گزیده های مقالات فرهنگی فلسفی

 

 چند طنز کوتاه با کارتونهای دیدنی                                       حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی     

امــیرالمومنـــین مــلا عمــر در هــلمــند طفــل هشــت ســاله

را به جــرم پدر بدار آویخــت !

مــیرویس :
پدر جان تو که میگی ملا کاکا آدم خوب اس پس چرا او مردمه  میکشه ؟

کـــرزی :
جان پدر ملا کاکا امیرالمومنین اس ، عالم دین اس او از خاطر رضای خدا فقط آدم های گنهکار ره می کشه .

مــیرویس :
پدر جان آدم های گنهکار چیس ؟

کـــرزی :
آدم های گنهکار آدم های استن که ریش خوده تراش میکنن ، دعای قنوت ره یاد ندارن ، ساز و آواز ره خوش دارن و روز های جمعه ده نماز جماعت نمیرن !

مــیرویس :
پدر جان کاکا محمودم هم  که ریش خود ه تراش میکنه خی او ره چرا نمیکشه ؟

کـــرزی :
بچم کاکا محمودت که همیشه همرای پیسه سرو کار داره اگه ریش بانه ده وقت پیسه حساب کدن مزاحمت میکنه ازی خاطر او اجازه داره که ریش خوده تراش کنه .

مــیرویس :
پدر جان ای بچه ره ملا کاکا از خاطری کشته که ریش نداره یا دعای قنوت ره یاد نداشته ؟

کـــرزی :
نی بچیم ای بچه ره ملا کاکایت بخاطر کشته که پدر او ده نماز جماعت نرفته.

مــیرویس :
پدر جان خی چرا پدرشه نکشته ؟

کـــرزی :
بچم ملا کاکایت بیچاره دیگه ریش سفید شده زورش ده آدم های کلان نمیرسه ، میترسه که نافش نره ازی خاطر حالی ده امی بچه های خورد و کم وزن قناعت میکنه .

مــیرویس :
پدر جان خی ملا کاکا آدم خطر ناک اس دیگه  مه پیش او نمیرم  ؟

کـــرزی :
نی بچیم ملا کاکا ترا بسیار دوست داره از وزیرستان برت واسکت آورده او فقط بچه های کافر را به دار آویزان می کنه ما که بفضل خداوند مسلمان هستیم !

 

 بعد از سه سال سخنگوی کرزی بجای برادران ناراض از آنها بنام طالبان قاتل و جنایتکار یاد کرد

درینکه حامد کرزی با سیاست های نا خردمندانه اش کشور را در پرتگاه تباهی قرار داده هیچ جای شک و تردیدی وجود ندارد اما ناگفته نماند که چرخ فلک نیز با او از در ناسازگاری پیش آمده و یک باری که او دست به ابداعی زده  قوانین علم فلسفه و حکمت را دیگر گون کرده طاعون بی ضرر و گژدم بی نیش بیآفرید و با ابتکار طالب میانه رو دوست و دشمن را به حیرت انداخت ولی از بخت بد جنرال حمید گل همین ابتکار بی نظیر او را واسکت انتحاری پوشانده و پلان هایش را نقش بر آب کرد.اما کرزی باید قبول کند که با همه نیات نیک و استفاده از هر فن و فوت لازم و کمال وهنر مداریگری تغیر بعض واقعیت ها نا ممکن بوده و ناممکن خواهد ماند شاعر بیجا  نگفته که :

هیچ صیقــل نکو نخــواهد کـرد ...آهــن را که بد گهـــر باشـــد

سگ به دریای هفت گانه بشوی ...چون که تر شد پلید تر باشد

خرعیسی گرش به مکـــــه برند...پس بیارند همــان خــر باشد

خوب بالاخره کرزی بعد از سه سال اره کاری و شاخ بری ناکامی پروژه تبدیل طالب تندرو به طالب میانه رو را قبول کرده و حالا برای همخوانی سیرت و صورت ملا عمر به پتره کاری دوباره شاخ های بریده اواقدام ورزیده که در اصل عمل نیک است ولی بعض کسان فقط همزمانی آن را با قتل برادرش سوال بر انگیز میدانند اما به نظر بنده این فقط یک تصادف بیش نیست ودر زندگی خیلی وقایع دیگر هم فقط تصادفاً همزمان رخ میدهند که هیچ کدام رابطه ای با هم ندارند بجز همین همزمانی !

بطور مثال انتخاب شدن برهان الدین ربانی به حیث رئیس شوری عالی صلح و مقرری پسرش به پست سفارت ترکیه فقط یک تصادف محض بوده و هیچ ربطی با هم ندارند.چکر زدن آقای چکری از بریتانیای کبیر طرف بریتانیای صغیر ( پاکستان ) همزمان با ملاقات حامد کرزی از پاکستان و در نتیجه دیدار ایشان با دلالی تصادفی ملا ربانی هم فقط یک تصادف محض بوده و هیچ ربطی با هم ندارند.دشنام دادن آن کشیش مسیحی امریکایی احمق که میخواست قرآن پاک را بسوزاند از طرف کرزی و وقوع نا آرامی ها در بلخ که منجر به قتل چندین انسان بی گناه گردید همچنین یک تصادف دیگر بوده و هیچ ربطی با هم نداشتند.تجدید نظر کرزی در مورد برادران ناراضش نیز فقط تصادفاً همزمان با قتل برادر او صورت گرفته که کدام رابطه ای با هم  ندارند و این خیلی دور از انصاف و مروت خواهد بود اگر ما ادعا کنیم که خدای نخواسته بنظر محترم کرزی خون برادرش از خون هزاران مرد و زن و پیر و جوان بی گناه دیگر که توسط برادران ناراضش بیرحمانه بزمین ریخته شده رنگین تر است !!!

 با تقـــــــــديم حــــــــــــرمت

خدا را سپاسگذاریم که بعد از تاریکی و ظلمت شب بندگانش را با طلوع خورشید حیات بخش از نعمت نور و حرارت مستفید میگرداند اما اگر این بندگان خدا عمری را در تاریکی و ظلمت شبانگاهی سپری کرده باشند مدت زیادی نیاز دارند تا به درخشندگی و نور و گرمای آفتاب عادت کنند ، هم از نور و حرارت آن لذت می برند و هم با آن احساس بیگانگی و غربت میکنند ، چنین است حالت ملت ستمدیده افغانستان که پس از یکعمر تحمل ظلمت و تاریکی و جفا و ستم حکام جابر و نظام های وحشت و بربریت بالاخره با درخشیدن آفتاب دیموکراسی و حکومت قانون و به ارمغان آوردن جامعه مدنی و حقوق شهروندی شیرازه زندگی اجتماعی شان از ریشه دیگر گون شده و فرهنگ و تمدن انسانی در همه ابعادش جاگزین وحشت و بربریت نظام های غیر انسانی قبلی میگردد !
اما صادقانه باید گفت که هضم پیامد های حکومت قانون و جامعه مدنی برای مردمیکه از دولت بجز جور و ستم و بیدادگری چیزی دیگری به خاطر ندارند کار ساده ای نیست ، اصطلاحات چون محکمه ، وکیل دفاع ، حقوق شهروندی و امثالهم برای ایشان مفاهیم گنگ و بی معناست ، از دید ایشان هر متهمی  مجرم است و جای هر مجرم فوراً بر سر دار است از ینرو برای ایشان این واقعیت که برادران ناراض کرزی به اتهام دست داشتن در حملات انتحاری و انفجاری از طرف ارگان های امنیتی دستگیر می شوند و بعد از مدت تحقیق و پرسش دوباره رها میگردند اصلاً قابل درک و فهم نیست و بعضی ها حتی به تفکیک قوای سه گانه نا آشنا بوده و شخص کرزی را ازین بابت ملامت میکنند گویی که اینجا شهر خربوزه است و خدای نخواسته کرزی در حکم محاکم دخالت میکند !
ایشان اصلاً از درک این واقعیت ها عاجزند که دیموکراسی و حکومت قانون مجبور است بر اساس شواهد و مدارک اقدام بعمل کند و متهم که برای اثبات جرمش مدارک قوی و شواهد روشن موجود نباشد حکومت قانون و محاکم آزاد بجز رهایی او چاره ای ندارند و حتی اگر برادران ناراض کرزی با واسکت انتحاری دستگیر شده اند بحکم دیموکراسی و عدالت این دلیل برای اثبات جرم آنها نخواهد بود شاید ایشان همین واسکت ها را اشتباهاً از وزیرستان جنوبی بنام واسکت برقی برای گرم نگهداشتن بدن در مقابل سرمای زمستان خریداری کرده باشند و علاوه برآن محاکم افغانستان نه تنها به رعایت قوانین جامعه مدنی که همزمان به مراعات شریعت اسلامی نیز مکلف می باشند و بر اساس شریعت اسلام باید چار نفر عاقل و بالغ
ارتکاب چنین جرایم سنگین را شهادت دهند ولی در جرایم انفجاری و انتحاری امکان چنین شهادت برای شاهدین فقط در آخرت ممکن خواهد بود لهذا انتقاد ازین بابت بر اراکین  دولتی و  محاکم ریشه درنا آگاهی مردم از فرهنگ دیموکراسی و حکومت قانون دارد و مدت را در بر خواهد گرفت تا مردم با این شیوه آشنایی پیدا کرده و بجای انتقاد ازآن استقبال بعمل آرند !

 با تقـــــــــديم حــــــــــــرمت
حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

 

" پشت مــرده گپ زدن خــوب نیست ولی پشت مــرده تهمــت کردن بزرگترین گنــاست ! "

اولتر از همه از بارگاه ایزد متعال استدعا دارم که مرا با جمله جنایتکاران همقطارم مورد عفو و مغفرت خویش قرار داده و ما عاصیان را هرچه زود تر ازین جایگه ایکه وضع زندگی در آن از افغانستان بد تر است بیرون آورده به جای بهتری انتقال دهد !

ثانیاً به بردار بزرگم حامد کرزی و برادران ناراض او میخواهم تذکر دهم که هنوز خون از کفنم خشک نشده که شما به اتهام بستتن به من آغاز کرده و از کشته شدنم برایتان نان مراد می پزید ! طلاب کرام که ادعای پیروی از شریعت محمدی را دارند ولی در دروغگویی و اتهام ناحق دست ابلیس را از پشت بسته اند ،در حملات انتحاری که تعداد قربانیان اطفال معصوم از بزرگسالان بیشتر گردید یک نی و صد آسان گفته از همه چیز اظهار بی اطلاعی میکنند اما در حوادث دیگری که جریان به نفع شان تمام گردد ولو طالب درآن هیچ نقش نداشته باشد بزور آنرا به طالب نسبت داده و به دروغ مسؤلیت عمل را عهده دار میگردند.ادعای دست داشتن طالبان در حادثه قتل بنده یکی از همان دروغ های شاخدار و دم داریست که فقط برای کسیکه بکلی از داشتن عقل سلیم محروم باشد قابل قبول است ورنه هر انسان عاقل و خردمند میداند که این قتل هیچ انگیزه سیاسی نداشته و یک تصفیه حساب شخصی بین ما بوده که حالا طالب ازآن به نفع خود و حامد کرزی به نفع خود استفاده میبرند ، درین مورد بهتر است نظر خود سردار محمد را بشنوید :

" ولی جان بلکل راس میگه ملا عمر بد میکنه ما اگر نپر طالب میبودیم خود حامد کرزی می کشتیم ، ماپظ او هم که بودیم ،ای گپ ها همه دروغ اس ، چرا ولی جان را کشتیم ای دیگه خبر اس ، ما چرسی آدم هستیم ، ولی جان بما دوبد زد ، اعصاب خراب بود یک دز کدیم چند دقه باد هردو اینجا آمدیم ، اینجا هم که بد نیس اگه چرس می بود ، همی اندیوال دیگه ما میگه که ده سرای قنداری ها پیدا میشه ، خو ازی سرای اجازه برآمدن نداریم ... "

این را همه میداند که حامد لالایم از برادران ناراضش برای از سر راه برداشتن مخالفین سیاسی اش چون جنرال داود و دیگران استفاده برده و حالا برای مغشوش ساختن افکار مردم ادعا میکند که طالبان برادر خودش را نیز به قتل رسانده پس کرزی نمیتواند درین ترورهای زنجیره ای دست داشته باشد در حالیکه یک طفل تیز هوش هم میداند که من با جنرال داود و مقتولین زنجیره ای دیگر حد اقل در یک نقطه با هم تضاد فکر و عمل داشتیم و آن دوستی و دشمنی با طالبان بود. پس خیلی دور از انصاف و از نهایت دیده درایی و رندی های نامردانه لالایم است که حالا خود مرده را قربانی گفته مرا بنام های شهید و قهرمان یاد کرده نان خود را به روغن مراد تر میکند !

اما حالا نه این عناوین بلند و بالا و پر طمطراق و نه جوالهای دالر و دینار که از تجارت تریاک و عصب بیت المال ذخیره کردم هیچ به دردم میخورد ، حالا فقط دو متر سان سفید بجان دارم و هر لحظه در فکر سوال و جواب خداوندم ، ایکاش همین افکار ده سال پیش به مغزم خطور میکرد که فریب وسوسه های شیطانی را نمیخوردم و امروز با وجدان آرام درینجا می خفتم اما آب رفته را با بیل نمیشود برگرداند ، افسوس و صد افسوس !!

خوشبخت کسیست که از تجربه زندگی دیگران می آموزد و امیدوارم که هموطنان گرامی از سرگذشت زندگی من درس عبرت گرفته و خدا را بخاطر خرما فراموش نکرده زمان بفکر خدا نیافتند که کار از کار گذشته باشد !!!

با تقـــــــــديم حــــــــــــرمت
حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

از بدو تشکیل جمهوری اسلامی افغانستان به زعامت محترم حامد  کرزی تولید دو چیز درین کشور در سطح جهانی حایز مقام اول گشته یکی تولید مواد مخدر و دیگری تولید رنگارنگ کمسیون های ویژه ، از کمسیون ویژه تدوین قانون اساسی گرفته تا  کمسیون ویژه تصویب قانون اساسی ، کمسیون ویژه مبارزه با فساد اداری ، کمسیون ویژه مبارزه با مافیای اقتصادی ، کمسیون ویژه نظارت بر تخطی های مطبوعاتی ، کمسیون ویژه نظارت بر تقلب های انتخاباتی ، کمسیون ویژه منازعات پارلمانی ، کمسیون ویژه منازعات سرحدی و هزاران کمسیون ویژه دیگر که اگر اسم همه را تذکر دهم صدها کتاب پر و صدها سطل رنگ خالی خواهد شد .
به یقین کامل اگر بجای تولید هر یک ازین کمسیون های ویژه که خالی از مصارف هنگفت نیستند یک کیلومتر سرک اسفالت می شد تا حالا سرک های تمام شهر های بزرگ افغانستان قیر ریزی شده و مردم در تابستان و زمستان از گرد و خاک و گل و لای سرک های خامه بیغم شده و از دولت سپاسگذار میبودند ولی شاید تولید کمسیون های ویژه از اهمیت بیشتری برخوردار باشند که درک آن برای عوام الناس قدری مشکل بوده و فهم تند و دانش خاص میخواهد.
بهر صورت حالا که محترم کرزی دستور ایجاد کمسیون ویژه حل منازعات سرحدی را صادر کرده که توسط آن در قدم اول باید روی این موضوع روشنی انداخته شود که این راکت ها از طرف کی در خاک افغانستان شلیک شده ، تنها نزدیک مرز پاکستان قرار داشتن محل فیر این راکت ها دلیل شلیک آنها از طرف پاکستان شده نمیتواند ، با پیشرفت های تخنیکی امروز امکان فیر این راکت ها از طرف هر کشور دیگر و با در نظر داشت خصومت های دیرینه میان هند و پاکستان در قدم اول از طرف کشورهند برای بد نامی پاکستان امکان انجام این عمل بخوبی موجود است لهذا باید در قدم اول محترم رحیم وردک رئیس کمسیون ویژه دستور تحقیق فنی بر پوچک های این راکت ها را صادر کنند تا در لابراتوار های نظامی احتمالاً در خارج بعد از تجزیه مواد باقیمانده در مرمی ها هویت کشور شلیک کننده روشن گردد ، چنانچه کشور دیگری بغیر از پاکستان مسؤل این عمل غیر انسانی تثبیت شد که به احتمال قوی همینطور خواهد بود چون صدراعظم پاکستان از فیر این راکت ها اظهار بی اطلاعی کرده و زعیم یک کشور اسلامی که خدای نخواسته دروغ نمیگوید لهذا بر دولت و ملت افغانستان خواهد بود که در آنصورت از دولت و ملت پاکستان بخاطر این اتهام نادرست عذر خواهی نمایند !
اما اگر این راکت ها از خاک پاکستان شلیک شده بود در آنصورت مقصد اصلی این راکت ها به یقین که خاک هندوستان بوده که در اثر کدام اشتباه تخنیکی و یا و جود طوفان های قوی مرمی راکت ها از مسیر اصلی شان منحرف گشته اند اما از آنجائیکه فیر این راکت ها در خاک افغانستان عمدی نبوده نمیتوان پاکستان را مقصر دانست ولی با وجود آن دولت پاکستان مسؤلیت اخلاقی درجبران خرابی های ببار آمده توسط این راکت ها را دارد و در مقابل دولت افغانستان مکلف خواهد بود که پوچک های بیشتر از نه صد مرمی راکت را که مال دولت پاکستان است دوباره به آنها تسلیم داده و از فروش آنها توسط مردم شدیداً جلوگیری بعمل آرند چون  که از لحاظ شرع پول بدست آمده از فروش آن آهن پاره ها حرام مطلق خواهد بود .

با تقـــــــــديم حــــــــــــرمت
حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

گــر بدانی غــــــیرت افغــــانیم ، چــون به مــیدان آمــدی مــیدانیم

حکایت میکنند که شخص غرض ملاقات دوستش به شهریکه او درآن اقامت داشت در سفر شد ، شب هردو بعد از صرف طعام خیلی دیر از گذشته ها و ایام جوانی  صحبت کردند و ناوقت شب استراحت شدند

از قضا در همان شب دزدان به قصد سرقت داخل منزل شده و همه ساکنین منزل را لت و کوب کرده و دار و ندار شان را به یغما بردند ، هنگامیکه که دزدان منزل را ترک کردند آن شخص در دهلیز منزل چشمش به دو قبضه تفنگ شکاری افتاد و از دوستش پرسید که آیا تفنگ ها مال اوست دوستش در جواب گفت بلی این تفنگ ها را او پنج سال پیش خریده و شاید به روز بد بکارش آید !

اکنون هم آقای کرزی خود بیشتر از دوصد هزار عسکر مسلح تا به دندان دارد و اضافه از پنجاه کشور جهان برای حمایت او در ملکش لشکر فرستاده که همه اینها شاید به روز بد بکارش آید

حالا ما اگر بی انصافی نکنیم کرزی تا آن حد هم بی ننگ نخواهد بود که در سایه درخت که از شرم جایش سبز کرده نشسته و مصرف جمع آوری آهن پاره راکت های پاکستانی برای فروش باشد ، به یقین که چنین نیست بیشتر گمان میبرم که رسوم و عادات کهن و فرسوده افغانی دستان او را از پشت بسته و مانع هر نوع اقدام عملی او میگردد.

سنت احترام خورد به کلان و تسلیمی مطلق به خواست و اراده برادر بزرگ را همه ما می شناسیم ، بیچاره کرزی که از سالها بدینسو برای جلب رضایت خاطر برادر بزرگ از هیچ سعی و تلاش دریغ نورزیده ، شبها در آرزوی پابوسی برادر ناراض بخواب رفته و روز ها این آرزو را در گوشه قلب رنجورش در هر جای با خود برده و در هر مناسبت ازآن یاد کرده و اشک از گوشه چشمانش جاری شده ، حالا هم فقط بعلت رعایت خاطربرادر بزرگ است که از گل روی او به بادار برادرش چپ نگاه نمیکند و همه راکت باران های او را دندان بر جگر نهاده نادیده میگیرد ورنه بخدای عز و جل سوگند اگر همین رعایت خاطر برادر بزرگ نمیبود با  فیر اولین راکت کرزی چپن سبز را به زمین انداخته آستین را تا به آرنج بالا زده به معیت بردرانش داکتر فاروق وردک و کریم خرم در دو پهلویش و دو چوکره وفادار در تعاقبش پیاده بسوی پاکستان هجوم برده و قبل ازینکه راکت جنرال حمید گل به خاک پاک افغانستان اصابت میکرد خود را به اسلام آباد رسانده و با دستان خالی و فقط مسلح با غیرت افغانی سرزمین پاکستان را زیر و رو کرده و چنان از لوث طالبان و القاعده و کثافت وهابیت شیخان عرب پاک و منزه می ساخت که استعمال نام پاکستان بر اهالی آن دیار حلال میگشت ولی افسوس و صد افسوس که دستان کرزی با زنجیر احترام  برادر بزرگ از پشت بسته است و از مدت چار هفته بدینسو در درون چون کوه آتش فشان چنان در جوش و خروش است که چوکره های بیچاره هر نیم ساعتی بزیر بازوآن کرزی درآمده و او را زیر شاور آب سرد می برند چون در غیر آن تا حال کرزی بدون واسکت انتحاری منفجر گشته و پیش از برادر بزرگ

سعادت دستبوسی بن لادن نصیبش میگشت

علت جوش و خروش درونی کرزی نه تنها فیر راکت های جنرال حمید گل و راکتمال شدن غیرت افغانی اوست بلکه او از حماقت های خود نیز خیلی رنج می برد که چرا در چنین موقعیت حساس با زبان سرخ زمینه بربادی چپن سبز را فراهم کرد و باداران اروپایی اش را از خود سخت آزرده خاطر ساخت که حالا دروازه ناتو بروی راکت های پاکستان باز گذاشته شده و از شرم روزگار حق اندک انتقاد و اعتراض را هم ندارد .

با تقـــــــــديم حــــــــــــرمت
حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

 

  

رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید