگليسی او هم سپری ميکرده ولی سر خانه پوشيده است و حقيقت را فقط خدا ميداند.

اما درین چندین سالیکه بعلت سرپیچی از فرامین پدر و کاکا از طرف آنها عاق شده بود پس از مجبوری و جهت تامین معشیت ظاهراً به اسلام گرایش پیدا کرده و جهاد در مقابل کفار خصوصاً امریکا و انگلیس را شعارش قرار داده و برای ثبوت مدعایش به تخریب بت بامیان ، کندن تاکهای انگور شمالی و ذبح اسلامی و سنگسار مردمان بی گناه پرداخته است.
 
 
اما طبق مثل معروف که آب اگر صد پاره گردد باز با هم آشناست و یا گوشت از ناخن جدایی ندارد بالاخره پدر دیگر توان دیدن حالت فلاکتبار پسر را در دشتهای سوزان کویته بلوچستان ناپاکستان نداشته و با مصرف نیم ملیون دالر امریکایی تدارک مسافرت او را در قطر دیده و در آنجا به تهیه اقامتگاه مناسب برای او و یارانش پرداخت.

نیم ملیون دالر امریکایی مصارف سفر و تهیه مسکن ملا عمر و حواریونش در قطر در نگاه اول اغراق آمیز بنظر میرسد ولی اگر در نظر بگیریم  که ده فامیل طالب که هر کدام حد اقل دارای ده تا پانزده طالبچه و سه راس شتر و شش راس گاو و دها بز و گوسپند و غژدی و نمد و گلم و  کوزه و کاسه اند این مبلغ خیلی هم مبالغه آمیز نخواهد بود.

برای انتقال آنها امریکا طیاره باربری انتونوف روسی را کرایه گرفته و در میدان هوایی دوحه تیم صحی دوکتوران امریکا مجهز با مدرن ترین وسایل طبی و بهداشتی به معاینه صحی جل و جفن و ریش و پشم آنها پرداخته و با صد ها نوع حشره از قبیل شپش و کیک و کنه و مور و ملخ آشنایی پیداکرده و بالاخره بعد از شستشوی آنها با آب داغ و صابون و شامپوی امریکایی و ضدعفونی کردن شان آنها را به تیم آرایشگر و خیاطان حرفه ای امریکایی سپردند تا از ایشان طالبان به سلیقه و ستایل غرب و معیار های لندن و  پاریس درست کنند. فقط اجازه داشتند که ریش و پشم شان را منحیث یادگار دوران توحش و مغاره نشینی حفظ کنند که برای پاک کاری آنها از چرک و کثافت و انواع و اقسام حشرات و جناوران ساعت ها وقت و مقدار زیاد شامپو های مخصوص استعمال گردید تا که برس و شانه موی بالاخره موفق به عبور از بین جنگل آمازون ریش آنها گردید.

با تقـــــــــديم حــــــــــــرمت
حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

ســنگ اول چـــون نهــــد معمــــار کــــج تا ثــــریا می رود دیوار کــــــج

گاهی در تاریخ بشر تغیرات بسیار کوچک و ناچیز عواقب و پیامد های خیلی بزرگی را در پی دارد اما افسوس که آوردن چنین تغیرات کوچک هم فقط در عالم رویا و خیالات میسر میگردد .
بطور مثال اگر آدولف هیتلر پیشوای نازی های آلمان که سخنور توانا و چیره دست بود اگر گنگ می بود و یا کور بدنیا می آمد جهان از شر جنایات هولناک او به یقین که در امان می بود ویا اگر والدین محمد علی جناح بنیانگذار کشور پاکستان از ادویه ضد حاملگی و یا از سایرامکانات ضد بارداری چون کاندوم استفاده میکردند شبه قاره بزرگ هند اصلاً دو پارچه نمی شد و هزاران انسان بی گناه در جنگ های خانمانسوز مذهبی هند و پاکستان بیهوده تلف نمی شدند و امروز جهان از شر شرارت و ترور و وحشت این شیادان دین فروش و انتحار و انفجارشان درامان می بود.

اما افسوس و صد افسوس که چنین نشد ، هم هیتلر شنوا و بینا بود و هم والدین محمد علی جناح از کاندوم استفاده نکردند و در نتیجه شبه قاره هند تجزیه شد و کشور جدیدی از ناپاک ترین عناصر زمان تشکیل شده و از فرط بی شرمی و دیده درایی اسم کشور شان را پاکستان گذاشتند ، مثل اینکه اسم افغانستان یک کشور محاط به خشکه را آبستان و یا اسم کشور هالند را کوهستان می گذاشتند.
شاید انتقاد ما بیجا بوده و منظور شان از پاکی پاکستان پاکی و صفایی ظاهری کشور پاکستان باشد چون نظافت و پاکی لاهور و ملتان وعطر دلنشین کوچه های روالپندی و پشاور شهرت جهانی داشته و عطر سازان مشهور پاریس و لندن در تولید و ترکیب محصولات عطری شان همیش از آن الهام میگیرند.
 
با تقـــــــــديم حــــــــــــرمت
حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

بایدن معـــاون رئیس جمهـــور امــــریکا به نرخ روز نان خـــورده و میـــگوید که طالــــبان دوســـتان امــــریکا اند !

 در یکی از پس کوچه های کابل ترکاری فروشی دوکان داشت که با فروش ملی سرخک و تراتیزک اعاشه زندگی میکرد.
یکروز طفلک خورد سال نز او آمده یک پاو کچالو از او خواست ، ترکاری فروش که برای پرکردن دخل دوکان گاه و بیگاه از حق مشتریانش هم چیزکی در جیب می انداخت با دیدن طفلک خورد سال باز هم شیطان در زیر پوستش در آمده و بجای کچالو یک پاو شلغم در خریطه سودای طفلک انداخته او را طرف خانه اش روان کرد.
پدر طفل که خریطه را باز کرد به تعجب نگاهی به داخل خریطه انداخته و دست پسرش را گرفته طرف دوکان سبزی فروش روان شد.
سبزی فروش که غرق دنیای خیالات بود از صدای پای مشتری سرش را بلند کرد و یکمرد شخ بروت و قوی هیکل را با چهره زشت و وحشتناکی در مقابلش یافت ، از جایش تکان خورده و هنگامیکه چشمش به پسرک خوردسال افتاد کم بود قلبش از حرکت بماند و تمام موهای بدنش راست شده عرق سرد در پیشانیش جاری شد.
او را سلام  گفته و پرسید چه امر و خدمت دارد ، مرد با صدای غران که علایم خشم و غضب درآن احساس می شد به او گفت : او بی انصاف بی مروت تو خجالت نمیکشی که یک طفل معصوم را فریب داده پول کچالو میگیری و در خریطه اش شلغم می اندازی ؟
ترکاری فروش از ترس زبانش به لکنت افتاد و سوگند یاد میکند که این شلغم ها در اصل کچالو بودند ولی از بالای بادنجان ها لول خورده و شلغم شده اند !  از آقای بایدن هم که پرسیده اند که تا دیروز طالبان دشمن امریکا بود پس حالا چطور به یکبارگی به دوست امریکا تبدیل شد ، او هم در جواب گفته که طالبان اصلاً دشمن امریکا بودند ولی چرخ زمان آنها به دوستان امریکا تبدیل کرده !

با تقـــــــــديم حــــــــــــرمت
حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

جــنرال حمــید گل گفــته بود که : مــولــوی حقـــانی و گلـــب الــدین مـــانــند او پاکســـتانی اند ، آیا او کســـان دیگـــر را فــــرامـــوش نکــــرده ؟

 جنــرال زلمـی ویسـا:
مولوی صاحب سلام و احترام خدمت مبارک تقدیم میکنیم

مـــولـــوی حقـــــانی :
زویه جور و تکله باشی ، از آسیب دشمن های اسلام خدای تعالی ترا حیپظ کنه !
سفر جرمنی بخیر گذشت ، انشاالله به سلامت پس آمدی !؟

جنــرال زلمـی ویسـا:
مننه مولوی صاحب ، جای تان خالی بود ، جرمن راستی که خوب ملک اس ، تا که سترگی کار میکنه درخت اس و سرسبزی ، از آسمان خراش ها و موترها و سرکها که هیچ نپرس ، خلاصه بهشت روی زمین اس به خدا !
نه پکت برای خودشان که حتی همی مهاجرین و پناهنده های اوغان هم ده بهشت زندگی میکنن.
کرایه خانه ره صوپی الم میته ، هرکدام که ده کابل یک بایسکل غرازه هم نداشت ده اونجه دو تا موتر داره ، موتر هم که خراب شد یک تلفون میکنه حاجی واسع ده پنج دقه حاضر شده مفت و رایگان موتر ره ترمیم میکنه ، اگه دیگه پیسه هم کار باشه کارت خوده ده می گیره از دیوار پیسه میکشه حالی شما خود بگو که همی بهشت نیس ؟

مـــولـــوی حقـــــانی :
زویه کپر نگو ، شاید زندگی مادی شان خوب باشه اما نفس شان نجس اس خیر و برکت درک نداره ، اونجه که خوردنی مردم گوشت خوک و نوشیدنی شراب باشه و هر زن اروپایی با ده مرد بیگانه همبستر شوه ، تو به او بهشت گفته می تانی !؟
توبه کو زویه و دیگه ایتو گپ های جاهلانه نگو !
 
جنــرال زلمـی ویسـا:
شما راست گپتی مولوی صاحب ، منظور ما هم فقط همی آسمان خراش ها و موترها و سرکهای شان بود.
اما مردم بسیار ساده و راست هستند ، مثل ما مسلمان ها نیرنگ و پریب ره یاد ندارن ، حتی با تعارپ بلد نیستن یک نپر ره که یک چیزی تعارپ کنی از دستت میگیره و تشکر گپته می خوره که حیران بانی

. مـــولـــوی حقـــــانی :
نی زویه ایطور هم نیس ، اونها بسیار مردم شیطان صپت وپریبکار هستن ، ده تای ما و تو ده جیب بغل اونها اس

. جنــرال زلمـی ویسـا:
مولوی صاحب ما گپ شما ره نمی خاهیم رد کنیم اما اگه اونها آنقدر رند و شیطان صپت هستند پس چطور ما می تانیم اونها ره پریب بتیم !؟
همی جنرال ایساپ که هموتو گوسپندی آدم اس که پیکر کده ما به اردوی اوغانستان خذمت کده و در مقابل طالب جنگ می کنیم

مـــولـــوی حقـــــانی :
زویه اگه تو روی ورق خواندی او پشت ورق خوانده ، او خوب می پامه که تو برای طالب و طالب برای پاکستان کار می کنه.
اما او ای ره هم می پامه که امریکا بدون طالب و طالب بدون امریکا ده اوغانستان هیچ کار نمیتانه ، هر کس هدپ خود ه داره طالب از خود و امریکا از خوده.
از همی بابت تو را به جرمنی دعوت کده که به طالب بفامانه که غرب در آینده مخالپ طالب نیس و حتی در قطر برای طالب دفتر واز میکنه.
پقط طالب در آینده اجازه نداره مثل قدیم ها در غازی استادیوم علنی کشتار کنه ای کار ها باید به استاندارد بین المللی برابر باشه

با تقـــــــــديم حــــــــــــرمت
حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

   

رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید