2014/11/13

رهبران افغان به خاطر منافع شخصی شان از هر قماش انسانها استفاده می نمایند

نویسنده : دکتور طاوس وردک لندن ۱۳ هم نوامبر ۲۰۱۴

در وجود انسانهای مقام پرست و چوکی پرست همیشه فاصله از حرف تا عمل بسیارزیاد است ، به خاطر که انهایکه به خاطر مقام وچوکی می رزمند هر ګز تفکرمنطقی و احساس عالی وطنی نسبت به بهبود زندګی دیګران نه دارند ، درعینزمان این رهبران در ابتدا به صورت تصادفی وارد میدان قدرت طلبی می شوندوبعد از یک زمان که شرایط وامکانات مخصوصا امکانات مادی برای شان میسر شدافراد واشخاص ماحول ومحیط اطراف خویش را فورا به نحو از انحا در در دام خطر ناک خویش می آورند و بعدا وقت که تعدد انسان های که به دورانهای که (ادعای رهبری را دارند ویا ادعای ریس جمهور شدن را دارند ) جمع شدن تعدادشان زیاد شد رهبر درین وقت در بین شان انتخاب می کند که کدام شخص مورداعتماد من است کدام شخص قوی است و طرفداران زیاد دارند باید در دام من باشد کدام نفر شیطان وجاوسوس است با وی چی نوع برخورد نماید یګان نفرکه بسیار غریب است و بسیار بلی اغا است از او باید به حیث حیوان بار بری ونوکر خویش استفاده نماید ، یعنی رهبر الحال که صاحب ( سرمایه شده ، صاحب آرګاه وبارګاه شده ، صاحب قصرها و موتر های زرهی شده ، صاحب نوکران وګارد محافظ مسلح شده ، آنهای که در مقابلش استادګی می نمایند به زور ویا به تطمع انها را شکار می نمایند ) حتی یک تعدا کسان که قوت دارند قوم دارند پول دارند و زور دارند و در فامیل خویش جوانان رزمنده زیاد دارند دربین این ها باید به شکل بسیار زیرکانه وماهرانه رخنه نمایند یعنی ( دختر ، خواهر ، دختر برادر ، خواهر زاده ) اورا به نکاح فرزندان خویش می آورد و پول ګزاف برایش می دهد و توی بسیار مجلل برایش می ګیرد واین شخص را به این طریق در دام خود می آورد خلاصه که روسای جمهور رهبران تنظیم ها ، قوماندانان ارشد جهاد ومقاومت همیشه ازین نوع و اشکال مختلف دیګر برای شکار انسان ها استفاده می نمایند ، مهم نیست که این افراد چی نوع سابقه دارند ودر سابق ( بچه باز بود ، زنکه باز بود ، همجنس باز بود ، بد اخلاق بود ، قمارباز بود ، دزدبود ، قاتل بود ، تروریست بود ، تفنګ سالار بود ، زورواک بود ، بیسیواد بود ، مزدور ونوکر شرق یا غرب بود ،تفرقه انداز بود یا شیطان بود ، غاصب بود ، چپاولګر بود ، خاین ملی ووطن فروش بود ) مهم نیست بلکه مهم این است که به هر وسیله ممکن که باشد این اشخاص را در دام خود بیاورند وبعدا اګر بتوانند ازین ها به نفع شخصی اش استفاده نمایند یعنی این ها را صرف در اطرف خود داشته باشند وبه پوست های کلیدی ومهم بګمارند تا که مزاهم کار وفعالیت های روزمره وی نه شوند ، و من یقین دارم که این انسان ها یک لحظه به درد وطن ومردم عادی کشور نمی خورند ، زیرا اینها نیز اهداف و امیال دارند که برای به دست اوردن شان از زرایع مختلف استفاده می نمایند ، حال به حضور تان چند مثال و نمونه های

ازین قماش انسان ها را معرفی می کنم :

اقای برهانالدین ربانی : او در ابتدا یک آدم فکر واندیشه نه بود ، او زمان که در مصر به تحصیلات پرداخت در دام اخون المسلمین افتاد و تا اندازه درین رشته ومسلک خودرا رساند که بل آخره به حیث مخبر سفارت شوروی نیز استخدام شد واز سابقه تاریخی ووطنی اش که از سرزمین تاجکستان به افغانستان اجدادش آمده بود مورد نوازش مقام سفارت شوروی وقت قرار می ګیرد ودرین وخت برای وی دروس ( ک ګ ب ) نیز اموختانده می شود که باید به هر شکل کی می شود خودرا به رهبری اسلامیست ها برساند ، زمان که به افغانستان برمی ګردد در پوهنځۍ شرعیات پوهنتون کابل مضمون شرعیات را تدریس می کند برای محصلین داستان های مبارزات بنیان ګذاران اخوان المسلمین ( سید قطب و حسن البناد ) وغیره بسیار دلچسپ واموزنده بود ازین جا ربانی چندین لباس بدل کرد (( محصل شد که به وطنش خدمت کند اخوانی شد که فتنه و جعل و افراطیت آفریند و ثروت اندوزی کند نوکر شوروی شد که در مواقع خطر ناک از حمایت انها برخوردار شود رهبر اخونی های جمیعت شد تا که ریس جمهور شود نوکر ضیاوالحق در پاکستان شد که افغانهای بیسیواد را علیه ترقی و تحول تحریک نمایند نوکرغرب در راس امریکا شد تا که از طرف امریکا ریس جمهور شود نوکر عربها شد تا که به ملیاردها دالر ازین ها در بربادی افغانستان ګویا اسلام در خطر است به دست اورد نوکر روسها شد وبه پای بوسی ولادیمیر پوتین رفت یک جا بامرحوم فهیم )) و شما دیدین که در زمان برامدن سربازان اوردوی سرخ اتحاد شوروی افراد وابسطه به مسعود یک مرمی را بالای روس ها فیر نه کرد زیرا پول تخنیک محاربوی و تجهیزات زیادی را از روس ها و امریکا ګرفته بود ، امریکا توسط ( شارون آمر حوظه جنوب شرق آسیا ، سي آی ای ) برایش ۵۰۰ هزار دالر داد که بالای روس ها در زما خروج شان در زمستان سرد در منطقه سالنګ ها ماتم بسازد که این کار را نه کرد زیرا ربانی با سفیر وقت شوروی ورنڅوف سند امضا نموده بود که حین خروج از افغانستان افراد مسعود بالای شان حمله نه کند ودر ضمن مشاور نزدیک وهمیشه ګی شان ( کنیازوف ډګروال ، ک ګ ب ) و بادیګارد شخصی اش ( سیرګی که مسعود اورا سلام الدین نام ګذاشته بود همه چیز بالای مسعود دیکټه می کرد زیرا مسعود از کولاب تاجکستان با پدر کلانهای شان به پنجشیر آمده بود و از ګپ روسها تیر نمی شد وروسها در زمان که طالبها به تخار رسیدند وبدخشان را ګرفت صرف در دره پنجشیر روسها از مسعود حمایت کرد ونه ګذاشت که مسعود را تسلیم کند و خود روسها نقشه اشغال افغانستان را برای امریکا به رهبری انګلیسها برای مسعود طرح ریزی نمود و از طریق ولی مسعود سفیر در لندن و دیګر اعضای اتحاد شمال اشغال افغانستان را برای امریکا مساعد ساخت یعنی رهبران وروسای جمهور به خاطر منافع شخصی خویش از هر نوع تاکتیک استفاده می نمایند ، به عین ترتیب به خاطر به قدرت رسیدن به پای بوسی رهبران حزب دیموکراتیک خلق افغانستان ( بخش پرچمی ها زانو زد ) و اتلاف را با پرچمی ها کرد ولې پرچمی ها را نیز خلع قدرت کردند ، مقام و چوکی اصلا دوست ودشمن را نمی شناسند ، فقط خودرا به هدف برسان باز پای دیګران را کوتاه کن معنی دارد .

مثال دیګر شان حکمتیار است : این آغا دیوانه مقام وچوکی است چندین نوع لباس پوشید ( شامل حربی شونځۍ شد دو سال از من در صنف پس بود یعنی من درصنف هشتم بودم واو در صنف ششم و اول نمره قسم ( ب ) بود ، بچه لایق بود ، بچه مقبول بود ، بعدا از حربی شونځۍ اخراج شد بعدا از مدرسه تخارستان فارغ وبه فاکولته انجینری شامل شد وارد بخش پرچمی ها شد بعدا در حزب اقای دکتور نیازی وبرهان الدین ربانی با اخوانی ها پیوست از انجا راهی زندان شد از زندان برایش زمینه فرار اماده شد و فرار کرد به پای بوسی ضیاوالحق به پاکستان رفت ویکجا با احمد شاه مسعود نزد ضیاوالحق رفتند ویک یک میل تفنګچه دستی را از ضیاوالحق بخششی ګرفت روانه جهاد در پنجشیر شدند ودر پنجشیر بین هردو ( مسعود وحکمتیار ) جنجال برپا شد از هم جدا شدند وتا امروز حکمتیار با طرفداران مسعود عقده دارد بعدارهبر حزب اسلامی شد ودر دربار ضیاوالحق بسیار مقرب بود ودر دام ( سي آی ای افتید ) وبسیار مورد تفقد غرب بود و پول زیاد ازین ها به دست آورد با پاکستان مخصوصا ( آی اس آی ) تعهدات بسته که تا امروز نوکر ومزدور پاکستان است ـ طرح کانفدریشن را با پاکستان منظور نمود در زمان اشغال امریکا در مخالفت مصنوعی با امریکا ماند ولی تا امروز امریکا برای وی نان، خانه ، معاشات ، سلاح می هد ، وامروز زیادترین اعضای باند وی در کابینه کرزۍ واشرف غنی موجود است مخصوصا در قووای مسلح اکثریت خلقی های اخوانی طرفدار حکمتیار اند ، وفردا باز می خواهد وارد صحنه سیاسی در افغانستان شود ) یعنی رهبران همه فقط به خاطر منافع شخصی شان کار می نمایند و از هر نوع امکانات و تاکتیک ها استفاده می نمایند ، چنانچې بر ضد احمد شاه مسعود از جنرال دوستم کمک خواست ، در قصه انسان های شریف وطن دوست تحصیل کرده ها ومتخصص نیستند زیرا تحصیلکرده ها ومتخصیصین ان ها را نمی ګذارند که مخالف منافع علیای مردم ووطن کار نمایند ومانع می شوند ازین خاطر برای رهبران وروسای جمهور همیشه انسان های که از هر لحاظ از خود شان کرده از هر لحاظ پایین باشد مطرح بحث می باشند

روسای جمهور برای حفظ منافع شخصی خویش بعضا در مقابل همسایه های افغانستان یعنی ( پاکستان ایران عربها چین تاجکستان ازبکستان ترکمنستان ) و بادار کل شان امریکا نیز از مدارا و روزګذرانی و ګردن پتي استفاده می نمایند ) به خاطر که اګر اندکترین بې حرمتي ویا سرکشی نمایند در مقابل غرب یا امریکا فورا ضربات کشنده و مضمحل کننده بالای شان وارد می سازد مثل این که کرزۍ در ختم ۱۳ سال حکومت داری خویش از فرمان امریکا سر زد وقرارداد امنیتی با ایشان امضا نه کرد و مدت زمان ضربات شدید بالای اقتصاد افغانستان از طرف انها وارد شد ویا پاکستان در تمام نشست هایش بالای امضای خط دیورند تاکید داشت ، امید وارم مقاومت ، منطق،سیاست ، پاکي وجدیت شخص اشرف غنی توازن بین پاکستان وافغانستان در مذاکرات فردای رهبران هر دو کشور به نفع افغانستان تغیر بدهد ولې باز هم ازموده را ازمودن خطا است ومن شک دارم که پاکستان به یک صلح اقلا نصبی بین دوکشور قانع شود ، از همین خاطر ریس جمهور جدید بسیار تلاش خواهد کرد که از لحاظ اقتصادی افغانستان را از احتیاج وګردن پتي و ګدایی غرب نجات بدهد ولې شرط این است که ټیم مقابل اورا به منجمنت و اداره امور سیاسی نظامی وخاصتا اقتصادی مزاحمت نه کند ومثل فهیم خان هر چیز را وهر نفر را سر حامد کرزۍ مقرر می کرد ، اقای عبدالله به خاطر تعهدات که با مردم نموده وباز باید برای آینده خود نیز متوجه باشد که مرتکب اشتباهات نه شود زیرا این چانس اخرین اقای عبدالله عبداله است زیرا مردم همه نظارت دارند ازین خاطر زورمندان و قاتلین و غاصبین وملیاردران را باید سر اشرف غنی مقرر نه کند به خاطرکه ټیم همګرایان از یک سر زورمندان و پهلوانان رستم داستان اند و عادت کردند به قدرت ګیری و مقام پرستی

     

 

به بقیه گزیده های مقالات فرهنگی فلسفی و سیاسی دکتورطا وس وردک کلیک نماید

 
 

admin@vatandar.at

 
 مدیر مسوول : انجنیر هما یوسفی
صاحب امتیاز : انجنیرنجیب یوسفی
کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت  محفوظ و متعلق به وطندار می باشد