گزیده های مقالات فرهنگی فلسفی

 

    چند طنز کوتاه با کارتونهای دیدنی«30»                      حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

 

حــرمت حمــله بر اماکــن دینــی

 علمــای دین میگــویند حمــله نظــامی بر امــاکــن که از آن صــدای تــلاوت قــرآن بالا شــود حــرام مطلــق اســت !

 

بسا جای تاثر و تاسف است که در زیر پرچم یک کشوری که ادعای دولت اسلامی را دارد بالای قاریان قرآن و نونهالان باغ امارت اسلامی که هوای خدمت به اسلام و امت مسلمان را به سر داشتند و برای آوردن صلح در کشور مصروف طلاوت قرآن کریم و دعا های مخصوص بودند از طرف نظامیان این حکومت به اصطلاح اسلامی چنان مورد حمله وحشیانه و بیرحمانه قرار گرفتند که قرار ادعای والدین و اقارب این کودکان چار صد طفل معصوم درین حمله جام شهادت نوشیده و ششصد طفل بی گناه دیگر به شدت مجروح و زخمی شده اند.

اولیا و اقربای اطفال مذکور مسلمانان پاکیزه سرشتی اند که روز شش بار به نماز می ایستند و نیم عمر شان را در مساجد و دیگر اماکن مقدس سپری کرده اند و به یقین کامل که دروغ نمی گویند و واقعیت ها را چون غیر مسلمانان وارونه جلوه نمیدهند .

 

علمای کرام در بابت این عمل وحشیانه و خلاف کرامت انسانی و صله رحم اسلامی اردوی ملی گفتند که حمله بر اماکن که از آن صدای طلاوت قرآن بلند شود حرام مطلق است چونکه اگر صدای طلاوت قرآن پاک با ناله و شیون اطفال معصوم یکجا از زمین بسوی آسمان بلند گردد امکان آن موجود است که این عمل شنیع موجبات خشم و غضب الهی را فراهم آورده و عواقب ناگواری چون زمین لرزه یا سیلاب شدید یا نزول بیماری های چون وبا و طاعون بر ساکنان کره خاکی را در پی داشته باشد.

 

طلاب کرام همیش در حملات انتحاری شان خطرات احتمالی ازین ناحیه را در نظر داشته و در حمله بر مساجد شیعیان در شهر کابل تا زمانیکه آخرین نفر از طلاوت قرآن عظیم الشان فارغ نشده ایشان با حمله آغاز نکرده اند که ازین رو آنها چندین بار برای ساعت ها پلان حملات شان را به تعویق انداخته اند.

اما طبیعیست که ازین نوکران بیگانه که بویی از اسلامیت و مسلمانی نبرده اند نمی توان توقع چنین چیزی را داشت که آنها این خطرات احتمالی را در نظر بگیرند.

با تقـــديم حــــــــــــــــرمت

حقــ(شـــمس الحـــق)ــانی

https://www.facebook.com/zahrkhand

کــودکــان ریش دار

 

دشــمنان اســلام در حــملات وحشــیانه دشــت ارچــی حتــی بر کــودکــان معصــوم رحــم نکــردند !

 

در حملات وحشیانه و بیرحمانه دشت ارچی بر زنان و کودکان مظلوم و بیدفاع دشمنان اسلام به ثبوت رسانیدند که آنها به هیچ معیارانسانی و هیچ ارزش مدنی پابند نیستند ورنه چنین بیرحمانه و ددمنشانه زنان و اطفال معصوم و بی گناه را قتل عام نمیکردند.

 

طالبان در طول سه دهه جهاد و مقاومت مسلحانه تا هنوز بینی یک فرد بی گناه و یا یک طفل معصوم را خون نکرده اند و همیش فقط دشمنان تفنگ بدست را هدف حملات شان قرار داده اند اما این نامردان عالم که توان رویارویی با مجاهدین سربکف و طلاب کرام را در میدان جنگ ندارند زور بازوی شان را به مردان کهن سال ، زنان و کودکان بی دفاع نشان میدهند.

 

محل را که این وحشیان و نامردان دهر در دشت ارچی چنین بیرحمانه با خاک و خون یکسان کردند یک مدرسه دینی همراه با یک کودکستان برای اطفال یتیم و بی پدر بود که هر سال در حدود دو هزار طالب بی پدر از آنجا فارغ شده و در خدمت خلق خدا دست بکار می شوند و حتی از ریختن خون شان در راه اسلام دریغ نمی ورزند.

حالا از یکسو این نوکران اجنبی به زور باداران نصرانی شان همین کودکان بی پدر را بی خانه و بی کاشانه ساخته و تعداد زیاد شان به درجه رفیع شهادت نایل کردند و از سوی دیگر مطبوعات نوکر صفت کابل ادعا دارد که کشته شدگان دشت ارچی کودک نه بلکه همه صاحب ریش و بروت اند.

 

این بردگان غرب و مزدوران اجنبی آنقدر از اسلام بیگانه شده اند که بر علاه آشنا نبودن با احکام نماز جنازه این را هم نمیدانند که داشتن ریش سنت رسول خدا و زینت ظاهری مرد مومن است و خداوند متعال این نعمت را به بندگانش بقدر مقام و منزلت ایشان در نزد حق تعالی عنایت می فرماید.

ازین رو میزان محکم بودن ایمان مرد مومن با طول ریش او در تناسب مستقیم قرار داد و خدای متعال برای فرزندان شهدای راه اسلام حتی در هنگام طفولیت این نعمت را بقدر کافی عطا می فرماید تا از سایر کودکان متمایز گردند.

 

با تقـــديم حــــــــــــــــرمت

حقــ(شـــمس الحـــق)ــانی

 

https://www.facebook.com/zahrkhand

 

گــوشــمالی طــالــبان

 

امــریکا در راســتای ســیاســت شــکر و شــلاقـــش فــرزند ناخلــفش را یک گــوشــمالــی حســابی داد !

 

طالب بچه انتحاری که در دهه هشتاد میلادی از پدر امریکایی و مادر پاکستانی در منطقه وزیرستان شمالی بدنیا آمده درین سه دهه جنگ و خون ریزی در منطقه فراز و نشیب های بزرگی را طی کرده است ، زمان پدر امریکایی به خشم آمده و به عنوان تنبه او را چون سگان ولگرد از غار های تورا بورا بیرون کشیده و بسوی دریای سند پرتاب کرده ، زمان دیگری که از کردارش راضی بوده او را برای مدتی جهت سیاحت و تفریح به قطر و دوبی فرستاده است.

 

اما فرزند ناخلف درین اوخر از کم مهری های پدر امریکایی به ستوه آمده و بیشتر بسوی رقیبان او روی آورده ، گهی کاکا روسی و زمانی ماما ایرانی دست محبت به سر او کشیده و چیز های به جیبش انداخته که این موضوع چنان آتش خشم وغضب پدر امریکایی را بر افروخته که او را با یک گوشمالی جانانه متوجه بداخلاقی ها و نمک حرامی هایش کرده است.

 

دیده شود که در آینده این گوشمالی پدر امریکایی فرزند ناخلف را به صراط مستقیم برگشتانده و پسر اهل و صالح خواهد ساخت یا اینکه عاق پدر و مادر شده بکلی به دامان کاکا روسی و ماما ایرانی پناه خواهد برد.

 

با تقـــديم حــــــــــــــــرمت

حقــ(شـــمس الحـــق)ــانی

 

https://www.facebook.com/zahrkhand

 

گــلبیدین و بردگــی شــیعیان

 

گــلبیدین میــگوید ایران اجــازه نمــیدهــد کــه پشــتون هــای افغــانســتان از بردگــی شــیعیان رهــا گــردند !

 

این یک واقعیت غیر قابل انکاریست که در کشور های جهان سوم خصوصا ممالک اسلامی اگر هم بروی کاغذ نظام های دیمکراسی و حکومت قانون وجود داشته باشد اما در عمل همان بافت های سنتی و کهن اجتماعی که از قرن ها در آن جوامع تعین کننده نظم اجتماعی بوده هنوز هم بجای دیموکراسی و حکومت قانون حرف آخر را میگویند.

 

در افغانستان از سه قرن بدینسو حکام جابر و ستم پیشه شیعه و هزاره این دست نشاندگان مزدور دولت ایران زمام امور مملکت را بدست دارند که با ادعای تبار برتر و قوم اکثریت دیگر اقوام افغانستان خصوصا پشتون های مظلوم را از همه حقوق مدنی و شهروندی شان به نحوی ظالمانه ای محروم گردانیده اند طوریکه در مناطق پشتون نشین کشور از مکاتب و دانشگاه های دولتی اصلا خبری نیست و کودکان بیچاره در زیر آفتاب سوزان بروی خاک و ریگ و در زمستان به زیر برف و باران در دشت ها گرد هم جمع شده به سواد آموزی ابتدایی می پردازند.

 

افغانستان در روی دنیا یگانه کشوریست که در عصر انترنت و فیسبوک هنوز هم در آنجا باقیمانده های شیوه زندگی عصر حجر یعنی کوچیگری وجود دارد که کوچی های بیچاره و مظلوم بعلت تعلق به قوم پشتون از مزایای اسکان گزینی دایمی و زندگی عادی شهروندی محروم گردیده اند با آنکه به دولت مالیه گزاف می پردازند ولی از هیچ نوع مصونیت جانی و مالی برخوردار نیستند و همیش مورد حمله و اذیت و آزار مردم محل و روستاییان قرار میگیرند.

کوچی های بیچاره حتی از حق تابعیت کشور نیز محروم گردیده اند که از سر مجبوری یکعده شان تذکره تابعیت پاکستان را بدست آورده اند.

 

نخبگان پشتون با وجود داشتن درجات بلند علمی در دولت دست نشانده و مزدور ایران فقط شانس این را دارند که یا منحیث سخنگو بکار گماشته شوند و یا پست های سمبولیک و تشریفاتی دیگری را احراز نمایند ولی در بدنه قدرت دولتی هرگز کسی آنها را شریک نمی سازد.

 

این دولت مزدور خودکامگی ، تمامیت خواهی و انحصار طلبی را بجایی رسانیده که بیشتر از نود فیصد ارکان بلند رتبه دولتی از رئیس جمهور گرفته تا رئیس امنیت ملی و دادستان کل ، از وزرا گرفته تا سفرای کشور در سراسر جهان را فقط متعلقین یک قوم خاص تشکیل میدهند و هر صدای اعتراض و انتقاد علیه وضع موجود ولو نهایت مسالمت آمیز و مدنی با گلوله سربی جواب داده می شود.

دولت مزدوز خیلی ماهرانه و بیشرمانه از انتحاری های فاطمیون این قاتلان بیرحم و جلادان خونخوار منحیث آله فشار علیه مخالفین استفاده کرده و هر صدای اعتراض و انتقاد را در نطفه خفه می کند ، خود به انتحاریون فاطمی دستور قتل و کشتار مخالفین را میدهد و خود در مجلس فاتحه شهیدان اشتراک ورزیده و اظهار غم شریکی میکند.

بیشرمانه شعار وحدت ملی سر میدهند اما همه چیز کشور را فقط در انحصار یک قوم در آورده اند ، سرود ملی کشور را که به زور نیزه به لهجه هزارگی بالای مردم تحمیل کردند اما حالا در صدد آن اند که دمبوره هزارگی را منحیث آله موسیقی عنعنوی کشور جاگزین رباب سازند.

گفته می شود که حتی پلان های بزرگتری روی دست است که تصمیم دارند نام کشور را از افغانستان به هزارستان تغیر دهند تا در آینده های نزدیک بتوانند ادعا کنند که هر باشنده هزارستان یک هزاره است.

 

با تقـــديم حــــــــــــــــرمت

حقــ(شـــمس الحـــق)ــانی

https://www.facebook.com/zahrkhand

 

شــکسته نفســی گلــبیدین

گـلب الـدین آرزوی تصـاحب قـدرت سـیاسـی ندارد بلکه او می خـواهـد در آینـده در فـاکـولـته شـرعـیات فـقه اسـلامـی تدریس کـند !

جناب راکتیار که ازعنفوان جوانی به فرا گیری علوم اسلامی علاقه فراوانی داشت و درین راه از هیچ نوع سعی و تلاش لازم دریغ نورزیده است اما مسولیت اسلامی در جامعه که کفر و زندقه از در و دیوارش می بارید و حاکمان فرعونی سرنوشت مرگ و زندگی امت اسلام را در دست داشتند وی را مجبور ساخت که قلم و کتاب را کنار گذاشته و شمشیر اسلام از غلاف بیرون کند و تمام عمر عزیز را در جهاد علیه حکومت های کفری و طاغوتی به سر برد.

برادر راکتیار بعد از آنکه آخرین عسکر قوای متجاوز امریکایی خاک پاک افغانستان را ترک گفت به قولش وفا کرده و دوباره به وطن بازگشت و از اولین لحظات بازگشت تا امروز هر روز و هر ساعت و هر دقیقه وقت گرانبهایش را صرف سعی و تلاش برای آوردن صلح در کشور ویرانه کرده و به نتایج رضایت بخشی درین راستا دست یافت طوریکه بعد از تشریف آوری دوباره ایشان در وطن جوی متشنج جنگ و خصومت های خونین دیروز به فضای صلح و امنیت ، برادری و همزیستی مسالمت آمیز امروز مبدل گشته است.

برادر راکتیار با وجود اصرار زیاد مردم به احراز پست ریاست جمهوری بعد از حکومت فعلی علاقه ای از خود نشان نداده و بر این عقیده است که خطر تضعیف اخلاق انسانی و اسلامی توسط قدرت سیاسی در هر انسان موجود است و جناب ایشان بیشتر علاقمند تدریس فقه اسلامی در دانشگاه های کشور می باشد.

از آن جایکه درین سالهای انارشیزم سیاسی و جنگ های داخلی طالبان و ملایان در اکثر نقاط کشور بنام تطبیق شرع اسلام مرتکب اعمال زشت وغیر اسلامی شده و چهره نادرستی از اسلام به جهانیان معرفی کرده اند جناب راکتیار فریضه اسلامی اش میداند که با تدریس فقه اسلامی در دانشگاه های کشور یک استاندارد عمومی برای تطبیق احکام اسلامی فراهم کرده و زمینه غلط فهمی ها و سو تعابیر از احکام اسلامی را از بین ببرد.

با تقـــديم حــــــــــــــــرمت

حقــ(شـــمس الحـــق)ــانی

https://www.facebook.com/zahrkhand

 

ســخنان محــترم عــبدالــرحــیم ایوبــی

 ســخنان محــترم عــبدالــرحــیم ایوبــی کــه از طــرف یکتــعداد کســان یا ناکســان به مــثابه خــیانت ملــی تعبــیر گــردیده اســت !

« رئیس جمهور پشتون ، رئیس امنیت ملی پشتون ، قاضی القضات پشتون است ، لوی سارنوال پشتون ، وزیر دفاع پشتون ، سفیر افغانستان در پاکستان پشتون ، سفیر افغانستان در هند پشتون ، سفیر افغانستان در آمریکا پشتون ، سفیر افغانستان در فرانسه پشتون ، سفیر افغانستان در روسیه پشتون ، سفیر افغانستان در چین پشتون »

اما با کمال تاسف که محترم ایوبی یکطرف قضیه را دیده اما طرف دیگر را آگاهانه یا نا آگاهانه فراموش کرده که :

معاون همه کاره و اختیار دار عام و تام ولسمشر صاحب در امور کشوری و لشکری جناب قانون پوه سرور دانش هــزاره ، معاون با اقتدار و همه کاره ریاست اجرائیه حکومت وحدت ملی جناب پهلوان محقق ماهیچه خوار هــزاره ، ابرمرد پر اقتدار و اختیار دار جنگ و صلح یا مرگ و زندگی کشور رئیس شورای عالی صلح افغانستان محترم استاد خلیلی هــزاره ، مسولین و اختیار داران عام و تام سیاست های داخلی و خارجی کشور جناب برمک و محترم ربانی تاجک ، معاون تام الاختیار ریاست امنیت ملی جناب عقیل فهیم تاجک و فراموش نکنیم که شهنشاه تازه بر تخت نشسته قلمرو ایالت تاریخی بلخ باستان جناب محترم انجنیر دادود تاجک.

پس قضاوت را میگذاریم به هموطنان با خرد و با انصاف !

با تقـــديم حــــــــــــــــرمت

حقــ(شـــمس الحـــق)ــانی

https://www.facebook.com/zahrkhand

 

خصــی شــدن اســتاد عطــا

بالاخــره اســتاد عطــا نیــز مــاننــد دیگــر همقطــارانش به خصــی شــدن ازطــرف ارگ تن در داد !

خصی کردن حیوانات در غرب نیز چیزی بکلی بیگانه نیست و در بعض موارد خصوصا به منظور جلوگیری از تولید مثل حیونات صورت میگیرد اما طوریکه حیوان اصلا اذیت نشده و عمل جراحی در حالت بیهوشی اجرا میشود اما در شرق قسمیکه هیچ امری عاری از خشونت و بیرحمی نیست خصی کردن حیوانات و حتی در قدیم از انسانها نیز ازین امر مستثنی نبوده و با کوبیدن یک سنگ بالای خصیه ها یا فشار توسط انبور صورت میگرفت.

سلاطین و شاهان هوسران که در قدیم ها هر کدام حرمسرایی مملو از زنان زیبا و خوب صورت داشتند و مردان نگون بختی را برای خدمتگذاری آنها بکار می گماشتند که آنها قبل ازینکه در حرمسرا بکار آغاز میکردند باید توسط طبیبان شاه خصی می شدند و بعدا شاه با خاطر آسوده و کمال اطمینان به آنها اجازه میداد که حتی در کار حمام و چاپی کردن زنان حرمسرا دست بکار می شدند چون شاه میدانست که دیگر در آن مردان از مردانگی فقط ریش و بروت تراشیده باقی مانده اما کاری دیگری از ایشان ساخته نبود.

اکنون در ممالک شرقی و کشور های اسلامی آن سنت خصی سازی فزیکی به خصی سازی سیاسی تبدیل شده که حکام خودکامه و دیکتاتور زیر دستانشان را قبل از گماشتن به یک مقام دولتی خصی میکنند و بعدا با خاطر آرام و اطمینان کامل ایشان را معاون رئیس جمهور ، سخنگوی رئیس جمهور یا وزیر داخله مقرر می نمایند.

اگر احیانا کسی در مقابل این سنت جدید خصی سازی سیاسی اظهار مخالفت کرده و بدان تن در ندهد از هر وسیله ممکن از تطمیع تا تهدید برای سرکوبی و وادار کردن او به این کار استفاده می شود که طرف یا مجبور به ترک وطن گشته و یا بالاخره به خواست دولت تن داده و خصی شدن را قبول میکند.

با تقـــديم حــــــــــــــــرمت

حقــ(شـــمس الحـــق)ــانی

https://www.facebook.com/zahrkhand

 

ناف رفتــگی اســتاد عطــا

در اثر زور آزمــایی با ارگ ناف اســتاد عطــا رفــته و به یک نافگــیر مــاهــر ضــرورت دارد !

 

ناف رفتگی یک حالت خیلی بد و ناگواریست که به قول مردم خدا نصیب دشمن سرتان هم  نکند چونکه بر علاوه دلبدی شدید شخص ناف رفته از درد طاقت فرسایی در ناحیه ناف و شکم نیز شکایت میکند که در اکثر حالات خود را به جایی کشال کردن مفید و موثر واقع شده و باعث تسکین درد میگردد اما اگر ناف رفتگتی خیلی عمیق و شدید باشد بدون دست به دامان یک نافگیر ماهر شدن چاره دیگری برای علاج آن وجود ندارد.

گفته می شود که چنین یک نافگیر ماهر در تاجکستان زندگی میکند و اگر کشال کردن به دروازه ارگ برای استاد عطا موثر واقع نشد مجبور که سری به تاجکستان زده و دست به دامان آن نافگیر تاجک گردد.

اگر ناف رفتگی خیلی شدید باشد علاوه بر دلبدی و درد شدید در ناحیه شکم حتی بر مغز و سیستم عصبی شخص ناف رفته تاثیر منفی بجا گذاشته و خصوصا حافظه کوتاه مدت او را بکلی از بین می برد تا جایکه شخص ناف رفته سخنان و گفته های چند روز قبلش را بکلی فراموش میکند.

 

ما و شما همه به خاطر داریم که استاد عطا تا یک هفته قبل دایم از تعهدنامه دوازده ماده ای میان ارگ و جمعیت سخن میگفت و حکومت وحدت ملی را به فاشیزم و قومگرایی ، انحصار طلبی و دیکتاتوری ، حمایت از طالب و داعش و گسترش ناامنی در شمال متهم میکرد اما حالا در اثر این ناف رفتگی لعنتی استاد عطا به یکبارگی همه چیز را فراموش کرده و حتی تصور میکند که غنی اکنون آدم  خیلی مهربان و محترم شده و برایش یک چوکی گک گرم و نرم در ارگ تدارک دیده و او خواهد توانست چند صباحی را در زیر حمایت ذات شاهانه ولسمشر صاحب در آرامی و امنیت به سر برد.

حتی برایش پیشنهاد شده که اگر مورد پسندش باشد می تواند در آشپزخانه ارگ انجنیر داود را در پوست کردن پیاز و کچالو کمک کند اما مشروط بر اینکه دیگر خودسرانه دست به هر کاری نزده و در هر امری اول باید اجازه ولسمشر صاحب را کسب کند.

با تقـــديم حــــــــــــــــرمت

حقــ(شـــمس الحـــق)ــانی

https://www.facebook.com/zahrkhand

 

ســال نو مــبارکــی راکــتیار و برادران

 

راکــتیار و برادران حــلول ســال نو خــورشــیدی را با ریخــتاندن خــون فــرزندان ملــت به ملــت تبــریک و تهــنیت گفــتند !

 

با کمال تاسف طاعشیان خونخوار و بیرحم به پیام صلح برادر بزرگ شان اشرغنی که توسط بی بی گل برایشان فرستاده بود اندک توجهی نکرده و حتی حاتم بخشی های جناب راکتیار مبنی بر سپردن بعضی ولایات کشور به آنها هم باعث ایجاد تغیری در کردار ایشان نشده و در اولین روز سال نو جشن نوروزی مردم را با ریختاندن خون فرزندان شان رنگین و مزین ساختند.

 

خـبرنگـار بـی بـی چهـل درین بابت مصـاحبتـی با جـناب راکـتیار انجـام داده کـه توجـه همـوطـنان گـرامـی را بدان جـلب میکـنم :

 

خـــبرنگـــار بی بی چهـــل :

حکمتیار صاحب آیا حمله خونین روز نوروز در جوار زیارت سخی حمله انتحاری بود یا حمله استشهادی ؟

 

گلــبیدین راکــتیار :

ما تا کسب معلومات دقیق و موثق پیرامون این حادثه نمی توانیم در مورد اظهار نظر کنیم.

 

خـــبرنگـــار بی بی چهـــل :

محترم همه رسانه های کشور با پخش گزارش های مستند با عکس و فلم از وقوع این حادثه ناگوار خبر دادند که در آن صرف مردم بی گناه و اکثرا کودکان و نوجوانان به قتل رسیده اند پس شما خواستار چه نوع معلومات هستید ؟

 

گلــبیدین راکــتیار :

حزب اسلامی محترم کریم امین را برای تحقیق وکسب معلومات موثق پیرامون این موضوع به اسلام آباد فرستاده و ما منتظر نتیجه تحقیقات ایشان هستیم.

 

خـــبرنگـــار بی بی چهـــل :

معذرت میخواهم من از حمله انتحاری یا استشهادی جوار زیارت سخی در کابل صحبت میکنم !

 

گلــبیدین راکــتیار :

بلی من هم از همان حادثه صحبت میکنم اما من به صحت و درستی گزارش های رسانه های داخلی هیچ باورمند نیستم و ازین رو جناب امین کریم را به اسلام آبد فرستاده ام تا از آنجا معلومات موثق بدست آرند.

 

خـــبرنگـــار بی بی چهـــل :

آیا شما شک دارید که درین حادثه مردمان بی گناه کشته شده اند ؟

 

گلــبیدین راکــتیار :

کاش جواب این سوال اینقدر آسان می بود ، من هرگز نمی خواهم چیزی بگویم که صد در صد با شرع اسلام مطابقت نداشته باشد.

از دید اسلامی ارزیابی یک عمل فقط با در نظر داشت انگیزه آن عمل ممکن است حالا تا زمانیکه من انگیزه رفتن این مردمان به زیارت سخی را دقیق ندانم و مطمن نباشم که ایشان به عزم آتش پرستی و زنده نگهداشتن رسوم و عنعات مجوسیان در آنجا نمی روند و همچنین تا زمانیکه من دقیق ندانم که حمله کننده با چه انگیزه دست به این کار زده آیا او قصد خود کشی داشته و اینکار را در محضر عام و در بین مردم انجام داده تا چند انسان دیگر را هم با خود نابود کند یا اینکه او یک انگیزه دینی و مذهبی داشته و می پنداشته که این مردمان به دین الله پشت کرده و عید مجوسیان را تجلیل میکنند و او برای جلوگیری ازین عمل غیر اسلامی دست به آن حمله زده و جان خود را نیز قربانی انجام رسالت اسلامی اش کرده.

لهذا قضاوت درین مورد کار ساده نیست خصوصا برای یک مسلمان که هر لحظه خدا را حاضر و شاهد می پندارد پس من مجبورم تا نتیجه تحقیقات فرستاده حزب اسلامی در اسلام آبد منتظر باشم.

با تقـــديم حــــــــــــــــرمت

حقــ(شـــمس الحـــق)ــانی

https://www.facebook.com/zahrkhand

 

جـشن نوروز علـت اصـلی سـیه روزی امـت اسـلامـی

علمـای کـرام هشـدار دادند کـه اگـر به زور تحـریم و تکفـیراز تجـلیل جـشن نوروز جـلوگـیری بعمـل نیـاید اسـلام عـزیز با خطـر نابودی مـواجـه خـواهـد شـد !

علمای کرام بعد از غور و دقت لازم پیرامون این معضله بالاخره به این نتیجه رسیدند که اگر فورا تدابیر لازم برای نجات اسلام عزیز گرفته نشود در آینده نه چندان دوری این جشن نوروزی لعنتی اسلام عزیز را با خطر نابودی مواجه خواهد ساخت.

گمان برم اصلا نیازی به ارائه دلایل علمی و تاریخی دیگری برای اثبات این مدعا نباشد و بکلی کفایت خواهد کرد اگر نگاهی کوتاهی به تاریخ معاصر افغانستان انداخته و دوران سلطنت مرحوم ظاهر شاه فقید را از نظر بگذرانیم که در آن عصر چیزی بنام تجلیل جشن نوروز در جامعه اسلامی ما وجود نداشت و فساد های اخلاقی چون رقص و پایکوبی و فسق و فجور نیز در جامعه بیگانه بود لهذا مردم در کمال امنیت ، صلح و صفا و صمیمیت با یک زندگی آرام و بدور از همه فجایع و رزایل اخلاقی امروز به سر می بردند.

اگر یکقدمی دیگر نیز در تاریخ کشور مان پیشتر رفته و عهد سلطنت امیر امان الله خان را مشاهده کنیم که در آن عصر غیرت افغانی و همت اسلامی مردم و خصوصا احساس مسولیت پذیری اسلامی علمای دین به حدی بود که اعلیحضرت را فقط به جرم اینکه خانمش حجاب اسلامی را رعایت نکرده و سر لچ بود از تخت سلطنت پائین آورده و از کشور متواری ساختند.

اما امروز که از برکت این جشن های نوروزی که فساد های اخلاقی و فسق و فجور را در جامعه گسترش داده مردم چنان بی غیرت و بی ایمان شده اند که شخصی را که در زندگی کلمه محمدی را بر زبان نیاورده و با اسلام چنان بیگانه است که امام حسین را نواسه خدا می پندارد ، در هنگام نماز جنازه به سجده میرود و از فرط ضعف عقیده اسلامی حلقه غلامی زن نصرانی را به گوش انداخته به اولوالامری شان بر گزیده اند.

مردم با غیرت و با عزتی که زمان اسکندر مقدونی را شکست داده ، لشکر انگریز را تار و مار کرده و قشون سرخ شوروی را از دیار اسلام متواری کردند امروز عسکر ، پولیس و مامورین دولتی شان بلی حتی کارمندان وزارت حج و اوقاف شان یعنی ملا ها و مولویان شان از کمک های مالی ممالک غربی یعنی پول مالیه یهود و نصارای که در آن پول مالیه خرید و فروش مشروبات الکهولی و مالیه مراکز فساد یعنی فاحشه خانه های ممالک کفر نیز دخیل است امرار معاش میکنند ، شاید پول جیب خرچ ملا ایاز نیازی یا مولوی بول الدین ادراری توسط مالیه کدام فاحشه خانه لندن یا پاریس پرداخته شود.

پس زمان آن فرا رسیده که علمای کرام باید هرچه زود تر تدابیر لازم بکار برند تا بیشتر ازین با برگزاری جشن نوروز فسق و فجور در جامعه گسترش نیافته و امت اسلامی بیشتر ازین دچار ذلت و خواری نگردند پس بر جوانان مسلمان افغان است که شمشیر اسلام از غلاف بیرون آورده و بسان شاه دوشمشیره علیه السلام بجای یک شمشیر دو شمشیر به هر دو دست گرفته و هر آنچه درخت و گل و سنبل و خرمی و سر سبزی به چشم شان می خورند با نعره الله اکبر از بیخ و بن بیرون کنند تا مجوسان لعنتی فکر زنده شدن دوباره طبیعت را از مغز های پوچ شان بیرون رانده و به فراموشی بسپارند.

با تقـــديم حــــــــــــــــرمت

حقــ(شـــمس الحـــق)ــانی

https://www.facebook.com/zahrkhand

  

جشــن نوروز حــرام اســت

 

جشــن نوروز حــرام اســت چــون زمــینه ســاز رقــص و پایکــوبی و فســق و فجــور میگــردد !

 

جشن نوروز از طرف شورای علمای افغانستان به اتفاق آرا در جمع اعیاد مجوسان قرار گرفته و حرام خوانده شد ، این فتوا مورد تائید پیشوای جهان اسلام و خادم حرمین شریفین ملک سلمان نیز قرار گرفته و به مسلمین سراسر جهان ابلاغ گردید که اشتراک درین جشن و حتی تبریک گفتن این جشن سبب اخراج مسلمان از دایره دین مبین اسلام میگردد.

 

توجــه همــوطــنان گــرامــی را به مصــاحــبه خــبرنگــار بی بی چهــل با علمــای کــرام درین مــورد جلــب میکــنم :

 

خــبرنگــار بی بی چهــل :

محترم علمای کرام اجازه دهید که اولین سوالم را پیرامون حلال یا حرام بودن جشن نوروزی چنین آغاز کنم که برای ما انسان های عادی و دارنده عقل سلیم انسانی درک این موضوع که جشن نوروز که در حقیقت جشن دوباره زنده شدن طبیعت است از طرف شما حرام اعلام میگردد خیلی مشکل و دشوار است لطفا درین باب کمی روشنی انداخته و توضیحات لازم ارائه فرمائید !

 

مــولــوی مجــیب الــرحمــن انصــاری :

شما از دو مقوله خوبی نام گرفتید یکی عقل سلیم انسانی و دیگری زنده شدن دوباره طبیعت.

ما که شکرالحمدالله مسلمانیم و کلمه محمدی بر زبان جاری میکنیم پس برای ما اول نقل و بعدا عقل حایز اهمیت است یعنی زمان که مدارک نقلی چون حدیث و روایات پیرامون یک موضوع موجود باشد دیگر ما را منحیث مسلمان اجازه بکار بردن عقل قاصر آدمی نباشد.

 

مــولــوی بول الــدین ادراری :

مولوی صاحب انصاری بکلی درست فرمودند چنانچه روایات نقلی واحادیث معتبر در مورد نوشیدن بول پیامبر اسلام توسط آن صحابی موجود نبودی آنگاه عقل آدمی ما را از نوشیدن بول که نجس است و حرام طبعا که باز میداشت اما حالا که حجت نقلی درین باب موجود است پس قضاوت عقلی عقل قاصر آدمی نا روا باشد.

 

خــبرنگــار بی بی چهــل :

اما بهرصورت ما منحیث انسان، اشرف مخلوقات و خلیفه خدا در روی زمین نمی توانیم ازین ودیعه بزرگ الهی یعنی عقل سلیم انسانی اصلا استفاده نکنیم پس بنا بر صواب دید عقل و شعور آدمی جشن گرفتن زندن شدن دوباره طبیعت نمی تواند گناه و معصیتی به شمار آید.

 

مــولــوی مجــیب الــرحمــن انصــاری :

لعنت خدا و رسول خدا و چاریار کبار بر این طبیعت و زنده شدن دوباره آن !

 

خــبرنگــار بی بی چهــل :

مولوی صاحب حالا شما با طبیعت از در خصومت پیش آمده و می خواهید آن را بکلی انکار کنید ؟

 

مــولــوی مجــیب الــرحمــن انصــاری :

من بنده خدایم و فقط به پیشگاه الله سر سجده بر زمین میگذارم ، آنکس که کوشش داشت طبیعت را جاگزین خدا کند داروین لعنت الله علیه بود اما من الحمد الله مسلمانم و از نسل آدم.

داروین و پیروانش که از نسل شادی اند بروند جشن نوروز را تجلیل کنند و مانند شادی رقص و پایکوبی نمایند و به سان خوکان فسق و فجور و شهوت رانی کنند ...

 

خــبرنگــار بی بی چهــل :

مولوی صاحب شما چرا سخن را به جاه های می برید که با موضوع صحبت ما هیچ ربطی ندارد فسق و فجور و شهوت رانی چه ربطی به جشن نوروز دارد ؟

 

مــولــوی مجــیب الــرحمــن انصــاری :

بسیارهم با هم ربط دارند زیرا ادامه رقص و پایکوبی ، فسق و فجور ، شهوت رانی و زنا خواهد بود ، مگر نشنیده اید که ترانه نوروزی را چنین می خوانند :

 

ســمنک در جــوش ما کــبچه زنیم

دخــتران در خواب ما بوســه زنیم

 

خوب حالا کور با عصایش می تواند تصور کند زمانیکه دختران در خواب باشند و پسران آنها را بوسه زنند پس دختران که از خواب بیدار شوند و موسیقی چالان طبعا که پسران با ایشان آن کار دیگر را هم خواهند کرد.

 

خــبرنگــار بی بی چهــل :

هر جشن و عیدی برای مسرت و شادمانیست این دیگر تنها شاخصه جشن نوروز نیست.

 

مــولــوی مجــیب الــرحمــن انصــاری :

شما اشتباه میکنید اعیاد اسلامی با برپایی نماز عید در مسجد آغاز گردیده و با ریختاندن خون یک حیوان در راه خدا ادامه می یابند در آنجا اصلا اثری از خنده و سبکسری یا کف زدن و پایکوبی مشاهده نمی شود بلکه مردم عید را با نماز آغاز کرده و با ختم قرآن عظیم الشان و صرف غذای نذر به پایان می رسانند.

 

خــبرنگــار بی بی چهــل :

جناب مولوی صاحب پس به نظر شما اصلا در اسلام چیزی بنام  جشن و شادمانی و مسرت و شادکامی وجود ندارد ؟

 

مــولــوی مجــیب الــرحمــن انصــاری :

دنیا جای مسرت و شادی نیست از همین رو طفل با گریه چشم بدنیا باز میکند ، گذشته از آن عمر یک انسان آنقدر کوتاه است که اگر تمام زندگی را صرف عبادت کند هنوز هم نخواهد توانست شکر خداوند لایزال را بصورت شاید و باید بجا آرد.

جای لذت اصلی باغ بهشت ، لب حوض کوثر و آغوش حوران انار پستان بهشتی است که خدا نصیب هر مرد مسلمان بگرداند اما برای دست یافتن به آن لذایذ اخروی باید درین  دنیا رنج  برد و ریاضت کشید و عبادت کرد.

 

با تقـــديم حــــــــــــــــرمت

حقــ(شـــمس الحـــق)ــانی

 

https://www.facebook.com/zahrkhand

 

 

بازی تک و تکمــار در شــهر خــربوزه

 

تک و تکمــار در شــهر خــربوزه تخت و تاج ســلطنتی را خیــلی مــاهــرانه به همــدیگــر پاس میــدهــند !

 اگرما ادعا کنیم که در افغانستان قانون جنگل حاکم است این مدعا بکلی درست نخواهد بود چونکه در جنگل تعین کننده مرگ و زندگی فقط زور ، جسامت حیوان و برندگی و تیزی دندان اوست اما درینجا بر علاوه زور بازو نیرنگ و فریبکاری ، شیطنت و تکماری نیز نقش تعین کننده  در برد و باخت بازی میکند.

افغانستان بیشتر از جنگل به شهر خربوزه شباهت دارد چونکه قوانین اجتماعی درینجا وجود دارند اما تطبیق آنها با در نظر داشت شرایط اجتماعی جامعه بیشتر باعث بروز هرج و مرج و بهم خوردن نظم اجتماعی خواهد شد تا ایجاد نظم و نسق در جامعه.

 تصور کنید اگر برای مدت یک ماه اختلاس و رشوه ستانی از ادارات دولتی بصورت جدی قطع گردد چه زمین لرزه ای را در کشور به وجود خواهد آورد و تا چه حدی مناسبات اجتماعی را بهم خواهد زد که هزاران نفر را که از همین راه کسب معشیت میکردند بیکار ساخته و دسترخوان هزاران فامیل را بی نان خواهد ساخت و یا اگر تصور کنیم که برای یک هفته قوانین ترافیکی در خیابان های کابل بصورت جدی عملی گردند و چراغ های ترافیکی نه تنها برای زیبایی چار راه ها بکار گرفته شوند بلکه عابرین و رانندگان وسایط نقلیه در چراغ سرغ ایستاده و فقط در چراغ سبز حرکت کنند چه قیامتی برپا خواهد شد ، اول که دستفروشان و گدا ها در هنگام چراغ سرخ بر وسایط نقلیه هجوم خواهند آورد و با سبز شدن چراغ چه تعدادی از آنها و سایر عابرین زیر موتر ها خواهند شد چون در افغانستان اگر راننده ای دو دقیقه برای رعایت قانون انتظار بکشد از فرط خشم و غضب منفجر خواهد گردید.

 در چنین جامعه ای حکام و سیاستمدران نیز مجبورند با استفاده از هر وسیله ای جلو بروز هرج و مرج بیشتر را که از تطبیق قوانین نافذه کشور به وجود آیند بگیرند بطور مثال انتخابات آزاد که بدون شک در سایر ممالک یک دست آورد خوب و نماد جامعه مدنی است و باعث ترقی و سعادت جامعه میگردد اما اگر در افغانستان بصورت واقعی عملی گردد فاجعه ای را ببار خواهد آورد زیرا که در یک انتخابات آزاد و شفاف پیروزی کاندید های اقلیت های قومی دیگر نیز بکلی از امکان بدور نیست و اگر یکبار یک کاندید ریاست جمهوری هزاره تبار یا ازبک و ترکتبار به تخت و تاج سلطنتی که از قرن ها به قوم پشتون اختصاص داده شده دست یابند آنگاه چه قیامت کبرا برپا خواهد شد و عرش معلی به زمین خواهد افتاد.

برای جلوگیری از چنین وقایع و رویداد های ناگور احتمالی حکام پشتون مجبورند شیوه معروف تک و تکمار را بکار گرفته تخت و تاج سلطنتی را یکی به دیگری پاس دهند ، اگر دیدند که کاندید غیر پشتون برنده انتخابات شد فورا انتخابات را به دور دوم و سوم برده و در اخیر با تشکیل حکومت وحدت ملی او را از تخت و تاج سلطنتی بدور کنند.

در انتخابات بعدی بازهم برای جلوگیری از پیروزی احتمالی کاندیدای غیر پشتون انتخابات آزاد را یک دور زده و با تشکیل حکومت وفاق ملی تک و تکمار تاج سلطنتی را به یکدیگر پاس میدهند و بار دیگر باز نوبت حکومت وحدت ملی و سلطنت تک و تکمار خواهد بود.

 با تقـــديم حــــــــــــــــرمت

حقــ(شـــمس الحـــق)ــانی

https://www.facebook.com/zahrkhand

 

 بازگشــت به کســب قــدیم

 

انجــنیر داود بعــد از نا امــیدی از دســت یافــتن به چــوکــی ولایت بلــخ دو باره به کســب قــدیمــش بکــار آغــاز کــرد

انجنیر داود که مغازه بکس و دستکولش را در لندن به هوای تصاحب چوکی ولایت بلخ به نیم قیمت فروخت و سرا پاکنده خود را به کابل رساند حالا بعد از گذشت چار ماه و بالا گرفتن تنش ها میان ارگ و بلخ بالاخره از شوربای چرب ولایت صرفنظر کرده و به اصطلاح معروف حالا که قمار را باخته پس نباید حریف را از دست دهد او هم با قبول غرامات از طرف غنی با آن پول غرفه بکس و دستکول فروشی در پیش دروازه ارگ باز کرده و حتی حریف سابقش عطا محمد نور را نیز در کنارش بکار گماشته است.

 استاد عطا خیلی افسرده و پریشان بنظر میرسد ولی میگوید که از دست دادن مال و منال دنیا برایش خیلی ارزش ندارد چون از باد آمده بود و به باد رفت اما ازینکه شانس یاری نکرد که دندان های داکتر عبدالله را بشکند بسیار ناراحت و خشمگین است و از همین رو شاگردی انجنیر داود را قبول کرده تا اگر بخت یاری کند و او بتواند انتقامش را روزی از داکتر عبدالله بگیرد.

انجنیر داود که بار دیگر نمی خواهد کار و بارش را به خطر مواجه سازد احتیاطا از استاد عطا می پرسد که آیا او قصد انتحاری دارد یا با کدام طریق دیگر می خواهد سر داکتر عبدالله را زیر بالش کند ؟

استاد عطا او را خاطر جمعی داده برایش میگوید بکلی خاطر جمع باش اصلا حرف انفجار و انتحار در میان نیست بلکه من با یاری خداوند با همین دستانم او را پشت و روی خواهم کرد ، اما انجنیر داود از شنیدن این حرف در تعجب افتاده و می پرسد استاد منظور تان را از پشت و روی کردن نفهمیدم ، استاد عطا نفس عمیق کشیده و بعد از صاف کردن گلویش داستان ذیل را برای انجنیر داود حکایت میکند :

روزی دو شکارچی پیر و کهن سال از خاطرات جوانی شان حکایت میکردند شکارچی اولی رو بسوی دوستش کرده گفت :

یکروز که از جنگل بیرون می شدم شیری غرانی را دیدم که بر سر راهم ایستاده و مرا که دید چنان غر زد که برگ های درختان به ریختن شروع کرده و شاخه های درختان به لرزه افتادند و من تمام مرمی هایم را مصرف کرده بودم و فقط یک مرمی در جاغر تفنگ باقی مانده بود.

با خود گفتم بچه پدر اگر دقیق نشان نگیری و یا دستت بلرزد پس کلمه ات را بخوان که این لحظه ای آخر عمرت خواهد بود، چشم چپم را بستم و با چشم راست نشان گرفته خدا گفته فیر کردم به تقدیرش اصابت  کرد شیر بیچاره تکان نخورد و من پوستش را با خود به خانه آوردم که تا هنوز در دیوار خانه آویزان است.

شکارچی دومی بسوی دوستش نگاهی انداخته گفت : بچه کاکا خدا را شکر گذار باش که در جاغر تفنگت یک مرمی باقی مانده بود، من یکروز که از جنگل بیرون می شدم درست مانند سرگذشت خودت با یک شیر غران ولی نر موجه گشتم و حتی یک مرمی هم در جاغر تفنگم موجود نبود حیران ماندم که چه کار کنم ، یکبار تصمیم گرفتم او را از تفنگ خالی بترسانم ولی باز با خود گفتم نی بچه پدر در زندگی تقلب و نامردی نکردی حالا اگر بمری پس مردانه بمر و دست به نیرنگ و فریب مزن !

تفنگم را دور انداختم و آستین هایم را بالا زدم و بسوی شیر با دستان خالی حمله ور شدم ، شیر غر زد و من چنان مشتی محکمی بدهانش حواله کردم که یک دندان هم به دهانش باقی نماند ولی او باز غر زد و من باز دستم را به گلویش فر بردم ، باز غر زد و من دستم را به پیشتر گلویش فرو بردم تا اینکه دستم را تا به شانه ام در دهان او فرو بردم و در آخر با آخرین قوت دستم را چنان در درونش فرو بردم که انگشت شهادتم از کونش بیرون شد و من هم دمش را بدور انگشتم پیچانیده و با همه قوت آنهم قوت جوانی آن را بسوی خود کشیدم دیدم که شیر بیچاره پشت و روی شد.

با تقـــديم حــــــــــــــــرمت

حقــ(شـــمس الحـــق)ــانی

https://www.facebook.com/zahrkhand

 

نوروز حــرام

 

العجــب ، اســتشهــادی الانتحــاری حــلال اســت امــا جــشن نوروز حــرام اســت !

 

این عــــــبدالــــرحمــــن اســت

عــبدالرحمــن بی تنبــان اســت

 

گــرچــه گــنبدی به ســر دارد

لیــــک خــــــیلی نادان اســت

 

دشــمن جــشن نوروز اســت

منکــر برف و باران اســت

 

غــرق گــنداب تعصــب اســت

کــور هــر دو چشــمان اســت

 

قــلب او پر ز کــــینه و نفــرت

مغــز او پر ز کاه کادان اســت

 

شــاش اشــتر عــرب نوشــد

نوکــری به فــــرمان اســـت

 

خــــواب بهشــــت می بیــند

صد شکــر مسلمــان اســت

حــیف مسجــــد و منــبر

جای او به کادان اســت

با تقـــديم حــــــــــــــــرمت

حقــ(شـــمس الحـــق)ــانی

https://www.facebook.com/zahrkhand

 

فــیدرالــی حــلال و فــیدرالــی حــرام

 

از نظــام فــیدرالــی حــرام لطیــف پدرام تا نظــام فــیدرالــی حــلال گلبــیدین راکــتیار !

 

درین روز ها این موضوع در رسانه های اجتماعی به یک معمای بزرگی تبدیل شده که چرا نظام فیدرالی لطیف پدرام حرام و در مقابل نظام فیدرالی جناب حکمتیار حلال است ؟

اما دلیلی که اصلا چنین سوالی در ذهن جوانان و روشنفکران ما خطور کند خود بیانگر سطحی نگری و فقدان ژرف نگاه ما در موضوع و عدم شناخت دقیق ما از دو شخصیت که در بالا از ایشان نام برده شد می باشد.

شاعر درین باب چه زیبا گفته :

 

دانه فلفــل ســــــیاه و خــــال مــــاه ویان ســــــیاه  

هـــر دو یک رنگ اند امــا این کجــا و آن کجــا

 

نظام فیدرالی لطیف پدارام با نظام فیدرالی گلب الدین حکمتیار فقط وجهه مشرک اسمی دارند و در غیر آن از دو مقوله کاملا متفاوت و متضاد صحبت میکنند که نتیجه منطقی آن حرام بودن یکی و حلال بودن دیگری می تواند باشد.

نظام فیدرالی لطیف پدرام یک پدیده غربی و نظام کفریست که هدف آن فقط ایجاد درز و شقاق میان امت اسلام و تجزیه دیار مسلمین است تا بدان وسیله کشور واحد و یکپارچه افغانستان و ملت افغان را به ملیت های پشتون ، تاجک ، هزاره و ازبک تقسیم بندی کرده و زمینه تجزیه کشور را فراهم سازد.

 

اما بر عکس نظام فیدرالی جناب حکمتیار فقط تقسیم بندی کشور به دو قلمرو اداری یکی مناطق پشتو زبان کشور زیر پرچم سفید خلافت اسلامی طالبان و دیگری مناطق فارسی زبان کشور زیر پرچم سبز امارت اسلامی حزب اسلامی است که در هر دو قلمرو شریعت غرای محمدی جاری بوده و شمشیر اسلام حکومت میکند.

لهذا کور با عصایش خواهد دید که نظام فیدرالی جناب لطیف پدرام با نظام  فیدرالی جناب حکمتیار همچون شب و روز یا شیر و قیر از هم تفاوت دارند و بنا به اقتضای عقل سلیم انسانی و انصاف و مروت باید هم یکی حرام و دیگری حلال باشد.

 

با تقـــديم حــــــــــــــــرمت

حقــ(شـــمس الحـــق)ــانی

 

https://www.facebook.com/zahrkhand

 

طـــنزروز به مـــناســـبت هشــتم مــارچ روز جهـــانی زن

 

دســت دادن با مــرد نا محــرم

 

شــورای علمــای افغانســتان زنــی را به جــرم دســت دادن با مــرد نامحــرم محکــوم به اعــدام کــرد !

 

عده چشمان بصیرت شان چنان کور و قلوب شان خالی از ایمان به خدا و روز جزاست است که هنوز هم علت این سیه روزی و قتل و کشتار هر روزه در کشور را درک نکرده اند و یا نمی خواهند این واقعیت تلخ را قبول کنند که این غضب الهی ثمره گناهان و معصیات خود شان است.

اگر تا کنون بجای برف و باران که رحمت خداوند است از آسمان آتش و سنگ و ریگ داغ نباریده و همه را زیر آوار ریگ و خاکستر مدفون نکرده این بدون شک از برکت وجود یکعده علمای دین ، قاریان قرآن و طلاب کرام است ورنه صبر و حوصله الهی هم روزی به پایان میرسید و با یک زلزله شدید و یا یک سیلاب قدرتمند به اینهمه گناه و معصیت پایان میداد.

 

دردا و حسرتا که در سرزمین مجاهدین اسلام و طلاب کرام ستاره افغان سرمشق جوانان کشور شده و لعو لعب و هرزگی ، رقص و پایکوبی بنام هنر باعث پخش فساد اخلاقی در جامعه گردیده ، شرم و حیا ، عفت و پاکدامنی از میان امت اسلام رخت بربسته ، نطاقان زن در برنامه های تلویزیونی با چنان آرایش غلیظ در پشت پرده تلویزیون ظاهر میگردند که گویی شب زفاف است و خود را برای شوهران شان آرایش کرده اند.

 

در حالیکه همه ادعای مسلمانی دارند و کلمه محمدی بر زبان جاری میکنند و به نیکی میدانند که زن مسلمان را مجاز نباشد که تاری مویش را مرد نامحرم ببیند و یا حتی صدای پایش را مرد نامحرم بشنود و نظر به روایات متعدد از منابع معتبر اسلامی در روز قیامت این زن که یک تار مویش از زیر چادر بیرون شده و چشم مرد نامحرم بدان افتاده با همان تار مو برای هفت شبانه روز بر شاخ درخت طوبی آویزان میگردد.

همچنین نظر به روایات دیگری از کتب معتبر اسلامی چاپ بازار قصه خوانی پشاور پاکستان زن مومنه که دستش به دست مرد نامحرم تماس پیدا کرده در روز جزا آن دستش پشت و روی میگردد که اگر دست راست باشد دیگر آن عاجزه نمی تواند لقمه نانی بر دهان برد و در نتیجه از گرسنگی هلاک میگردد.

 

با تقـــــــــديم حـــــــــــرمت

حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

 

 

معــادلــه چهــار مجهــولــه

 

زمــانیــکه دو پنجــاه فیصــدی داشــت ولــی چهــارپنجــاه فیصــدی نیــاز داشــت چــه باید کــرد !

 

یک چیستان بیاد داشتم که گفته می شد دو سیب داریم و چار نفر که باید به هر نفر یک سیب سلامت برسد : اشخاص عبارت بودند از ملا و دخترش با دهقان و خانمش.

حالا تقسیم عادلانه کیک قدرت سیاسی افغانستان که دو پنجاه فیصدی ولی چهار پنجاه فیصدی طلب داریم مرا بیاد همان معمای بالا می اندازد.

 

توجه دوستان و هموطنان گرامی را به مصاحبت دوستانه در باب حل این معضله میان جلالتماب اشرف غنی رئیس جمهور کشور ، محترم داکتر عبدالله رئیس اجرایی کشور ، محترم راکتیار امیر حزب اسلامی افغانستان و محترم مولوی جنت گل نماینده طلاب کرام جلب میکنم :

 

جــلالتمــاب اشــرف غنــی :

خوب درینکه این یک معضله نهایت مغلق و پیچیده است هیچ جای شکی نیست اما به قول حضرت سعدی رحمت الله علیه کوه هر قدر هم بلند باشد در سرش یک راه دارد و ما هم بیاری پیامبراسلام صلی سلم یک راه حل برای این مشکل پیدا خواهیم کرد و در صورت ضرورت خواهیم توانست از محترم  صدیق افغان پروفیسر ریاضی فلسفی جهان کمک بگیریم.

 

داکــتر عبــدالله :

والله داکتر صایب کتاب خو دری مورد سخت گفته دو پنجاه فیصدی ره از طریق ریاضی فلسفی هم نمیشه به چار پنجاه فیصدی طلب تقسیم کد.

 

گلــب الــدین راکتــیار :

داکتر صایب غنی از طرف مه بکلی خاطر جمع باشین مه عمر خوده ده کوه و صحرا گشنه و تشنه به خاطر بدست آوردن قدرت سپری نکدم ، جهاد مه فقط از برای خدا بود و مه هر طوریکه نظر اولوالامر اسلام باشه به آن راضی هستم.

 

مــولــوی جــنت گــل :

حکمتیار صایب بلکل درست گفتی ما هم خاص برای رضایت خدای تعالی جهاد کدی نه از برای چوکی ، شما سپین ژیر ما هستی ما پیصله شما  بلکل کبول کدی.

 

جــلالتمــاب اشــرف غنــی :

داکتر صایب عبدالله مه خو از سخاوت و بزرگواری ای دو بزرگوار بکلی خجالت شدم واقعا که جهاد این ها برای خدا بوده ، خی چه گفتی اگه ما و تو به رسم عدالت و انصاف یک کمی از سهم قدرت خود به اینها بتیم ؟

 

داکــتر عبــدالله :

نظری بدی نیس مه هم موافق هستم.

 

جــلالتمــاب اشــرف غنــی :

پس ایطو میکنیم که هر کدام ما بیست و پنج فیصد از سهم قدرت خود به هر کدام اینها میتیم یعنی مه از سهم پنجاه فیصدی خود بیست و پنج فیصد به حکمتیار صایب و بیست وپنج فیصد به مولوی صایب میتم و تو هم همی کار ره میکنی.

 

داکــتر عبــدالله :

داکتر صایب بری خود ما چی باقی می مانه ؟

 

گلــب الــدین راکتــیار :

داکتر صایب غنی ما شکر الحمد الله در یک نظام دیموکراسی زندگی میکنیم پس ایطو تصمیم های مهم ره فقط از طریق رای گیری باید حل و فصل کنیم.

 

جــلالتمــاب اشــرف غنــی :

بسیار نظر عالی و مه فکر میکنم که داکتر صایب عبدالله هم با دیموکراسی و رای گیری کدام مخالفت نداشته باشن.

 

داکــتر عبــدالله :

نی مه چرا با رای گیری مخالفت داشته باشم.

 

جــلالتمــاب اشــرف غنــی :

خی هر کس با نظر مه موافق اس دست خوده ره بالا کنه !

خودم یک ، محترم حکمتیار صایب دو و مولوی جنت گل صایب سه نفر موافق در مقابل داکتر صایب عبدالله یکنفر مخالف.

حکمتیار صایب ، مولوی صایب به هر دوی تان مبارک باشه و خداوند به شما توفیق بته که از ما بهتر بتانین به ملت افغان مصدر خدمت شوین.

 

گلــب الــدین راکتــیار :

به امت مسلمان افغان مبارک باشه و خداوند متعال ما را توفیق عنایت کنه که خدمتگار خوب برای ملت افغان باشیم و دشمن های وحدت ملی و عزت و افتخار افغان ره تار و مار کنیم.

اما ما نمی تانیم قبول کنیم که شما قدرت سیاسی را بما داده و خود ده کنج خانه بشینین پس من پیشنهاد میکنم که ازین ببعد داکتر صایب غنی لقب بابای ملت افغان را دریافت کده و در امور مهم کشوری و لشکری ما را هدایت و رهنمایی کنه و داکتر صایب عبدالله منبعد ریاست شوری عالی صلح را عهده دار شون.

 

داکــتر عبــدالله :

شوری عالی صلح یعنی چی طالبان که با دولت یکجا شدن !؟

 

گلــب الــدین راکتــیار :

طالبان با دولت یکجا شدن اما داعش که هنوز سر جایش مانده.

 

داکــتر عبــدالله :

اما یک شخص مهم دیگه را شما بکلی فراموش کدین منظورم استاد عطا محمد نور اس.

 

جــلالتمــاب اشــرف غنــی :

نی او ره فراموش نکدیم  وزارت مهاجرین را به او می سپاریم.

 

داکــتر عبــدالله :

وزارت مهاجرین و عودت کنندگان هم پست بدی نیس.

 

گلــب الــدین راکتــیار :

داکتر صایب عبدالله شما غلط فامیدین ، وزارت مهاجرین و عودت کنندگان نی بلکه وزارت مهاجرین و هجرت کنندگان یعنی به آنهایکه هویت افغان را قبول ندارند از طرف آن وزارت کارت مهاجرت برای رفتن به کشور های دیگه داده میشه.

 

داکــتر عبــدالله :

بسیار خوب مه حالی به گپ رسیدم.

 

با تقـــــــــديم حـــــــــــرمت

حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

 

https://www.facebook.com/zahrkhand

 

تروریســت هــای دولتــی

 

الحــاج رفیـق اتمــر میــگوید ۵۵ هــزار تروریســت دولتــی تحــت نظــارت او در افغـانســتان فعــالــیت دارند

توجـه همـوطـنان گـرامـی را به مصـاحـبه خـبرنگـار بی بی چهـل با محـترم الحـاج رفیـق حـنیف اتمـر در بابت این موضـوع جلـب میکـنم :

خـبرنگـار بی بی چهـل :

جناب محترم حاجی اتمر شایعاتی درین روز ها در رسانه های کشور مبنی بر فعالیت های ۵۵ هزار تروریست دولتی تحت نظارت شما وجود دارد آیا شما این ادعا ها را تائید میکنید یا تکذیب ؟

الحـاج رفیـق حنیـف اتمـر :

این خبر درست است شایعه نیست.

 

خـبرنگـار بی بی چهـل :

چطور چنین چیزی ممکن است که ۵۵ هزار تروریست تحت حمایت و نظارت  مشاور امنیت ملی کشور فعالیت کنند ؟

 

الحـاج رفیـق حنیـف اتمـر :

گمان کنم که معلومات جنابعالی درباب تروریزم قدری کهنه شده و به آبدیت ضرورت دارد.

 

خـبرنگـار بی بی چهـل :

منظور تان را درست نفهمیدم لطفا کمی توضیحات ارائه فرمائید !

 

الحـاج رفیـق حنیـف اتمـر :

تروریزم مدرن امروزی تروریزم کهنه دیروزی نیست بلکه در حقیقت می توان از تروریزم امروزی منحیث صعنت تروریزم نام برد که کشور های پیشرفته صنعتی در راس آنها امریکا و انگلیس برای تامین منافع اقتصادی شان شدیدا بدان نیازمند اند و این نیازمندی غرب منبع در آمد خوبی برای کشور های فقیری چون افغانستان و پاکستان است ، لهذا دولت افغانستان برای تامین مصارف هنگفت نظامی و ملکی کشور به این منبع درآمد نیاز دارد و طبعا از آن استفاده میکند.

 

خـبرنگـار بی بی چهـل :

اما از جانب دیگر مگر همین پدیده تروریزم باعث بروز وحشت و دهشت ، ویرانی و قتل و کشتار مردم بی گناه در کشور نگردیده است ؟

 

الحـاج رفیـق حنیـف اتمـر :

شما باید میان تروریزم خوب و تروریزم بد تفکیک کنید !

 

خـبرنگـار بی بی چهـل :

پس تروریزم نیز انواع و اقسام مختلف دارد ؟

الحـاج رفیـق حنیـف اتمـر :

بلی ما در افغانستان عموما با سه نوع تروریزم سر و کار داریم :

تروریزم دولتی ، تروریزم شرکت های خصوصی و تروریزم پراگنده و گروه های افراطی که تروریزم دولتی همیش در راستای منافع علیای کشور فعالیت هایش را بصورت دقیق و مسولانه تدوین کرده و محتاطانه انجام میدهد در حالیکه تروریزم شرکت های خصوصی بیشتر روی منافع اقتصادی تکیه میکنند و تروریزم گروه های افراطی طوریکه از نام شان پیداست بیشتر اهداف ایدیولوژیکی و عقیدتی را دنبال میکنند.

خـبرنگـار بی بی چهـل :

اما تا جایکه من اطلاع دارم پدیده تروریزم همیش خرابی و بربادی ببار آورده و با عث قتل و کشتار مردمان بی گناه گردیده.

الحـاج رفیـق حنیـف اتمـر :

اما این ادعای تان در مورد تروریزم دولتی اصلا صادق نیست چون تروریزم دولتی با پلان های دقیق عمل میکند و فقط به دشمنان منافع علیای کشور ضربه وارد میکند و امکان متضرر شدن افراد بی گناه در آن تقریبا صفر است.

خـبرنگـار بی بی چهـل :

مگر در حملات انتحاری چار راه دهمزنگ و چار راه صدارت صد ها انسان بی گناه کشته و مجروح نشدند ؟

الحـاج رفیـق حنیـف اتمـر :

حمله انتحاری چار راه دهمزنگ توسط انتحاریون دولتی انجام شد و در آن فقط به دشمنان وحدت ملی و منافع علیای کشور آسیب رسید و حمله انتحاری چار راه صدارت توسط گروه های افراطی مذهبی صورت گرفت که به افراد بی گناه نیز آسیب رسید پس شما باید میان این دو جریان فرق بگذارید.

خـبرنگـار بی بی چهـل :

حمله انتحاری چار راه دهمزنگ کار تروریستان دولتی و از چار راه صدارت از گروه های افراطی بود پس گروه تروریستی شرکت های خصوصی مسول کدام حملات اند ؟

الحـاج رفیـق حنیـف اتمـر :

گروه تروریستی شرکت های خصوصی بیشتر در قسمت ترور ها و اختطاف های شخصی از سرمایه داران و تجاران کشور انجام وظیفه میکنند و درین اواخر افراد سرشناس کشور چون وزرا ، وکلای پارلمان و یا سایر سرمایه داران کشور در محافل شادی بجای فیر های شادیانه که کهنه شده و از مود افتاده انتحاری سفارش میدهند.

خـبرنگـار بی بی چهـل :

جناب اتمر معلومات تان پیرامون انواع و اقسام تروریزم برایم خیلی جالب و آموزنده بود از شما خیلی سپاسگذارم.

الحـاج رفیـق حنیـف اتمـر :

جهت معلومات بیشتر تان بد نخواهد بود اگر ضمنا از تقسیم بندی تروریزم دولتی به تروریزم فزیکی و تروریزم حیثیتی یاد آور شوم که از تروریزم حیثیتی فقط در حالات خاص و در صورت که تروریزم فزیکی ما را به هدف رسانده نتواند استفاده می شود.

خـبرنگـار بی بی چهـل :

بعید از لطف تان نخواهد بود اگر جهت تفهیم بیشتر بنده یک مثال هم ارائه فرمائید !

الحـاج رفیـق حنیـف اتمـر :

ما تا حال فقط یکبار این شیوه را بکار برده ایم آنهم توسط احمد ایشچی علیه جنرال دوستم که نتیجه آن برای مان کاملا رضایت بخش بود ، انتحاری بصورت فزیکی از بین نرفته و در صورت ضرورت باز هم قابل استفاده است و دوستم نیز بدون خون ریزی و ایجاد سر و صدا مجبور به ترک کشور گشت.

خـبرنگـار بی بی چهـل :

حاجی صاحب اتمر یکجهان ممنون از معلومات گرانبهایتان.

با تقـــــــــديم حـــــــــــرمت

حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

https://www.facebook.com/zahrkhand

                                                                                         

امتحــان پدرکــلان امــام حســین

 

اشــرف غنــی گفــت پارچــه پارچــه شــدن فــرزندان مــا و ریخــتاندن خــون شــان فقــط امتحــان پدرکــلان امــام حســین اســت.

 

اما بدون شک که در ذهن هر انسانی این سوال پیدا می شود که چرا پدر کلان امام حسین فقط اولاد غریب و غربه و مامورین پائین رتبه را مورد امتحان و آزمایش قرار میدهد و نور چشمی های شیر و پراته خور شیک پوش هایلکس سوار را ازین امتحان مبرا میدارد.

به یقین که چنین نیست و در دربار الهی همه بدون در نظر داشت موقف و منزلت اجتماعی مورد امتحان و آزمون خداوندی قرار میگیرند فقط سوال امتحان کمی از همدیگر فرق داشته و از هر گروه مطابق سطح زندگی اجتماعی و طبقاتی شان تهیه و تدوین گردیده است.

 

سوالات امتحان اولاد غریب بسیار ساده و آسان بوده و سخن از اشک و خون و قتل و کشتار و انتحار و انفجار در چاراهی دهمزنگ و چارراهی صدارت است و برعکس سوال های امتحان شهزادگان و نورچشمی های شیر و پراته خور خیلی مغلق و پیچیده و معنی بلند شان فهم تند می خواهد و در آنجا سخن از خرید و فروش اسعار خارجی و احجار کریمه و فلزات نجیبه و املاک منقول و غیر منقول در دوبی و امارات و لندن و نیویارک است که اولاد غریب از آنها سر در نمی آورد.

 

حالا ما نباید در کار خدا تشبث کرده و به زعم خویش خواهان برقراری عدالت اجتماعی در امور زندگی گردیم که چنین کاری عواقب وخیمی در پی خواهد داشت.

کافیست تصور کنید که خواست شما مورد قبول درگاه الهی قرار گرفته و حضرت ایشان فقط برای یکروز سوالات امتحان اولاد غریب و اولاد غنی را تبدیل کند ببینید چه فاجعه ای در مملکت رخ خواهد داد.

اول که اولاد غریب به علت بلد نبودن به زبان انگلیسی سوالات امتحان را نافهمیده همه دارایی ها و ذخایر طلا و الماس را در قمار بزرگ به مفت به دلالان و مافیای بین الملل می بازد و در اخیر حتی پول برگشت به وطن را هم نداشته و مجبور از دوبی تا کابل پای پیاده برگردد.

سوالات امتحان اولاد غریب برای شهزادگان نازدانه و شیر و پراته خور نیز نهایت دشوار و عواقب آن برای دولت رقتبار خواهد بود ، شما تصور کنید که مریم جان نازدانه برا ی اشتراک در این امتحان در چارراهی صدارت قدم رنجه فرماید و چند لحظه بعد پارچه های بدن نازنینش را اشرف غنی و بی بی گل از شاخه های درختان و بالای دیوار خانه ها جمع آوری کنند.

 

آیا در آن حالت باز هم اشرف غنی دست صلح و دوستی به سوی برادران ناراض و مخالفین سیاسی اش دراز خواهد کرد ؟

آیا در آن حالت باز هم اشرف غنی این کار را امتحان پدرکلان امام حسین گفته و قلب خون چکانش را تسلی خواهد داد ؟

آیا در آن حالت باز هم اشرف غنی بعد از نیم ساعت در مجلس ضیافتی در ارگ اشتراک ورزیده و همه چیز را فراموش خواهد کرد ؟

 

به یقین که نه !

بلکه حد اقل یک هفته عزای عمومی اعلان شده و تمام علمای دینی و تیکه داران قومی از سراسر کشور برای فاتحه خوانی بزرگ در ارگ و دور و پیش ارگ جمع خواهند شد و شهر کابل سیاه پوش شده به شهرعزاداری تبدیل خواهد شد و برای اولین بار چند زندانی طالب به پای جوخه دار برده شده و طعم تلخ مرگ را خواهند چشید.

امریکا و انگلیس به پاکستان و پاکستان به سگان طالبش دستور صادر خواهد کرد که بار دیگر مرتکب چنین اشتباهی نگردند.

 

با تقـــــــــديم حـــــــــــرمت

حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

 

https://www.facebook.com/zahrkhand

 

جــلاد خــاد حــاجــی شــد

 

جــلاد خــاد از گــناهــان گــذشــته اش توبه کــرد تا جــای برای گــناهــان تازه پیــدا شــود !

 

آیا متوجه شده اید که فلسفه وجودی زیارت حج خیلی به حمام های عمومی قدیم کابل شباهت دارد ، در قدیم ها که مردم در خانه های گلین زندگی میکردند و کمتر کسی تشناب یا حمام جان شویی در خانه داشت اکثرا مردم روز های جمعه را برای رفتن به حمام عمومی اختصاص داده بودند که در صالون بزرگ حمام با بستن لنگ بدور کمر همه مصروف شستن و کیسه زدن و صابون کاری بدن می شدند.

بعد از زدودن چرک و کثافات بدن و آب کشیدن از سر تا قدم یک احساس پاکی و سترگی به انسان دست میداد و در اولین ساعات بعد از حمام آدم کوشش به خرچ میداد که وجودش را پاک نگهدارد و از کثافت و گرد و خاک محیط دوری کند اما بعد از مرور یکی دو روزی باز همان آش بود و همان کاسه.

 

زیارت حج هم خیلی به همین حمام های عمومی شباهت دارد که در آنجا هم همه لنگ بدور کمر می بندند ولی فقط بجای پاک کردن کثافات جسمی به زدودن کثافات روحی و گناهان و معصیات یک عمر می پردازند.

هر کسی با کوله بار از گناهان یک عمر در آنجا حاضر شده یکی قصاب بوده و بجای گوشت گوسفند به مردم گوشت سگ و گوشت خر فروخته ، دیگری شیر فروش بوده و در شیرش بیشتر از شیر آب نل مخلوط کرده ، دیگری ملای مسجد بوده و بر طفل معصومی که نزدش درس قرآن می آموخته تجاوز کرده ، دیگری مولوی نامدار بوده و در تنور داغ اسلام برایش نان روغنی پخته ، دیگری سیاستمدار و روشنفکر بوده و برای منافع شخصی و گروهی به مادر وطن خیانت کرده و میهن را به بیگانه فروخته و دیگری در گذشته جلاد خاد بوده و صد ها انسان بی گناه را به جرم مسلمان بودن و ریش داشتن شکنجه داده و بیرحمانه به قتل رسانده.

 

امروز همه یکسان لنگ بدور کمر بسته اند و تصمیم گرفته اند که خود را از گناهان گذشته پاک و منزه سازند و آنهم چه ساده و بی مصرف نه محکمه ای وجود دارد که آنها مجازات شوند و جرم گناهان و معصیات شان را بپردازند و نه مقام که حد اقل ایشان را منت و سرزنش کند.

فقط کافیست که هفت بار بدور خانه خدا بچرخند که در هر بار چرخیدن گناهان شان چون توت به زمین ریخته و ایشان پاک و منزه شده و تولد دوباره گردند.

ازین ببعد اگر بتوانند از گناه و معصیت دوری کنند که خوب ولی حتمی نیست چون انسان موجود ضعیف است و خداوند بخشاینده و مهربان اما حد اقل باید متوجه جلوه ظاهری شان باشند که منحیث حاجی از غیر حاجی تشخیص گردند.

 

با تقـــــــــديم حـــــــــــرمت

حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

 

https://www.facebook.com/zahrkhand

 

 

 

بزگـترین گـروگـان گـیری تاریخ

دیوانه زنجـیری که اشـتباهـا بر تخـت سـلطنت کـابل نشسـت حـالا تمـام کشـور را به گـروگـان گـرفـته !

اما دردناکتر و فاجعه بار تر از همه اینست که این دیوانه با وجود همه دیوانگی ها و هذیان گویی هایش که گهی امام حسین را نواسه خدا می پندارد و گهی قاتلان فرزندان ملتش را مخالفین سیاسی می نامد از طرف یکتعداد کسان حمایت و پشتیبانی می شود.

حالا در ذهن هرکسی این سوال خلق می شود که چطور ممکن است کسانی پیدا شوند که از چنین دیوانه زنجیری و خطرناک حمایت کنند ؟

در جواب باید گفت کسانیکه ازین دیوانه حمایت میکنند از دو گروه انسانهای تشکیل میگردند که در حقیقت خود آنها نیز دیوانه اند، گروه اول دیوانه تعصب و تنگنظری و گرایشات افراطی تباری و خونی و گروه دوم دیوانه دالر و قدرت پوشالی که این دو گروه یکجاه شده و زمینه را برای مستی ها، دیوانگی ها و هذیان گویی های سلطان دیوانگان فراهم کرده اند.

سلطان زنجیری که از باده حمایت حامیان دیوانه و چاپلوسی و پابوسی مزدوران فرومایه سخت به وجد و مستی آمده حالا گاهی ادای فراعنه مصر درآورده و گاهی هم کفش های امیر عبدالرحمن خان و هیتلر را به پا میکند.

درین اوخر کار بجای رسیده که او به مخالفین سیاسی و معترضین و منتقدین عملکرد های نابخردانه اش اخطار داده که اگر ایشان دست از انتقاد و اعتراض برنداشته و سر تسلیم به پیشگاه سلطان زنجیری خم نکنند وی در یک حمله انتحاری که هنوز تاریخ بشریت شاهد آن نبوده تمام کشور را به خاک و خون کشیده و جوی ها و دریا های خون جاری خواهد ساخت.

قدر مداری پارک زرنگار را ندانستیم و خدا دیوانه زنجیری را بر ما نازل کرد پس خود کرده را چه حق شکایت و گلایه باشد و باز هم فراموش نکنیم که از بد بد ترش توبه !

با تقـــــــــديم حـــــــــــرمت

حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

https://www.facebook.com/zahrkhand

 

مــرغ ســعادت

 

مــرغ ســعادت بر ســر دهقــانی در کــندوز نشســت و او والــی ســمنگان شــد

 

توجــه شــما را به صحــبت تلفــونی مــیان این دهقــان خــوش ســعادت و زعیــم عــالیــقدر کشــور جلــب میکــنم :

 

جــلالتمــاب غــنی :

او بچه ابراهیمی مه امروز تو ره کدوم والی سمنگان.

 

لطــیف ابراهیمــی :

مثلیکه جنرال دوستم باشی که ایطو مزاق ها میکنی !؟

 

جــلالتمــاب غــنی :

بچه خر مه ولسمشر هستم دوستم چه میکنه او ده ترکیه اس.

 

لطــیف ابراهیمــی :

خی ولسمشر صایب نمره ره اشتباه کدین شما روف بیادر مه کار دارین.

 

جــلالتمــاب غــنی :

نی مه تو ره امروز والی سمنگان کدوم، گپه فامیدی ؟.

 

لطــیف ابراهیمــی :

صایب مه خرکار آدم چه رقم والیگری کنم !؟

 

جــلالتمــاب غــنی :

بچه خر سری چوکی خو شیشته میتانی.

 

لطــیف ابراهیمــی :

بلی صایب سری چوکی شیشته میتانم  اما چارزانو.

 

لطــیف ابراهیمــی :

ولسمشر صایب مه خو خاندن و نمشته را یاد ندارم باز چه رقم کار کنم !؟

 

جــلالتمــاب غــنی :

بچه خر تو فقط سری چوکی می شینی کار ره دیگه کس میکنه.

 

لطــیف ابراهیمــی :

باز ده آخر ماه ماش خو میتین مره !؟

 

جــلالتمــاب غــنی :

بکلی خاطر جمع باش اگه بسیار لودگی نکنی ماش دالری بریت میتیم.

 

لطــیف ابراهیمــی :

صایب هرچه که شما امر کنینن مه ده خزمت هستم.

 

جــلالتمــاب غــنی :

خوده آماده کو که هلیکوپتر پشتت میایه و تو ره به سمنگان انتقال میته !

 

لطــیف ابراهیمــی :

صایب صبر کنین که  مه اول خر مه خانه ببرم.

 

جــلالتمــاب غــنی :

صبر نمیشه که استاد عطا کدام توطئه نکنه ، خیر اس خرته هم با هلیکوپتر انتقال میتن.

 

لطــیف ابراهیمــی :

صایب خر ده هلیکوپتر جای میشه ؟

 

جــلالتمــاب غــنی :

بچه خر هلیکوپتر امریکایی اس هر روز صد ها طالب و داعش ره به سمت شمال انتقال میته خری تو چیس !

 

لطــیف ابراهیمــی :

خو ولسمشر صایب شما که میگین درست اس.

با تقـــــــــديم حـــــــــــرمت

حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

https://www.facebook.com/zahrkhand

 

آغــاز توزیع شــترنامــه هــای برقــی

 

غنــی توزیع شــترنامــه هــای برقــی را از شــتر پدری و خــانمــین مسیحــی و مســلمانش بی بی گــل نرم بر و بی بی ســرور بی زبان آغــاز کــرد.

 

در فرهنگ کهن بدوی صحرا گردی و کوچیگری شتر مانند گوسفند مال بهشت بوده و از قدوم نیک برخوردار می باشد که ازین رو کوچی ها به منظور پر برکت ساختن مواد خوراکی شان غله جات و علوفه قبیله را اول توسط شتر دسلاف کرده بعد از آن استفاده میکنند.

اشرف غنی نیز به پیروی از همان سنت کهن قبیله اولین شترنامه برقی را به شتر پدری اش توزیع کرد تا از قدوم نیک او کار توزیع آن به ملت با موفقیت به پیش رود.

وی حتی در نظر دارد که بعد از ختم کار توزیع شترنامه های برقی برای شهروندان کشور برای رفع منازعات دایمی میان کوچی ها و ده نشینان برای مواشی کوچی ها نیز شترنامه های برقی توزیع کند.

 

اما از میان دو پایان ارگ نشین افتخار دریافت اولین شترنامه های برقی را خانمین محبوبین ایشان بی بی گل نرم بر و بی بی سرور بی زبان داشتند که در مرحله بعدی سعادت دریافت آن نصیب اراکین دولتی خصی شده خواهد گشت

بعد از اراکین بلند پایه دولتی، علمای کرام، افسران نظامی، نخبگان و متنفذین کشور نوبت به غریب و غربه و ماموری پائین رتبه خواهد رسید که ایشان اگر در مدت یکماه اول درخواستی شترنامه های برقی شان را به اداره مربوطه وزارت داخله تسلیم نمایند برای سه ما مصرف برق شان از طرف شرکت برشنا بخشیده شده و یک چارچر سامسونگ هم همراه با شترنامه برقی رایگان بدست خواهند آورد.

 

با تقـــــــــديم حـــــــــــرمت

حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

https://www.facebook.com/zahrkhand

  

ســالگــره نواســه راکــتیار

 

راکــتیار حتــی در روز ســالگــره نواســه اش از فــرســتادن استشــهادی به کــابل دریغ نکــرد !

 

احساس مسولیت اسلامی را باید از مسولین و مجاهدین حزب اسلامی گلبیدین بیاموخت ، ما می توانیم از چندین مثال در باب چنین ایثار و فداکاری های بینظیر نام ببریم که بطور مثال مجاهدین حزب اسلامی حتی در روز عقد نکاح شان برای حملات استشهادی خود را آماده ساخته اند و یا مصاحبه سخنگوی حزب اسلامی برادر مجاهد امین کریم را شاید همه در پرده تلویزیون خورشید دیده باشند که به خبرنگار گستاخ و بی ادب چنان جواب دندان شکن داد که تا زنده باشد فراموش نکند.

خبرنگار احمق در کمال بی شرمی و گستاخی از برادر مجاهد پرسید که چرا خودش در حملات انتحاری و استشهادی شرکت نمیکند ؟

برادر کریم با کمال متانت در جواب آن خبرنگار کودن گفت :

"میدانی که مادرم همین لحظه در حال نزع بود که من منحیث انجام رسالت اسلامی ام در استدیوی تلویزیون شما برای مصاحبه حاضر شده ام آیا ایثار و فداکاری بزرگتر ازین را شما در زندگی تان سراغ دارید ؟"

خبرنگار بیچاره رنگش سرخ شده و از جواب دندان شکن برادر کریم نهایت خجالت زده شد، بلی توان چنین ایثار و فداکاری را فقط مجاهدین جان برکف حزب اسلامی دارند.

هفته قبل مادر برادر کریم برای انجام حج عمره با جمع از مسلمانان دیگر عازم بیت الله شریف شدند خداوند حج ایشان را قبول درگاه شان بنماید.

 

اصلا قرار بر این بود که مجاهد بزرگوار جناب حکمتیار سالگره نورچشمی شان را با خاطر آرام در فضای گرم فامیلی برگزار نمایند اما بطور ناگهانی تغیری در برنامه حمله استشهادی مجاهدین حزب اسلامی در کابل پیش آمد که برادران مجاهد می خوستند آن را به تعویق اندازند تا حکمتیار صاحب در کمال آرامی بتواند سالگره نواسه اش را تجلیل نماید اما این پیشنهاد به هیچ صورت مورد قبول حکمتیار صاحب قرار نگرفت و ایشان قبول نکردند که مسولیت اسلامی شان را به علت مسائل فامیلی به تعویق بیاندازد لهذا در حین برگزاری جشن تولدی نور چشمی عملیات استشهادی مجاهدین حزب اسلامی را از طریق تلفون در کابل هدایت و رهنمایی کرده و موفقانه به پایان رسانید که در نتیجه سی و پنج نفر کافر و منافق داخلی و یکنفر کافر خارجی روانه اسفل من النار شده و سه نفر استشهادی حزب اسلامی جام شهادت نوشیده و هر کدام به وصال هفتاد و دو حور بهشتی توفیق یافتند.

 

با تقـــــــــديم حـــــــــــرمت

حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

 

https://www.facebook.com/zahrkhand

 

گــلو مــیان انتحــاری واستشــهادی

 

مصــاحــبه خــبرنگــار بی بی چهــل با گلــبیدین راکــتیار پیــرامــون حــملات انتحــاری و استشــهادی

 

توجــه هــموطــنان گــرامــی را به مصــاحــبه خــبرنگــار بی بی چهــل با محــترم گلــبیدین راکــتیار امــیر حــزب اســلامــی افغــانســتان پیــرامــون حــملات انتحــاری و استشــهادی جلــب میکــنم :

 

خــبرنگــار بی بی چهــل :

جناب راکــتیار درین روز ها در مطبوعات کشور خیلی سخن از حملات انتحاری و استشهادی گفته می شود اما هیچ کسی نتوانسته بصورت روشن و دقیق تفاوت میان این دو عمل را برای مردم تشریح کند حالا بعید از لطف شما نخواهد بود اگر خود تان با ارائه روشنی درین مورد مردم را از درد سر نجات دهید !

 

گلــبیدین راکــتیار :

لطفا به جلد ششم کتاب رهنمای بهشت چاپ بازار قصه خوانی پشاور نوشته خودم مراجعه کنید موضوع به وضاحت در آنجا تشریح گردیده است.

 

خــبرنگــار بی بی چهــل :

خوب راکتیار صاحب حالا که کتاب تان در دسترس ما قرار ندارد پس از بعید لطف تان نخواهد بود اگر قبول زحمت فرموده مختصر به تشریح موضوع بپردازید !

 

گلــبیدین راکــتیار :

به روایت کتاب مذکور حمله استشهادی از بالا و با سر دادن نعره تکبیرآغاز شده و درین حمله فقط کافران و ملحدین به قتل رسیده و مومنین و مسلمین از برکت نعره تکبیر از آسیب آن بکلی در امان می باشند.

حکم شرعی آن حلال و پاداش آن در آخرت هفتاد و دو حور انارپستان چارده ساله است.

 

همچنین به روایت کتاب مذکور حمله انتحاری از پائین و بدون سر دادن نعره تکبیرآغاز میگردد چون مجاهد با داخل کردن مواد منجره در دهان پائینی اش وضویش می شکند و سردادن نعره تکبیر بدون وضو از لحاظ شرعی مجاز نیست که متاسفانه از اثر فقدان نعره تکبیر درین حمله به هر زنده جانی و حتی سنگ و چوب هم می تواند آسیب برسد.

حکم شرعی آن حرام و پاداش آن در آخرت دو حور بی دندان هفتاد و دو ساله می باشد.

 

خــبرنگــار بی بی چهــل :

ممنون از تشریحات خوب تان حالا گمان برم که فرق میان این دو عمل برای همگان روشن و واضح گردید.

 

گلــبیدین راکــتیار :

اگر کسی خواستار معلومات مفصل تر باشد می تواند به کتابم مراجعه نماید.

 

خــبرنگــار بی بی چهــل :

جناب راکــتیار یک سوال دیگر را نیز مردم خیلی علاقمند اند که جوابش را از زبان شما بشنوند و آن اینست که شما چرا فرزند خودتان را در حملات استشهادی به مقابل دشمن نمی فرستید ؟

 

گلــبیدین راکــتیار :

اختیار اینکار بدست خداوند تبارک و تعالی است و من منحیث بنده عاجز فقط از آن اطاعت میکنم.

 

خــبرنگــار بی بی چهــل :

آیا اجازه دارم جویای نظر پسر تان درین مورد شوم ؟

 

گلــبیدین راکــتیار :

متاسفانه اینکار فعلا ممکن نیست چون پسرم مصروف ادای نماز است.

 

با تقـــــــــديم حـــــــــــرمت

حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

 

https://www.facebook.com/zahrkhand

 

ســـخن گـــوه

 

مـــن از شـــاه حســـین مـــرتضـــوی آمـــوخـــتم کـــه چـــرا ســـخن گـــوه را ســـخن گـــوه میگـــوینـــد !

 

اگر بعد از خاتم الانبیا حضرت محمد صلی سلم در نبوت بسته نمی شد بدون شک جلالتماب گرامی محمد اشرف غنی احمدزی امروز منحیث پیامبر عصر ما جهان اسلام را از ظلمت و تاریکی ها بسوی نور و روشنایی، سعادت و رستگاری هدایت میکرد.

 

من به شرافت و کرامت انسانی و غیرت افغانیم سوگند یاد میکنم که زعیم عالیقدر ما الحاج محمد اشرف غنی احمدزی دومین مغز متفکر جهان روزانه شانزده ساعت متواتر کار کرده و بعد از فراغت از کار طاقت فرسای دماغی مدت چار ساعت در معیت علمای کرام مصروف ذکر وعبادت پروردگارعالم می باشد و بعد از آن چار ساعت باقیمانده را بحال ملت افغان زارزار گریه میکند.

 

با تقـــــــــديم حـــــــــــرمت

حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

 

https://www.facebook.com/zahrkhand

 

حمــلات انتحــاری واستشــهادی

 

سلسلســه درســهای از مــدرســه راکــت العلــوم پشــاور پیــرامــون تفــاوت هــای مــیان حمــلات انتحــاری و استشــهادی

 

کتاب رهنمای بهشت بقلم افضل المجاهدین شمع فروزان اهل یقین برادر گلبیدین راکتیار مدیر مسول مدرسه راکت العلوم پشاور که در بازار قصه خوانی پشاور پاکستان به چاپ رسیده پیرامون تفاوت های میان حملات انتحاری و استشهادی با ارائه معلومات موثق با اتکا به متون معتبر اسلامی مسلمین و مومنین را از شک و تردید درین باب به یقین کامل رسانده و تفات های میان این دو عمل را به وضاحت کامل تشریح کرده است.

 

به روایت کتاب مذکور حمله استشهادی از بالا و با سر دادن نعره تکبیرآغاز شده و درین حمله فقط کافران و ملحدین به قتل رسیده و مومنین و مسلمین از برکت نعره تکبیر از آسیب آن بکلی در امان می باشند.

حکم شرعی آن حلال و پاداش آن در آخرت هفتاد و دو حور انارپستان چارده ساله است.

 

همچنین به روایت کتاب مذکور حمله انتحاری از پائین و بدون سر دادن نعره تکبیرآغاز میگردد چون مجاهد با داخل کردن مواد منجره در دهان پائینی اش وضویش می شکند و سردادن نعره تکبیر بدون وضو از لحاظ شرعی مجاز نیست که متاسفانه از اثر فقدان نعره تکبیر درین حمله به هر زنده جانی و حتی سنگ و چوب هم می تواند آسیب برسد.

حکم شرعی آن حرام و پاداش آن در آخرت دو حور بی دندان هفتاد و دو ساله می باشد.

 

با تقـــــــــديم حـــــــــــرمت

حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

 

https://www.facebook.com/zahrkhand

 

مســابقــه تلاوت قــرآن

 بالاخــره غنــی و عطــا مصمــم بر این شــدند کــه معضــله دنبــاله دار ارگ و بلــخ را با مســابقــه تلاوت قــرآن به پایان رســاننــد!

 از مدت سه ماه بدینسو معضله ارگ و بلخ که به گوشت خر و دندان سگ مبدل شده و با وجود مذاکرات متعددی میان طرفین درگیر کار شان به نتیجه نرسیده و حتی پا در میانی سفیر برحال و سفیر پیشین امریکا نیز نتوانست گره از کار شان بگشاید بلکه برعکس باعث افزایش تشنج بیشتر میان شان شد.

با افزایش تشنج میان طرفین در گیر خطر بروز جنگ های داخلی کشور را تهدید کرده و خاطرات تلخ سالهای نود میلادی را در ذهن شهروندان کابل زنده می سازد.

 

در قدیم ها می گفتند ارباب که نباشد قشلاق ویران می شود نمیدانم این گفته تا چه حدی درست است اما به یقین کامل می توان گفت اگر علمای دین نباشد کشور ویران میگردد.

علمای کرام با درک مسولیت دینی و اجتماعی شان دست بکار شده و برای حل و فصل معضله ارگ و بلخ پیشنهای معقولی را ارائه فرمودند که مورد قبول طرفین درگیر و تمام امت مسلمان افغانستان قرار گرفت.

از دید علمای کرام این مشکل بغرنج فقط با اتکا به خدا و کتاب مقدس او قابل حل است لهذا پیشنهاد ایشان چنین است که با دایر کردن مسابقه تلاوت قرآن میان غنی و عطا به یک فیصله عادلانه دست یابند که در نتیجه برنده مسابقه به سمتش باقی مانده و بازنده مجبور به ترک تاج و تخت گردد.

 

مشکل دیگر درین باب تعین یک داور و ناظری بود که مورد اعتماد طرفین باشد، شیخ سلمان منحیث پیشوای مسلمین در جهان اسلام و حافظ و خادم حرمین شریفین پیشنهاد خوبی بود اما متاسفانه مورد قبول استاد عطا قرار نگرفت و بالاخره هر دو طرف ارگ و بلخ بعد از چنه زنی های فراوان به داوری جناب انتونیوگوتیریس سرمشی سازمان ملل متحد تن دادند که امید است طرفین به قضاوت و داوری ایشان احترام  گذاشته و از او جان کیری ثانی نسازند.

 

با تقـــــــــديم حـــــــــــرمت

حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

 

https://www.facebook.com/zahrkhand

 

بقــه تقلــید از مــار کـرد

 

انجــنیر دادود به تقلــید از کــرزی و احــمدزی با خــیال پلــو چــوکــی ولایت بلــخ زندگــی را قمــار زد

 

انجنیر دادود که با دوکانک بکس و دستکول فروشی اش در لندن یک زندگی آرام و بی غل وغش داشت و در طول سالهای متمادی افغانستان و مشکلات آن کشور را بکلی فراموش کرده بود و فقط گاه گاهی به این می اندیشید که اگر او هم در همان سالهای اول حضور جامعه جهانی در افغانستان مانند کرزی، احمدزی و خیلی کسان دیگر که مانند او درغرب دوکانکی و رستورانکی داشتند که با لشکر امریکا به وطن باز گشتند و امروز به پست های بلند دولتی و سرمایه و قدرت غیر قابل تصور دست یافتند می رفت تا حال او هم صاحب مال و منال و جاه و مقامی می شد.

 

اما باز باخود میگفت که آب رفته را نمی توان با بیل باز گشتاند و باید به همین زندگی عادی امروزش قناعت کرده و خدا را سپاسگذار باشد تا اینکه از قضا روزی تلفونی از ارگ کابل آرام و قرار او را بهم زده و دوباره هوس چوکی و قدرت و ثروت را در وجودش زنده کرد.

انجنیر داود در هوای رسیدن به چوکی ولایت بلخ و دست یافتن به مال و منال بی پایان استاد عطا شب و روز خیال پلو زده و در اولین اقدام خلاف همه گوشزد و سرزنش دوستان و اقارب  دوکانش را به نیم قیمت به فروش رسانده با حال و عیال روانه کابل شد.

 

اما از بخت بد او کار برطرفی استاد عطا و تخلیه چوکی ولایت بلخ که اشرف غنی محاسبه غلط کرده و آن را خیلی ساده پنداشته بود به درازا کشید و به اصطلاح سنگک شد و حالا بعد از طی دو ما هنوز هم مانند گوشت خر دندان سگ سر درگم و نا معلوم است.

اکنون انجنیر دادود بر حماقت و حرص و طمع خویش از یکسو و بر شیطنت و نیرنگ و فریب اشرف غنی از سوی دیگر نفرین فرستاده و در سرد خانه ارگ زار زار گریه کرده و در زیر لب زمزمه میکند :

 

ملــک رفــت ودوکــان رفــت و قرضــم صــد هــزار اســت 

از دســت قمــار اســت

از دســت قمــار اســت

 

دوستان و اقارب که  ناله و فریاد او را از سردخانه ارگ شنیدند به او چنین گفتند :

 

گــریه زار او چــو بشنفتــند

مــردم دور و پیش او گفتــند

گر نصیحت گهی تو بشنیدی

اینچــــنین روز بد نمیــدیدی

 

با تقـــــــــديم حـــــــــــرمت

حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

 

https://www.facebook.com/zahrkhand

 

سـرپس ترقـیدن کشـور

 

ترقــــی هــــای عـــالم رو به فـــرداســت ... ببـــین مــا را که ســر پس مـــی ترقـــــیم

 

اصطلاح چرخ زندگی را بدون شک که هر کس شنیده ولی اکثراً آنرا یک پدیده ذهنی پنداشته و تصور نمیتوانند که چرخ زندگی نه تنها یک پدیده ذهنی بلکه یک دستگاه کاملاً عینی و قابل لمس مانند هر ماشین میخانیکی دیگر متشکل از چرخ ها ، پیچ ها ، زنجیر ها و غیره پرزه جات تخنیکی می باشد.

 

از سال نزده صد میلادی بدینسوهر کشورعضو سازمان ملل متحد یکپایه چرخ زندگی از آن سازمان بدست آورده و آنر را در یکی از ادارات دولتی چون شاروالی حفظ و نگهداری میکنند .

وظیفه این چرخ درج آمار و ارقام مختلف در رابطه با رشد اقتصادی و پیشرفت های عینی در ساحات دیگر زندگی اجتماعی کشور می باشد.

 

متاسفانه در کشور های جهان سوم دراثر بروز جنگها و منازعات که اکثراً زندگی اجتماعی این کشور ها را بهم میزند چرخ زندگی هم ازین خسارات مصؤن نمانده و با ایستاد شدن آن زندگی اجتماعی و رشد اقتصادی این کشور ها نیز در ایام جنگ محکوم به سکوت و رکود میگردند ولی اکثراً بعد از سپری شدن منازعات و جنگها مسؤلین دولتی به ترمیم و مرمت چرخ زندگی اقدام  کرده و آن را دوباره بگردش می آرند ، اما طبعاً یک مدت را در بر میگیرد تا پسمانی های دوران جنگ جبران شده و چرخ زندگی دوباره به روال معمول بحرکت افتاده و موازی با آن زندگی اجتماعی و اقتصادی جامعه بحرکت آید.

 

بعد از جنگهای خانمانسوز داخلی سالهای نود میلادی که دوسنگ هم بالای هم نماند و شهر کابل به خرابه تبدیل گشت طبعاً که چرخ زندگی هم ازین مصائب ناگوار جان بسلامت نبرده و شدیداً صدمه برداشت.

طلاب کرام با تصرف شهر کابل متوجه این سانحه گشته و جهت ترمیم و مرمت آن از تخنیکر های پنجابی طلب کمک کردند.

 

وزیر امر به معروف و نهی عن المنکر طالبان در یک سفر از قندهار بکابل منجمله از چرخ زندگی نیز بازدید بعمل آورده و متوجه یک اشتباه بزرگ میگردد که میتوان آن را در جمع گناهان کبیره قرار داد ، ایشان فوراً به اطلاع امیر المومنین ملا محمد عمر میرساند که چرخ زندگی در ساختمان شاروالی کابل خلاف عرف اسلامی رو به قبله قرار نداشته و علت اصلی فقدان خیر و برکت و دلیل خشکسالی ها و قحطی های متواتر در کشور می باشد.

 

امیرالمومنین فوراً فرمان تغیر جهت آن را صادر کرده و طلاب کرام دست بکار شدند اما هر قدر کوشیدند موفق نگشتند که یک سانتیمتر آن را از جایش تکان دهند بالاخره مجبور شدند که آنرا پارچه پارچه کرده و بعد از تغیر جهت آن را دوباره بسته بندی کنند که متاسفانه در اثنای باز و بسته کردن کدام پرزه آن غلط بسته بندی شده و از آن ببعد چرخ زندگی در جهت معکوس در حرکت شده و سیر حرکت جامعه را نیز با خود به قعقرا کشانیده.

 

حامد کرزی تا حال چندین بار بودجه برای ترمیم آن در نظر گرفته ولی حوادث غیر مترقبه دیگر پیش آمده که مانع عملی شدن آن گردیده و آخرین بار که ایشان به کابل بانک دستور تامین مصارف آن را صادر کرد از شانس بد کابل بانک در اثر رکود اقتصادی ورشکست شده و باز کار ترمیم چرخ زندگی عملی نشد.

 

شاید دوستانیکه خیلی جوان نیستند بخاطر داشته باشند که در کابل زمان سینما رفتن با پیراهن تنبان ممنوع بود و ازینرو در پیش دروازه هر سینما کسان با پطلون کرایی ایستاده و از این راه کسب معشیت میکردند.

از برکت خرابی های چرخ زندگی در پیش دروازه مجلس نمایندگان همان های که دیروز پطلون کرایی عرضه میکردند امروز پیراهن تنبان ، پتو ، تفدانی ، و قوطی نصوار عرضه میکنند.

 

چونکه چوکی های اول پارلمان برای نمایندگان پیراهن تنبان پوش و نصوار کش اختصاص یافته بازار پیراهن و تنبان کرایی رونق خوبی داشته ، تفدانی و قوطی نصوار هم بقدر کافی بفروش میرسد اما فراموش نکنیم که همه از برکت خرابی چرخ زندگیست و اگر روزی کسی آن را ترمیم کند دیگر رونق این بازار هم پایان خواهد یافت.

 

با تقـــــــــديم حـــــــــــرمت

جــوان ســازی اردوی ملــی

 

اشــرف غنــی در راســتای جــوان ســازی اردوی ملــی افســران جــوان را ترفیــع و جــنرالان کهــن ســال را تقــاعــد داد

 

جوان سازی در ارگان های دولتی یک امر مهم و حیاتیست لهذا زعیم عالیقدر کشور نیز بادرک اهمیت حیاتی این اصل در راستای پروسه جوان سازی اردوی ملی کشور افسران جوان را ترفیع و جنرالان کهن سال را تقاعد داد.

با کهولت سنی نه تنها قدرت جسمی کاهش یافته و توان و نیروی فزیکی انسان به اضمحلال میرود بلکه خیلی مهمتر از آن نیروی دماغی کاهش یافته و فقدان آن در مواقع حساس می تواند سرنوشت ساز بوده و حتی فاجعه ببار آرد.

 

مثال بسیار خوب برای اثبات این مدعا جناب جنرال جاوید کوهستانی است که جناب ایشان در اثر کهولت و پیری چنان قدرت دماغی اش را از دست داده و اثری از عقل سلیم در وجودش کمتردیده می شود که در نتیجه همیش به هذیان گویی و یاوه سرایی در مقابل حکومت وحدت ملی پرداخته و از زمین و زمان انتقاد بیجا میکند، حالا تصور کنید که اگر جناب ایشان هنوز هم در همان پست جنرالی اش قرار میداشت این چه فاجعه ای می توانست برای کشور ببار آورد.

 

برای جلوگیری از چنین حالاتی جلالتماب اشرف غنی یکصد و شصت جنرال اردوی ملی را که تقریبا همه در سن و سال جنرال جاوید کوهستانی قرار دارند افتخار درجه تقاعد یا بازنشستگی را به ایشان اهدا فرمودند تا در جای ایشان نیروی های جوان و تازه نفس جاگزین گردد.

حالا در شبکه های اجتماعی دشمنان حکومت وحدت ملی دست به شایعه پراگنی های ناجوانمردانه زده و ادعا میکنند که انگیزه این اقدام دولت جوان سازی اردوی ملی نه بلکه پاکسازی قومی و تباریست، چه ادعای احمقانه و بی بنیادی !

برای اثبات غلط بودن و بی بنیاد بودن این مدعا کفایت خواهد کرد اگر گفته شود که تمام این جنرالان متقاعد غیر پشتون نیستند بلکه دو نفر گوینده یک زبان نیز در بین شان موجود است گرچه ایشان چند سال پیش به رحمت حق پیوسته اند اما زعیم عالیقدر کشور با احترام به حفظ عدالت و انصاف میان زنده و مرده از ایشان نیز با متقاعد ساختن شان تقدیر بعمل آورد.

حالا هر کسی باید خودش وجدانش را قاضی قرار داده در مورد قضاوت کند که آیا امکان دارد کسیکه از فرط عدالت و انصاف میان مرده و زنده تفاوت قایل نشده و هر دو را به یک چشم ببیند آن شخص می تواند میان پشتون وغیر پشتون تفاوت گذاشته و یکی را بر دیگری ترجیح دهد.

 

با تقــــــــــــديم حـــــــــــرمت

حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

 

https://www.facebook.com/zahrkhand

 

جــانور هفــت زبان

 

عجــایب جــانوری دیدم درین ملــک اگــر گــویم کســی باور ندارد !

 

در جهان خلقت هر از گاهی چشم مان به موجودات عجیب و خارق العاده چون مار دو سر، گوساله سه پا یا چارپای دو پا می خورد که سبحان الله گویان انگشت حیرت بدهان برده و به قدرت و عظمت خداوندی سر تعظیم فرود می آریم.

اما سعادت دیدن جانور هفت زبان را تا هنوز کسی نه در عالم واقعیت و نه در دنیای افسانه و تخیلات شاعرانه داشته و حالا ما در زندگی واقعی برای اولین با چشمان گنهگار خویش شاهد دیدار چنین موجود عجیب الخلقه در میهن بلا دیده خویش می باشیم.

 

زیست شناسان بزرگ و مشهور جهان برای مشاهده و انجام تحقیقات علمی پیرامون این موجود عجیب الخلقه به کابل آمده و هر کدام آرزو دارند برای تحقیقات گسترده تر وی را برای مدتی در کشور خود به امانت برده و تحقیقات علمی لازم را بالای او انجام دهند اما در تحقیقات ابتدایی که از طرف زیست شناسان خارجی تا هنوز بالای این موجود خارق العاده صورت گرفته به این نتیجه رسیده اند که از زبان های هفتگانه این جانور مایع زهرناکی ترشح میکند که در نیش گژدم و دندان مار افعی و سیاه مار افریقایی مشهور به مومبای سیاه هم همان مایع پیدا می شود.

 

قدرت سمی ترشحات زبان های هفتگانه این جانور به حدیست که اگر یک قطره آن در آب یا در هوا پخش گردد باعث مسمومیت و حتی نابودی صد ها تن خواهد گشت ازین بابت زیست شناسان در اثنای تحقیقات علمی روی این جانور همیش از لباس های مخصوص که اصلا برای تداوی مریضان مبتلا به وایروس ایبولا در افریقا دیزاین شده بود استفاده میکنند.

 

پس دعا می کنیم که خداوند ذوالجلال مردم درد دیده و بیچاره افغانستان را از شر این هیولای زهری در پناه و حمایت خویش داشته و ازآسیب های احتمالی از جانب او محفوظ و مصون بدارد.

 

با تقــــــــــــديم حـــــــــــرمت

حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

  

رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید