2013/11/26

 

اشتراک "ائتلاف چپ" در انتخابات ۲۰١٤  بهانه ای است برای این نوشته، که کوشش شده دراین مورد یک تجزیه و تحلیل علمی و مستند به عمل آید، برای ریشه یابی و جمع و بست تجربه ها و آموزش ها در باره این رویداد مهم تاریخی، در محدوده امکانات مواد علمی و در سطح آگاهی خویش در غربت از مناسبات حاکم در جامعه و رابطه آن با این پروسه سیاسی، خواننده گان عزیز را به مطالعه آن فرا میخوانم.

در آستانه انتخابات ۲۰١٤  قرار داریم و به دور نمای سیاسی اجتماعی آن فکر میکنم و به یاد فلاسفه ضد قوانین عام تاریخ می افتم که حرکت قانونی و پیش رونده و پیش بینی پذیر آنرا منکرند و تاریخ را خلاقیت کور یک نیروی غیبی و سرنوشتی ویا حاصل اراده و خواست قهرمان تاریخ می شمرند، آشکارتر بگویم که در میان انبوه این وقایع به ویژه در آستانه انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۱٤ در افغانستان،  منگ میشوم و گاهی به علمی که خوانده ام شک می آورم و نمی توانم بپذیرم و باور کنم که قوانین تاریخ مانند قوانین همه رشته های دیگر معرفت، قابل درک و تحلیل، توجیه، محاسبه، پیش بینی، نظارت و اراده نباشد و به حرف آن سفسطه گری موافقه نمایم که تاریخ را سراپا حادثه نو و بی سابقه میداند و اظهارمنماید که در آن "تکرار قانونمند" وجود ندارد و برآن تقدیر خشک حکمروائی میکند، اگر چنین تحلیل های را در مورد تاریخ قبول نکنم و تاریخ را زاده  تیوری های ضد تاریخی آشوبگرائی، فرد گرائی، بنیادگرائی و عقب گرائی ندانم، بازهم از خود میپرسم پس چرا مدت بیست سال است که غلبه خودبخودی برقوانین آگاهانه درمیهن عذاب کشیده من پیشی می گیرد و پیروزی خرد انسانی بر این جبرکور"راه به منزل" نمی گشاید.

 با این مقدمه که پیوند مستقیم با موضوع مورد بحث ما داشته و میهن ما اکنون درچنین شرایطی قرار دارد، میرویم به سراغ علم جامعه شناسی و علمای جامعه شناس اگربتوانم واضح سازم که چرا اشراک "ائتلاف چپ" درانتخابات هم لازم است و هم ممکن.

 یکی از شاخص های مهم "تاریخ، جامعه و نظام" تکامل پی گیر و قانونمند آن است و درمراحل مختلف دراقتصاد، سیاست، فرهنگ و اشکال مختلف مناسبات مادی و معنوی جامعه رخ می دهد که سیما و هویت یک جامعه را معین می کند. اکنون کشور ما در یکی از اینگونه مراحل قرار دارد که دراین لحظه تاریخ، انتخابات بمثابه یک پدیده سیاسی، اجتماعی و اقتصادی از مشخصات مهم تاریخی  آن است. به اساس فلسفه علمی اجتماع، که یک دانش واقعی است، برای شناخت این پروسه در "کل" و سهم گیری "ائتلاف چپ" درآن بصورت خاص، ضرور است تا ماهیت و مضمون این پروسه را از نقطه نظر شاخص های اجتماعی،  سیاسی، اقتصادی و فرهنگی و شاخص  قومی و طایفه یی و ملی که در حاکمیت آینده بازتاب خواهد یافت بررسی کنیم، ذکرچند سخنی در باره ماهیت و گردانندگان این پروسه و دسته بندی جهت شناخت بهتر این گروپ های مشابه و از هم مجزا بی فایده نیست.

۱- دسته بنیادگرایان(وابسته و طرفدار به منافع بیگانه).

۲- دسته زور مندان، زرمندان و تفنگ سالاران(حاجت به تفسیر ندارد)

۳- دسته  قومی، طایفه یی و نشنالیستی که به انواع مختلف تظاهر می کنند و طیف سیاسی آنان وسیع است.

٤- دسته مختلط و ناهمگون که دارای وجوه مشترک، تضاد منافع و اندیشه اند. 

حالا ببینیم که "ائتلاف چپ" با کدام دسته نزدیکی طرح و اندیشه دارد و از برنامه کدام دسته بطور نسبی پشتیبانی خواهد کرد.

تجربه تاریخ شاهد آن است که دو دسته اولی در طول یک قرن اخیر در افغانستان نه تنها به مردم اتکا نداشته اند، بلکه همواره در کنار حکام و سلاطین و زمام داران وابسته،  علیه سعادت مردم و ترقی کشور مبارزه کرده  و بمثابه سد در مقابل فرهنگی شدن و صنعتی شدن و پیشرفت جامعه واقع شده و کوشش و سعی آنان در تاریخ افغانستان  به عرصه ویرانگری کامیاب تر از عرصه خدمت و نوسازی  بوده است.

در یک قضاوت بی طرفانه از ماهیت و مضمون این دو دسته، حرف اندیشمند بزرگ سید جمالدین افغانی که در موارد دولتها، حکومتها و سلاطین شرق از آگاهی و بینش وسیع برخوردار بود به خاطرم خطور میکند که گفته است: ای کاش من تمام تخم افکار خود را در مزرعه مستعد افکار ملت کاشته بودم، چه خوش بود تخم های بارور و مفید خود را در زمین شوره زار سلطنت فاسد نمی نمودم، آنچه در آن مزرعه کاشته ام به نمو رسید، هرچه در این زمین کویر غرس نمودم فاسد گردید. همچنان سیدجمالدین می نویسد:بدترین و کشنده ترین درد مردم شرق همانا تجزیه و انقسام مردم و تشتت آرا و افکار شان است، اختلاف آنها در اتحاد و اتحاد آنها در اختلاف است.

رژیم فساد کنونی و دولت آینده که از این دو دسته ای فساد پیشه به وجود می آید، مزرعه  مستعد برای افکار مترقی و سازنده گی نخواهد بود هرآنچه در آن کاشته شود بارور نمیشود و هرآنچه در آن غرص گردد گندیده خواهد شد و هر ائتلاف که با آنها صورت بگیرد شکسته میشود. اما  اگر ما خوش بینانه تر و مثبت تر به گروپ های دیگر بنگریم و نسبت به مفاهیم منفی انحطاط، ارتجاع، ایست و قهقرا به آبادی، اعتلا، حرکت و ترقی بیشتر بیندیشیم و وفا داری  دسته های سوم و چهارم را نسبت به میهن و مردم و توانائی آنانرا به خاطر ترقی و آبادی کشور به فال نیک گرفته به سازشها و ائتلاف ها و همزیستی فکرنماییم، درقدم اول باید بدانیم - انتخابات امروزی که بطور ناگسستنی در تعیین حقوق سیاسی و مدنی مردم، پیشرفت و عقب ماندگی عرصه های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جامعه  درآینده نقش اساسی را دارد،  چطور حاکمیت اکثریت مردم را به مفهوم واقعی آن بر سرنوشت کشور و جامعه تأمین و تضمین می کند؟ و ازنظر تاریخی اساسا چگونه مطرح شده است. با مراجعه به تاریخ انتخاباتی کشورهای پیشرفته جهان، خواهیم دید که برخورد های گوناگونی دراین مورد صورت گرفته است، اما آنچه که وجه مشترک این نظریات را تشکیل می دهد "همزیستی اجتماعی" و "میثاق اجتماعی" و "حاکمیت مردم" است.

 هوکر، آلتیوسیوس، هابس، پوفیندورف، اسپینوزا، سیدنی، لاک، روسو، کانت و فیخته و دها فیلسوف دیگر دراین مورد اظهار نظر نموده اند  مطابق این نظریات "جامعه براثرمیثاق عمومی و برای تأمین منافع مردم به وجود آمده است"۲ این بدین معنی است که انسان هیچ گاه به تنهایی زیست نمی کند و به تنهایی درمورد منافع جامعه تصمیم اتخاذ نمی کند، بلکه افراد باهم، گروهی و به صورت جوامع انسانی بخاطر منافع عمومی با پیشنهاد برنامه ها و تنظیم "میثاق" ها عمل می نمایند، که انتخابات و برنامه های انتخاباتی نیز شکل تکامل یافته از "میثاق اجتماعی" دراین  جریان عمومی گزینش  می باشد، ازاین رو اشتراک تمام افراد و بخصوص احزاب سیاسی جامعه در انتخابات یا بستن "پیمان اجتماعی" بخاطرهمزیستی ، حاکمیت مردم ، دولت و حکومت آینده ضرورت تاریخی و لازم میباشد، از دید گریسیوس "انسان شور گروه جوئی دارد و جامعه تجلی طبع انسانی است اما دولت محصول میثاق اجتماعی می باشد"۳ به عقیده حالتیسیوس فیلسوف آلمانی "علم سیاست علمی است در باره پیوستگی موجودات انسانی به قصد زنده گی اجتماعی ... بنابراین، آنرا علم موضوعات مربوط به همزیستی خوانده اند"٤ جان لاک فیلسوف انگلیسی "مداخله در امور سیاسی"٥ را ازآن مردم میداند،  مداخله در امور سیاسی، مداخله در "سیاست" است و سوال اساسی در سیاست مسله قدرت می باشد یعنی آنچه که برای اجزا و عناصر سیستم سیاسی اهمیت ویژه و مرکزی را دارد. هوکر مینویسد که: "حکومت با میثاق مردم بوجود آمده و از این رو باید مطابق قوانین پسندیده مردم اداره گردد"٦ در این جا سخن بر سر ژرفش دموکراسی و اداره و رهبری ازطرف مردم و همزیستی نهاد های سیاسی است نه تجرد و جدایی از همدیگر. اسپینوزا فیلسوف ایتالیایی  تداوم و اهمیت همزیستی سیاسی را در تنوع منافع تمام توده ها و درعملی نمودن میثاق اجتماعی دانسته و به این باور است که "میثاق به زنده گی اجتماعی صورت قانونی میبخشد و حقوق را که هر فردی به زنده گی پیش از بستن میثاق دارا بود، تظمین میکند اعتبار میثاق بسته به نتایج مفید آن است و میثاق به محض آنکه از سود رسانی باز ماند باطل و بی اثر است، شورش مردم وسیله ای است که داد گری و آزادی فردی را از دستیاز حکومت متجاوز می رهاند "٧ برگهای تاریخ حکایت از درد ناک ترین تراژیدی های است که"ساقی پیمان شکن بر سر پیمانه شد" بی رحمانه به سرکوب خلق و آزادانه به چپاول مردم پرداخته و نقش توده های مردم و نیروهای سیاسی تا حد فوق العاده محدود تنزل داده شده است، درچنین حالات قیام های مردمی سلطه های استبدادی را واژگون نموده وباعث تحول و دگرگونی ها شده اند که انقلابات انگلیس، امریکا، فرانسه و آلمان و روسیه از این قبیل بودند و مردانی چون روسو، منتسکو، ولتر، تورگو، کندرسه، مارکس، انگلس و لنین در آستان این انقلابات یا دربحبوحه آن رسالاتی می نوشتند. سیدنی در مورد اینکه "پادشاه سیایه خداست" وفرمانروای مطلق می باشد و مخالفت با مقام سلطنت، ستیز با اراده خدا و کلیسا است، برخواسته و اعلام میدارد که "حکومت زاده توافق مردم است و در این صورت حق حاکمیت به مردم تعلق دارد"٨  روسو کتاب "میثاق اجتماعی" را نوشت وجان لاک بمثابه بزرگترین مدافع "میثاق اجتماعی" با طرح برابری انسانها مینویسد: "افراد به حکم طبیعت آزاد و برابر و مستقل اند، تن به سلطه جامعه سیاسی نمی دهند مگر با تشخیص فواهد آن و به اراده خود"٩ به اساس همین برابری و استقلال و آزادی، هم آمیختگی و همزیستی "مردم با یکدیگر توافق میکنند که به یکدیگر بپیوندند و  زنده گی راحت و ایمن و مسالمت آمیزی اجتماعی بوجود آورند ... بنا براین آنچه واقعا جامعه سیاسی را تحقق میبخشد، چیزی جز توافق تعداد فرد آزاد که به منزله اکثریتی باشند و متحد در جامعه مستحلک شوند، نیست فقد چنین امری است که آغاز هرگونه حکومت قانونی جهان را تبین میکند"١۰.

به این ترتیب به نظرنگارنده "ائتلاف چپ" بدون تردید در انتخابات ۲۰۱٤ اشتراک و سهمگیری فعال نماید، چرا؟  پاسخ روشن است بخاطر تحقق آرمانها و اهداف "ائتلاف"، زیرا داشتن آرمانهای انسانی هنوز به معنای پیاده نمودن آن نیست، زمانی "ائتلاف چپ" می تواند حقیقت هدف های صادقانه و عادلانه خویش را به مردم نشان بدهد که در قدرت سیاسی به تناسب نیرو و جایگاه اش درجامعه، منصفانه شریک باشد، بگذار کم و کوچک باشد، کم توجهی به نیروی "ائتلاف" زیان بار و استفاده از نیروی آن جنبش را یک گام به جلو می کشاند، اعضا و هواخواهان آن را قوت کار، فعالیت و پیکارجویی می دهد. اشتراک درانتخابات ازطریق ائتلاف با احزاب و هم آمیختگی نه تنها اوتوریته "ائتلاف چپ" را ضعیف نمی سازد، بلکه معکوسا آنرا قوت می بخشد، اشتراک نمودن در قدرت مانند یافتن متحدین  ضرورت است  حتی اگر موقت و کوتاه مدت هم باشد، ازجانب دیگر برنامه و اهدافش تأثیر گذار در ماهیت و مضمون قدرت موجود و تناسب آن میگردد، رهبر انقلاب اکتوبر برای جنبش کمونستی هندوستان تاکید مینماید که:"کمونستهای هندوستان باید از جنبش بورژواز دموکراتیک پشتیبانی کنند، بدون آن که در آن مستحیل شوند."١۱

 سازمان سیاسی یک ارگانیزم زنده است و  تبلیغات و رساندن حرفش بگوش توده ها اساس زندگی سازمان  را تشکیل می دهد، استفاده وسیع از تربیون انتخابات برای "ائتلاف چپ" بهترین موقع را فراهم کرده است، آنهم درست در لحظاتی، که ازیکطرف نسبت به هر وقتی دیگر "ائتلاف چپ" قوی تر گردیده و سیاست آن مورد تائید وسیع ترین اقشارفعال سیاسی جامعه قرارگرفته و مردم انتظاربرآیند آنرا در میدان سیاست دارند و ازجانب دیگر  این پیروزی باعث خشم دشمنان مردم افغانستان و فرومایه ترین روشنفکران !!! خود فروخته، شده است، تلویزیونها و دستگاهای تبلیغاتی آنان بخصوص از خارج کشور بوسیله عناصر مزدور، مجبور، مغرض، مریض، معامله گر و رشوه ستان  دیوانه وار و لجام گسیخته علیه نیروهای مترقی و میهنپرست و ملی به حملات تبلیغاتی پرداخته اند تا مانع ائتلافهای سیاسی شوند، هر زمانی که در کشورما صدای وحدت، همکاری و همسویی خلقهای میهن ما بلند شده، این سپاه ننگین و گروپهای شیطانی بخاطرانداختن تفرقه و دشمنی میان مردم رنج کشیده ما، بدون هیچگونه شرم با فضل فروشی ها و یاوه سرایی ها بیشتر از پیش فعال میشوند.

 شکوهمندی "ائتلاف چپ" در هنرسیاسی و درخدمتگذاری  به مردم و میهنش آشکار میشود واین وقتی امکان پذیراست که از طریق یک ارگان رسمی خدمات اجتماعی "ائتلاف چپ" بتواند صداقت، عدالت و واقعیت خواسته هایش را در عمل به توده ها ثابت نماید، توده های مردم همه چیز را و همه کس را در سراسر جامعه با چشمان باز میبینند، نیک را از بد، زشت را از زیبا، سود را از زیان و خوشبختی را از بدبختی، دریافته و از هم جدا میکنند.

 اشتراک "ائتلاف چپ" در انتخابات نمودار نیرو و توانایی جدال سیاسی آن دریک میدان نبرد مسالمت آمیز و قانونی است، بگذار اگر این جنگ نابرابر هم باشد، باید به نمایش گذاشت "شکست اقدام انقلابی پرولتاریا شر کم تری است تا دست کشیدن ازمواضع اتخاذ شده، تسلیم بدون نبرد - چنین تسلیمی روحیه پرولتاریا را می شکند و توان پیکار را از او سلب می کند"۱۲ آنچه همگان شاهدیم، به این معنا سودمند است تا "ائتلاف چپ" وارد میدان شده و با تکیه برنیروی اعضای خویش و پشتیبانی مردم به مبارزات انتخاباتی با استفاده از تمام وسایل و تجارب غنی گذشته سهم بگیرد.

 پرچم مبارزه همیشه باید بر افراشته و در اهتزاز باشد، کنارگذاشتن، سکون و تسلیم شدن را نمی پذیرد، سازمان سیاسی که قادرنیست "نه زندگی کند و نه بمیرد"۱۳به پهلوانی میماند که "زنده خوش است".

 انتخابات لحظه حساس در زنده گی مردم است دراین لحظات حساس اگرحزبی و یا سازمانی نتواند و یا نخواهد با طرح و برنامه ای علمی پیشگام شود، معنی آن این است که درکنار مردمش نیست و از خواسته های آنان حمایت نمی کند. بارها اتفاق افتاده است که درسکوت و مماشات و اتخاذ تصامیم متزلزل و متردد نیروهای مترقی و وطنپرست،  نیروهای بی مسوولیت و بی خاصیت و بی سروپا از این نقطه ضعف استفاده نموده و وارد میدان شده اند، کارمل بزرگ می آموزد: درآنجائیکه فعالیت، حضور، کار و پیکار ما ضعیف باشد، در آنجا دیگران دست بکار میشوند. ۱٤

آخرسخن اینکه: جامعه ما برطبقات، قشرها، مذاهب و ملیت های گوناگون و مختلف متکی است که توده های مردم را در بر می گیرد، آشکار است که این طیف وسیع متضاد و نا همگون  دارای وجوه مشترک نیزاند یعنی دارای خصلت دو گانه می باشد، از یکطرف تضاد منافع و ازجانب دیگر بدون وحدت، اتحاد و همکاری  پیشرفت و تکامل هر یک از آنان غیرممکن است، ازاین رو ائتلاف و سازگاری دریک دوران و یا مرحله ازتاریخ جامعه بخاطرمبارزه مشترک برای آنانی که در ترقی افغانستان و خوشبختی مردم در صلح و ثبات ذینفع اند یک ضرورت تاریخی می باشد./

ماخذ:

۱- مفخر شرق سید جمالدین اسد آبادی ترجمه و نگرش از سیدغلامرضا سغیدی،چاپ اول، نشرات دفتر فرهنگ اسلامی،۱۳٧۰

۲- تاریخ اندیشه اجتماعی بارنز و بکرص:٤۱٨ و ٤۱٩ترجمه جواد یوسفیان و علی اصغرمجیدی انتشارات امیرکبیر تهران

۳- تاریخ اندیشه اجتماعی ص:٤۲٩

٤- همانجا ص:٤۲٧ و ٤۲٨

٥- همانجا ص ٤۲۰

٦- همانجا ص٤۲۱٧،٨،٩،١۰، همانجا صفحات ٤۳۳،٤۳٤،٤۳٧،٤۳٨

 ۱۱- لنین- گزارش کمسیون مسایل ملی و استعماری در دومین گنگره انترناسیونال کمونیستی به زبان روسی

بازل:۱٩۲۰

١۲- لنین- درباره ساختمان سوسیالیزم به زبان روسی ص ٥٨

چاپ:نشرات سیاسی ١٩٨٧ماسکو

١۳- لغتنامه فلسفی به زبان روسی ص ٤۰٧

چاپ:نشرات سیاسی ١٩٨٧ماسکو

١٤- یاد داشتها و نوشته ها حنیف بکتاش ص ۳۲ و۳۳

چاپ موسسه نشراتی حزب دموکراتیک خلق افغانستان کابل ١۳٦۲

  

 

 

 

بقیه گزیده های مقالات داکتر آرین  کلیک نماید  

 
 
admin@vatandar.at
 
 مدیر مسوول : انجنیر هما یوسفی
صاحب امتیاز : انجنیرنجیب یوسفی
کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت  محفوظ و متعلق به وطندار می باشد