گزیده های مقالات فرهنگی فلسفی

 

    چند طنز کوتاه با کارتونهای دیدنی«24»                      حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

 کــرزی قـاتل ســربازان قــول اردوی شــاهــین

کــرزی به انتــقام بمــباردمــان برادران ناراضــش در پکــتیا برادرا ناراض دیگــرش را در بلــخ فــرســتاد

برادران ناراض و طلاب کرام السلام علیکم و رحمت الله و برکات !

افتخار دارم که امروز در مقابل شما شیرمردان افغان و فدائیان جان بر کف اسلام و قرآن ایستاده ام و به شما منحیث بردار کلان هدایت میدهم که شمشیر اسلام به کمر بسته و انتقام خون برادران تان را که چند روز پیش دراثر بمباردمان امریکای جنایتکار به فرمان زردک نایلون دونالد ترامپ و اجازه اشرف غنی کوچی این خاین نوکر صفت که تا چندی پیش از عدم تعادل قومی در زندان بگرام و بمبارد مناطق پشتون شکایت داشت صورت گرفت بگیرید.

بسیار جای خجالت و شرمساریست که در سرزمین شیران غران افغان جایکه اسکندر مقدونی به زانو درآمد ، جنگیز ناکام ماند ، لشکر انگلیس تار و مار شد و قشون سرخ شوروی خط بینی کشیده فرار را بر رار ترجیح داد امروز امریکای جهانخوار اینقدر جسور و بی حیا شده که این خاک مقدس ما را بمبارد میکند آنهم نه در بدخشان و بلخ و بامیان بلکه در سرزمین پشتون ها و صاحبان اصلی این کشور.

ایکاش من مانند شما از نیروی شباب و جوانی برخوردار می بودم و یا ایکاش میرویس جان توان حمل سلاح بر دوش میداشت که هر دو در کنار تان سلاح برداشته از خاک مقدس و لانه شیران افغان دفاع میکردیم.

اما حالا که چنین نیست پس به شما برادران ناراضم هدایت میدهم که کمرغیرت افغانی وهمت اسلامی محکم بسته و به نوکران امریکا چنین درس فراموش نشدنی دهید که دیگر تا ابد هوای تجاوز بر خاک مقدس افغان و سرزمین اسلام نکنند.

از خداوند متعال برای همه تان آرزو میکنم که به مقام والای شهادت نائل گردیده و به حوران بهشتی ، آب کوثر و جوی شیر و شراب دست یابید.

ام لطفا در نوشیدن شیروشراب خیلی مبالغه نکنید که مبتلا به اسهال نگردید و شناختی کارت پاکستان تان را حتمی با خود داشته باشید تا خدای ناخواسته در اثر سختگیری های بعض دروازه بانان بهشت مانند شهید شکریه بارکزی از دروازه بهشت مجبور به بازگشت نگردید.

اگر احیانا شربت شهادت نصیب کدام تان نگردید ناراحت نباشید شفاخانه چارصد بستر با داکتران پاکستانی برای معالجه تان و مهمانخانه پلچرخی با قابل پلو اوزبکی و کباب چوپان  برای اقامت تان تا حمله انتحاری بعدی در انتظار تان است.

لطفا حضور مبارک همه برادران مومن ، طلاب کرام و خصوصا محضر مقدس آخوند صاحب ملاعمر عرض ارادت فرموده سلام بنده مخلص را تقدیم نمائید و بگوئید که ارادتمند شان خیلی آرزوی زیارت حضرت ایشان را درین جهان داشت ولی بخت یاری نکرد و خواست خداوند چیزی دیگر بود.

سفر خونین و آتشین با فرجام نیک و تحفه حوران بهشتی برایتان از خداوند آرزو میکنم !

با تقــــــــــــديم حــــــــــــــــرمت

حقــــــــ(شـــمس الحـــق)ـــــــانی

https://www.facebook.com/zahrkhand

 

بالاخــره کــار به اهــل کــار ســپرده شــد

مــلا اشــرف غنــی بالاخــره بعــد از مصلحــت جــویی هــای بیجــا کــار را به اهــل کــار ســپرده فــاروق وردک را مســول پاکســازی پارلمــان ســاخــت

هرچه بگندد نمکش میزنند ، وای از آن روز که بگندد نمک !

وظیفه پارلمان در اصل نظارت بر عملکرد کابینه حکومت می باشد و نمایندگان منتخب مردم با درایت و هوشیاری و احساس مسولیت در مقابل موکلین شان با چشم و گوش باز بر عملکرد های وزرا نظر انداخته و با استفاده از سلاح استیضاح جلو خلاف رفتاری ها غفلت ها و کمکاری های آنها را می گیرند.

اما متاسفانه در افغانستان فساد اداری و معاملات نامشروع در پارلمان نیز مانند هر جای دیگر کشور بیداد میکند و نمایندگان ملت سلاح استیضاح را به استهزا کشانده و از آن برای پر کردن جیب هایشان استفاده میکنند.

همه شاهدیم که بار ها یک وزیری قبل از ظهر از طرف وکلا سلب صلاحیت شده و بعد از ظهر دوباره از همان نمایندگان رای اعتماد گرفته است.

در چنین حالتی کشور به یک ابر مرد یا ( سوپرمن ) نیاز دارد که با استفاده از سلاح قانون به نبرد مافیای پارلمان رفته و این لجنزار متعفن فساد و معامله گری را از وجود مکروب های مضره پاک و تصفیه نماید.

چنین ابرمردی بجز فرزند صدیق و فداکار وطن جناب داکتر فاروق وردک چه کسی دیگری می تواند باشد !؟

ایشان که در دوران خدمتش در وزارت معارف کشور با تلاش های شبانه روزی هزاران باب مکتب و مدرسه برای فرزندان وطن اعمار کرده و آنها شامل کاروان جهانی علم و معرفت ساخت.

عشق خدمت به معارف کشور چنان در قلب مهربان او جا گرفته بود که حتی شب ها در عالم رویا به اعمار مکاتب خیالی برای فرزندان وطن می پرداخت که بیشتر از هزار باب مکتب و مدرسه تنها در عالم خیال برای جوانان وطن اعمار کرده اند.

خانم داکتر صاحب حکایت میکند که شبی داکتر فاروق در عالم رویا مانند همیش  با خود سخن گفته و مصروف مکتب سازی بود و آن شب تصمیم داشت که در یکی از قریه های دور دست ولایت وردک یک مدرسه دینی برای طلاب کرام اعمار کند ، بعد از نیم ساعت بیل زدن و کندن زمین با بیل و کلنگ و تر کردن و لگد کردن گل او خیلی خسته شده و صدا زد که دیگر از پا افتاده و بقیه کار را فردا شب انجام خواهد داد.

خانمش از خواب بیدار شده و به صدای بلند شروع کرد به فحش و دشنام دادن که :

ای لعنتی مردار خور خدا ترا لعنت کند با این گل تر کردن زیر لحافت بخیز تنبانت را بکش که تمام خانه را بوی گرفت.

با تقــــــــــــديم حــــــــــــــــرمت

حقــــــــ(شـــمس الحـــق)ـــــــانی

قـــاتل شـــناخـــته شـــده در ســـیاه چـــال

مـــلا اشـــرف غـــنی با آرای قـــاتل شـــناخـــته شـــده بر اریکـــه قـــدرت تکـــیه زد و بعـــد او را به ســـیاه چـــال افگـــند

توجــه هــموطــنان گــرامــی را به گفتــگوی مــیان مــلا اشــرف غــنی و قــاتل شــناخــته شــده جــلب میکــنم :

مـلا اشـرف غـنی :

آیا دیگر کسی در متفکر بودنم شک دارد ؟

جــنرال دوســتم

قاق روده بی پدر خاطر جمع باش دیگه هیچ کس ده متفکر بودن تو و خر بودن مه شک نخاد داشت.

مـلا اشـرف غـنی :

جنرال صایب خدا نکنه که شما خر باشین ، آدم کلمه گوی محمده خر نمیگه بسیار گناه داره.

جــنرال دوســتم

مثلیکه دلت یخ نکده که حالی سری ما ملایی هم میکنی ، خیانت و فریبکاری مگر گناه نداره ؟

مـلا اشـرف غـنی :

من نمی فاموم منظور خودت از خیانت و فریبکاری چیست ، ده زندانی شدنت که مه دخالت نداشتم ، ای کار به اساس فیصله لوی سارنوالی صورت گرفته ، اینجه خو شهر خربوزه نیس که همه کار ها به فرمان رئیس جمهور صورت بگیره.

میگن سری بد بلای بد ، ده حق ایشچی بیچاره تجاوز نمیکدی که مجازات نمی شدی ...

جــنرال دوســتم

مه فکر نمیکدم که آدم ای قدر بی غیرت شوه که سری فلان خود تهمت کنه اما تو از او هم بیغیرت تر بودی که سری فلان مردم تجارت میکنی.

مـلا اشـرف غـنی :

مه خو باورم نمیشه که ایشچی دروغ بگویه او یک آدم مومن و نماز خوان اس ...

جــنرال دوســتم

بلی مثل تو نماز خوان اس ، پشت به قبله ایستاد میشه و دست چپ ره بالای دست راس می مانه ، تا حالی هفت دفعه حج عمره رفته و فکر میکنه که امام حسین نواسه خدا اس ...

مـلا اشـرف غـنی :

جنرال صایب مالوم میشه که دلتان بسیار درد کده ، خو به سری نواسه خدا قسم که ده ای کار مه هیچ دخالت نداشتم اما کوشش میکنم که بریتان یک کاری انجام بتم اگه خودت حاضر باشی که از ایشچی معذرت بخواهی ...

جــنرال دوســتم

برو بر پدر تو همرای ایشچیت یکجای نالت ، قارمه نیار او کوچی بی پدر که اگه گرفتمت ده همی حجره زندان همو کاره که ده حق ایشچی نا کده سرم تهمت شد ده حق تو خاد کدوم باز دست پدرت ازینجه تا واشنگتن خلاص ... 

مـلا اشـرف غـنی :

گلم جمع بچم بخیالم که گلم تو بکلی جمع اس ، خی بهتر خاد بود که حنیف اتمره بگویم که هرچه زودتر غمته بخوره که هم تو بیغم شوی و هم ما ...

با تقــــــــــــديم حــــــــــــــــرمت

حقــــــــ(شـــمس الحـــق)ـــــــانی

https://www.facebook.com/zahrkhand

 

خــواب هــای آشــفته وزیر دفــاع

وزیر دفــاع برای تعبــیر خــواب هــای آشــفته اش از باریدن آتش از آســمان نزد صبــغت الله مجــددی مــراجعــه میکــند

 

جناب عبدالله حبیبی وزیر دفاع جمهوری اسلامی افغانستان که شب ها را تا سحر در فکر تامین صلح و امنیت کشور به صبح میرساند و روزانه در اثر خستگی زیاد گاه گاهی یک پینکی رفته و حتی در همان حالت نیز فارغ از فکر کشور و مردمش نمی باشد.

چندی قبل در عالم رویا جناب ایشان شعله های اتش را در بالای ابر ها مشاهد میکند که از آنجا به زمین فرود آمده و مزارع مردم را به آتش می کشد وی تکان شدیدی خورده و فورا از خواب بیدار شده عمیق به فکر فرو میرود هر قدر در مورد می اندیشد تعبیری درستی در ذهنش خطور نمی کند .

بالاخره دست به دامان گهربار حضرت صبغت الله مجددی کرده و از ایشان خواهان تعبیر درست خوابش میگردد.

حضرت مجددی از شنیدن حکایت آتش در بالای ابر ها کمی ناراحت شده و میگوید :

نظر به تعبیرکتاب معتبرغیاث التعابیر چاپ بازار قصه خوانی پشاور پاکستان مشاهده آتش در آسمان همیش علامه خشم و غضب خداوند بر بندگانش بوده و عواقب ناگواری در پی خواهد داشت اما تعبیر دقیق تر آن زمان مشخص میگردد که روشن گردد رویا در کدام ساعت از شب صورت گرفته ، آیا شما دقیق به خاطر دارید که ساعت چند شب بود ؟

وزیر صاحب دفاع در جواب میگوید :

حضرت صاحب متاسفانه من از خیلی مدت ها بدینسو از طرف شب از شدت غم و رنج وطن اصلا خواب ندارم و این رویا در پینکی چاشت برایم دست داده.

حضرت مجددی از شنیدن این سخن نفس راحت کشیده می گوید :

خانه خراب چرا از اول نمی گویی که در روز خواب دیدی و کم مانده بود مرا زهره کفک کنی.

خواب روز گذر شیطانیست و تعبیر برعکس دارد ، همه چیز بخوبی پیش رفته و خداوند از آسمان خیر و برکت بر بندگانش نازل خواهد کرد.

 

با تقــــــــــــديم حــــــــــــــــرمت

حقــــــــ(شـــمس الحـــق)ـــــــانی

لطــیف پدرام به جــرم خــیانت مــلی ســنگسار شــد

لطــیف پدرام با تائیــد خــط دیورند به جــرم خــیانت مــلی به نیــابت امــیر عبــدالــرحــمن خــان از طــرف نمــاینــدگــان غــیور کشــور در مجــلس پارلمــان ســنگسار شــد

توجـه شـما را به مصـاحبـه درین باب کـه از طـرف خـبرنگـار بی بی چهـل با لالـی حمـید زاده یکـی از نمـاینـدگـان جسـور و وطـنپرسـت کشـور انجـام شـده جـلب میکـنم :

خــبرنگــار بی بی چهــل :

جناب حمید زاده سوال اولم را ازینجا آغاز میکنم که گفته می شود شما هم در حادثه سنگسار آقای پدرام دست داشتید آیا شما این ادعا را تائید میکنید ؟

لالــی حمــید زاده :

خوب کدوم که دست داشتم دست پدرت ازینجه تا لندن بخارا آزاد .

خــبرنگــار بی بی چهــل :

جناب حمید زاده چرا عصبانی می شوید من که فقط یک سوال کرده و خواهان ارائه نظر تان در مورد آن شدم !؟

لالــی حمــید زاده :

ایطو سوال میکنی پکط که ما کدام جرم کده باشیم ، خاین ملی ره اگه سنگسار نکنیم خی ده پرک سری خود بالا کنیم !؟

خــبرنگــار بی بی چهــل :

جناب حمید زاده شما با کدام دلیل و مدرک آقای پدرام را خاین ملی خطاب می کنید ؟

لالــی حمــید زاده :

لاحول والله قوت الا بالله بازهم هموتو سوال های بیجا میکنی ، با کدام دلیل ؟

به همی دلیل که او خط دیورند کبول کده ، تیشه پنجابی دسته کده ، همی خو کلان خیانت اس ...

خــبرنگــار بی بی چهــل :

اما معاهده خط دیورند را که امیر عبدالرحمن خان با نماینده انگلیس امضا کرده بود اگر اینکار خیانت بوده که امیر عبدالرحمن خان مسول آن است و نه لطیف پدرام.

لالــی حمــید زاده :

خبرنگار صایب ای بکلی دیگه گپ اس :

اول که امیر عبدالرحمن خان پاچای اوغانستان بوده.

دوم که عبدالرحمن خان یک پختون بوده و خط دیورند منطکه پختون ها ره دو توته کده.

سوم که عبدالرحمن خان ره انگریز ها مجبور ساخته که کرارداد دیورند ره امضا کنه.

اما لطیپ پدرام چکاره اس که خط دیورند ره کبول میکنه ، لطیپ پدرام اصلا از اوغانستان نیس او یک ایرانی اس که باید غم ایران خوده بخوره ...

خــبرنگــار بی بی چهــل :

جناب حمید زاده تا جایکه من معلومات دارم لطیف پدرام از هفت پشت افغان و اهل بدخشان افغانستان است.

لالــی حمــید زاده :

 ای گپا همه دروغ اس نه کواره او به اوغان می مانه و نه نامش ، او یک آدم پاسید اس که ده پرانسه درخواست پناهندگی لواطت کده بود ...

خــبرنگــار بی بی چهــل :

منظور تان را از درخواستی پناهندگی لواطت نفهمیدم ؟

لالــی حمــید زاده :

ما هم خو درست نمی پاموم اما سیاسر اسماعیل یون او ره خوب می شناسه او میگه که پدرام به زن علاکه نداره و با مرد ها لواطت میکنه ...

خــبرنگــار بی بی چهــل :

جناب حمید زاده پشتون های آن طرف مرز که خط دیورند بالای خاک شان کشیده شده آنها که کدام مخالفت و اعتراضی ازین بابت نشان نمیدهند پس شما چطور به خود حق میدهید که سرنوشت آنها را تعین کنید ؟

لالــی حمــید زاده :

پنجاب هشتاد سال بالای پختون های بیچاره حکومت کده غیرت اوغانی شان ره زیر پای کده و آنها دیگه بدون غیرت اوغانی و بدون کمک برادر های ایطرپ مرز نمی تانن خود ره از اسارت پنجاب آزاد کنن ای وظیپه ایمانی ، وجدانی و اوغانی ماس که آنها ره از اسارت و بردگی پنجاب آزاد کنیم ...

خــبرنگــار بی بی چهــل :

برداران اینطرف مرز با دستان خالی در مقابل ارتش مسلح با نیروی اتمی پاکستان چه خواهد توانست ؟

لالــی حمــید زاده :

دست خالی و پر مهم نیس ، غیرت اوغانی مهم اس ، نشنیدی که کرزی صایب گفت ما شیر هستیم شیر !

ما با دست خالی اسکندر مقدونی ره شکست دادیم ، لشکر انگریز را تار و مار کدیم ، ارتش سرخ شوروی ره از خاک خود بیرون کدیم و حالی ای دالخور های پنجاب ره هم به امید خدا ده بحر هند غرق خاد کدیم ...

خــبرنگــار بی بی چهــل :

بعضی ها ادعا دارند که پشتون های افغانستان از معضله خط دیورند فقط برای زیرفشار قرار دادن اقوم دیگر افغانستان استفاده ابزاری کرده و می خواهند که رویاهای اکثریت بودن شان را بدان وسیله جامه عمل بپوشانند ، نظر شما درین مورد چیست ؟

لالــی حمــید زاده :

مه خو درست نپامیدوم که تو چه گپتی اما پختون ها هیچ وخت دیگه اکوام اوغانستان ره زیر پیشار نکده ، پختون ها ره خدای تعالی اکثریت آپریده ایره تمام پاچاه ها ، ملایان و عالمان دین گپته و هر کس کبول نداره نوکر ایران و دشمن خدا و رسول خداس ...

 با تقــــــــــــديم حــــــــــــــــرمت

حقــــــــ(شـــمس الحـــق)ـــــــانی

 https://www.facebook.com/zahrkhand

 

افغــان بودن برای وحــدت مــلی

امــرالله صــالــح گفــت : بیــائیــد صــرف بهــر رضــای خــدا و از برای وحــدت مــلی افغــان باشــیم !

 در آوانیکه از سنگ و چوب افغانستان صدای تعصب و قومگرایی بلند شده و تیکه داران قومی هر یک در تنور گرم تنش ها و تشنجات قومی برایشان نان های خاصه و روغنی می پزند و ملت افغان بجای لبیک گفتن به ندای برحق زعیم خردمند کشور جلالتماب اشرف غنی که همگان را به وحدت ملی دعوت کرده و نام افغان را می خواهد بر همه اقوام افغانستان اطلاق کند اما مردم بیخرد در مقابلش بلوا کرده و او را به تمامیت خواهی نژادی و تحمیل هویت قومی پشتون بر اقوام دیگر متهم می سازند.

 

درین میان فقط فرزند صدیق وطن جناب امرالله صالح به ندای وجدانی لبیک گفته و مردم را به وحدت ملی دعوت کرده می گوید :

هموطنان گرامی بیائید صرف بهر رضای خدا و از برای وحدت ملی افغان باشیم !

همینکه صدای خیرخواهی وحدت طلبانه جناب صالح که از نهایت صداقت و دلسوزی و احساس وطنپرستی ایشان سخن میگوید به گوش جلالتماب اشرف غنی رسید جناب ایشان فورا او را در قصر دلگشای ارگ نزد شان خواسته و در مراسم با شگوهی در حضور صد ها نفر از مامورین بلند رتبه دولت ، بزرگان قومی و علمای کرام دهانش را با لعل و جواهرات گران بها و الماس کوه نور پر کردند.

اما از آنجا که جناب امرالله صالح دهانش را خیلی کلان باز کرده بود یک نگین بزرگ الماس در حلقوم او لغزیده و نفس کشیدن را برایش دشوار ساخت که حاضرین مجلس برای نجات وی از مرگ فورا او را به شفاخانه چارصد بستر انتقال دادند اما همینکه چشمان امرالله صالح به لوحه سر دروازه شفاخانه چارصد بستر افتاد و احساس کرد که در کجا است چشمان قیچش از حدقه بیرون آمده و چنان چیغ زد که نگین الماس مانند مرمی تفنگ از حلقومش بیرون پریده و به پیشانی داکتر معالج اصابت کرد و حتی جناب وزیر دفاع از خواب بیدار شده پرسید باز در کجا درین نیمه شب حمله انتحاری صورت گرفته ؟

 با تقــــــــــــديم حــــــــــــــــرمت

حقــــــــ(شـــمس الحـــق)ـــــــانی

https://www.facebook.com/zahrkhand

وزرا و وکــلا مســول خــون ســربازان شــهید

ادعــای معــامــله وزرا و وکــلا بالای خــون ســربازان شــهید یک افــترای محــض و توطــئه دشــمنان وطــن اســت

به همگان معلوم است وهویداست که همه اعضای کابینه حکومت وحدت ملی خصوصا مسولین سکتور امنیتی کشور درین سالهای نا امنی وانفجاروانتحارازهیچ نوع سعی وتلاش ، ایثار و فداکاری و حتی از نثار خون افسران و سربازان جان برکف شان برای تامین صلح و امنیت در کشور دریغ نورزیده اند .

فشار کار و سعی تلاش شبانه روزی مسولین امنیتی را برای تامین امنیت کشور ما در چشمان خواب آلود آنها بخوبی مشاهده میکنیم که بیچاره ها از فرط خسگی کار حتی در مجالس عمومی گاه گاهی یک پینکی رفته و رفع خستگی می کنند.

افزون بر همه مسولین امنیتی ، افسران بلند رتبه اردو و جنرالان عالی مقام کشور درس ایثار و فداکاری را به جهانیان آموخته و هر کدام سه قسمت معاش شان را به فامیل های شهدا و معلولین اردو و پولیس ملی تخصیص داده اند.

 

در امر ایثار و فداکاری وکلای محترم مجلس نمایندگان نیز خیلی از وزرای کابیه عقب نمانده اند ، ایشان نیز درین روزگاران پر آشوب لحظه ای از فکر خدمتگذاری به شهروندان کشور غافل ننشسته و آنقدر غرق در فکر تامین امنیت و برقراری صلح و آبادی کشور هستند که خواب و خوراک و گذشت شب و روز و ماه سال را بکلی فراموش کرده اند و بیشتر از دوسال از موعد رسمی کاری شان سپری شده ولی ایشان بدون کدام مزد و معاشی محض برای رضای خدا مانند گذشته پر تلاش کار شان را ادامه داده و گاه گاهی برای رفع خستگی از کار یکنواخت شوری تیاتر استیضاح وزرا را دایر میکنند که از آن طریق برعلاوه رفع خستگی و برطرفی شخی های دست و پا با ورزش بوتل جنگی و چپلق اندازی یک مقدار پول هم از وزرا بدست می آرند که مصرف سگرت و نصوار شان را بدان وسیله تامین میکنند.

 

حالا این نهایت بی انصافی و نمک حرامی ملت افغانستان خواهد بود که بر چنین وزرا و وکلای فداکار و جان فدا برچسپ خیانت به خون افسران شهید را زده و آنها را مسول کشتار بیرحمانه طالبان در شفاخانه وزیر اکبرخان بدانند در حالیکه هرانسان با انصاف وبا شعور میداند که مسول فاجعه شفاخانه چارصد بستر فقط و فقط پهره دار شفاخانه می باشد و نه کسی دیگر.

با تقــــــــــــديم حــــــــــــــــرمت

حقــــــــ(شـــمس الحـــق)ـــــــانی

https://www.facebook.com/zahrkhand

 

 اســتیضاح گــران کــه خــود اســتهزا شــدند

 نمــاینــدگــان کــه مــی خــواســتند مســولــین امنیتــی را به جــرم غــفلت وظــیفوی اســتیضاح کــنند خــود در اثر نا آشــنایی با مــواد قــانون اســاســی اســتهزا شــدند.

 خــواهــی که دل دلــبر تو نرم شــود     در جــمع حــریفــان به تو دلگــرم شــود

زور و زاری منمــــا زر بفــــرســت     زر بر ســــر فــــــولاد نهــی نرم شــود

بسیار جای تاسف و تاثر است که در اثر قحط الرجالی در کشور اکثر وکلا در مجلس نمایندگان حتی از سواد خواندن و نوشتن نیز محروم اند که فقط می توانند کتاب های عکس دار را بخوانند و یگانه دلیل که ایشان منحیث نماینده مردم به مجلس نمایندگان را پیدا کرده اند تونایی مالی شان برای خرید رای مردم بوده که ما امروز شاهد نتایج ذلتبار آن معاملات ننگین ایشان می باشیم.

 در قانون اساسی ماده چارصدو بیست بند سی و نه به صراحت آمده که :

نمایندگان مجلس می توانند وزرای کابینه را که در اثر کم کاری ، سهل انگاری و یا غفلت وظیفوی بدون عذر شرعی وظایف محوله شان را به صورت درست انجام نداده باشند جهت استیضاح به مجلس نمایندگان احضار کنند.

 حالا حتی یک شاگرد صنف اول مکتب که اندک سواد خواندن و نوشتن داشته باشد می داند که نظر به این ماده قانون وزرای که در اثر کدام عذرشرعی مرتکب غفلت وظیفوی گردیده باشند این قانون شامل حال شان نبوده و ایشان از پیگرد قانونی معاف می باشند.

ما که الحمد للله همه مسلمانیم و باورمندیم که مرگ و زندگی ، مریضی و صحتمندی همه از جانب خداوند است و کسی که در اثر یک مریضی مثلا مرض بیخوابی به وظیفه محوله اش بصورت شاید و باید رسیدگی نتواند از پیگرد قانون معاف است چونکه در حقیقت خداوند متعال که آن مرض را شامل حال وی کرده مسول غفلت وظیفوی وی می باشد.

 

درینجا مقصرین اصلی همان طالبان و داعشیان لعنتی اند که با وجود سر دادن شعار اسلام  رعایت حال بندگان خدا را نکرده و خلاف حکم الهی سه مریض را که عذر شرعی داشتند غافلگیر نموده و در هنگام که ایشان غرق در خواب بودند سیصد مریض دیگر را بیرحمانه به قتل رسانیدند.

پس اکنون نمایندگان محترم اگر اندک عقل سلیم انسانی و وجدان بیدار دارند به جای استیضاح وزرای بیچاره و مریض طالبان و داعشیان خونخوار را که خلاف شرع عمل کرده اند ذریعه برادران شان کرزی و احمدزی و اتمر در مجلس نمایندگان احضار نموده به حکم شریعت غرای محمدی سنگسار نمایند.

 

با تقــــــــــــديم حــــــــــــــــرمت

حقــــــــ(شـــمس الحـــق)ـــــــانی

 

https://www.facebook.com/zahrkhand

قــرص افغــانیت و شــربت ولایت

 قــورت کــردن قــرص افغــانیت بدون شــربت ولایت به یقــین گــلون اســتاد عطــا را پاره میکــرد

 

خــواهی که دل دلبــر تو نرم شــود

وز خانه بیرون آید و بی شرم شــود

زور و زاری منمــــا زر بفــرســت

زر بر ســر فــولاد نهی نرم شــود

مــلا اشــرف غنــی :

استاد تو خو میفامی که مه فقط از همی خاطر ده بلخ آمدیم ، امیدوار هستم که صدای مره خالی نمانی و مره پیش حریف هایم کم نیاری.

 عطــا محمــد نور :

داکتر صایب سری بیادرته بخواهی ، جان بیادرته بخواهی نامرد باشم اگه از شما دریغ کنم اما اینجه مسله آبرو و اعتبارم ده میان اس ، مره تاجکایم مسعود ثانی میگن مه چطو ایکار ره کنم به خدا سنگسارم میکنن.

مــلا اشــرف غنــی :

حضرت حافظ علیه السلام میگه :

در بیابان گر به عزم کعبه خواهی زد قدم

گر نصیت ها کند خار مغیلان غم مخور

استاد حالی خو بین خود هستیم میفامی که مه ده زندگی مسجد ره از داخل ندیده بودم و اگه کلایم ده مسجد می افتاد او ره همرای چنگک بیرون میکدم اما ضرورت که افتاد هفت دفعه حج عمره رفتم و دروازه ارگ ره بروی ملا و مولوی واز ماندم .

حالی هم خودت اگه میخواهی به هدف برسی و خدای ناکده چیزی ره از دست نتی مجبور هستی دل و گرده کلان داشته باشی و یگان چیز ره قورت کنی .

عطــا محمــد نور :

داکتر صایب اگه خوسته باشین مه بریتان زهر مار ره قورت میکنم اما از قورت کدن قرص افغانیت به لحاظ خدا مره معاف کنین !

مــلا اشــرف غنــی :

بچه خر !

از یکسو خود ره مجاهد میگی و لاف جهاد میزنی و حالی از قورت کدن یک قرص افغانیت ایطو می ترسی.

عطــا محمــد نور :

داکتر صایب به خدا ده گلونم بند می مانه و خفک میشم ، یا که شما قصد کشتن مره دارین !؟

مــلا اشــرف غنــی :

بچه خر !

مره میگن متفکر دوم ، مه فکر همه چیزه کدیم ، فقط یک گیلاس شربت ولایت سرکش کو قرص افغانیت از هفت بندر تیر میشه و تو خبر نمیشی.

عطــا محمــد نور :

چه بگویم داکتر صایب از یکسو جان شیرین اس و از سوی دیگه شربت ولایت.

مجبور حالی به شما و کرامات شربت ولایت تان اعتماد کده قرص افغانیت ره قورت میکنم .

مــلا اشــرف غنــی :

بچه خر !

چرا به گپ های مه شک داری ، مگه تا امروز چیزی گفتیم که عملی نشده !؟

بیغم باش !

بعد از قورت کدن قرص افغانیت هم تو به مقصد میرسی و هم مه ، تو والـــــی بلخ میشی و مه پاچای افغـــــان زمین. 

با تقــــــــــــديم حــــــــــــــــرمت

حقــــــــ(شـــمس الحـــق)ـــــــانی

https://www.facebook.com/zahrkhand

یونیفــورم اســلامــی مکــاتب دخــترانه

 حجــاب اســلامــی مــریم غنــی منحــیث یونیفــورم رســمی مکــاتب دخــترانه کشــور تصــویب شــد

 در تاریخ معاصر جهان فقط دو شخصیت سیاسی وعده های دوران مبارزات انتخاباتی شان را بعد از دست یافتن به قدرت صادقانه به مرحله اجرا گذاشته اند یکی دونالد ترامپ و دیگری اشرف غنی که اولی به قولش در رابطه با منع ورود مسلمانان در امریکا و تعمیر دیوار برلین بر مرز میکزیک وفا کرده و آن را عملی ساخته است.

 

محترم اشرف غنی نیز به قولش در رابطه با اسلامی سازی اردو و پولیس ملی کشور وفا دار بوده و از بدو به قدرت رسیدنش تا امروز هر روزی صد ها جوان اردو و پولیس ملی را توسط مخالفین سیاسی یا برادران ناراضش روانه جنت ساخته که این روند تا هنوز ادامه داشته و در آینده نیز ادامه خواهد داشت.

 

در راستای اسلامی سازی معارف کشور نیز جلالتماب ایشان از هیچ نوع سعی و تلاشی دریغ نورزیده اند که از توفیقات چشمگیر ثقافت اسلامی در دانشگاه های کشور درین راستا می توان با افتخار یاد آور شد.

اما جلالتماب اشرف غنی بنا بر خصلت ذاتی شان که همانا صداقت و راستی ، ایثار و فداکاریست لهذا جناب ایشان به این نظر اند که اسلامی سازی معارف را باید ایشان در قدم نخست از جوانان و فرزندان فامیل خودشان آغاز نمایند تا بتواند سرمشقی خوبی برای سایر جوانان کشور واهل معارف قرار گیرد.

 

اما این را همه میدانیم که عملی ساختن چنین اقدامی با دشواری ها و مشکلات فراوانی همراست ، جناب محمد اشرف غنی که به فضل خداوند در فامیل مسلمان به دنیا آمده در گوش هایش آذان محمدی طنین انداخته ودر جامعه اسلامی بزرگ شده اما تا هنوز نمیداند که حسین بنده خدا و نواسه پیامبر است پس فرزندان ایشان که خون یهود و نصاری در عروق شان جریان دارد و در کافرستان غرب چشم به جهان گشوده و در فرهنگ کفر و الحاد رشد و نمو کرده اند طبعا که از اسلامیت و مسلمانی بویی نبرده اند.

لهاذا چنین جوانان گمراه را از لجنزار فرهنگ مبتذل غربی ، بی بند و باری ، عیاشی و برهنگی بیرون آوردن و لباس عفت و اسلامیت به تن ایشان کردن در حقیقت کار حضرت فیل است که جلالتماب اشرف غنی نیز بعد از دوسال خون دل خوردن و تلاش شبانه روزی موفق به این کار شدند.

حالا جناب ایشان به شکرانه این توفیق بزرگ و لطف و کرم یزدانی تصمیم گرفتند تا حجاب اسلامی جگرگوشه شان مریم جان را الگوی لباس و یا یونیفورم اسلامی برای دختران در مکاتب کشور قرار دهند.

با تقــــــــــــديم حــــــــــــــــرمت

حقــــــــ(شـــمس الحـــق)ـــــــانی

https://www.facebook.com/zahrkhand

گــلم گــلم جــمع جــمع شــد

 بالاخــره پاکســتان و بادرانش مــوفــق شــدند که گــلم گــلم جــمع را جــمع کــرده و از نوکــر شــان را در افغــانســتان پهــن کــنند.

 توجــه دوســتان گــرامی  را به مشــاجــره ای مــیان جــنرال دوســتم و گلــب الــدین راکــتیار در حضــور جــنرال حــمید گــل جلــب میکــنم :

 

جــنرال حــمید گــل :

دوستم بچو جلتی کرو گلم جمع کرو !

 

 گلــب الــدین :

حنگه یی گلم جمه ، زور لالایمه دیدی ؟

 

جــنرال دوســتم :

ها ، گلو بچم دیدم ، زور لالایته نی که روز لالا هایته دیدم ، تو بی پدر خو همیشه ده لنگ دیگا بودی .

کاش که عوض ایشچی تو ره ...

لاحول والله قوت الا بالله ...

 گلــب الــدین :

سالها گلم دیگا ره جمع کدی حالیکه گلم خودت جمع شد لاحول و الله میگی ، کاشکه مسلمان می بودی و به لاحول والله عقیده میداشتی.

تو ملحد صد ها طالب کرام ره ده دشت لیلی بیرحمانه به قتل رساندی ، جای تو در آخرت اسفل من النار است.

جــنرال دوســتم :

توبی پدر که هزار ها انسان بی گناه را در کابل با فیر راکت هایت قتل عام کدی جایت ده طاق بهشت خاد بود ؟ 

 گلــب الــدین :

ای تهمت دشمن های اسلام است ، مه بینی یکنفر مسلمان ره هم خون نکدیم !

مجاهدین حزب اسلامی همیش فیر راکت هایشانه با نعره الله اکبر بدرقه میکدن و راکت هایشان همیش ده خانه های کفار و کمونیست ها اصابت میکد آخر خدای تعالی بهتر خانه دوست و دشمن خود ره تشخیص داده میتانه.

جــنرال دوســتم :

ای بی پدر بی حیا حالی ایطو ده چشم مردم خاک میزنی !

مه خو لااقل از بابت خسارات جنگ های داخلی از ملت ماعذرت خواستم تو خو همی کار ره هم نکدی.

 گلــب الــدین :

تو باید معذرت می خواستی چرا که مرتکب جنایت های بیشمار شده بودی اما مه از چه معذرت میخواستم ؟

ازی که افغانستان ره از سیطره کفر و کمونیزم آزاد کدم ؟

حتی با وجود معذرت خواهی ات فکر نکنم خدای تعالی ترا ببخشه ، اگه از بابت دیگه جنایت هایت تو ره ببخشه از بابت عمل ناروای که ده حق ایشچی بیچاره کدی یقین کامل دارم که خداوند متعال تو ره هرگز نخاد بخشید چرا که اثرات روانی آن عمل خلاف ایشچی مظلوم ره یک عمر رنج خاهد داد و چنین جنایت اصلا قابل بخشیدن نیست.

جــنرال دوســتم :

العجب !

گلو بچم خانه هزار ها کابلی بی گناه را ده دوران جنگ های داخلی با خاک یکسان کدی و ده ها هزار انسان بی گناه ره شهید و معیوب ساختی اما هرگز یکبار دلت به حال آنها نسوخت ، همی چند ماه پیش منطقه شاه شهید ره انتحاری های تو بی پدر به خاک برابر کدن و ده آتش سوختاندن اما از سنگ صدا برآمد ولی از تو بی پدر نی.

حالی تو انسان سنگ دل جانی و قاتل هزاران کابلی بی گناه که از چشم های کبچه مارت خون و شرارت می باره به یکبارگی دلت از بابت ایشچی ایطو روف و مهربان شده که بریش اشک تمساح می ریزی !

آیا ای دلسوزی و همنوایی تو همرای ایشچی کدام دلیل دیگه نداره ؟

 

 گلــب الــدین :

برو کمونیست قدیم خدا تو ره لعنت کنه ایطو حرف های بیهوده نگو !

 

جــنرال دوســتم :

خو ای تصمیم ره بهتر خاد بود که به خدا واگذار کنیم که کی ره لعنت کنه ، کمونیست قدیم ره یا پشت قدیم ره ...

 

با تقــــــــــــديم حــــــــــــــــرمت

حقــــــــ(شـــمس الحـــق)ـــــــانی

 

 

رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید