2015/07/17

افغانستان یک گام بسوی صلح واقعی نزدیک شد.

داکتر آرین

تاریخ عرصه حرکت گلاویز و صلح آمیز، شکست و پیروزی، خودبخودی و آگاهانه، نبرد های برابر و نا برابر، جنگها و مبارزات عادلانه و غیر عادلانه بوده هست، که در این میدان گاهی بدی بر خوبی و زشتی بر زیبائی و زمانی قوی بر ضعیف و نادان بر عاقل پیروز شده، اما آنچه که حقیقت دارد پیروزی واقعی از آنانی بوده که با تاریخ و زمان حرکت کرده و به قانون مندی های تاریخی و قوانین اجتماعی برای ایجاد تحول و عمل آگاهانه در نسج جامعه معتقد اند. تاریخ آموزگار، منبع تجارب و انبار ثروت و معرفت است که گاه جوشان و گاه خروشان و گاهی هم فاجعه گستر به پیش تاخته، در این کارگاه زمان که همواره میدان مبارزه ای مرگ و زندگی و جولانگاه نبرد نو و کهنه می باشد تنها عمل، آنهم عمل آگاهانه شکل مبارزه و مقابله جهت پیروزی و ایجاد تحول در نظام اجتماعی تاریخی است.

به سخن دیگر تاریخ دارای قانونمندی ها و حرکت قانونمند است و این قوانین مانند همه قوانین طبعیت و جامعه با تمام نشیب ها و فرازها، با تمام پیش رفتها و برگشتها، با تمام ویژهگی ها وتصادفات آن قابل درک، تحلیل، پیشبینی، محاسبه و نظارت می باشد، اما گاه گاهی در این روانه شگرف، تصادفات، شگفتی ها و بوالعجبی های رخ داده است که چون سیلابی غرنده و مقتدر در بستر متحول و پرحرکت تاریخ حماسه آفریده و چون معجزه در این روند نقش ایفا نموده است، یعنی جهت تحقق تحول اجتماعی بمثابه یک ضرورت تاریخی که برداشتن کوهای عظیم از موانع و مبارزات دشوار و پیگیر را می طلبید، اتفاق افتاده است که یک عمل تصادفی کوچک باعث دستیابی به تحول بزرگ در نظام اجتماعی شده است، به بیان دیگر تصادفات اجتماعی آغازگر ضرورت اجتماعی شده، که در مواقع معین از تاریخ  و جامعه این تصادف به ضرورت مبدل گردیده.

با اظهار این مقدمه، چی را میخواهم ثابت نمایم ومعقولات تاریخ، ضرورت و تصادف با صلح در افغانستان چه ربطی دارد؟

عضویت جمهوری اسلامی پاکستان در سازمان "شانخای" یک تصادف است، اما برای افغانستان و مردم آن یک ضرورت تاریخی می باشد، ضرورتی که یک گام افغانستان را به صلح و ثبات و مصالحه واقعی نزدیک می سازد.

ختم جنگ در افغانستان که بصورت تحمیلی در دهه هشتاد قرن گذشته آغاز شد وافغانستان را به ورطه نابودی و ویرانی کشاند و چند ملیون کشته وزخمی گرفت، شهر ها ویران و قریه ها خراب گردید و مردم افغانستان بهای گزاف آنرا پرداخته و هنوز هم می پردازند با عضویت کشور پاکستان در سازمان "شانخای" پیوند مسقیم دارد.

این جنگ که بمثابه ابزار عمده سیاست جهت ویرانی و به آتش کشیدن افغانستان نقشه کشی شده بود و توسط رهبران جهادی عملی می گردید واساس آن بالای ایدیولوژی های بنیاد گرایانه و افراطی مذهبی با بهره گیری از هر امکان، هر تقلب و جعل، تزویر و دروغ سازی تا جائی که سیاه را سفید و سفید را سیاه می گفتن، استوار بود.

مرکز و قرار گاه این جنگ تحمیلی و خانمانسوز جمهوری اسلامی پاکستان و روزانه به صدها افغان در آنجا تعلیمات نظامی و تروریستی گرفته و مسلح به افغانستان فرستاده می شد تا پل ها، بندهای برق و آب را ویران نموده مکاتب و مزارع را بسوزانند و با راکت های کور قتل و قتال و وحشت را در افغانستان براه اندازند، در این جنگ تباه کن که سی و هفت سال است ادامه دارد دولت پاکستان در پی منافع ملی خویش  وگروه های جهادی، طالبی و داعشی در پی غارت و چپاول جان و مال مردم افغانستان و دست رسی به ثروتهای بیشتر و اعمال سیاستهای کشور های بیگانه اند.

اما آنچه را که نگارنده به آن خوشبین است تغییر سیاست یکصدوهشتاد درجه ای کشور پاکستان می باشد یعنی عضویت آن در سازمان " شانخای " این سازمان که از کشورهای مستقل تشکیل شده است اعضای آن مبنی بر اصول احترام به حاکمیت ملی، همکاری همه جانبه متقابل و سودمند پیوند دارند، محتوای روابط بین این کشور ها را همکاری در زمینه های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی به منظور رشد اقتصاد و کمک به یکدیگر بر پایه منافع حیاتی شان تشکیل می دهد.

هدف از ایجاد این سازمان دستیابی اعضای آن به میزان بالای از پیشرفت اقتصادی، ارتقاع سطح زندگی، تسریع صنعتی کردن و کمک به هم دیگر است. اگر چه پیشرفت و ترقی کشور ها در درجه نخست مربوط به منابع و نیروهای خود آنهاست، اما در جهان کنونی هیچ کشوری قادر نیست که به تنهایی و جدا از کشورهای دیگر بطور موفقیت آمیز به حل پرابلمهای اقتصادی خویش بپردازد و این تنها زمانی میسر است که کشور ها از امکانات و دستاوردهای یکدیگر استفاده نمایند، آنچه که در بیانات، نظریات و پیشنهادات نشست سه روزه این سازمان در شهر " اوفا " جمهوری باشکیرستان روسیه طرح گردید اعضای این سازمان نه تنها در عرصه اقتصادی، بلکه در عرصه های بین المللی و دفاعی نیز از یکدیگر حمایت می کنند و در مسایل عمده بین المللی از خط مشی مشترکی پیروی خواهند کرد و مهم تر از همه اینکه روابط کشورهای عضو این سازمان بر پایه اصول برابری کامل، احترام به تمامیت ارضی و استقلال، عدم مداخله در امور داخلی یکدیگر قرار دارد این همان اصلی است که نگارنده را خوشبین به رسیدن به صلح و ثبات در افغانستان می کند،حتا من به این باورم که برگذاری اجلاس اسلام آباد و نخستین واکنش عملی پاکستان جهت بهبود روابط اسلام آباد و کابل و کشاندن طالبان به میز مذاکره در آستانه تدویر اجلاس " شانخای " رابطه مستقیم به همدیگر دارد، به بیان دیگر پشتی بانی پاکستان از تروریزم، تربیه تروریزم و فرستادن آن به افغانستان تهدید مستقیم به کشور های چین، ایران، هند، روسیه و آسیای میانه است، که اکثریت این کشورها یا عضو سازمان" شانخای" است و یا ارتباط نزدیک و منافع مشترک با این سازمان دارند، اگر کشور پاکستان بعد از این مشوق چنین اقدامات باشد این عمل در مخالفت با اصول و توافق نامه های شانزده گانه سازمان " شانخای " است که دولت پاکستان به آن موافقت کرده است، از جانب دیگر در جهان امروز عرصه اقتصاد، تولید مادی و تسخیربازارهای جهان میدان اصلی پیکار سیستم " سرمایه داری شرق" یعنی کشور های که در سازمان "شانخای و بریسک" عضویت دارند و "سیستم سرمایه داری غرب" که شامل کشورهای اروپایی و ایلات متحده امریکا است، می باشد، که هرکدام میخواهند منافع و تاثیر خود را بر امور بین المللی عمدتا از طریق برتری های اقتصادی در مسابقه با همدیگر اعمال کنند و جمهوری اسلامی پاکستان درمیان این دو سیستم متخاصم سرمایه داری شرق و غرب، آشکارا "سیستم سرمایه داری شرق" را با عضویتش در سازمان "شانخای" انتخاب نموده است.

سیستم سرمایه داری شرق دیگر یک تیوری نیست، بلکه یک واقعیت زنده با داشتن نیم نفوس جهان به حیث یک نیروی تاریخی جدید پا به عرصه وجود نهاده است، در آخرین اجلاس سه روزه آنان ٨-١٠ جولای ٢٠١۵ که در شهر" اوفا " برگذار شد و رئیس جمهور افغانستان آقای غنی نیز حضور داشتن، بخش مهم و وسیع از بیانات و فیصله های آنان را مسله محو تروریزم و قاچاق مواد مخد در افغانستان تشکیل می داد. باید بگویم که این تصامیم و فیصله ها " نوشتن روی یخ و در آفتاب گذاشتن" نیست، بلکه آنان واقعا در تحقق صلح و ثبات در منطقه و در افغانستان منافع دارند، عملی ساختن پلانهای اقتصادی آنان به صلح و ثبات نیازمند است، هیچ یک از این کشور های عضو نمی توانند که در این عرصه سیاست دوگانه را بازی نموده یعنی در جایی دوست همدیگر و در جایی دشمن و علیه منافع یکدیگر قرار بگیرند، زیرا این سازمان اقتصادی بر پایه برابری کامل اعضا بنا نهاده شده و در این سازمان هیچ کشور و یاعضوآن ادعای تفوق و بر تری بر دیگران را ندارد و همواره روی این نکته تاکید دارد که کشورهای عضو اصولا باید منافع خود را با منافع سازمان که منافع تمام اعضا است هماهنگ سازند، بر این اساس منافع ملی و مسوولیت هر کشور و عضو آن در کمک به یکدیگر برای تکامل اقتصاد ملی شان در می آمیزد که منافع یک عضو پیوند مستقیم با منافع تمام اعضای سازمان دارد.

به این ترتیب اگر تروریزم در خاک پاکستان جایگاه و پایگاه و تکیه گاهی نداشته باشد و از آن طریق داخل خاک افغانستان نشوند، افغانستان برای همیش از شر تروریزم و بنیادگرایی نجات می یابد، زیرا از یک طرف افغانستان در احاطه کشورهای عضو سازمان "شانخای" قرار گرفته و این کشور ها خود سپر مطمئن برای افغانستان می گردد و از جانب دیگر این تخم ناسالم در خاک افغانستان نمی روید و مردم افغانستان از آنها نفرت دارند، اگر تروریست افغانی هم روییده یا در خاک ایران و یا در خاک پاکستان پرورش یافته است (منظور از احزاب اسلامی هفت گانه و هشت گانه، طالب و داعش است).

 قابل فهم است که  روند صلح و اصلاحات در افغانستان آسان و بدون مشکلات به پیش نمی رود جامعه افغانستان با نا توانی ها و دشواری های عمیقی مواجه است عقب ماندگی اقتصادی و فرهنگی، نداشتن منابع مادی و مالی کافی، موجدیت باندهای جنایت کار و تروریست، ویرانی های جنگ چهار دهه، فقدان تجربه و علم در ایجاد جامعه نوین، نبود کادر های متخصص، تفرقه ملی، ناسازگاری و عدم اعتماد در ساختار دولتی، تعصب در انتخاب و جا بجا سازی کادرها، افکار و دشمنی های زمان "جنگ سرد"، مقاومت و "سخت جانی" فرهنگ های عقب مانده و ارتجاعی، مافیای مواد مخدر، فساد گسترده، مافیا و جواسیس دولتی، کمبود رهبران شجاع و مستقل و وطنپرست، عدم موجودیت ائتلاف قوی نیروهای چپ و مترقی، دشمنی با وطن پرستان، و صدها پرابلم دیگر اصلاحات و پیشرفت را در جامعه به کندی مواجه مینماید، اما راز فایق آمدن به پرابلمها و کلید اساسی تمام این مشکلات در قدم اول تحقق صلح و ثبات پایدار در کشور  است. تنها در فضای صلح است که  مردم افغانستان به خواست رویایی خود که خوشبختی و سعادت است می رسند./

نوت:

این نوشته میتوانست مفصل تر و مستند تر و معتبر تر باشد، بخاطریکه روانه سفر هستم بطور شایسته نگاشته نشد، تنها خواستم این مژده را که راه یک امکان واقعی را برای برقراری صلح در افغانستان باز خواهد کرد به هموطنان رنجدیده ای خویش تقدیم نمایم./

بادرودهای رفقانه آرین

 

 

 

 

بقیه گزیده های مقالات داکتر آرین  کلیک نماید  

 
 
 
 
 
admin@vatandar.at
 مدیر مسوول : انجنیر هما یوسفی
صاحب امتیاز : انجنیرنجیب یوسفی
کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت  محفوظ و متعلق به وطندار می باشد