۲۰۱۲/11/22

ابينگهاوس اوّلين كسي بود كه به طريق عملي درباره حافظه آزمايش‏هاي منظّمي انجام داد. او فهرستي از هجاهاي بي‏معناي زبان آلماني را مشخص كرد و كوشش نمود آنها را حفظ كند. او در پژوهش‏هاي خود، توجه خاصي به قانون فراواني (بسامد) داشت؛ يعني هر چه يك تجربه بيشتر رخ دهد آسان‏تر به ياد مي‏آيد. بنابراين، براي آزمون اين نظريه، او به موادي نياز داشت كه با تجربه‏هاي قبلي ارتباطي نداشته باشد تا بتوان تجربه‏ هاي قبلي را كنترل كرد. به همين دليل، هجاهاي بي‏معنا را به كار برد.

نتايج به دست آمده از تحقيقات ابينگهاوس به شرح ذيل هستند:

1. هرقدر مواد آموختني زيادتر گردد زمان لازم براي به خاطر سپردن آن مطالب به صورت تصاعدي افزايش مي‏يابد. البتّه اين نسبت‏ها ثابت نيستند؛ يعني اگر فهرست 7 كلمه‏اي 30 ثانيه وقت بگيرد، فهرست 10 كلمه‏اي 52 ثانيه، فهرست 12 كلمه‏اي 82 ثانيه و فهرست 16 كلمه‏اي 196 ثانيه وقت خواهد گرفت.

2. ابينگهاوس ميزان كوشش صرف شده با نگه ‏داري آن مطالب در حافظه را با يكديگر مرتبط دانست، به گونه‏اي كه افراد اگر وقت بيشتري براي يادگيري بگذارند و كندتر بياموزند و براي آموختن، مطالب را چندين بار بخوانند ديرتر فراموش مي‏كنند تا كساني كه به حافظه خود متّكي هستند و كوشش كمتري مي‏نمايند. البته نوع مطالب آموختني مهّم است.

3. فراموشي در ساعات اوّليه يادگيري بيشتر است؛ بدين‏ گونه كه پس از 20 دقيقه 42 درصد مطالب، پس از 9 ساعت 64 درصد و پس از 31 روز 79 درصد فراموش شده‏اند.

4. يادگيري مطالب با تقسيم وقت، بهتر صورت مي‏گيرد تا اينكه مطالب يك دفعه خوانده شوند. او فهرستي متشكّل از 12 كلمه بي‏معنا را 68 بار خواند تا توانست حفظ كند. روز دوم 7 بار خواند تا حفظ شد، ولي فهرست ديگري مثل فهرست اوّل را به مدت 3 روز خواند و با 38 بار خواندن طي سه روز، مطالب را حفظ كرد (يعني با تقسيم وقت در 3 روز)، تقريبا 50 درصد صرفه‏جويي در وقت شد.

5. آموختن مطالب به صورت كلي بهتر از آموختن جزء به جزء است؛ مثلاً براي يادگيري كتاب روان‏شناسي تربيتي، ابتدا بايد آن را يك بار مطالعه كرد تا شناختي كلي به دست آوريم، بعد آن را جزء به جزء بخوانيم)2،ص143 (.

تعریف حافظه:

حافظه شامل آن دسته از فعالیّت هایی است که بصورت حفظ، یاد آوری، تشخیص وانجام آنچه در گذشته آموخته شده است ظاهر می گردد. بعضی حافظه را یکی ازاشکال یاد گیری می دانند. دسته ای آنرا نتیجه ودلیل یادگیری فرض می کنند. پاره ای از روانشناسان حافظه را فعالیتی میدانند که در عین ارتباط با یاد گیری جدا از آن نیست. بنظر این دسته فرد ابتدا باید چیزی را یاد بگیرد، آنگاه آن را حفظ کند ودر موقع معین بخاطر آورد وبالاخره آنرا تشخیص دهد که این امررا در گذشته آموخته است. حافظه از یاد گیری جدا نیست واز جهتی عین یاد گیری می باشد. خصوصیّت عمده حافظه حفظ و نگهداری است. یاد آوری،تشخیص، واجرا، آثار و نتایج حفظ می باشند. آنچه در باره ی یاد گیری گفته می شود در مورد حفظ نیز قابل بحث می باشد روی این اصل نمی توان این دو جنبه از فعالیّت ذهن راجدا از هم فرض کرد. چنانچه در مورد یاد گیری بیان نمودیم توراندایک وپیروانش یاد گیری را نتیجه ی ارتباطات عصبی می دانند واصل تمرین وتکراررا پایه واساس این جریان قرار می دهند )3، ص 347 ).

تقويت حافظه:

در درجه اول از سؤال كردن و گفتن اين كه موضوعي را فراموش كرده ايد نترسيد و خجالت نكشيد. اگر نمي توانيد مانند گذشته، چيزهايي را به ياد بياوريد، تقصير شما نيست. بياييد به جاي ناراحتي از اين وضع، به راه هايي كه حافظه شما را تقويت مي كند  و يا مانع كم شدن حافظه مي شود، توجه كنيد. در اين جا ما به نمونه هايي از اين راه ها اشاره مي كنيم؛ البتّه خود شما هم ممكن است از راه هاي ديگر براي يادآوري بهتر مطالب استفاده كنيد.

*چيزهايي را كه هميشه از آن استفاده مي كنيد مثل عينك  يا كليد در يك جاي مشخص بگذاريد به عنوان مثال داخل يك كاسه بزرگ در اتاق نشيمن.

* هر روز به اخبار راديو يا تلويزيون گوش دهيد. سعي كنيد هر روز يك مطلب جديد ياد بگيريد. كتاب يا روزنامه مطالعه كنيد.

* در جمع دوستان يا خانواده، خاطرات گذشته را تعريف كنيد. مي توانيد آلبوم عكس هاي قديمي را براي يادآوري نام افراد و خاطرات گذشته نگاه كنيد.

* خاطرات خود را بنويسيد.

* بازي هاي فكري مثل شطرنج انجام دهيد.

* با دوستانتان مشاعره كنيد.

* جدول حل كنيد.

* مطالبي را كه ممكن است فراموش كنيد، يادداشت نماييد. براي اين كار يك تقويم جيبي برداريد. تمام تاريخ هاي مهم مثل روز تولد نوه تان، سالگردها، روزي كه نوبت دكتر داريد، روز آخر مهلّت پرداخت قبوض و ... را در آن بنويسيد. در انتهاي تقويم، شماره تلفن هاي اقوام و دوستان را بنويسيد. اين تقويم را هميشه، حتي موقع خارج شدن از منزل همراه داشته باشيد.

* يك دفترچه يادداشت در كنار تلفن بگذاريد. هر بار كه كسي تلفن مي زند، اگر پيغامي دارد يا كاري از شما مي خواهد، بلافاصله ياد داشت كنيد. اين كار كمك مي كند كه پيام هاي تلفني را فراموش نكنيد.

* هيچ گاه خودسرانه دارو مصرف نكنيد. اما اگر دارويي توسط پزشك براي شما تجويز شده است، در مصرف درست و به موقع دارو دقّت كنيد. براي اين كه زمان مصرف يادتان نرود، از جعبه تقسيم دارو استفاده كنيد. اين جعبه را مي توانيد از داروخانه محل تهيه كنيد. هر روز صبح داروهايتان را داخل جعبه بيندازيد. وقتي كه به جعبه نگاه كنيد، يادتان مي آيد كدام دارو را نخورده ايد. هميشه جعبه را در جايي بگذاريد كه در معرض ديد شما باشد ولي كودكان به آن دسترسي نداشته باشند.

تغذيه مناسب  براي حفظ قدرت حافظه  لازم است. براي اين كار قند، چربي و نمك كمي مصرف كنيد، ولي مصرف ميوه و سبزي هاي تازه را بيشتر كنيد.

سنجش حافظه:

براي ارزشيابي و اندازه‏گيري حافظه، مي‏توان از روش‏هاي ذيل استفاده كرد

الف. روش يادآوري:

در اين روش، از آزمودني خواسته مي‏شود تا فهرستي از نام‏ها، ارقام، اشكال و تصاوي، موضوع‏ها و مانند آنها را حفظ كند و پس از گذشت مدّت مشخصي، آنها را به ياد آورد. تعداد مطالب به ياد مانده مي‏تواند درجه حافظه را نشان دهد. البتّه لازم به ذكر است كه اين مطالب ياد گرفته شده بايد براي اوّلين بار باشد كه فرد با آن مواجه مي‏گردد؛ زيرا اگر با مطالب قبلي ياد گرفته شده ارتباط داشته باشد پيوند مطالب قبلي با فعلي و كمك گرفتن از حافظه بلند مدّت، يادآوري را ساده مي‏نمايد. بنابراين، از مطالب تازه و جديد استفاده مي‏شود؛ مانند هجاهاي بي‏معنا كه ابينگهاوس استفاده مي‏كرد.

ب. روش بازشناسي:

در اين روش، به آزمودني مجموعه‏اي از ارقام، نام‏ها، كلمات، اشكال، تصاوير و مانند آن را نشان مي‏دهند و پس از مدّتي ازاو مي‏خواهند در بين مطالب جديد، چيزهايي را كه ديده است تشخيص دهد؛ مانند سؤالات تستي در امتحان كه دانشجو بايد گزينه درست را، كه پيش ‏تر مطالعه كرده است، از بين گزينه‏هاي غلط بازشناسي كند.

ج. روش حفظ كردن مجدّد:

در روش يادگيري مجدّد از آزمودني خواسته مي‏شود مطالب ياد گرفته شده در گذشته را دوباره بخواند و آنها را به ياد آورد، گرچه ممكن است قبلاً مطالب را فراموش كرده باشد وبه ياد نياورد؛ ولي با مطالعه مجدّد آنها را به ياد مي‏آورد. بنابراين، مدّت زماني كه او صرف يادگيري مجدّد كرده به مراتب كمتر از زماني است كه براي اوّلين بار مي‏ خواست مطالب را بياموزد. از اين‏ رو، در مدّت زمان صرفه‏جويي مي‏شود؛ مثلاً، دانشجو مطالب امتحاني را طي يك و نيم ‏سال مطالعه كرده است، اما شب امتحان آنها را مرور مي‏كند. مدّت زمان صرف شده در شب امتحان، كه حالت مرور كردن دارد بسيار كمتر از مرحله‏اي است كه براي اوّلين بار مي‏خواند. اگر او براي يادگيري فصل هوش كتاب روان‏شناسي ـ مثلاً ـ براي اوّلين بار هفت ساعت وقت صرف كرده بود، پس از گذشت مدّت زماني ـ فرضاً چهار سال بعد ـ اگر او بخواهد امتحان كارشناسي ارشد بدهد، ديگر براي يادگيري مجدّد اين فصل، نيازي به صرف هفت ساعت وقت نيست. او شايد با يك ساعت بتواند آن را به ياد آورد.

بنابراين، از طريق درصد مطالب فراموش شده، كه طي مدت زمان به وجود آمده است، مي‏توان حافظه و فراموشي را سنجيد. براي نمونه، شما براي يادگيري اشعاري آن را ده بار مي‏خوانيد تا كاملاً حفظ شويد. بعداً كه دوباره مي‏خواهيد آنها را بخوانيد وبه يادآوريد 2 بار مي‏خوانيد و كل مطالب را به ياد مي‏آوريد. بنابراين، مقياس حفظ كردن شما 8 است و مقياس فراموشي شما 2؛ يعني 2 درصد مطالب ياد گرفته شده خود را فراموش كرده‏ايد (7، 123).

مشخصّات جایگزینی در حافظه ، تاثیرات قرینه ها و زمینه ها :

آیا این طرح ونظریه نزد شما معقول است؟ شما در بستر خواب هستید و در می یابید که به چیزی از مطبخ احتیاج وضرورت دارید. شما از بستر خوابتان می جهید و داخل مطبخ می شوید. به هر حال شما هیچگونه نظر ودلیلی برای رفتن به مطبخ درحافظه و به یادتان نمی آید وقرینه ای را به خاطر ندارید تا مشخصات چیزی را که بر ان احساس احتیاج می کردید به یادتان آید وقرینه ای از آن را به خاطر ندارید تا کشف نمایید. نا چار به اتاق خوابتان بر می گردید. شما از حافظه تان چیزی نتوانستید به دست آورید که دال بر چیز طرف ضرورت شما باشد. در اتاق خواب علایم و مشخصات آن دوباره به خاطر تان می آید و شما فورا به یاد می آورید که چی را می خواستید و بر گشته و آن را از مطبخ به دست می آورید.

این اصول درج وکشف مشخصات حافظه را توضیح وبیان می دارد که به زبان فصیح و بلیغ می گوید شما آنگاه به وجه بهتر واحسن چیزی را به یادتان می آورید که قراین و زمینه های مشابه به مشخصات وقراین یاد گیری و درج مسایل به حافظه باشد که شما در پی کشف مطلب آن برآمده اید تا آن را دوباره به یاد آورید. بر عکس شما چیزی را به یاد نخواهید آورد که قراین آن دو ( آنچه که به حافظه و گوش می رود و آنچه را باز به یاد می آورید) با هم یکسان نباشد و با هم سازگاری و وفق نکنند ( چون اتاق خواب و مطبخ که هیچ با هم مناسبتی ندارد). آنگاه شما مطالب را خوبتر به یاد می آورید که با مشخصات درج پدیده ها در حافظه وقراین به یاد آوردن آن سازگار و موافق باشد ( 4- 483). 

انواع حافظه:

1- حافظه ی حسی: محرکهای محیطی ( نور ، صدا، حرارت، بو و جز اینها) به طور کلی بر گیرنده های حسی ما اثر می گذارد. گیرنده ها، اجزای نظام حسی مربوط به دیدن، شنیدن، چشیدن، بوییدن ولمس کردن هستند. نظام کلی گیرنده هارا حافظه حسی می نامند. الگوهای فعالیّت عصبی که هنگام رسیدن محرکها به گیرنده ها تشکیل می شوند. برای مدّت بسیار کوتاه ( حداکثریک ثانیه) حفظ میشوند. اما در همین فاصله کوتاه، ما فرصت انتخاب اطلاعات برای انتقال آنها به حافظه کوتاه مدت را داریم. با انگشت خود به بازویتان ضربه بزنید و احساس آنی آن را تجربه کنید. بعد، ضربه زدن را متوقف کنید وببینید چگونه احساس به سرعت زایل میشود. در ابتدا شما احساس واقعی ضربه را حس میکنید، امّا بعدا تنها به یاد می آورید که به بازویتان ضربه زده اید. در این آزمایش، درون داد حسی پس از حذف محرک تنها برای مدت بسیار کوتاه باقی می ماند. بنابراین، اطلاعات وارده به حافظه حسی تنها برای برای مدت بسیار کوتاه ( حدود یک ثانیه) دست نخورده حفظ می شود. تحقیقات انجام شده نشان دادند که ثبت حسی بینایی اطلاعات را حداکثر تا حدود یک ثانیه نگاه می دارد، اما ثبت شنوایی بیشتر از آن، یعنی تا حدود4 الی5 ثانیه اطلاعات را حفظ می کند. در این حافظه، نسخه ی دقیق از اطلاعات که برای  حسی ذخیره می شود. برخی از صاحب نظران اعتقاد دارند که برای هر یک از حواس ما یک ثبت حسی جداگانه وجود دارد(گیج و برلینر، 1984)تمام اطلاعاتی که حس می شوند در حافظه حسی ثبت می شوند، امّا تنها بخشی از آن که مورد توجه قرار می گیرد که به رمز در می آید و وارد حافظه کوتاه مدّت می شود و بقیّه از بین می رود. دقّت یا توجّه در ادراک اطّلاعات وانتقال آنها به حافظه کوتاه مدّت نقش اساسی دارد. در هر لحظه ما تحت تاثیر محرکهای حسی فراوانی قرار داریم. اگر قرار بود تمام این محرک ها را ادراک کنیم، زندگی نا ممکن می شد. ما از طریق توجّه کردن به بعضی امورو بی توجهّی به بعضی دیگر، تصمیم میگیریم که تنها آنچه را که می خواهیم ادراک کنیم، انتخاب کنیم. اما فرآیند دقّت بیشتر، در آغاز یادگیری ضرورت دارد و بعد ها، بر اثر تمرین، برای چیزی که آموخته شد دیگر نیازچندانی به دقّت یا تمرکز حواس نیست. مثلا شخصی که به تازگی رانندگی اتومبیل را کند واگر هنگام این عمل کسی با او حرف بزند حواسش پرت میشود. اما بعد ها که بر اثر تمرین بر این کار مسلط شد، می توانیم در ضمن رانندگی بدون اینکه حواسش پرت شود. به رادیو هم گوش بدهد.

نورمن (norman) مثال‏هاي ذيل را از حافظه حسّي توضيح مي‏دهد: دستتان را در مقابل صورت خود تكان بدهيد. ردّ ضعيفي كه پس از كنار رفتن دست باقي مي‏ماند ـ يعني آثار رويداد اتفاق افتاده ـ گواه مشخصي بر وجود يك نظام حافظه حسّي است. دست خود را مشت كنيد، به سرعت دو تا از انگشتانتان را باز كنيد، دوباره با حداكثر سرعت ممكن دستتان را مشت كنيد. اگر به دقّت نگاه كنيد ردّي از انگشتانتان را خواهيد ديد كه آن ‏قدر دوام مي‏آورد تا آنها را شمارش كنيد. دستانتان را به موازات هم در جهت مخالف هم حركت بدهيد. يك بار آنها را به سرعت در مقابل چشمانتان حركت دهيد، به احساس ظريف و مبهم حركت وابسته به هر يك از ردّها توجّه كنيد. اين احساس واقعي است. فرض كنيد يك تصوير پيچيده متشكّل از تعداد زيادي اشيا در مقابل چشمان شما قرار دارد كه بعضي از آنها در جهت حركت عقربه‏هاي ساعت و بقيه برخلاف جهت عقربه‏هاي ساعت مي‏چرخند. تصوير محو مي‏شود و يك پيكان به جايي در محل قبلي تصوير اشاره مي‏كند. شما قادر خواهيد بود جهتي را كه شي‏ء در آن مكان خاص حركت مي‏كرد مشخص كنيد. ردّ تصوير براي چند صد هزارم ثانيه پس از محو شدن تصوير فيزيكي، باقي مي‏ماند.

ادامه دارد ........

  

 

 

 

 

 
 

 

 

 
 
 
admin@vatandar.at
 
 مدیر مسوول : انجنیر هما یوسفی
صاحب امتیاز : انجنیرنجیب یوسفی
کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت  محفوظ و متعلق به وطندار می باشد