2014/07/05

 

در باره مسله ملی

داکتر آرین

مناسبات ملی در افغانستان زخمی دیگری است که تن پرخون این کشور، درد آن را می کشد و در زمان های مختلف محتوی، مضمون و شکل آن همواره تغییرکرده و از هم متفاوت می باشد، گاهی با محتوای دموکراتیک و با شعار وحدت ملی برعلیه تجاوز بیگانه و به خاطر استقلال سیاسی و اقتصادی و حاکمیت ملی، خلاقانه و هدفمندانه پیاده و تجلی یافته است و زمانی هم وسیله تفرقه ملی، ترس، نفرت، سرکوب، غارت، چپاول، ظلم و ستم بوده و بمثابه وحشتناک ترین سلاح جهت جدایی و دشمنی میان ملیت های باهم برادر افغانستان از آن استفاده صورت گرفته است، که در دهه نود عیسائی مردم ما شاهد هولناک ترین جنایات، خونریزی ها و جنگ های قومی، مذهبی و لسانی بودند. برتری جویی و خودخواهی یک ملیت بر ملیت دیگر و یک لسان برلسان دیگر، یک مذهب بر مذهب دیگر هستی مادی و اجتماعی کشورما را نابود و هزاران انسان قربانی تفرقه، تعصب و تبعیض گردید. لازم به تذکر است یادآور شوم، حلقات و محافل داخلی و خارجی، در تبلیغ و دامن زدن خصومت ها، بدبینی ها و بی اعتمادی ها میان مردمان باهم برادر و باهم برابر افغانستان آنقدر پیش دستی و اغراق نمودند که حتا تعدادی از شخصیت های اندیشمند و روشنفکرما نیز گرفتار این دام خطرناک گردیده و هرکدام به طرفداری از ملیتی، قومی، قبیله ای، لسانی و مذهبی برخاستند، به بد بختی ها و بی عدالتی ها افزوده و آتش جنگ را سوزانده تر ساختند.

تاکید می نمایم که دامن زدن به برتری جویی های ملیتی، قومی، مذهبی و لسانی در دهه " نود" دکترین از خارج صادر شده و متکی بر اصل "تفرقه بینداز، حکومت کن" عیار شده بود، که عمدتأ سلاح دست رژیم های استبدادی تنظیمی و جهادی هفت گانه و هشت گانه و گروه تروریستی  طالبان را تشکیل می داد. آن ها تخم نفاق، دشمنی، سوء ظن و بی اعتمادی را در میان ملیت ها، اقوام و قبایل ساکن سرزمین ما افشانده و مانع همبستگی خلق های وطن واحد مان افغانستان، به خاطر ترقی، تمدن، صلح و خوشبختی می شدند که عواقب آن نه فقط همبستگی ملی ما را خدشه دار ساخت، بلکه روابط و همکاری های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی را نیز به کلی ازبین برده، تمامیت ارضی، حاکمیت ملی و استقلال سیاسی میهن ما را به مخاطره انداخت.

چون ضرورت آنرا میبینم می خواهم کوتاه تذکر بدهم، اکنون که شوربختانه افغانستان یکبار دیگر در آستانه چنین فاجعه ای قرار دارد، بر آنانی که بمثابه ماموران تاریخی عمل می کنند و نه آمران تاریخ، بر آنانی که خویش را خدمت گذاران مردم معرفی می کنند و نه صاحب و بادار آنها یک بار دیگر پیشنهاد مینمایم: از صحنه های تکاندهنده دهه ای "نود" که عبرت خیزترین، فاجعه آمیز ترین و شرم آورترین صحنه های تاریخ کشور ماست  درس بگیرند، دامن زدن به ملیت پرستی، قوم پرستی و برتری جوئی  لسان و مذهب جنایت است، خود پرستی و غرور فردی هم خنده آور، زیرا تمام جلال، شکوه، و شوکت و کش و فش را یک سلی مرگ سرنگون میکند و آنچه که باقی می ماند نقش یک شخص بر چهره تاریخ است، بزرگوار ترین انسانها  نه تنها به مردم کشور خود تعلق داشته اند، بلکه مردم جهان نیز به آنها افتخار می کنند، لذا انسان در حالیکه همراه با امواج تاریخ رانده می شود، تاریخ را نیز می راند و از نگاه عمل کرد تاریخی می تواند انسانیت و ارزش زیست و عمل خویش را نشان بدهد، دراین باره آنچه را که میخواهم بیشتر تفهیم نمایم، درمقاله تحت عنوان "پیشنهاد به کاندیدان مطرح ریاست جمهوری" پاره اندک  گفته ام و تکرار بیشتر را زاید میدانم.

نگارنده درباره حل عادلانه منباسبات ملی، از طرح حزب مردم افغانستان  که "حمایت از تامین مشارکت وسیع ملی در قدرت و اداره دولتی برمبنای اصول مساوات افراد در برابر قانون و دموکراسی بدون هر گونه تبعیض و تمایز برمبنای نژاد، قوم، مذهب، زبان و جنس" می نماید پشتیبانی کرده  و "پشتیبانی از مساعی در جهت انکشاف هماهنگ و متوازن اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی همه مناطق کشور" را برای اصلاح عمیق وضع موجود یا حتی دگرسانی بنیادی آن ضرورت تاریخی میداند. آشکار است که چنین ایدیا در مورد حل مسله ملی دور از طرح های شونیستی و تعصب کور نشنلیزم و مخالف با تقسیم میخانیکی مقامات و وظایف  نظر به مشخصه قومی و قبیلوی و ترجیع دادن "50/50" نسبت به ویژگی های اخلاقی، دانش، صلاحیت، میهن پرستی و مسلکی بودن است.

"مشی حزب مردم افغانستان" ضمن توضیح اهداف سیاسی- اجتماعی و نقش آن در تکامل جامعه افغانی، حل مسله ملی را یکی از اهداف مهم خویش دانسته و تاکید به تامین تساوی حقوق تمام ملیت های ساکن کشور، در تمام عرصه ها اعم از سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و مذهبی برمبنای اصول دموکراسی به خاطر تحکیم وحدت ملی مردم افغانستان می کند، همچنان خواهان رشد آزادانه ملیت های اقلیت و گروه های اتنیکی، متکی به تساوی حقوق آنها با ملیت های دیگر می باشد. این واقعیت عینی است که در کشورما ملیت ها، اقوام و قبایل مختلف مانند پشتون ها، تاجک ها، هزاره ها، ازبک ها، ترکمن ها، بلوچ ها، نورستانی ها، هندوها و اقلیت های دیگر ملی که در سرتاسر کشورما پراگنده اند زندگی می نمایند. بنا براین نباید وجود ملیت ها، اقوام و قبایل مختلف را در داخل میهن واحد مان افغانستان نفی و به ستم ملی و نفی حقوقی دموکراتیک ملیت ها متوسل شد، بلکه برای غلبه به عقب مانده گی و رشد متوازن و متناسب تمام نواحی و محلات، همه ملیت ها و اقوام و قبایل کوشیده و احساس دوستی، همکاری متقابل، وحدت و تفاهم میان آن ها رشد داده و تقویه کرد.

درشرایط فعلی افغانستان که هنوز دل ها آگنده از تعصب، بغض و کینه توزی مذهبی، لسانی و قومی است، جنگ ادامه دارد و اقتصاد سخت آسیب دیده  و مدت بیست سال است که آگاهانه به دشمنی ملی  دامن می زنند و یک قدم هم بخاطر حل مساله ملی برداشته نشده است، آشکار است که حل مسله ملی کار دشوار، پیکار بی امان و حوصله فراوان می خواهد و مسلم است که خود به خودی هم تحقق نمی پذیرد. پس باید شروع کرد، از خود و از خانواده خویش شروع کرد. آغاز آن مهم است، می گویند "آغاز خوب نیمی از انجام کار است."

من به این باورم که گرایش های سیطره جویی، خصومت، تنگ نظری، دشمنی و بی اعتمادی میان مردمان ساکن در کشورما، با پیش گرفتن سیاست ملی مترقی تدریجا برچیده شده و جای آنرا اهداف مشترک، منافع مشترک، یک پارچگی و آرمان مشترک خواهد گرفت. زیرا تاریخ دوستی، تفاهم و همکاری میان ملیت ها، اقوام و قبایل افغانستان تاریخ کهن و طبیعی است، اما تاریخ بروز دشمنی ها و تعصبات دارای عمر کوتاه، سابقه کم و نمونه از تلاش های خصمانه دشمنان وطن ما میباشد.

مردمان ما را رشته های مختلف عمیق نژادی، فرهنگی، اجتماعی و تاریخی به هم پیوند می دهد. در چوکات سرزمین مشترک، فرهنگ مشترک، عنعنه ، رسم و رواج مشترک طی قرون متمادی به هم جوش خورده و تاریخ مشترک خویش را ساخته اند. تاریخ تحکیم و به هم پیوستگی خلق های افغانستان، تاریخ وحدت ملی و افتخارات ملی و گنجینه های ملی است که حاصل کار و زحمات تمام ملیت های ساکن آن می باشد. دفاع مشترک آنها از سرزمین شان، مبارزات جانبازانه به خاطر دفع تجاوز، پیکار قهرمانانه یی آنان در راه استرداد استقلال کشور، رزم و مبارزه به خاطر ترقی و دموکراسی همه و همه بیانگر وحدت ملی، همکاری و تفاهم ملیت های باهم برادر افغانستان است. مردم ما افتخارات ملی و بین الملی مانند مولانا جلال الدین بلخی، خوشحال خان ختک، رابعه بلخی، نازوانا، فردوسی، رحمان بابا، ابن سینا، ناصرخسرو بلخی، سید جمال الدین افغانی و صدها فیلسوف و دانشمند دیگر دارند، این ها سمبول های همبستگی و وحدت خلق های ما و متعلق به همه مردم ما می باشند و شخصیت های اند که بدون اندیشیدن به تعلقات ملی شان مردم افغانستان به آنها افتخار می نمایند.

از آنچه گفته شد برمی آید که حل مسله ملی در افغانستان امکان پذیر است و می تواند روند قانونمند خویش را به سوی برابری ملیت ها و تساوی حقوق طی نماید و زمینه های تغییر مثمر را در مناسبات ملی مساعد بسازد. حل عادلانه مسله ملی، بنیاد ستم ملی، خصومت ها و تعصبات را ویران نموده ، شرایط و امکانات همکاری، دوستی، وحدت و نزدیکی ملیت ها، اقوام و قبایل را آماده می سازد و روابط میان ملیت ها را به صورت منظم، توام با پیشرفت و ترقی جامعه تحکیم و رشد می دهد. در آن صورت است که دموکراسی و ثبات، صلح و آرامش تحقق یافته و ساختمان آینده افغانستان که به وحدت و همکاری ملیت ها ارتباط مستقیم دارد، امکان پذیر و راه به شکل واقعی آن به سوی تشکیل سرزمین مشترک، زبان مشترک، فرهنگ مشترک و اقتصاد مشترک وهمانند باز و هموار می گردد. چنین است پایه های علمی تحقق یابی حل مسله ملی در روند شکل گیری تاریخی و پایدار تجمع مردمان میهن ما که باید با استفاده از راه ها و امکانات مختلف به خاطر عملی شدن آن تلاش وسیع و همه جانبه به خرچ داد./

 

 

 

بقیه گزیده های مقالات داکتر آرین  کلیک نماید  

 
 
 
 
 
admin@vatandar.at
 مدیر مسوول : انجنیر هما یوسفی
صاحب امتیاز : انجنیرنجیب یوسفی
کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت  محفوظ و متعلق به وطندار می باشد