WELCOME

To Our Website

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Sed non metus

 بقیه گزیده های مقالات  علي رستمي کلیک نماید

 

   رفیقای محترم حزب واحد"یک سینه سخن دارم"!                                        علي رستمي

چگونه برای یک حزب متحد ویکپارچه  مبارزه نمود! علی  رستمی

  حریم شخصی هرانسان از تجاوز مصئون بوده که این نظریه به اثر مبارزات وپیکار هزارها انسان باشرف که بخاطر نسان وحقوق انسان مبارزه نموده است بوجود امده که بعدأ سرلوحه شعارهای ازادی خواهی اقشار محتلف جامع قرار داشته وجز اعلامیه جهانی حقوق بشر گردیده که بدون هیچ استثنائئ قابل پذیریش هست.

انسان به عنوان موجود انسانی وان که انسانیت دراومتبلوراست، قابل احترام وحرمت است .رعایت این حرمت زمانی اصالت د ارد که صرف انسان بودن یک فرد،شرط معقول واساس احترام به زنده گی وحرمت انسانهای دیگربوده وپیروی از ان بر خاسته از درک فردی باشد.

انسان برا ی ازاد زیست نمودن و تاء مین خواست وحقوق خود علیه غاضبان ومتجاوزین مستبد در مبارزه وتلاش خستگی ناپذیربوده تابه ارمانهای خویش موفق گردد. این روند میتواند به شکل فردی گرویی دسته جمعی وبا ایجاد سازمانهای سیاسی واجتماعی وسایر نهاد های مدنی صورت گیرد ،تا توسط ان به اهداف خویش نایل ایند. این فرایند نظر به تجارب بزرگ وغنی جنبش ها واحزاب مترقی به ساده گی وارام   براورده نه شده بلکه با خود گذری ومبارزه پیگیر با اراده سالم فرهیختگی به انجام رسانیده شده ودستاورد های غنی به ارمغان اورده است طوریکه روشن است" حق گرفته می شود داده نمی شود".

این همه کار پیکار می تواند به اثر اراده واگاهی معقول بربنیادمفهوم با ارزش بوجود امده ویا می اید، یک مفهوم زمانی قابل قبول است که از ارزشهای عینی برخودار بوده وبعدأ درمعرض قضاوت قرار  گیرد درک وشناخت مشکلات  که درزنده گی روزمره ما چه ازلحاظ سیاسی واجتماعی بدست می اید ،ما را ودار به ان می سازد تاعلیه ان اگاهانه وشعوری بعداز  ،تحلیل وتجزیه برای رفع ان داخل اقدام شوم.

بعضأ برای چاره سازی ورفع مشکلات وکمبودها  براساس درک سالم بر شالوده مسئولیت فردی، اجتماعی وگروپی ـ سازمانی  از طریق نقد ویاانتقاد علیه مجریان ان  صورت میگرد که این یکی از نشانه های  ، دانش ورزی وفرهیختکی انسان اگاه وبااراده را انعکاس می دهید که می خواهد ازطریق کشف علت ومعلول ان پیشنهادات ونظریا ت خود را ابراز نماید.

 فرهیختکی بالغ بودن شخصیت انسان را نشان میدهد وعدم ان نابالغ بودن انسانرا درقبال دارد.

جلوه گر فرهیختکی انسان در انست که  دید انتقادی انسان بر بنیاد هنجارهای خرد ورزی وخرد اندیشی ومبرا از معیار های وهنجار های  عقده گشایی وخصومت های شخصی ،گروپی واختلافات سلقوی ،محلی،وزبانی ومنطقوی  باشد. درانصورت است که مورد پشتبانی همه قرار گرفته و ناهنجاری ها ازبین می رود.

دراین باره  نقد وانتقادرا بروفق نظریه ذیل از ابهام  زدایی روشن بسازیم.

طوریکه در ادبیات مارکس عالم مشهور المان " نقد از اتنقاد" جداست.از نظر مارکس نقد وانتقاد چنین بازتاب یافته است:" نقد به معنای تلاش برای کشف ذات پنهان یک پدیده است که درورای ظاهر ان مشغول عمل کردن است. نقد به معنای پی بردن به ان شرایط علت ومعلول تاریخی است که سبب می شود یک مجموعه از ایده ها و پراتیک های اجتماعی تبدیل به اموری ضروری وعقلانی شوند.

دراین حال نقدکه به توضیح تاریخی وبنیادی سروکار دارد و  انتقاد که به نارسایی های یک اندیشه یا عمل مشخص می پردازد متفاوت است ، بنأ انتقاد از دل نقد بیرون می اید."

حزب واحد که بعد ازیک دوره طولانی به اثر یک سلسله عوامل زمانی از هم جدا بودند وبنا به تقاضای شرایط ومبارزه قاطع اکثریت اعضای دوحزبِ متحدملی ونهضت فراگیر وحدت نمودند، که دوستان مسرت ودشمنان  مایوس ودست پاچه گردیده و داخل اقدامات تخریباتی  و سایر ابزارهای ناروای تبلیغاتی شدند ، تاتوانسته باشند روند نهایی انرا بطی ساخته ودرمقابل ان سد واقع شوند.

همچنان یک عده اعضای حزب واحدکوشیدند بااستفاده از نواقص  که ناشی از عدم اعتماد وخودخواهی وذهنی گری وانتقامجوی براساس اشتباهات اگاهانه ویا غیراگاهانه عده ای ازمسئولین در تعین ونصب کادرها درمقامات رهبری وسبکدوشی انها نسبت عدم کسب اراء بیشتردر کنفرانسهای کشوری واروپایی ،  باعث گردید تا نارضایتی هارا بوجوداورد ه ودامنه شکایات وتبلیغ در میان اعضای حزب اگاهانه ویا غیراگاهانه  علیه رفقای همرزم یکدیگر تشدید گردید، تا بالاخره به اثر نامه مورخ  25.5.2005       عده اعضای رهبری شورای اروپایی خواستهای انها به شکل ا نتقادی  به ادرس کمیته اجرائیوی شورای اروپایی وسایر کشور های اروپایی درصفحه انترنیتی اریایی بخش و تشهیر  گردید که درمقابل از جانب مخاطبین نامه جوابهای  لازم را از طریق فیصله های جلسات کشورها ی خویش  به سمع انهارسانیدند که من دررابطه به کیفت خوب وبدان در بالا مفصلأ توضیحات داده ام وانرا دیگر حل شده می دانم.   بعدأ از طریق صفحه انترنیتی اریائی به  صفحه انترنیتی بنام "سنگ محک" دسترسی پیدا نمودام وبعد ازپائین بالا رفتن در صفحه متذکرمضامین  تحت عنواین محتلف مرا بخود جلب نمود  که انگشت انتقاد وتبصره های  به ادرس عدهء از ر فیقا ی رهبری و فعا لین حزب واحد ورهبری سابق حزب دموکراتیک خلق افغانستان(حزب وطن) تحریر گردیده که دران برعلاوه انتقادات شدید که حق هر هرعضوحزب است  بلکه در حریم شخصی عده رفیقا و اعضای خانواده انها تجاوز  ومداخله  صورت کرفته  است که به باور من این عمل خلاف تمام موازین اخلاق حزبی ،اجتماعی ، غیرت حزبی ، ، سنن ،عادات وعرف وطنی بوده که این عمل برای ما مبارزین راه حق وعدالت که شعار ما دفاع از ناموس وشرف وشمله افغانی میباشد بجا نه بوده وماراتا سطح افرادکوچه تنزیل میدهد. چه شد انروزگارانِ که در زیر یک سقف خانواده گی مبارزه می نمودیم وبرای یگدیکر  از تمام امکانات و ارزشهای مادی ومعنوی خود در شرایط حساس  قربانی می دادیم ودریک کاسه  ودسترخوان یک نان را چهار توده مینمودیم واعضای خانواده هر رفیق را بمانند اعضای خانواده خود فکر می نمودیم وانها  براساس سنن وطنی مهمان نوازی واز تمام قدرت مادی خویش درمقابل ما دریغ نمی ورزیدند. امروز ناجوانمردانه وخلاف همه سنت مبارزه برای انتقام و  عقده گشایی به پیشگایی  بیکانکان چونان حرفهای را بتحریر می اوریم که شایسته وبرگزیده هیچ رفیق ما نمی باشد درست است که در روند مبارزه سیاسی وکارهای عملی اشتباهاتِ  بسیا رهولناک رخ میدهید که می شود انرا با انتقاد اگاهانه  رفع ورفیق را متوجه ان نموده وجلو انحراف ویاتکرار اشتباهات وی را بگیریم. نه اینکه برای بدنام نمودن از هجو گویی استفاده نموده وبرای مخاالفین زمینه تبلیغ را مساعدسازیم . به گفتهء مردم ما"اگر تف را بالا به اندازی دوباره برویت میاید".

 برای نسل امروزی ونسل اینده نیروهای چپ وبلاخصوص  اعضای حزب دموکراتیک خلق افغانستان(حزب وطن) مایه افتخار وسربلندی  است تا بمثابه ناموس دَین وطنی  خودرا در قبال خانواده هائ باز مانده گان  رفقا حزبی ورهبری که به ارمانهای اعتلای وطن رزمیده اند وامروز در میان ما نه بوده واما نام و ارمان انها  در نزد ما زنده بوده و مسئولیت عظیم داریم تا برای  حفظ ای شرف ،ناموس وافتخارات انها  از هیچگو نه جانثاری دریغ نه ورزیده ،بلکه بمثابه مردمک چشم از انها مواظبت نمایم.

تبصره  غیر واقعی  در مورد خانم یکی از پیشقدمان وقهرمانِ نستوه کشور که از عنفوان جوانی برای ارمانهای والای زحمتکشان کشورکه تا اخرین لحطات مرگ خود رزمیده است، کاملأ خلاف پرنسیبهای افغانی  ورفقانه بوده ونا بخشیدنی میدانم ومن نمی خواهم که یکبار دیگر  این رفیق نستوه و فرهیخته

را در اذهان افراد خارج از خانواده سیاسی ما  تشهیر نمایم.

ارزو دارم که رفیق محترم ما دراینده از همچو تبصره های غیرواقعی در مورد وی و سایر اعضای خانواده رفیقا جلوگیری نموده صادقانه ،مردانه وانقلابی مابانه از نزد وی عذر خواهی نماید.

تا باشد اموزش انتقاد پذیری را شما در عمل برای سایرین بیاموزید.

همچنان در مضمون متذکره بعد از شکوه و شکایت در مورد عده رفقای که امروز مسئولیت رهبری را درخارج کشور دارند، ازعملکردهای گذشته انها درقبال رهبری زنده یادببرک کارمل و رفیقای که مبارزه اصولی  را بعد از پلینوم هجده نموده اند یاداوری وتذکار بعمل اورده شده است که گویا چرا همچو افراد دوباره در رهبر ی قرارگرفته واز انها پشتبا نی صورت می گیرد؛  درقسمت دیگری اسمهای تعداد از افرا دیکه  عضو حزب واحد بوده و بنابه عدم  رسیده گی به حقوق ، نظرها وپیشنهادهای شان  از صحنه مبارزه دلسرد، منزوی وحزب واحد را ترک گفته اند،که دراینمورد گروپی را بنام گروپ هالیند مسمی ساخته که به حق این رفیقا جفانموده و حتی رفقایکه از لحاظ ارتباطات وشناختهای حزبی از گذشته وحال با گروپ متذکره داشته اند محکوم نموده اند.

 ما اعضای حزب واحد با میراث غنی از تجارب مبارزه پیشین وبا درک ایدالوژی واندیشه بیشرو مترقی عدالتخواهانه، اموخته ایم که تاریخ رامردم می سازد وقضاوت  تاریخی نیز بدوش انها میباشد که برای نسل اینده میراث می ماند و گذشته ها بمثابه پل برا ی عبور به اینده است ودر قضایای تاریخی باید دیالکتیکی برخورد کرد وما نه باید بمثابه متافیزیکین همه چیز را دگم وبدون تکامل بازگو نمایم . اگر هدف از تصفیه و برملا ساختن این عمل ان عمل که درگذشته هاازجانب رهبری ویا سایر کادرهای پائین وبالا صورت گرفته است باشد، به صلاحیت فردی ما نیست،  شاید همه ما نظر به عملکردهای خویش مرتکب اشتباه کوچک ویا بزرگ شده باشیم که صلاحیت قضاوت شخصی را مانه داشته ،بلکه ارگان باصلاحیتِ از نماینده گان حزب دراینمورد  می توانند قضاوت نمایند.  ،طوریکه شاعری گفته است" گر حکم شود مست گیرند در شهر هرانکه هست گیرند."

همچنان درادامه لیست  نام رفیقهای دیگری درج است که مورد تائید اعضای به اصطلاح وحدت خواهان قرار داشته، که از جانب رهبری شورای اروپای در مقابل خواستهای شان جواب قناعت بخش داده نشده وفعلأ سهم گیری فعال ندارند، درحالیکه درفهرست این نامها،نام رفیقی درج است که اوهم نیز درزمان حاکمیت خود ده هارفیق را ازارگان مربوطه خویش سبکدوش یا به ولایات جزایی ویابه عسکری اعزام وسوق نموده است  وده هااتهام ودشنام ناروارا علیه مخالفین پلینوم هجده ورهبری زندیاد ببرک کارمل وارد نموده است ، بنأ یک بام دوهوا قضاوت کردن مارا ازواقعیتهای دور ساخته واعتبار سیاسی مارا خدشه دار می سازد . همچنان درلست متذکره  نام ازسایر اشخاص که سابق در رهبری حزب دموکراتیک خلق افغانستان( حزب وطن) قرار داشته اند تحریر شده که امروز در احزاب وسازمانهای دیگر ویا به گروپهای مستقل سیاسی تعلق داشته ویا به شکل گروپی براساس شناختهای دیروزی محافل شب نشینی داشته که هیچ گونه دلچسپی پیوستن باحزب واحد را در شرایط فعلی نداشته ویااینکه بعضی از انها مرام  حزب واحد را یک مرام ارتجاعی وانحرافی دانسته وعده از اعضای انرا مربوط به تنظیمهای جنگ سالار و سکتریست قلمدادنموده وحاضر نیستند که به هیچ وجه در یک سنگر باحزب واحد مبارزه نمایند.متباقی ازجمله که درسازمان ایالت هسن تنظیم وعملأفعال هستند : مانند رفیق همایون بسیم منشی واحد اولیه هانو، رفیق یحیی منشی واحد اولیه هوفن باخ، رفیق پاسدار عضو شورای اروپایی وعضوی واحد اولیه هوفن باخ، رفیق نظر سرمند عضو واحد اولیه هانو،تنها دو تن از اعضای سابق حزب واحد محترم عارف صخره ،محترم عبدارحمن سروری ،بعداز کنفرانس اروپایی ووحدت  حزب متحد ملی ونهضت فراگیر تقاضا نموداند که دیگر عضو حزب واحد نه بوده واز تشکیلات حزبی نام انها حذف شود وهمچنان فرید هادی از چهار سال به اینطرف هیچ گونه ارتباط سازمانی نداشته وعلاقمند به ادامه سیاست ومبارزه نمی باشد .

  دفاع ازارمانها ومبارزه خستگی ناپذیر جاویدان باد ببرک کارمل تنها به گفتار نمی شود، بلکه در گفتاروعمل خویش  برای  ارزوها واندیشه های  ان برای تحقق  عدالت اجتماعی واعتلای کشور ورهایی زحمتکشان از ظلم واستبدادونا هنجار های قرون وسطایی  مبارزه نمود،که  با نام واندیشه انقلابی وی  پیوند گسست ناپذیر دارد.

 ما باید زنده یاد ببرک کارمل را براساس عقیده وارمانهای ان چه درگذشته ، حال واینده  ستایش کرد ،ونام وی درمیان جنبش مترقی چپ کشور جاویدا ن بوده به بد  گفتن این و ان فرد کم رنگ نمی شود. بلکه به اعضای خانواده وی بمثابه ناموس وطن، شرف حرمت گذاشت و دراندوه و خوشی شان خودرا شریک وذیدخل ساخت.

رفیقا: روند وحدت حزب ما پیوند مستقیم باگذشته ما دارد. گذشته ماست که مارا باهم نزدیک نموده وباهمدیگر همسو ساخته ودراین را ه پاک ومقدس یاری رسانده و می رساند. چرا مادر گذشته موفق بودایم !چرا درمیان عموم اقشار کشور جای داشتم! وسربلند مبارزه می نمودیم ، شجاعانه می رزمیدم، علیه هرنوع سبوتاژ های استبدادی وقت استوارانه ومتین می استادیم وتا اخرین رمق زنده گی می رزمیدیم ؛ازجان ومال خود وخانواده برای منافع ملی  می گذشتم ودر راه خویش خلل ناپذیر بمثابه دژ محکم چون کوه پایدار بودیم،

 برای اینکه هویت داشتم،هویت اندیشوی ایدیالوژیکی وسمتگیری فعال اقتصادی ،اجتماعی وسیاسی داشتم ؛ با چنان اندیشهء مجهز بودیم(من هنوزهستیم )که براساس تجارب غنی نیروها وجنبشهای مترقی بعد ازانقلاب فرانسه تا سقوط کشور شوروی واغاز دوران پست مدرنیسم وتیوری نیولیبرالیزم از کوره داغ مبارزه رهایی بخش  با تجارب انسانهای پیشتاز و فداکار بدست امده بود ، سرمشق مبارزه ماقرار داشت. امروز همچنان بمانندمشعل فروزان نیز درخشش داشته  واز پشتنبانی تمام نیروهای مترقی وکارگران وزخمتکشان جهان برخوردداراست. خیزشهای مردمی وانقلابات کشور های شرق میانه وشمال افریقا تثبیت حقانیت این گفته ما است.

امروز حزب ما ونیروهای مترقی وهمسو و جدا شده از بدنه حزب دموکراتیک خلق افغانستان درمجموع به قطب نمای ضرورت دارد، تامارا ازاین پراگنده کی نجات داده و این کشتی سرگردان را در مسیر اصلی ان سوق دهد.

تما م بدبختیها ،ذهنی گریها ،گروپ  بندی واتهام بستن وابسته به انست که ما هنوز هم بر بنیاد اندیشه واحد تفاهم کلی ، نداریم. من با جرئت اظهار می نمایم از اغاز روند وحدت دوحزب  وتا  پیمودن راه طولانی  بسوی وحدت کامل حرکتهای گوناگون صورت گرفت در عمل صداقت وشفافیت کلی وتمام اندام نداشت وبا شیوه های گوناکون کوشیده می شد تا این روند به تعویق به افتد .  در صورتیکه  اعضای هردوحزب  متعلق به یک خانواده بودند ،در یک راه واهدف قربانی داده بودند ،دریک خط سیاسی الی سقوط حاکمیت والی دوباره تنظیم گروپهای کار برای احیای دوبار تشکیلاتی وسازمانی در داخل وخارج کشور باهم قدم به قدم پیش می رفتند، اینجانب به صفت شاهد عینی که از سال 1955 درگروپ کار شهر ویس بادن ،فرانکفورت وگسل تحت رهبری رفیق سراج پوهیگر وبعدأ رفیق عالمه ومحترم نبی شوریده با کمیت 35 تن  اعضای هردوحزب تنظیم بودیم،میباشم که باایجاد تشکیلات رهبری در سطح المان، در مدتی کمی وحدت ان برهم خورده تااینکه دوحزب متحد ملی ونهصت فراگیر بوجود امد که چراو چگونه بوجود امد؟ به گفته مولانای جلال الدین بلخی "یک سینه سخنِ دارم" که متاسفانه شرایط حال اجازه  انرا نمی دهد.

باز هم می گویند "هروقت ماهی را از اب بگیری تازه است" حالا فرُصتها زیاد است ما چیزی را ازدست داده بودیم دوباره بدست اوردایم ، بیایم این امانت را به هر قیمت که تمام میشود حفظ نمود وبه سرنوشت ان بازی نکنم وانرا به  حراج قرارندهیم ،تجارب  نشان داد که از اغازکاروحدت  نواقص وجوداشت که امروز قویأ احساس میگردد، یکبار دیگر جرئت نمود انرا اعتراف ومرفوع ساخت، دیگر منتظر این نباشیم که من دراین جا وتودرانجا(داخل کشور) اکثریت بوده وخواستهای که مورد قبول ما است به یاری کنگره حل می شود وانرا مورد تحقق قرارمیدهم.

 رفیقای همرزم ودوست داشتنی:  تا زمانکه تفکر مشترک در جهت اهداف تاکتیکی واستراتیژیکی کاملأ حل نه شود،و دربرنامه عمل درج نگردد و به ذهن همه اعضای حزب وبالخصوص نماینده گان منتخب حلاجی نه شود، عواقب وپیامد ان مثبت نه خواهد بود. تابحال هیچ گونه پیشنهادات داده شده از جانب اعضای حزب واحد،در برنامه موقت درج نگردیده است.

بنأ یکبار دیگر تکرارأ به تعقیب مضامین قبلی خویش  پیشنهادا ت خود را چنین ارایه مینمام.

ـــ برای رفع سوء تفاهمات ،نواقصات ، مشکلات موجود در سطح اروپا خواهشمندم که تا یک کنفرانس ویامجمع از کادر ها وفعالین ونماینده گان سازمان های حزبی به سطح کشور ویا اروپایی دایر ودران عموم نواقض که وجود دارد به حضور همدیگر برملا نموده وبرای جلوگیر ی ازان در اینده تصامیم ذیل اتخاذ گردد.

    1ـ انتخاب دواطلبانه هر رفیق برای ارگانهای رهبری

    2ــ تنقیض و تکمیل ارگانهای رهبری واحد های اولیه

   3ــ ایجاد کمیسون کاری غرض تفاهم با سایر اعضای سابقه دار ویا ناراضی های حزب واحد ،که اعضای ان  بشکل داوطلبانه انتخاب شود .

4ــ در تعین کادر ها هیچ گونه پیشنهاد قبلی پیشکش نه شود، گذاشته شود تا خود هر رفیق نظر به علاقمندی وتقاضای خویش پیشنهاد وانتخاب شود.

5ــ درمورد سرشماری رای دهنده گان اعضاکمیسون بالفعل انتخاب ودرجلسه تصمیم گرفته شودکه سرشماری انتخابات سری باشد ویا علنی ؟ هیچ نوع تصمیم قبلی درهیچ موضوع وجود نداشته باشد.

ـ برای اینکه وحدت اندیشوی ویاایدیالوژیکی وبرناموی تاء مین شود ضرور است که تاروی مفاهیم ومسایل ذیل واضح موضعگیری حزب واحدانعکاس یابد.

ــ در مورد پایگاه های نظامی کشور هاتی خارجی

ــ نوع دولت داری ریاستی ، پارلمانی ( ریاستی ــ پارلمانی) ویا فدرالی

در عرصه افتصادی کدام نوع سیستم!

 سیستم مخلط دولتی وخصوصی

سیستم بازار ازاد

افتصاد بازار با مداخله دولت

 شرایط موجود ملی وبین المللی از مامی طلبدتابه خاطر حفظ هویت خویش وتحقق ارمانهای عدالت خواهانه وایجاد فضای صلح ورسیدن به وفاق ملی درگام نخست وحدت ویکپارچکی نیروهای همسو ودموکرات ملی وچپ واخص خانوادهء قبلی ما حزب دموکراتیک خلق افعانستان(حزب وطن) مُبرم واساسیت ،ما برای وصل کردن اقدام نمایم نه برای فصل کردن واگرنفی کردن  این گروپ یا ان گروپ ویا این شخص ان شحص که درتقابل قرارمیگیرند وبرای نابودی همدیگر کوشش نماید باصراحت باید گفت هردو ناموافق بوده ودرگودال نیستی واز کاروان بزرگ مبارزه رهایی بخش عقب مانده وانزوامیگردد. تجربه  مبارزهء گذشته ماگواه این امراست.

ما هیچ ز مانی نمی توانیم گذشته های خوب وبد را فراموش کنم ویا بالای عمل کرد خوب و بد این وان کسیِ  بدون اراده جمعی قضاوت نمایم، تنها می توانم ازان تجربه بیاموزم ،من شخصأ بعداز پلینوم هجده هم، درنحستین گروپ پاک کاری طرفداران پلینوم هجده از شهر کابل جزایی با رفیق سرور همگام، خلیل زمر (خوازک) ..وغیر در لوای 7سرحدی هرات (دردوپشته هرات )به صفت کارکن سیاسی اعزام شدم ومرتبه دوم ازجانب رفیق یعقوبی از امنیت دولتی که مصرف سربازی بودم به کندک تجموع برای خدمت دوباره دراردو، در کندک های اپراتیفی جزایی اعزام شدم که رفیق طلا پامیر وحفیظ جبهه شاهد این گواه من است بنأ من هیچ زمانی ازحرکات وموضع گیری خود دران وقت از لحاظ تیوری پیشمان نیستم ،اما درعملکردهای خود اشتباه داشتم ،احساسم چربی داشت. دراینصورت تجارب تلخ نشان داده که هیچ وقت تقابل های درونی نتائبج سعادت بار در قبال نداشته ،بلکه فلاکت بار ومرگ افرین بوده است؛ این حرف من به این معنی نیست که ما از موضع گیری ومبارزه درونی حزبی بربنیاد انتقاد ازخود ودیگران جلوگیری نمایم ویااینکه علیه ان قرار نگیرم،بلکه بادرک سالم ،اگاهانه ،با خردمندی وباو جدان پاک عمل نمایم .

وجدان یعنی عمل مشترک عقل واحساس پاک .

به گفته هگل:"هنگامی که قلمروا ندیشه زیروبرشود، واقعیت به دشواری می تواند دوام بیاورد."

گرانسانم ازادم ــ چوازادم انسانم

                         موفق باشد.

علی رستمی 23.6و2011 مورفیلدن فرانکفورت

علی رستمی 28.4.2011 کشورالمان

رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید