2014/11/20

سفر اشرف غنی به پاکستان یک ضرورت تاریخی بود

داکترآرین

سفر اشرف غنی رئیس جمهور افغانستان به کشور پاکستان انگیزه ای شد برای این نوشته، مناسبات افغانستان و پاکستان در تاریخ معاصر، مناسباتی است پر از درد و رنج برای خلق های افغانستان و پاکستان و زخمی است عمیق که علی رغم کوشش های دو کشور و اظهار حسن نیت متقابل، همواره آغشته به بی اعتمادی، تحریف و تبلیغ علیه یکدیگر، گاهی در مقیاس دولتها و زمانی هم به سطح گروه ها و سارمانهای مختلف ادامه داشته است.

امروز وقتی ما به حوادث گذشته در مناسبات افغانستان و پاکستان برمی گردیم، بدون تردید تاریخ پر از نفاق همراه با جنگ های تبلیغاتی بی اساس و خراب کارانه، بحران های دیپلوماسی و نظامی دو کشور را شاهد می شویم، که شور بختانه افغانستان و پاکستان در این مدت نتوانسته اند درک نمایند که این کشیدگی ها در مناسبات دو کشور و برخورد های سیاسی و سرحدی، نه کشور افغانستان و نه کشور پاکستان را به جای می کشاند که منافع ملی آنها را مصؤن نگهداشته و یا تضمین نماید.

در نظریات و دیدگاه های پاکستان و افغانستان در مورد هم دیگر همیشه یک عامل منفی وارد محاسبات دو طرف شده است، که تمام پیامد های ناگوار برای هردو جانب، ارزیابی نادرست نظریات و دید گاه های همدیگر به اساس همین محاسبات اشتباه آمیز صورت گرفته است.

واقعیت تلخ تر این است که دید گاه های این دو کشور بالای مسایل مورد مناقشه و تفاوت نظرها از ابتدا بر یک پایه نادرست و غیر واقعی استوار بوده، که بدون مباحثات مفید و بحث های دموکراتیک و مدنی که دیدگاه ها را نزدیک ساخته و راه حلی جستجو کنند، فورا تمام مشکلات سیاسی و اجتماعی خویش را وابسته به تحریکات و مداخله در امور داخلی یکدیگر دانسته  و  همدیگر خویش را محکوم و ملامت نموده اند، که هرگز جوابگوی منافع ملی دو کشور نبوده ، آشکار است که نهال این گونه طرز تفکر از طرف دولت های خارجی ذینفع در تداوم چنین مناسبات آب داده شده و تخم خصومت و نفاق هم توسط سازمانها و گروه های طرف دار شان کاشته شده است که در جوامع پاکستان و افغانستان بخشی آگاهانه و بخشی غیر آگاهانه در دام این تبلیغات و خصومت ها افتاده اند.

به صراحت میتوان گفت که این باریک بینی و ظرافت در سیاست خارجی دو کشور هیچ گاه وجود نداشته تا اصل احترام متقابل، منافع متقابل و همسایگی نیک را بپذیرند، آنها همواره در مواضع اشتباه و سؤ تفاهم علیه یکدیگر باقی ماندند و علت اصلی هم در اهمیت درک درست و صادقانه از واقعیتی است - که این گونه مناسبات میان دو کشور همسایه نمی تواند دایمی و نامعلوم ادامه یابد، بلاخره یک طرف به تنگ آمده و عواقبی را ببار می آورد که پیش بینی آن غیر ممکن و اداره آن از کنترول خارج خواهد بود و آتش آن خشک و تر را می سوزاند.

شناسائی علل اساسی، پرنسیپها، مراحل و طرق حل مناقشه و جلو گیری از درگیری های لفظی و مرزی، اطمینان کامل  و

 اعتماد متقابل شرط نخست بهتر ساختن روابط میان دو کشور است، اما آنچه که مسلم می باشد، هیچ گاهی یک تجزیه و تحلیل علمی مستند و بی غرضانه از طرف آنانیکه مسلکی در حقوق بین الدول اند از مناسبات پاکستان و افغانستان به عمل نیامده است و بخاطر تحلیل های نادرست دو دولت، خلقهای این دو کشور قربانی سیاست ها شده و  مدت هاست که بار سنگین آنرا بدوش می کشند و به بهای جانهای شرین خود  تاوان آنرا می پردازند.

چه باید کرد و پیشنهاد چیست؟

با خروج قطعات نظامی ناتو از افغانستان میهن ما در شرایط حساس تاریخی قرار می گیرد، واقعات و حوادث بعد از خروج از یک طرف نگران کننده و خطرناک و از جانب دیگر کوشش های امریکا و کشورهای اروپائی و منطقه بخاطر داشتن یک افغانستان باثبات امیدوار کننده می باشد، اما آنچه که اساسی است ترتیب برنامه، تاکتیک و استراتیژی علمی و عملی دولت افغانستان جهت برقراری صلح و ثبات میباشد که در بخش سیاست خارجی برپایه برابری حقوق، احترام متقابل، همکاری متقابل با تمام همسایگان، بخصوص با کشور پاکستان با دیدگاهای نهایت واقع بینانه و خوش بینانه  استوارباشد.

برای افغانستان عامل مهم صلح و ثبات و رشد موفقیت آمیزی سیاست اجتماعی اقتصادی آن، دوستی و هم کاری و اربتاط نیک با همسایگان و به خصوص کشور پاکستان است، به این سبب ضرور است تا مسله ای مرزی را بمثابه مسله ای "حق تعین سرنوشت" برای باشنده گان آن طرف خط دیورند، بحیث یک معضله ای داخلی خود شان واگذار کرد، زیرا خلق ها خود حق تعین سرنوشت خویش را دارند و بهتر از دیگران می دانند که منافع آنان در کجاست، ما در همین اواخر شاهد تصامیم پارلمان "کوزوفه" و جدائی ازکشور "سیربستان" هستیم، ما نمونه های ریفراندوم و همه پرسی ها را در "کریمه"، " لوگانسک"، "دانیسک"، "اسکاتلند" و "کتالونیا" مبنی برجدائی شان از دولتهای اوکرائین، بریتانیای کبیر و کشور اسپانیا داریم، آیرلند شمالی نزدیک به صد سال است که یکی از ایالت های بریتانیای کبیر میباشد از این که آیرلندی ها در اقلیت اند و انگلیسی ها ٦٠ فیصد نفوس آیرلند شمالی را تشکیل میدهند نمی توانند از بریتانیای کبیر اعلان جدائی نموده و به رأی أکثریت احترام میگذارند، در وحدت دو آلمان و جدائی"چیک" و "سلواک" هم آشکارا دیدیم، که حرف اول را خلق های کشورهای شان زدند و توده ها بود که سرنوشت خویش را خود شان تعیین نمودند.

شاه امان الله غازی، شهید سردار داود، شاد روان نورمحمد تره کی و ببرک کارمل فقید از طرفداران راستین"حق تعیین سرنوشت"، برای برادران پشتون و بلوچ آن طرف مرز بودند، سردار داود در زمان صدراعظمی خود اعلان سفربری نموده و نیروهای قوای مسلح را در سرحدات تمرکز داد و ببرک کارمل فقید در وقت ریاست جمهوری خویش جنبش ها و قیامهای مسلحانه را به آن طرف مرز کشاند، اگرچه مناطق قبایلی به بستر داغ برخوردهای مسلحانه تبدیل شده بود، اما به نسبت توده ئی نشدن آن خاموش گردید.

با این وصف برای افغانستان بهتر خواهد بود که به "حق تعین سرنوشت" برای ملل و مردم جهان معتقد باشد، زیرا "انقلاب زمانی ارزش دارد که از خویش دفاع کرده بتواند"، راه بیرون رفت از این بن بست به اتخاذ تدابیر قاطع نیاز دارد، که برای ایجاد حسن هم جواری و روابط دوستانه پیشنهاد میشود:

تبدیل وزارت قبایل و سرحدات به ریاست قبایل و سرحدات.

شورای صلح یا مدیریت فعلی بی صلاحیت، تنبل و بیکاره که هیچ هماهنگی به سیاست خارجی و مناسبات بین الملی ندارد باید لغو گردد. اگر کمی واضح تر بگویم این یک شورای صلح نه، بلکه یک حلقه ویا دیره ای از چهره های عجیب و غریب، با لباس های تا و بالا که از سر تا پای آنان کهولت و عقب مانده گی می ریزد، چه طور میتواند افگارترین، غمبارترین و اساس ترین مناسبات را میان دو کشور و دو خلق حل نمایند، در قرن بیست و یکم فرستادن چنین چهره های تاریک و کم سواد و غیرمسلکی را جانب پاکستانی نه تنها اهمیت نداده، بلکه برای خویش توهین نیز میداند. شورای جدید و جوان متشکل از دیپلوماتهای ورزیده و حقوق دانان با صلاحیت و سیاست مداران با اعتبارمی توانند صفحه ای جدیدی از روابط افغانستان با پاکستان را باز نمایند، از جانب دیگرچنین شورا و یا کمسیون جدید قدرت صحبت و تاثیرگذاری بالای طالبان را خواهد داشت و میتواند جناح ها و گروپهای گوناگون طالبان را از هم تفکیک نماید تا خرابکاری های یک گروپ به حساب تمام گروپها گذاشته نشود، که اساس خوبی برای کشاندن طالبان به پروسه صلح میشود.

بازنگری در تشکیلات وزارت خارجه: برای انجام این کار، میتوان اقدام به استخدام کارشناسان و دیپلوماتهای متخصص با تجربه و سابقه دار نمود.

توضیف و فرستادن یک دیپلومات نهایت ورزیده و مسلکی با یک تیم متخصص و پرکار برای ماموریت های کوتاه و یا بلند مدت به سفارت خانه افغانستان به پاکستان.

تنظیم برنامه جامع و مناسب با اوضاع و شرایط نوین در ارتباط با سیاست خارجی افغانستان با پاکستان و عملی نمودن محتاطانه و ثمربخش به نفع هردو کشور و جلوگیری از صحبت های غیر مسولانه، تحریک آمیز و ماجراجویانه که مناسبات دو کشور را خدشه دار سازد چه در سطح دولت و مقامات رسمی کشور و چه درمطبوعات آزاد و رادیوها و تلویزیونهای خصوصی افغانستان.

تشکیل کمیسیون تفاهم و مذاکره متشکل از نماینده گان افغانستان، پاکستان، امریکا، طالبان، عربستان سعودی و قطر جهت ارائه نظریات، خواسته ها، پیشنهادات برای پایان بخشیدن به جنگ و بی ثباتی در افغانستان و یافتن راه های حل و قابل قبول برای تمام جوانب، تا افغانستان صلح و آرامش خویش را باز یابد.

برگذاری کنفرانس همکاری های متقابل امنیتی و اقتصادی به اشتراک نمایده گان کشورهای افغانستان، امریکا، پاکستان، چین، هند، روسیه،  عربستان سعودی، ایران، قطر، تاجکستان، اوزبکستان، قزاقستان و ترکمنستان.

تشخیص حلقات اصلی و گروه های که وضع موجود برای شان مطلوب نیست، مانند گروه طالبان، مافیای مواد مخدر و مافیای دولت سابق که نقش اصلی را در بی ثباتی افغانستان و ماجرا جوی های مرزی و تشنج وضع داخل کشور دارند، و بررسی واقعبینانه و بی غرضانه ای پیشنهادات  تمام جوانب و حل موضوع تجارت رسمی و کنترول ترافیک مواد مخدر و  رسیدن به یک تفاهم و نظر مشترک که انعکاس دهنده منافع ملی افغانستان باشد.

تشکیل کمیسیون مستقل از نمایده گان تمام احزاب سیاسی به خصوص احزاب چپ که از تجربه و دانش معین برخوردار اند، بخاطر تحلیل و تجزیه اوضاع داخل کشور در شرایط و اوضاع نوین بین الملی و ارائه پیشنهادات بخاطر بیرون رفت از وضع موجود و تنظیم و تدوین برنامه ای پیشنهادی در ارتباط روابط افغانستان با پاکستان و روابط افغانستان در سطح بین الملی.

دعوت از منسوبین قوای مسلح سابق افغانستان و استفاده وسیع ازمشاوره و تجارب مسلکی و علمی آنها در برقراری صلح و ثبات و مبارزه علیه سازمانهای جهانی تروریستی، مافیای خارجی و مافیای داخلی مواد مخدر و غارتگران ثروتهای ملی افغانستان.

دولت افغانستان یک چانس تاریخی دیگر را بدست آورده و میتواند در پرتو این فرصت استثنائی نوین که برای کشور ما پدید آمده است بهره گیری و استفاده اعظمی را نماید، زیرا در طول تاریخ افغانستان هیچ دولتی مانند دولت آقای کرزی و دولت "وحدت ملی"  رئیس جمهورجناب اشرف غنی از پشتیبانی دولتهای جهان و کمک های اقتصادی بی دریغ کشورهای بزرگ دنیا برخوردار نبوده است، آقای  John Podstaمشاور رئیس جمهور اوباما و آقای Stephen Hadlley  معاون امنیت ملی رئیس جمهور جورج دبلیو بوش دریک تجزیه و تحلیل همه جانبه و مستند از اوضاع افغانستان در شرایط موجود و بعد از خروج قوای  نظامی ناتو و امریکا، در مقاله تحت عنوان "چطور به شایستگی افغانستان را ترک و دولتی بجای گذاشت که قابلیت تداوم و موجدیت خویش را داشته باشد" مینویسند:  ایالات متحده امریکا و اروپا صمیمانه خواستار صلح و ثبات درافغانستان بعد از پایان سال ٢٠١٤ عیسائی اند در این راستا تلاش خستگی ناپذیر و شبانه روزی دارند، پاکستان، ایران، روسیه، چین، هند و کشورهای آسیای میانه صادقانه آماده کمک جهت آوردن صلح و ثبات و مبارزه علیه تروریزم در افغانستان اند و دوستانه خواستار همکاری های اقتصادی و منطقوی میباشند که منافع متقابل، احترام متقابل و دوستی میان خلقهای کشورها در این مناسبات جای برجسته ای دارد، در کنار این واقعیت ها موجودیت یک دولت کارا و با صلاحیت در افغانستان ضروری میباشد، تا بتواند از تمام امکانات حاضر استفاده ای به جای و به موقع و خوب نماید، تنها دولت شایسته و برنامه خوب بمثابه یک پدیده مثبت دارای ارزش تاریخی است و برای رفاه و سعادت آینده افغانستان از نقش با اهمیتی برخوردار خواهد بود.١

همچنان هیچ دولتی تا بحال تا به این اندازه مورد تائید مردم نبوده و بخصوص پشتیبانی احزاب سیاسی چپ را با خود نداشته است، میخواهم بسیار مختصر روشنی بیندازم به سوال که در ذهن خوانندگان محترم خطور می کند: پس چرا شورشها و حوادث انتحاری و برخورد های مسلحانه در نقاط مختلف افغانستان صورت می گیرد و جریان دارد؟ آقای پره خانوف ژورنالیست و مفسر وقایع سیاسی روسیه که در زمان حضورقوای نظامی اتحاد شوروی سابق در افغانستان ایفای وظیفه می نمود و آقای ایوان کفرنچوک معاون اکادمی روابط بین المللی وزارت خارجه روسیه، در تحلیل اوضاع افغانستان و بخصوص در سیزده سال اخیر طی مقاله زیر عنوان " افغانها در مورد آینده خویش باید خود تصمیم بگیرند" مینویسند: اینها (طالبان و تروریستان) سربازان کور دل بنیاد گرا، محتادین به هروهین و یا اجیرانی اند که بخاطر پول میجنگند، سازمان دهندگان این حوادث اکثرا مافیای مواد مخدر داخل افغانستان، مافیای دولتی در حاکمیت آقای کرزی، مافیای مواد مخدرخارجی، احزاب بنیاد گرای پاکستان و مافیای نظامیان پاکستانی که تعداد شان انگشت شمار می باشد است، اینها(حلقه بالا) از یکطرف ذینفع اند تا اوضاع داخل افغانستان و سرحدات متشنج، همراه با ترس و وحشت باشد تا به سهولت قاچاق خویش را انتقال بدهند و از جانب دیگر وظیفه دارند مواد مخدر را تا مرز های هند، چین و کشورهای آسیای میانه و از مرز پاکستان به بندر کراچی، که نود فیصد هروهین برای اروپا از همین بندر قاچاق می شود انتقال بدهند، محیط جنگ آلود و متشنج، بهترین زمینه برای کشت و قاچاق مواد مخدر و ترویج بنیاد گرائی و تروریزم و اندیشه های تند، تاریک و تعصب آمیز است. اما آنچه که به دولت پاکستان ارتباط می گیرد دولت پاکستان خواهان روابط دوستانه و حسن همجواری با دولت افغانستان می باشد٢. دراین مورد سهیل محمود پرفیسور و رئیس دیپارتمینت روابط بین المللی دانشگاه اسلام آباد با تحلیل و تجزیه که از مناسبات پاکستان با افغانستان، مناسبات پاکستان با ایلات متحده امریکا، ناتو و اتحادیه اروپا، مناسبات هند و پاکستان در مقاله زیر عنوان "پاکستان بمثابه تضمین برای آینده افغانستان" مینویسد: سیاست "عمق استراتیژی" از این بیش برای پاکستان مطرح نبوده و اهمیت خویش را از دست داده است، این سیاست بیشتر متوجه هندوستان بود تا به افغانستان، با تغییر سیاستهای جهانی روابط هند و پاکستان در فضای نوین سیاسی تغییر نموده و دوستانه شده است، از طرف دیگر پاکستان حالا یک قدرت اتمی در جهان است که کشور هند نمی خواهد به چنین بازی خطرناک دست بزند، منافع کشور پاکستان در مناسبات نیک و همکاری با همسایگان است و پاکستان هیچ وقت و نباید مانع روابط دوستانه و همکاری های هند با افغانستان شود، و ادامه می دهد که با نظامیان پاکستان نه تنها امریکا و افغانستان مشکل دارند، بلکه دولت و حکومت پاکستان نیز با آنها مشکلات و تفاوت نظر فراوان دارد ٣.

خواننده عزیز!

به علت محدودیت اطلاع و فقدان صلاحیت مسلکی در عرصه حقوق بین الدول و مناسبات بین المللی نوشته من غیر مسلکی است و تمام بررسی ها و پیشنهادات از دیدگاه سیاسی و تنها به قصد طرح مسایل نوشته شده، که نویسندگان اهل مسلک آنرا تکمیل خواهند کرد./

ماخذ:

١.روسیه در سیاستهای جهانی، مجموعه دهم، شماره چهارم، سال 2012، نشرات وزارت خارجه جمهوری فیدریشن روسیه، ص 118- 128

٢.در همانجا ص 112- 117

٣.درهمانجا ص 129- 131

 

 

 

بقیه گزیده های مقالات داکتر آرین  کلیک نماید  

 
 
 
 
 
admin@vatandar.at
 مدیر مسوول : انجنیر هما یوسفی
صاحب امتیاز : انجنیرنجیب یوسفی
کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت  محفوظ و متعلق به وطندار می باشد