WELCOME

To Our Website

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Sed non metus

 گزیده های مقالات فرهنگی فلسفی

 

   چندطنز کوتاه با کارتونهای دیدنی                                       حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی     

   

این جنگ های خانمانسوز و انفجار هزاران بمب و راکت درسالهای جنگ نه تنها قتل و کشتار و خسارات مالی بزرگ را در کشور ببار آورد بلکه موجب خرابی محیط زیست و مسموم گشتن هوای کشور نیز گردید خصوصاً باز گشت سیل آسای مهاجرین از کشورهای همسایه بعد از ختم جنگ های داخلی در شهر های بزرگ ، وارد کردن وسایل نقلیه کهنه ، فرسوده و بدون فلتر ، استفاده از مواد سوخت بدون کیفیت اینها همه دست بدست هم داده هوای شهرهای بزرگ خصوصاً شهر کابل را چنان آلوده و زهرناک ساخته که نه تنها شیوع امراض جهاذ تنفسی و صد ها مرض دیگریکه علت آنها در خرابی آب و هوای کشور نهفته است خیلی شدت گرفته که طبیعت و اشجار نیز ازین هوای مسموم به شدت متضرر گشته و برگ درختان رنگ سبز شان را به رنگ زرد و نسواری تبدیل کرده !
علاوه از زیان های فوق الذکر هوای آلوده و مسموم کشور حتی باعث رنگ رفتگی بانک نوت های کشور هم گشته و اگر سال یکبار بانک مرکزی بانک نوت های کشور را جهت گذاشتن در هوای سالم در خارج از کشور نفرستد تمام بانک نوت ها رنک هایشان را باخته و از چلش می افتند اما فرستادن این بانک نوت ها در خارج هم مصارف گزاف را همراه دارد که گاهی به اصطلاح آفتابه خرج لیم می شود .
پارسال فرزند صدیق وطن مجاهد تقاعدی آقای چکری که خاطرات جهاد برحق شان را در و دیوار کابل بخاطر دارد هنگام مسافرت به خارج بنا بر احساس مسؤلیت اسلامی دعواطلبانه بدون اخذ حق الزحمه تمام خزانه دولت را با خود به خارج به چکر و هواخوری برده و تا امروز کشور به کشور و شهر به شهر انجام وظیفه میکند.
اما فضای بی اعتمادی کنونی کشور و اخلاق قدر نشناسی مردم ما باعث آن گشته که عده در مورد ایشان گمان بد برده و فداکاری و جان نثاری ایشان را به دید شک بنگرند ، بالاخره چندی پیش استاد برهان الدین ربانی و محترم حامد کرزی در اسلام آباد با ایشان ملاقات کرده و از جناب ایشان تقاضا کرده اند که آنها در کنار انجام مسؤلیت های اسلامی و افغانی شان  باید کمی هم در فکر زندگی فامیلی و صحت و سلامت خود باشند ، در نتیجه آقای چکری به آنها قول داده که بزودی ماموریت شان را به پایان رسانیده و به وطن باز خواهند گشت .

با تقــــــــــــديم حـــــــــــرمت
حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

   
 در بیابان گر به عزم کعبه خواهی زد قدم ... گر نصیحت ها کند خار مغیلان غم  مخور

این شعر خواجه حافظ را به یقین که اکثریت شنیده اند و بعضی ها هم آرزو کرده اند که بتوانند آن را در زندگی شان عملی کنند ولی شنیدن و آرزو کردن تا عملی کردن فرسخ ها ازهم فاصله دارند و توان عملی کردن را فقط مردان فولادین عزم و آهنین ایمان چون کرزی دارند و بس !!
بیچاره کرزی از ده سال به اینطرف به نیت غمخواری و پرورش نهال دیموکراسی از کدام خار مغیلان چه حرف ها و سخن های که نشنید ، هر کس بجای او می بود چپنش را برمیخ بلند آویزان کرده صحنه را ترک میگفت اما ایمان راسخ این راد مرد آهنین عزم او را در تحمل اینقدر رنج و مشقت ها و شنیدن افتراهات و تهمت ها ، اهانت و توهین ها یاری و مددگاری کرد که تا امروز همه را با پیشانی باز تحمل کرده خمی به ابرویش نیاورد .
به او نامردانه تهمت بستند که کرزی ملیون ها دالر کمک های جامعه جهانی را حیف و میل کرد در حالیکه بیچاره کرزی در یک بانک  فرانکفورت فقط ده هزار دالر دارد و بس ، اگر او با پول بیت المال اینطور معامله میکرد آیا نمیتوانست از همان پول برایش یک دست دریشی خریده و این چپن چاپ اندازی را به بابه مراد نامراد می بخشید !؟
برادرانش را به سؤ استفاده از پولهای بانک جهانی و کابل بانک و حتی دست داشتن به تجارت تریاک متهم کردند که اینها همه اتهامات نا حق و نارواست و گیرم که درست باشند تقصیر کرزی درین میان چیست ، بجرم احمد که نمیتوان یخن محمود را گرفت !؟
به اواتهام بستند که کرزی لشکر امریکا را در کشور آورد اینهم بکلی دور از واقعیت است بلکه واقعیت اینست که لشکر امریکا کرزی را به و طن آورد
به اواتهام بستند که کرزی قوم پرست است و پست های مهم  دولتی را به وابستگان اقوام پشتون واگذار کرده این دیگر یکی از همان دروغ های شاخدار و تهمت های دم دار است چون برهمگان هویداست که بعد از سمت ریاست جمهوری دو پست مهم  دولتی معاونیت اول و دوم ریاست جمهوریست که این هردو از سالها در اجاره افراد اقوام غیر پشتون تاجک و هزاره  اند !!
می بینیم که با وجود اینهمه اتهامات ناحق و نا روا محترم کرزی به قول معروف پوست پشک در رویش گرفته و در اجرای مسؤلیت های ملی ، اسلامی و وجدانی لحظه ای درنگ نکرده تا مبادا چرخ باد حوادث به نونهال دیموکراسی کشور آسیب برساند ، اما اکنون که درخت دیموکراسی افغانستان چنان تنومند و با استحکام شده که تند باد حوادث  توان کندن یک برگ او را هم ندارد دیگر زمان آن فرارسیده که محترم کرزی چپن سبز رنگش را در میخ بلند آیزان کرده و کلید ارگ را به کس دیگری تسلیم  کند به یقین که ایشان هم بیصبرانه انتظار چنین لحظه را میکشند ولی حالا محترم کرزی شب و روز در جستجوی یک باغبان ورزیده و باتجربه اند ، باغبان که در پرورش و غمخواری درخت دیموکراسی از هیچ سعی و تلاش لازم دریغ نورزد.
داکتر فاروق وردک مشاور خصوصی کرزی بگوش وی رسانده که بهتر است او دنبال یک باغبان باشد که برعلاوه باغبانی به شغل قصابی هم دسترسی داشته باشد چون خون تازه بهترین کود حیوانی بوده و در رشد و نموی گیاهان و اشجار خیلی مفید و موثر واقع میشود .
با وجود جستجوی فراوان کرزی در افغانستان هنوز موفق به یافتن چنین باغبان که با شغل قصابی هم آشنایی داشته باشد نگردیده و اگر تا پایان دوره ریاست جمهوری اش نتواند چنین کس را پیدا کند  مجبور داکتر فاروق وردک یک سری به پاکستان زده و در آنجا به جستجو بپردازد !!!؟
 
با تقــــــــــــديم حـــــــــــرمت
حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

  

برادران ناراض کرزی در مناطق پشتون نشین افغانستان با به آتش کشیدن مکاتب و مدارس و خاموش کردن چراغ علم و معرفت بزرگترین خیانت را در حق نسل های آینده قوم خویش مرتکب شده و با اینکار شان آنها را برای سالها از کاروان تمدن انسانی بدور ساخته  غرق بیسوادی و جهالت ، تعصب و افراطیگری کرده بازار خشونت ، دهشت افگنی و ترور را
 
درآن مناطق رونق دادند.
طلاب کرام به این بسنده نکرده و انتشار وحشت طالبانی را جز وجیبه دینی پنداشته از هیچ نوع سعی و تلاش در امر گسترش آن در سایر مناطق افغانستان دریغ نورزیده ازینرو از مدت در تلاش گل آلود سازی آب مناطق مرکزی و صفحات شمال کشورغرض گرفتن ماهی مراد برایشان هستند .
پول و اسلحه مورد نیازشان را که باداران پاکستانی و بادار بادارشان تامین میکنند ، مشکل فقط انتقال اسلحه از مرز های پاکستان تا مناطق مرکزی و صفحات شمال افغانستان است ، گرچه قوای انگلیس چندین بار به انتقال نیروی طالبان و اسلحه مورد ضرورت ایشان از طریق هوا پرداخته ولی اگر بنا باشد که تمام آن مناطق در تصرف نیروی طالبان درآید پس برای اینکار سلاح و خصوصاً سلاح ثقیله بمقدار زیاد باید به آن سمت انتقال داده شود که اجرای اینکار فقط از طریق زمین ممکن است و بهترین وسیله برای اجرای آن استفاده از کاروان کوچی ها ست ولی سنگ بر سر راه اینکار وجود صد ها پسته  مرزی ، پولیس سرحدی ، اردوی ملی وامنیت ملی در مسیر راه هاست که با کنترول و نظارت شدید ایشان انتقال یک  سوزن هم مخفی از چشمان تیز بین آنها ممکن نیست !
اما با وجود این نظارت شدید نیروهای امنیتی و پولیس کوچی ها همیش سلاح های خفیفه و ثقیله به پیمانه وسیع از پاکستان به مناطق مرکزی و شمالی کشور انتقال داده اند ، درینکه این سلاح ها از پاکستان توسط طالبان درآن مناطق انتقال داده شده هیچ شک و شبهی و جود ندارد ولی اینکه چطور اینمقدار اسلحه مخفی از چشمان تیز بین نیروهای امنیتی و پولیس به آنجا رسیده این به یک معمای لاینحل برای دولت افغانستان و نیروهای بین الملل تبدیل شده و به یقین کامل که برای همیش لاینحل باقی خواهد ماند چونکه دولتمردان غرب زده کابل و باداران بی دین شان همه چیز را فقط از چشم تنگ عقل و منطق دیده و از درک خیلی حقایق و راز های پنهان در زیر این گنبد کبود عاجزند !
ایشان نمیتوانند حتی تصور کنند که امیر المومنین ملا عمر به قوت ایمان و نیروی اسلام صاحب چنان کرامات و معجزات اند که شتر را یکجا با بارش از سوراخ سوزن عبور میدهد و با خواندن دعای "  الهم غیبک ... " صخره های کوه را از نظر ها نا پدید میکند ، در هنگام  خواندن این دعا هر چیزیکه از زیر ریش امیر المومنین عبور کرده و با آن تماس کند از چشم غیر مومن نا پدید شده و رویت آن فقط برای مومنین ممکن می باشد ، طلاب کرام ازین کرامات امیر المومنین استفاده عظیم برده و تمام سلاح هایشان را هنگام سفر جانب افغانستان از زیر ریش امیر المومنین عبور میدهند که بدینگونه با خاطر آرام آن سلاح ها را تا هر جایکه خواسته باشند انتقال میدهند .
آنکه به امارت امیرالمومنین ملا عمر ایمان ندارد چشمانش از دیدن بار شتران عاجز است و آنکه به آن ایمان دارد هرآنچه را می بیند بحکم وفا داری به امیرالمومنین نا دیده میگیرد.
حکایت میکنند که ملا شایسته گل طالب جوان و خوش هیکل با ریش غلوه و رسیده تا بالای ناف هنگام عبور دادن سلاح هایش از زیر ریش ملا عمر ریشش به ریش امیر المومنین تماس کرده و هنگام رسیدن به قندهار با نگاه های حریص کاکو های بد عمل قندهاری مواجهه گشته که قریب بود مورد حمله و دستبرد آنها قرار گیرد که در ابتدا حیرت خودش و همقطاران طالبش را برنگیخته و بعد از جویا گردیدن علت آن فوراً به همراهی سه طالب مسلح دوباره در پاکستان نزد امیر المومنین برگشته و ملا عمر با خواندن سرچپه دعای "  الهم غیبک ... "  طالب بی ریش را دوباره به طالب ریشدار مبدل ساخته روانه قندهار ساخت .
حالا کرزی با اطلاع ازین قدرت محیرالعقول کرامات و معجزات امیر المومنین ملا عمر و استفاده بردن طلاب کرام ازآن برای تصرف قدرت سیاسی روز های باقیمانده سلطنتش را شمرده و هر روز خود را به چوبه دار داکتر نجیب نزدیتر احاساس میکند.
ازینرو گاهی چون کودکان گریه سر داده و گاهی دست به یاوه سرایی های طفلانه زده و به نیروهای خارجی دشنام داده آنهارا را اشغالگر میخواند و حملات شبانه ایشان بر طالبان را از طالبان پیشتر محکوم میکند به امید اینکه ملا عمر او را مورد عفو قرار داده سرش را از حلقه دار بیرون کند اما اینکه ملا عمر کرزی را عفو کند فقط خدا میداند ولی اگر از من بپرسید :
چندان یقین می نه رازی !
با تقــــــــــــديم حـــــــــــرمت
حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

  

در کشورهای متمدن غربی که حکومت قانون درآنجا حاکم است گاه و ناگاه پیش می آید که کس به جرم گناهی مورد مجازات قرارگرفته و بعد از سالها بی گناهی او ثابت شده از زندان رها میگردد ، دولت تا حد امکان در اعاده حیثیت و جبران جزای ناحق وی سعی و تلاش لازم را بخرچ میدهد.
بسیار جای تاسف و تاثر است که در کشور ما نه در حق  یکی دو  نفر بلکه در حق هزاران انسان بی گناه از مدت ده سال بدینسو از طرف دولت و ملت افغانستان ، جامعه جهانی و سازمان ملل بزرگترین اشتباه و اتهام ناروا صورت گرفته و تازه حالا بعد از گذشت ده سال آنهم در اثر سعی و تلاش پیگیر و تحقیقات علمی و بیطرفانه نابغه دوم شرق محترم حامد کرزی بالاخره روشن میگردد که " دشـــمن مـــردم افغانســـتان تروریســـت اســـت نه طـــالب " !!!
حالا یک نظری به این  ده سال گذشته بیاندازیم که درین مدت چقدر انسانهای که گناه شان فقط نوع دوستی و محبت به نوع بشر، عشق به علم ودانش و معرفت اسلامی بوده و به اصطلاح مردم مورچه در زیر پایشان اذیت نمیشد به اتهام دهشت افگنی و حملات انفجاری و انتحاری متهم گشته و به بیرحمانه ترین شکل محکوم به قتل و اعدام گشتند در حالیکه مجری اصلی این اعمال ضد انسانی تروریســـت  لعنتی بوده و طــالب بیچاره بیگناه و بیخبراز همه چیز به سزای اعمال کسی دیگر رسیده.
محترم  حامد کرزی بنا بر احساس عدالتخواهی ، انسان دوستی و دفاع از مظلومین و ضعفا بعد از جستجوی فراون محترم داکتر عمر وردک را شایسته و لایق وکالت طالبان مظلوم پنداشت که ایشان امروز علاوه بر سرپرستی وزارت معارف کشور به حیث سخنگوی رسمی و وکیل دفاع طالبان طالبان مقرر شدند . بحق گفته اند که " زخم شمشیر فراموش میشود ولی زخم زبان نی " حالا هم خسارات جانی را که طالبان بیچاره درین مدت متحمل گردیده اند گرچه کمر شکن و تباه کننده است ولی مهلکتر ازآن اتهامات ناروایست که بپای ایشان بسته شده و آ نها را را در انظار جهانیان وحشی ، خونخوار، زن ستیز و دشمن علم ودانش معرفی کرده و این اتهامات ذریعه دستگاهای تبلیغاتی غرب چنان در ذهن دوست و دشمن تزریق و تلقین گردیده که امروز حتی خود طالبان به جرم و جنایات نا کرده اعتراف کرده در پیش کمره تلویزیون اقرار میکنند که از کشتن انسانها لذت میبرند در حالیکه یک کودک مسلمان هم میداند که یک طالب کرام که شب و روز مصروف تعالیم انسان دوستانه اسلام است قادر به کشتن یک گنجشک هم نیست و تمام این افسانه های هزار و یکشب سنگسار زنان ، سربریدن مردان ، تخریب بت بامیان ، کندن تاکهای انگور در شمالی و حملات انفجاری و انتحاری همه و همه ساخته و بافته ذهنیات افسانه پردازان غرب و اگر هم چیز های بوده بدست همان تروریست لعنتی برای بد نامی طالب بیچاره صورت گرفته !

حالا بحق در ذهن هر کسی این سوال خطور میکند که این تروریست لعنتی پس کیست که چنین جنایت میکند و چرا امریکا و نیروهای ناتو دست به گرفتاری و مجازات او نمیزنند !؟
سوال بجاست ولی با آنهم جوابش خیلی مشکل چون این تروریست لعنتی به پنهان کاری و مخفی سازی مهارت کامل دارد تا به امروز یک خبرنگار داخلی یا خارجی موفق به دیدن صورت او مفلوک او یا شنیدن صدای منحوس او نگشته و خیلی ها را گمان برآنست که او داری کراماتیست که خود را از نظرها پنهان میکند و اگر چنین باشد غرب با همه توان و قدرتش در مقابل دشمن که قابل رویت نباشد قادر به هیچ کاری نخواهد بود !

با تقــــــــــــديم حـــــــــــرمت
حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

 

مـــلا عـمـــــــر :

حامد زویه ! چونکه پیمان شکنی و فریبکاری خودت اکنون شهرت جهانی پیدا کرده پس من مجبورم جهت جلوگیری از فراموش شدن تعهدات بسته شده میان ما و شما کمی خودت را بیاد آنها بیاندازم !
چنانچه بخاطر داشته باشی طبق توافقات فوق الذکر ما به شما تعهد سپردیم که در اسرع وقت در ابتدا پنج نفر از مخالفین حکومت تان را از سر راهتان برداریم و شما در مقابل کوشش بخرج دهید که با کمک امریکا نام پنج نفر از سران طالبان را از لست سیاه شوری امنیت سازمان ملل بیرون کنید .
حالا ما طبق وعده سپرده شده به اجرای تعهدات مان پرداخته و هر پنج نفر را موفقانه روانه دیار عدم کردیم ولی متاسفانه تا هنوز اسامی سران طالبان از لست سیاه سازمان ملل پاک نشده که این موضوع شدیداً باعث نگرانی خاطر طلاب کرام گشته !

 ملی کــــرزی :

لالا جان خواهش میکنم با من اینطور صحبت نکنید چون من توان دیدن یکلحظه ناراحتی و آزردگی خاطر مبارکتان را ندارم
فرموده هایتان کاملاً درست است ولی شما باید معاذیر و مشکلات نوکر تان را در نظر گرفته قضاوت کنید ،  شما به طلاب کرام هنوز فرمان قتل مخالفین بنده را صادر نکرده بودید که من در صدد اجری تعهدم با شما برآمدم ولی مشکل کار در این جاست که ... معذرت میخواهم که بخود جسارت اظهار این بی حیایی را داده و خدمت بعرض میرسانم که شما باز هم مرتکب همان اشتباه گذشته شدید که از کوچک آغاز نکردید و در صدر لست سران طالبان نام ملا برادر را قرار دادید .
آنموقع نیز شما میخواستید که فوراً با امریکا رابطه مستقیم برقرار کنید ولی من آنرا ناممکن پنداشته و در ابتدا پیشنهاد ابتکار گژدم بی نیش را کردم که بعد ها همگی از موفقیت پدیده طالبان میانه رو مطمئن گشته و آنرا آغاز موفقانه در راه برقراری مناسبات دوستانه با امریکا پنداشتند .

 مـــلا عـمـــــــر :

حامد بچم ! یعنی این اشخاص را که ما به قتل رساندیم شخصیت های مهم نبودند در حالیکه همه شان قوماندان های امنیه ولایات و رئیس شوری ولایتی بودند و گذشته ازآن خودتان اسامی آنها را بما داده بودید برای ما فرق نمیکند که ما گردن کی را ببریم خون هر زنده جان رنگ سرخ دارد و ریختاندن آن لذت خاص !

 ملی کــــرزی :

آخوند صایب محترم ، لالا جان گل !
گمان کنم شما امروز از قبرغه چپ برخاسته اید ، من هرگز نگفته ام که مقتولین  شخصیت های مهم نبودند خوب به مهم بودن  شخصیت شان کاری ندارم ولی از میان برداشتن آنها برای ما بسیار مهم بود و این را مرهون لطف و احسان شما هستیم اما مشکل اصلی پاک  کردن اسامی سران طالب و در راس آن اسم  ملا برادر از لست سیاه سازمان ملل است .
متاسفانه آن دوره های طلایی ریاست جمهوری دوست عزیزمان آقای بوش سپری شد ،  مرد خدا اندیوال پخته برادرتان بود که یک حرف بنده را بزمین نگذاشته ولی لعنت به این قانون مزخرف امریکا که یک رئیس جمهور فقط دوبار می تواند خودش را کاندید کند ولو که اکثریت مردم او را بخواهند این واقعاً خیلی احمقانه و دور از انصاف و عدالت است و لعنت به این شانس بد افغنستان که در هنگام ضرورت ما به امریکا ماهتاب برآمده و این سیاه پتین قاق روده زمام امور را بدست میگیرد ، او از روز اول بمن روی خوش نشان نداد و حالا هم که پیشنهاد پاک کردن اسامی سران طالب را از لست سیاه سازمان ملل مطرح کردم مرا بیاد دفاع از طالبان بیکس و اشغالگر خواندن قوای خارجی انداخته به صبر و حوصله مندی دعوت کرد.
اما خاطر جمع باشید لالا !
بمن میگویند مداری کرزی و من بچه قندهار و تعلیم یافته مدارس پاکستان نباشم که خواسته ام را از او حصول نکنم چنانچه حصول مطلب طور دیگر ممکن نگشت یکبار خودم شخصاً نزد قاق روده رفته او را به یک ضیافت افغانی در سفارت افغانستان دعوت کرده با شیره مخصوص قندهار ازش پذیرایی میکنم ، یکبار که بالای ابر ها به قدم زدن آغاز کرد انشاالله که اسم شما را هم از لست سیاه سازمان ملل بیرون آورده و در صورت مساعدت اوضاع جوی در لست کاندیدان جوایز صلح نوبل قرار خواهم داد !

  با تقــــــــــــديم حـــــــــــرمت
حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

  

رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید