گزیده های مقالات فرهنگی فلسفی

 

 چند طنز کوتاه با کارتونهای دیدنی«20»                            حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی     

مــولــوی جــنت گــل و حقــوق زن

مصــــاحبــــه خــــبرنگار بی بی چهــــل با مــــولــــوی جــــنت گل پیــــرامــــون قــــانون منــــع خشــــونت علیــــه زنان

 این یک واقعیت غیر قابل انکاریست که از پارلمان افغانستان که اکثریت مطلق آن را شاخ سالاران ، تفنگ سالاران و ریش سالاران خشتک کشال تشکیل میدهند نمیتوان توقع آن را داشت که آنها طرفدار تساوی حقوق زن و مرد و یا راه یافتن زنان در ادارات دولتی و دیگر مناسب اجتماعی باشند ، حتی دست یافتن زنان به درس و تحصیل و کسب علم و دانش امروزی چندان به مزاق آنها برابر نیست چونکه این تحول سر آغاز فروپاشی کاخ مردسالاری در جامعه سنتی افغانی خواهد بود.

 اما مخالفت صریح وعلنی با قانون منع خشونت علیه زنان این دیگر با هیچ معیار انسانی و اسلامی سازگاری ندارد و خصوصاً رنگ و بوی مذهبی و دینی بدین غریزه حیوانی وهوس شیطانی دادن خود از نهایت ذلت و زبونی این ریش سالاران شیطان صفت حکایت میکند که من با همه خاطرات نا خوش آیند از آنها توقع چنین عمل نا جوانمردانه را از ایشان نداشتم .

در خصوص این موضوع گفتگوی داریم با مولوی جنت گل نماینده طلاب کرام که توجه خوانندگان محترم را بدان جلب میکنیم :

 خـــبرنگار بی بی چهـــل : 
مولوی صاحب محترم میخواستم نظر شما را پیرامون قانون منع خشونت علیه زنان داشته باشم ، آیا شما با این قانون موافق هستید یا مخالف ؟

 مـــولـــوی جـــنت گـــل : 
خبرنگار صایب ما که مخالپ هستی ، تول مولیان مخالپ هستی .

 خـــبرنگار بی بی چهـــل : 
شما با چه دلیلی با این قانون مخالف هستید ؟

مـــولـــوی جـــنت گـــل : 
به دلیل اسلام مخالپ هستی به دلیل قرآن مخالپ هستی .

 خـــبرنگار بی بی چهـــل : 
مگر اسلام طرفدار خشونت با زنان است ؟

مـــولـــوی جـــنت گـــل : 
او برادر! تو نشنیدی که گپته : تا نباشد چوب تر پرمان نبردی گاو و خر.

 خـــبرنگار بی بی چهـــل : 
مولوی صاحب خواهش میکنم ! 
آیا شما می خواهید زن را با گاو و خر در یک ردیف قرار دهید ؟

 مـــولـــوی جـــنت گـــل : 
او برادر ! زن که هستی ناقص العقل هستی ، شیطان به آسانی زیر پوست زن خانه کردی . 
که بدون هدایت مرد دنیا و آخرت خراب کردی. 
اگر زن به پرمان بودی که مرد بناحق زن ره لت و کوب نکردی.

 خـــبرنگار بی بی چهـــل : 
شما به این عقیده هستید که زن ناقص العقل است ؟

مـــولـــوی جـــنت گـــل : 
ورور جانی عقیده ما چه میکنی کتاب این ره گپتی !

 خـــبرنگار بی بی چهـــل : 
می توانید دقیق از آن کتاب نام بگیرید که این نظر شما را تائید کند ؟

مـــولـــوی جـــنت گـــل : 
او برادر ! تمام کتاب های اسلام همین ره گپتی.
ما که پشاور بودی ده بازار قصه خوانی هر روز ای کتاب ها خواندی.

 خـــبرنگار بی بی چهـــل : 
مولوی صاحب آیا می توانید بگوئید روی کدام دلیل این کتاب ها زن را ناقص العقل گفته اند ؟

 مـــولـــوی جـــنت گـــل : 
خبرنگار صایب دلیل ها بسیار استی !

خـــبرنگار بی بی چهـــل : 
پس لطفاً شما یک دلیل را نام بگیرید !

مـــولـــوی جـــنت گـــل :
یک دلیل همی که زن ها در هر ماه چار پنج روز ناپاک بودی و عبادت خدا نکردی ، آدم که یک وقت نماز نخواندی خدای تعالی یک  مثقال عقل آدم کم کردی خو حالا ای زن بیچاره که در هر ماه پنج روز و در هر روز پنج وقت  نماز نخواندی از عقل او چه باقی ماندی !؟ 
آدم که عقل نداشتی خو حیوان بودی و حیوان کی بدون چوب راه رفتی .

با تقــــــــــــديم حـــــــــرمت 
حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

دلـــم بایسکلـــم دلـــم ســـیاســـرم

 مجــــلس نمــــاینــــدگان افغــــاانســــتان قــــانون منــــع خشــــونت علیــــه زنان را خــــلاف شــــریعت خــــوانده رد کــــرد

 به یقین بدانید این زنان ریش دار که امروز سنگ مساوات حقوق زن و مرد به سینه زده و از منع خشونت علیه زنان سخن می گویند همان کاسه لیسان فرهنگ مبتذل غرب و جاده صاف کن استعمار انگلیس اند که خداوند ایشان را مانند بادران غربی شان از نعمت عقل سلیم انسانی و سایر 
نعمت های خداوندی محروم گردانیده که حالا به تقلید از اربابان غربی شان کفران نعمت کرده چنین یاوه سرایی میکنند.

 مگر بادران چشم سبز و زن صفت شان حتی از خوردن گوشت حیوانات پرهیز نکرده و به این عمل احمقانه مباهات نمیکنند غافل از اینکه خداوند حیونات را فقط برای این منظور خلق کرده که بندگانش با خوردن گوشت آنها قوت کافی برای انجام عبادت و اجرای فرامین الهی داشته 
باشند و زن را فقط برای رفع خواهشات شهوانی و خدمت و فرمان برداری مرد بدنیا آورده تا او با خاطر آرام و آسوده به طاعت و عبادت و اجرای اوامر خدایی و جهاد در مقابل کفر بپردازد.

 اما او حالا به تقلید از باداران غربی اش سخن از تساوی حقوق زن و مرد زده و حواله کردن یک مشت و لگد به فرق زن را اعمال خشونت می نامد و کوشش دارد هیچ کاری را بدون کسب رضایت همسرش انجام ندهد تا خدای نخواسته عرش معلی پائین نیافتد حتی همسرش را در آشپزی و شستن ظرف ها کمک میکند و اگر کسی علتش را بپرسد میگوید که این همکاری با لمقابل است چون زنش هم او را در لباسشویی کمک میکند.
این احمق زن صفت نمیداند که باید دهقان از زمین رضایت داشته باشد و نه زمین از دهقان ، زن برعلاوه ارضای غرایز شهوانی مرد وظیفه تولید مثل را نیز دارد و درین کار رضایت مرد منحیث دهقان شرط است نه از زن منحیث زمین خاکی.

تعدد زوجات خار چشم این زنان ریش شده چون خودشان توانایی اداره و رسیدگی به یک زن را هم ندارند لهذا به شیر مردان چار زنه به چشم حسادت نگرسته به یاوه سرایی در مورد ایشان می پردازند ، اینها حتی به همان شعار های میان خالی خود شان نیز پابند نیستند ورنه با کدام منطقی از بازار آزاد تبلیغ کرده بخود اجازه خرید دو خانه و سه موتر و چار دوکان را میدهند ولی یک بیچاره دیگر که فقط شوق دو یا سه زن به سرش زد او زنباره و زن ستیز نامیده توسط جوامع مدنی و سازمان های حقوق زن و حقوق بشر رسمی سنگسار میکنند.
آیا عدالت و انصاف غرب همین است که برای شوق خودش اجازه تبلیغ در رسانه ها دارد ولی شوق دیگران را بنام زن ستیزی محکوم کرده جنایت می نامد !؟

 با تقــــــــــــديم حـــــــــرمت
حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

عجـایب خلقــت در افغــانســتان

ظاهـــر قـــدیرعضـــو مجـــلس نمـــاینـــدگـــان گفـــت کـــه فـــرزندان خـــوانیـــن پشـــتون با انبـــاری از دالـــر و دینـــار بدنیـــا می آینـــد

در سالهای هشتاد میلادی یک خبرنگار انگلیسی در پشاوراز مولوی خالص جویای علت تعدد زوجات در مردان مسلمان گردیده بود مولوی صاحب با نگاه حقارتباری بسوی خبرنگار دیده و به ترجمان میگوید به این احمق بی دین بگو که زنان مسلمان ماه یکبار عادت ماهانه دارند 
که برای سه چار روز شوهران شان از همخوابی با آنها محروم میگردند اما اگر مردی صاحب دو یا سه زن می باشد دیگر خطر این محرومیت از بین رفته و او همیش از حقوق حقه اش برخوردار می باشد.

آن زمان من بر حماقت مولوی خالص می خندیدم که گمان می برد قانون طبیعت برای زنان مسلمان طوری دیگر وضع شده ولی حالا با این اظهارات آقای ظاهر قدیر دچار شک وتردید می گردم که شاید قانون طبیعت در افغانستان طوری دیگر باشد ورنه اینهمه سرمایه قارونی تنها حدود نیم ملیارد دالر پول نقد را او از کجا بدست آورده !؟

اگر این ادعای آقای ظاهر قدیر را قبول نکنیم و او با اینهمه پول بدنیا نیامده باشد پس امکان دارد که وی این سرمایه را از پدرش به میراث برده باشد اما باز همان سوال در مورد پدرش هم مطرح میگردد که او این مقدار پول را از کدام راه بدست آورده بوده ؟
از راه دهل یا از راه سرنی ، از منبع حلال یا از مجرای حرام ؟
برای بدست آوردن آنهمه سرمایه در کشور فقیر مانند افغانستان باید پدر ایشان عمر حضرت نوح را داشته و همیش شب و روز بیل می زدند تا نیم ملیارد دالر را جمع آوری میکردند ولی همه میدانیم که او حتی همین عمر کوتاهش را هم تا آخر طی نکرده و بطور مرموزی کشته شد

پس امکان دوم کسب سرمایه از راه سرنی می باشد ولی از آنجائیکه مادر ظاهر قدیر به فرزندش گفته : 
"
اگر تو این اتهام نا حق دزدی و قاچاق زاخیلوال را از پیشانی فامیل قدیر پاک نکنی من شیرم را به تو نمی بخشم ! "
قبول اینکه پدر ظاهر قدیر این سرمایه را از راه حرام با قاچاق تریاک بدست آورده باشد هم از امکان بدور است چون در آنصورت هم مادرش با آن کار خلاف مخالفت کرده و مانع آن می شد.

پس در نتیجه باید قبول کرد که در بین زمین و آسمان خداوند چیز های وجود دارد که نمی توان آن را فقط با عقل خشک انسانی فهمید و درک کرد که شکستن قانون طبیعت در داشتن عادت ماهوار زنان مسلمان و بدنیا آوردن کودکان همراه با دالر و دینار در بین خوانین پشتون از همین جمله چیز هاست ولی من فقط از خداوند همینقدر گله مندم که قانون طبیعت را زمانیکه او شکستانده و کودکان خوانین پشتون را همراه با دالر و دینار درین جهان فرستاده پس چرا کودکان مهاجرین هلمند در چار راهی قمبر شهر کابل را لا اقل با یک جوره موزه زمستانی بدنیا نیاورده تا بیچاره ها در سرمای زمستان با چپلق های پلاستیکی بالای برف ها قدم نمی زدند !؟ 
یا این که رحمت خداوند مخصوص خوانین پشتون است و فقرا و مساکین پشتون حتی لیاقت یک جوره موزه زمستانی را هم تدارند !؟

با تقــــــــــــديم حـــــــــرمت
حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

جنگ مـار و اژدهـار برسـر خـزانه دولـت 

عمـــر زاخیـــلوال یک ملیـــون دالـــر از خـــزانه دولـــت به یغمـــا مـــی برد ولـــی خـــس دزان دیگـــر را برای یک بوجـــی آرد و دو قـــوطــی روغـــن رســـوا میکـــند

قرار گزارش آژانس خبررسانی بی بی چهل حدود یکسال پبش چار نفر از همین نمایندگان متهم به قاچاق آرد و روغن ملاقات با عمر زاخیلوال در مهمانخانه ایشان داشتند که بنا بود آقای زاخیلوال زمینه قاچاق بعض مواد از قبیل نفت ، آرد و مشروبات الکلی را برایشان فراهم ساخته و در منفعت شان سهیم گردد.

اما بعد از جر و بحث فراوان ایشان به توافق نرسیدند چون زاخیلوال کمتر از پجاه فیصد را قبول نداشت و نمایندگان ملت حاضر به پرداخت بیشتر از بیست فیصد نبودند که بالاخره آنها خشمگین منزل وزیر صاحب را ترک کردند.

چند ماه بعد از آن نشست آقای زاخیلوال به خزانه دولت دستبرد زده و مبلغ یک ملیون دالر امریکایی را به یغما برده و با تعهد پرداخت پنجاه فیصد آن به محمود کرزی رضایت و حمایت حامد کرزی را درین امر بدست آورد ولی از بخت بد هنگام انتقال پول بسوی زاخیل از طرف همان نمایندگان ملت به سرکردگی لالی حمید زی که در تعقیب او بوده اند با پشتاره دستگیر شده و از ترس رسوای دندان بر جگر نهاده به خواست آنها مبنی بر پرداخت پنجاه فیصد پول غنیمت تن در داد.

 فردای آن روز محمود کرزی برای دریافت پول وعده شده نزد زاخیلوال مراجعه کرده و با شنیدن داستان بدماشی و باج گیری لالی از وزیر صاحب اظهار تاسف کرده ولی پولش را دقیق شمرده و مکمل بدست می آرد که از همان روز ببعد زاخیلوال صاحب برای مدت دو هفته بعلت اسهال خونی به وظیفه شان نرفته و در خانه بستر بودند.

بعد از کسب صحت و عافیت دوباره زاخیلوال در فکر انتقام شده وبرای اجرای آن پلان سنجیده همان چار نماینده را نزدش میخواهد.
آنها این بار دو وکیل دیگر را هم همرایشان آورده و همه با هم به پیشنهاد وزیر صاحب گوش میدهند که آن انجام همان قاچاق نفت ، آرد و مشروبات الکلی و غیره از ایران و پاکستان می باشد.
این بار نمایندگان ملت به سی فیصد با وزیر صاحب توافق میکنند ولی غافل ازاینکه وزیر صاحب فقط در صدد تهیه مدارک و اسناد با امضای شان بوده و در حقیقت این دامی بوده که او بگردن آنها انداخته است.

 بعد در مجلس نمایندگان که در ابتدا اکثریت نمایندگان قصد استیضاح وی را بعلت اختلاس یک ملیونی او داشتند ولی با ارئه مدارک و اسناد خیانت و قاچاق آن شش نماینده نظر ها تغیر کرده و بجای او همان شش وکیل بد شانس و فریب خورده مورد اسهزا و ریشخند خاص و عام قرار گرفتند.

حالا آن وکلا در پی جمع آوری اسناد و مدارک برای رسوا سازی و انتقام از زاخیلوال هستند اما لالی حمیدزی که عمری را در سگ جنگی و بدماشی در قندهار سپری کرده به این چیز ها قانع نشده و برای گرفتن انتقام از زاخیلوال یک سگ جنگی آدم خوار از قندهار بکابل آورده و سوگند خورده که تا سامانهای عمر زاخیلوال را با دندانهای سگش از بیخ نکند دلش آرام نخواهد گرفت.

 زاخیلوال با اطلاع ازین تصمیم لالی خیلی در هراس شده برایش از انگلستان یک نیکر زنجیر بافت طلب کرده و هر روز که منزل را ترک میکند آنرا پوشیده ، کمرش را قفل کرده یک کلیدش در خانه و کلید دیگرش را در ارگ ریاست جمهوری نگهمیدارد.

اما هر باریکه صدای سگ یا صدای شبیه به صدای لالی بگوشش میرسد از جایش تکان خورده و نیاز به تشناب رفتن پیدا میکند که این خود به مشکل بزرگ برای اهالی شهر کابل تبدیل شده چون هر روز چند بار جاده های میان وزارت مالیه و ارگ ریاست جمهوری بروی عابرین مسدود شده و وزیر صاحب برای رفع حاجت طرف ارگ در حرکت می باشند.

با تقــــــــــــديم حـــــــــرمت
حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

ریشـه مشـکلات جـامعـه در سـرگـین گـاو

محـــترم داکـــتر فـــاروق وردک وزیر معـــارف کشـــور بعـــد از تجـــسس فـــراوان ریشـــه مشـــکلات و معضـــلات جـــامعـــه افغـــانی را در ســـرگـــین گـــاو یافـــتند

کشور مصیبت زده افغانستان از قرن ها بدیسو همیش دستخوش نا آرامی ها ، جنگ ها و تشنجات گروهی و قومی بوده که اکثراً از فقر فرهنگی و بیسوادی مردم منحیث عوامل مهم این نابسامانی های اجتماعی یاد شده که در حقانیت آن جای شکی نیست ولی با کمال تاسف موارد کافی را سراغ داریم که اشخاص تحصیل کرده و با سواد و حتی دارنده درجات عالی علمی از دانشگاه های مشهور جهان نیز درین منجلاب گرایشات قومی و نژادی تا گلون غرق بوده و در آن بوی گلاب و یاسمن استشمام میکنند.

 ظاهراً چنین چیزی با عقل سلیم انسانی سازگاری ندارد چون معمولاً آمدن نور و روشنایی به معنی نابودی ظلمت و تاریکیست ولی محترم داکتر فاروق وردک با تلاش و تجسس پیگیر شان بالای این پدیده بالاخره به این نتیجه رسیدند که سلول های مغز انسان در اثر عوامل خارجی می تواند همزمان دو مفکوره کاملاً متناقض را در خود جا دهد که در حقیقت این یکنوع خطای مغزی و بیماریست که مبتلا بدان بطور مثال در عین زمان متفکر،عالم و دانشمند مشهور می تواند باشد ولی همزمان از مکتب وحشت و دهشت طالبانی پیروی کند.

محترم داکتر فاروق وردک هنگام اقامت شان در پاکستان در اثر تحقیقات گسترده بالای هزاران تن و تجارب بدست آورده از آنها بالاخره به شناخت آن عامل خارجی که موجب بروز این بیماری مغزی میگردد دست یافتند و آن گاز متهان می باشد که از مواد فاضله گاو ( سرگین ) 
متصاعد شده و از طریق مجرای تنفسی داخل بدن انسان گردیده و از آنجا به سلول های مغزی راه می یابد.

تنفس مقدار زیاد این گاز نه تنها باعث آن بیماری مغزی میگردد بلکه دلبدی ، سرچرخی و حتی بیهوشی ببار می آورد.

جناب ایشان به این نظرند که چون افغانستان یک کشور زراعتیست و استعمال کود حیوانی یا سرگین گاو در تمام نقاط این کشور رایج است 
لهذا در اثر تصاعد گاز متهان از سرگین گاو سرنشینان این کشور همه بدان مرض مضمن مغزی دچار شده اند که نه درس و تعلیم و نه حتی کسب درجات بلند علمی آنها از لجنزار متعفن قومگرای و نژادپرستی می تواند بیرون آرد.

 ازینرو ایشان پوشاندن پطلون یا تنبان را برای گاو ها یک قدم موثر در راه مبارزه با مشکلات و معضلات جامعه افغانی دانسته و چون این تدبیر با تعالیم حجاب اسلامی برادران ناراضش هم مطابقت و هم آهنگی دارد لهذا ایشان موضوع را به برادر بزرگ شان جلالتماب کرزی پیشنهاد کرده اند و فقط منتظر صدور فرمان ایشان هستند.

 با تقــــــــــــديم حـــــــــرمت
حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

نمـک حـرامی به شـیوه کـرزی

العجـــب ! جـــلالتمـــاب کـــرزی از مـــیان بوجـــی هـــای دالـــر امـــریکـــایی شـــعار آزادیخـــواهـــی ضـــد امـــریکـــایی ســـر مـــیدهـــد

توجـــه شـــما را به مصـــاحـــبه خـــبرنگار بی بی چهـــل با جـــلالتمـــاب کـــرزی درین باره جلـــب مـــی کنـــیم :

خــبرنگــار بی بی چهــل :
جلالتماب محترم در روزنامه نیویارک تایمز ادعا شده که دفتر شما همیش از سازمان جاسوسی امریکا و انگلیس پول نقد در بوجی ها و کارتن ها بدست آورده ، نظر شما درمورد این شایعات چیست ؟

حــــامــــد کــــرزی :
بکلی درست است ، گاهی هم در بکس ها و صندوق ها پول بما رسیده .

خــبرنگــار بی بی چهــل :
معذرت میخواهم آقای کرزی انگیزه فرستادن این پولها چه بوده ؟

حــــامــــد کــــرزی :
بهتر خواهد بود که این را از سازمان های جاسوسی امریکا و انگلیس بپرسید آنها دقیق تر میدانند ولی من فقط در مورد انگیزه دریافت این پول ها می توانم بشما چیزی بگویم.

خــبرنگــار بی بی چهــل :
با شما موفقم پس بفرمائید مرا در جریان انگیزه دریافت این پول ها قرار دهید !

حــــامــــد کــــرزی :
یگانه انگیزه برای دریافت این پول ها انجام کمک های خیریه به مردم بیچاره وبی بضاعت بوده واست .

خــبرنگــار بی بی چهــل :
جلالتماب محترم آیا این وظیفه سازمان های خیریه چون سره میاشت و صلیب احمر نیست ؟

حــــامــــد کــــرزی :
در حالت عادی چنین است ولی در شرایط بغرنج و متشنج کنونی این سازمان ها به یکعده مردم بیچاره و بیکس امکان رسیدگی ندارند.

خــبرنگــار بی بی چهــل :
جلالتماب محترم آیا امکان دارد قدری روشن تر صحبت کنید که منظور تان ازین مردمان بیچاره و بیکس کیست ؟

حــــامــــد کــــرزی :
من نمیدانم که شما در کجا اجرای وظیفه می کنید که نام طالب بیچاره و بیکس برایتان نا آشناست !؟

خــبرنگــار بی بی چهــل :
حالا به حرف رسیدم جلالتماب محترم ، اما این مقدار پول ها همه برای طالب بیچاره و بیکس به مصرف رسیده ؟

حــــامــــد کــــرزی :
به یقین که چنین است ، هر باریکه برادر زاده های ناراضم توسط نیرو های امنیتی دستگیر شده اند من مجبور که مصارف باز گشت آنها را تا وزیرستان جنوبی پرداخته و برای فامیل شان نیز تحفه مناسبی تهیه میکردم.
چند ماه از واقعه نمیگذشت که برادر زادهایم باز هوای بهشت به سرشان زده روانه کابل شده باز هم دستگیر می شدند و من مجبور تدارک بورس تحصیلی در خارج را برایشان می گرفتم که این مصارف گزاف بکار داشت.

علت همه این بی عقلی های نوجوانان را در فقر و تنگد ستی فامیل های شان می توان سراغ کرد ، بیچاره پدران شان توان پوشیدن یکدست لباس را هم نداشتند که از روی مجبوری کالای خانم هایشان را پوشیده با لباس زنانه دنبال یک لقمه نان می گشتند و از شانس بد توسط نیرو های امنیتی دستگیر شده بناحق مورد اهانت و تحقیر قرار می گرفتند.

من باز هم مجبور بودم که برایشان یکدست لباس مردانه تهیه میکردم حالا خودتان می توانید حدس بزنید که اینهمه مصرف بدون کمک امریکا و انگلیس چطور ممکن می بود ، من که نمی توانستم از بودجه دولت مصارف آنها می پرداختم چون این کار خلاف قانون می بود.

با تقــــــــــــديم حـــــــــرمت
حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

تامیـن وحـدت ملـی بزور سـوته برقـی

حــــامــــد کــــرزی جهــــت تامیــــن وحــــدت ملــــی حــــاضــــر اســــت نام کشــــور را از افغــــانســــتان به هــــزتاجبــــکســــتان تغیــــر دهــــد

توجــه شــما را به مصــاحــبه خــبرنگار بی بی چهــل با محــترم حــامد کــرزی پیــرامــون معضــله درج یا عــدم درج قــومیــت در شــناســنامه هــای الکــترونیــکی جلــب میکنــیم :

خبـرنگـار بی بی چهـل :
جلالتماب محترم انگیزه مخالفت شما با درج قومیت در شناسنامه های الکترونیکی چیست ؟

حـــــامــــــد کــــــرزی :
فقط تامین وحدت ملی و دیگر هیچ !
میدانید که قومگرایی در افغانستان همیش مشکل آفرین بوده ولی متاسفانه امروز به سرطان خبیثه تبدیل شده که اگر جلو آن گرفته نشود باعث تباهی و فروپاشی کشور خواهد شد ، لهذا من تصمیم دارم با قوت تمام آنرا ریشه کن کرده و جامعه را از شر آن رها سازم.

خبـرنگـار بی بی چهـل :
جلالتمابا ، آیا شما گمان می برید مشکل که ریشه های عمیق در جهل و بیسوادی ، اخلاق فامیلی و اجتماعی و روابط تاریخی این جامعه دارد و فقط با بلند بردن سطح دانش و آگاهی مردم و تامین عدالت اجتماعی قابل حل بوده تنها با نام نبردن و نادیده گرفتن آن مشکل خود بخود رفع خواهد شد !؟

حـــــامــــــد کــــــرزی :
برای تغیرات مورد نظر شما به یقین که ما به دوسه صد سال نیاز داریم ولی من میخواهم وحدت ملی را همین لحظه عملی سازم !
اینجا افغانستان است بدون اعمال زور مردم به اوامر خدا تن در نمی دهند قوانین مملکت را که بگذار سر جایشان ولی با استفاده از زور مسیر دریا را هم می توان تغیر داد.

خبـرنگـار بی بی چهـل :
شما از وحدت ملی سخن می گوئید ولی مخالفین تان شما را به تحمیل هویت قومی پشتون بر اقوام دیگر متهم می سازند نظر تان درین باره چیست ؟

حـــــامــــــد کــــــرزی :
من فقط وحدت ملی کشور را در نظر دارم و برایم بی تفاوت است که این وحدت زیر کدام نام تامین گردد.

خبـرنگـار بی بی چهـل :
یعنی شما می توانید بغیر از نام ( افغــان ) اسم دیگری را هم منحیث ملیت این کشور تصور کنید ؟

حـــــامــــــد کــــــرزی :
محترما حدود شش ماه قبل که به بهانه این موضوع وحدت ملی نیم بند کشور از طرف مخالفین دولت پایمال می شد بنده در یک جلسه اضطراری با ذوات محترم داکتر فاروق وردک ، محترم دادود عمرزی ، محترم کریم خرم ، محترم انورالحق احدی ، محترم اسمعیل یون و محترم اشرف غنی احمدزی داشتیم که در آن جلسه برای رفع این معضله و جلوگیری از تفرقه افگنی بیشتر تغیر نام کشور را از افغانستان به خراسان پیشنهاد کرده و به تصویب رسانیدیم.

خبـرنگـار بی بی چهـل :
واقعاً که این یک فداکاری بزرگ بوده اما چرا تا هنوز عملی نشده ؟

حـــــامــــــد کــــــرزی :
دو روز از تصویب این موضوع نگذشته بود که دولت از طرف وزارت امور زنان و سایر سازمان های دفاع از حقوق زنان به شدت مورد حمله قرار گرفت و متهم به مردسالاری و زن ستیزی شد.

خبـرنگـار بی بی چهـل :
این موضوع به مردسالاری و زن ستیزی چه ربطی دارد ؟

حـــــامــــــد کــــــرزی :
آنها می گفتند که خراسان یعنی سرزمین خراس ها در حالیکه بیشتر از نیم ساکنین این سرزمین را ماکیان ها تشکیل میدهند لهذا انتخاب این نام بدور از عدالت اجتماعی و خراس سالار و ماکیان ستیز است.
بالاخره ما مجبور شدیم که از انتخاب آن نام صرفنظر کنیم چون با زن که نمی شود زور آزمایی کرد اگر زن گفت شیر سیاه است پس تو هم باید بگوی درست است ورنه آنقدر شیر را می جوشاند تا واقعاً شیر سیاه شود .

خبـرنگـار بی بی چهـل :
بدینصورت شما مجبور شدید که دوباره به نام افغانستان رجوع کنید !؟

حـــــامــــــد کــــــرزی :
ما که در بیابان افغانستان بعزم رسیدن به کعبه وحدت ملی قدم می زنیم از سرزنش های خار های مغیلان دست از کار بر نمیداریم و لهذا بجای خراسان نام تاجکستان را پیشنهاد کرده و به تصویب رسانیدیم ولی متاسفانه با مخالفت شدید جمهوری تاجکستان روبرو شدیم و بعد نام های اوزبکستان و ترکمنستان هم به همین سرنوشت دچار شده از طرف کشور های همسایه به شدت رد شدند.
برای خوشنودی هموطنان هزاره مان در آخرین تلاش نام هزارستان را به تصویب رساندیم که متاسفانه با مخالفت شدید والی بلخ عطا محمد نور روبرو شدیم.

خبـرنگـار بی بی چهـل :
واقعاً صبر و برده بارشما در این امر قابل تقدیر است و این براستی از عشق و علاقه بی پایان تان به وحدت ملی حکایت دارد.
بالاخره دوباره به نام افغانستان رجوع کردید ؟

حـــــامــــــد کــــــرزی :
هنوز نه بلکه بدرگاه عالم و فیلسوف بزرگوار کشور محترم صدیق افغان رجوع کرده از او طلب کمک کردیم و ایشان به کمک علم ریاضی فلسفی و حساب ابجد از حروف نام های ملیت های غیر پشتون یک نام مرکب از همه شان ابداع کرده
که آن ( هــــزتاجبــــکســــتان ) بود ولی متاسفانه باز هم از طرف محترم عطا محمد نور رد شد چون درین نام مخفف کلمه هزاره قبل از تاجک ذکر شده بود.
لهذا ما برای رسیدن به هدف تامین وحدت ملی بار دیگر تلاش بخرچ داده و جهت حصول رضایت والی بلخ نام مذکور را به
(
تاجهزبکستان ) تغیر دادیم که این بار متاسفانه با مخالفت شدید محترم محقق روبرو شده و بالاخره به همان نام قدیم و بی جنجال افغانستان رجوع کردیم.

خبـرنگـار بی بی چهـل :
جلالتماب محترم چرا درین نام ترکیبی از مخفف نام قوم پشتون چیزی دیده نمی شود ؟

حـــــامــــــد کــــــرزی :
مگر نشنیده اید که میگویند : مار گزیده از ریسمان دراز می ترسد و ما هم هراس ازین داشتیم که اگر مخفف نام قوم پشتون را در اول اسم ترکیبی جاه میدادیم حریفان می گفتند که باز هم پشتون ها از همه پیشتر جاه گرفته اند ، اگر در وسط آن را جاه میدادیم به یقین که می گفتند پشتون ها اقوام دیگر از هم جدا میکنند و اگر در اخیر اسم ترکیبی آن را جاه میدادیم باز چنین تعبیر میکردند که پشتون ها کدام پلان دارند که دیگران به پیش انداخته و خود به تعاقب می روند ازین رو ما بکلی خود را کنار کشیده و جاه را به دیگران خالی کردیم چون هدف ما فقط تامین وحدت ملیست ولو بهر نحوی حصول گردد.

خبـرنگـار بی بی چهـل :
جلالتماب محترم حالا می بینم که تبلیغات سؤ تا چه حدی انسان را به بیراهه کشیده و از شیر قیر می سازد ، انسان به بزرگواری و فداکاری شما و نزدیکان تان کمتر در تاریخ بشریت دیده شده ولی متاسفانه چهره ایکه از شما به جهان معرفی شده درست برعکس آن است !

با تقــــــــــــديم حـــــــــرمت
حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

غــزنی مــرکــز تمــدن اســلامی

امـــیرالمـــومنـــین مـــلا عمـــر انتخـــاب رسمـــی شهـــر غـــزنی را منحیـــث پایتخـــت تمـــدن اســـلامی به عمـــوم مسلمـــانان جهـــان تبـــریک گفـــت !

مجلس بدین مناسبت در شهر غزنی از طرف سید مخدوم رهین وزیر اطلاعات و فرهنگ کشور به فرمان جلالتماب حامد کرزی دایر شده بود که در آن وزیر صاحب محترم با سخنرانی های گهربار شان مردم خواب رفته و بی فرهنگ این خطه را از خواب غفلت بیدار کرده و گنجینه ای لعل و جواهرات معنوی و فرهنگی کشور به ایشان معرفی نمود.

قبل از سخنرانی ایشان اکثریت حضار در باره غزنی فقط چیزهایی از صنایع دستی غزنی و تولیدات حیوانی آنجا شنیده بودند و نام از سلطان محمود غزنوی و حکیم سنایی فقط در گوش بعضی ها آشنا بود و همچنین از وجود زیارت های زیاد در شهر غزنی نیز حکایت بود که گفته می شد اگر یک زیارت دیگری هم درین شهر وجود میداشت مقامش از مکه و مدینه کمتر نمی بود.

اما کمتر کسی میدانست که غزنی سالها مهد تمدن و فرهنگ سرزمین اسلامی و زادگاه شاعران ، حکیمان ، فیلسوفان ، جهانگشایان و علمای جید دینی چون بت نیکه ، امیر کرور، رحمان بابا ، خوشحال خان ختک ، میرویس بابا ، احمدشاه درانی ، خان عبدالولی خان و از همه مهمتر زادگاه و خاستگاه امیر المومنین ملا عمر بوده ولی هیچکس ازین راز پنهان
تا امروز آگاهی نداشته و از همین بابت از دیدن عکس هایشان در دیوار تالار ولایت غزنی دچار تعجب و حیرت شده بودند.

آقای سید مخدوم رهین وزیر اطلاعات و فرهنگ افغانستان بیشتر از سه ساعت به ساز اتن ملی رقص کنان در باره شخصیت های فرهنگی ، سیاسی و دینی فوق سخنرانی فرموده و آنها را یکایک به تفصیل به معرفی گرفتند.
ایشان در اخیر تصمیم داشتند که منحیث ضمیمه از خدمه و فعله آن بزرگمردان چون سلطان محمود غزنوی ، حکیم سنایی
و شیخ بهلول و چند تن دیگر یادی بعمل آرد ولی متاسفانه فرصت یاری نکرد و ایشان آنرا به زمان دیگری محول ساختند.

در اخیرمحترم داکتر فاروق وردک سخنگوی طالبان و نماینده خاص امیر المومنین ملا عمر پیام تبریکی آخوند صاحب را
به حاضرین مجلس قرائت کرده و از خداوند متعال سرفرازی و کامیابی جهان اسلام را بر کفر جهانی آرزو کردند.

با تقــــــــــــديم حـــــــــرمت
حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

مرد چار زنه در دنیا و آخرت خرما می زنه

میـــگوینـــد روایت اســـت کـــه در آخـــرت برای مـــرد چـــار زنه دروازه جـــنت چـــارپلاق باز اســـت

در کتاب رهنمای بهشت نوشته عالم بزرگوار و دانشمند گرانقدر پاکستانی مرحوم مفتی آفتاب حسین خان کشمیری چاپ بازار قصه خوانی پشاور پاکستان روایت شده که رشته ایمان مرد مجرد چون تار عنکبوت نازک است و فقط نکاح با زوجه مسلمه می تواند آن را به ریسمان محکم و مقاوم تبدیل کند.

در روز قیامت مردی که فقط یک زوجه منکوحه دارد در هنگام سوال و جواب از طرف ملائک یک جواب غلط او بخشیده می شود و از مردانیکه دو زوجه منکوحه دارند دو جواب غلط شان بخشیده می شود و آنهای که مفتخر به داشتن سه زوجه منکوحه اند بعد از جواب دادن درست سه سوال دروازه بهشت برویشان باز میگردد و کسانیکه سعادت داشتن چار زوجه منکوحه را دارند بدون سوال و جوابی دروازه بهشت چارپلاق برایشان باز شده و ملائک از ایشان به احترام پذیرایی می کنند.

این است انگیزه واقعی تعدد زوجات برای مردان متمول در کشور های اسلامی که متاسفانه در اثر فقدان معلومات اسلامی اکثریت مردم آنرا غلط فهمیده و حمل بر عیاشی و هوسرانی مردان مومن می کنند در حالیکه فقط هوای بهشت است که مردان مومن را به چنین فدا کاری و خودگذری وادار می کند و نه انگیزه ای دیگری .

درخصوص این مورد جویای نظریات ذوات محترم الحاج حاجی محمد محقق و والی صاحب محترم جناب گل آغا شیرزوی شدیم که در ذیل توجه شما را بدان جلب می کنیم :

خــــبرنگـــار بی بی چهــــل :
وکیل صاحب محترم الحاج محقق می توانید در مورد انگیزه ازدواج چارم تان کمی روشنی اندازید !

الــــحــــــاج محــــــقق :
انگیزه ازدواج چارم من معلومه دیگه ، همه میدانند که من در راه خدمت به اسلام و مسلمین محاسن سپید کردم و در انجام احکام الهی از نماز و روزه و ادای مراسم حج گرفته تا جهاد فی سبیل الله و خدمت به امت اسلامی یک لحظه دریغ نکردم
و در اخیر هراسم از این بود که روزی اجل دامنگیرم شده و به انجام سنت پیامبر نکاح چارم توفیق نیابم.

برعلاوه علت فوق الذکر تصمیم ازدواج چارم من یک انگیزه اجتماعی هم دارد که یک روزی من با والی صاحب محترم جناب گل آغا شیرزوی در مورد مصارف گزاف و کمرشکن عروسی های امروز صحبت کرده و برعلاوه مذمت رسوم
و عنعنات مزخرف وطن از حماقت و بی عقلی مردم هم شکایت کردیم که چرا مراسم عروسی شان را به شکل دسته جمعی و گروهی دایر نکرده و از مصارف بیجا و گزاف نمی کاهند.
بالاخره هر دو تصمیم گرفتیم که جهت هدایت مردم به راه نیک و سر مشق شدن برای جوانان برای بار چارم ازدواج کرده
و تشکیل مراسم مشترک عروسی را در بین مردم رایج سازیم.
نکاح هردوی ما توسط شیخ الاسلام ولمسلمین آیت الله محسنی بسته شده و محفل عروسی ما با مهمانان فارسی زبان و پشتو زبان در حقیقت تحقق وحدت ملی در چوکات کوچکتر فامیلی بود.

خــــبرنگـــار بی بی چهــــل :
آقای محقق با کمال معذرت میخواهم از شما بپرسم که چطور شما فقط در رابطه با چار زن گرفتن بیاد سنت پیامبر می افتید مگر پیامبر اسلام نگفته که :
آنکس که میداند همسایه اش گرسنه خوابیده اگر نانش را با او نصف نکند او از جمله امت من نیست !

الــــحــــــاج محــــــقق :
بکلی درست فرمودید از همین بابت است که من هر شب جمعه ده قرص نان گرم از نانوایی سر کوچه آورده پنج قرص آن را با دوپیازه ماهیچه خودم نوش جان میکنم و پنچ قرص دیگر را به همسایه مان بابه مراد نامراد می فرستم تا او هم با فامیل پانزده نفره اش پیاوه کچالو شان را با نان گرم خورده و مرا دعا کنند.

خــــبرنگـــار بی بی چهــــل :
والی صاحب محترم انگیزه ازدواج چارم شما چه بود ؟

گــــل آغـــــا شـــــیرزوی :
همی محقق صایب که ملا آدم اس ده کار دین می پامه خو تمام چیز ها ره گپت دیگه ما چه بگویم !؟

خــــبرنگـــار بی بی چهــــل :
یعنی انگیزه ازدواج های چهارگانه شما هم رعایت سنت پیامبر بوده ؟

گــــل آغـــــا شـــــیرزوی :
او برادر ما چه دروغ بگویم همگی می پامه که ما یک چرسی آدم هستیم ، گرچه جهاد بسیار کردیم کاپر زیاد کشتیم
شاید خدا گناه های ما را بخشیده باشه.
اما شخص خودم سه زن و چار زن بخاطر آخرت نکردیم بلکه زیاد تر بخاطر دنیا کردیم.
ای زن های اوغانستان که عادت ماهانه دارند و ماه سه چار روز مریض می شوند اگر آدم یک زن داشته باشه که خانه
آدم خراب اس همو دو سه زن خوب اس اگه یکی مریض بود دگش که جور اس.

با تقــــــــــــديم حـــــــــرمت
حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

نواندیش در سـیلاب کابل غـرق شـد

بیچـــاره نواندیش کـــه میخـــواســـت شـــهر کـــابل را از آفـــات زمیـــنی نجـــات دهـــد خـــود در ســـیلاب کـــابل غـــرق شـــد

قابل باور نیست که کابل یگانه پایتخت روی جهان است که از داشتن سیستم کانالیزاسیون شهری که رگ مهم حیاتی یک شهر بزرگ را تشکیل میدهد تا هنوز محروم است.
شهریکه از لحاظ امکانات و ضروریات شهری گنجایش بیشتر از نیم ملیون نفر را ندارد ولی امروز بیشتر از پنج ملیون انسان مورچه وار در آن زندگی میکنند.درین دهه آخر که بیشتر از پنجاه کشور جهان با کمک های مالی بیشتر از پنجا و پنج ملیار دالر برای آبادی و عمران این سرزمین به اینجا شتافتند ولی متاسفانه تمام این پولها از طرف باند مافیایی کرزی شامل برادران راض و نارض ،جنگسالاران تقاعدی و گرگان دو پاسپورتی حیف و میل گردیده و در بانکهای خارج سرمایه گذاری شدند و در کابل فقط چند قصر شیشه ای کابل بانک وعزیزی بانک و چند صالون مجلل عروسی شام پاریس و صبح لندن برای مردم که شکم شان از نان خشک سیر نمی شود اعمار گردید.

مشکل فقدان سیستم کانالیزاسیون شهری در شهر پنج ملیونی کابل چون غده سرطانی در پیکر این شهر دست ناخورده باقی ماند و کرزی که در شیطنت و نرادی در مدارس نامدار پاکستان در فنون مداریگری ، چشم بندی و مارگیری تحصیل کرده درمصاحبه ای به جواب خبرنگار بی بی چهل که چرا کابل یگانه پایتخت جهان است که از داشتن سیستم کانالیزاسیون محروم است خود را به کوچه حسن چپ زده و چنین جواب میدهد:

حــــامـــــد کــــــرزی :
او برادر شما هم کمی انصاف داشته باشید حالا که من با دالرهای کمک های جهانی خانه های گلی کابل را به قصر های شیشه ای و آسمان خراش های فولادین تبدیل کرده ام که اگر از طرف شهر به قصرهای چراغانی شام پاریس و صبح لندن شهر کابل نظر اندازید گمان می برید که در لاس ویگاس امریکا قدم می زنید ولی عده ای هنوز هم شکایت دارند که کرزی بقدر کافی در آبادی کشور تلاش نکرده !
اگرمن بجای آن این کار دالرهای کمکی را صرف اعمار تونل های تاریک و زیرزمینی میکردم که هیچکس چیزی از آن نمی دید خود می توانید حدس بزنید که در آنصورت مردم در باره من چه قضاوت میکردند !

خــبرنگار بی بی چهــل :
جلالتماب محترم اما مشکل آب خیزی فصل بهار و زیر آب شدن جاده های کابل را که نمی شود نادیده گرفت !

حــــامـــــد کــــــرزی :
اولاً نباید فراموش کرد که ما بفضل خداوند همه مسلمانیم و فرود آمدن باران منحیث رحمت خدا بر روی زمین دلیل مسرت
و شادمانی و شکران خداوندی برای ماست.
ثانیاً درین کره خاکی خیلی شهرهای وجود دارند که تمام سال در جاده های آنها آب جاریست و مردم در آنجا بجای موتر از قایق و کشتی استفاده می کنند ، توریست ها از سایر شهرها و نقاط دیگر جهان برای دیدن و تماشای آن شهر ها بدانجا سفر می کنند ولی ما بخاطر جاری شدن آب برای چند روزی در جاده هایمان چنین فغان و ناله سر میدهیم.
یازده ماه که سرک های ما مملوازکثافت وگرد و خاک اند اگر برای شستشو و پاکی آنها یکماه بجای خاک آب در آنها جاری گردد آیا این کدام عیبی خواهد داشت !؟

خــبرنگار بی بی چهــل :
جلالتماب محترم اما جاری شدن آب بدین پیمانه که مانع رفت و آمد مردم و عبور و مرور وسایط نقلیه در جاده ها گردیده و خرابی های بزرگ را در خانه وکاشانه مردم ببار آورد گمان نکنم که از آن بنام رحمت خدا بتوان نام برد.

حــــامـــــد کــــــرزی :
درینجا با شما موافقم ولی علت آن تغیر اقلیم جهانیست که عاملین اصلی آن همین امریکایی ها و اروپایی های لعنتی اند ،
از همین بابت هم من با ایشان نظر نیک ندارم و درتلاشم که هر چه زود تر آنها خاک افغانستان را ترک نمایند.

خــبرنگار بی بی چهــل :
آقای کرزی حالا علت هر چه باشد آیا شما برای جلوگیری از چنین آب خیزی های که خسارات بزرگ جانی و مالی در پی دارند اصلاً به اخذ تدابیری اقدام ورزیده اید ؟

حــــامـــــد کــــــرزی :
طبعاً که دولت به اخذ تدابیر لازم اقدام ورزیده و به آقای نواندیش شاروال مبتکر کابل دستور نهال شانی به شکل یک کمربند محافظتی دورادور شهر کابل را صادر کرده.

خــبرنگار بی بی چهــل :
آقای کرزی ما از سرازیر شدن سیلاب صحبت می کنیم آیا شما می خواهید از جریان آب با شاندن نهال جلوگیری نمائید ؟

حــــامـــــد کــــــرزی :
محترما لطفاً بمن اجازه ای بیردی گفتن را بدهید !
این نهال ها قبل ازینکه در زمین غرس گردند توسط شیخ المشایخ حضرت صبغت الله مجددی بالایشان دعای دفع آفات ارضی و سماوی خواند می شود تا شهر کابل نه تنها از سرازیر شدن سیلاب بلکه از آفات احتمالی چون تند باد های خطرناک ، زمین لرزه و آتش سوزی و مصائب دیگر نیز مصؤن و در امان باشند.

با تقــــــــــــديم حـــــــــرمت
حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید