2012/09/22

 

بخش اول:

طی یک قرن اخیر پادشاهان و امیران کشورما با خواست های عادلانه و برحق جنبشهای جوانان که با انگیزه های ترقی و تمدن برخاسته، با هاری ترین شگرف تاخته اند، بجای اینکه در برابرنسل جوان افقهای آینده را بگشایند تا جوانان درعمل اشتراک کننده گان فعال در رهبری و آبادی جامعه باشند و فضای دموکراسی را برای اظهارعقیده و نظریات آنان بوجود آورند، این اربابان عیاش با همدستی تاریک اندیشان همواره با زندان، شکنجه، سحر و افسون و هزاران شگرد دیگر خواسته اند تا عقاید کهنه و ارتجاعی خود را بالای جوانان ما قبولانده و آقائی خود را برمردم زحمتکش ما تحمیل کنند.

جامعه افغانستان در طول تاریخ به لایه های متخاصم ظالم و مظلوم، به مستکبران حاکم و غارتگر و مستضعفان محکوم و محروم تقسیم شده و این طبقه بندی غیر عادلانه طوری تبلیغ شده است که آقائی و آزادی برای اقلیت حاکم، برده گی و بنده گی برای اکثریت محکوم را بسیار طبیعی و عادی جلوه دهند، مردم را در تاریکی نگهداشته و مبارزات تجدد گرایانه را سد شوند، در ارتباط با همین واقیعت ناگوار است که مبارزات جوانان ما پر افتخارترین صفحات تاریخ میهن ما را تشکیل میدهد، این مبارزات که گاه صلح آمیز و گاه خونین برای رهائی توده های اسیر و عقب نگهداشته شده و پیروزی جنبشهای آزادی بخش و دموکرات صورت گرفته است در هرمرحله آن میتوان آنرا بمثابه یک انقلاب تمام عیار بخاطر تامین آزادی و دموکراسی و عدالت اجتماعی خواند، اگرچه همواره این مبارزات با خون و شکست همراه است و خداوندان زر و زور هربار به ضرب شمشیر و تازیانه، مداخله و تذویر به این جنبشها پیروز شده اند ویا اینکه زمامداران ترسو و کوتاه نظر خواسته اند تا چهره های درخشان جوانان بپا خاسته و تاریخ ساز میهن ما را با دروغ و بهتان بیالایند و به عجله و عمل پیش از وقت متهم کنند و یا قدرت و نیروی جوانان را نادیده بگیرند، اما حقیقت این است که پیگیرترین نیرو، قاطع ترین نیرو و اصیل ترین نیرو در جامعه افغانستان نیروی جوانان است و مبارزات جوانان ما آزادی بخش و ملی، بخاطر دموکراسی و عدالت اجتماعی و دارای ماهیت و مضمون مترقی بوده که میشود آنرا روزنه نوین در تاریخ محاصر کشور و رهنمای خوب برای مبارزات جوانان ما در آینده توصیف کرد.

اکنون که مردم افغانستان در انتظار فرشته نجات با شوق سوزان و فراوان چشم براه اند نقش جوانان ما یک بار دیگر در یک نبرد عادلانه برجسته میگردد، نبردی که طرف آن، گروه های فساد پیشه و تاریک اندیش، تروریست ها و انتحاری است، این گروه ها فریبکار و بیرحم اند و سالهاست که در دستی تفنگ برای کشتار جوانان و در دستی دیگر ریاکارانه کلام الله پاک را برای اغوای مردم گرفته اند و همیشه در قیافه های ملی و مذهبی ظاهر میشوند، تردیدی نیست که آرام نخواهند نشست، اما جوانان ما دارای حقانیت تاریخی اند و به باور نگارنده از این میان، جوانان پیروز و مظفر آینده میهن ما نبردکنان بیرون خواهند شتافت و پرچم عدالت و آزادی و دموکراسی را بر قله های بلند میهن ما در اهتزاز خواهند آورد، ولی آنچه که در این نبرد ضرور است و تجربه جنبشها و مبارزات جوانان ما حکم میکند باید صلح آمیز و بدون خشونت باشد، زیرا جنبشها و نهضت های که از طریق مبارزات مسالمت آمیز و روشنگری مردم  بر روی امواج شعار های ملی و مترقی، خواسته ها، شور و شوق، محبت و سهمگیری توده ها پیروز گردد آهنین و آبدیده میباشد، با پشتوانه مردمی شکست ناپذیر میگردد و میتواند دستآورد های خود را حفظ و آیده آل های دیرینه جامعه و مردم را تامین کند، به همین دلیل است که نظری به تاریخ جنبش جوانان در افغانستان باید انداخت و این جنبش را با همه افتخارات و اهمیت آن شناخت و آنرا از زیر برخورد های تعصب آمیز و فراموشی بیرون کشید و تجربه آنرا از آغاز تا به امروز پا به پای رویداد ها و تحولات سیاسی و اجتماعی آن بررسی نمود و به تجارب خورد و بزرگ، ماجراهای خونین و صلح آمیز، اصلی و فرعی، گذرا و پایدار که مسیر جنبش جوانان افغانستان از آن گذشته است، پرداخت، از اشتباهات آنها آموخته و قهرمانی های آنانرا سرمشق خود قرار داده و برنامه و راه خود را مشخص نمود تا توشه ای از گذشته برای حال و از حال برای آینده گردد.

عقاید و نظریات در مورد جنبش جوانان در افغانستان ممکن که گوناگون باشد، اما نظر نگارنده جنبش مترقی، تجدد گرا و میهن پرستانه جوانان ماست نه نظریات مختلف مخالف آن، طبیعی است که روح اصلی این نوشته را شرایط حاضر ووضع جوانان در حال و آینده تشکیل میدهد اما بررسی واقعیات تاریخی فرایند ها و روند های عینی جنبش جوانان در گذشته تنها دستگیره بهتر شدند و نتیجه گیری و تجارب و رهنمود هاست، به این ترتیب از نظر من جنبش جوانان را در افغانستان برحسب نقاط عطفی که در آن پدید آمده و تغییر متناسب را که در مناسبات اجتماعی و سیاسی جامعه باعث شده میتوان به سه مرحله تقسیم کرد:

1 - بیداری و آغاز مبارزات جوانان بخاطر آزادی و دموکراسی و اصلاحات.

2 - تشدید مبارزات آزادی خواهی، اصلاحات و تجدد گرائی و استرداد استقلال افغانستان.

3 - دهه دموکراسی و به وجود آمدن سازمانها و احزاب سیاسی.

برای ارزیابی واقع بینانه از تاریخ و جریانات سیاسی و اجتماعی جنبش جوانان در افغانستان، کوشش میشود تا هر مرحله را بصورت جداگانه مورد بررسی قرار بدهیم.

باقی دارد....

 

 

 

بقیه گزیده های مقالات داکتر آرین  کلیک نماید  

 
 
admin@vatandar.at
 
 مدیر مسوول : انجنیر هما یوسفی
صاحب امتیاز : انجنیرنجیب یوسفی
کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت  محفوظ و متعلق به وطندار می باشد