گزیده های مقالات فرهنگی فلسفی

 

 چند طنز کوتاه با کارتونهای دیدنی«9»                            حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی     

چـــرا غـــرب قطــر را بر ترکـــیه برای نماینـــدگی طـــالـــبان ترجیـــح داد ؟

 چه دوره های طلایی را بخاطر داریم که خصایص انسانی چون دارا بودن عقاید و ایدیولوژی مشترک و یا علایق و سلیقه های مشابه معیار برقراری روابط انسانی میان انسانها بود ، اما افسوس که امروز جای همه چیز را در تعین روابط انسانی تعلقات خونی و بیولوژیکی گرفته که در مراودات سیاسی و اجتماعی افغانستان جای چپی و راستی ، سوسیالیست و ناسیونالیست را بصورت رسمی پشتون بودن و تاجک بودن ، هزاره بودن و ازبک بودن گرفته که گویی آن شعار های انقلابی چپی و راستی ، مذهبی و ناسیونالیستی فقط قصه لحاف ملانصرالدین بوده و راه اصلی را مردم  حالا پیدا کرده اند و دیگر بدانها نیاز ندارند.
حالا کار بجای رسیده که دنیای غرب هم ما را با همین معیار های خونی و نژادی ارزیابی کرده و در تصامیم شان از آن معیار ها استفاده میکنند.
اگر این را قبول کنیم که طالبان خلاف ادعای بعض از مخالفان که آنها را گروه بی پدر و مادر و عاری ازهویت فامیلی میدانند دارای پدر انگلیسی و مادر پاکستانی ، کاکای امریکایی و مادر کلان عربی هستند و حالا که مادر بنا بر معاذیر اخلاقی از تربیت و سرپرستی این طفل یتیم سر باز می زند ولی همسایه ترکی از روی نوع دوستی و رحم و مروت حاضر شده که سرپرستی او را به عهده گیرد پس یگانه علت که عموی امریکایی این پیشنهاد همسایه ترکی را رد کرده و قیمومیت او را به مادرکلان عربی اش می سپارد همین تعلقات خونیست و دیگر هیچ.
با وجودیکه مادر کلان وی هم از شهرت اخلاقی چندان بر خوردارنیست و امکان آن موجود است که وی این طفل یتیم را برای مقاصد شوم و شیطانی خویش مورد استفاده سؤ قرار دهد ولی عموی لعنتی فقط بخاطر حفظ روابط تجارتی که با او دارد تن به این بی مسؤلیتی داده و با سرنوشت آینده برادرزاده اش بازی میکند.

 با تقـــــــــديم حــــــــــــرمت
حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

بالاخــره بعــــد از ده ســــال جــار و جنجــال برادران راض و ناراض کــرزی

بر ســــر ســوخــــتاندن مـــــکاتب به توافـــــق رســـــیدند !

 چنانچه برادران ناراض کرزی مانند ده سال گذشته به سیاست آتش سوزی مکاتب کماکان ادامه میداند دیگرحضور آنها در میز مذاکره صلح با برادران راض کرزی به مشکل جدی مواجهه گشته و دیگر جامعه جهانی به پدیده طالب میانه رو کرزی به دید شک نگریسته و حمایت شان را از پروژه طالب میانه رو تجدید نظر میکردند.
از جانب دیگر اگر برادران ناراض کرزی به سیاست آتش سوزی مکاتب بکلی پایان میدادند این به معنی خیانت و سر پیچی از اومر حکومت پاکستان و آی اس آی به شمار رفته و برای آنها عواقب وخیم را در بر میداشت.
لهذا یگانه راه معقول بیرون رفت ازین معضله که هم لعل بدست آید و هم دل یار نرنجد همین است که هر دو طرف یک جوی از غیرت شان کم کرده و یک راه میانه را انتخاب میکردند که کردند و بگفته شاعر:

 نه ازآن شوری شور و نه ازین بی نمکی
نه ازآم قــــد بلند و نه ازین خم خمــکی

 بلی ایشان همین کار را انجام داده و این توقفنامه را به امضا رسانیدند که آتش سوزی فقط به اجازه دولت افغانستان صورت میگیرد ( درست مانند فیر سه راکت به اجازه والی غزنی از طرف طالبان ) ولی این آتش سوزی تمام تعمیر مکتب را در بر نگرفته و در و پنجره ، میز و چوکی مکتب ازین حریق در امان بوده و فقط کتاب های درسی غیر اسلامی از فبیل فزیک و کیمیا ، بیولوژی و جیولوژی طعمه حریق میگردند.درعوض کتب درسی اسلامی چاپ بازار قصه خوانی پشاور پاکستان با مطالب و موضوعات اسلامی دیوبندی چون احکام و شرایط سنگسار زنان ، ذبح اسلامی مخالفین ، احکام بدار آویختن اطفال ، شرایط و احکام قطع اعضای بدن مخالفین و کتب مفیده دیگر در باب فواید و ثواب های فراوان از استعمال کلوخ بجای کاغذ تشناب و از نصوار بجای سیگار و از مسواک بجای برس دندان در مکاتب کشور تدریس خواهد شد.

با تقـــــــــديم حــــــــــــرمت
حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

خواب هـــای آشـــفته پوپک ســـنگه ،

خـــاین خـــایف اســت و خــواب آرام ندارد !

 آقای پوپک ســـنگه از روزیکه دست به آن خیانت بزرگ و داوری غیرعادلانه زده نه روز آرام و نه شب قرار دارد ، شبها در عالم رویا مارهای افعی از زیر پرچم افغانستان بیرون آمده و بسویش حمله ور می شوند که بیچاره با چیغ و فریاد از خواب شیرین بلند شده و اعضای فامیل را نیز در بیم و هراسش شریک ساخته و وحشت زده می سازد.
حالا کار بجایی رسیده که او از هر چیزیکه شباهت اندک با مار داشته باشد مثل ریسمان و کمربند و یا بند بوت در هراس افتاده و به چیغ زدن آغاز میکند.
از بخت بد که او کارمند باغ وحش سنگاپور است و در آنجا طبعاً که انواع و اقسام مارها هم نگهداری می شود و درین یکهفته هر باریکه از محل نگهداری مار ها عبور کرده به  صدای بلند چیغ زده و بیهوش بروی زمین افتاده که بالاخره از طرف مدیریت باغ وحش به شفاخانه فرستاده شده و حالا بیچاره در کلینیک عقلی و عصبی سنگاپور تحت تداوی قرار دارد.
بیچاره زار زار می گیرید و سخت از کرده اش پشیمان است که شاعر در باره وضع فلاکتبارش چنین گوید :

از برای خدا خطـا کردم گرچه من کار نا ســزا کـردم
سوی من التفات خاص کنید زین بلای بدم خلاص کنید
گــریه زار او چو بشنفتــند مردم دور و پیش او گفتــند
گر نصیحت گهی تو بشنیدی اینچنین روز بد نمی دیدی

ازین فهمیده می شود که او سابقه تقلب و خیانت داشته و این اولین بارش نبوده.

 با تقـــــــــديم حــــــــــــرمت
حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

به امـید پــیروزی هــای هــر چــه بیشــتر

 تیــم قهــرمــان فــوتــبال کشــور ما !

قهرمانانیکه بدون داشتن هیچگونه امکانات تا به این حد رسیده اند ، بسیاری از این جوانان حتی مصارف تهیه پاسپورت و مسافرت را از جیب خود پرداخته اند در حالیکه میزان کمک های مالی جامعه جهانی درین ده سال بالغ به پنجا و پنج ملیارد دالر شده که قرار اظهارات محترم کرزی قسمت زیاد این پولها برای ایجاد فابریکه های تولیدی ، کارخانه های ذوب آهن ، بند برق های متعدد در ولایات مختلف ، اعمار شفاخانه ها و مراکز صحی عصری ، دانشگاه ها و مراگز علمی متعدد در سراسر کشور و غیره ضرورت های حیاتی کشور به مصرف رسیده.
با درنظرداشت موارد و معاذیر فوق می توان برای کوتاهی که از طرف دولت در امر مساعدت مالی تیم فوتبال پیش آمده تفاهم داشت و خدای نخواسته آن را حمل بر بی اعتنایی و مسؤلیت ناپذیری دولت نپداشت .

خیلی آرزو داشتم که این تیم قهرمان در مقابل کشور های پاکستان و ایران قرار میگرفتند و به گفته ایرانی ها پوزه آنها را بخاک می مالیدند و آنگاه میدیدیم که کرزی برای کدام کشور کف میزد !؟
گرچه که کرزی در آغاز مسابقات جنوب آسیا گفته بود که هر کشوریکه در مقابل پاکستان بازی کند او برای پاکستان کف خواهد زد ولی حالا که پاکستان از میدان رانده شده دیگر بازی میان هند و افغانستان برایش چندان جالبیت ندارد و خود گفته که : شمالی لاله زار باشد بما چی !؟

با تقـــــــــديم حــــــــــــرمت
حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

نظـر به فـتوای امـیرالمـومنـین ملا عمـر بازی فـوتبـال در

 شـرع اسـلام حـرام و فقط بازی کرکت حـلال است !

 خبر موفقیت های پی در پی تیم فوتبال افغانستان در مسابقات آسیایی چنان آتش خشم و حسادت را در درون ملا عمر مشتعل ساخته که بی صبرانه طلاب کرام را نزدش طلبیده و خطاب به آنها کرده گفت که در شرع اسلام همه سپورت های بال دار از فوتبال گرفته تا والیبال و هند بال و باسکتبال حرام مطلق بوده و مصروفیت به این بازی های شیطانی موجبات قهر و غضب الهی را فراهم خواهد کرد.
ایشان فرمودند که بال در اصل فقط شایسته فرشتگان و ملائک بوده و در عهد حضرت سلیمان بنا به خواهش ایشان خداوند بر پرندگان نیز این نعمتش را ارزانی فرمود ولی استفاده آن را برای سایر موجودات عالم منجمله انسان ممنوع قرار داد.
ایشان اضافه کردند  طوریکه همه شؤن اسلامی از حکمت و فلسفه و عرفان گرفته تا اقتصاد و حقوق مدنی و احکام زندگی اجتماعی جوامع اسلامی با غرب فرق فاحش دارد سپورت اسلامی نیز یکلی از سپورت های جوامع غربی متمایز است.
هدف اصلی سپورت های اسلامی تقویه نیروی مردانگی و آشنایی با فنون رزمی و جنگیست که برای این اهداف فقط سپورت های چون اسپ دوانی ، نیزه بازی ، شمشیر جنگی ، سنگ اندازی ، کله جنگی ، کشتی گیری مناسبت دارد.
گرچه سپورت کرکت یک سپورت ظاهراً غیر اسلامیست ولی از آنجایکه در محور اصلی آن زدن و سوته جنگی قرار دارد لهذا با روح اسلام سازگاری داشته و حلال می باشد.
 
با تقـــــــــديم حــــــــــــرمت
حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

محـــترم حــامــد کــرزی از قــربانـیان زخمی حمــله انتحــاری برادران ناراضش عیــادت کــرد

 چه شباهتی میان بوقلمون و حامد کرزی وجود دارد ؟
هردو در یک  روز چندین بار رنگ شان را تغیر میدهند ، بوقلمون رنگ جلدش را همیش با رنگ محیط ماحول تطابق داده و بدینوسیله از خطرشناسایی ذریعه دشمن و احیاناً مرگ نجات می یابد.
با عین پرنسیپ کرزی بکار سیاست و مردمداری پرداخته و اظهاراتش را همیش با اوضاع جوی موجود و سلیقه شنونده تطابق میدهد تا خدای نخواسته حرف از زبانش برون نشود که ماهیت اصلی ایشان را افشا کرده و رسوایی ببار آرد.
در دفتر ریاست جمهوری اگر لحظه ای با معاون اولشان تنها می باشند همیش از توت و تلخان پنجشیر توصیف کرده و قرسک پنجشیر را یگانه موسیقی اصیل افغانی قلمداد میکنند و اگر کدام لحظه ای با معاون دوم شان خلوت داشتند باز توصیف از برک و روغن زرد هزاره جات آغاز شده و آهنگ مشهور صفدر توکلی را ( اگر از بامیان و قندهاری همی مو پک براری ) منحیث بهترین آهنگ در راه ایجاد وحدت ملی بشمار می آرد.
با اسپنتا که همیش از افتخارات تاریخی شهر باستانی هرات یاد آور شده و مسجد جامع و مصلی هرات را در جهان بی نظیر یافته وعده ترمیم و مرمت آنها را به وی میدهد.
اگر با وزیر داخله اش بسم الله خان در خلوت نشست صد کفر و ناسزا نثار طالبان پاکستانی کرده و به قاتلین استاد ربانی هزاران نفرین فرستاده و به او قول پیگیری جدی دوسیه قتل وی را میدهد.
با دوستم که تا حدی در وصف زیبایی های سپورت بزکشی اغراق میکند تا او چپن سبز چاپ انداز را به تنش کرده و دستمال گل سیبی به کمرش می بندد.
هنگامیکه با یاران دیگری چون فاروق وردک ، کریم خرم و یا عمرزی خلوت میکند فقط سخن از وصف امیر کرور در میان است:

 زه یم زمــــری په دی جهـــان زمـــا اتل نشته
بل په کابل نشته او په زابل نشته زما اتل نشته

  این شعر امیر کرور چنان بدلش چنگ می زند که در سخنرانی افتتاحیه مجلس لویه جرگه رسماً خود را شیر خوانده و چنان غر می زند که جهان را به وحشت و حیرت می اندازد.

یکهفته بعد از شیری خبری نیست و جوال گدایی به پشت روانه بن شده بنام ملت بیچاره ، دربدر و گرسنه افغان به لحن خیلی ملایم که بیشتر شایسته گدایان است تا شیران غران به گدایی پرداخته تا برادرانش به اصطلاح مردم کم خرج نباشند.

چنــین جــوکــر که باشــد رهــبر مــا
مبــــادا ســــایه اش کــم از ســـر مــا
 
با تقـــــــــديم حــــــــــــرمت
حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

برادران ناراض کــرزی در ادامــه راه یزید در روز عاشــوری در محفل عزاداری نواسه پیامبر جــوی خــون جــاری کــرده و رضــایت خاطــر باداران پاکســتانی شان را بدسـت آوردند !

با استماع این خبر دلخراش و دیدن تصاویریکه آتش به درون هر انسان با احساس مشتعل می سازد دیگر به مشکل می توان به اشرف مخلوقات بودن آدم باورمند بود.
این جنایت بقدری هولناک بود که حتی امیر المومنین ملا عمر دست داشتن طالبان را در آن تکذیب کرده و گفته درست است که رسالت طالبان فقط  کشتن ، سنگسار ، انفجار و انتحار است ولی با آنهم انجام جنایت بدین مقیاس از توان طلاب کرام بیرون است و فقط می تواند توسط استادان ما صورت گرفته باشد.
اما خیلی جای تاسف است که یکعده روی تعلقات قومی و گروهی از اعمال ننگین همین جناوران بیشرمانه مستقیم و غیر مستقیم دفاع میکنند و خیلی درد ناک است که رئیس جمهور کشور از اینها بنام برادران ناراض یاد کرده و بیست نفر شان را بعد از دستگیری توسط نیرو های امنیتی کشور بورس تحصیلی داده به ترکیه می فرستد.
خیلی دردناکتر از همه که جامعه جهانی بعد از غر و فش روز های اول حالا از آنها بنام طالبان میانه رو یاد کرده و ما را تشویق به مصالحه با آنها میکنند چون ایشان دیگر جلادان تندرو نه بلکه جلادان میانه رو اند و بجای مبارزه در مقابل آنها باید با ایشان مصالحه و معامله کرد !

هموطنان گرامی به یقین که این یک توطئه پلان شده توسط حکومت پاکستان و هم پیمانان بین المللی شان برای ایجاد تفرقه میان مسلمانان افغانستان است ، اگر ما تعصب و تنگنظری را کنار گذاشته و کمی عمیق فکر کنیم این برای ما افغانها کمال افتخار است که سنی و شیعه بدون کدام خصومت و دشمنی آزادانه مراسم مذهبی مان را برگزار میکنیم و نه مانند ایرانی های متعصب و فاشیست که در تهران به آن بزرگی اجازه اعمار یک مسجد را برای اهل تسنن نمیدهند و یا پاکستانی های وحشی که بنام اسلام حتی در مساجد اهل تشیع دست به بمب گذاری و قتل عام نماز گذاران می زنند !

پس بیائید که این توطئه دشمن را با هوشیاری ، خویشتن داری و احساس مسئولیت خنثی کرده بیشتر از پیش به اتحاد و وحدت مان منحیث برادران و خواهران مسلمان تاکید و پافشاری کنیم !

با تقـــــــــديم حــــــــــــرمت
حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

کنـــفرانس دوم بن : بــینی خمـــیری برای غــرب ، رســوایی برای پاکســتان و شــرمــندگی برای طــالــبان !

ما همه بخاطر داریم که ده سال قبل در کنفرانس اول بن غرب و پیشاپیش همه امریکا با چه دهل و سرنایی درخت دیموکراسی را در خاک افغانستان غرس کرده و مردم را به حاصل فراوان میوه های شیرین و لذیذ آن امیدوار ساخت.
اما غرب غافل از اینکه اقلیم افغانستان برای رشد و نموی درخت دیموکراسی که در آب و هوای اروپا عادت دارد چندان مناسبت نداشته و با وجود سعی و کوشش فراوان باغبان در امر آبیاری و غمخواری حاصل خوبی نداد.

حالا در کنفرانس دوم بن متخصصین بوتانیک ( علم باغداری ) از همه کشورهای غربی گرد هم آمده اند تا یک راه حل برای معضله درخت دیموکراسی افغانستان جستجو کنند ، خوب حالا بعد از ده سال سعی و تلاش و مصارف هنگفت نمیشود که آن را از یشه برکند و درختی دیگری بجایش غرس کرد ازینرو متخصصین بوتانیک در تلاش اند تا کنده درخت دیموکراسی را حفظ کرده ولی شاخه هایش را با شاخه های اشجار مثمر کشورهای عربی چون زیتون و خرما پیوند دهند که در نتیجه درخت دیموکراسی نه تنها از خطر خشکیدن و نابودی نجات یافته بلکه در اثر پیوند شدن با شاخه های درختان زیتون و خرما که میوه های بهشتی اند و تناول آنها ثواب فراوان داشته وخیرو برکت به کشور ما به ارمغان خواهند آورد.

مشکل دیگر اینست که درخت دیموکراسی خلاف توقع غربی ها برای رشد و نموی بهتر نه طوریکه در غرب معمول است به کودکیمیاوی بلکه به کود حیوانی و از آنهم بهتر به خون ضرورت دارد چون خون تازه بهترین کود حیوانی بوده و در رشد و نموی گیاهان و اشجار خیلی مفید و موثر واقع میشود 

حالا غرب برعلاوه دست و پنجه نرم کردن با سایر مشکلات در جستجوی یک باغبان است که برعلاوه باغبانی به شغل قصابی هم دسترسی داشته باشد و یافتن چنین باغبانی بدون همکاری پاکستان یقیناً که کار ساده ای نیست

با تقـــــــــديم حــــــــــــرمت
حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

وزیر خــارجــه آلمــان گفت جنــایات طالــبان بحــدی نیست که آنهــا از اشــتراک در کــنفرانس بن محــروم گــردند !

 گیدو وستروله وزیر خارجه آلمان گفت من نمیخواهم از عملکرد طالبان ناشایسته طالبان در قبال ملت افغانستان و جامعه بین الملل به نیکی یاد کنم ولی اگر ما وحشت و خشونت آنها را در کنار جنایات هیتلر و نازی های آلمان که شش ملیون شهروند یهودی را در کوره های آدم سوزی به دود و خاکستر مبدل ساختند قرار دهیم جنایات طالبان کم رنگتر جلوه خواهند کرد.
اما بعد از ختم جنگ دوم جهانی دولت جدید آلمان اکثر جنایتکاران نازی را دو باره در امر بازسازی کشور بکار گماشته و از تجربه کاری ، دانش علمی و تخصص فنی ایشان استفاده شایان کرد .
همین توصیه را امروز من به دولت و ملت افغان میکنم که گذشته را فراموش کرده و برای باسازی کشور و ایجاد یک افغنستان نوین مانند آلمان از تجربه کاری ، دانش علمی و تخصصی طالبان استفاده کرده و کشور شان را به کمک آنها آباد کنند.

در نگاه اول این سخنان وزیر خارجه آلمان عاری از هر نوع بنیاد عقلی و منطقی بنظر خورده و آدم گمان می برد که او  افغانستان ویرانه را از پشت عینک رنگی آلمان نگریسته ورنه از وحشیان طالب توقع تجربه کاری ، دانش علمی و تخصصی داشتن دیگر چه مفهومی می تواند داشته باشد.
اما اگر قدری موضوع را دقیق تر مورد مطالعه و بررسی قرار دهیم ایشان خیلی هم بیجا نگفته اند .
همه میدانیم که طالبان درین پانزده بیست سال پر از فتنه و آشوب از موجودات نیمه وحشی به قوای نیرومند رزمی تبدیل شده و به شاخه های مختلف و رشته های تخصصی طالب انتحاری ، طالب انفجاری ، طالب ذبح اسلامی ، طالب سنگساری و شاخه های دیگر انکشاف یافتند.
حالا بخوبی قابل تصور است که از این متخصصین قتل و کشتار، انفجار و انتحار برای عمران و آبادی کشور استفاده کرد بطور مثال می توان تصور کرد که طالبان ذبح اسلامی را که تجربه فراوان در گردن زدن انسانها دارند در مسلخ های کشور به حیث جلاد و قصاب بکار گماشت به یقین که هرکدام شان کار سه قصاب را به تنهایی به پیش خواهند برد.
از طالبان انفجاری و انتحاری در پروژه های سرک سازی و استخراج معادن منحیث مواد منجره جاندار و متحرک می توان کار گرفت که هم کار سرک سازی و استخراج معادن به نحو احسن انجام گرفته و هم طالبان انفجاری و انتحاری به آرزوی قلبی شان خواهند رسید.
از طالبان سنگساری می توان برای آموزش فنی سنگسار برای حجاج محترم استفاده برده و مهارت سنگسار ایشان را چنان بالا برد که در مراسم حج هنگام سنگسار قبر شیطان فقط هر حاجی به یک دانه سنگ ضرورت داشته باشد .
طالبان باقیمانده و غیر تخصصی را می شود که یک موزیم عصر حجر تاسیس کرده و ایشان را با چند راس شتر و قاطر و مقداری مسواک و نعل و نعلین ، تفدانی و قوطی نسوار به نمایش گذاشته و ازین راه به افغان توریزم رونق دوران طلایی عصر ظاهر شاه را دوباره بازگرداند.

با تقـــــــــديم حــــــــــــرمت
حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی 

   

رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید