2012/11/22

 

مقصد از نوشتن این بخش، بحث تاریخی نیست، تنها میخواهم واضح سازم که جنبش های سیاسی و اجتماعی چه در میهن ما و چه در جهان توسط جوانان آغاز و اساسگذاری شده و نقش عظیم و گاه عمده ای در این روند بر عهده جوانان قرار گرفته است. در کشورهای که موجودیت و سهم گیری دیگر لایه های اجتماعی ضعیف ویا ناتوان است ویا طبقات دیگر در وابستگی قرار دارند و مدافع منافع کهنه پرستان و بقای خود را در عقب مانده گی می بینند، جوانان تکیه گاه مردم، عاشقان ترقی و نوپسندی و مرکز افکار نوین و میهن پرستانه اند "بدون اندیشه از اندر شدند به اشتباه، میتوان گفت که هیچ یک از جنبشهای بزرگ اجتماعی در کشورهای جهان ... بدون اشتراک فعال بیشترینه ای سازنده جوانان که در این کشورها به اساس علت های عینی قابل ملاحظه... اکثریت اهالی را تشکیل میدهند، از عهده کار برنیامده و نمی آید"١ جوانان بمثابه محرک جنبشهای آزادی بخش و پیشتازان ترقی و تجدد در مرکز مبارزات قرار گرفته و تاریخ شاهد آنست که بارها رهبری جنبشهای سیاسی و اجتماعی را در شرایط مختلف و متفاوت برعهده گرفته و بخاطر نیازمندی های توده ها و زنده گی نو و شرایط نوین رزمیده اند، اکثرا کشورها تحت رهبری نیروهای جوان نه تنها به استقلال رسیده، بلکه جوانان حاکمیت دولتی را نیز در دست گرفته ویا بعد از پیروزی قدرت را به نیروهای میهن پرست، دموکرات و مترقی انتقال داده اند، تاریخ مبارزات آزادی خواهی و ایجاد احزاب در امریکا، جنبش های رهائی بخش در افریقا و آسیا، پیکار بخاطر دموکراسی و حقوق بشر و جدائی دین از دولت در اروپا، برگذاری انترناسیونال اول و دوم، تاسیس احزاب سوسیال دموکرات و سوسیالیستی، انقلاب کارگری فرانسه، انقلابات بوژوازی و سوسیالیستی، مبارزات ضد استعماری همه و همه ارتباط ناگسستنی باکار و پیکار جوانان دارد و درپرتو اندیشه های آنان صورت گرفته است، جورج واشنگتن جوان در ۲٧ سالگی "در شورای قانون گذاری ویرجنیا عضویت داشت"۲ و در ۴٣ سالگی "به عنوان فرمانده ارتش استفلال طلبان امریکا برگزیده شد"، لنین رهبرانقلاب اکتوبر  در "جوانی به سن ۲۲ سالگی داخل جنبش انقلابی روسیه گردید"٣ و... به ادامه آنچه گفته شد وبا توجه به سالهای رزم و مبارزه بخاطر تجدد، ترقی وآزادی  درمیهن ما، جنبش جوانان در افغانستان نیز به فعال ترین وجهی در نبرد ها بخاطر آزادی، ترقی و عدالت اجتماعی اشتراک جسته و بافدا کردن جانهای خود راه گشوده و پیکارنموده اند، تاریخ نهضت سیدجمالدین افغانی، قیام ١٩١٩ و استرداد اسقلال افغانستان، قیام نظامی ۲٦ سرطان ١٩۵۲ و تاسیس اولین نظام جمهوریت، قیام مسلحانه ای ٧ ثور ١٩٧٨ و پایه گذاری دولت ملی و دموکراتیک، بیانگر آنست که جوانان ما راه خون آلود و خاراگین را با کار و پیکار و آموزش و آفرینش با رنج و شکیب با زحمت و فداکاری علیه شرایط ناسازگار، علیه نظامات خصمانه، ترور و فشار اجتماعی طی کرده که کارنامه های شان سوگنامه ای سرشار از قهرمانی ها است.

به این ترتیب به باور من مبارزات ترقی خواهانه و تجدد گرایانه ای جوانان در افغانستان از زمان شخصیت برجسته سیاسی و اجتماعی کشورما سیدجماالدین افغانی آغاز گردیده و سالهای تمام با اندیشه های او پرورش یافته است تاریخ نویس نامدار کشور ما استاد عبدالحی حبیبی مینویسد: " حرکت فکری جدید با نهضت سیدجماالدین افغانی و دیگر روشن فکران مملکت درحدود ١٨٦٣م آغازشد"۴ هدف این بزرگ مرد تاریخ ما بیداری مردم، شکستن سد خرافات و سنت های ناپسندیده، نجات دین مقدس اسلام از دست های ناپاک (کاسبان دین) آوردن تجدد و اصلاحات و استرداد استقلال کشورما بود، تاریخ دان مبارز و سیاست مدار افغانستان میرغلام محمد غبار تذکر داده است: " سید جماالدین در جوانی، در سن نوزده سالگی به دربار آمد و یازده سال باقی ماند"۵ او نظریات خویش را برمبنای روند سیاسی و شرایط اجتماعی دوران تاریخی خویش بیان کرده است "سید" در دوران زندگی می کرد که بخشهای بزرگ از جهان تحت حاکمیت کشورهای استعماری قرار داشت و بیشتر از نیم از مردم جهان در فقر، گرسنگی، جهل و مرگ تدریجی بسر میبردند در کشور نیمه مستعمره ما انحصار خارجی برحیات سیاسی و فرمان روائی بلامنازع زمام داران مستبد حاکم بود که هرگونه جنبشی را بخاطر عدالت و آزادی بخون می کشیدند و مردم حتا از ابتدائی ترین حقوق دموکراتیک نیز برخوردار نبودند، سرکوب علنی، اعدام های بیرحمانه و استبداد نا محدود، فقدان کامل آزادی و زیرپا گذاشتن ارزشهای انسانی و آگاهی ملی کاملا عادی و مجاز بود "سید در چنین شرایطی میخواست مردم را از بندگی حکام آزاد کند او همواره تأکید می کرد که یکی از عوامل عمده عقب مانده گی ممالک شرق و مسوول فقر و تیره روزی و جهل مسلمانان"٦ تفرقه و نقشه های شوم ممالک خارجی است "سید" برکاربرد اصل اتفاق ووحدت بمثابه اصول اساسی کشورها تأکید داشت و تفرقه را در ادیان تجارت و کاسبی رؤسای ادیان توجیح نموده و به این نظر بود که "دین باید مخالف حقایق علمی نباشد"٧ او طرفدار جدائی دین از دولت بود.

سیدجماالدین افغانی اندیشه های خود را مجرد و تنها مربوط به افغانستان نمی دانست، بلکه برای تمام کشورهای عقب مانده شرق و جنبشهای رهائی بخش ضد استعماری نیز پیشنهاد می نمود، طوریکه تاریخ نگار توانای میهن ما میر محمد صدیق فرهنگ می نویسد: "سید به مسایلی کلی تر مثل اتحاد کشورهای اسلامی و بیداری افراد آن و از همه بیشتر به مجادله استعمار اتکا داشت"٨ و آزادی از هرگونه استعمار و اسارت را تبلیغ می نمود، صالح امین اندیشه ها و مبارزات "سید" را چنین در نظم آورده است که خلص آن خدمت خوانندگان گرامی تقدیم میگردد:

بود در دهکده ای دور و خموش، در پس کوه بلند

مرد آگاه دل و پاک و امین

اهل زمین، مرد زمان، نام او بود جمال

آنکه خوانیم جماالدینش، و جز این بود مگر

او جوان بود و دل روشن داشت، دل روشن از نور خدا

همه احساس و همه شور و شعف، همه دردو همه آتش

همه رنجو همه خون، همه در فکر خلایق، همه در راحت خلق

و نظر می افگند به گرفتاری خلق و پریشانی قوم

وچه اندوه گران بردلش می بارید و خدا می داند ...

چو نظر گرد به هوش که همه در خواب اند

راه را نیز ندانند زچاه، چاه را نیز ندانند زراه

همه افتاده به زنجیر قرون، همه آلوده به زندان زمان

همه گردیده گرفتار رسوم، همه پژمرده بیدار خصوم

غرق در وادی جهل، دور از راه خدای، محو در سجده ای خویش

و جهان در پیکار و شما در پندار و زمان میگذرد و نخواهد برگشت

و همین است بلا و چه سخت است بلا و خدایا تو به فریاد برس

... از پس پرده افتاده سنگین قرون

به تو اسلام جوان، می دهد باز پیام که از این خواب گران برخیزید

همه همگام شوید، همه هم نام شوید، همه همراه شوید، همه آگاه شوید

وجمال این همه پیغام بگفت، وهمه تلخی ایام بگفت وچه بسیار دقیق وچه بسیار مبین وچه بسیار شگفت

لیک مردم همگی خندیدند چو نمی فهمیدند، گوش خود را بستند، چشم خود را خستند

چون جمال از همه جا شد مایوس نه ری اش داد جواب و نه اصفهان و نه طوس، نه شمال و نه جنوب نه یمن و نه یسار

هجرت آغاز نمود

رفت تا سوی دیاران دگر، سوی یاران دگر

سوی آنان که غم مردم و اندوه خلایق دارند، سوی آنانکه ز غم های گران آگاه اند، سوی آنانکه ستم های زمان می دانند ...٩

"سید" می خواست رودی از جریانات رهائی بخش، اصلاح طلب و تجدد گرا را در قاره های آسیا و آفریقا به حرکت درآورد و به خاطر دستیابی به این هدف جوانان را عنصر اصلی در این مبارزه میدانست او می گفت: "باید در صدد تربیت نسل جدید برآمد و تربیت صیحی به آنها آموخت و تربیت آنانرا باید کسانی برعهده بگیرند که دری خانه ای صاحبان قدرت را نکوبند و هیچ گونه پیش آمدی آنها را متزلزل نکند و هیچ تهدیدی عزم شانرا سست ننماید"١٠.

"سید" از اندیشه پردازانی بود که با هرگونه ستم گری و ستم کشی، برده گی و اسارت می رزمید و از حکمروایان فاصد و پادشاهان مزدور نفرت داشت، برمبنای همین ادیشه ها بود که خیزش های نیرومندی جنبش های رهائی بخش ملی توسط جوانان وطن پرست در افغانستان، مصر، ترکیه، هند، الجزائیر و ایران و ... به پا خواسته و تاثیر بزرگی برروند سیاسی- اجتماعی در این کشورها برجای گذاشت و تغیرات چشمگیری را در این عرصه ها به ارمغان آورده و باعث اوج گیری جنبشهای ضد استعماری، اصلاح طلب و تجددگرا در آسیا و افریقا گردید، در کتاب مفخر شرق سیدجماالدین اسدآبادی چنین می خوانیم: "قیام سیدجماالدین و فریاد های او در شمال افریقا منشا نهضت الجزائیر بود، او در مصر بود و ما از او الهام گرفتیم تا توانستیم به الجزائیر آزادی و استقلال بخشیم، حتا منشای مبارزه مردم اندونیزی بر ضد استعمار هلند سیدجماالدین بوده است"١١.

به این ترتیب می بینیم که اندیشه، فعالیت و مبارزات "سید" در بیداری افکار خلقها و احساسات جوانان در ممالک مختلف تاثیر بس بزرگی گذاشت. "سید" میخواست از راه استعمار زدائی فرهنگی و درسمت بهره گیری ازهمه دستاوردها و ارزش های مترقی علم و فرهنگ پیشرو بشری کشورهای عقب مانده و اسیر را به ژرفای آزادی واقعی و ترقی همه جانبه برساند، این بخش را می خواهم به چند جمله ای از داکتر احمد امین مصری که بالای آرامگاه سیدجماالدین افغانی گفته است به پایان برسانم: "اینجا آرامگاه زنده کننده ای نفوس و آزاد کننده ای عقول و تکان دهنده ای قلوب و برانگیزنده ای ملتها و متزلزل کننده ای تخت ها است، کسی در اینجا آرامیده است که سلاطین وقت به عظمت او رشک میبردند و از زبان و سطوت او در هراس بودند و کشورهای که آزادی در آنجا موج میزد حوصله شان از حریت او به تنگ آمده بود، این جا شعله وجود آنکسی که هرجا میرفت ... آتشها می افروخت خاموش شد، اینجا آرامگاه آنکسی است که بزر های انقلاب عرابی پاشاه را افشاند و آنکسی است که همه نفوس را در ایران برای انقلاب برانگیخت و آنکسی است که در سراسر جهان با دولت های بیگانه مبارزه می کرد و خواستار اصلاحات اجتماعی بود.

این جا آنکسی دفن شده است که اسماعیل پاشا و توفیق پاشا در مصر وبا ناصردین شاه در ایران، انگلیستان، پاریس و باجهل و بیسوادی و ذلت و خواری در شرق و با جاسوسی و نفاق در استانه جنگید و هیچ چیز جز مرگ براو پیروز نشد"١۲./

باقی دارد

 

 

 

بقیه گزیده های مقالات داکتر آرین  کلیک نماید  

 
 
admin@vatandar.at
 
 مدیر مسوول : انجنیر هما یوسفی
صاحب امتیاز : انجنیرنجیب یوسفی
کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت  محفوظ و متعلق به وطندار می باشد