WELCOME

To Our Website

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Sed non metus

 بقیه گزیده های مقالات  داکتر آرین

 

  سیاست اجتماعی بخش چهارم                                                                     داکترآرین 

در بخش های گذشته مفاهیم "اندیشه اجتماعی" و "سیستم اجتماعی" و مفهوم "اجتماعی"را درارتباط با سیاست اجتماعی مورد برسی قرار دادیم، که دانستن آنها بمثابه دستگیره تعمیم ها و استنتاجها و آنچه در این بحث به آن پرداخته میشود ضرور بود، در غیر آن نوشته ما واهی، بلاموضع، بلاتصدیق و پنداربافی معلوم میشد دراین بخش کوشش میشود، تا از "سیاست اجتماعی" تصور مختصر دراختیار خوانندگان عزیز بگذارم.

انسانها با ضروریات مختلف و نیازمندیهای متنوع در برخورداری از نعمات مادی و با انگاره ها و امیدهای متفاوت بخاطر نیل به عدالت و دسترسی به رفاه اجتماعی می نگرند و به ترسیم آن میپردازند و همواره بخاطر رسیدن به آن در مبارزه و تلاش اند، که "سیاست اجتماعی" نیز از همین جا برخواسته ویا بازتاب همین ضروریات خواستها و نیازمندیها می باشد و بصورت تیوری و عملی شکل گرفته است.

سیاست اجتماعی تدوین برنامه رفاه اجتماعی است که پاسخ بایسته به نیازمندی های اجتماعی در شرایط مختلف جامعه میدهد و تحول را در روند اجتماعی زنده گی باعث میشود، که برای رسیدن به زنده گی خوب و بهتر و آبرومند، آگاهانه کنترول و هدفمندانه هدایت و رهبری میگردد، یعنی برنامه ای است که در زمینه ایجاد زنده گی سرشار از سلامت و سعادت و رفاه همگانی توسط انسان و برای انسان پیاده و عملی میگردد یا به بیان دیگر تأمین خدمات صحی، تعلیم و تربیه، مسکن، کار برای همگان و تساوی حقوق زنان با مردان، برابری ملیتها ادیان ومذاهب،  توجه به جوانان، توجه به طفل و مادر و کهنسالان، معلولین و معیوبین و نیازمندان است.

سیاست اجتماعی در جوامع پیشرفته و دارای دموکراسی در عمل احترام به کرامت انسانی است، در این کشور ها احزاب و دولتها با تمام امکانات بشکل بسیار وسیع آن در خدمت مردم قرار دارند، اما در کشورهای عقب مانده و دارای سیستم های فساد زده، دیکتاتوری و بنیادگرایی بشکل جوانه های سرکوب شده، محدود و نمایشی مشاهده میشود.

بخاطر روشن ساختن موضوع و یا آنچه که گفته شد آرمانی تصور نگردد، بصورت مختصر تنها یک بخش از "سیاست اجتماعی" را در یکی از کشورهای اتحادیه اروپا مثال می آورم، نگارنده در کشور آیرلند زنده گی می نماید و به این سبب اقداماتی که به اساس سیاست اجتماعی این کشور برای نیازمندان ارائه میگردد بالای آن تماس میگیرم  باید روشن سازم که نیازمندان کی ها اند: طفل و مادر، شخص بیکار، شخص مریض، معلول و معیوب، متقاعدین، بزرگ سالان، شاگردان مکتب و دانش آموزان دانشگاه.

حالا ببینیم که چه امکانات و امتیازات و مزایای اجتماعی در خدمت آنها قرار داده میشود:

·        برای طفل و مادر- رخصتی های قبل از ولادت و بعد از آن.
·        پرداخت خرچ ویا هزینه لباس و دیگر ضروریات طفل و مادر قبل از ولادت و بعد از آن.
·        ولادت رایگان.
·        کودکستان رایگان نیمروزه بعد از سن سه سالگی.
·        پرداخت پول هفته وار و ماهوار برای مصارف کودکان الی ١٨ سالگی.
·        خدمات صحی رایگان الی شامل شدن به وظیفه رسمی.
·        برای شخص بیکار- پرداخت معاش بیکاری که بصورت نورمال تکافوی ضروریات زنده گی روزمره را مینماید و خدمات صحی.
·        برای متقاعدین- پرداخت معاش تقاعدی و دیگر مزایای یک شخص متقاعد که در قانون در نظر گرفته شده مانند ترانسپورت رایگان در سرتاسر آیرلند (هوایی، زمینی و آبی) و خدمات صحی.
·        بری شخص مریض- تداوی رایگان به هر سطح که لازم باشد و حق استفاده ازخدمات اجتماعی دیگرمانند خدمات خانگی.
·        برای معلولین و معیوبین- پرداخت معاش "معیوبیت" که بلندتر از معاش یک شخص سالم است.
·        مؤظف نمودن پرستار دایمی و خدمات صحی.
·        برخوردار بودن از امتیازات و مزایای شخص معیوب ویا معلول.
·        ترانسپورت رایگان و مخصوص معیوبین درسرتاسر کشور.
·        برای آنانی که بنابر عواملی وظیفه مشخص نداشته اند و به سن تقاعد میرسند- معاش تقاعدی آبرومندانه و ترانسپورت رایگان در سرتاسر کشور (هوایی، زمینی و آبی) و خدمات صحی.
·        برای بزرگ سالان- پرداخت معاش تقاعدی یا بیکاری و استفاده از مزایای مخصوص متقاعدین و بزرگسالان مانند ترانسپورت، خانه های بزرگسالان یا لیلیه های شبانه روزی وخدمات صحی.
·        برای شاگردان مکتب- تحصیل رایگان، پاس ارزان و پرداخت معاش الی ١٨ سالگی که قبلا متذکر شدیم وخدمات صحی.
·        برای دانش آموزان دانشگاه- تحصیل رایگان، پرداخت معاش برابر با معاش بیکاران.
·         پرداخت گرانت یا خرچ یا هزینه سالانه جهت مصارف دانش آموز و استفاده رایگان از امتیازات و مزایای دیگر مانند صحت.
·        برای تمام اشخاصیکه شامل کتگوریهای بالا میگردد توزیع خانه و یا آپارتمان های دایمی دولتی ودرغیرآن پرداخت کرایه خانه از طرف دولت تضمین شده است.

هیچگونه تبعیض ویا فرقی در گرفتن این امتیازات و مزایای اجتماعی وجود ندارد تمام ملیتها، زبان و ادیان،خارجی وداخلی،  مرد ویا زن، طفل و جوان و کهن سال دارای حقوق مساوی بخاطر مستفید شدن ازمزایای  برنامه رفاه اجتماعی اند.

این بود چند اقدام محدود از جمله صدها اقدام اجتماعی که در کشور آیرلند بخاطر رفاه و آرامش اتباع آن ارائه میشود.

به این ترتیب میبینیم که سیاست اجتماعی برنامه ایجاد شرایط انسانی و آبرومند مزایا و امتیازات اجتماعی است که در این روند انسانها هم گرداننده و هم هدف و موضوع سیاست اجتماعی اند.

اما در افغانستان که یکی از فقیرترین و عقب مانده ترین کشورهای جهان است بی اعتنائی و بیگانگی و بیکفایتی دولت نسبت به سرنوشت مردم باعث فجایع جانگدازی اجتماعی گردیده است، فاجعه قعطی، مریضی، خشکسالی، جنایات و فساد، قاچاق مواد مخدر، تروریزم و بنیاد گرائی سالانه صدها هزار زن و مرد، کودک و جوان را در زیر چشمان بی عاطفه و سنگین فاجعه آفرینان به کام مرگ فرو میبرد ویا هم بی خانه و بی نان شده وبه لشکری محرومان بی گناه و بی دفاع می پیوندن. درچنین شرایطی برای دست یابی گام به گام بشرایط نسبتا بهتر وظایف اساسی یک برنامه یا سیاست اجتماعی چه است؟

تعلیم وتربیه: نخستین دشمن مردم افغانستان و عامل بدبختی جهل و بیسوادی است، بدین منظور در عرصه تعلیم و تربیه آمار وحشتناک ٩۵ فیصد بیسواد خواستار اصلاحات اجتماعی ذیل است:

·        تدوین برنامه علمی که دارای اهداف روشن و عملی باشد.
·        آموزش رایگان اجباری ابتدائی برای پسران و دختران.
·        آموزش رایگان متوسطه و عالی برای پسران و دختران.
·        آموزش رایگان و اجباری ابتدائی برای پسران و دختران کوچی.
·        ایجاد شرایط مناسب آموزشی مطابق به زمان مسکن گزینی و کوچیدن کوچیها.
·        ایجاد کورسهای سواد آموزی برای بزرگ سالان.
·        ایجاد مکاتب ابتدائی در دهات دور دست.
·        ایجاد مکاتب مسلکی حرفه ای در ولایات.
·        ایجاد موسسات تربیه معلم در ولایات.
·         ایجاد دانشگاه در ولایات کشور.
·        ایجاد مکاتب دینی در پایتخت.
·        ایجاد مکاتب و دانشگاه شبانه در ولایات پرنفوس.
·        ایجاد وتوسعه پرورشگاه اطفال در مرکز و ولایات کشور.
·        تدریس و ترتیب پروگرامهای درسی مطابق به شرایط زمان و خواستهای مبرم جامعه.
·        تشویق و پشتیبانی از مکاتب و دانشگاه های خصوصی.
·        تغییر بنیادی و کیفی ماهیت و مضمون دروس تا محتوای آن بیانگر فرهنگ نوین و باعث ایجاد تحول در سیمای اجتماعی و فرهنگی کشور گردد.
·        لغو محصول گمرکی بالای لوازم و کتب درسی.
·        ایجاد، توسعه وعصری سازی شفاخانه های معارف درتمام ولایات کشور.
·        فراهم ساختن شرایط جهت تربیه کادر های مسلکی در خارج کشور و تکمیل تحصیلات عالی به سطح ماستری و دوکتورا.

صحت: در شرایط که اکثریت اتباع افغانستان از خدمات صحی محروم اند و انواع مریضی های مزمن و مدحش زنده گی میلیون ها افغان را تهدید مینماید توجه جدی به داشتن برنامه قابل تطبیق و علمی در این عرصه ضروری میباشد:

·        خدمات رایگان صحی برای همه.
·        اعمار شفاخانه، زایشگاه و کلینیک ها در مراکز ولایات و مناطق دور دست کشور.
·        فراهم نمودن ادویه رایگان برای اتباع نیازمند و بی بضاعت.
·        کنترول از کیفیت ادویه و تنظیم نرخ دوا در مقایسه با سطح نازل دستمزد و معاش مامورین و متقاعدین.
·        ایجاد بیمه های صحی برای کارمندان و کارگران دولتی.
·        ایجاد انیستیتوت های طب در ولایات پرجمعیت کشور.
·        ایجاد مکاتب عالی نرسنگ در مرکز وولایات.
·        جلب وسیع جوانان به انیستیتوت های طب و مکاتب عالی نرسنگ.
·        فراهم ساختن شرایط برای تربیه و تحصیل دوکتوران و نرس ها در خارج کشور و تکمیل تحصیلات عالی و تخصصی آنها.
·        شامل ساختن مضمون "کمک های اولیه" به پروگرام درسی تمام مکاتب در سرتاسر کشور و تدریس آن ازطرف اشخاص متخصص.
·        ایجاد کلینیکهای طفل و مادر در سرتاسر افغانستان بخصوص در مناطق دور دست کشور.
·        تدریس دروس درکلنیک های طفل ومادرازطرف اشخاص متخصص درمسایل صحت، خانواده وتعداد اطفال وتربیه کودک.
·        جلوگیری از تولد و تکثر لجام گسیخته در خانواده ها که یکی از موانع اصلی رفاه اجتماعی است وپخش وسیع ادویه ولوازم ضد حاملگی.
·        جلب وسیع کمک های بین المللی و سازمانهای صحی جهان.
·        تشویق و پشتیبانی از کلینیکها و شفاخانه های خصوصی.
·        فراهم نمودن تسهیلات برای سرمایه داران جهت اعمار و ایجاد شفاخانه ها و کلینیکهای شخصی.
·        فراهم نمودن تسهیلات گمرکی برای تجاران ادویه و سامان الات طبی.

زنان: زنان بخش محکوم و نیم از نیروهای کاری جامعه را تشکیل میدهند، جنگ و نابرابری های اجتماعی اثرات ویرانگر در زنده گی صدها هزار زن افغان گذاشته است. خانوده ها خصوصا خانواده های که در جریان جنگها شوهران شانرا از دست داده اند سرپرست و نان آور خانه میباشند بیشتر از سایر گروه های اجتماعی با فقر و بدبختی دست به گریبان اند که کودکان شان از خدمات صحی و آموزشی، مسکن و تغذیه مناسب و حتا ابتدائی ترین امکانات رفاهی محروم اند و وضعیت آنان سخت وخیم است. از طرف دیگر زنان و کودکان بیشترین قربانیان خشونت های خانوادگی و بی عدالتی های اجتماعی اند، در برنامه اجتماعی جایگاه طفل و مادر و مادران محروم و نان ده باید روشن بوده و بیشترین توجه به آنها معطوف گردد:

·        تضمین و کنترول از برابری حقوق زنان با مردان.
·        ایجاد مراکز حفاظت زنان و کودکان، تا در مواقع که خشونت زندگی آنها را تهدید میکند به آنجا پناهنده شوند.
·        ایجاد انجمن های حمایت از حقوق زنان.
·        امتیاز مدد معاش به زنان سرپرست خانواده.
·        مزد مساوی در برابری کار مساوی بدون تبعیض.
·         ممنوع قرار دادن کارهای سخت و زیان آور برای زنان،  که طبق معیارهای بین المللی منع شده باشد.
·        تشویق و پشتیبانی از سازمانها و اتحادیه های زنان کشور.

جوانان: جوانان قشر دیگری اجتماعی است و کمیت بزرگ و با اهمیت را در جامعه افغانستان تشکیل میدهند و ذخیره بزرگ نیروی انسانی میباشند که برای بهبود زنده گی آنان فراهم نمودن شرایط و زمینه دسترسی به مزایا و تامینات ذیل ضرور شمرده میشود:

·        تعلیم تربیه.
·        تربیت بدنی.
·        پروگرامهای تفریحی.
·        سینما و تیاتر.
·        اخبار، مجله و کتابخانه ها.
·        رادیو و تلویزیون.
·        مسافرت های کوتاه مدت آموزشی و معرفت با فرهنگ های پیشرفته و مدرن کشورهای جهان.
·        تشویق وپشتی بانی همه جانبه از سازمانها و اتحادیه های جوانان در سرتاسر کشور.
·        تنظیم ارتباطات سازمانهای جوانان و اتحادیه جوانان داخل کشور با سازمانها و اتحادیه های خارج کشور جهت تبادل تجربه و تحکیم روابط و آموزش بیشتر.

فقروبیکاری و بی خانگی: در میان مشکلات بیشمار اجتماعی که میهن ما به آن روبرو است یکی هم پدیده فقر و گسترش بیکاری و بی خانگی در ابعاد نگران کننده میباشد، که بطور عموم مامورین دولت، معلمین، کارگران، دهقانان بی زمین و کسبه کاران، دارندگان شغل های کوچک و دست فروشان و روزمزدان گرفتار این مصیبت اند، اتخاذ تدابیر جدی بخاطر بهبود سطح زنده گی آنان باید در الویت های سیاست اجتماعی قرار داشته باشد:

·        جلوگیری از بیکاری و ایجاد جای کار برای بیکاران.
·        تهیه مسکن و توزیع نمرات زمین به قیمت های مناسب.
·        توزیع مواد ارتزاقی برای مامورین، معلمین و کارگران به سیستم کوپون.
·        ایجاد کوپراتیفهای دهقانی و کارگری.
·        تشویق و پشتی بانی همه جانبه از سرمایه داران ملی کشورجهت ایجاد جای کار و اعمارکارخانجات مختلف.
·        تضمین و تأمین امنیت سرمایه و سرمایه گذاری ها.
·        تشویق و تضمین سرمایه گذاری های خارجی.
·        لغومحصول گمرکی در صادرات و واردات آنعده ازموسسات تولیدی و عام المنفع داخلی و خارجی که درآن بیشتر از پنجهزار گارگر و کارمند مصروف باشد برای پنجاه سال.
·        تضمین امنیت شغلی یعنی جلوگیری از اخراج  بدون موجب از کار و وظیفه.
·        تشوق و پشتی بانی از اتحادیه های صنفی.

مسله ملی: مسله ملی در افغانستان زخم دیگری است که تن پرخون این کشور درد آنرا می کشد و حل این مسله با رشد و رفاه اجتماعی پیوند تنگاتنگ دارد، تأمین تساوی حقوق تمام ملیتهای ساکن کشور در تمام عرصه ها – سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و مذهبی بر مبنای اصول دموکراسی باعث تحکیم وحدت ملی در افغانستان میگردد و نفی حقوق دموکراتیک ملیتها به ستم ملی منجر شده تمامیت ارضی و حاکمیت ملی را به مخاطره می اندازد، بدین منظور:

·        تنظیم برنامه که به همبستگی وهمکاری  میان ملیتهای بیانجامد.
·        وحدت ملیتها بربنیاد برابری، برادری، همکاری واحترام متقابل.
·        تکلم به زبان مادری.
·        تدریس در مکاتب به زبان مادری.
·        حراست ازصلح، امنیت و تمامیت ارضی.
·        ازبین بردن فرق میان شهر و ده.
·        کمک، تشویق وتنظیم رؤسا و رهبران محلی وخودگردان تمام ملیتهای ساکن کشور دریک شورای سرتاسری.
·        بلند بردن نقش کادرهای محل در رهبری و ادره مناطق و محلات آنها.

مسله فرهنگی: مسله فرهنگی بخش دیگری از سیاست اجتماعی است که به آن توجه جدی صورت بگیرد، در حالیکه کشورما به "انجمادفرهنگی" گرفتار است و و فقر فرهنگی بیداد می کند طرح برنامه علمی فرهنگی مقدمه منطقی و ضروری حل این مسله میباشد، بخاطر بیرون کشیدن افغانستان از "جدامانده گی فرهنگی" و رشد آن در مسیر ترقی مطابق به نیاز زمان، ایجاد یک مرحله کیفیتا تازه و عالی در تکامل فرهنگی جامعه ضروری میباشد، روشن ساختن و روشنگری ملت، تربیه و آموزش مردم، از بین بردن بیسوادی عمومی، احیا و بازسازی آموزش و پرورش – از مسجد تا مدرسه از مکتب تا دانشگاه تدریس علوم نوین، ادبیات نوین، هنرهای نوین و ایجاد زمینه های آزاد رشد شخصیت ضرور است، آوردن صلح و ثبات پایدار در شرایط بی فرهنگی و فرهنگ نازل سیاسی و اجتماعی و اقتصادی غیر ممکن است، "پیشرفت فرهنگی" بدان معنی نیست که فرهنگ کهنه را منسوخ قرار داده و تمام آنچه شامل آن است بیکاره و ازبین رفته قلم داد کرد، بلکه فرهنگ را باید از عناصر ناپسندیده آن پاک ساخت و سچه نمود یعنی جهات خرافاتی، ضد عقلی، ضد اخلاقی و ضد انسانی آنرا کشید و به دور انداخت تا صاحب فرهنگ اصیل خود شویم که هم ملی و هم بین المللی باشد. سودمند است تا ازیک سلسله اقدامات فرهنگی یاد آورشویم:

·        رفع نا موزونی فرهنگی و آموزشی میان اقشار و لایه های جامعه درشهر و ده.
·        ایجاد موازین و قوانین یکسان فرهنگی، آموزشی و پرورشی برای همه.
·        احیا و رشد میراث گرانبهای فرهنگی و ایجاد ادبیات نوین.
·        ریشه کن نمودن بیسوادی و کم سوادی از شهر و ده.
·        تربیت روشنفکران نوین و وطنپرست.
·        بدور اندختن عناصر نا پسندیده و مضرفرهنگ.
·        بسط بهترین نمونه ها، سنتها و دستآوردهای فرهنگ موجود.
·        استفاده وسیع از انواع رسانه های گروهی، مطبوعات، سینما، تلویزیون، تیاتر و همه موسسات علمی، آموزشی و پرورشی، اکادیمی علوم، دانشگاه و مکاتب جهت تبلیغ و ترویج فرهنگ نوین.
·        کسب فرهنگ جهانی با تمام نیرو و در تمام ابعاد.

مسله دین ومذهب: مسله دیگری که نقش برجسته در تکامل جامعه دارد مسله دین و مذهب میباشد که عدم درک درست مردمان ما از آن مشکل آفرین شده است و بنیادگرایان مذهبی با استفاده از این خالیگاه، دین را در تضاد با واقعیت های جهان دانش قرار داده و مذهب را با خشونت و عقاید عقبگرایانه توام نموده اند تا مردم را در تاریکی قرار داده دین را با سیاست آمیخته و از این طریق قدرت سیاسی را غضب نموده و در دست داشته باشند، در حالیکه دین و سیاست مفاهیم از هم جدا بوده و ماهیت و مضمون آنها بکلی ازهم دیگر متفاوت اند، بدین ترتیب در سیاست اجتماعی باید جایگاه دین و مذهب برجسته بوده و اهمیت بزرگ به آن داده شود.

احترام به تمام ادیان در پهلوی دین رسمی مردم افغانستان صورت بگیرد و هیچ گونه تبعیض میان ادیان نباید قایل شد و هیچ شهروندی بخاطر عقیده و ایمان و یا ایدیالوژی مورد پیگرد و تعقیب قرار نگرفته و بتواند از امتیازات و مزایای اجتماعی بطور مساویانه استفاده نماید.

برنامه باید بطور روشن جدائی دین و سیاست را صراحت بدهد تا احزاب و گرو ها و دولتها نتوانند از دین و مذهب سؤ استفاده نموده و دین و مذهب را جهت رسیدن به قدرت سیاسی و یا در تحکیم قدرت خصوصی خویش استفاده نمایند و دین که طی دوران طولانی جوابگوی پرسشها، رهنمایی ها، رهگشایی ها و آرزوها و نیازهای پاک و مقدس مردم ما بوده آلوده نگردد، برای اینکه ملت با دیانت افغان بتوانند آزادانه و هم آهنگ با پیشرفتهای علمی، صنعتی و اجتماعی جهان امروز حرکت نماید اقدامات زیرضروری است:

·        جدایی دین ار سیاست.
·        ایجاد و وسعت مکاتب دینی در پایتخت کشور.
·        فرستادن شاگردان مکاتب دینی جهت تحصیل و فراگرفتن علوم اسلامی به مراکزاسلامی آسیای میانه، ترکیه، هند، چین، روسیه فدراتیف و ایلات متحده امریکا.
·        ایجاد موسسات تحصیلات عالی برای آنعده از امامان مساجد که موفق به تحصیلات عالی نشده اند.
·        جابجا ساختن نخبه ترین کادرهای علوم دینی در وزارت شوون اسلامی، حج و اوقاف.
·        تعیین معاش برای امامان مساجد.
·        بلند بردن نقش امامان مساجد درتبلیغ بخاطر تحکیم صلح، کمک و همکاری، برادری و برابری، صداقت و راستی، ترقی و تعالی کشور.
·        تضمین آزادی ادیان دیگر.
·        همکاری و احترام به مناسک دینی و معتقدات ادیان دیگر.

در مورد سیاست اجتماعی باز هم سخنان دیگری است ولی به همین اندازه که چار چوب مسله را روشن کرده است بسنده میکنیم و آرزومندم این نوشته برای پژوهشگران سیاست اجتماعی سودمند باشد و باورمندم که سیاست اجتماعی روزی به عنوان یک ضرورت حیاتی در کشور ما مطرح میگردد./

رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید