گزیده های مقالات فرهنگی فلسفی

 

    چند طنز کوتاه با کارتونهای دیدنی«24»                      حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

 

شـــک درعـــدالـــت الـــهی

وجـــود تبعیـــض جنـــسی و بی عـــدالتـــی در طـــریقه بدســـت آوردن کـــلید بهشـــت و پاداش آن برای مـــردان و زنان

 

من نمیخواهم در عدالت الهی شک و تردیدی داشته باشم اما با وجود آن این سوال در ذهنم خطور میکند که چرا مردان و زنان که هردو مخلوق و بنده گان خداوند اند برای بدست آوردن کلید بهشت راه های مختلفی را در پیش دارند و نتیجه و عواقب متفاوت و متضادی را بدست می آرند.

 

مردان با اجرای یک عمل انتحاری در یک چشم بهم زدن چراغ زندگی خود و ده ها انسان دیگر را خاموش کرده و با ریختاندن خون شان به زمین فورا کلید بهشت را بدست آورده و هفتاد و دو حور انار پستان بهشتی آنها را تا لب حوض کوثر بدرقه میکنند.

اما زنان برای بدست آوردن کلید بهشت باید یک عمری را در زیر زندان متحرک و متعفن چادری یا حجاب و نقاب اسلامی به سر برند ، از تنفس درهوای آزاد و نور و گرمی آفتاب محروم باشند و مشاهده زیبایی های جهان هستی و محیط ماحول فقط از پشت پنجره زندان چادری یا درز حجاب و نقاب برایشان میسر گردد.

 

جالب تر و غیر قابل باور از همه نتیجه و عاقبت کار است چونکه مردان به پاداش عمل انتحاری شان که در اثر آن خون ده ها انسان بی گناه به خاک ریختانده شده به هفتاد و دو حور انار پستان بهشتی دست می یابند اما زنان بیچاره بعد از یک عمر ریاضت و تحمل رنج و مشقات فراوان در زیر زندان حجاب و نقاب اسلامی و محروم بودن از همه نعمات و لذت های زندگی بالاخره منحیث پاداش هفتاد و دو انباق انار پستان نصیب شان میگردند.

 

قضاوت را میگذاریم به زنان انباق داری که فقط یک انباق دارند و از دست همان یک انباق یک تار مویی بر فرقشان باقی نمانده و فغان شان به آسمان ها بلند شده پس حالا خود را برای لحظه ای در جایگاه آن زن بیچاره که عمری را در ریاضت و بردگی و قید حجاب و نقاب به سر برده و در نتیجه بدست هفتاد و دو انباق انار پستان موی کنک شده قرار دهید.

 با تقــــــــــــديم حــــــــــــــــرمت

حقــــــــ(شـــمس الحـــق)ـــــــانی

 

تعـــادل قـــومـــی در بیـــرون از زندان بگـــرام

 

مـــلا اشـــرف غـــنی در بیـــرون از زندان بگـــرام هـــم تعـــادل قـــومـــی را میـــان اقـــوام مخـــتلف کشـــور برقـــرار کـــرد

معنــی بلنــد من فهــــم تنــد مــی خــواهــــد

سیر فکــرم آسان نیست کوهــم و کتل دارم

 

ما را عادت بر این است که همیش بر ظواهر امور نظر انداخته بطور مثال طالب را به علت که فرزندان ما را به قتل رسانیده دشمن خویش پنداشته و به او نفرین می فرستیم اما یکبار هم از خود نپرسیدیم که چرا طالب اینکار را میکند که در انجام آن جان خود را هم از دست میدهد اگر او دشمن فرزند ما ست به یقین که دشمن خود نیست.

ما نه تنها ظاهر بین که نزدیک بین هم هستیم و فقط به امروز اندیشیده و هرگز به فکر فردای قیامت نیستیم در حالیکه همین طالب بیچاره با قبول هر نوع درد و رنج و حتی قبول نوکری جنرالان پاکستانی و در نهایت با نثار خونش به فکر آینده ما شده و دروازه های بهشت را بروی ما باز میکند و برای حصول اطمینان خاطر از دستیابی مان به هفتاد و دو حور بهشتی خودش ما را دست گرفته تا داخل بهشت همراهی میکند.

 

همچنین اقدام دوراندیشانه و خیرخواهانه زعیم خردمند کشور برای خیلی ها خصوصا هموطنان غیر پشتون یا فارسیوان ما به مشکل قابل درک است لهذا درین روز ها در فضای مجازی و صفحات اجتماعی سر و صداهای را براه انداخته اند که گویی عرش معلی پائین آمده چون جلالتماب احمدزی همه اقوام پشتون را در زیر یک چتر قرار داده و از آنها بنام قوم پشتون یاد کرده و سایر اقوام کشور را به تفصیل به نام های خود شان یاد آور شده.

درست مانند مثال بالا بدون اینکه هموطنان عزیز ما علت و انگیزه این اقدام دور اندیشانه و خیرخواهانه او را بدانند به جناب ایشان اتهامات ناحق و ناروا می بندد که گویی خدای ناخواسته ایشان با انگیزه قومگرایی و برتری طلبی قومی دست به چنین کاری زده باشند که پشتون ها را اکثریت و اقوام دیگر را اقلیت جلوه دهند.

 

من در چه خیالم و فلک در چه خیال !

اگر این هموطنان اعتراض گر ما اندکی با مبادی علوم اسلامی و احادیث بخاری آشنایی میداشتند پس میدانستند که خداوند متعال زمین بهشت را برای جنتیان به اساس قوم و فبیله تقسیم میکند که برای هر قومی یکمقدار زمین آبی و زمین للمی ، درخت های زیتون و خرما و جوی های شیر و شراب سپرده می شود .

حالا اگر جلالتماب اشرف غنی اقوام پشتون را چون احمدزی و کرزی و ستانکزی و ماما زی و کاکا زی و فلان خیل و بسمان خیل که تعداد شان به صد ها قوم میرسد هر کدام را بنام خودش در لست اقوام افغانستان درج میکرد طبعا که برای اقوام غیر پشتون یک جریب زمین بهشت و یک عدد درخت خرما هم باقی نمی ماند که در آنصورت باز هم صدای اعتراض هموطنان غیر پشتون ما بلند شده و پشتون ها را انحصار طلب و تمامیت خواه می نامیدند.

حالا این از نهایت درایت و هوشمندی و ایثار و فداکاری جلالتماب اشرف غنی است که بیشتر از صد قوم پشتون را زیر یک چتر آورده تا برای سایر اقوام افغانستان زمین بهشت بقدر کافی باقی مانده و جبران بی عدالتی های دوصد پنجاه ساله زندگی دنیوی در آخرت صورت بگیرد اما افسوس که بجای سپاسگذاری و امتنان هموطنان فارسیوان ما به ایشان اتهامات ناحق و ناروا بسته و جناب ایشان را لباس بتن میکنند که بحق لایق قد و بالای ایشان نیست.

 

با تقــــــــــــديم حــــــــــــــــرمت

حقــــــــ(شـــمس الحـــق)ـــــــانی

https://www.facebook.com/zahrkhand

 

جـــوی خـــون در هلمـــند

در هـلـــمند جـــوی خـــون جـــاری شـــد امـــا جــناب اســتانکــزی از خــواب عمــیق بیــدار نشــد.

گفته می شود که باز هم برادران ناراض کرزی و یا مخالفین سیاسی ملا اشرف غنی دست به کشتار فرزندان راستین این وطن زده و صد ها سرباز جوان اردوی ملی را که به قول محقق زنباره ستاره در آسمان و بوریا در زمین نداشتند به خاک و خون نشانده و فامیل هایشان را به سوگ شان نشاندند.

اما از آنجایکه این جوانان سر و پا برهنه که همه فرزندان مردمان بی بوریا و بی ستاره وطن بودند با شهادت شان آب از آب تکان نخورده و ملا اشرف غنی مانند همیش با لب خندان فقط به تقبیح این جنایت پرداخته و بعد دنبال کارش رفت.

حالا اگر خدای ناخواسته در بین این شهیدان گلگون کفن فرزندان بزرگان بوریا دار و ستاره دار کشور قرار میداشتند که با کشته شدن شان ده ها حساب بانکی در بانک های سویس و لندن فسخ شده و صد ها قصر شیشه یی در کابل و بلدینگ های مجلل در دوبی و کشور های اروپایی بی صاحب می شد آنگه به یقین کامل لبخند از لبان منحوس ملا اشرف غنی طالبزی و داکتر عبدالله ژیگیلو خشک شده و آنها فقط به تقبیح این جنایات اکتفا نمیکردند.

شاید که درد کشته شدن فرزندان خود شان عین و غین را بالاخره از خواب غفلت و بی مسولیتی بیدار کرده و ایشان را وادار میکرد که از زیر سایه درخت بی ننگی دور شده و برای انتقام خون عزیزان شان حلقه غلامی بادران را به دور می انداختند اما حالا که بفضل خداوند فرزندان ناز شان در کشور های غربی در کمال امنیت و آسودگی زندگی را با تمام عیش و نوش آن به سر می برند و فقط چند جوان بی بوریا و بی ستاره در هلمند به خاک و خون غلطیده اند ایشان نیازی به این چیز ها ندارند و می توانند چند صباحی دیگر را نیز در زیر سایه درخت بی ننگی به سر برده و نان ذلت خورند

با تقــــــــــــديم حـــــــــــرمت

بشــقاب شــویی پنــاهجــویان افغــانی در اروپا 

جــلالتمــاب اشــرف غنــی قصــد دارد که شــغل پر درآمــد بشــقاب شــویی دفــتر خــانم مــرکــل را برای دخــتر خــودش قبضــه کــند

توجــه شــما به گفتگــوی میــان جــلالتمــاب اشــرف غنــی و خــانم مــرکــل درین باب جــلب میکــنیم :

خــانم انگــلا مــرکــل :

جلالتماب محترم با وجود کمک های گسترده نظامی و مالی دولت فدرالی آلمان به افغانستان بعد از پانزده سال هیچ بهبودی در وضع امنیتی آن کشور رو نما گردیده که جوانان کشور مجبور به ترک وطن شان میگردند ، علت این وضع ناگوار را جلالتماب شما در چه می بینند ؟ 

جــلالتمــاب اشــرف غنــی :

دختر خر ، آه معذرت میخواهم خاک به این زبان بی لجام ، منظورم بود که بی بی جان !

علت اینکه یکعده جوانان بی بند و بار در شرایط حساس کنونی به مادر وطن پشت میگردانند نه آنطوریکه مطبوعات دشمن شایعه پراگنی میکند فقدان فضای صلح و امنیت در کشور بلکه علت اصلی دو چیز دیگر است.

اولی فقدان احساس مسولیت جوانان به خدمتگذاری در وطن و غرق بودن ایشان در رویا های طلای زندگی مملو از عیش و نوش در اروپا و دومی  بی خریطه فیر کردن شما و نشان دادن باغ های سرخ و سبز اروپا به آنها بود که در حقیقت این دو علت باعث شد که سیل عظیم از جوانان بدون علت موجه با پرداخت هزینه های هنگفت و متقبل شدن خطر مرگ خاک شان را ترک نمایند.

خــانم انگــلا مــرکــل :

بنظر جلالتماب شما اصلا مشکل بی امنیتی در افغانستان وجود ندارد و علت ترک وطن جوانان افغان سیاست های پناهندگی دولت آلمان است ؟

گرچه من به مشکل می توانم تصور کنم  که این تعداد جوانان بدون علت موجه خاک شان ترک نموده و خود را با خطر مرگ مواجه گردانند ولی شما که چنین می فرمائید پس ما نمی خواهیم ادعای شما را مورد سوال قرار دهیم لهذا ما با اتکا به اظهارات شما درین مورد در صدد تدابیر اخراج پناهجویان افغان از خاک آلمان بر خواهیم آمد به جز یکعده معدودی که آلمان به نیروی کار شان نیازمند است دیگران به زودی مجبور به ترک خاک آلمان خواهند شد.

جــلالتمــاب اشــرف غنــی :

نی بی بی جان عجله نکنید ما هنوز درین مورد به توافق نرسیده ایم ، من با اخراج پناهجویان افغانی از خاک آلمان فقط با قبول دو شرط از طرف شما موافق خواهم بود.

اول اینکه آن عده معدودی را که آلمان به نیروی کارشان نیازمند است من باید تعین کنم و یا حتی اشخاص ورزیده و لایقی را خودم به صوابدید خود برایتان بفرستم.

دوم اینکه در بدل بازگشت هر پناهنده افغان به  کشور شما باید به دولت افغانستان مصارف تهیه لوازم و ضروریات زندگی از قبیل خانه ، مصارف یکساله و مقدار پول نقد برای سرمایه گذاری برای شغل و مصروفیت آزاد جهت تامین معشیت او بپردازید.

از آنجایکه دولت افغانستان در مقابل هر شهروندش احساس مسولیت میکند لهذا بدون تضمین شرایط مادی زندگی آینده او با بازگشتش در وطن هیچ توافقی را امضا نخواهد کرد.

خــانم انگــلا مــرکــل :

دولت آلمان برای بازگشت  کنندگان افغان طبعا  که یکمقدار پول برای تامین ضروریات اولیه زندگی به خود شان خواهد پرداخت.

جــلالتمــاب اشــرف غنــی :

نی بی بی جان، با این نظر تان اصلا موافق نیستم چونکه این جوانان اگر آنقدر هوش و فراست میداشتند چنین خانه و کاشانه شان را در گرو مهاجرت اروپا نمیگذاشتند و حالا اگر باز هم شما به خود شان کمک مالی کنید با احتمال قوی که با همان پول بار دیگر روانه ارو پا خواهند شد که این چیز نه شما میخواهید و نه ما.

با تقــــــــــــديم حـــــــــــرمت

کــرزی صــاب بدمــاشــی کــرتاهــی

 افغــانســتان ســیاســی میــدان بهــت شــغالــی هــی اور کــرزی صــاب بدمــاشــی کــرتاهــی

در تاریخ معاصر افغانستان یکبار هم دیده نشده که یک حکمرانی به رضایت خود بدون نزاع و کشمکش سیاسی و جاری شدن خون های فراوان تخت و تاج را به حکمران بعدی اش سپرده باشد بلکه بر عکس برای تصاحب و یا حفظ تخت و تاج از هیچ نوع نیرنگ شیطانی حتی از کشتن و کور کردن پسر و برادر و در بهترین حالت از تبعید کردن رقیب نیز دریغ نگردیده است.

لهذا تحت چنین شرایط از کسی چون کرزی که مرغ سعادت بر سرش نشسته و به یکبارگی از بشقاب شویی و ترجمانی شرکت یونیکال به تخت و تاج کابل رسید و مدت چارده سال حکمروایی مطلق کرد توقع خیلی بیجا و نادرست خواهد بود اگر می خواستیم که او به رضایت خاطر و بدون حرف و سخنی تخت و تاج کابل را به حکمران بعدی می سپرد.

طبعا که کرزی هم همه چال و فریب و نیرنگ های شیطانیش را بکار برد تا تخت و تاج را از دست ندهد ولی بادارش به هیچ وجهی به این خواست او تن در نداد که بالاخره کرزی مجبور شد قبول کند حالا که قمار را باخته نباید حریف را از دست دهد و بجای آن در تعین جانشینش همه سعی و تلاش را بخرچ دهد که کسی را در تصاحب تخت و تاج یاری رساند تا فردا بتواند ازو به نفعش استفاده کند.

لهذا کرزی در هنگام مبارزات انتخاباتی با ملا اشرف غنی معاملاتی انجام داده و با هم به توافقاتی رسیده اند که از برکت آن توافقات افغانستان امروز صاحب دو پادشاه رسمی و یک پادشاه غیر رسمی می باشد.

ضرب المثلی داریم که میگویند " گوساله دومادری مرد از بی شیری " اما حالا گوساله بیچاره وطن ما که نه تنها دو مادر بلکه یک مادراندر هم دارد چه روزگاری خواهد داشت.

با تقــــــــــــديم حـــــــــــرمت

حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

نواســــه خــــدا یا نواســــه اندر خــــدا !؟

ملا اشرف غنی :

لعنت به شیطان !

فکر میکنم که یک اشتباه بزرگ از مه سر زد

امام حسین که نواسه خدا نبود گمان کنم که نواسه اندرش بود !؟

آیت الله محسنی :

ولسمسر صاحب محترم !

شما باز هم اشتباه میکنین

اینجا که امریکا نیه

خدای اینجا که زن و بچه نداره.

ملا اشرف غنی :

لعنت به شیطان ، همیشه از پیش مه گد و ود میشه.

با تقــــــــــــديم حـــــــــــرمت

حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

 

وزیرســتان بغــلان مــبارک باد !

در راســتای برقــراری تعــادل قــومــی در کشــوردر دند غــوری بغــلان وزیرســتان شــمالی افغــانســتان ایجــاد شــد بر همه هویداست که روح و روان ملا اشرف غنی را همیش دو درد جانکاه رنج میداد یکی فقدان تعادل قومی در زندان بگرام که نود و هشت فیصد زندانیان بگرام را گویندگان یک زبان تشکیل میداد و دیگری بی عدالتی در تقسیم جنگ و نا امنی در کشور که باز هم نود و هشت فیصد مردمان جنگ زده و نا آرام کشور متشکل از گویندگان همان زبان بودند.

برای حل معضله اولی مغز متفکر کشور از رحم و مروت کار گرفته بجای انداختن همشهریان کشور از اقوام تاجک ، هزاره و ازبک در زندان بگرام جهت برقراری تعادل قومی راه حلی دیگری در پیش گرفته و به جبران آن بی عدالتی همه مسولین امنیتی کشور را از گویندگان یک زبان انتخاب کرد که بدینصورت حق به حقدار رسید و تعادل قومی برقرار گشت بدون اینکه یک نفر بی گناه روانه زندان بگرام گردد.

اکنون در راستای برقراری تعادل قومی در تقسیم عادلانه جنگ و نا امنی در کشور باز هم جلالتماب  ملا اشرف غنی دست به ابتکاری بی سابقه زده و به اصطلاح با یک تیر دو هدف را نشانه گرفته است.

اردوی پاکستان که از مدت چارده سال بدینسو با وعده های دروغین مبنی بر حاضر کردن سران طالبان به میز مذاکره در حقیقت به تعقیب اهداف شوم خود پرداخته و اصلا در عال خیال هم به چنین چیزی نه اندیشیده که این بازی های شیطانی پاکستان بالاخره کاسه صبر مغز متفکر را لبریز کرده و او را مجبور ساخت که دست به ابتکار عمل زده و به تائید شعر علامه اقبال خود در صدد ایجاد وزیرستان دیگری گردد.

مــذهب زنده دلان خــواب پریشــانی نیســت

در همین خاک وزیرستان دیگر ساختن است

حالا جناب ملا اشرف غنی با بستن توافقنامه دند غوری و ایجاد وزیرستان افغانی در ولایت بغلان از یکسو به جنرالان پاکستانی نشان داد که دیگر فریب نیرنگ های شیطانی آنها را نخورده و به انتظار آوردن سران طالبان از وزیرستان جنوبی به میز مذاکره نخواهد نشست و از سوی دیگر با ایجاد وزیرستان شمالی در بغلان نیت خیرش را به مخالفین سیاسی و برادران ناراضش نشان داده و ثابت کرد که واقعا گوشت از ناخن جدایی ندارد.

اکنون ملا اشرف غنی امیدوار است که بتواند مخالفین سیاسی و برادران ناراضش را از سرار کشور در وزیرستان شمالی دعوت کرده و پایگاه قوی و قدرتمندی برایشان در آنجا ایجاد کند تا بعدا شوری عالی صلح افغانستان با آنها داخل مذاکره شده و در باره برقراری صلح دایمی میان جمهوری اسلامی افغانستان و امارت اسلامی افغانستان با هم داخل مذاکره و گفتگو گردند.

با تقــــــــــــديم حـــــــــــرمت

حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

 

شــناســنامه الکــترونیــکی بجــای مــواد انفجــاری 

آیا ممــکن اســت که از شــناســنامه هــای الکــترونیــکی بجــای مــواد انفجــاری کــار گــرفــت ؟

افغانستان عجیب کشوریست که مردمانش از دوران کودکی به این عادت می کنند که از هر چیزی به مقصدی دیگری استفاده کنند ، از همان کودکی از کاندوم منحیث پوقانه کار می گرفتیم چون در دوکان های بنجاره کاندوم رسما بنام پوقانه فروخته می شد و یا شوق لولک دوانی که به سر ما می زد و چیزی دیگری برای آن کار بدست ما نمی رسید از سر پوش دیگ یا غربال استفاده می کردیم که فغان و سر و صدای مادر را بلند کرده و پدر را مجبور می ساختیم که جهت تنبه و سرزنش ما او هم بجای استفاده از تازیانه و قمچین با نی چلم یا خط کش به پشت گردن ما می کوبید.

به ادامه همان عادات دوران کودکی حالا هم که ریش ما به دو متر رسیده و سعادت کسب نام مجاهد و طالب نصیب ما گشته و نیت ما بر این شده که همه را به زور سوته و ضرب شمشیر روانه بهشت سازیم از دیگ بخار منحیث بم و مین و از واسکت و کمربند برای قتل و کشتار خلق و از موتر تویوتای کارولا برای تخریب خانه و کاشانه مردم استفاده می کنیم.

حالا که جهان متمدن برای ثبت نام و راجسترمسکونین شان و ایجاد سهولت های اداری در دوایر و دفاتر کشور شان از شناسنامه های الکترونیکی استفاده بعمل می آرند حکمرانان ما را هم شوق استفاده ازین وسیله مدرن به سر زد ولی از آنجایکه ما را از طفولیت عادت بر اینست که از هر چیزی به مقصدی دیگری استفاده کنیم ، از دیگ بخار بم بسازیم و از واسکت چرمه دوزی واسکت انتحاری درست کنیم حالا هم از شناسنامه های الکترونیکی منحیث مواد منفجره معنوی استفاده کرده و از آن برای دامن زدن به کینه و کدورت قومی و زبانی و تعصبات گروهی کار بگیریم تا باشد که روزی در خیابان های کابل باز هم جوی خون جاری شده و همه جاه را بوی خون و دود و باروت فراگیرد !

نمیدانم آنگاه اگر در شناسنامه الکترونیکی ما کلمه افغان درج باشد یا نباشد کدام تفاوتی خواهد داشت یا خیر ؟

با تقــــــــــــديم حـــــــــــرمت

حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

قــول شــرف پاکســتان

پاکســتان قــول شــرف داده کــه  دیگــر در امــور داخلــی افغــانســتان دخــالــت نکــند !

حکایت میکنند که حکیمی بسا تیز هوش و خردمندی در دربار سلطان محمود غزنوی زندگی میکرد که از فرط تیزهوشی و فراست زیاد نر و ماده بودن پرندگان را در هوا تشخیص میداد ، روزی سلطان محمود قبل از آنکه حکیم مذکور به دربار او حضور یاب گردد امر کرد که یک ورق کاغذی را در زیر توشک او بگذارند.

حکیم به محض که بالای توشک نشست کمی خود را جمع و جور کرده و گفت :

عجبا ازین دو امر یکی به حقیقت نزدیک است یا امروز سقف خانه کمی پائین آمده و یا اینکه زمین خانه مقداری بالا رفته !

اکنون هم ازین دو امر یکی به حقیقت نزدیک است یا حامد کرزی شخص خیلی کودن و نادانی بود و یا اینکه ملا اشرف غنی واقعا مرد متفکر و خردمند است.

ما به خاطر داریم که کرزی مدت چارده سال به طور متواتر فریب شیطانی سازمان استخباراتی پاکستان را خورده و بعد از هر دخالت آشکار در امور داخلی کشور و انجام اعمال دهشت افگنانه آی اس آی پاکستان به او قول شرف میداد که دیگر در امور داخلی افغانستان دخالت نمیکند ولی هنوز رنگ قلم آن تعهد نامه پیشین خشک نشده بود که باز عمال داخلی پاکستان دست به عملی خرابکارانه دیگری می زدند که مدت چارده سال همان آش بود و همان کاسه. 

اما با روی کار آمدن حکومت وحدت ملی به زعامت ملا اشرف غنی عمر این بازی های شیطانی سازمان استخباراتی پاکستان به پایان رسید و جلالتماب ایشان به حکومت پاکستان اولتیماتم یک ماهه برای ختم دخالت های شیطانی آن کشور صادر کرده و عدم رعایت آن را با ختم روابط دیپلوماتیک تهدید کرد.

از آن جایکه سازمان استخباراتی پاکستان از دوران حکومت کرزی به پیمان شکنی های متواتر با دولت افغانستان عادت کرده بود گمان می برد که آن عمل را با حکومت وحدت ملی به زعامت ملا اشرف غنی نیز می تواند انجام دهد اما مغز متفکر افغان در اولین پیمان شکنی پاکستان به صدای بلند فریاد زده که :

من بچه خر باشم اگر این پیمان شکنی ها را بند نکنم !

و همان کار را هم کرد زمانیکه سرتاج عزیر مشاور امنیتی پاکستان جهت اطمینان دادن به ادامه پیمان دوستی میان دو کشور وارد کابل شد جلالتماب به ایشان صاف و پوست کنده گفت :

من دیگر تعهدات حکومت پاکستان را بدون ضمانت اجرایی قبول ندارم و به این صورت حکومت نظامی پاکستان مجبور گشت که سفرای غیر رسمی شان جنابان اسمعیل یون ، ضیا الحق امر خیل ، انوارالحق احدی ، جنرال طاقت ، فاروق وردک و مولوی تره خیل را به عنوان ضمانت های انسانی در کابل مستقر کرده و به بدین وسیله به حکومت افغانستان از اجرای پیمان های منعقده اش اطمیان خاطر دهد.

با تقــــــــــــديم حــــــــــــــــرمت

مقــام امیرالمومنین در جهــنم

امیـــرالمـــومـــنین مـــلا عمـــر در جهنـــم معـــاون رئیس انجمـــن جنایتـــکاران بین المـــلل مقـــرر شـــد

از مدت نیم قرن بدینسو ریاست انحمن جنایتکاران بین الملل را آقای یوزف استالین به معاونیت محترم آدولف هیتلرعهده دار بودند ولی حالا مدیریت اداری دفتر مرکزی جهنم بعد از مطالعه سوانح و مدارک اوساما بن لادن و ملا عمراین پست ها را به ایشان واگذار کردند.

مدیر اداری جهنــم آقــای أبومصــعب الــزرقــاوي :

بدینوسیله به اطلاع عموم  جنایتکاران محترم رسانیده می شود که مدیریت عمومی  دفتر مرکزی جهنم بعد از مطالعه  سوانح و مدارک محترم اوساما بن لادن و ملا عمر به پاس قدر دانی از ابتکار بی سابقه مغز شویی جونان مسلمان و گسیل دادن آنها به حملات انتحاری و اختراع بی نظیر واسکت و کمربند انتحاری تصمیم  گرفتند که ایشان را به ریاست انجمن جنایتکاران بین الملل با معاونیت ملا عمر برگزینند که امیدوارم این تصمیم مدیریت جهنم  مورد قبول جنایتکاران محترم قرار گرفته و ایشان از هیچ نوع حمایت و پشتیبانی از آقایان بن لادن و ملا عمردریغ نفرمایند .

یوزف اســتالیــن :

گمان برم این تصمیم نه بخاطر قدردانی از ابتکارات آقای بن لادن و نوکر افغانی اش ملا عمر بلکه فقط بعلت روبط خونی با آقای زرقاوی اتخاذ گردیده ، این از نهایت بی عدالتی مدیریت جهنم است که پست ریاست انجمن را از کسیکه در ظرف پنجسال بیشتر از ده ملیون انسان را بکام مرگ سپرده واپس گرفته و به شخص می سپارد که در بیشتر از بیست سال افتخار کشتن ده هزار نفر را هم ندارد !!

صــدام حســین :

استالین بچم حرفت را به اندازه دهنت بزن ، تو با این اتهامت به اعراب توهین میکنی و ازین کارت بوی خون می آید اتهامت را پس بگیر ورنه دهانت را تا کامت پاره خواهم کرد!

میدانی که مرا صدام میگویند صد تای مثل تو ناشتای صبحم نمیشود !!

یوزف اســتالیــن :

صدو پچم تو که با این لاف و پتاقت هم خود را برباد دادی و هم آبروی اعراب را بردی ، امریکا ترا از غار موش بیرون آورد و حالا اینقدر بی حیا شدی که استالین را از سر بریده می ترسانی !!؟

آدولــف هیــتلر :

صدام بچم تو که میدانی که من با اعراب کدام دشمنی ندارم و برعکس اگر امریکای لعنتی مزاحمت نمیکرد تخم یهود یعنی دشمن اعراب را از روی دنیا نابود میکردم ولی حتی من این تصمیم مدیریت جهنم را غیر عادلانه می پندارم که من شش ملیون یهود را در کوره آدم سوزی نیست و نابود کنم و آقای بن لادن بخاطر واسکت انتحاری اش رئیس انجمن مقرر شود !

مــوســولینــی :

این مقرری که بهیچ صورت عادلانه نیست ، خودم نیز بیشتز از صدها هزار انسان را در صحرا های افریقا قتل عام کردم و حالا جناب بن لادن فقط بخاطر کشتار سه هزار نفر در امریکا ریاست انجمن را بدست آرد این واقعاً که خیلی غیر عادلانه است !

چنگــیز خــان :

عدالت نه در آن جهان بود و نه در این جهان است ورنه پاسداری که باید از جهانگشایی های من می شد که از صحرای گوبی شروع کرده به تخریب ، قتل عام و آتش سوزی شهرها و قصبات پرداخته تا دروازه اروپا رساندم نه با بمب و راکت بلکه مردانه با شمشیرو تیر و کمان ولی امروز ما فراموش شدیم و دیگران بخاطر یک واسکت و کمر بند به ریاست و معاونیت انجمن جنایتکاران بین الملل می رسند !

اوســامــا بن لادن :

السلام علیکم و رحمت الله و برکاته !

هم مسلکان گرامی و جنایتکاران نهایت محترم به همه شما درود فرستاده روز خوشی برایتان آرزو میکنم ، بسیار متاسفم ازینکه دوستان جنایتکار تا این حد به مسائل سطحی نگریسته و از درک عمق قضایا عاجزند ، هر کدام از ذکر تعداد کشته هایتان می بالید و بجز یاد کمیت از کیفیت کارتان سخن بمیان نمی آرید ، هیچکدام به این باریکی پی نبردید که کشتار شما چون آسیب طبیعی سیل و زمین لرزه یکبار بر مردم نازل شد ، کشت و خراب کرد ولی رفت و فراموش شد اما کشتار های من و امیر المومنین ملا عمر چون آفت وبا و طاعون کوچک شروع شد و روز به روز جان گرفت و از یکی به دیگری سرایت کرد و به یاری شیطان رجیم در آینده نزدیک وایروس آن به تمام جهان پخش شده و این آفت جهانگیر خواهد شد و آنقدر تعصب و تنگنظری ، کدورت و دشمنی و در نتیجه قتل و کشتار، خرابی و بربادی  ببار خواهد آورد که بشریت در طول تاریخ نظیر آن را ندیده و نه شنیده باشد.

بلی این وایروس تا زمانیکه زمینه مساعد و بستر مناسب برایش مهیا باشد همیشه زنده خواهد بود و به بربادی و نابودی اش در جوامع بشری ادامه خواهد داد حالا خیلی دور از انصاف و مروت خواهد بود که شما این چند هزار کشته نا چیز تان را با آفت جهانگیر افراطیگری مذهبی ما که سیمای جهان بشریت را تغیر داده مقایسه کنید !!

دانه فلفل سیاه و خال ماه رویان سیاه ... هردو یک رنگ است اما این کجا و آن کجا

امیــرالمــومنین مــلا عمــر :

زما گرانه وروره بن لادن صاحبه دا تول کاپران دی !

خو خدای تعالی به کاپران عقل کامل ندادی که گپ تو فامیدی ، کاپران جاهلان بودی و جاهلان ماندی او خدای تعالی تول کاپران په جهنم انداختی

با تقدیم حـــــــــــــــــــــــرمت

حقـــــ(شـــمس الحـــق)ـــــانی

مــرده بد تر از زنده

مــلا عمــر پس از مــرگــش قــتل و کشــتار مــردم بیگــناه را دو چــندان کــرده اســت !

عبید زاکاانی در داستان موش و گربه اش حکایت میکند که موشان از جور و ستم گربه خونخوار به فغان آمده در پی تدبیری برآمدند و بعد از برگزاری جلسات متعدد و ارائه راه حل های گوناگون بالاخره با اکثریت آرا به این نظر رسیدند که متاسفانه جمعییت موشان توان مقابله نظامی را با گربه خونخوار ندارند پس یگانه راه نجات موشان از چنگال گربه ظالم این خواهد بود که موشان برای گربه تدارک سفر حج را دیده و او را به سوی خانه خدا بفرستند تا نور مرحمت الهی و عاطفه ذات کبریایی در قلب تاریک و سنگین او تابیده و او دست از قتل و کشتار موشان بیچاره بردارد.

اما متاسفانه گربه خونخوار بعد از زیارت خانه خدا میلش به قتل و کشتار موشان بیشتر از پیش شده تا جایکه بجای یک موش دو موش را یکجا به دهان میکرد و از خوردن و دریدن آنها  لذت می برد.

مردم رنجدیده افغانستان هم که از جفا و ستم جلاد زمانه ملا محمد عمر آخوند به ستوه آمده بدرگاه الهی استدعا کردند که این جلاد خون آشام را از صفحه روزگار نیست و نابود گرداند تا ملت بیچاره چند صباحی نفس راحت کشیده و در صلح و امنیت زندگی به سر برند.

خداوند متعال نیز دعای ملت مظلوم افغانستان را مستجاب گردانیده و آن جلاد ستم پیشه را ذریعه بادران پاکستانی از صفحه روزگار برانداخت اما شادمانی و سرور مردم رنجدیده ما از نابودی جلاد ستمگر دیری نپائید که درست مانند داستان موش و گربه عبید زاکانی ملا عمر بعد از مرگش به مراتب خشن تر و خون آشام تر از قبل ظهور کرده آنگاه اگر هفته یک حمله انتحاری براه می انداخت حالا به روز یک حمله انتحاری هم عاروقش نمی شکند.

قبل از مرگش اگر برای انجام حملات انتحاری از موتر سراچه  کارولا استفاده کرده و در هر حمله پنج تا ده نفر را شهید میکرد حالا از لاری های ده تن برای قتل عام مردم استفاده کرده و در هر حمله اش تا پنجصد نفر بکام مرگ برده و یک شهر را به خرابه مبدل می ساازد.

حالا مردم ستمدیده از فرط بیچارگی با خود می  گویند کاش پاچاهی کرزی به پایان نمی رسید و ملا عمر در قید حیات می  بود که لااقل بین هر دو حمله انتحاری برای مردم چند روزی برای نفس کشیدن باقی می ماند.

با تقــــــــــــديم حــــــــــــــــرمت

ملا اشـــرف غـــنی و وعـــده هـــای ســـرخـــرمنش

 قــول نجــات هــزاره جــات از زندان طبیــعت مــاننــد ســایر وعــده هــای مــلا اشــرف غنــی بادش رفــته و حــالا به رهــایی هــزاره هــا از قــید حــیات تبــدیل شــده !

همه وعده های سر خرمن انتخابات ریاست جمهوری عین و غین را بیاد داریم که چه باغ های سبز و سرخ را بمردم نشان دادند منجمله وعده ملا اشرف غنی مبنی بر مرکز تجارت جهانی ساختن بدخشان و نجات مناطق مرکزی کشوراز زندان طبیعت را هرگز نمی شود فراموش کرد.

حالا که چیزی کم یکسال از عمر حکومت به اصطلاح وحدت ملی میگذرد و یخ های وعده های دوران انتخابات کم کم ذوب شده که چهره تلخ حقیقت از زیر آن به همگان نمایان گشته دیده می شود که ملا اشرف غنی بجای مرکز تجارت جهانی ساختن بدخشان بیشتر به فکر مرکز تروریزم جهانی ساختن آن سامان است.

در مورد نجات مناطق مرکزی کشوراز زندان طبیعت نیز بالاخره ملا اشرف غنی به چشم واقعیت نگریسته و قبول کرده که اجرای آن وعده های سر خرمن به صد ها ملیارد دالر نیاز دارد و حالا که از یکسو جامعه جهانی میزان کمک های اقتصادیش را به شدت کاسته و از جانبی کشور نیاز مندی های خیلی مهمتر از اجرای آن وعده ها دارد لهذا در مورد تجدید نظر کرده و بعد از مشوره با اسمعیل یون و جنرال طاقت به این نتیجه رسیده که بجای نجات مناطق مرکزی کشوراز زندان طبیعت که خیلی پر هزینه و گران است بهتر خواهد بود که در فکر رهایی هزاره ها از قید حیات باشد.

این کار نه تنها از لحاظ اقتصادی خیلی کم مصرف و پر منفعت است چون اجرای آن دعوا طلبانه از طرف برادران ناراض کرزی و یا مخالفین سیاسی احمد زی صورت می گیرد بلکه با اجرای این کار تیر به دو فاخته اصابت کرده و قول دیگر ملا اشرف غنی مبنی بر حل معضله کوچی و ده نشین نیز خود بخود عملی می شود زیرا زمانیکه هزاره ها توسط برادران ملا اشرف غنی از قید حیات رها شدند دیگر همه دشت ها و کوه های مناطق مرکزی به کوچیان و طالبان تعلق خواهد یافت و دیگر معضله ای بنام معضله کوچی و ده نشین اصلا وجود نخواهد داشت.

اگر کمی با غور و دقت به این موضوع بنگریم این در حقیقت یک تیر و سه فاخته خواهد بود چونکه یکی از آرزو های قلبی ملا اشرف غنی ایجاد تعادل قومی در زندان بگرام و تقسیم عادلانه جنگ و نا امنی در همه مناطق کشور بود که همین حالا هم مناطق آرام دیروز در اثر سعی و توجه خاص ملا اشرف غنی و یارانش از فیض و برکت جنگ های داخلی بهرمند گشته و مردم بوی دود و باروت استشمامم میکنند.

با تقــــــــــــديم حــــــــــــــــرمت

حقــــــــ(شـــمس الحـــق)ـــــــانی

 

ســـنت پیــامـبر مــانع اعــتراض علمــای دین شـــد

علمــای کــرام میخــواســتند کـه در مــورد قــتل وحشــیانه فــرخــنده شــهید اعــتراض شــدید شــان را ابراز کننــد ولی متاســـفانه سنــت پیامــبر مــانع این کــار شــد  ارشادات علمای کرام  منجمله شیخ الحدیث سیاف منحیث افضل المجاهدین ، عالم و دانشمند بزرگ جهان اسلام رهنما و چشم چراغ مسلمین در حل و فصل مشکلات و معضلات زندگیست و ازینرو ملت مسلمان افغانستان بیصبرانه انتظار نظر ایشان را در مورد قتل بیرحمانه و به آتش کشیدن پیکر شهید فرخنده داشتند تا بدانند که آیا اسلام به کسی اجازه میدهد که بدون تحقیق و تجسس و به محض استماع خبری دست به مجازات و قتل و کشتار یک زن مسلمان زند و یا کسان دیگری که در مقام های بلند دولتی اجرای وظیفه می کنند و یا حتی لباس روحانیت به تن داشته و شغل امامت و پیش نمازی مومنین را عهده دارند آیا حق خواهند داشت که از چنین جنایت آشکار دفاع کنند!؟

شیخ الحدیث سیاف که دلش از دست این اوباشان و قطاع الطریقان مسلمان نما سخت داغدار است و به نیکی میداند که اینها با این اعمال شنیع شان باعث آبروریزی و بدنامی اسلام و  مسلمین شده اند قصد داشت که در بیانیه ای نفرت و انزجار عظیم شان را ازین چارپایان آدم نما و لکه ننگ بر دامان بشریت ابراز داشته و آنها را دشمنان اسلام و در نتیجه مباح الدم و واجب القتل اعلام کند ولی افسوس و صد افسوس که رشد غلو و انبوه سنت پیامبر در دم در دهان بالای شان که حتی نفس کشیدن را برای ایشان مشکل ساخته مانع این کار شد.

حالا شما خود می توانید تصور کنید که با استماع خبر قتل وحشیانه شهید فرخنده چه آتش در درون شیخ الحدیث سیاف مشتعل میگردد که چون کوه آتش فشان در جوش و خروش شده و مجرای برای بیرون شدن لاوای خشم و غضب درونی اش می پالد.

حالا که دهان بالا را سنت پیامبر مسدود کرده و دهان پائین برای جلوگیری از شکستن وضو باید مسدود باشد پس این شباهت به دیگ بخاری دارد که اشپلاقش بند شده و دیر یا زود سر نوشت انفجار در انتظارش خواهد بود که شیخ الحدیث سیاف کدام روزی خدای نا خواسته بدن واسکت انتحاری منفجر شده و این یک ضایعه بزرگی به امت مسلمان افغان و جهان اسلام خواهد بود.

با تقــــــــــــديم حــــــــــــــــرمت

حقــــــــ(شـــمس الحـــق)ـــــــانی

ای همــوطن هــوشــیار باش

ای همــوطن هــوشــیار باش بیــدار باش ، امــروز نوبت هــزاره ، فــردا نوبت تاجــک و پس فــردا نوبت پشــتون خــواهــد بود !

حکایت میکنند که روزی چنگیز خان بسته تیری را به فرزندانش داده و از ایشان خواست تا آنرا با قوت بازوانشان بشکنند اما پسرانش هر چند سعی و کوشش به خرج دادند موفق به شکستاندن بسته تیرها نگردیدند ، آنگاه چنگیز خان نگاه معنی داری بسوی پسرانش انداخته بسته تیرها را باز کرده و هر یک را با دو انگشت دست چپش بدون هیچ زحمتی بشکستاند.

وی رو بسوی پسرانش کرده گفت : نور چشمانم بدانید که قوت شما در وحدت و یکپارچگی شماست اگر متحد باشید همچون این بسته تیرها هیچ دشمنی قدرتمندی بر شما فایق نخواهد آمد ولی اگر دشمن موفق شد که شما را از هم پاشیده و پراگنده ساخت بدانید که هر قدر هم قوی هیکل و قدرتمند باشید تاب ضربات دشمن را نیاورده و از پا در خواهید آمد.

حالا هم اگر ملت افغان یکپارچه و متحدانه با کنار گذاشتن گرایشات قومی ، منطقوی و مذهبی در مقابل دشمن وطن قد علم کنند نه طالب و نه داعش و نه طاعش هیچکدامی قادر به هیچ کاری نخواهد بود و بالاخره روزی سر افگنده و شرمسار فرار را بر قرار ترجیح داده به دامان باداران خارجی شان پناه خواهد برد.

اما اگر دشمن وطن موفق گردد که بنام قوم و مذهب در میان ملت درز ایجاد کند آنگاه روزگار ما سیاه و بخت ما سرنگون خواهد بود.

اگر دشمن امروز به قتل و کشتار هزاره ها آغاز کند و دیگران نظاره کرده و بگویند بما چی ، دشمن ازین بی تفاوتی دیگران قوت گرفته و روز دیگر به کشتار اوزبکان اقدام خواهند کرد.

آنگاه اگر تاجکان و پشتون ها باز هم بگویند بما چی ، تیشه دشمن دسته شده و روز بعد نوبت تاجکان خواهد رسید و تنها پشتون ها نظاره خواهند کرد ولی این هم دیر دوام نکرده و دشمن از پیروزیش مغرور شده و سراغ آنعده پشتون های را خواهد گرفت که نه از روی عقاید طالبی یا داعشی یا طاعشی بلکه به علت گرایشات قومی یا ترس و بیم به جمع دشمن پیوسته بودند و در اخیر فقط لشکری از چارپایان دو پا و چانوران زباندار بر قبرستان های این دیار حکومت خواهند کرد.

پس ای هموطن اگر نمی خواهی که باز هم افغانستان به گورستان امنیت و آرامی طالبان مبدل گشته و یا مانند سوریه و عراق در میهنت جوی خون جاری گردد پس صدایت را از همین حالا بلند کرده و مگذار که نوکران پاکستان پالان نو داعشی بتن کرده و با قتل عام هموطنان هزاره ات آغاز فصل نوین جنایات شان را در میهنت جش بگیرند.

با تقــــــــــــديم حــــــــــــــــرمت

حقــــــــ(شـــمس الحـــق)ـــــــانی

شــاخ جنــگی طــالــبان و داعشیان

شاخ جنگی ملا عمر قــندهــاری و خلــیفه ابوبکــر بغــدادی در ســرزمــین بی صــاحــب مــا 

 انسان های ابتدایی که در مغاره های کوه ها مسکن گزیده و از طریق شکار حیونات زندگی بسر می بردند هم برای شکار حیونات وحشی و هم جهت مقابله در برابر قبایل دیگر به حمایت قبیله خویش نیاز مبرم داشتند که بدین ترتیب در طول تاریخ سنت های قبایلی در جوامع انسانی ایجاد شده از یکسو فرد را در مقابل تهدیدات بیرونی مورد حمایت قبیله قرار داده و از سویی دیگر آزادی های انفرادی و شخصی را از فرد صلب کرده و او را به مهره ای یا به حلقه زنجیر قبیله مبدل ساخته است.

 بعد ها که فرهنگ انسانی به رشد و تکامل بهتر دست یافته و عقاید و باورمندی های مذهبی جاگزین سنت های قبیلوی گشت ادیان بزرگ چون مسحیت و اسلام که بیشتر با مقوله های ماورا الطبیعه مردم را به معنویت پرستی و دوری از رسوم و عنعات ابتدایی و قبیلوی دعوت کرد دیگر آهسته آهسته آفتاب سنت های قبایلی نزول کرده و گرایشات مدرن اجتماعی جاگزین آنها گردید.

 خصوصا در عصر جدید و با روی کار آمدن مکاتب فکری نوین چون سوسیالیزم و مارکسیسم ، اکسستانسیالسیم و هومانیزم دیگر قبیله گرایی و سنت های قبیلوی آخرین رمق های حیات شان در روی کره زمین کشیده و به جز در افغانستان و چند کشور نگون بخت در قاره سیاه و دوسه قبیله در جنگل های آمازون دیکر درین کره خاکی اثری از قبیله و سنت های قبیلوی دیده نمی شود.

اما خیلی جالب و غیر قابل تصور وضع قبیله گرایی و پرستش سنت های قبیلوی در افغانستان است که از یکسو مردم تظاهر به مسلمان بودن و اعتقاد داشتن به دین اسلام را دارند ولی در خفا همه بت های قبیلوی را در آستین های چپن شان پنهان کرده و آن را عبادت و پرستش می کنند.

 با وجود همه عیوب و نقایصی غیر قابل انکاری که قبیله گرایی با خود دارد اما اگر وجود آن مانع نفوذ و یا هجوم داعش در سرزمین ما گردد این را باید به فال نیک گرفت و گفت از بد بدترش توبه.

 با تقــــــــــــديم حــــــــــــــــرمت

حقــــــــ(شـــمس الحـــق)ـــــــانی

ابدیت طــالب به داعــش

امــریکا همــیش کــالاهای صــادراتی اش را مطــابق ایجــابات عصــر و زمــان ( ابدیت ) می کــند !

باز هم یاد آن دوره های طلایی بخیر که آسمان کابل رنگ آبی داشت و در دریای کابل آب زلال از چشمه ساران پغمان جاری بود ، در کافی های کابل آهنگ های هندی از گرامافون یا خواندن های مست افغانی از رادیوکست های سونی طنین انداز بود ، یاد آن کست های سونی هم بخیر که خاطرات شیرین محافل خوشی مردم را در طناب طولانی فیته اش محفوظ داشته و سالهای درازی تا به بازار آمدن (سی دی) به پادشاهی اش ادامه داد.

اما از آنجایکه دنیای علم و تخنیک همیشه در تحول و پیشرفت است سلطنت کست های سونی هم زمانی به پایان رسید و حلقه های (سی دی و دیویدی) تاج و تخت را از او گرفته جهان را تصرف کرد مگر در اثر سرعت سرسام آور تحولات تخنیکی عمر سلطنت آنها خیلی کوتاه بوده و بعد از اندک زمانی این تخنیک هم (ابدیت) شده و آخذه های جدیدی چون (فلش و یو اس بی ) جای آنها گرفت.

در جهان ابزار های تخنیکی جاندار نیز وضع خیلی ازین متفاوت نبوده و تحولات علمی و تخنیکی همیش پدیده های تازه را جاگزین اقلام کهنه گردانیده است.

ما اگر سالهای هشتاد میلادی را به خاطر بیاوریم در آن هنگام امریکا برای ضربه وارد کردن بر حریف روسی اش از مجاهدین افغانی به عنوان ابزار های جنگی استفاده کرده و دشمن را به شکست مواجهه ساخت ولی زمانی فرا رسید که آن ابزار ها دیگر قابلیت استفاده را نداشته و امریکا به تولید ابزار های جدیدی بنام طالبان اقدام ورزید که از قدرت تخریبی بیشتری برخوردارد بود.

اما مودل طالبان تنبان پوش بعد از سالها اجرای وظیفه یک زمانی در اثر استهلاک و مشکلات تخنیکی از بازار جمع شده و در عوض مودل مدرن طالبان نکتایی پوش به بازار عرضه گردید که آنهم بعد از یک دهه با مشکلات روز افزونی مواجهه گشت که امریکا بفکر دوباره روی کار آوردن طالبان تنبان پوش شد.

در همین آستانه متخصصین نظامی سیا و موساد در سرزمین عراق و سوریه دست به ابداع ابزار جنگی جدیدی بنام داعش زدند که قدرت تخریبی آن به مراتب بالاتر از طالبان بوده و برخلاف طالبان از محدودیت های قومی و منطقوی مبرا بوده و مطابق استاندارد های بین المللی کار می کند.

حالا امریکا تصمیم دارد که این ابزار های جدید را در افغانستان جاگزین طالبان که از موفقیت چندانی برخوردار نبودند کرده و به وسیله آنها راه را به طرف آسیای میانه برایشان هموار سازند اما از آنجایکه در افغانستان همیش تعلقات قومی و نژادی بر گرایشات دینی و مذهبی ارجحیت داشته گمان نکنم که امریکا به سادگی بتواند داعشیان را جاگزین طالبان گرداند.

با تقــــــــــــديم حــــــــــــــــرمت

حقــــــــ(شـــمس الحـــق)ـــــــانی

نام چــارپای بیچــاره بنــاحــق بد اســت

چــون فــرانســه به پیــامبــر مــا توهــین کــرده پس مــا خــانه خــود را به آتــش کشــیده و همــوطــنان خــود را به قتــل میــرســانیــم !

یکی را داده ای صد ناز و نعمت

یکی را قرص جو آلوده در خون

عدالت و انصاف در هیچ جای دنیا موجود نیست ولی بی عدالتی در جهان اسلام بی نظیر است !

در آمد سالانه عربستان سعودی تنها از بابت حجاج بالغ بر بیشتر از سی و پنج ملیار دالر امریکایی می شود که در همین پول می توانند شهروندان آن کشور غسل نمایند  یا خانه های شان را  بجای خشت و سنگ از بندل های دالر آباد کنند از همین رو شهزاده عرب برای یک شب عیاشی به فاحشه مشهور امریکایی مبلغ یک ملیون دالر می پردازد و دیگر شیخان عرب هم برای خوش گذرانی های شان در شهر های بزرگ اروپایی چون امستردام و پاریس  برای یک شب هزاران دالر را به مصرف می رسانند.

دردناک اینست که یک قسمت این پولها از جیب حاجی های کشور های فقیری چون افغانستان و سودان که بیشتر از نیم نفوس آن کشور ها تحت خط فقر زندگی می کنند به شیخان عرب هدیه داده می شود و خیلی دردناک تر از آن اینست که این شیخان عرب که سنگ حفاظت حرمین شرفین را به سینه می کوبند و خود را صاحبان اصلی این اماکن مقدس مسلمانان می پندارند و از برکت وجود همین اماکن مقدس زندگی فرعونی و قارونی به سر می برند اما در هنگامیکه اهانتی از سوی کفار به مقدسات دینی مسلمانان صورت می گیرد از سنگ و چوب جهان اسلام صدا بر می خیزد ولی از آنها یک حرفی هم شنیده نمی شود گویی که مسولیت دفاع از مقدسات دینی بر عهده کسان دیگر است .

بلی زمانیکه در فرانسه به پیامبر اسلام اهانت صورت می گیرد در ریاض و قاهره و قم این مراکز فرهنگی و مذهبی جهان اسلام آب از آب تکان نمی خورد ولی در حود خیل کابل به فتوی مولوی تره خیل مسلمانان واقعی مسلح با غیرت افغانی به خیابان ها ریخته و شهر و بازار را به آتش می کشند و حتی از قتل و کشتار مردم بی گناه هم دریغ نمی ورزند.

اگر در دنیای اسلام کمی انصاف و عدالت وجود میداشت پس باید اماکن مقدس مسلمانان از مکه و مدینه به افغانستان انتقال می یافتند و یا اینکه این شیخان بی عرزه و بی غیرت عرب از آنجا به کوه های افغانستان متواری شده و در جای شان افغان های غیرتی مسکن گزین گردیده و به حراست و پاسبانی از مقدسات جهان اسلام می پرداختند.  

جهان اسلام نمی تواند از خدمات شایسته بزرگان اسلام از سرزمین شیران افغان منجمله مولوی تره خیل کوچی و مولوی بول الدین ادراری چشم پوشی کند که اولی به دفاع از مقام پیامبر اسلام از قتل و کشتار مردم و آتش سوزی شهر دریغ نورزیده و دومی برای قدر دانی از مقام والای آن حضرت حتی نوشیدن بول مطهر ایشان را جایز شمردند .

اما کجاست انصاف و عدالت متاسفانه نام این بزرگان اسلام با وجود اینهمه خدمات شایان به اسلام و مسلمین به جز در کابل و مزار شریف در دیگر شهر های دیار مسلمین بگوش مسلمانی نرسیده است.

با تقــــــــــــديم حــــــــــــــــرمت

حقــــــــ(شـــمس الحـــق)ـــــــانی

شــایســته ســالاری در پارلمــان

نزد نمــاینــدگــان بیــدار و با وجــدان ملت شــایســته ســالاری فقــط یگــانه معیــار ارزیابی کــاندید وزیران اســت !

اگر منصفانه قضاوت کنيم دليل اين همه تعلل در تعین وزرای جدید نه عدم کارآيی تيم عین وغین و یا سهل انگاری وکلای محترم بلکه سيستم حکومتی دولت افغانستان است.

درساير کشور های جهان که نظام حکومتی شان بر اساس ديموکراسی غربی استوار است اين پروسه آنقدرمغلق و پر جنجال نيست ، اعضای کابينه مستقيما از طرف رئيس جمهور يا صدر اعظم کشور با معيارهای شايستگی و لياقت انتخاب شده به پارلمان کشور معرفی می شوند و با آوردن رای اعتماد پارلمان کابينه به کارش آغاز ميکند.

ولی در افغانستان نظر به پيچيدگی قانون اساسی کشور موضوع به اين سادگی نيست ، درينجا اعضای کابينه نه مستقيما از طرف شخص رئيس جمهور یا رئیس اجرائیه بلکه توسط کميسيون تیکه داران قومی تعين شده و بعد از تائيد از طرف انجمن علمای کرام پيشنهاد فوق از طريق شوری وزيران مشاور دربار به معاون دوم رئيس اجرائیه و از طريق او به معاون اول رئيس اجرائیه و بالاخره به شخص رئيس اجرائیه و بعد از تائید رئیس اجرائیه به معاون دوم رئيس جمهور و از طريق او به معاون اول رئيس جمهور و بالاخره به شخص رئيس جمهور تقديم ميگردد که ايشان هم در تعينات وزرا مانند کشورهای غربی نه تنها معيار شايستگی و لياقت بلکه خيلی موارد ديگر منجمله تعهدات دوران انتخابات به تیکه داران قومی و علمای دینی ، تقسيم عادلانه وزارتخانه های کليدی به تیکه داران قومی ، تعهدات دوران انتخابات به حاميان خارجی وزرایپيشنهادی ، وانمود کردن مراعات تناسب قومی و سمتی و در صورت لزوم قرار دادن ملی و شلغم بجای وزير را بايد مراعات کند.

رعايت اينهمه قيد و شرط و اگر و مگر چون معادله شش مجهوله درجه شش است که حل آن از توان يک انسان عادی بيرون است اين است که بيچاره ملا اشرف غنی دست به دامان پير طريقت حضرت صبغت الله مجددی شده و کوشش میکند که مشکل را از طريق فال و استخاره حل کند اما اين ديموکراسی لعنتی تنها به خوشنودی خدا و مردم اکتفا نکرده و رضايت پارلمان را نيز شرط دانسته که حالا بايد وکلا از شايستگی و لياقت وزرای پيشنهادی اطمينان شانرا حاصل کنند که اين خود معضله ای ديگريست و بدان ماند که نا بينا را وظيفه رانندگی دهی یا در جاده پر ازدحام سر چوک او را ترافیک مقرر کنی .

وکيل بيچاره که از سواد خواندن و نوشتن محروم است و فقط کتاب های عکس دار را می تواند بخواند و تنها دليل وکيل شدنش مقدار زمين ها و تعداد گوسفندانش بوده حالا او چطور بتواند لياقت کاری و تخصص وزيری را که در رشته های تحصيل کرده که وکيل صاحب اسم آنها را هم نشنيده ارزيابی نمايد !؟

اين است که برای او فقط دو گزینه باقی می ماند یا استفاده از شیر و خط که اینهم چون قمار است و حرام پس فقط گزینه آخری می ماند که استفاده از عینک قومیست که خیلی ساده و بی جنجال وکیل پشتون به وزیر پشتون ، وکیل تاجک به وزیر تاجک ، وکیل هزاره به  وزیر هزاره و  وکیل اوزبک به وکیل اوزبک رای داده و ادی مسولیت وجدانی ، اسلامی و افغانی می کند که هم رضایت خدا و هم ازخلق خدا حاصل می گردد.

با تقــــــــــــديم حــــــــــــــــرمت

حقــــــــ(شـــمس الحـــق)ـــــــانی

معــاملات وزرا با وکــلا

رای اعتمــاد وکــلا برای نامــزد وزیران فقــط در بدل دالــر به وزن شــان میــسر خــواهــد گشــت !

خــواهــی که دل دلــبر تو نرم شــود --- وز خــانه بیــرون آید و بی شــرم شــود

زور و زاری منمـــا زر بفــــرســت  --- زر بر ســــر فــــولاد نهــی نرم شــــود

اگر صادرات ناچیز صنایع دستی کشور را نادیده بگیریم صادرات افغانستان فقط در تریاک و مواد مخدر خلاصه خواهد شد که در جهان مقام اول را دارا بوده و بی مانند است ، اما به فضل الهی جبران این کمبود صادراتی را در واردات کشور مشاهد می کنیم که به غیر از کلوخ استنجا دیگر از تار و سوزن گرفته تا موتر و طیاره همه از خارج به کشور وارد می شوند.

این واردات نه تنها حاوی اسباب لوازم صنعتی و غیره ضروریات روزمره می گردد بلکه در برگیرنده تولیدات ذهنی و معنوی جهان خارج نیز می باشد که از عقاید مذهبی گرفته تا ایدیولوژی ها و افکار سیاسی و شیوه های هنری را احتوی می کند.

ما افغانها با وجودیکه زندگی مان به واردات بیگانه بصورت مطلق وابسته است اما غیرت افغانی مان بما اجازه نمیدهد که اجناس و کالاهای خارجی را بدون تغیر و دستکاری مطابق میل و سلیقه افغانی از آنها استفاده کنیم بلکه ما را عادت بر این است که از جوال چادری زنانه ، از گلدانی تفدانی و از تایر موتر سطل آب و کفش زمستانی درست کنیم و حتی از کاندوم که برای جلوگیری از بارداری و کنترول تولید اطفال از طرف انجمن رهنمای خانواده به مردم رایگان توزیع می گردد سامان بازی و پوقانه هوایی ساخته و آن را بدست همان اطفال که باید تولید نمی شدند بدهیم.

این دستکاری ها و تغیرات نه تنها در اجناس و کالا های مادی محدود شده بلکه شامل حال تولیدات ذهنی و معنوی صادر کننده گان خارجی نیز می گردد در غیر آن چه دلیلی می تواند وجود داشته باشد که در تاریخ اسلام فاطمه بنام فاطمه یاد شده و نه بنام دختر پیامبر و یا خانم و سیاسر علی اما در افغانستان اگر کسی نام زن و یا دختر کسی را به زبان آرد به حکم اسلام زبانش از قفا بیرون شده و خونش به زمین ریختانده خواهد شد.

ایدیولوژی های صادراتی دیگر چون سوسیالیزم و دیموکراسی غربی نیز حالت بهتر ازین ندارد و به محض ورود به افغانستان دستخوش تحولات و تغیرات چشمگیری شده که با اصلش اصلا قابل مقایسه نیست.

دیموکراسی که به مفهوم حکومت مردم بر مردم و حاکمیت قانون در جامعه تعریف شده درینجا به حکومت تیکه داران مردم بر مردم و حاکمیت توحش و شاخسالاری تبدیل شده و انتخابات آزاد و تعین سرنوشت مردم بدست مردم که از لازمه های نظام دیموکراسیست به تقلبات و جعلیات آزاد و بیشرمانه مبدل گردیده است.

مجلس نمایندگان که در نظام دیموکراسی منحیث یک نهاد قانون گذار و نظارت کننده بر اعمال حکومت باید اجرای وظیفه کند درینجا به یک نهاد معامله گر تبدیل شده که وکلا مانند دکتوران کلینیک های شخصی که بیشتر چشم شان به جیب مریض تا خود مریض است آنها نیز بجای رسانیدن صدای مردم به گوش دولتمردان بیشتر به فکر معامله با آنها بوده و از وسایل استهزا ، استجواب و دادن و یا صلب رای اعتماد برای پر کردن جیب هایشان استفاده می برند.

طبعا وزرای محترمیکه با صرف مقادیری هنگفت دالر و خرید رای اعتماد وکیلان به چوکی های وزارت دست می یابند در مدت پنج سال حکومت شان در قدم اول به فکر جبران مصارف شان شده و شب و روز در تلاش خواهند بود تا بعد از جبران دالر های مصرف شده غم فردای فرزندان شان را خورده و در دوبی و کشور های اروپایی برای نور چشمی ها منازل و ویلا های رویایی بسازند.

با تقديم حــــــــــــــــــــــــــرمت

حقــــــــ(شـــمس الحـــق)ـــــــانی

ســال خــوب از بهــارش پیــداســت

بالاخــره بعــد از چــار مــاه اندل زدن مــوتر وحــدت ملــی چــالان شــده بســوی پارلمــان براه افتــاد

مــلا اشــرف غنــی :

بچه خر باز لب و رویت چرا کشال اس ؟

لجاجت  کده کار تعین وزرا ره به چار ماه خو رساندی هنوز هم راضی نیستی ؟

داکــتر عبــدالله :

بی پدر تقلبکار مه کار تعین وزرا ره به چار ماه رساندم یا تو ؟

مــلا اشــرف غنــی :

اگه تو لجاجت نمیکدی و منحیث رئیس اجرائیه بی چون و چرا پیشنهاد های رئیس جمهور کشور را اجرا میکدی چار ماه قبل وزرا تعین شده و تا امروز پروسه صلح با مخالفین سیاسی دولت به نتیجه می رسید.

داکــتر عبــدالله :

حالیکه همه پیشنهاد هایته قبول نکدم تمام وزارت خانه های کلیدی ره تو قبضه کدی و اگه قبول میکدم شاید یک وزارتخانه هم بما نمیدادی.

مــلا اشــرف غنــی :

مه میگم که کله پوچ تو بجای مغز از تلخان پر اس.

اگه ده بین همو تلخان ها یک کمی مغز پیدا میشه خو یکبار منطقی فکر کو که وزارت های کلیدی دفاع و داخله به غیر از خطر انتحاری دیگه به شما چه ارمغان می آورد !؟

به ما که از خود شان هستیم رحم نمی کنن شما ره خو ثواب گفته ده ظرف یک روز به هوا می پراندن ، ازی خاطر مه دلسوزی کده وزارت کلیدی و بی خطر و پر ثمر خارجه ره به شما دادم.

داکــتر عبــدالله :

پس از تو ممنون و شکر گذار هم باشیم ؟

مــلا اشــرف غنــی :

باید ممنون و شکر گذار مه باشی !

گذشته از بی خطر بودن وزارت خارجه از بابت خطرات انتحاری میفامی که درآمد ماهانه سفارتخانه ها به چند میرسه ؟

اگه افغانستان به صد کشور جهان سفارتخانه داشته باشه و از هر سفارتخانه بطور اوسط ماهانه ده هزار دالر عاید داشته باشه عاید عمومی تمام سفارتخانه ها ماهانه به یک ملیون دالر بالغ میشه که اگه نیم ملیون ره صلاح الدین به جیب خود کنه نیم ملیون باقیمانده که بتو میرسه پس دیگه چه میخواهی اگه مرگ میخواهی برو به هلمند.

داکــتر عبــدالله :

ولله چه بگویم روی دالر نازک اس و مه هم منحیث رئیس اجرائیه مجبور هستم که فرمان رئیس جمهور کشور ره بدون چون و چرا اجرا کنم.

حتی شاعر درین بابت چنین گفته :

خــواهــی که دل دلبــر تو نرم شــود

وز خــانه برون آید و بی شــرم شود

زور و زاری منمــــا زر بفــرســت

زر بر ســر فــولاد نهــی نرم شــود

با تقديم حــــــــــــــــــــــــــرمت

حقــــــــ(شـــمس الحـــق)ـــــــانی

شــایســته ســالاری دلیــل تعــویق کــابیــنه

ملــت افغــان باید صــبر جمــیل بخــرج دهــد چــون شــایســته ســالاری دقــت لازم میــخواهــد و نیــازمنــد زمــان اســت !

ملت افغان واقعا ملت خیلی ناشکریست که به هیچ چیز قانع نبوده و در همه چیز باید انگشت انتقاد بلند کرده و همیش نق بزند و منفی بافی کند.

ما خوب بخاطر داریم که کرزی به دلیل که در تعین کابینه دقت لازم بخرچ نداده و بجای شایسته سالاری مصلحت سالاری را گزیده بود از هر طرف مورد انتقاد شدید قرار گرفته و مسول همه معضلات کشور خوانده می شد و حالا که بعد از آنهمه هرج و مرج و بی پلانی حکومت کرزی بخت ملت یاری کرده و برای اولین بار در تاریخ این کشور بجای یک سیاستمدار و حاکم بیسواد یک مغز متفکر و یک سپه سالاری فکری بر اریکه قدرت این کشور تکیه زده که قبل از به قدرت رسیدنش پلان های ده ساله حکومت را تکمیل کرده و عملی کردن آن را با جاگزینی شایسته سالاری بجای مصلحت سالاری در کابیه حکومت وحدت ملی می خواهد عملی سازد باز هم داد و فریاد این ملت نا شکر به آسمان بلند شده که چرا تعین وزرا در کابینه جدید اینقدر وقت زیاد را در بر می گیرد !؟

خوب قرار مثل معروف دو خربوزه به یک دست گرفته نمی شود و ملت افغان هم باید میان راه دهل و راه سرنی یکی را انتخاب کند !؟

یا مصلحت سالاری در تعین کابینه که عملی کردن آن حد اکثر شش روز وقت را در بر خواهد گرفت و یا شایسته سالاری که غور و دقت لازم می خواهد و اجرای آن حد اقل به شش ماه وقت نیاز دارد.

میدانم که اصطلاح شایسته سالاری در فرهنگ افغانی سابقه چندانی ندارد و خیلی ها نمی توانند تصور کنند که چرا با گزینه شایسته سالاری در تعین کابینه به شش ماه وقت نیاز است پس مجبورم که درین باب کمی روشنی انداخته و رفع شک و ابهام کنم.

برای تعین شدن یک شخص در کابینه جدید با معیار های شایسته سالاری وی مجبور است که مراحل ذیل را طی کند یا به قول معروف وی باید هفت آسمان را بر درد و از هفت دریا بگذرد :

- نامزد وزیر باید در رشته کاری اش دارای مدارک تحصیلات عالی و فنی از کشور های خارجی باشد ، حد اقل تجربه ده ساله کاری آن کشور ها را داشته باشد اما تابعیت کشور های خارجی را نداشته باشد.

- نامزد وزیر باید از شهرت نیک بر خوردار باشد یعنی که سوانح کاری اش با فساد اداری و مالی ملوث نباشد.

- نامزد وزیر باید عضو فعال تیم انتخاباتی کلمرغ جان یا گلمر جان بوده باشد.

- نامزد وزیر باید از طرف معاون اول و دوم کلمرغ جان و یا گلمر جان پیشنهاد شده و مورد تائید و توافق هر دو قرار گیرد.

- نامزد وزیر بعد از طی مراحل قبلی باید مورد تائید و توافق کلمرغ جان و گلمرجان قرار گیرد.

- اگر اختلاف نظر بزرگی میان کلمرغ جان و گلمرجان در مورد وی وجود داشت و از طریق مذاکره و معامله رفع نشد موضوع به دادستانی کل راجع شده و در آنجا فیصله خواهد شد.

 حالا کلاه تان را قاضی قرار داده و منصفانه قضاوت کنید که برای تعین بیست و چار نفر وزیر با شرایط دشوار و قسما متناقض فوق که به قول معروف نه کج باشد و نه راست و نه تر باشد و نه خشک آیا شش ماه زمان خیلی زیادیست !؟

به نظر من که هر چه دیر تر آید بهتر آید و عجله کار شیطان است !

مدت پنج سال دوران حکومت وحدت ملی تعین شده که سال اول سال انتخابات ریاست جمهوری و سال دوم سال تعین کابینه و سه سال باقیمانده برای خدمت به مردم بکلی کفایت خواهد کرد.

با تقديم حــــــــــــــــــــــــــرمت

حقــــــــ(شـــمس الحـــق)ـــــــانی

پلان نابودی طــالــبان از طــرف پدر طــالــبان

 بعــد از حمــله انتحــاری بر مــدرســه نظــامــی در پشــاور رحــیل شــریف و اشــرف غنــی بهمــدیگــر قــول دادند که برادران ناراض شــان را نابود کــنند.

 جــنرال رحــیل شــریف :

اشرف بچو میدانی که چرا من با چنان عجله بکابل آمده ام ؟

مــــلا اشــرف غنــی :

بلی میدانم از بابت حمله انتحاری طالبان بر مدرسه ای در پشاور.

 جــنرال رحــیل شــریف :

اما این یک حمله انتحاری معمولی نبوده بلکه این حمله وحشیانه بر نور چشمی های افسران اردوی پاکستان صورت گرفته.

 مــــلا اشــرف غنــی :

میدانم من هم ازین بابت خیلی متاسفم و این عمل غیر انسانی را به شدت تقبیح می کنم.

جــنرال رحــیل شــریف :

اشرف بچو فقط تقبیح می کنی !؟

اما تقبیح کفایت نمی کند من می خواهم که قاتلین این حمله وحشیانه و رهبر آنها مولوی فضل الله را که در خاک افغانستان پنهان شده اند بزود ترین فرصت دستگیر کرده بمن تسلیم دهی در غیر آن میدانی که من چه بر سرت خواهم آورد.

مــــلا اشــرف غنــی :

هرچه بخواهی رحیل جان هستم به فرمان تو جانم به قربان تو !

اما متاسفانه طوریکه خودت میدانی نوکرت حتی بر دور و بر ارگ ریاست جمهوری تسلط کامل ندارد چه رسد بر مناطق مرزی کشور که احتمالا مولوی فضل الله در آنجا پنهان شده است.

اگر تصادفی به چنگ  نیرو های امنیتی افغان بیافتد نوکرت دست و پایش را بسته و شخصا او را به حضور محترم تقدیم خواهد کرد.

جــنرال رحــیل شــریف :

اشرف بچو من بالاخره به این نتیجه رسیدم که طالب مانند سگ دیوانه است که نمی شود بر آن اعتماد کرد پس کشتن یگانه گزینه است که می توان کشور را از شر آن رها ساخت امیدوارم که خودت نیز این نظر بنده را تائید کرده و با من درین راستا همکاری کنی.

اگر نیرو های نظامی هر دو کشور از دو طرف بر آنها حمله ور گردند بالاخره در امتداد خط دیورند لشکر طالبان نابود شده و سنگ های قبر آنها منحیث علایم مرزی میان هر دو کشور قرار گرفته و معضله خط دیورند نیز حل خواهد شد و بدین ترتییب ایشان که در زندگی همیش باعث سیه روزی هر دو کشور گردیده اند مرگ آنها برای هر دو طرف مثمر واقع خواهد شد.

 مــــلا اشــرف غنــی :

بایی صاحب من با نظریات تان موافقم ولی طوریکه خودتان میدانید متاسفانه اردوی افغانستان از تجهیزات لازم برای حمله بر طالبان برخوردار نیستند و از جانب دیگر در صورتیکه شما کمر به نابودی طالبان پاکستانی بسته باشید کار طالبان افغانی خود بخود تمام است چون آنها بدون فیر یک مرمی فقط از شنیدن این خبر ناگوار همه زاره کفک خواهند شد و اگر هم چند نفر شان زنده بمانند مانند چوچه بی مادر دیر یا زود از بین خواهند رفت.

 جــنرال رحــیل شــریف :

اشرف بچو ماده رندی نکرو !

میدانم که در نیرنگ و تقلب دست شیطان را از پشت بسته ای ولی امیدوارم که در مغز متفکرت این نکته را بگنجانی که من داکتر عبدالله نیستم و اگر بوی تقلب و فریب به مشامم رسید ترا زنده پوست کرده و از روده پلاستیکی ات نل تشناب خواهم ساخت.

مــــلا اشــرف غنــی :

رحیل صاحب در زبان فارسی یک  مثل خوب وجود دارد که می گوید " مار در هر جا کج برود در خانه خود راست می رود " و حالا هم من با هر کسی دیگری از در تقلب و نیرنگبازی پیش آیم هرگز آنقدر نمک حرام نخوهم شد که مقام والای بادارم را در نظر نداشته و احترام لازم را بجا نیارم.

 با تقديم حــــــــــــــــــــــــــرمت

حقــــــــ(شـــمس الحـــق)ـــــــانی

جــنرالان پاکســتانی و هــیولای طــالــب

جــنرالان پاکســتانی بالاخــره درک کــردند که هــیولای طــالــب دو طــرفــه دندان هــای زهــری دارد و چــون ســگ دیوانه خطــرناک اســتضرب المثل که می گوید " بجان ندارم چوته ولی نامم فتح خان است " خوب بحال و روز کشور پاکستان صدق می کند ، کشوریکه فقر اقتصادی در آنجا بیداد می کند و تعداد زیادی از مردمش زیر خط فقر بسر می برند اما دولت بجای رفع ضرورت های اولیه زندگی مردم و سیر ساختن شکم ملت دست به عیاشی های بزرگ زده و سرمایه های هنگفتی را صرف تولید و اعمار نیروگاه اتمی می کند.

اینکار نه بر اثر نیاز و ضرورت جامعه به نیروی اتمی بلکه فقط با انگیزه سیالداری و دشمنی با انباق هندیش صورت گرفته که بعد از صرف ملیون ها دالر و اتمام دستگاه های اتمی و حتی ساختن بم اتم بالاخره متوجه میگردند که استفاده از بم اتم در مقابل دشمن هندی که خود صاحب بم اتم است حکم خود کشی را داشته و این سلاح که برای جنرالان پاکستانی خیلی گزاف تمام شده  کار آمد چندانی ندارد.

ازینرو جنرالان  پاکستانی در جستجوی سلاح دیگری گشتند که با هزینه کمتر از کار آمدی بهتری برخوردار بوده تا آنها بتوانند از آن در مقابل هند استفاده بعمل آرند ولی دولت هند قادر به دست یافتن به چنین سلاحی نباشد.

تصادف روزگار ایشان را در دست یافتن به چنین سلاحی یاری کرده و هنگام تجاوز روس به افغانستان در مدارس دینی پاکستان از اطفال یتیم و بی سر پناه افغان در اثر شستشوی مغزی و تزریق تریاک دیوبندی هیولا های آدم نمایی بنام طالب به وجود آمد که کاملا مطابق خواست جنرالان پاکستانی بوده و در جنگ های کشمیر علیه هند از آن استفاده شایان بعمل آوردند.

این هیولا های طالبانی چنان این امتحان را موفقانه سپری کردند که جنرالان پاکستانی فورا لشکر بزرگی از آنها تهیه کرده و ایشان را بسوی افغانستان گسیل داده و توسط آنها بر علاوه قتل عام هزاران تن ، اعدام های خیابانی رادیو و تلویزیون ، از ریشه برآوردن تاکهای انگور شمالی و حتی تخریب آثار تاریخی افغانستان و بت بامیان را عملی ساختند.

اما از آنجایکه شستشوی مغزی هر قدر هم دقیق و ماهرانه صورت گیرد امکان باقی ماندن بقایای کوچک از فطرت انسانی در وجود این آدم نما ها از امکان بدور نیست که همین چیز باعث گردید که هیولای طالب گاه و ناگه با استفاده از همین فطرت انسانی در مقابل جنرالان پاکستانی دست به بغاوت زده و از فرمان ایشان سرپیچی نمودند که این موضوع روز بروز حاد تر شده و درد سری بزرگی را برای آنها خلق کرد.

ولی تا روزیکه عوام الناس پاکستان متضررین حملات انتحاری طالبان پاکستانی بودند جنرالان آی اس آی به موضوع به دیده اغماض نگریسته آن را خیلی جدی نپنداشتند اما زمانیکه فرزندان ناز پرورده خود شان جز قربانیان حملات انتحاری طالبان گردید آنها تکان شدید خورده و به این باور رسیدند که هیولای طالب دو طرفه دندان های زهری دارد و همچون سگ دیوانه خیلی خطرناک بوده و هرگز قابل اعتماد نیست.

با تقديم حــــــــــــــــــــــــــرمت

حقــــــــ(شـــمس الحـــق)ـــــــانی

عــین وغــین در کنــفرانس لــندن

عــین وغــین در کــنفرانس لــندن با دســتان خــالی رفــته ولــی از برکــت نیــرنگــبازی هــای مغــز متفــکر با دســتان پر برمیگردند.

مــلا اشــرف غنــی تقلــبیار:

دیدی که چطور وزیر های کهنه ره بنام وزیر های نو ده جان شان زدم ؟

بچه های خر بوی هم نبردن.

داکــترعــبدالله قطــعه قطــعه :

میگم  ده تقلبکاری واقعا که مغز متفکر هستی اندیوال.

مــلا اشــرف غنــی تقلــبیار:

مه خو سرم ده ملک های خارج سفید شده و پوست این ها ره ده چرمگری می شناسم ، ده لف و جف شان بازی نخور ، ای مردم بسیار گوسفندی مردم هستن ، رندی و چالاکی های افغانی ره هیچ بلد نیستن ، یک طفل صنف اول افغانستان کته آدم شان ره ده دریا برده خشک پس میاره.

داکــترعــبدالله قطــعه قطــعه :

همی که وزیر های نو و کهنه را تشخیص داده نتانستن مالوم میشه که راستی بسیار لوده و خوشباور مردم هستن.

مــلا اشــرف غنــی تقلــبیار:

اوره چی میکنی که سر شان قبولاندم  که دالر ها ره دیگه مستقیم به دست خود ما بتن.

داکــترعــبدالله قطــعه قطــعه :

میگم زنده باشی ازی کارت بسیار خوشم آمد !

اما ای دالر ها ره خو باز فیفتی فیفتی می کنیم ؟

مــلا اشــرف غنــی تقلــبیار:

بچه خر میگن دزد باش اما با انصاف ، اول که ده وقت چنه زدن تو تشناب رفته بودی و حالی همرای مه دعوای فیفتی فیفتی داری.

گذشته ازو مه چار نفر دیگه ره که شب و روز بره مه کار میکنن حق دادنی هستم و تو فقط به محقق ماهیچه خور حق میتی و بس.

داکــترعــبدالله قطــعه قطــعه :

او بی پدر اول که چار نفریکه تو حق میتی کی هستن و دوم مه چطور فقط به محقق حق دادنی هستم ؟

مــلا اشــرف غنــی تقلــبیار:

بچه خر نمی فامم که ای کله تو از مغز پر اس یا از توت و تلخان ؟

جنرال دوستم ، سرور دانش ، ضیا مسعود و بی بی گل چار نفر میشن یا نی ؟

تو که فقط به محقق حق دادنی هستی و خان محمد خان ره همرای دوهزار رایش انصاف نیس که یک سهم بتی ، یک دوهزار دالر به دستش بتی و رخصتش کو !

داکــترعــبدالله قطــعه قطــعه :

توافقنامه حکومت وحدت ملی به اساس پنجاه فیصد پنجاه فیصد مابین ما امضا شده و مه اگه قطعه قطعه هم شوم ازو توافقنامه گذشتنی نیستم.

مــلا اشــرف غنــی تقلــبیار:

بچه خر خی صاف و پوست کنده بگو که دشمن وحدت ملی هستی و منافع علیای کشور به اندازه توت و تلخان پنجشیر هم برت ارزش نداره.

با تقديم حــــــــــــــــــــــــــرمت

حقــــــــ(شـــمس الحـــق)ـــــــانی

 

رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید