2012/01/15

 

   

مبارزه برای رسیدن به اهداف بزرگ انسانی در تشکل یک سازمان متفکر وابدیدهء که درارزوی بهروزی وخوشبختی  انسان زحمتکش وبی دفاع که جزبرای مصرف کردن وفعال داشتن  چرح تولید برای  باز تولید مصرف، زنده گی می کند ،بی نهایت  دشوار وبغرنج میباشد. در جامعهء که دریک طرف ان کار برای ثروت اندوختن ولذت بردن اززندگی است، ودرسوی دیگران زنده گی کردن برای کار است ،وانقدر درامد دارد که برای باز تولید مصرف انرژی کسب نماید، که این فرایند در سلسله های تاریخی تحت نظم اندیشوی پیش رفته وهرروزه تکامل می کند.همچنان  این  مناسبات باعث ان میشودتاتوده های مظلوم وفقیر در جستجوی حل بنیادی تغیرات در عرصه افتصادی واجتماعی شوند وبرای تحقق این امر یکجابا همفکران وهمسوکران خویش  برای رهایی ازاین وضع با هدف وارمان مشترک  مبارزه خدشه ناپذیر را اغاز نموده  وبرای تاسیس یک نظام عدالتخواهانه مجاهدت مینماید.

درچنان حالتی که امروز کشور ما افغانستان در همچو بستر غیر عادلانه قرار داردواین وضع روز تاروز دامنه وسیع را درحوزه های مختلف افتصادی سیاسی واجتماعی را در برمیگرد ورشد اندیشه زراندوختی وپول پرستی به اوج خود رسیده است ونظام وابسته به مناسب غیر انسانی وضد مردمی غرق در فساد اغوشته بوده وبرای حفظ منافع طبقاتی ،گروهی ،سمتی وقبیلوی خویش ازهرنوع اعمال ضد مردمی استفاده مینماید، وزمینه چوروچپاول وزراندوختی را برای حفظ منافع خویش مساعد ساخته ویکجا با نیروهای ویران گر ضدانسانی بالای گَرده مردم حکومت میکند.

وضع موجود در کشور ا ز همه وطنپرستان ونیروهای وطن دوست دموکراتیک ملی وچپ که برای رفاهء عامه وعدالت اجتماعی مبارزه نموده ودرفش مبارزهء عدالتخواهانه را درکشور بنیاد گذاشته وبر طبق سنت وروان تاریحی کشور این مبارزه را تعقیب وگسترش داده، ضرور است که  تعهدات تاریخی خویشرا درقبال وطن ومردم زحمتکش تحقق بخشند. طوریکه روشن است، این نیروها دریک مقطع زمانی بنا بردسایس نیروهای ارتجاعی سیاه داخلی وخارجی پراگنده شده وبمثابهء" اتوم که ازمحور خویش سقوط" نموده وبه هر طرف تصادم ویا درخلا قرار میگرد تبارز نموده ، هرکس بنا به سلیقه واهداف گوناگون در گروپها ،سازمانهای سیاسی واجتماعی که برنامه های جداگانهء را تعقیب میکنند تنظیم وفعالیت میمایند.این عمل باعث شده تا دشمنان مردم شرایط را به گفته مردم ما" شغالی" دیده هر کارکه دلشان بخواهد بکنند وچنان وضع ااسنفناک را بوجود اورده اند که مردم جز بمثابه مصرف کننده ،غرض ایجادزنده گی بهتر برای زراندوحتان چیزی دیگری ازایشان ساخته نیست که این عمل دقیقأ بر اساس برنامه های تنظیم شده اندیشوی وایدالهای ضدانسانی ومناسبات تولیدی حاکم درکشور بوجود امده است.

نهضت فراگیر دموکراسی وترقی افغانستان وحزب ومحد ملی (حزب واحد) که بعد از حوصله وانتظار طولانی وارزوهای دیرینه  با ادغام تشکیلاتی خویش حزب واحد را تشکیل داداند، که برای بسر رسیدن اهداف نهایی وحدت وایجاد یک حزب مدرن ومترقی وبا اندیشه وانظباط اگاهانه علمی ومرام عادلانه مطابق به شرایط داخلی وخارجی بسوی تدویر کنگره گام گذاشت .بنأ بعد از سپری شدن تمام مراحل اصولی ان مطابق به روحیه اسنادوحدت ،تاریخ تدویر اجلاس کنگره از طریق کمسیون تدارک کنگره بعد از تصمیم جمعی ان کمیسون اعلام میکردید. مأسفانه برعلاوه همه  زحمتکشی وارزوهای دیرینه مشترک اعضای حزب واحد تا ریخ اعلام تدویر کنگره به چالش کشانیده شد وبمانند موتر درنیمه را پنجرو توقف نمود،که  بانشر اعلامیه ها وفعالیت دوباره صفحه انترنیتی بنام"وطن" که قبلأ ارگان نشراتی حزب متحد ملی بودشکست وحدت اغاز گردیداینکه: چه بود، چه کردند وچه شد به همه گان بمثابه افتاب روشن  میباشد وبا اغاز این عمل تاریخی تدویر کنگره از جانب هیأت رهبری حزب متخد ملی تحت ریاست اقای علومی یکجانبه بدون تفاهم سایر رهبری حزب واحد اعلام که بتاریخ 15.11.2011 ترسایی درشهر کابل دایر گردیدو باعدم اشتراک اکثریت نماینده گان منتحب حزب واحد جلسه با یکه تازی ،خود محوری وباروحیه وانظباط  عسکری منشانه دایر شدواهدافی را که عده از اعضای رهبری متحد ملی ارزو داشتند عملی شد. که این عمل بمانند چپه کردن اب سردی بود بالای خواستهای اتشین اعضای م حزب واحد وسایر همسوکرایان ومتحدین ملی ودموکراتیک در کشور، واین اصل انشعاب را بالای صفوف اعضای  حزب واحد تحمیل نمود ه واز جانب دیگر  حزب متحد ملی  دوباره احیأ وبه فعالیت خویش اغاز ودر اغاز این عمل  بانیروهای راست کرا ی اسلامی جنگ سالار، بنام ائتلاف جبهه ملی در صحنه سیاسی خودرا هم اغوش ساخت.

کنشهای سیاسی درمراحل مختلف تاریخی برای اهداف وخواستهای معین در وجود تشکیلاتهای سازمانی وحزبی ارزو خواست هر شهروندی یک کشوربوده که برای تحقق اهداف اجتماعی واقتصادی،غرض بهبود زندگی وتغیرات بنیادی درسرنوشت توده های  جامعه ، مبارزه میکند.

حزب متحدملی ونهضت فراگیر وترقی افغانستان که در یک برهه بزرگ تاریخی تحت یک سازمان سیاسی بارهبری مشترک  دریک سنگر  واندیشه واحد قرار داشتند و همدیگر را تااخرین روزهای توافق اسناد ادغام تشکیلاتی ، بمانند گذشته بیگانه احساس نمی گردند وبا هویت قبلی  بمانند رفقای با اندیشه ، متحد وهم سنگرقبلی  تصور داشتند واین تصور ناشی ازدرک خوشبینانهء بود که ازگذشته بمامیراث مانده بود. در حالیکه تبلیغات ضداندیشوی مترقی چپ از جانب نیروهای سیاه ارتجاعی  بر شالودهءتحلیل های سطحی وبی اساس غیر علمی که ناشی از تغیرات وضع  جهانی میگردد،باعث شده تا گرایشات انحرافی و تشتت فکری را در میان نیروهای مترقی چپ بوجود اورده، تااینکه انهارا برای خود به نرخ روز سربازگیری نمایند. این عمل نیز بالای روحیه وعملکرد سازمانی واندیشوی گروپهای اقلیت اعضای سابق حزب دموکراتیک خلق افغانستان ،از جمله درمیان هردوحزب (حزب واحد)جایگاه خودرا پیدا ونفوذ نموده است که ما شاهد عینی افرادهستیم که عملا درجلسات وسیمنار های اختصاصی تبلیغات خویش را علیه اندیشه انقلابی ومترقی که از منافع توده ها بربنیاد مردم سالاری ،خرد سالاری ،ازاد سالاری ،قانون سالاری وعدالتخواهی مبارزه مینماید سازمان داده  ونقش شانرا در فرایند بعدی مبارزه کم رنگ ساخته انرا رد می نمایند. گویاکه این نظریات تاریخ ان سپری شده به درد جامعه افغانی ما شفاع بخش نیست .

ظهور یک حزب سیاسی مردم سالار در یک جامعه  بربنیاد دردها ورنجها وبی عدالتی هایکه دران حاکم است ،صورت میگرد .

طوریکه معلوم است در کشورما وضع بغرنجی  ونابه سامان سیاسی واقتصادی حاکم بوده وبر پایه مناسبات برنامه" بازار ازاد" این موتور غول سرمایه جامعه ما را بسوی جامعه مصرفی سوق داده ودولت جمهوری اسلامی افغانستان که بر اساس منافع اقلیت مفتخوار استفاده جو خاین وارتجاع راستگرا تشکیل شده وازمنافع اقلیت ثروت مردان قاچاقبر مواد مخدره دفاع می نماید وهر روز برای تأمین منافع گرویی ،منطقوی وقبیلوی خویش با سایر نیروهای مخالف راستگرای افراطی ومحافظه کار مسلح وغیر مسلح که با پشتبانی کشور های همسایه از جمله پاکستان وایران حمایه می شوند کوشش میکند که با  تبلیغات چند سوو چند پهلوی بی ثبات خویش اذهان توده ها وجامعه بین المللی را مصروف ساخته که گویا ما هرکدام از دیگری بهتر بوده وتوانمندی بهتری نسبت به مدیریت رهبری فعلی حاکم در کشوررا داشته واز اینطریق  بازارهای سرخ وسبزرا تحت شعارهای عوامفریبانه  وطنی دینی ومذهبی تبلیغ نموده وخودرا مستحق میشمارند. با این حرکتهای به ظاهر مترقی ومردمی میخواهند  که سایر گروه ها ،سازمانها،واحزاب  رابا عنایت ووعده مقامها ی بلند پایه،  تحت نامهای جبهه،ائتلاف وحرکتهای متحول تجددخواهانه ، به ظاهر مردمی ودفاع  از دموکراسی،  انهارابه سوی خویش جلب وانقیاد سازند. درحالیکه تمام نیروهای سیاسی از چپ راست امتحان خویش را در پیشگاه مردم داده اند واز عملکردهای هرکدامِ ازاین نیروی های چپ وراست ، چه در گذشته وحال انجام داده اند شناخت دقیق داشته ودر حافظه تاریخی خویش بیاد دارند.براساس این همه گزینه ها هرنوع پشتبانی از حاکمیت فعلی ویا رفتن بسوی ائتلافات چه با نظام ویا خارج از نظام به جز تسلیمی وتائید اعمال ضد مردمی  ودفاع از منافع انها وانمود می شود که هیچ گونه پیوند بامنافع توده های زحمتکش نداشته بلکه برضد منافع انها میباشد.

یک نظام دولتی در هر شرایط تاریخی که قدرت را غصب می نماید دارای اهداف استراتیژیکی وتاکتیکی دارد واز منافع گرویی ، قومی و طبقاتی خویش دفاع نموده ومدافع گر تحقق اندیشه های اقتصادی سیاسی واجتماعی خویش درحوزه های مختلف می باشند.هر نظام حاکم برای حفظ قدرت وسیستم اجرائیوی و تحکیم ثبات خویش به نهادهای دفاعی و اموزشی ضرورت دارد که توسط ان خواستها وارزوهای خویش را درجامعه تاءمین نماید،اول: نظام دفاعی است که توسط اردو، استخبارات وپلیس مشترکأه هر کدام مطابق به لوحه و مقررات جداگانه فعالیت می نماید.

دوم:نظام اندیشوی و اموزشی است که از طریق نهادهای مدنی از قبیل نهادهای جوانا ن اعم از زن ومرد، نهادهای صنفی ومتخصصین علمی، نهادهای مذهبی ودینی واموزشی ،تربیوی فرهنگی از طریق مکاتب ودانشگاه وسایر رسانه ها، تبلیغ و اهداف حاکمیت خویش را تاء مین می نماید. دراینصورت اعضای رهبری دولت جمع  هواخوان ومتحدین سیاسی شان چه درداخل وخارج دولت باید ازاین نهادها  دفاع  نموده ودر تحقق اهداف مشترک مبارزه نمایند.

ائتلاف وتشکیل اتحادیه های برای غضب قدرت در شرایط فعلی خیانت بزرگ به ارمانهای مردم بوده وخدمت به دشمنان انها وانمود می شود. تنها ائتلاف واتحادبا همچو نهادهازمانی مقدس و مشروعیت دارد که استقلال وازادی کشور به خطر بود وانهم دریک روند موءقت برای حفظ ازادی استقلال وحاکمیت کشور علیه تجاوزگران وجنگهای تحملی  باشد.

اما اتحاد وائتلاف در یک جبهه وسیع وطنپرست که دران نیروهای مترقی همسو، ملی وطن پرست ، مردم سالار ،خرد سالار ، تجدد خواه ،اصلاح طلب وروشنفکر یکجا باملاهاو روحانیون وطن دوست برای تشکیل یک دولت مردمی که منافع عموم مردم براساس تحکیم وتحقق دموکراسی که باخود برابری، عدالت ورفاه ءعامه را بوجود اوردوبر پایه گفتمان معقول سیاسی باشد،قانونمند واصولی میباشد.

دموکراسی به معنی واقعی اجتماعی ان یعنی برابری عام و تام اقتصادی واجتماعیی افراد  درچهار چوب  مناسبات اجتماعی وتولیدی مترقی امکان پذیراست.

بدینوسله باید گفت که وحدت تشکیلاتی وسازمانی باحزب متحد ملی ونهضت فراگیر بر بنیاد تحلیل تحقیق وشفاف اندیشوی ومفکوروی اغاز نگردید، تنها به تحکیم مواضع سازمانی انهم برای وانمود ساختن اراده وعمل  رهبری هردوحزب تپ وتلاش صورت گرفت و ووحدت اندیشوی ومفکوروی درجهت اهداف استراتیژیکی به چالشهای راست وچپ به گرو گرفته شد.  هرکدام می خواستند که اراده عمل اهداف خویش را تعقیب نماید. تا اینکه به اثر نظریات دگم ومیخانیکی بر بنیاد روش ماوکیالیستی وحدت وفشرده گی حزب واحد  صدمه دیده وکنگره یک جانبه دایر وحزب متحد ملی در عرصه سیاسی دوباره قد علم نمود.

جای تردید نیست که دراین همه دغددغه ها، اعضای هردو حزب در ایجاد چالشها وکاستیها مسوولیت دارند گذشتهای وابتکارات سازنده که مارا بسو ی گفتمان واقعی که برای از بین بردن اقدامات ذهنی گرانه واتهامات نا روای تاریخی،ضرور بود صورت نگرفت که کمبود ان در این فرایند نهایتأاز چالشهای اساسی هست .

هرنوع دغدغه مسوولیت گریزی در جهت تفاهم مشترک که برای رد اتهامات علیه یگدیگر صورت می گیرد اضافی بوده همه عوامل وچالشها فرعی بوده ولوکوموتیف حرکت وحدت بسوی هدف نهایی فقط وفقط اختلافات مفکوروی اندیشوی بوده که انرا بسوی سلیقه های گروپی  وشخصی کشانید.

راه وحدت  راه همیشگی است  تنها به دیروز وامروز ختم نمی شود راه طولانی را درپیش دارد دیروز برای امروز وامروز برای فردا بوده که بدون وحددت ویکپارچگی واقعی برای یک هدف ومفکوری جمعی ومشترک حیاتی وضروری میباشد.

  

بقیه گزیده های مقالات علي رستمي کلیک نماید

 

 

 
 

 

admin@vatandar.at
 
 
 
 مدیر مسوول : انجنیر هما یوسفی
صاحب امتیاز : انجنیرنجیب یوسفی
کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت  محفوظ و متعلق به وطندار می باشد