گزیده های مقالات فرهنگی فلسفی

 

    چند طنز کوتاه با کارتونهای دیدنی«24»                      حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی     

اعمــار مــرکــز اســلامی وهــابی در کــابل

عــربســتان ســعودی بعــد از اعمــار صــد هــا باب مکــاتب، شــفاخــانه هــا و فــابریکــه هــا اکــنون به تعمـــیر یک مــرکــز اســلامی در افغــانســتان مــبادرت ورزید

توجه شما را به سخنرانی مولوی مجیب الرحمن انصاری یکی از بنیان گذار فرقه وهابیت در افغانستان به مناسبت افتتاح مرکز اسلامی سعودی در افغانستان جلب می کنیم !

نور چشمی ها ، فرزندان مجاهد و طلاب جان بر کف السلام علیکم و رحمته الله و برکاة !

اگر ادعا کنم که امروز از شادمانی در لباس نمیگنجم خیلی مبالغه نخواهد بود، با دیدن شما جوانان که تازه پشت لب سیاه کرده اید بیاد ایام جوانی خود افتادم که در آن روز گاران چنان کفر و ذندقه در کشور اسلامی ما حاکم بود که تنها به زبان آوردن نام وهابیت در افغانستان جرم بزرگ بشمار می رفت و متهم مانند گنهکاری از طرف مردم به چشم بد دیده می شد.

بنده با هزاران مشکلات وموانع و وجود خار های مغیلان بر سر راهم بالاخره به همکاری مجاهد گرانقدرجهان اسلام محترم جنرال ضیا الحق فقید تونستم نو نهال وهابیت را که از سرزمین حرمین شریفین بدستم رسیده بود از طریق پاکستان به افغانستان انتقال داده و در خاک وطن غرس نمایم ولی متاسفانه عدم مساعدت شرایط اقلیمی و زمانی مانع رشد و نموی خوب آن نهال گشته و باعث یاس و نومیدی بنده گردید.

ازینرو امروز افتتاح مرکز اسلامی سعودی را منحیث پایگاه مذهب وهابیت در افغانستان به فال نیک گرفته و خداوند متعال را شکر گذارم که چنین سعادت بزرگ را نصیب من و دیگر بنده های راستینش گردانید و به یقین که این اجرای همان قول خداوندیست که فرموده:

جا الحق و ذهق الباطل ان الباطل کان ذهو قاً

چونکه وهابیت در حقیقت اسلام واقعی و حقیقی است و مذاهب دیگر از تسنن حنفی ، مالکی و شافعی گرفته تا تشیع جعفری و اسمعیلی همه و همه بیراهه اند و در نتیجه محکوم به فنا و نابودی.

بزرگان مذاهب دیگر در حقیقت از روی مصلحت و منفعت و یا بزدلی و کوردلی آنقدر آب در اسلام مذاهب شان بیآمیختند که جز دوغ بی مزه ای چیزی از آن باقی نمانده.

در مقابل شعار مذهب وهابیت فقط حفظ اسلام ناب و واقعی از هر نوع تاثیرات زمانی و محیطی و حفظ قرآن از هر نوع تعبیر و تفسیر و دخالت عقل و منطق انسانی در آن است.

ما شدیداً مخالف ترویج اسلام با شیوه های مسالمت آمیز و زنانه چون تبلیغ و ارشاد بوده و فقط به نیروی شمشیر اسلام اتکا کرده و یقین کامل داریم که اسلام فقط بزور شمشیر و بازوان نیرومند مجاهدین اسلام در سراسر جهان می تواند پیاده گردد، انشاالله بزودی شاهد آن روز پر میمنت خواهیم بود.

درین باب توجه شما را به پارچه شعری زیبای از یک نوجوان مجاهد که به تازگی به دعوت وهابیت که در حقیقت دعوت خداوندیست لبیک گفته و در جمع برادران مجاهد پیوسته جلب میکنم !

ما مسلمانیم و ما را بحــــــث و جــــــــر در کاار نیست

مــــــرغ ما یک لنــــــگ دارد حاجت تکــــــرار نیست

دین مــــــا دین خـــــــــــداوند حکــــــیم ذولجــــــــــــلال

دین حــــــق را حــــــاجت تفســــــیر و اســـتدلال نیست

مذهب مــــــا مظهــــــر شمشــــــیر و زور و قــــــلدری

می زنیم بر دهن کــــــافر گفــــــتگو در کــــــار نیست

 

رهــبر مــــــا چون شــــــبان و ما چو گوسپــــــــندان او

شــــــیر و پشــــــم ما فدایش چون و چند در کار نیست

در حدیث حضــــرت حق است کــــــافر همچو مــــــار

مــــــار را هیــچ چاره ای دیگر به از کشــــــتار نیست

یک نصیحـــت بشــــــنو از من ای برادر بعــــــد ازین

پنجــــه بکس کن به جیب و بحث و جر در کار نیست

با تقـــــــــديم حـــــــــــرمت

حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

ظــاهــر و باطــن حکــومت وحــدت ملــی

حکــومت وحــدت ملــی تجســم عینــی عــدالــت اجتمــاعــی و مســاوات و برادری بیــن اقــوام افغــانســتان اســت !

توجه خوانندگان محترم را به مصاحبت دوستانه میان سردمداران حکومت وحدت ملی جلالتماب اشرف غنی رئیس جمهور و محترم داکتر عبدالله رئیس اجرائیه دولت اسلامی افغانستان جلب می کنیم :

اشــرف غنــی :

بچه خر، باور کوهمی لحظه قوارت به نماز خفتن می مانه ،

قدرت ره هم که همرایت نیم کدم دیگه چرا لب و رویت ایطو کشال اس ؟

داکــتر عــبدالله :

بی پدر تقلبکار دیگه چه توقع داری ازه مه ؟

تخت و تاج ره به زور تقلب غصب کدی تحمل کدم ، به زور امریکا حکومت وحدت ملی ره سرم قبولانی تحمل کدم ، توافقنامه حکومت وحدت ملی ره نامردانه زیر پای کدی باز هم تحمل کدم ، هنوز هم می پرسی که چرا لب و رویم کشال اس ؟

می خواهی که برت یک رقص قطغنی کنم ؟

اشــرف غنــی :

آخ ، تقلب ، تقلب !

گذشته ره فراموش کو اگه نی مثل مه به تکلیف معده سردچار خاد شدی.

داکــتر عــبدالله :

تقلب ره چطو فراموش کنم ؟

اگه تقلب نمی بود امروز ای موتر یک جلو میداشت و موتروانش هم خودم می بودم و هر قسمیکه دلم میخاست میدواندم از دست تقلب اس که امروز نمایشی به پالویت موتر وانی می کنم اما در حقیقت فقط کلینرت هستم.

اشــرف غنــی :

اگه تقلب نمی بود ، اگه فلان نمی بود و اگه بسمان می بود .

داکتر صاحب دنیا به اگه مگه جور نمیشه ، یک مثل خوب اس که میگه :

اگه خاله ... میداشت کاکا می بود.

اگه در افغانستان تقلب نمی بود خو افغانستان افغانستان نمی بود.

مه عمرم در خارج تیر شده اما افغانستان ره از تو بهتر می شناسم.

در ملک که از شاه گرفته تا گدا ، از پیر گرفته تا جوان ، از ملا گرفته تا سازنده همه دست به تقلب می زنن اگه تو توقع داشتی که انتخابات ریاست جمهوری ای کشور بدون تقلب به پایان می رسید پس تو یا بسیار ساده لوح و خوشباور هستی و یا خیلی قانغر و ناجوانمرد که قمار ره باختی ولی باختت ره قبول نمی کنی .

 داکــتر عــبدالله :

بی پدر ، خی چرا مردانه اعتراف نمی کنی که در انتخابات تقلبکاری کدی ؟

اشــرف غنــی :

لاحول ولا ، مه فکر نمی کدم که ایقدر بی کله و هفته فام باشی !

آیا تو در افغانستان به غیر از جنرال دوستم کسی دیگه ره سراغ داری که به جرم و گناه خود اعتراف کنه ؟

نشنیدی که سیاف گفت در جنگ های داخلی یک فیصدی گناه ره که چی می کنی که یک هزارم یک فیصد هم گناه نداره.

یک افغان واقعی اگه سرش هم بره هرگز به گناه خود اعتراف نمی کنه، اگه ده پیش رویت هم مرتکب یک جرم شوه همرای کالای خود به چشمایت درآمده و همه چیز ره انکار می کنه.

پس تو چطو از مه توقع داری که مه به تقلبکاری خود اعتراف کنم ؟

مه ره خیال کدام بی غیرت کدی ؟

اگه نصیحت بیادر کلانت ره گوش می کنی بهتر خاد بود که بجای لب و روی ترش کدن و شکایت از تقلب در انتخابات گذشته واقعیت های عینی جامعه افغانی ره قبول کده به فکر تربیه گوسفند های چاق در انتخابات آینده باشی !

با تقـــــــــديم حـــــــــــرمت

حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

بازگشــت به خــویشــتن

طــالبــان پاکســتانی و فــرزندان ناخلــف شــان به وحشــیان داعــشی بیعــت کــرده و از ایشــان برای ذبح اســلامــی هــم میهــنان شــان دعــوت بعمــل آوردند !

طالب پاکستانی این فرزند نامشروع پدر انگلیسی و مادر عربی سالها دور از مهر و محبت مادری در وحشت آباد وزیرستان جنوبی با جیره بخور و نمیر پدر انگلیسی و کاکای امریکای اش زندگی رقتبار را به سر برده همچون سگ جنگی از طرف آی اس آی پاکستان گاهی شلاق می خورد و گاهی هم لب نانی دریافت می کرد.

در حقیقت جنرال های پاکستانی این گرگان باران دیده وجود ننگین طالب پاکستانی را منحیث دام  روزی برای تامین مصارف هنگفت زندگی پر تجمل شان استفاده کرده و از طریق او به دالر های امریکا دست یافته و هنگامیکه امریکا در پرداخت دالر اندک تاملی بخرچ میداد فورا ارباب  قلاده سگ جنگی اش را اندکی شل کرده و به امریکا می فهماند که سرباز زدن از پرداخت دالر به خیر او نخواهد بود.

طالب بیچاره که حالا خود صاحب فرزندان ناخلفی در آنسوی خط دیورند گردیده و تامین معیشیت فامیل با این وضع اسفناک برایش دیگر غیر قابل تحمل شده گاهی از خدا مرگش را برای رهایی ازین زندگی سگ مابانه آرزو میکرد.

درین گیر و دار گویی که خدا صدای ناله و شیون او را شنیده که آوازه شمشیر زنی ها و سیف الاسلامی های مادر عربش در سوریه و عراق بگوشش رسید و او از شادی و مسرت دیگر در لباس نمی گنجید که فورا به مادر مهربانش بیعت کرده و از او دعوت بعمل آورد تا قدم رنجه فرموده و با تشریف آوریش در وزیرستان جنوبی خیر و برکت اسلامی با خود به ارمغان آرد.

مادر مهربان عرب هم به دعوت مخلصانه پسر لبیک گفته و قول داد که در زود ترین فرصت سری به آستان وزیرستان جنوبی زده و آن دیار را نیز چون سرزمین شام و عراق  از وجود کفر و ذندقه پاک کرده پرچم اسلام سلفی را بر فراز کوه های توره بوره به اهتزار آرد.

با تقـــــــــديم حـــــــــــرمت

حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

تجــلیل از روز شــهید

هــر کســی روز شــهید را بزعــم خــویش و چمــاق بدســتان شــوری نظــار هــم بزعــم خــویش تجــلیل مــی کــنند !

یاد آن روزگاران بخیر که آسمان کابل در روز آبی و در شب با درخشندگی و چشمک زدن ستارگان زندگی مردمان کابل را لذت خاصی می بخشید.

در دریای کابل آب ذلال از چشمه ساران پغمان جاری بود و روز های جمعه در پارگ زرنگار در یک گوشه ای مداری مصروف جنگ انداختن مار و موش خرما می بود و در گوشه ای دیگر صادو از کرامات حضرت علی و جنگ خیبر به شنوندگانش که اکثرا سربازان از ولایات دور دست کشور بودند به شور و شعف فراوان حکایت می کرد.

ملا های آن زمان هم از ملا های امروز تفاوت داشته و بیشتر مردم را با دادن و عده بهشت و جوی شیر و شراب در آن به انجام اعمال نیک و خدمت به خلق خدا تشویق کرده و با یادآوری از گرز آتشی عزرایل و مار و گژدم جهنم آنها را از دست زدن به اعمال نا صالح بر حذر میداشتند.

مردم هم در آن روزگاران با ملا ها ، بزرگان دین ، اولیا و شهدای صالحین رابطه ای دیگری داشتند ، به ملا ها و علمای دین احترام و اعتماد خاص داشتند ، مزار شهدای راه اسلام را با با بیرق های سبز رنگ مزین کرده و شام روز های جمعه به زیارت قبور آنها رفته و با طلاوت آیات از کلام الله مجید به روح پاک آنها دعا می کردند.

شهدا از چنان احترام خاصی برخوردار بودند که مردم هنگام رفتن بسوی آرامگاه آنها از خنده و شوخی های بیجا ، استعمال کلمات منافی عفت کلام و حرکات ناشایسته دوری جسته و بدین سان کمال احترام و اردات شان را به مقام والای شهدا ابراز می داشتند.

اما متاسفانه که امروز همه چیز دستخوش تغیر و تحول عمیق شده که نه رنگ آبی و نیلگون به آسمان کابل و نه آب ذلال در دریای کابل مانده بلکه دریای کابل به دراز ترین و کثیف ترین زباله دانی دنیا تبدیل شده است.

مداری پارک زرنگار پادشاه مطلق العنان کشور شده و بخود لقب شیر را داده و صادوی پارک زرنگار ریاست شوری علمای کشور به عهده گرفته و ملت را اطیعوالله و اطیع الرسول گفته به اطاعت از فرامین پادشاه فرا می خواند.

ملا های امروز هم بجای تشویق مردم به اعمال صالح خود در خانه خدا بالای دختر ده ساله تجاوز کرده و جوانان را برای دست یافتن به هفتاد حور بهشتی به حملات انتحاری تشویق می کنند.

علمای دینی و بزرگان امروز هم دین را وسیله رسیدن به اهداف دنیایی قرار داده با فروش وحی و استخاره قصد رسیدن به سرمنزل مقصود را دارند.

مردم هم امروز بی ادب و بی حیا شده احترام لازم را به ملا ها و علمای دین ندارند ، سخنرانی شان را اخلال می کنند و حتی احترام و اردت خاص به شهدای اسلام را فراموش کرده اند و بنام تجلیل از روز شهدا بجای احترام به مقام ولای شهدا چون سپاهیان چنگیز و لشکریان داعش با تیر و تبر به جان مردم ریخته و حتی از مجروح کردن و قتل و کشتار آنها هم ابا نمی ورزند که نتیجه عملی آن فقط ایجاد تنفر مردم از جهاد و مجاهد و فاصله گرفتن شان از آرمان شهدا خواهد بود.

با تقـــــــــــــديم حــــــــــــرمت

حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

 

رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید