2017/10/22

به وکلاي وطن پرست و افغان اصيل کشور پيشنهاد

 

نویسنده : پوهندوی دکتور طاوس وردک، لندن

نمايندګان ملت ؟؟ که من اصلا متيقين نيستم که شما  همه تان نمايندګان حقيقي  مردم افغانستان باشيد ؟؟؟

به خاطر که ۹۸ فيصد تان اشخاص زور آور ، مجاهد ، تفنګ سالار ، وطن فروش ، خودکش وبيګانه پرور ، مزدوران ( کشورهاي اشغالګر - پاکستان - ايران - عربستان سعدي - وديګر کشور هاي عربي - چين ) مي باشيد ، به انچيزي که عقيده وايمان داريد قسم مي خورم که مجاهدين که در پاکستان دال و نان پنجابي را خورده باشند عين کرکتر وخصلت پاکستاني را جذب نموده. مثل که قبايل پشتون انطرف جذب نموده ,(( به زبان يک چيز وبه دهان چيزي ديګر دارد ، رشوت ، دزدي  ، تهديد ، بچه بازي ، تفرقه افګني ، تبليغات غلط وغير علمي اسلامي ، صوفي ګري ، تاويزنويسي  ، رمل وجادو ، خودکش وبيګانه پروري را ))، از پاکستان براي شان به ميراث مانده ، فقط يک چيز ويک شعار براي شان مانده است که ( کمونست ها دشمنان اسلام و افغانستان بودند و هستند )؟؟؟؟؟؟. که متاسفانه در ۴۰ سال نسل جوان که در ۷ ثور ۱۳۵۷ تولد شده وفعلا ۳۹ ساله شده نه کتاب خوانده ، نه تاريخ خوانده ، نه به مفهوم کمونيزم و سوسياليزم پي مي برد ، نه خوبي ها ومذيت هاي اين ايزم را خبر دارد. وهر چيزي که ملاي مسجد ، آخوند مسجد ، خليفه ومير وسبد و پير وحضرت براي شان ګفته آن حرف وسخن براي شان حرف قرآن است ؟؟؟؟

در حال که اسلام هم به زور سرنيزه و به قتل وکشتار مليون ها افغان در افغانستان طي ۱۴۰۰ سال قبل تحميل شده ، امروز هم ريش داران  مثل بابانانک. ( سياف - اسماعيل خان شينډندي - ګلبدين - قاضي وقاد - کشاف - و ديګران شان )، در مجالس و محافل روز هاي وفات مجاهدين و رهبران قاتل ، وطن فروش ، رشوتستان ، چپاولګر و غاصب زمين ها وملکيت هاي شخصي ودولتي به شمول آپارتمان بنده که عضو شوراي نظار غصب نموده ، والقاب شهادت را براي شان از طرف خودشان تفويض نموده ، که نه خداي خبر دارد ، ونه خداي قبول کرده ، مثل که از يک سر رتبه هاي ډګر جنرالي - ستر جنرالي - مارشالي و قهرماني )، را به خود دادند که اصلا نه علما ، نه قانونا ، نه وجدانا ، مستحق بودند ؟؟؟شهادت و حج را نيز يک رتبه علمي قبولاندند ،. در حال که شهيد نه رتبه علمي است ، نه کدام امتياز دارد ، نه در جسم و وجود مرده کدام تغير وارد مي کند ( هرکسي که مرد اګر پير بود يا حضرت ، خليفه بود يا سبد ، اخوند يود يا صوفي ويا مرد عادي همه را در قبر کرم ها تا اخر مي خورند وبعدا کرم ها يکديګر را مي خورد تا که  يک دانه مي ماند واو هم از ګرسنګي مي ميرد وخلاص ، سياف که چبغ مي زند از اعمال وجنايات که انجام داده مي ترسد ، وديګران که در جلسا شان حضور به هم مي رسانند مثل جمبوري ها الله اکبر ونعره تکبير مي ګويد ، يعني چي ؟؟؟؟. يعني که خودر براي پلو و قابلي چرب آماده مي سازند ؟؟ آقايون اعضاي پارلمان براي تان قسم مي خورم که هر قدر که وزرا ، معين ها ، روسا ، قوماندانهاي امنيه و قطعات قواي مسلح ، رهبر جهادي و والي ها ولسوالها ، روساي جمور ، معاونين شان ، ريس اجرايه ومعاونين شان ،  جمع کرده ، رشوت خورده وچور کرده ، قاچاقبري کرده ، قصر ها وبلند منزل ها ساخته هم را از پيش تان ګرفتي است و نسل هاي تان زجر وشکنجه هاي خطرناک را به جاي شما خواهند کشيد ؟؟؟

 

خلص کلام پيشنهادم اين است که ::-

 

اشغالګران مشکل اساسي بحران افغانستان است ،  روسيه وچين وهند را ملامت نه کنيد ؟؟ اين کشور ها از اينده خطر ناک مي ترسند ، نا امني وقتل وکشتار که روز تا روز زياد مي شود ، تفرقه لساني ، قومي ، مليتي ، سمتي وزباني را در مطبوعات و رسانه هاي مي شنويد و مي بينيد ، مشکل اساسي و بزرګ است ،  همه مشکلات از ۱۹۹۲ تا امروز به شدت ادامه دارد ، تهداب  خيانت وتوطيه از روز اول تشکيل  حکومت مجاهدين به دستور وفرمان پاکستان وامريکا ، عربها وايراني ها وچين وروسيه در پاکستان غلط ګذاشته شد ، انعطاف پذيري ، انسانيت ، خلوص نيت ، ورواداري و اراده اهنين از خود ګذري که دکتور نجيبالله از خود نشان داد ، يک فيصد آن در وجود رهبران - قوماندانان مجاهدن  وطالب ها ديده نه شد ونمي شود ؟؟؟ بنا بايد پارلمان فورمول بنده را فورا زير بررسي و غور دقيق قرار بدهند و انرا عملي نمايند؟؟؟

 

۱- فورا دوره مکلفيت دوساله عسکري را تصويب نماييد ، معاش ماهوار سرباز فقط هفته ۵۰۰ افغاني پرداخته شود ، لباس سه فصله اعاشه مکلف سه وقته ، هفته سه بار ګوشت ګوسفند وګو ومرغ ، با ميوه فصلي وترکاري ، اين کار چندين مزيت دارد ؟؟؟؟

۲- طبقه اناث در تمام قطعات قواي مسلح وظايف ( نرس ، داکتر.  مخابره ، دريور ، دفاتر، ګمرکات ، قاضي ، څارنوال ، )،به عهده بګيرند ، ؟؟؟؟

۳- خلع سلاح عام وتام عملي شود ، هيچ کسي از دونفر زياد ګارد ،با خود برده نمي تواند

وانهم در موتر که خود وزير ويا ريس سوار است ؟؟؟

4- تمام معادن  کشور ملي شود واز طرف يک قول اوردو حمايت ومحافظت و استخراج و به محل پروسس انتقال شود البته به اشتراک انجينران وزارت معادن و رياست امنيت ملي  ؟؟؟

۵- تعليم وتربيه از طرف جنرالان وډګروالان متقاعد افغاني در تمام قطعات قواي مسلح  پيش برده شود وبراي هر استاد مبلغ ۴۰۰  دالر. مدد معاش اجير پرداخته شود ،  يک مشاور خارجي در قطعات قواي مسلح ضرورت نيست ????؟

۶- قطعات ما مثل زمان دکتور نجيبالله به سلاح هاي مدرن هوايي ،  راکتي ، توپچي و ټانک ، رادار وانجينري ، کميا وګاز ، تجهيز ، تسليح وتربيت شوند ، ؟؟؟؟

۷- دشمنان. خوب تشخيص ، تحليل و محاکمه وضعيت شوند  ودر قلع وقم شان تلاش همه جانبه. صورت ګيرد. و مهتر اين است که. وزراي قواي مسلح ( وزير دفاع- وزير داخله - وزير امنيت  ملي )،

، از افسران. زمان حکومت دکتور نجيبالله تعين نماييد ، به شرط که ، حربي شونځي - حربي پوهنتون - کورس عالي افسران - اکادمي در خارج کشور - ارکان حربي در خارج کشور - دکتورا وفروفيسري داشته باشند و به ( پشتو ودري - انګليسي و روسي  تحرير وتکلم کرده بتواند  ) سن وي از ۷۵ سال تجاوز نه کند تعين نماييد  ؟؟؟؟

موضوع اخري تمام واليها بايد ډګروالان وجنرالان زمان دکتور نجيب الله که عين تحصيلات فوق داشته باشند  تعين شود ( باز پيشنهاد تازه مي کنم که اګر پارلمان کشور موادات اتي را تطبيق نمايند امنيت در کشور تامين در غير آن  منتظر مرګ تدريجي تان باشيد ؟؟؟؟

زه دغه څوک يم :-

مرا به اين تحصيلات واين وظايف وتجارب وپاکي و صداقت چرا وزير دفاع و والي کندز حامد کرزي و اشرف غني تعين نه کرد ، شما وجدانا قضاوت کنيد ؟؟؟؟؟؟

من در سال ۱۳۳۹ از صنف ششم تنګي وردک  از طرف قوماندان حربي شونځي انتخاب شدم.

در سال ۱۳۴۵  از صنف ۱۲ حربي شونځي فارغ و به پوهنځي توپچي حربي پوهنتون شامل شدم.

درسال ۱۳۴۸ از حربي پوهنتون به درجه لسانس به رتبه دوهم بريدمن به صفت قوماندان بطريه اوبوس ۱۲۲ م م در کندک دوم توپچي غند ۱۱ فرقه ۱۷ پياده هرات تعين شدم ودرين سال اول نمره فرقه شدم وبه اين خاطر در سال ۱۳۵۲ کودتاي داود خان سهيم بودم وبه کورس عالي به اساس لياقتم دربين افسران  غند توپچي به کورس عالي ( آ ) شامل شدم  رتبه تورني د اشتم.

در همين سال ۱۳۵۳ در امتحان کانکور که بين ۱۹۲ افسر داير شد به نمره عالي کامياب و به مکتب ارکان حربي براي دوسال به هندوستان در ايالت مهاراج ترا اعزام شدم .

در سال ۱۳۵۵ بعد از فراغت از هندوستان  که رتبه تورني  داشتم به صفت استاد در پوهنځي توپچي دروس سلاح وتخنيک - توپچيګري - تاکتيک - انداخت در صنوف دوم ، سوم وديګر صنوف ديګر پوهنځي ها دروس انګليسي را نيز پيش مي بردم .

در سال ۱۳۵۶ امتحان استادي را که از طرف افسران ارکانحرب رياست تعليم وتربيه اخذ مي شد به درجه( دير شه ) لقب استادي حربي پوهنتون ودرجه علمي پوهنيار برايم تفويض شد .

در سال ۱۳۵۷ که انقلاب هفتم ثور به رهبري. حفيظالله امين وترکي به  پيروزي رسيد مرا از جريان درس که در پوهنځي لوژستيک داشتم با جمع استادان ديګر لايق وارکان حرب ووطن پرست به نام اينکه عضويت پرچمي داشتم روانه زندان پلچرخي شدم البته به امر و فرمان ( سلطان احمد بهين هراتي ورحيم چومبي غزني چي )، به بلاک دوم پلچرخي که تاريخ ۲۳ سرطان ۱۳۵۷ بود تا تاريخ ۶ جدي ۱۳۵۸ با آمدن قطعات سرخ شوروي از زندان با جمع همه زندانيان به فرمان عفو عمومي ببرک کارمل رها شديم ، البته ۱۸ ماه در سلول هاي پلچرخي زير شکنجه هاي خلقي هاي اخواني وماويست زمان سپري کرديم .

در سال ۱۳۵۸ الي ۱۳۶۲ به صفت آمر تبليغ وترويج در حربي پوهنتون - مسول دروس افسران در قرارګاه وزارت دفاع زير امر وفرمان ريس سياسي ګل آقا خان ، وظيفه اجرا نمودم ودر کنفرانس هاي بزرګ ومعلوماتي براي بيش از ۱۰۰۰ نفر در تالار هاي موسسات علمي و قطعات قول اوردوها لکچر ها تقديم نموده ام و به حيث قويترين و سخنورترين کادر افسري  شناخته شدم .

در سال ۱۳۶۲ براي به دست اوردن ديپلوم سياسي ونظامي به شوروي اعزام شدم که بعد از يک سال طبق سابق به حيث لکچر دهنده وتر تيب کننده دروس سياسي در رياست سياسي ايفاي وظيفه نمودم ورتبه ډګرمني داشتم .

 در سال ۱۳۶۷ به اساس پيشنهاد قوماندان حربي شونځي و موافقط ريس سياسي اوردو جنرال ګل آغا مرحوم به صفت آمر سياسي حربي شونځي تعين شدم ، کار هاي زيادي به خاطرآرامش ۴۵۰۰ نفر طلاب حربي شونځي به زعامت ستار خان قوماندان حربي شونځي از قبيل حمام - تشنابهاي عصري - اشپزخانه عصري - سينماي عصري -  چپرکت هاي دومنزله فلزي عصري و دفاتر وطعام خوري عصري  براي طلاب حربي شونځي ساختيم .

 در همين سال براي ۴ سال براي ګرفتن درجه ماستري در رشته تاريخ  در انستيتيوت سياسي لينين عازم اتحاد شوروي شدم .

 در سال ۱۳۷۲ به صفت معاون دفتر دکتور نجيبالله تعين شدم ود رين سال توطيه عليه من چيده شد از طرف نورانشاه سنګر خورد ظابط که نجيب خواهر ديوانه خودرا به او داده بود واورا جنرال و ريس رياست اول خاد تعين نموده بود ، امير محمد جمشيد ، زبيحالله زيارمل و شخص ريس دفتر ماتوخي که من بايد ازين پوست معاونيت به صفت امر سياسي  فرقه ۱۷ هرات بروم ، وبه عوظ بنده جنرال يونس هم صنفي بنده رفيق زور امير محمدجمشيد تعين شد ومن رفتم هرات وهر انچي از دستم امد  بر ضد دکتور نجيبالله انجام دادم  وبل آخره جلسات ګذارش دهي داير شدکه در ان. ګفته شده بود که اعضاي حزب حق دارد هر انچي واقعيت است در جلسان ابراز بدارند ، ومن تمام معاونين سياسي ومنشي هاي حزبي غند ها را هدايت دادم  که حتي عليه اعضاي بيروي سياسي و ريس جمهور هم اګر انتقاد داريد بنويسيد ، جلسات سازمانهاي اوليه  غند ها داير شد ومن براي تهيه ګذارش جلسه فعالين فرقه  از تمام قطع نامه هاي غندها و کندک هاي مستقل  و کندک ها و غند هاي قومي ( مليشه ) که ۷۵۰۰۰ تسليمي داشتم  ګذارش قوي و بم اتومي ساختم  و اين ګذارش را به احمد شاه خان منشي کميسيون فرقه و سليمانشاه خان منشي حزبي فرقه دادم   که براي يک روز هردوي تان بنشينيد و قطع نامه سياسي ، قوي و انتقادي تهيه نماييد  ، فرداي ان روز که قطع نامه به من داد ، ديدم که بسيار ضعيف و از حقايق تفره رفتند ، من سر هردو قهر شدم، وبراي شان ګفتم من ميروم خانه وقطع نامه نو، نوشته مي کنم ، زيرا فردا جلسه بود ، شما مي دانيد که دولت در انزمان از  طرف حزب رهبري مي شد ، ومن در فرقه نظم خاص بر قرار ساخته بودم  ، رشوت بسيار سري و در خفا بود  چون خودم رشتخور نه مي خوردم ديګران بسياراز من مي ترسيدند  ، فردا جلسه فعالين حزبي در هرات است و تمام کشور ګوش به آواز است که از هرات چي بور مي شود ؟؟؟؟

از رهبري کابل ( وزير معادن اسماعيل دانش عضوبيروي سياسي و محمد رفيع  معاون ريس جمهور دکتور نجيبالله. تشريف اورده  ودر تالار جلسه فعالين ۲۵۰ نفر کادر خوب حزبي دعوت شده  ، و جلسه را منشي کميسيون پيش مي برد.

از من خواستند که ګذارش اساسي جلسه را تقديم نمايم ، من بسيار به جرات وجسارت وآواز رسامثل هميشه. بيانيه را به سمع  حاضرين ايراد کردم و بيانيه پر از انتقادات بالاي ريس جمهور ورياست سياسي بود که بسيار بدرقه شد ، بعدا به ديګران موقع داده شد که پيرامون ګذارش اساسي بيانات ايراد نمايند ، وبعدا من از منشي کميسيون خواستم که قطعه نامه  بخواند ، قطع نامه نه بود ، بم اتوم بود که دکتور نجيب الله وريس سياسي را  بمبارد کرده بودم

؟؟؟؟

مثلا::-

۱- ببرک کارمل که به مسکو تبعيد شده پس به کشور بر ګردد واز تجارب وي براي کشور استفاده شود .

۲- تمام کادر هاي که به طرفداري از ببرک کارمل خانه نشين ويا سبکدوش شده بودند  پس به وظايف شان برګردانده شوند رتبه من درين وقت ډګروال ارکان حرب بود و قوماندان فرقه ۱۷ بودم ؟؟

 

اين قطع نامه دکتور نجيب را ديوانه کرد ، و فورا امر برطرفي مرا صادر کرد وعوض من يک ډګروال بيچاره را تعين کرد واز من درکابل تحقيقات کردند  ومدت ۶ ما بي معاش بندي خانه بودم  ولي بودند مردهاي قومي ورفيق دوست که  از هرات به من بوجي هاي ۵۰ سيره برنج صدري هراتي  و پيپ هاي دو سيره روغن و پول نقد روان مي کرد که از جمله از ( رحيم خان خير آباد و مرحوم سياه چونګر   ) نام مي برم ،

بل آخره. به خاطر اخذ دکتورا در رشته فلسفه به مسکو مرا اعزام کرد وخودرا از شر من خلاص کرد ؟؟؟

صاحب ۹ ديپلوم و سرتيفيکت هستم ، به ۶ لسان تحرير و تکلم  مي کنم ، ۱۷ جلد کتاب به پشتو - دري و انګليسي نوشته ام ، حال تو قضاوت کن که مستحق وزير دفاع و ولايت کندز بودم يانه؟؟؟؟؟؟؟؟.

 

    

نویسنده : پوهندوی دکتور طاوس وردک، لندن

 

به بقیه گزیده های مقالات فرهنگی فلسفی و سیاسی دکتورطا وس وردک کلیک نماید

 
 

admin@vatandar.at

 
 مدیر مسوول : انجنیر هما یوسفی
صاحب امتیاز : انجنیرنجیب یوسفی
کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت  محفوظ و متعلق به وطندار می باشد