WELCOME

To Our Website

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Sed non metus

گزیده های مقالات فرهنگی سید زبیر واعظی

 

    اشک یتیم                                                                                 سید زبیر واعظی

  

دی یتیمی به من شکایت کرد     درد دل یک به یک حکایت کرد

سیل اشکش ز دیده جاری بود    گریه و زاری ، بی نهایت کرد

گفت : در سال هفتــــم عمرم     پدرم چشم بست و رحلت کـــرد

مادرم گرچه دوستم داشت حیف   شویک دیگری به رغبت کــرد

شوهرش سفلهء کثیـــــفی بود     کتک ام داد , بس اهانت کــــرد

مردک هرزه ، روز و شب بامن    ز در کینه صد لجاجت کــــــرد

بعد چند روز و هفتـــه و ماهی     مرا از خانه راند و رخصت کـرد

بی خبر زین حدیث و آیه که گفت:  بر یتیمان نه قهر(1).، شفقت کرد

من مسکین ، خاک به سر گشـتم     زند گی ، رنج من ضمانت کرد

نه دگر مام، که مادری میکرد       نه پدر تا ز من حمایت کــــرد

نه برادر و خواهــــر و نه کس    تا به من اندکی رفاقت کــــرد

دور گردون ز کینه توزی خود    بر سرم صد بلا و آفت کـــرد

عمرمن خوار گشت و حالم زار  هیچ‌کس لطف زین جماعت کرد

شکم خالی ، این تن عریان        خنده بر این حیات نکبت کرد

این سپهر سبیل و سرکش و دون    خوشی ام راز ریشه غارت کرد

تاپهء رنج و ظلم و ذلت خویش    ثبت این صفحه‌ای زقسمت کرد

من چه کردم که چرخ نا هنجار    رخ من زرد و گردنم پت کرد

روز ها فاقه ماندم و بس محتاج    کس نه پرسید و نه عدالت کرد

حیرتی دارم زین قضا و قدر(2)        که چرا با من این بغاوت کرد

آن امیر عیاش و میر و وزیر      بر سرم هر دمی تجارت کرد

هر یکی خون من چو باده بخورد    با چنین رسم و شیوه عادت کرد

منعمان پول و ثروت خود را        صرف در راه عیش و عشرت کرد

چون شنیدم شکایتی او را            زندگی بر سرم قیامت کرد

بس گریست آن یتیم و عقده گشود    درد و آهش به من سرایت کرد

از غم و درد و رنج واندوهش       شعله از آه من شرارت کرد

گفتم این زندگی یک آزمون است    که در آن ترک شر و ذلت کرد

بایدت دست بینوا بگرفت           بر یتیمان چنان مَحبت کرد

که نه کمبودی از پدر در خود        و نه از مادر و ولایت کرد

نزد خلق جهان بود مقبول          آنکه در زندگی صداقت کرد

اندرین عصر قحط جود و کرم     مگر احسان کسی به ندرت کرد؟

 واعظی نیک زی که این گیتی     نه به کس رحم نه مروت کرد

پاورقی ها:

اول- منظور، اشاره‌ای است به آیهء قرآن،پاره30«سوره الضی» که در آن خداوند میفرمایند: „ فاما الیتیم فلا تقهر – و اما السائل فلا تنهر

ترجمه: بالای یتیم قهر مکن ، یتیم را میازار و سائل محتاج را که   از تو چیزی میخواهد از درت مران و جواب نا امید ندهید . در این رابطه یک دوستم اندوه قلب نا قرارش را در سال 2000 در قالب دوبیتی اینگونه  بازتاب داده است

الهی امر کردی در کلامت     میازارند یتیم و سائلانت

کنون فریاد و اشک و نالهء شان     مگر منظور ناید بر مقامت

 دوم- موضوع « قضاء و قدر « یک بحث پیچیده دینی و فلسفی ، ناشی از فرمان الهی در مورد سرنوشت انسان و آنچه که خداوند برای بنگان خود مقدر نموده است .، میان فقهاء و فیلسوفان پیشین و کنونی میباشد . چنانچه درین رابطه حکیم عمر خیام ، پرخاش هایش را در قالب رباعی اینطور بیان میدارد

بر من قلم قضاء چو بی من رانند     پس نیک و بدش زمن چرا میدانند

دی بی من و امروز چو دی بی من و تو     فردا به چه حجتم به داور خوانند

Waezi Said Zobair

رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید

 
Design downloaded from free website templates.