گزیده های مقالات فرهنگی فلسفی

 

 چند طنز کوتاه با کارتونهای دیدنی«14»                            حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی     

احمـدی نژاد هیتـلر را خجـالت داد

کــرزی و اعـــمارفــابریکــه یخســازی در کــابل

 کــــرزی به احــــترام مــــاه مــــبارک رمضـــــان از دالـــــر هـــــای وعـــــده شـــــده در جـــــاپان یک فــــابریکه یخســــازی در کــــابل اعمـــــار کــــــرد

توجه دوستان گرامی را به سخنرانی جلالتماب کرزی در محفل افتتاحیه فابریکه یخسازی نیستان در کابل جلب میکنیم
 
سلام وطندار های گل ، شیر مردان و شیرزنان افغان سلام و صد سلام !ای گپه خو همگی تان می فامین که مه پاچای شما هستم و شما رعیت مه هستین و ای ره هم می فامین که پاچا سایه خداست و اطاعت اوامر پاچا سری رعیت فرض اس.
اگه یک ملت از اوامر پاچا سر پیچی کنه خدا سراو ملت غضب کده و وبا و طاعون ره بالای شان نازل میکنه.
مه می فامم که بعض مردم ها پشت سر مه چه گپ ها می زنه و سر مه چه تهمت ها میکنه که کرزی کمک های بین الملل ره چور و چپاول کد ، کرزی جیب خود ره از پیسه های خارج پر کد ، او مردم همی که کسی گفت بینی تانه پشک برد اول ببینین که بینیی تان سر جایش اس یا نی باز پشت پشک بدوین !
بیایین ببینن که همی چپن مه کدام دانه جیب داره باز گپ های مردم ره باور کنین ، مردم که هر چیز میگه ، از قدیم ها گفته شده که دان مردم و دروازه شار ره کس بسته نمی تانه بان که بگوین کون لق شان !

شما خوتان شاهد هستن که سه هفته از کانفرانس جاپان تیر نشده و هنوز دالر ها ده سرای شهزاده حواله نشده که مه دلم طاقت نکد که رعیت مه ده ماه مبارک رمضان همرای  او یخ روزه شان ره افطار نتانه ، همی بود که فرمان آباد کدن فامریکه یخسازی ره دادم.
باز هم شاید یگان تا بگویه که فامریکه یخ سازی خو بسیار مصرف نداره اما خبر ندارن که از دست ای پاکستان لعنتی که راه های تجارتی ما ره بسته کده قیمت تمام چیز ده چند بالا رفته ، ده سر میرویس جان قسم که ده همی فامریکه تقریباً یک ملیارد دالر امریکایی مصرف شده و هنوز کارش نا تمام اس.

انشا الله و تعالی به ماض که دالر های جاپان ده سرای شهزاده برسه فرمان ساختن یک فامریکه قند ره هم میتم که رعیتم ازی بباد هر روز قند او زده دعا کنند که خدا تخت و بخت کرزی ره برقرار داشته باشه
آمین یا رب العالمین !

با تقـــــــــديم حــــــــــــرمت
حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

احمـدی نژاد هیتـلر را خجـالت داد

ماه رمضان ماه تزکیه نفس یا ماه خود فریبی ؟

مـــاه رمضـــان مـــاه تزکـــیه نفــس و تمـــرین انســان مــاندن یا ماه خــــرخـــوری و خــــود فــــریب دادن ؟

اگر بنا باشد که یک تعریف جامع و کوتاه از انسان بنمایم که در بر گیرینده تمام ابعاد وجودی و روحی انسان باشد شاید بیشترازهمه ناطق بودن انسان توجه مارا بخود جلب کند گرچه طوطی هم درحد توان خود از انسان درین کار تقلید میکند یا اینکه انسان یگانه حیوانیست که بروی دو پا حرکت میکند ولی باز شادی درینجا با انسان رقابت کرده در حرکات پرجست وخیزحتی بر او سبقت میگیرد اما اگر تکیه بر روی قدرت آگاهی و خود آگاهی انسان بنماییم درینکار او به یقین که در جهان طبیعت بی نظیر خواهد بود و این آگاهیست که به او قدرت انتخاب داده و او را از بندگی و اطاعت مطلق طبیعت رهایی بخشیده .

او نه تنها جهان طبیعت را با شناخت قوانین علمی حاکم بران مطابق میل خویش تغیر داده که حتی بر طبیعت خویش نیز عصیان کرده و حلقه غلامی اش را بدور انداخته. او دیگر مانند سایر حیوانات فرمانبردار بی چون و چرای غرایز طبیعی اش نیست ، خودش تعین میکند که به خواست غرایزش چه جواب دهد ، او گرسنه است و طبیعت وجودش ایجاب میکند که میل غذا نماید ولی خود تصمیم دیگر میکیرد و با وجود احساس شدید گرسنگی مشت محکم بدهان غریزه اش کوبیده لب به غذا نمی زند. حتی اگر دلش ازین زندان طبیعت بسیار به تنگ آمد از سخره کوهی خودش را پایین انداخته و اسارت عمری طبیعت را پایان می بخشد ولی به هیچ صورت حق انتخاب و آزادی را از خود صلب نمی کند.
ولی انسان این تافته ای نا بافته ای طبیعت که اگرسرش به آسمان هم برسد ریشه در زمین داشته با همین گاو و گوسفند خویشاوند است و تنها خود آگاهی ورهایی از بند اسارت غرایز است که اورا به مقام والا و شامخ انسانی و حتی نزدیکی های خداوند می رساند
.

مگــر آدمی نبــودی کــه فریب دیو خــوردی
کــه فــــرشــــته ره ندارد به مقـــــام آدمــیت

این نردبان فلاح و رستگاری که از لجن زار خوک آباد زندگی مادی تا به قله های مرتفع و مه آلود آسمان عرفانی و عالم ملکوتی آدمی را بالا میبرد خطر نزول و سقوط آدمی نیز از آن موجود است و برای جلو گیری از چنین سقوط فاجعه آمیز آدمی را فقط لطف خداوند و تمرین پیگیرو مداوم یاری خواهد کرد.
بلی تمرین انسان ماندن و نلغزیدن در لجن زار غرایز حیوانی یک ضرورت انسانیست که هیچ انسان با وجدان و روشندل نمیتواند آنرا انکار کند .
انسان که همیش به خواسته های غریزی اش جواب مثبت داده اصلأ تصور مقابله در برابر این خواست ها برایش ناممکن بنظر رسیده و او حاضر خواهد بود که برای ارضای آن غرایز در صورت عدم وجود امکانات دیگرحتی به زیر پا گذاشتن آبرو و عزتش تن در دهد .
فلسفه روزه فقط مهار کردن همین خواهشات نفسانی وتمرین پیگیر و مداوم آن و در نتیجه انسان ماندن انسان است که اگر او بتواند ازین امتحان پیروز بدر آید به یقین که در مقابل وسوسه های شیطانی دیگر نیز به آسانی تسلیم نخواهد شد.

اگر مسلمان آگاهانه و با درک و فهمم فلسفه ای روزه و نه برای کسب ثوابات سال یکبار این تمرین تزکیه نفس را به صورت درست و مطابق روح اصلی آن عملی کند به یقین که اینکار در زندگی فردی و اجتماعی او اثر خواهد گذاشت و این شخص اگر روزی بین خیانت و دریافت انعام بزرگ و یا صداقت و تحمل شکم خالی قرارگیرد یقینا که نه گفتن برای او خیلی مشکل نخواهد بود چرا که او هر سال برای مدت یکماه تمرین نه گفتن کرده و تجربه ای فراوان اندوخته.
خوب حالا اگر این تمرین تزکیه نفس از لغزیدن آنشخص به منجلاب خیانت و پستی جلو گیری کرده و او را در مشکل ترین انتخاب زندگی یعنی انتخاب خدا یا خرما رهنمایی درست کرده پس ثواب بزرگتر ازین چه خواهد بود ، گرچه میدانم که این ثواب ازان ثواب های نیست که با جریب و هکتار اندازه شود ولی همین بزرگترین ثواب است که سعادت کسب آن نصیب هر کس نمی گردد.
این است مفهوم درست ثواب از دید گاه اسلام و این ثواب با آن ثواب که در بین مسلمان به غلط بنام ثواب مشهورگشته ودرحقیقت تجسم اخلاق معامله گرانه و سود جویانه جامعه ای شان است فقط نام مشترک دارد:

دانه ای فلفـل ســیاه و خـــال مـاه رویان ســــیاه
هـــردو یک رنگ است اما این کجــــا و آن کجـــــا

ولی متاسفانه همانطوریکه اکثرمفاهیم اسلامی در بین مسلمانان از لنگ آویزان شده و شیر به قیر تبدیل میشود سرنوشت روزه نیز ازین حالت مبرا نیست و چیزیکه کمتر می توان دران سراغ کرد مبارزه با خواهشات نفسانی و تزکیه نفس است وحتی اگر گفته شود که برعکس آن به واقعیت نزدیکتر است بیراهه نخواهد بود.

ماه رمضان ماهیست که مسلمان بیشتر از هر وقت دیگر و از هر چیزی دیگر به فکر خوردن می باشد ، یکماه پیش از رسیدن رمضان هوسانه های مخصوص سحری و افطاری از قبیل ترشی و چکنی ، خرما و زیتون تهیه میگردد و با شروع ماه روزه حاجی رمضان با دهل و نغاره نیم شب از خواب برخاسته با چشمان خواب آلود و معده ای بی اشتها ولی ازهراس گرسنگی فردا آنقدر میخورد و می نوشد تا که بی حال شده و از پا بیافتد و بعد چارغوک کنان خود را به بستر خواب رسانیده نیم روز را در خواب سپری کرده و نیمه باقیمانده را در فکر تهیه افطاری و خرید ماهی و جلبی میگذراندد.
یکساعت پیش ازافطارسری به آشپزخانه زده ویک نگاه عاشقانه به صورت زیبا و دل آراه ماهی و جلبی انداخته و بعد شسصت د قیقه طولانی را که در نظرش شسصت ماه و یا حتی شسصت سال می آید درغم جانکاه فراق یار و آرزوی وصال دلدار می گذراند:

تاکـــی به تمــــــنای وصـــــــال تو یگـــانه
اشکم رود از هـــر مـــژه چون سیل روانه
آخـــــر به ســر آید شب هجـــران تو یا نه
ای تیـــر غمــت را دل عشـــــاق نشـــــانه

بالاخره با طنین صدای آذان ملا شب فراق به پایان می رسد و فتوحات با حمله برغوری ماهی وجلبی آغاز گردیده و بعد قابلی و بورانی بادنجان و آشک و کباب چوپان و منتو و دوپیازه و سه پیازه تا اینکه شب به پایان نزدیک شده و باز هم آمادگی سحری گرفته می شود و روز بعد مانند روزقبل به شام می رسد.

در ماه مبارک رمضان فقط دو موضوع در محور توجه حاجی رمضان قرار دارد یکی جستجو و تدارک غذاهای متنوع ، خوشمزه و پر قوت و دیگری حصول ثوابات مختلفه از طریق انجام عبادات مخصوص درین ماه که ماه فیض و برکت است و از در و دیوار هر خانه مسلمان ثواب می بارد.

گرچه حاجی صاحب با آن پرخوری و آن قطر شکم به مشکل می تواند از جا بر خیزد و از همین رو در ماه رمضان همیش به عصا چوب ضرورت دارد ولی با آنهم جهت کسب ثوابات تمام شب را به ادای نماز و خواندن دعا های پرثواب سپری میکند چونکه نماز شب سنت پیامبرگرامیست.
خیلی جای تعجب است که پیامبر اسلام و یاران نزدیکش در ماه رمضان با چند دانه خرما و قرص نان جو روزه ای شانرا را افطار می کردند ولی متاسفانه این سنت پیامبر در بین مسلمین از شهرت و محبوبیت چندانی برخوردار نیست !

خوب واضح است که یگانه ثمره چنین روزه داری بالا رفتن قیمت های مواد غذایی در ماه رمضان وعدم دسترسی قشر محروم جامعه به آن و بروز انواع و اقسام امراض جهاز هاضمی در اثر پر خوری و دست دادن یک احساس کاذب انجام عمل خیر و کسب ثوابات فراوان به مسلمین خواهد بود

با تقـــــــــديم حــــــــــــرمت
حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

احمـدی نژاد هیتـلر را خجـالت داد

برادر ناراض کــرزی و کلمــه محمــدی

برادر ناراض کــرزی خــود کلـــمه محمــــدی نمــــیداند ولی بزور واســـکتش آن را بالای دیگران میخــــــواند !

اگروحشت و بربریت طالبانی و ارتجاع مذهبی از یکسو باعث رکود و پسمانی فرهنگی در جامعه گشته ولی از جانب دیگر از برکت توحش محیرالعقول و غیر قابل تصور ایشان کار طنز نویسان و کاریکاتوریست ها خیلی ساده و بی درد سر شده
چونکه دیگر به نیروی تخیل هنری و گنجانیدن واقیعت ها با افزار هنر در قالب طنز و کارتون نیازی نیست.
به دار آویختن کست های موسیقی ، اعدام زنان در استادیوم فوتبال و تقاضای اعمار کشتارگاه از جامعه جهانی ، سر در خشتک مردم فروبردن برای کنترول سنت پیامبر همه مواردی اند که به این مضحکی در ذهن بهترین طنز نویس جهان هم نمی توانست خطور کند .

موضوع طنز و کارتون هذا نیز پدیده تخیلات هنری بنده نی بلکه واقعیت تلخ و درعین حال مضحک و خنده آور جامعه ماست که جهت باورمندی دوستان گرامی ویدیوی اصلی مصاحبه را نیز در همین صفه به اشتراک میگذارم.

مصـــاحـــبه خـــبرنگـــار بی بی چهـــل با مـــلا جنـــت گل برادر ناراض کـــرزی پیــــرامـــــون اصـــول و احــــکام دین اسلام

خـــبرنگـــار بی بی چهـــل :
تشریف آوری شما را به دفتر رادیو بی بی چهل خوش آمدید گفته و خواهشمندم که خود را معرفی کنید !

مــــــــــــــــــلا جنـــت گل :
تشکر خبرنگار صایب ما هم شما ره خوش آمدید میگویم ، معرفی دیگه کار نیس ملا جنت گل هستیم دیگه

 خـــبرنگـــار بی بی چهـــل :
شما توسط نیرو های امنیتی افغان با یک واسکت انتحاری دستگیر شده اید ، آیا شما قصد کدام عمل انتحاری را داشتید ؟

مــــــــــــــــــلا جنـــت گل :
والله خبر نگار صایب همی قصد ره خو داشتیم البط خواست خدا نبود شاید ما بسیار گنهگار بودیم

خـــبرنگـــار بی بی چهـــل :
عمل انتحاری در یک جاده پر جمع و جوش کابل ، آیا هراس نداشتید که مردمان بی گناه کشته شوند؟

مــــــــــــــــــلا جنـــت گل :
بی گناه که هیچ کس در اوغانستان نیس ، قوای کپر که ده ای ملک آمد همه گنهگار شد ، مرد و زن ، پیر و جوان

خـــبرنگـــار بی بی چهـــل :
خوب گیرم که همه گنهگار شده باشند ولی کافر که نشده اند

مــــــــــــــــــلا جنـــت گل :
ده سال اینجا حکومت کپر جاری اس ، اگر مردم کاپر هم نشده از کاپر کمی هم خیلی ندارن

خـــبرنگـــار بی بی چهـــل :
پس به نظر شما فرق بین مسلمان و کافر چیست ؟

مــــــــــــــــــلا جنـــت گل :
ای چی رقم سوال اس ، خو مسلمان مسلمان اس ، کاپر کاپر اس ای جای سوال نیس دیگه

خـــبرنگـــار بی بی چهـــل :
ملا صاحب اینکه جواب قانع کنند نشد ، لطفاً شما دقیق تفاوت میان مسلمان و کافر را بیان کنید

مــــــــــــــــــلا جنـــت گل :
او برادر ای ره خو یک ماشوم هم می پامه ، مثلاً کاپر چشم هایش مثل چشم های پشک شین رنگ داره و مسلمان به لطپ خدای تعالی تور سترگی داره ، کاپر موهایش مانند موهای سگ زرد رنگ داره خو از مسلمان شکر تور رنگ داره.
خو همیطو مسلمانو کاپر بسیار پرک ها داره حالی چه بگویم .

خـــبرنگـــار بی بی چهـــل :
منظور من از تفاوت در افکار و عقاید بود نه رنگ چشمان و مو ها !؟

مــــــــــــــــــلا جنـــت گل :
خو ده عکاید هم پرک داره مسلمان کلمه محمدی میخوانه و جنت میره ، کاپر ساز و آواز میخوانه و ده دوزخ میره

 خـــبرنگـــار بی بی چهـــل :
ملا صاحب چند نوع کلمه محمدی در اسلام وجود دارد ؟

مــــــــــــــــــلا جنـــت گل :
باز شما همیطو سوال های بیجا میکنین خبرنگار صایب !
کلمه محمدی کلمه محمدی اس دیگه چند رکم نداره

خـــبرنگـــار بی بی چهـــل :
آیا شما چیزی بنام کلمه طیبه و کلمه شهادت نشنیده اید ؟

مــــــــــــــــــلا جنـــت گل :
خبرنگار صایب ما غریب مردم کوچی هستیم ، شو و روز همراه گاو و شتر سر و کار داریم و ای چیز ها نمی پامیم ، شاید مولوی احمد حسین پنجابی جواب شما ره بپامه او خورا مولوی اس

خـــبرنگـــار بی بی چهـــل :
پس لطفاً همان کلمه محمدی را که خود تان بلد هستید یکبار بخوانید

مــــــــــــــــــلا جنـــت گل :
خبرنگار صایب ماره بیخی وارخطا کدی تو باش چطو بود ، آه یادم آمد :
لا الله لا الله کوربان دی شوم یا رسول الله پکر کنیم همیطو بود

خـــبرنگـــار بی بی چهـــل :
ملا صاحب کلمه محمدی شما کمی از کلمه محمدی دیگر مسلمانان تفاوت دارد ، اجازه دارم بپرسم که شما پیرو کدام مذهب و امت کی هستید ؟

مــــــــــــــــــلا جنـــت گل :
ما که پیرو مذهب عربستان سعودی و امت کرنیل نواب علی خان ملتانی هستیم

خـــبرنگـــار بی بی چهـــل :
ایا درست فهمیدم که شما امت کرنیل نواب علی خان ملتانی هستید ؟

مــــــــــــــــــلا جنـــت گل :
بلی خبرنگار صایب خو همی کرنیل نواب علی خان بما تعلیمات نظامی داده و واسکت را برای ما تهیه کرده

خـــبرنگـــار بی بی چهـــل :
معذرت میخواهم من حالا حتی در مسلمان بودن شما شک پیداکرده ام ، شاید شما پیرو کدام دین دیگر باشید !
کدام کتاب های آسمانی را شما می شناسید و به کدام کتاب آسمانی عقیده دارید ؟

مــــــــــــــــــلا جنـــت گل :
ده مدرسه مولوی احمد حسین پنجابی ما خروار کتاب ها ره دیدیم ، رنگارنگ کتاب ها ره دیدیم

خـــبرنگـــار بی بی چهـــل :
ملا صاحب فکر کنم که شما سوال مرا درست نفهمیدید ، من از کتاب های آسمانی پرسیدم !؟

مــــــــــــــــــلا جنـــت گل :
او خبرنگار صایب همو کتاب ها ده مدرسه مولوی احمد حسین هم ده روی زمین نبودند همگی ده طاق بلند چینده شده بودند و هر کدام به اندازه وزمین بود که اگه به سرشما وار می کدیم جای بجای چپه می شدن

. خـــبرنگـــار بی بی چهـــل :
خوب ملا صاحب جنت گل قبل ازینکه با کدام کتابی بر سرم بزنید مصاحبه را در همینجا خاتمه داده و از تشریف آوری تان سپاسگذاری و امتنام میکنم

مــــــــــــــــــلا جنـــت گل :
ما هم از شما تشکر میکنیم خبرنگار صایب.
با تقــــــــــــديم حــــــــــــــــــرمت
حقــــــــ(شـــمس الحـــق)ـــــــانی

 

 

احمـدی نژاد هیتـلر را خجـالت داد

ســنت پــیامــبر مــانع اظهــار نظــر مــولــوی کشــاف شــد !

مـــولـــوی کشـــاف رئیس شـــوری علـــمای افغـــانســـتان میخـــواست کـــه در مــــورد کشـــتار اخــــیر زنان بدست برادران ناراض کـــرزی اظهـــار نظـــر کننـــد ولی متاســـــفانه سنــــت پیامــــبر و احـــکام اســــلامی مــــانع این امـــر شــــد !                   


افغانستان زمان زادگاه مردان بزرگ چون مولانای رومی ، ابن سينا بلخی و سيد جمال الدين افغانی بود که نام نامی شان چون ستاره های درخشان در آسمان علم و معرفت ، عرفان و حکمت مشرق زمين درخشيده و شکوه و جلال به زندگی معنوی مردمان اين خطه بخشيده بود.
بیجا نخواهد بود اگر محترم مولوی کشاف را با کشفیات ارزنده شان در ساحات مختلف حکمت و دانش عصر در زمره آن بزرگمردان تاریخ شمرده و از خدمات علمی شان قدردانی بعمل آریم .

محترم مولوی کشاف که بیشتراز سی سال از عمر عزیز شان را صرف تحقیق و مطالعه در مورد مشکلات بارز جهان  اسلام منجمله تهیه و استفاده درست کلوخ استنجا و فواید آن و مضرات استفاده از کاغذ تشناب ، فواید و برتری های مسواک بر برس دندان ، فواید نصوار دهن و بینی از دیدگاه اسلام ، فواید صحی و اجتماعی پولیگامی بر مونگامی غربی نموده اند و ضمناً صد ها جلد کتب اسلامی به رشته تحریر درآورده اند که منحیث مشت نمونه خروار می توان از کتاب رهنمای بهشت و کتاب دعای شان نام برد که در کتاب دعا یشان صد ها نوع دعاهای مفیده از قبیل دعای تبدیل حرام به حلال ، دعای تبدیل مال مردم به مال خود ، دعای وصل العشاق ، دعای دفع الانباق ، دعای دفع وبا ، دعای دفع چشم بد و خیلی دعا های مفیده دیگر را می توان یافت.

رای شیخ الاسلام مولوی کشاف منحیث عالم و دانشمند بزرگ جهان اسلام رهنما و چشم چراغ مسلمین در مشکلات و معضلات زندگیست و ازینرو ملت مسلمان افغانستان بیصبرانه انتظار نظر ایشان را در مورد سنگسار ها و محاکم صحرایی طالبان داشتند که تا بدانند که آیا محبت و دوستی دو انسان دلیل برای سنگسار شان شده می تواند و یا تجاوز بر زن شوهردار و بعداً تیرباران کردن او در شرع اسلام مجاز است یا خیر !؟

شیخ الاسلام مولوی کشاف که دلش از دست این این جناوران بیابان گرد سخت داغدار است و به نیکی میداند که اینها با این اعمال شنیع شان باعث آبروریزی و بدنامی اسلام شده اند قصد داشت که در بیانیه ای نفرت و انزجار عظیم شان را ازین چارپایان آدم نما و لکه ننگ بر دامان بشریت ابراز داشته و آنها را دشمنان اسلام و در نتیجه مباح الدم و واجب القتل اعلام کند ولی افسوس و صد افسوس که رشد غلو و انبوه سنت پیامبر در دم در دهان بالای شان که حتی نفس کشیدن را برای ایشان مشکل ساخته مانع این کار شد.
حالا شما خود می توانید تصور کنید که با استماع خبر جنایات هولناک برادران ناراض کرزی چه آتش در درون مولوی کشاف مشتعل میگردد که چون کوه آتش فشان در جوش و خروش شده و مجرای برای بیرون شدن لاوای خشم و غضب درونی اش می پالد.

حالا که دهان بالا را سنت پیامبر مسدود کرده و دهان پائین برای جلوگیری از شکستن وضو باید مسدود باشد پس این شباهت به دیگ بخاری دارد که اشپلاقش بند شده و دیر یا زود سر نوشت انفجار در انتظارش خواهد بود که شیخ الاسلام مولوی کشاف کدام روزی خدای نا خواسته بدن واسکت انتحاری منفجر شده و این یک ضایعه بزرگی به امت مسلمان افغان و جهان اسلام خواهد بود .

مــا زقـــرآن برگــزیدیم مغـــــــــــز را
پوســت را پیش ســگان انداختـیم

چه زیبا فرموده مولانای رومی و فرموده شان نه تنها در مورد قرآن که در باب سنت پیامبر هم بکلی صدق میکند که هرکسی به اندازه اهلیت ، شخصیت و سواد و دانش علمی خویش برداشتی از سنت پیامبر دارد ، یکی زیر نام سنت پیامبر روش درست مبارزات اجتماعی و خودسازی انقلابی و یا به اصطلاح قرآن جهاد اصغر و جهاد اکبر را می فهمد و دیگری از همان سنت پیامبر فقط ریش ماندن ، دستار بستن و استعمال عطر و شترسواری را به خاطر دارد !

یقین کامل دارم که اگر یکعده از فرط جهل و بیسوادی و پائین بودن سطح دانش سیاسی و فرهنگی بنام سنت پیامبر به همین ریش و پشم و عبا و قبا دل خوش میکنند ولی یکتعداد دیگر آگاهانه و رندانه بر سر اسلام و پیامبر اسلام کلاه گذاشته و بجای رعایت سنت واقعی پیامبر که همانا مبارزه در مقابل ظلم و ستم و بی عدالتی اجتماعی و تلاش برای انسان ماندن و انسان شدن است خود را و دیگران را با این ریش و پشم وعطر و مسواک و شانه و تسبیح فریب میدهند !

این را یک طفل هم میداند که عمل کردن به سنت های واقعی پیامبر خالی از ضرر و خطر نیست و امکان دارد که آرامش زندگی ، مقام و منزلت اجتماعی و حتی حیات و زندگی ات را در آن راه از دست بدهی ولی از برکت فتاوی ملاهای دیوبندی تمام ضررات و خطرات احتمالی از سر راهت برداشته شده و تو برای انجام سنت پیامبر فقط کافیست که یک متر ریش گذاشته و دو متر پارچه دور سرت بپچانی و بجای برس دندان از مسواک استفاده کنی و به این سادگی کلید بهشت بدس آری !!!

با تقــــــــــــديم حــــــــــــــــــرمت
حقــــــــ(شـــمس الحـــق)ـــــــانی
 

احمـدی نژاد هیتـلر را خجـالت داد

 

نشست توکـیو و آخـرین غسـل دالـر کـرزی

یک دهــــه کمـــک هـــای اقتصـــادی غــــرب به افغــــانســــتان و پیــــامد هــــای نیک و بد آن

به یقین همه روزگارانی را بیاد داریم که پایتخت کشور مان یگانه پایتخت روی دنیا بود که از دشتن کانالیزاسیون
(
سیستم دفع آب بده رفت و باران ) محروم بود و در فصل بهار یک متر آب در سرک های کابل جمع شده و بدون استفاده از قایق و کشتی عبور از خیابان های شهر ناممکن بود.

همچنین همه بیاد داریم که در تمام کابل بجز فابریکه سیلو ، جنگلک و دو سه فابریکه خرابه و فرسوده امکانات تولیدی دیگری وجود نداشت و حتی چپلق های پلاستکی و تار و سوزن را نیز تجار افغانی از ایران و پاکستان به کشور وارد میکرد.
اگر مبالغه نکنم در تمام شهر کابل یک شفاخانه برای امور زایمان و امراض نسایی ولادی وجود داشت که بنام زایشگاه شهرت جهانی داشت.

در تمام افغانستان فقط بانک ملی افغان و پشتنی تجارتی بانک یگانه بانک های این کشور بودند که مامورین آنها از بیکاری از بام تا شام به چای نوشیدن و قطعه بازی مصروف بودند چون که تبادله اسعار نه درین بانک ها بلکه در سرای شهزاده و سر پل باغ عمومی صورت میگرفت.

در فصل تابستان و خزان هنگام گرد باد های موسمی آسمان کابل برای ساعت ها چنان تیره و تار می شد که گویی در دشت های ریگی عربستان سعودی یا صحرا های افریقایی گرفتار ریگباد شده ای ولی این نه ریگ و خاک بود بلکه مواد فاضله خشک شده بود که به شکل گرد و خاک در هوا بلند شده و از طرف مردم کابل تنفس می شد.
نه تنها تنفس این هوای مسموم باعث بروز امراز جهاز تنفسی و هاضمی برای مردم میگشت که بارها مردم بیچاره در شرق کابل در منطقه پلچرخی یا جوار مقبره نادرخان درین گردباد ها گیر آمده و دو روز بعد تشنه و گرسنه و نیمه جان در غرب کابل از شهرک حاجی نبی سر در می آوردند.
حتی دولت امریکا تصیم داشت تا محکومین به جزای اعدام را برای سیاحت چند روزه بکابل فرستاده و بدین شیوه خود را از شر اعتراضات سازمانهای دفاع از حقوق بشر و مخالفین جزای اعدام برهانند.

گرچه بیشتر از یک دهه از آن زمان ها نمیگذرد ولی تحول چشمگیری اقتصادی ، تخنیکی ، اجتماعی و مدنی که درین یک دهه از برکت کمک های مالی جامعه جهانی نصیب افغانستان گشت واقعً غیر قابل باور است توگویی سه قرن را ما یک شبه طی کرده و به سرمنزل مقصود رسیدیم.

امروز از برکت کمک های مالی جامعه جهانی و سعی تلاش مبرم دولتمردان کاردان و با مسولیت افغانستان دارای هزاران فابریکه صنعتی و تولیدی ، ده ها کوره ذوب آهن ، صد ها کار خانه اسخراج نفت و گاز و تولیدات شیمیاوی و کارخانه های دواسازی و صد ها بانک دولتی و خصوصی ، سیستم ترافیکی مدرن مجهز با قطار های عصری حتی به کوری چشم همسایگان بداندیش صاحب کارخانه های اتمی و تاسیسات غنی سازی اورانیوم ، مراکز تعلیمی مدرن و مجهز با وسایل عصری تدریسی در هر گوشه و کنار کشور گردید که محصلین و دانشجویان از تمام کشورهای منطقه و حتی اروپا جهت انجام تحصیلات عالی و تخصصی خود را برای دانشگاه های کبل کاندید میکنند.

اما از آنجایکه هر سکه دو روی دارد طبعاً که اینهمه پیشرفت و ترقی اجتماعی ، اقتصادی و تخنیکی جوانب منفی هم دارد که از خرابی محیط زیست در اثر کثرت وسایل نقلیه و ازدیاد فابریکه های تولیدی ، بروز امراض گوناگون جوامع متمدن چون فشار بلند خون ، مرض شکر و چاقی و اضافه وزنی و امراض روانی از اثر تنهایی و رجوع به انترنت و دنیای مجازی می توان نام برد.
نه تنها از بروز امراض فوق الذکر منحیث ثمره ترقیات اجتماعی افغانستان نوین می توان نام برد بلکه این تحولات جدید حتی بر اخلاق و ارزش های اخلاقی جامعه اثر منفی انداخته و مهر و محبت ، صفا و صمیمیت قدیم را به مادی گرایی و دالر پرستی تبدیل کرده که حالا زن ومرد ، پیر و جوان بجای رفتن به مسجد و انجام عبادت آی فون و سمارت فون بدست
از صبح تا شام مصروف چت کردن و ایمل فرستادن اند تا هر لحظه در جریان تحولات نرخ اسعار و قیمت دالر و پوند استرلینگ باشند.

با تقـــــــــديم حــــــــــــرمت
حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

احمـدی نژاد هیتـلر را خجـالت داد

احمـدی نژاد هیتـلر را خجـالت داد

 هیــتلراگــر با یهــودیان همــان میــکرد کــه رژیم اســلامی ایران با مهــاجــرین افغــان میکــــند به یقــین که قضــاوت تاریخ امــروز در مــورد او چــیزی دیگــری می بود !

 حضرت آیت الله خامنه یی رهبر مذهبی جمهوری اسلامی ایران در سخنرانی نماز جمعه امت اسلامی را مورد خطاب قرار داده فرمودند که :

ملت هوشمند ، با خرد و مسلمان ایران نباید شما درحقانیت فرموده های امام خمینی شک و تردید بدل راه دهید چرا که این خود در ردیف گناهان کبیره بشمار رفته و کمتر از  شرک و الهاد نخواهد بود.

اینکه ایشان فرموده بودند " اســـلام مـــرز ندارد " و این گفته آنها امروز برای شما به درد سری تبدیل شده این فقط یک سؤتفاهم و تعبیر نادرست از فرموده حضرت امام است.
درست است که " اســـلام مـــرز ندارد " ولی به یقین که منظور امام از ایران بسوی عراق ، سوریه ، لبنان ، افغانستان و سودان بوده و نه برعکس چون در آنصورت خدای ناخواسته فاجعه ای رخ داده و نسل نجیب ایرانی با نسل های نانجیب افغانی و سودانی بهم آمیخته و قاتی پاتی خواهد شد.

بعد ایشان رشته سخن را به آقای احمدی نژاد خوب نژاد و پاک نژاد سپرده و آقای احمدی سچه نژاد به ادامه سخنان گهربار حضرت آیت الله خامنه یی چنین فرمودند:

آی ملت شریف و نجیب ایرون ما امروز با همون مشکل دست و پنجه نرم میکنیم که رهبر فقید آلمان نازی آقای آدولف هیتلر با آن دست و گریبون بود فقط با این تفاوت که ما برای حل آن مشکل راه دیگری رو انتخاب کرده ایم چونکه ما الحمدالله مسلمونیم و خداوند به بندگان راستینش عقل و بصیرت دیگری اعطا فرموده تا به دیگران.

بلی مشکل مشکل نژاد پست تر است و خطر اختلاط آن با نژاد برتر، این بدان ماند که آب مرداب و گندآب را به جویبار صاف و یا دریاچه مملو از آب ظلال بریزی معلوم است که دیگر از ظلالت و پاکی آب رودخونه نمی توان سخن گفت

سوال این است که راه حل چیست ، راه که مرحوم هیتلر به پیش گرفت و یا طریق دیگری هم وجود دارد ؟
درینکه هیتلر نابغه عصر خود بود و افکارگهر بارش ضامن سعادت و پیروزی جامعه ایکه لیاقت سعادت و پیروزی را داشت بود هیچ شکی وجود ندارد اما یک نابغه هم بالاخره یک انسان است و گاهی دچار یک اشتباه میگردد.
بزرگترین اشتباه هیتلر همین بود که طریقه نادرست و غیر معقولی را برای نابودی نژاد یهود اتخاذ کرده و در اخیر این تدبیر نادرست باعث تباهی و بربادی خودش گشت.

جمع آوری شش ملیون یهودی از سراسر اروپا و انتقال آنها تا کوره های آدم سوزی ، پلان و تعمیر باشگاه های انتظار مرگ ، کوره های آدم سوزی ، تولید و تهیه قطار های بیشمار برای انتقال سریع یهودیان تا باشگاه های مرگ.
همه اینها به پول نیاز داشت به پول خیلی گزاف و نیروی پولیس فراوان ، مشکل دیگر مخفی نگهداشتن این پروژه از چشم مردم در داخل و خارج کشور بود که با وجود کوشش فراوان بالاخره همه از وجود آن اطلاع حاصل کردند.

ما به همه اینها ضرورت نداریم ، نه کوره آدم سوزی اعمار میکنیم و نه باشگاه های مرگ ، تا روزیکه به وجود ایشون نیاز داریم از آنها استفاده میکنیم ، کار های شاقه و ثقیله را که هیچ ایرونی حاضر به انجام آن نیست به وسیله آنها انجام میدهیم ،
در مرغداری ها ، آجرپزی ها ، سنگبری ها و تعمیر میتروی تهران از ایشان به نحو احسن کار می گیریم حتی در جنگ  های ایران و عراق از ایشون برای ماین پاکی استفاده میکنیم و امروز که دیگر به وجودشان نیاز نداریم فقط به مردم هشدار میدهیم که این افغانی های کثیف نه تنها جانی و قاتل بلکه ناقل امراض ساری و خطر ناک نیز می باشند دیگر ملت نجیب ایرون خود میدونند که چطور خود را از شر این پرازیت ها که پرازیت های هم با خود حمل میکنند رها سازند و بداد ایشون برسند که برای انجام این وجیبه ملی و اسلامی نیازی به قوای پولیس و ژاندارم کشور نخواهد بود.

هیچ کسی هم نمی توند بر دولت ایرون انتقاد و اعتراضی کند ، آخر جلو خشم ملت رو که هیچ نیروی نمی تواند گرفت ، آیا همین خشم ملت باعث سرنگونی رژیم شاه نگشت ، خوب این بار خشم ملت بر افغانی های کثیف نازل شده و کشور را از لوث کثیف ایشون پاک کرده ، این که دیگر گناهی نیست حتی ثواب هم دارد مگر نشنیده ای که پیامبر اسلام گفته :

" النظــافت من الایمــان "

در اخیر یک پیام تسلیت عنوان کرزایی خواهم فرستاد که اگر ایشون احیاناً بر اثر خشم مردمش آن را قبول نکنند بار دیگر همون پیام را بالای بانک نوت های دالر و پوند استرلینگ خواهم نوشت که به یقین کامل کرزایی آن را با تشکر و سپاس فراوان پذیرفته و ادعا خواهد کرد که شایعه قتل عام مهاجرین افغان بدست ایرانی ها یک شایعه پردازی غیر مسؤلانه مطبوعات است و بس.
  
با تقـــــــــديم حــــــــــــرمت
حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

اتحاد زنکه بازان چپی و راستی

زنکــه بازان جهـــان متحـــد شـــوید چـــونکه زنکـــه بازی چــــیزی را بنــــام چـــپی و راســـتی نمی شـــناســــد !

این را همه میدانیم که مسائل جنسیت و سکسوالیتی در جهان شرق و بالخصوص کشور های اسلامی یک تابوی بزرگیست که همه در خفا بدان علاقمندی نشان میدهند ولی هیچکس را جرئت سخن گفتن و اظهار نظر درآن باره نیست.
از همین رو معلومات عمومی اکثر جوانان و نوجونان درین موضوع خیلی ناقص و گاهی مملو از واهیات و باورهای کودکانه می باشد.
در حالیکه در جهان غرب کودکان در مکاتب ابتدائی معلومات لازم پیرامون این موضوع را از طریق درسهای مکتب حاصل میکنند و در آنجا حتی دانشمندانی وجود دارند که رشته اختصاصی شان فقط همین مسائل جنسیت و سکسوالیتی است.

به همین پیمانه قابل تعجب و درعین حال لایق قدر دانیست که در کشور اسلامی و سنتی چون افغانستان دو شخصیت برجسته و عالم و پژوهشگر چپی و راستی گرچه هر کدام از دیدگاه ایدیولوژیکی خویش تحقیقات گسترده را درین باره انجام داده و عمر عزیز شان را صرف مطالعه و پژوهش درین موضوع نموده اند.

از آنجائیکه تجاوز جنسی بر کودکان و دختران نوبالغ درین دیار سابقه دیرینه داشته و وقوع چنین حوادث ناگوار همیش خشم وغضب مردم را برآشفته این دو عالم پژوهشگر پیرامون همین موضوع پژوهش وتحقیقات شانرا ازایام جوا نی آغازکرده و تمام عمرعزیز شان وقف تحقیقات علمی درین مورد کرده اند. حجت الاسلام ولمسلمین شمع فروزان اهل یقین حضرت آیت الله محسنی مرکز ثقل تحقیقات شان را روی اثرات منفی روانی بالای دختران نو بالغ که مورد تجاوز جنسی قرار می گیرند قرار داده و چونکه ایشان همیش بدین عقیده بودند که :
"
شنیدن کی بود مانند دیدن " این تجربه را به جان مبارک خویش عملی کرده و در سن هفتادسالگی دختر جوان دوازده ساله را فقط برای مقاصد علمی و تحقیقی مورد تجاوز جنسی قرار داده ولی بعداً از روی دلسوزی و رحم و عاطفه اسلامی فوراً او را به نکاح شرعی خویش درآورده اند.

شیر مرد مبارز جناب اکادمیسین محترم کبیر رنجبر که از بس رنج و غم طبقه کارگر به دلش خانه کرده مشهور به رنجبر گشته ، ایشان نیز همانند همتای راستی شان آقای محسنی تحقیقات شان را روی اثرات منفی روانی بالای دختران و زنان جوان طبقه کارگر که از طرف ایادی امپریالیزم امریکا و سگان زنجیری شان مورد تجاوز جنسی قرار می گیرند متمرکز ساخته و مانند آقای محسنی برای دست یافتن به نتایج دقیق علمی تا حال چندین دختر و زن جوان را برای مقاصد علمی و تحقیقی شان مورد تجاوز جنسی قرار داده .

اما متاسفانه در کشوری چون افغانستان که شعور سیاسی و سطح دانش مردم بس نازل است کمتر کسی به ارزش علمی فعالیت های تحقیقی ایشان پی برده و حتی امکان آن موجود است که فعالیت های ایشان غلط فهمیده شده و خدای نخواسته چنین وانمود گردد که ایشان این همه را برای هوسرانی و عیاشی های شخصی شان براه انداخته اند.

هر دو دانشمند جان فدا برای پیشبرد فعالیت های علمی و تحقیقی شان از وزارت امور زنان درخواست بودجه لازم را کرده اند ولی متاسفانه این وزارت تا امروز به منظوری آن اقدام نورزیده که ایشان مجبورند این مصارف گزاف را از کیسه شخصی خود بپردازند.

با تقـــــــــديم حــــــــــــرمت
حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

کـرزی و انتقـال تخـت و بخـت به پسـر

 محــــترم حـــامـــد کــــرزی تصمــــیم دارد که تخـــت و بخــــتش را از طــــریق برادر به پســــر انتقــــال دهــــد

 محترم حامد کرزی از تجربه تلخ بابای ملت که ایشان هم در سنین کودکی بر تخت سلطنت جلوس فرموده بودند خاطره ای خوبی ندارند لهذا برای جلوگیری از چنین سرنوشت ناگواری برای پسر نازنینش میرویس جان ایشان تصمیم گرفتند که چپن سبز شان را اول به برادرش قیوم کرزی به امانت بسپارند تا او بعد از دو دوره پادشاهی چپن را به سلامت به میرویس جان تسلیم دهد.
اکنون توجه شما به گفت و شنود میان برادران درین باره جلب میکنیم :

 حـــامد کـــرزی :
قیوم لالا دلم از خاطر همی چپن بسیار نا آرام است ، بیا همی چپن ره یک چند سال بپوش تا که میرویس جان کلان شوه !

 قــــیوم کـــرزی :
حامد بچم تو هم از کیسه خلیفه می بخشی ، مردم امروز از دست تو ده فغان هستند تو خواب پاچاهی ره بر مه می بینی .

 حـــامد کـــرزی :
قیوم لالا بیغم باش مه رگ خواب ای مردم ره پیدا کدم ، اگه همی قانون اساسی لعنتی نمی بود مه از تخت راسن به تابوت می رفتم.
 
قــــیوم کـــرزی :
رگ خواب مردم ره خو پیدا کدی با رهبران جبهه ملی چی می کنی ، آنها که سایه تو ره به تیر می زنند!؟

 حـــامد کـــرزی :
لالا قیوم مه ره میگویند کرزی مداری ، به توکل خدا باز هم ایتو سوار شان شوم که خودت حیران بمانی !
اگه محقق باز هم ده مناطق مرکزی برت جار نزد و دوستم کمرت ره با دستمال گل سیب بسته نکد مه ریش خود کل کده و چپنم ره چپه می پوشم !

قــــیوم کـــرزی :
نی حامد بچو او دوران ها ره گاو خورد و گذشته ازآن یک مثل داریم که میگویند کور یکدفعه عصای خود ره گم می کنه !
مه فکر نمی کنم که محقق و دوستم باز به فامیل کرزی اعتماد کنند !

حـــامد کـــرزی :
لالا جان للمی نشد آبی که بهر صورت میشه ، هیچ ری نزن خدا برادران ناراض ما را نگیره اگر لازم شد یک تلفون کده همگی شان ره پیش استاد ربانی روان میکنم ، او بیچاره هم بسیار پشت اینها دق شده.
خلاصه لالا جان مه به هر ترتیب شده مه نمی خواهم که ای چپن از فامیل دور شده و بدست بیگانه بیفته.

 قــــیوم کـــرزی :
ای گپت که بکلی درست است ، خی مه پناه خدا گفته خود ره کاندید میکنم !

با تقـــــــــديم حــــــــــــرمت
حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

علت سـؤتفـاهـم در سـخـنان کـرزی بی سـوادی ملت اسـت

کــرزی از فــرط دلســوزی ملت را به خــوردن کــاه و علف تشــویق میکــند ولی مــردم بیســواد او را غلــط می فهمــند !اختلاف سطح فهم و دانش میان اشخاص اکثراً باعث بروز غلط فهمی ها و سؤتفاهمات میگردد این مشکل را ما همیش در سخنرانی های محترم کرزی و برداشت غلط مردم از آن ها ملاحظه میکنیم.
گرچه بیچاره کرزی در سخنرانی هایشان خیلی کوشش بخرچ میدهند که از قله های مرتفع علم و دانش ، ادب و فرهنگش در قعر دره بی سوادی و کم سوادی عوام الناس پائین آمده و چنان صحبت کنند که برای همگان قابل فهم و درک باشند ولی متاسفانه  فاصله میان سطح دانش مردم و مقام علمی وادبی ایشان بحدی زیاد است که اکثراً این کوشش ها بی ثمر مانده و بیچاره مردم بازهم بیانات گهربار ایشان را غلط میفهمند.

چنانچه جناب ایشان چندی قبل در مجلس نمایندگان از فرط دلسوزی مردم را به خوردن کاه وعلف تشویق فرمودند ولی یکتعداد مردم نا آگاه و بی سواد فرموده های ایشان را اهانت به خود پنداشته و سر و صدا براه انداختند که کرزی ما را چون گاو و خر علف میدهد.

ما همه میدانم که ده سال قبل کشور مان در جمع کشور های فقیر جهان قرار داشت که اکثریت مطلق مردم تحت خط فقر زندگی میکردند و توان خوردن یک پاو گوشت را در یک  ماه هم نداشتند.
حالا از برکت ملیارد ها دالر کمک های جامعه جهانی مردم افغانستان در چنان وفرت اقتصادی و ناز و نعمت زندگی بسر می برند که من کمتر فامیل را سراغ دارم که صبح ها مرغ بریان و چاشت ها کباب چوپان و شب ها دوپایازه و سه پیازه نخورند.
طبیعیست که استفاده بیش از حد گوشت انواع و اقسام امراض از قبیل فشار بالای خون ، سرطان معده و روده ، مرض شکر ، مرض نقرس و خیلی امراض مهلک دیگری را ببار می آورد.
برای جلوگیری از بروز چنین امراض یا علاج آنها یگانه راه موثر پرهیز از خوردن گوشت و استعمال بیشتر سبزیجات یا به اصطلاح ادبی و علمی خوردن کاه و علف می باشد.
اما اینکه مردم بیچاره ما از فرط بیسوادی و پائین بودن سطح دانش علمی شان به این چیز ها پی نمی برند و سخنان گهر بار کرزی را هم بعلت استعمال اصطلاحات مغلق علمی و ادبی نمیفهمند واقعاً جای تاسف و تالم است.

با تقـــــــــديم حــــــــــــرمت
حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

کرزی بالای شکم ملت سنگ بسته میکند

محـــترم حــامــد کــرزی در مجلــس نمــایـــندگان گفـــت که ملت برای تقـــویت دولت باید به شــــکم ســـنگ بســته و علف بخـــورد !

دشمنان وحدت ملی و آرامی و سعادت افغانستان که در خمیر موی می پالند این سخنان جلالتماب کرزی را نیز تعبیر سو کرده و ادعا میکنند که کرزی با این اظهاراتش به ملت افغان توهین کرده و او را در قطار خر و گاو قرار داده در حالیکه یک کودک خورد سال هم میداند که منظور محترم کرزی از سنگ به شکم بستن و علف خوردن گرسنگی کشیدن و تحمل مشکلات زندگی برای نیل به اهداف والای جامعه یعنی تقویت دولت می باشد.

ایشان برای تشویق ملت به این وجیبه ملی پیشتر از همه خود به این کار اقدام کرده و در حضور نمایندگان چپن سبزش را پس زده و طرف معاون دومش محترم خلیلی اشاره کرد که سنگی از بیرون بیاورد تا ایشان آن را بالای شکم مبارک شان ببندند.
خلیلی به عجله از جا برخاسته و بعد از نیم ساعتی نفس زنان با یک نیم خشتی شکسته و ریخته به تالار مجلس وارد شده و معذرت خواست که موفق به یافتن کدام پارچه سنگ نگردید.
مارشال فهیم از دیدن آن نیم خشتی رنگ و رو رفته و گل آلود چنان به خشم آمد که از جا برخاسته و به خلیلی دشنام داد که ای احمق بی شعور چطور غیرت افغانی تو اجازه میدهد که چنین نیم خشتی گل آلود را بالای شکم مبارک رئیس جمهورت بسته کنی !؟

آنگاه دستش را بسوی بکس چرمی اش در زیر میز دراز کرده و یک سنگ لاجورد بسیار زیبا و قیمتی را از بین آن بیرون کشیده و با احترام کامل آن را بالای شکم مبارک جلالتماب کرزی بسته و گفت این سنگ را او در دوران جهاد از یک معدن لاجورد در پنجشیر با دستان خود بیرون آورده و اصلاً تصمیم داشت که آن را منحیث مشت نمونه خروار برسم یادگاری با خود در قبر ببرد ولی حالا وضعیت ایجاب میکند که ایشان آن سنگ قیمتی را فدای منافع علیای کشور کند.
تمام حاضرین مجلس این فداکاری و خودگذری مارشال فهیم را با کف زدن های متواتر و فریاد الله و اکبر به دید قدر نگریسته و از ایشان سپاس و قدر دانی کردند.

مارشال فهیم در زندگی چنین مورد تشویق جمعیتی قرار نگرفته بود و از مسرت و خوشحالی زیاد شگاف های بینی اش مانند غار موش صحرایی بزرگ شده و اشک در گوشه چشمانش جاری گردیده بود.
او باز هم دست بسوی ساک بزرگش برده و از میان آن یک خریطه بزرگی پر از لاجورد را بیرون آورده و به همه اعضای مجلس و ارکان مهم دولتی یک دانه سنگ لاجورد توزیع کرد.
کرزی بسوی مارشال فهیم رو گشتانده و ازسخاوت و بزرگواری های ایشان سپاس و قدر دانی کرده و فرمودند حالا که وجیبه سنگ به شکم بستن مورد پسند و پذیرش نمایندگان محترم قرار گرفته پس بد نخواهد بود اگر نمایندگان محترم به تصویب رسانند که چه افرادی اجازه بستن چه سنگی را بالای شکم شان دارند.
بعد از جر و بحث فراوان و پرتاب کردن مقداری بوت و کلوش بسوی همدیگر بالاخره اکثریت نمایندگان به این نتیجه رسیدند که وزرای محترم و نمایندگان مجلس شوری می توانند از احجار کریمه چون لاجورد و زمرد و باقی ملت یعنی غریب و غربه مامورین پائین رتبه از سنگ پای استفاده کنند ، طلاب کرام و سایر ملا ها و مولوی ها اجازه دارند که سنگ های قبرستان را بالای شکم شان ببندند.

با تقـــــــــديم حــــــــــــرمت
حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

مــبارزه جــدی کــرزی در مقــابل فســاد مالی و اداری

مــبارزه جــدی کــرزی در مقــابل فســاد مالی و اداری

محـــترم حـــامد کـــرزی به ملت افغـــانســــتان قــــول شــــرف داد که ســـر از امـــروزدر مقابل فســــاد مالی و اداری در ارگانهـــای دولتی مبـــارزه جـــدی را به پیش گـــیرد !

محترم  حامد کرزی در سخنرانی شان در مجلس نمایندگان از وجود گسترده فساد مالی و اداری در ارگانهای دولتی شکایت کرده و به ملت افغان قول مبارزه جدی و پیگیر را در مقابل این پدیده شوم  داد.
ایشان فرمودند که از مدت ده سال بدینسو جر و بحث در باره طریق درست و موثر مبارزه علیه این پدیده شوم  بین مسولین بلند پایه دولت جریان دارد وایشان تا هنوز نتوانسته اند که یک راه حل مشترک برای حل این معضله پیداکنند.

درینجا دو نظریه مختلف وجود دارد که پیروان هر دو به شدت یکی نظر دیگری را رد کرده و در مقابل هم جبهه میگیرند که ازینرو جلالتماب کرزی تا هنوز نتوانسته بودند برای حمایت یک جانب تصمیم بگیرد.
جبهه اولی سخت معتقد است که مبارزه در مقابل فساد مالی و اداری باید از سطوح بالا ی کشور مامورین بلند رتبه ، وزرا و حتی اقارب معاونین رئیس جمهور و اقارب رئیس جمهور آغاز گردد چون در غیر آن این مبارزه بی ثمر بوده و بجای نخواهد رسید.

گروه دیگر معتقد بر این است که برای حل درست و اساسی یک مشکل باید به ریشه و تهداب مشکل رجوع گردد چون در غیر آن حل مشکل سطحی و ظاهری بوده و اگر ریشه و اساس بحال خود باقی ماند حل مشکل در شاخ و شاخچه چندان موثر نخواهد بود.
این گروه برین عقیده اند که اساس و تهداب یک جامعه را ملت و مردم تشکیل میدهند و برای اصلاح مشکلات اجتماعی منجمله فساد مالی و اداری باید روش اجتماعی مردم را اصلاح کرد یعنی برای دست یافتن به موفقیت کار را باید از خیلی پائین شروع کرد.
نظر به تیوری این گروه عملاً باید مبارزه را از مامورین پائین رتبه ، چپراسی و عمله ادارات دولتی ، رانندگان بس های شهری ، دستفروش های کنار خیابان ، دوکانداران و دلاکان و امثالهم شروع کرد و تا اینکه روزی نوبت به ورزا و معاونین رئیس جمهور برسد.
درینکه این مبارزه به زمان زیاد ضرورت دارد هیچ جای شک نیست ولی نتیجه آن خیلی پخته و اساسی خواهد بود که از همین بابت بالاخره جلالتماب کرزی بعد از ده سال غور و تعمق همین طریقه دوم را انتخاب کرده فرمان پاک سازی سرک  های کابل را از دستفروشان تقلبکار و گداهای حقه باز صادر کردند

با تقــــــــــــديم حـــــــــــــــــرمت
حقــــــــ(شـــمس الحـــق)ـــــــانی

   

رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید