گزیده های مقالات فرهنگی فلسفی

 

 چند طنز کوتاه با کارتونهای دیدنی«15»                            حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی     

احمـدی نژاد هیتـلر را خجـالت داد

شـــایســته ســـالاری در حکـــومت کـــرزی

 شــــــایســــــته ســــــالاری در نظــــــام دیمــــــوکــــــراسی به مفهــــــوم ســــــپردن کــــــار به اهــــــل کــــــار اســــــت !

 چندی پیش شاهد برکناری وزرای داخله و دفاع به دلایل غیر موجهه حملات راکتی پاکستان بودیم که اگر علت واقعاً همان می بود که ادعا شده بود پس باید در قدم اول شخص رئیس جمهور از وظیفه اش سبکدوش می گشت و نه وزیر داخله و  دفاع.

 اما این را همه میدانیم که کمک های مالی غرب و باران دالر امریکا به شدت رو به کاهش است و در آینده قریب کرزی توان پرداخت معاش سیصد وزیر مشاورش را هم نخواهد داشت ازینرو دولت در صدد آن است تا وزراتخانه های مشابه چون وزارت داخله و دفاع را زیر یک چتر آورده و یا برای هر دو وزارتخانه و دیگر ادارات دولتی یک سر پرست مشترک تعین کرده و بدین وسیله از مصارف اضافی جلوگیری به عمل آرد.

حالا در مرحله اول کرزی این پلان ادغام سازی ادارات دولتی را در مدغم ساختن ریاست امنیت ملی و ریاست ترویج و انکشاف مواد مخدر به مرحله اجرا گذاشته و برای سرپرستی هردو ریاست محترم اسد الله خالد را که در هردو رشته شناخت و تجربه فراوان دارد بکار گماشته اند.

آقای اسدالله خالد که سالهای زیادی از عمر عزیز شان را در راه کشت خشخاش و تولید هیروئین در داخل کشور و صدور آن به خارج صرف کرده و ازین راه مبالغ هنگفت بدست آورده که همه را برای مقاصد خیریه چون تعمیر مکاتب و مدارس ، مساجد و شفاخانه ها در سراسر کشور بکار برده اند.

 اکنون به فرمان حامد کرزی آقای اسدالله خالد قبل از ظهر در ریاست ترویج و انکشاف مواد مخدر و بعد از ظهر در ریاست امنیت ملی کشور ایفای وظیفه کرده و این دو ریاست را که قبلاً با هم همکاری های غیر منسجم داشتند بکار هایشان نظم و انسجام لازم بخشیده و از کاغذپرانی های بیجا و مصارف اضافی جلوگیری بعمل آورده اند طوریکه ارگانهای پولیس و امنیت ملی با قاچاقبران مواد مخدر و مافیای اقتصادی دست بدست هم در آبادی و عمران و بالابردن سطح اقتصاد کشور شب و روز در تلاش اند.

با تقـــــــــديم حــــــــــــرمت
حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانیاحمـدی نژاد هیتـلر را خجـالت داد

تائیــد تحــریم مــوســیقی از طــرف ملــک عــبدالله

 بالاخـــــره بعـــــد از جـــــار و جنجـــــال فـــــراوان بـــــین طـــــرفـــــداران و مخـــــالفان هـــــنر موســـــیقی در افغـــــانســـــتان ملک عبـــــدالله خـــــادم حـــــرمـــــین شـــــریفـــــین با صـــــدور فـتـــــوای شـــــرعی به این منـــــازعـــــه پایان داد !

جلالتماب ایشان شنیدن موسیقی را به علت تحریک غریزه جنسی در مردان برای تمام مسلمانان جهان بجز ساکنین عربستان سعودی و کشورهای همجوار تحریم فرمودند.
صدور این فتوی در نگاه اول عاری از منطق و بدور از انصاف و مروت بنظر خورده و ما را بفکر خود خواهی و خود برتراندیشی اعراب می اندازد ولی اگر کمی در موضوع غور و دقت بخرچ دهیم به نیکی در خواهیم یافت که هم منطق و هم انصاف و مروت در صدور این فتوای بکار رفته.

 این را همه میدانیم که مرکز ثقل جهان اسلام شهر مکه در عربستان سعودیست و دروازه بهشت نیز در همین شهر قرار دارد ، علاوه بر آن وجود حرمین شرفین و اماکن مقدس مذهبی دیگر چنان این شهر را پر برکت و با عظمت کرده که اهالی آن بدون انجام احکام اسلامی فقط با دیدن این اماکن مقدس هر روز به کسب مقادیر فراوان ثوابات مبادرت ورزیده و در آخرت هر کدام صاحب هزاران جریب زمین بهشت و ملیون درخت خرما و زیتون می باشند.

این را هم همه میدانیم که در اسلام دو نوع گناهان وجود دارند ، گناهان کبیره و گناهان صغیره که نظر به تعریف ملک عبدالله خادم حرمین شریفین و پیشوای جهان اسلام گناهان کبیره به گناهان بزرگ مانند تراشیدن ریش ، عدم رعایت حجاب اسلامی ، استعمال رنگ ناخن و لبسیرین ، انتقاد از ملا ها ، شنیدن موسیقی ، خندیدن به صدای بلند ، ترجمه قرآن کریم به زبان های دیگر و گناهان بزرگ ازین قبیل گفته می شود.

گناهان صغیره به گناهان کوچک مانند بمب گذاری در مساجد و اماکن عمومی و قتل و کشتار مردم ذریعه حملات انفجاری و انتحاری ، تجاوز جنسی به کودکان و نوجوانان ، سمپاشی مدارس و آتش زدن مکاتب ، سر بریدن و بدار آویختن اطفال و کودکان و به خطا های کوچک مشابه این گفته می شود.

حالا اگر فردی از عربستان سعودی یا کشور های همجوار مرتکب کدام گناه کبیره میگردد طبیعیست که او به جرم آن گناه قسمت زیاد از زمین های بهشت و درخت های خرما و زیتونش را از دست میدهد ولی بهر صورت آن قدر برایش باقی خواهد ماند که کفایت اعاشه زندگی اش بنماید.

اما اگر یک مسلمان بیچاره از افغانستان که حاصل یک عمر عبادتش بیشتر از یک جریب زمین کم حاصل و چند درخت نیمه خشکیده خرما و زیتون نخواخد شد مرتکب به کدام گناه کبیره گردد به یقین کامل که با پرداخت تمام زمین و درخت هایش یک قسمت جریمه اش را هم پرداخته نتوانسته و در اخیر برای پرداخت باقیمانده آن تا ابد بکار جبری در جهنم مجبور خواهد گشت.

لهذا بهتر خواهد بود که هر کسی پایش را به اندازه گلیم پدرش دراز کند ، اعراب که توان پرداخت جریمه گناهان کبیره را دارند به رقص و موسیقی و برگذاری مجالس عیاشی بپردازند و پیروان افغان آنها که از نعمت همجواری آنها محرومند مجبور به گناهان صغیره اکتفا کرده و بجای رقص و موسیقی دلهای شان را به سنگسار زنان و سر بریدن اطفال معصوم خوش کنند.
اما حسادت وسوسه شیطان است و هر کس باید به شیر مادر قناعت کرده و بداند که با خدادادگان ستیزه کردن درست نیست چون خدا دادگان را خدا داده !

با تقـــــــــديم حــــــــــــرمت
حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانیاحمـدی نژاد هیتـلر را خجـالت داد

دوستی و دشمنی امریکا با پاکستان

 جنـــــگ تو صـــــلح و صـــــلح تو  جنـــــگ اســـــت من به قـــــربانت این چـــــه نـــــیرنگ اســـــت !؟

 یاد آن دوران ها بخیر که آسمان کابل رنگ آبی داشت و کسی نام مک دونالد و مک چکن را نشنیده بود و مردم در گرمی های تابستان بجای کولا و  فانتا کشمش آب و دوغ و بادرنگ سرکش میکردند.
اما متاسفانه از آن روزگاران طلایی بجز خاطره ای در ذهن چیزی باقی نمانده و غرب جهانخوار تنها به صدور مک دونالد و مک چکن ، کولا و فانتا اکتفا نکرده بلکه پدیده های فرهنگی غرب را نیز مانند کالاهای تجارتی اش به کشور ما سرازیر کرده است.
ما روز گاران طلایی را بخاطر داریم که مرد مرد بود و زن زن و هر کدام وظایف و مسؤلیت هایشان را شناخته و بدان عمل میکردند که هم خدا راضی بود و هم خلق خدا و به اصطلاح دنیا گل و گلزار بود.
اما با آمدن کالا های غربی در کشور ما و سایر ممالک شرقی و اسلامی متاسفانه پدیده های اجتماعی غرب چون حقوق بشر و تساوی حقوق زن و مرد و صد ها فتنگی های دیگر نیز درین جوامع راه پیدا کرده و با عث از هم پاشیدن شیرازه فامیلی و ایجاد تشنج و بحران در بین خانواده های شرقی و جامعه گشت.
اصطلاح طلاق را خیلی کسان اصلاً  نشنیده بودند و اگر شنیده بودند آنرا یکنوع دشنام و اهانت می پنداشتند ، زن ملکیت رسمی ، حقوقی و شرعی مرد بود که جولانگاه سفرش از خانه پدر به خانه شوهر و از آنجا تا قبرستان بود.
در مناطق پشتون نشین بجای کلمه شوهر اصطلاح خاوند بکار میرفت و در سرزمین هند هنگام مرگ شوهر زن بهمرایش یکجا سوختانده می شد.
اما افسوس و صد افسوس که از آن روز گاران پر خیر و برکت و مملو از صفا و صمیمیت هم بجز خاطره ای چیزی باقی نماند.
کشور پاکستان که از چندین دهه بدینسو در حباله رسمی و حقوقی امریکا قرار داشته و همیش تامین معشیت و نفقه اش بدوش شوهر امریکایش بوده و او هم دایم وظایف و مسؤلیت هایش را شناخته و هیچگاهی از اطاعت و خدمت شوهر مهربان و سخاوتمندش کوتاهی و سرپیچی نکرده ولی درین سالهای اخیر فرهنگ منحوس غرب اثرات منفی اش را در روابط زناشویی امریکا و پاکستان هم بجا گذاشته که هر چند روزی صدای قیل و قال شان به گوش جهانیان رسیده و حرف جدایی و طلاق در میان شان شنیده می شود .
امیدواریم که آوازه طلاق اینها به حقیقت نپیوسته و اینهمه اطفال صغیر از سرپرستی و دریافت نفقه پدر مهربان و سخاوتمند محروم نگردند چون در آن صورت یتیم های بی پدر پاکستانی چون خیل ملخ در کشور های همسایه منجمله کشور فقیر ما سرازیر شده و هست و نیست ملک ما را در یک روز به تاراج خواهند برد.
 
با تقـــــــــديم حــــــــــــرمت
حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

احمـدی نژاد هیتـلر را خجـالت داد

اعــلان جهــاد علــیه موســیقی

طـــــالـــــبان بدل ( فارسیوان ) علـــــیه هـــــنرمــــوســـــیقی در شـــــهرتاریخـــــی هـــــرات مهـــــد فـــــرهنگ وهـــــنر مشـــــرق زمـــــین اعـــــلان جهـــــاد کـــــردند !

السلام علیکم و رحمت الله و برکاة

  پیروزی در لغو کنسرت شفیق مرید را به همه برادران مسلمان از صمیم قلب تبریک و تهنیت عرض کرده ، این شکست مفتضح را به مریدان شفیق مرید تسلیت گفته و از خداوند متعال برایشان طلب هدایت به راه نیک و صراط مستقیم میکنم !

خداوند را سپاسگذارم که دشمنان اسلام را جاهل و نادان خلق کرده ، این غربی ها که در جهالت و نادانی فقط شاخ و دم  کم دارند ولی بدبختانه که مسلمانان غرب زده جاهل تر از آنها بوده که بی مهابا نیمخورده ایشان را نشخوار کرده میگویند
" مــوســیقی غــذای روح اســت ".
دانشمند بزرگ جهان اسلام ابو علی سینا هزار سال پیش گفته بود که روح آدمی چیزیست مانند بخار آب که هنگام مردن انسان از دهان و بینی میت به هوا تصاعد کرده و به آسمان میرود ولی این جاهلان کور دل امروز هم همین را نمیدانند و میخواهند به بخار آب غذا بدهند !

برادران مومن !
موسیقی غذای روح نیست بلکه موسیقی طنین آواز شیطان است که از گمراهی و بیراهی مسلمانان به وجد آمده و نعره مستانه سر میدهد.
موسیقی نه تنها باعث بیراهی و گمراهی انسانها میگردد که بر علاوه موسیقی احساس شرم و حیا ، عفت و پاکدامنی ، غیرت و مردانگی را از بین برده و انسان را بی غیرت ، نامرد و بی تفاوت در مسائل ننگ و ناموس بار می آورد
برای اثبات این مدعا کافیست شما را به یاد حملات دلیرانه لشکریان اسلام در نیویارک ، لندن ، مادرید و بومبی بیاندازم که برداران مسلمان تان بدون داشتن توپ و تانک ولی مسلح با سلاح غیرت و مردانگی هزاران کافر بی ایمان اعم از زن و مرد و پیر و جوان را به جهنم فرستادند ولی آنها که در اثر شنیدن موسیقی غیرت و مردانگی شان را از دست داده اند در مقابل هیچ کاری نتوانستند انجام دهند و از فرط سستی و بی غیرتی حتی بعد از آن حوادث خونبارهم داکتران و انجنیران شان را برای کمک در کشور های اسلامی می فرستند ، بی غیرتی که شاخ  و دم ندارد !

تحقیقات جدید در جامعه الازهر مصر نشان داده که شنیدن زیاد موسیقی قوت مردانگی را در مردان تضعیف کرده و حتی آن را از بین می برد از همین رو در لوحه های داکتران یونانی در پاکستان همیش چنین اعلانات به نظر میخورد :
" بادی اور خونی بواسیر کا علاج ، کمزوری اور نامردی کا علاج "
چون پاکستانی ها هم هندوهای مسلمان مشرب اند که مانند برادر بزرگ شان خیلی به موسیقی و ساز و سرنی علاقمند هستند و ازین رو دچار امراض کمزوری و نامردی میگردند.

گذشته از آن اگر نگاهی به کشور های اسلامی و غیر اسلامی انداخته و نفوس آنها را با هم مقایسه کنیم به حقانیت این ادعا پی خواهیم برد ، در کشور های اسلامی کمتر فامیلی را سراغ داریم که ده طفل نداشته باشد ولی در ممالک غربی کمتر فامیلی را می توان یافت که بیشتز از دو طفل داشته باشد این خود دلیل روشنی بر مدعای ماست که موسیقی برعلاوه مضرات دیگر به یقین نیروی مردانگی و در نتیجه تولید مثل را به شدت تضعیف میکند.

ای برادران مسلمان اگر میخواهید که لشکر اسلام تضعیف نشده و روزی مسلمانان به زور تولید مثل شان باز هم جهان را تسخیر کرده و به کافران و مخالفان نشان دهد که یک  نان چند فطیر است پس از موسیقی و ساز و سرود دوری کنید در غیر آن درین دنیا خوار و ذلیل بوده و در آخرت هم اسفل من النار جایگاه تان خواهد بود

 !

والسلام علیکم جمیع المسلمین و لعنت الله علی الالقوم کافرین

با تقـــــــــديم حــــــــــــرمت
حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی
 

احمـدی نژاد هیتـلر را خجـالت داد

نقــل مکــان معجــزات الهــی !

 العجـــــب کـــــه معجـــــزه اســـــم الله از شـــــاخه درخـــــتان به صـــــورت دخـــــتران و از آنجـــــا به پوســـــت خـــــربوزه و از پوســـــت خـــــربوزه به پوســـــت شـــــیر و از پوســـــت شـــــیر به پیشـــــانی شـــــیرزی نقـــــل مکان کـــــرد !

محترم حامد کرزی که ماه مبارک رمضان را فقط به ذکر و عبادت خداوند اختصاص داده بود و هر شبی بخواندن صد رکعت نماز در مسجد ارگ مبادرت ورزیده و در شب بیست و هفتم تصمیم به خواندن پنجصد رکعت نماز را گرفت و چنان  در عشق خداوند و تنفس هوای بهشت غرق بود که در اثنای خواندن رکعت چارصدو بیستم از خود بیخود شده و به زمین افتاد.

جمبوره اول و دوم که در اثنای انجام نماز به پشت سر او ایستاده و چپن و کلاهش را محکم می گرفتند وارخطا شده به زیر بازوان او درآمده وی را از زمین بالا کردند ، با نگاهی به چهره کرزی هردو جمبوره همزمان سبحان الله گویان به بوسیدن  دستان کرزی  شروع کردند.

کرزی از دیدن چشمان از حدقه بیرون آمده و چهره های حیرت زده جمبوره هایش وارخطا شده بسوی آینه قدنما در دهلیز مسجد شتافته و از دیدن اسم الله در پیشانی اش خود خیلی متعجب و درعین حال هراسان شده و بعد از لحظه ای مکث به سجده شکرانه در محراب مسجد سر بزمین گذاشت.

جمبوره ها فوری کسی را دنبال حضرت صاحب صبغت الله مجددی و شیخ الاسلام مولوی کشاف فرستادند که بعد از چند دقیقه ای ایشان در مسجد ارگ حضور بهم  رسانیده و از مشاهده معجزه اسم الله در پیشانی مبارک کرزی سخت به حیرت شده و به نماز بایستادند.

بعد از ادای نماز شکرانه حضرت صاحب صبغت الله مجددی رو به نماز گذاران کرده فرمودند که :
یا ایها المومنین خداوند متعال در قرآن عظیم الشان فرموده که اطیعو الله و اطیعو الرسول و اولوالامر منکم ، پس از امروز جلالتماب کرزی از طرف شوری علمای افغانستان به حیث  اولوالامر و سایه خدا به رسمیت شناخته شده و قبول عبادت مسلمین بدون اطاعت از فرمان ایشان ناممکن خواهد بود !
سر پیچی از فرامین ایشان بحکم بغاوت و تمرد در مقابل خدا و رسول خدا بشمار رفته سر متمرد از زدن ، مالش از خوردن و در آخرت جایگاهش اسفل من النار خواهد بود.

بعداً شیخ الاسلام مولوی کشاف به ادامه سخنان گهربار حضرت صاحب صبغت الله مجددی فرمودند که :
یا ایها المسلمین چشم بصیرت باز کرده و ازین معجزه بزرگ در پیشانی مبارک کرزی درس زندگی بیاموزید و به نیکویی بدانید که آگاهی و دانش انسان در مقابل علم خداوندی قطره ای بیشتر نیست در مقابل اقیانوس بیکران !

بودند کسانیکه کرزی را به خاطر داشتن روابط دوستانه اش با غرب و سپری کردن مدت در امریکا گنهکار می پنداشتند ولی امروز همه به چشمان گنهگارمان دیدیم که خداوند ایشان را لایق قدر و منزلت بزرگ دانسته و معجزه اسم الله را در پیشانی مبارک ایشان هویدا کردند.
از امروز ببعد دیگر نباید مسلمان بر مسلمان دیگر ایراد و انتقاد کرده و کسی را مجرم و گنهگار بداند خصوصاً اگر شخص مورد اتهام بزرگان و اشخاص با رسوخ جامعه باشند بلکه این قضاوت ها را فقط به خداوند متعال واگذاشته و هر کسی سر به گریبان خود فرو برده و مصروف طاعت و عبادت خود باشد !

با تقـــــــــديم حــــــــــــرمت
حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

احمـدی نژاد هیتـلر را خجـالت داد

انتقال بیت المال از کابل به زاخیل

 محـــــترم عمـــــر زاخـــــیلوال وزیر صـــــاحب مـــــالیه بیت المـــــال کشـــــور را از کـــــابل به زاخـــــیل انتـــــقال داد.

شعر مشهور " عجب صبری خدا دارد " را همگان شنیده اند ولی اگر از حقیقت نگذریم صبر کرزی هم خیلی ها از صبر خدا کمی ندارد ، به یقین کامل که درین مدت ده سال هر کسی دیگری بجای کرزی می بود از دیدن واینهمه فساد ، تقلب و چور و چپاول در ادارات دولتی کاسه صبرش لبریز می شد اما محترم کرزی درین مدت از نهایت صبر و شکیبایی در مقابل این پدیده شیطانی کار گرفته و همیش کوشش کرده با نصایح پدرانه و پند های حکیمانه متخلفین را به رعایت قانون و دوری از فساد و تقلب دعوت نماید.

اما بالاخره بعد از گذشت ده سال کاسه صبر ایشان نیز لبریز گشته و مجبور شدند که شمشیر مبارزه با فساد اداری را از غلاف بیرون آورده و در والین اقدام پاکسازی ادارات دولتی از لوث فساد و اختلاس سر وزرای دفاع و داخله را از تن جدا سازند.
کندن کله وزیر دفاع و داخله به جرم فساد اداری دیگر وزیران و ارکان بلند پایه دولتی را چنان به هراس انداخت که همه مامورین فساد پیشه و تخلفکار نهایت دست و پاچه شده وهر کسی نظر به توان و امکاناتش به بیرون کشیدن سرمایه های دولتی منحیث آخرین شانس چور و چپاول اموال دولتی پرداخته و در مدت چند روزی حتی میز و چوکی ، قلم و  کاغذ هم در ادارات دولتی باقی نماند.

محترم زاخیلوال این فرزند صدیق وطن که در امانتداری و حفظ و حراست سرمایه های ملی کشور به حق شهرت نیکی کمایی کرده و ازینرو مورد اعتماد مطلق جلالتماب کرزی قرار دارد با اطلاع از وضعیت نا هنجار ادارات دولتی و خطر به چپاول رفتن خزانه دولت و بیت المال کشور به هراس افتاده و با استفاده از نبوغ ذاتی شان در صدد چاره جویی برآمده و برای نجات آن از دستبرد چپاولگران تصمیم به انتقال آن به سمت زاخیل گرفتند.

متاسفانه مردم بی اطلاع از حقایق که خاطره خوبی از صداقت و امانتداری سیاستمداران دیگر هم ندارند با اطلاع از خبر انتقال خزانه دولت توسط محترم زاخیلوال به سمت زاخیل به فکردیگری افتاده و گمان بردند که خدای نا خواسته محترم زاخیلوال بیت المال دولت را برای خودش به زاخیل انتقال میدهد.
بد گمانی ، بی اعتمادی و سؤ ظن چنان فضای کشور را مسموم کرده که حتی کسی به این حقیقت آشکار نمی اندیشد که اگر محترم زاخیلوال چنین خیالات در سر میداشت پس بیت المال دولت را مانند سایر دولتمردان افغان ساده و بی سر و صدا در بانک های دوبی و کویت انتقال داده و با عالم از مشکلات آن را در زیر درخت های توت پدرش در زاخیل در زمین گور نمیکرد اما کجاست آن عقل سلیم و چشم بصیرت که حق را از شایعات دروغ و ناحق تشخیص دهد !

با تقـــــــــديم حــــــــــــرمت

حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

احمـدی نژاد هیتـلر را خجـالت داد

دور بعـدی المپیـک در اسـلام آباد

دور بعـــــدی بازی هـــــای المپیـــــک در اســـــلام آباد دایر میگـــــردد ، مـــــولـــــوی جنـــــت گل و اندیوالـــــش برای کســـــب مدال طـــــلا در مســـــابقـــــات خـــــود کفـــــانی از همـــــین حـــــالا آمـــــادگـــــی میگـــــیرند.

 در راستای برگزاری بازی های المپیک همیش تنش های میان کشور های اسلامی و ممالک غربی روی اختلاف نظر ها بالای یکعده مسائل چون عدم قبول حجاب اسلامی در بازی های المپیک و به رسمیت نشناختن ورزش های رزمی خاص کشور های اسلامی چون نیزه بازی ، شمشیر جنگی ، کله جنگی و بزکشی از طرف کمیته المپیک وجود داشته.

استفاده از استادیوم فوتبال کابل برای کشتارو تیرباران زنان از طرف حکومت اسلامی طالبان و خواستار به رسمیت شناختن آن به عنوان یک ورزش اسلامی از طرف المپیگ جهانی این تنش ها را به اوجش رسانده و باعث سردی و خرابی روابط میان کشور های اسلامی و کمیته المپیک گردیده.

درین سالهای اخیر که ورزش خود کفانی در کشور های اسلامی خصوصاً ممالک عربی و پاکستان از رونق خاص برخوردار شده و در بین جونان مسلمان موفق به کسب محبوبیت خارق العاده ی گشته دیگر برای کشور های اسلامی غیر قابل تصور بود که کمیته المپیک جهانی از به رسمیت شناختن این ورزش سر باز زند.
ولی همه میدانیم که قبول چنین چیزی از طرف کمیته المپیک جهانی خلاف تمام ارزش های اخلاقی و اجتماعی غرب بوده و به هیچ وجهی برایشان نمی توانست قابل قبول باشد.

لهذا کشور های اسلامی با برگزاری کنفرانس در جده متفقاً به این نتیجه رسیدند که باید بازی های المپیک شان را از ممالک غربی جدا ساخته و اولین بازی المپیک اسلامی را در اسلام آباد مهد و زادگاه ورزش خودکفانی دایر کنند.
این تصمیم کنفرانس جده مورد استقبال گرم ورزش کاران در تمام کشور های اسلامی قرار گرفته و خیلی سازمان ها و کلپ های ورزشی چون تیم نیزه بازان مسجد سرخ اسلام آباد ، تیم قمه زنان چونچکان تهران ، تیم گردن زنان مسلمان عربستان  و تیم جوانان خودکفان وزیرستان از همین حالا برای اشتراک در بازی های المپیک اسلام آباد اعلام آمادگی کرده اند.

چون ورزش خودکفانی ورزش جدیدیست لهذا کمیته المپیک اسلامی برای تعین مدارج فنی به تدوین مقررات ذیل برای کسب مدال ها پرداخته است:

مستحق مدال برنز ورزشکار خودکفان می باشد که بعد از اجرای عمل خود کفانی از او در میدان خودکفانی فقط یکی از اعضای بدن و قسمت از روده هایش قابل شناسایی باشد.

مستحق مدال نقره ورزشکار خودکفان می باشد که بعد از اجرای عمل خود کفانی از او در میدان خودکفانی فقط قسمت از روده هایش قابل شناسایی باشد.

مستحق مدال طلا ورزشکار خودکفان می باشد که بعد از اجرای عمل خود کفانی از او در میدان خودکفانی فقط لکه بزرگ خون و مواد داخلی روده هایش چیزی دیگری باقی نماند.

مدال های های این ورزشکاران خودکفان از طرف کمیته المپیک اسلامی به امیرالمومنین ملا عمر به امانت سپرده شده و ایشان در روز قیامت مدال ها را به صاحبان شان سپرده که آنها ازین مدال ها منحیث کارت ورودی بهشت استفاده کرده و نظر به درجه مدال هایشان در قطار آخر، قطار وسط و یا لوژ بالای بهشت تشریف فرما میگردند.

 با تقـــــــــديم حــــــــــــرمت
حقــــ(شـــمس

احمـدی نژاد هیتـلر را خجـالت داد

شایعات راکت پرانی پاکستان وعواقب آن

شــــــایعــــــات غــــــیر مســــــؤلانه مطــــــبوعات مبــــــنی بر فــــــیر راکــــــت از طــــــرف پاکســــــتان بخــــــاک افغــــــانســــــتان باعــــــث ســــــرنگــــــونی دو وزیر گــــــنده کشــــــور گــــــردید!


دیموکراسی خیلی شباهت به امکانات جدید تخنیکی چون موبایل و انترنت دارد ، هرکس از فواید و خوبی های موبایل و انترنت مطلع است ولی هیچ کسی از استفاده سو و نادرست آنها در جوامع پسمانده چون افغانستان نمی تواند انکار کند که منحیث مشت نمونه خروار می توانیم از اذیت و آزار زنان و دختران ذریعه موبایل نام برد.
دیموکراسی و ارمغان بزرگ آن آزادی مطبوعات نیز ازین سرنوشت مبرا نیست که از فواید و خوبی های آن هر طفلی هم چیز های میداند ولی ما درین ظرف ده سال تجربه با آن روی دیگر سکه را هم شناخته و با بدی های آن هم آشنا شدیم .

از مدت یکسال بدینسو مطبوعات افغانستان با پخش شایعات بی بنیاد و غیر مسؤلانه مبنی بر فیر صد ها راکت از طرف پاکستان بخاک افغانستان فضای دوستی و برادری دو  کشور اسلامی افغانستان و پاکستان را خدشه دار کرده و باعث ایجاد تشنج و تنش های فراوان در ارگانهای امنیتی و اردوی کشور گردیده.
گرچه از مدت یکسال بدینسو رهبر خردمند و خیر اندیش ما محترم حامد کرزی در هر مناسبت این ادعا های بی بنیاد را شدیداً رد کرده و آن را شایعات غیر مسؤلانه رسانه ها و سؤ استفاده از آزادی های مطبوعاتی خوانده ولی کجاست گوش شنوا که به این ندای حق گوش دهد.

حالا این شایعات نا روا و بی اساس از کوچه و بازار حتی در مجلس نمایندگان راه یافته و باعث سلب صلاحیت دو وزیر قدرتمند و گنده کشور یعنی وزیر دفاع و وزیر داخله گردیده که این اقدام مجلس نمایندگان با هیچ معیار کشور داری و قوانین اجتماعی قابل توجیه نیست چون که به گفته دوستان هراتی انگار که این شایعه راکت پرانی پاکستان واقعیت داشته باشد پس در آنصورت باید در قدم اول شخص رئیس جمهور و بعداً وزیر خارجه و وزیر دفاع از وظایف شان سبکدوش می شدند !

اما نمیدانم نمایندگان محترم به اساس کدام معیاری وزیر خارجه را برائت داده و به مجازات وزیر داخله پرداخته اند ؟
بهر صورت معیار این تصمیم گیری صلاحیت های کاری وزرا نبوده بلکه چیزی دیگری معیار قرار گرفته که اگر کمی به موضوع عمیق شده و به دقت بدان بنگریم در خواهیم یافت که یگانه وجه مشترک وزرای دفاع و داخله هم وزنی ایشان است چون فقط این دو وزیر کابینه در وزن یکصدو پنجاه کیلو قرار دارند.

توقع معیار قرار دادن صلاحیت های کاری وزرا از نمایندگان که اکثریت شان به شغل های پهلوانی ، بزکشی و چاپ اندازی مصروف بوده اند یک توقع بیجاست بلکه بیشتر همان معیار قرار دادن قطر شکم و وزن اشخاص به شخصیت اینها ساز گاری کامل دارد.
پس نتیجه اخلاقی این مسئله اینست که خود کرده را دردی نیست و آقای محمدی خود ملامت بوده که برای پائین آوردن وزنش اقدام عملی نکرده و برعکس در پرخوری و چرب خوری با آقای رحیم وردک رقابت کرده و حالا عواقب ناگوار آنرا با اندیوالش یکجا می چشد

با تقـــــــــديم حــــــــــــرمت
حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

احمـدی نژاد هیتـلر را خجـالت داد

زمــزمه هــای شــب هنــگام کــرزی

در طــاقک عــــرش نوشـــته بود نامـــک چـــرس
هــــر صبــــح و پگــــاه که جبــــرئیـــلش زده بود

آه پدر!
یک دو دود دیگام بزن باز بخیر به زور خدا و دعای پیر عبدالقادر جیلانی یک حکومت دست نشانده ده واشنگتن ، یکی ده تهران و یکی ده اسلام آباد جور می کنیم !
اداره حکومت واشنگتن ره بدست خود می گیرم ، از تهران ره به لالا قیوم و از اسلام آباد ره به محمود جان تسلیم میکنم.

همی کاخ سفید امریکا ره یکی قالین اوغانی و توشک پخته یی فرش میکنم ، افتاوه لگن و چلم و برنجی هم فراوان .
خیر است اگر نامش هم  کاخ سفید است مه به رنگ بیرق اوغانستان سیاه و سرخ و سبز رنگش می کنم .
یکدانه شیر بدخور یال دراز هم  ده دان دروازش بسته می کنم که ایطور غر بزنه که اوباما تنبانش ره چتل کنه .

آه پدری !
مه ره میگن کرزی ایطور سرش راه جور کرده ده زندان گوانتانمو بیاندازمش که تا دعای قنوت ره چپه و راسته یاد نگیره روی آسمان خدا ره نبینه!

آه پدر، مه انتقام بیادرهای ناراض خوده ازش نگیرم کی ماندنی والایش هستم !
انتقام سوختاندن قرآن کریم ره هم گرفتنی هستم ، نی فکر نکو که کرزی حماقت کده انجیل ره می سوزانه ، نی هیچ چیز ره نمی سوزانم فقط عبدالکریم خرم ره وزیر معارف و فرهنگ امریکا مقرر میکنم که سرود ملی امریکا ره ده پشتو سر شان بخوانه که زبانهای شان رگ شوه و نشین هایشان ده لق زدن بیایه.

آه پدر!
باز بخیر همرای همو اندیوال قدیم خود لالا بوش کار شریکی ره شروع میکنیم ، اما این دفعه مه موتروان هستم و بوش کلینر چرا که ده پشتو یک مثل است که : " ژرنده که دپلار ده هم په وار ده "
انشالله کلمه محمدی ره هم تا او وخت از برادر های ناراضم یاد گرفته سرش میخوانم که ده آخرت از آتش دوزق نجات پیدا کنه و هر دوی ما مثل دو بیادرک ها دست ده دست ده بهشت بریم !

به جنــت مــــیرویم شــــانه به شــــانه
امیـــر المـــومنـــین حــیران بمـــــــانه

آه پدری !
ده همیی لب حوض کوثر بخیر چلم ره پر کده همطو یک بوغه یی بزنیم که شراب انتطهور ده گردش نرسه و دهان ملائکه ها واز بانه و از دودش حور و غلمان بیچاره خمار شده تپ و توپ ده زیر درخت های خرما و زیتون بیافتن.
حیران بانن که کرزی ای شراب انتهور را از کجا پیدا کده ، خبر ندارن که ای شراب انتهور نیس ، پدر شراب انتهوراس ، بته فقیریس بته فقیری !
آه پدری !
بته فقیری !

با تقـــــــــديم حــــــــــــرمت
حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی 

احمـدی نژاد هیتـلر را خجـالت داد

بقــه کـه تقلــید از مــار کــرد

مــــولــــوی شهــــوت گل کـــــم طـــــالع کـــــه از بخـــــت بلـــــند اســـــتاد برخـــــوردار نبـــــود در اولـــــین شـــــکار از طـــــرف مـــــردم دستـــــگیر شـــــده و ســـــگ کـــــوب شـــــد !

آیت الله محســـــــنی :
زویه چرا اینطور ناشیانه عمل کرده و اسباب رسوایی خود و دیگران را فراهم ساختی ،مگر نصایح پدرانه استاد اصلاً بیادت نبود ؟

مــولــوی شهــــوت گل :
استاد بزرگوار شیطان لعنتی سخت در پوستم حلول کرد و دست به این کار زدم.

آیت الله محســـــــنی :
من نگفتم چرا اینکار را کردی بلکه پرسیدم که چرا اینطور ناشیانه عمل کرده و خود را رسوای خاص و عام ساختی ؟

مــولــوی شهــــوت گل :
استاد محترم باور کنید که با دیدن آن مه پیکرسیمین تن چارده ساله خون در رگ های بدنم به شهوت مبدل شده چنان هوش و حواسم را از دست بدادم که خود ندانستم که چه کردم و چطور کردم و زمانیکه بحال آمدم خود را در زیر مشت و لگد مردان خشمگین که قصد کشتنم را داشتند بیافتم .

آیت الله محســـــــنی :
صد بار بتو گفتم مطمئن ترین و بی خطر ترین طریقه کامجویی را صیغه گویند که هم از رسوایی دنیا وهم از سزای آخرت  در امان باشی اگر تو حرفم می شنیدی اکنون در محاکم اسلامی دست بالا می داشتی ، اما حالا اگر چاره سازی نکنیم حکم زنا بالایت جاری گشته و سنگسار خواهی شد.

مــولــوی شهــــوت گل :
استاد گرامی یعنی امید چاره سازی موجود است ؟

آیت الله محســـــــنی :
زویه مسلمان همیش به یاری خداوند امیدوار است ، ولی تو باید همه چیز را انکار کرده آن را اتهام نا حق و کار دشمنان اسلام و روحانیت قلمداد کنی .

مــولــوی شهــــوت گل :
اما شهادت شاهدان عینی را چکار باید کرد؟

آیت الله محســـــــنی :
شهادت شاهدان در مقابل حمایت قاضیان هیچ جای را نخواهد گرفت.

مــولــوی شهــــوت گل :
اما صدای اعتراض پدر دختر را قاضیان هم خاموش نخواهند توانست.

آیت الله محســـــــنی :
شاعر چه زیبا گفته که :
زور و زاری منما زر بفرست
زر بر سر فولاد نهی نرم شود

مــولــوی شهــــوت گل :
آیا شما فکر می کنید که صدای اعتراض پدر دختر را به وسیله زر می توان خاموش کرد؟

آیت الله محســـــــنی :
اگر به وسیله زر نشد به وسیله زور که حتمی می شود ، خنجر انوری صدای اعتراض مشتاق را که خاموش کرد از پدر این دختر را هم خاموش خواهد کرد.

مــولــوی شهــــوت گل :
استاد بزرگوار من تا گلون غرق سخاوت و مناعت شمایم ، نمیدانم به کدام طریقی جبران اینهمه لطف و بنده نوازی بنمایم ؟ 

آیت الله محســـــــنی :
زویه خاطر جمع باش موقع جبران هم روزی خواهد رسید ، به انوری هم زور و قوت جوانی باقی نمانده !
با تقـــــــــديم حــــــــــــرمت
حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

احمـدی نژاد هیتـلر را خجـالت داد

قــندی گل در المپیــک لنــدن

 به فـــرمـــان محـــترم حـــامـــد کـــرزی و تائـــید شیـــخ المشــایخ مــولــوی کشـــاف رئیس شـــوری علمـــای افغــــانســـتان قنـــدی گل به نمـــاینـــدگی از زنان ورزشــــکار کشـــور در المپیـــک لنـــدن اشـــتراک ورزید.

 گرچه نظر به فتوای شوری علمای افغانستان در اسلام فقط سپورت های رزمی چون پهلوانی ، کله جنگی ، شمشیر جنگی ، تیراندازی ، شتردوانی ونیزه بازی که مسلمانان از آنها برای حراست سرزمین اسلام در مقابل کفاربتوانند استفاده برند مجاز است و سایر انواع و اقسام سپورت ها جایگاه میان حرام تا مکروه دارند.
فوتبال به علت گذشته ننگین و اهانتبار آن به اسلام در دوران یزید حرام مطلق است و بازیگر آن هیزم جهنم خواهند بود و سپورت های چون دویدن و خیز زدن در جمع ورزش های مکروه قرار میگیرند چون دویدن و خیز زدن در اصل خصلت سگان است و انسان که اشرف مخلوقات است و ملائک به پای او به سجده افتاده نباید خود را با سگ و پشک همطراز سازد.

ازینرو شیخ المشایخ مولوی کشاف اصلاً مخالف اشتراک قندی گل در المپیک لندن بودند ولی از آنجایکه ایشان بنا بر معاذیر شرعی در مورد قتل و کشتار اخیر برادران ناراض کرزی نتوانستند اظهار نظر کنند و اگر حالا مانع اشتراک قندی گل به نمایندگی زنان ورزشکار افغان در المپیک لندن می شدند خطر این می رفت که سؤ تفاهمی به میان آمده و زنان افغان می پنداشتند که خدای ناخواسته محترم مولوی کشاف با آنها کدام خصومت و دشمنی دارند.

لهذا مولوی کشاف فرمان کرزی مبنی بر اشتراک قندی گل در المپیک لندن را تائید فرموده و آنرا با یک شرط اسلامی و افغانی مزین ساخته فرمودند که قندی گل باید به کوری چشم دشمنان اسلام با حجاب اسلامی و چادری افغانی درین مسابقات اشتراک ورزیده و به جهانیان نشان دهد که حجاب اسلامی و چادری افغانی هرگز مانع اشتراک زنان در فعالیت های اجتماعی و حتی ورزشی نشده بلکه برعکس زن مسلمان خود را در زیر آن چون در شکم مادر آزاد احساس کرده و از چشم چرانی های مردان هوسباز غیر مسلمان در امان خواهند بود .

با تقـــــــــديم حــــــــــــرمت
حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

   

رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید