2012/10/13

 

 

انقلاب اکتوبر رویداد  عظیمِ  بود که برای  جهان چهرهء جدیدِ بخشید. این رویدادبه گفتهء نویسنده ونامه نگار انقلابی امریکا جان رید(چشم دیدیهای خودرا از انقلاب اکتوبر در کتابی تحت این عنوان تحریر داشت)"ده روزی که جهان را لرزاند" ، به اثر تلاش ومبارزه پیگیر خلقای زحمتکش روسیهء تزاری تحت رهبری ولادیمر ایلچ لینن رهبر حزب سوسیال دمکرات روسیه بعدأ بنام حزب بلشویکهاــ کمونست" مسما شد به پیروزی رسید.حاکمیت بورژوازی وملاکان را واژگون وقدرت را به طبقه کارگر ومتحدین ان انتقال داد وبرای اولین بار دولت بزرگ سوسیالیستی بوجود امدوقدرت از دست اقلیت کران به دست طبقه کارگر وسایر زحمتکشان که اکثریت جامعه را تشکیل میدادند، انتقال شد. این جهش انقلابی  صفحه جدیدِ در سرنوشت تاریخی  ملیونها انسان زحمتکش  جهان که ناشی از تفکر خلاقانهء کارل هنریش مارکس فیلسوف  وجامعه شناس انقلابی المان  میباشد،باز نمود. ا ین پیروزی نوید بخش ارمانهای دیرینهء  خلقهای زحمتکش جهان علیه دژ ستمکران و استثمارکننده گان بود.  ابتکار وتدوین کننده این تفکر انسانی توسط اندیشمند پرنبوغ مارکس که متأثراز محیط روشنگری  واندیشه های جمهوری خواهانه و نواورانه در محیط تولدیش که درانزمان در زادگاهء پدری اش در" تریر المان" فرانسوی ها تسلط داشتند ،میباشد. مارکس جوان نیز درمحیط زندگی خویش از ایده های انقلاب کبیر فرانسه وسایر انقلابهای قبل خویش اگاهی پیدا کرده که بالای پیدایش طرز تفکر انقلابی ان موء ثر بوده است. مارکس با درس از انقلاب فرانسه وکمون پاریس ایده های خویش رابرعلاوه دستنوشتهای اقتصادی وفلسفی درسال 1844 وسایر نوشتهای انتقادی خود در مطابقت به رشد وتکامل تاریخی مناسبات وشیوه استثمارگرانه نظام   سرمایداری براساس تولید ارزش اضافی توسط نیروهای تولیدی که مستقیما به جیب سرمایداری میرود کشف ودر اثر بیمانند وتاریخی خود "کاپتیال" ا انرابه تحلیل ونقد کرفته و این خصلت ظالمانهء انرا افشا ساخت . بعدأ در "مانفیست کمونیست" وظایف ،اهداف وپیشبرد دولت کارگری وخلقی را بطور علمی تدوین که بمثابه رهنمود برنامه های احزاب کمونستی وسوسیالیستی قرار گرفت؛ وباپیروزی انقلاب اکتوبر وسایر انقلابهای که درپی ان بوجود امد ، جهان به دوقطب شرق وغرب تبدیل گردید که هر کدام ارزوداشتند،تا اهداف وبرنامه های خویشرادر میان سایر خلقای جهان گسترش وعملی نمایند.

هچنان قبل از پیروزی انقلاب اکتوبر درسال 1917 ترسایی، شعار های مدرنیته که درانزمان خریدار داشت زاده ء انقلابهای مختلف بود. مفاهم قرارداداجتماعی، حقوق طبیعی ادمی، برابری شهروندِی در مقابل قانون ، پیدایش دولت استوار ، زادهء انقلاب انگلستان بود . وحدت ملی وجمهوری مدرن با انقلاب امریکا ممکن شد،.حقوق بشر درانجا پدید امد؛ودرانقلاب فرانسه به طور رسمی پذیرفته شد ؛ ازادی ،برابریِ وبرادری محصول انقلاب فرانسه بود. برعلاوه پیدایش سوسیالیسم باید بصراحت گفت که رشد خود لیبرالیسم، محصول انقلاب بود. با انقلاب  زمینِ اندیشه ها شیار زده شد که سبب گردید تا دولتهای مدرن روشنکرانه وتجدد خواه بوجود اید. براین اساس رشد وتشکل احزاب مترقی ودموکرات عدالت خواه که از طبقه کارگر وهمه زحمتکشان جهان دفاع ودولتهای مردمی وخلقی را بوجود اوردند ریشه ان در گذشته ها اب خورده وبا تفکر وایدال وشیوهِ جدیدِ مناسبات اجتماعی واقتصادی  تبارزنموده وانقلابهای خلقی را به پیروزی رسانیدند، اوج انقلابات سالهای 1848 دراروپا وپیروزی انقلاب کبیر اکتوبر درروسیه تزاری با سرنگونی مناسبات کهنهءقبلی  مناسبات جدیدِ اقتصادی را نظر به شرایط وقت بوجود اورد . واولین بار دولت  خلقی مدرن با سیستم جدیدی نظامِ شورا ها بنیاد گذاشته شد؛ حقوق همه را براساس سهم فعال در مناسبات اجتماعی ـ اقتصادی ـ سیاسی و شهروندی با داشتن ارای مساوی وتعین سر نوشت ملیتها توسط خودشان اعلام وتامین نمود.

این پیروزی بود پیروزی طبقه کارگربرمالکیت سرمایداری ومناسبات قبلی ان ، پیروزی ملت گرای بر منطقه گرایی، از روشنفگری علیه تاریک اندیشی وخرافات.

این پیروزی در سطح جهانی از اهمیت بزرگی برخودار بود وبا  شعار " کارگران جهان متحد شوید" و" انترناسیونالیست کارگری"  ازمبارزات طبقه کارگر وهمه زحمتکشان  کشورهایکه زیریوغ نظامهای ا شغالگر استعماری واستبدادی سرمایداری  بودند ،مورد پشتبانی جنبش کارگری سوسیالیستی درراس اتحادشوروی برای کسب ازادی ،استقلال سیاسی ـ اقتصادی واجتماعی خویش قرارگرفتند.با ختم جنگ دوم جهانی وشکست فاشیسم هتلری توسط دولت جوان شوراها ومتفقین ، نظام سرمایداری استثمار گر وستمگراز 1/6 کره زمین ریشه کن شد.برای نخستین بار در تاریخ بشریت حکومتهای بمیان امد که رهبری ان بدست نیروهای ملی ومترقی دموکرات و  طبقه کارگر افتاد. باتشکیل نظامهای کارگری ـ سوسیالیستی ،  کشورهای تازه به استقلال رسیده وحنبشهای رهایی بخش ملی واستقلال طلب  در قاره اسیا افریقاوامریکای لاتین موج خشونت علیه این دولتها از جانب کشور های استعماری ونوکران حلقه بگوش  شان  بوسیله نیروهای تروریستی و باایجاد پیمانهای نظامی تجاوز گرانه مداخلات بی شرمانه را اغاز نموده وبا وسایل وافزار تبلیغی ونظامی روزتاروزاعمال خویشرا گسترش می دادند.اما دولت شورها با همبستگی سایر دول سوسیالیستی  پیمان دفاعی" وارسا" را برای دفاع منافع حاکمیت  کشور های عضو این پیمان تشکیل  و تهدید هایکه از جانب  پیمانهای نظامی سنتو وناتو  علیه سایر کشورهای تازه به استقلال رسیده وجنبشهای رهایی بخش ملی بوجود می امد انرا خنثی  واز تمام کمکهای مادی ومعنوی این پیمان مستفید میگردیدند.

طوریک مردم ما به اثرِ مبارزهء دلیرانه و شجاع ، به استقلال وازادی کشور خویش در سال 1919 ترسایی به زعامت شاه جوان وتجدد خواهء علم پرور ووطنپرست امان الله خان غازی از تسلط انگلیس نایل امدند. اولین کشور  که ازادی واستقلال افغانستان را برسیمت شناخت دولت سوسیالیستی شوروی وقت بود وبعدازان از هیچ نوع  کمکهای اقتصادی  اجتماعی ،فرهنگی ونظامی خویش در قبال کشورما دریغ نه ورزیده است.در دشوار ترین شرایط اقتصادی ،سیاسی ونظامی که مداخلات تجاوزکارانه از جانب  نیروهای سیاهء ارتجاع داخلی وخارجی علیه جمهوری دموکراتیک خلق افغانستان سازماندهی میگردید، سرزمین ما  را یاری وکمک نموده است .

طوریکه بشریت امروزی اگاهی دارند که در طول تاریخ تمدنهای زیادی امده ورفته واین تمدنهادر زمان خویش از ارزشهای بزرگی برخودار بوده که به نسلهای بعدی خویش میراث باقی مانده ؛واین ارزشهای مادی وفرهنگی را جز افتخارات تاریخی خویش تلقی مینمایند. کشوری شوراها که پدیده جدید بود درسطح جهانی ، از بنیاد باسایر تمدنهای گذشته فرق داشت و دارای خصوصیات وویژگی های مشخص بود؛ که امروز نه تنها مردم روسیه واعضای "اتحادیه جماهیرشوروری" سابق وسایر زحمتکشان کشورهای که متاثر ازان تمدن بودند، بخوبی یاد مینمایند. بزرگترین ارزشهای این تمدن بعد از پیروزی انقلاب اکتوبراین بود که با سیاست نوین افتصادی بنام"نپ"توانست که دولت شوراهارا برعلاوه دشوارهای موجود ناشی از قیام مسلحانه دشمنان اکتوبربا همدستی دوستان خارجی شان پلان برقی شدن کشور شوراها را ترتیب  که بعد از اجرای ان، به کشور بزرگ صنعتی مبدل گردید؛اولین مُدل موتر ولگا" وسایر ماشین الات اتومات جایزه طلارا درنمایشگا سال 1958 در بروکسل کسب نمود؛نمایش اولین مُدل ایستگاه برق اتمی؛ اولین ماهواره فضایی ،اموزش رایگان بدون امتیازهای طبقاتی وموقف اجتماعی ،طبابت رایگان، تهیه مسکن ،کودکستان ،اموزس ابتدایی وعالی رایگان  وهمکاری متقابل انسانی بر شالوده نظام اجتماعی عاری از نابرابریهای طبقاتی   ، ایجاد نطام اشتراکی ،ایجاد اتحادیه های کارگری ((از انجائیکه پیدایش اتحادیه کارگری به زمانهای خیلی دورتراز پیدایش کشور شوراها در زمان مارکس که رییس ان "لاسال" درالمان بود،ارتباط میکرید، که با انحراف "لاسال" از اصول خواستهای طبقاتی، طبقه کارگر در تحلیل همه جانبه مارکس در"نقدبرنامه گوتاه"  ،انعکاس یافته است))وتشکل کارگران بمثابه خانواده مشترک شان برای دفاع از حقوق خویش ، خدمت به انسان بربنیاد تولیداجتماعی برای مصرف انسان از طریق موسسات تعاونی در عرصه های مختلف ؛ دوستی خلقها میان ملتها وساکنین مختلف کره زمین؛حقوق مساوی میان زن ومرد ؛توجه ومواظبت دایمی از اطفال وسالمندان ،شعار" هرکس به قدر استعدادش وهرکس به قدر کارش" وبراساس این نظریه مارکس که:"مقصود از نظام سوسیالیستی ،شرایط یاجامعه ای بود که دران انسانهای اجتماعی به طور اشتراکی از موادی که اجتماعی یا متعلق به همگان هستند استفاده می کنند،وهمه به عنوان پدیداورد ه گان همبسته،در تولیداین مواد نقش دارند" در کشور شورا در عمل قابل تطبیق بود.؛وبرای داخل شدن به فاز دوم جامعهء بدون استثمار فرداز فردکه دران استفاده ازنیروی کار انسان به نفع اقلیت مفتخوار وجود نمیداشت وکار بمثابه "معاش انسان" در این فاز میباشد، قدم میگذاشت.این اهداف ومرام نیک انسانی که به خیر همگانی وتسلط حاکمیت ومناسبات غیر عادلانه سیستم امپریالیستی که بعدأبه نام نیولیبرالیست وپُست مدرن تحت شعار گلوبالیزم ،  قرار میگرفت ؛با تبلیغات زهر اگین و دسایس جنایتکارانه خویش در جهت تخریب این تمدن شدند.  تمام دستاوردهای مدرنیته را که بااشکال وشیوه های کوناکون بوجود امده بود با تحریف ذیل از میان برده ومی برند: حاکمیت ملی به "اداره محلی"، انسانیت به بربریت ، اخلاق اجتماعی به فایده گرایی فردی" استوارت میل" برابری جنسیت برای تخریب کانون خانواده گی، کار برای پرداخت مالیه،جمع گیرایی به فردگرایی ....غیره  .

با تخریب این تمدن باعظمت بشری،چهره جهان یکبار دیگر  به نفع مناسبات وشیوه مالکیت خصوصی تحت نام نیولیبرالیزم وگلوبالیزم بدل نموده که برای تأمین منافع زورگویان براصل تصاحب مالکیت خصوصی برای اندوختن سودوسرمایه  بااستفاده از وسایل وافزار جنگی تحت نام دموکراسی وازادی ، تسلط خویشرا بالای کشور های جهان گسترش داده با عناوین مختلف علیه کشورهای که  از اهداف استثمارگرانه شان دفاع و پیروی نمی نمایند. انهارا سرکوب نموده ویابا توطئه هاودسایس،   چالشهای بزرگ را خلق نموده ، تا توانسته باشند به نیت شوم خویش نایل ایند.

با اینهمه سیاستهای خودخواهانه برای جهانگشای نظامی در جهان، جنگ بزرگ روانی وگرم رابا استفاده از ابزار گوناگون اقتصادی ،سیاسی ونظامی  عملأاغاز نموده اند واین جنگ جز تبایی ونابودی تمدنهای بشری وانسانهای بی گناه وبی دفاع چیزی دیگری به ارمغان نه خواهد داشت.

وبشریت درنقاط مختلف جهان شاهد تجاوزات ومداخله مستقیم نظامی از جمله: عراق،لیبی،افغانستان،سوریه،فلسطین،سودان،سومالی وغیره کشورهای اسیایی افریقایی وامریکای لاتین میباشد. در کشور هایکه دران نظامهای از الگوی تمدن شورا ها  حاکم باشد به طرقهای مختلفی درجهت تخریب ونابودی ان از طریق افزار ووسایل مختلفی داخل اقدام می شود.

این عمال ناشایسته تجاوز کرانه وتبهه کرانهء جهان سود وسرمایه بااستفاده ءنا جایز  از دانش بشری که به تارک موفقیتهای فناوری  رسیده اند، علیه نابودی بشریت اقدام نموده وبشریت را  بسوی نیستی ونابودی میکشاند. این واقعیت های تاریخی یکباردیگر مقولات ونظریات تئوری پردازان جهان نیولیبرالیستی مانند استوارت میل راتداعی مینماید ؛که گفته است:".. این واقعیت که کشور ها وخلقهای که غرب انها را سرکوب وغارت می کند،نه تنها صغیر،بلکه بربرهستند." همچنان فریدریش اگوست فون هایک اقتصادان وفیلسوف سیاسی قرن معاصر المان تز پیشنهادی وی در رابطه به گرسنگی درجهان سوم چنین است:" در برابر اضافه جمعیت تنها یک وسیله پیشگیری وجود دارد:"باید تنها خلقهای حفظ شوند ورشد نمایند که قادرند خود غذای خودراتأمین کنند." براساس  نطریه وی خلقای گرسنه چه باید شد؟؟؟؟؟؟؟

این فیلسوف تئوری پرداز لیبرالی درمورد"ازادی در رابطه بااقتصاد" در اعلامیه حقوق بشرکه درسال 1948 در سازمان ملل متحد به تصویب ر سیده چنین ااتنقاد نموده  است: "این سند اشکارا کوششی برای درامیختن حقوق سنت لیبرالی غربی با مفهوم کاملأ متفاوتی است که از انقلاب مارکسیستی روسیه سرچشمه میگیرد."

طوریکه از رویکردها واسناد سنت جامعه لیبرالی اشکار است ،انسان که نام "معنوی  ان بشر" است. باید بشکل:بادار وبرده، حاکم ومحکوم، ستمکر وستمکش ،ظالم ومظلوم،فقیروثروتمند وجود داشته باشد؛ تا نظامهای استعماری حاکمیت نماید . وبنام ازادی فردی ورفاه عامه مردم را فریب د اده ، حق طبیعی انسان که در طبیعت خویش ازاد است وبا همنوع خویش در اجتماع زنده گی داردو"گوهر انسانی وی را روابط اجتماعی اش تشکیل میدهد"،باید در بندو قید سلاطین سرمایه باشد. با نیرنکهای فریبنده تحت نام ازادی ودموکراسی مردمی ،مردم رااغفال نموده در عمل در ضد ان قرارمیکرند. طوریکه مارکس دررابطهء ازادی انسان در جامعه سرمایداری چنین گفته  است:"ازادی دراین نظام،برپایهء نابرابری زنده گی راستین،یعنی زنده گی مادی،استوار شده است. ازادی مدرن ازادی نیست ،برابری صوری شهروندی در برابر قانون به معنای ازادی انسانی نیست. قلمروی ازادی عملأ فقط درجایی شروع می شود که کاری که بخاطر ضرورت وملاحظات مادی تحمیل می شود پایان بگیرد."  

حقانیت نظریهء فوق  را  براساس گفتمان اخرین تئوری پرداز مکتب فرانکفورت که در جهت تئوری سازی سوسیال دموکراسی وسازش طبقاتی مشهوراست مقایسه نمود که گفته است:"  |

"توان ها وامکانات پیشرفته ما برای برقراری ارتباط بایکدیگر به هیچ وجه از گسترش خصومت،استثمار،نابرابری اقتصادی،فرومایگی وتنگ نطری،ونرمش در برابر دردورنج دیگران جلوگیری نکرده است بلکه شاید فقط به این موارد دامن زده است،ورشدوگسترش ارتباطات به تفاهم بیشتر منتهی نشده است."

با اینهمه دلایل ،کنشها ،نظریات و تحلیلهای ازجانب تئوری پردازان موافق ومخالف و با کشف رهیافت مادی تاریخ بوسیله مارکس که:"تاریح انسانها تاریخ مبارزه طبقاتی است"؛که انسان زحمتکش ورنج کشیدهء در طول تاریخ برای حق طبیعی خویش علیه نا عدالتیها به شیوه ها وابزار مختلف با زوزگویان پنجه نرم کرده وبرای گرفتن حق خویش  پایمردی ازخویش نشان داده است وتمدنهای ارزشمندی را بوجود اورد است که در سرلوحه تاریخ سرمشق است. طوریکه هگل": ازنیرنگ خرد وریشخند تاریخ یاد میکرد." بنأ ما میگویم که:کدام نیرنگ وریشخند درکار بود که این بلا را برسر اندیشه مارکس اورد؟

 به امید پیروزی انسان زحمت کش برستمکران . مبارزه برای جامعه که:" تکامل ازادهرفردشرط تکامل ازاد همه باشد".

ماءخذ: مارکس وسیاست مدرن ،اثر بابک احمدی

  فلسفه اجتماعی  ازیورگن هابرماس

مکتب فایده گرائی بنتام ومیل ،اثر نیکولاس کاپالدی

مضمون دومنیکولوسوردودر مورد "مفهوم انسان در سنُت لیبرالی وسوسیالیستی"

 

11.10.2012 شهر مورفیلدن کشور المان.

 

  

بقیه گزیده های مقالات علي رستمي کلیک نماید

 

 

 
 

 

admin@vatandar.at
 
 
 
 مدیر مسوول : انجنیر هما یوسفی
صاحب امتیاز : انجنیرنجیب یوسفی
کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت  محفوظ و متعلق به وطندار می باشد