2016/01/24

طرح برای رسیدن به صلح

 

قسمت دوم

داکتر آرین

علی رغم نظریات منفی و خصمانه نسبت به شکلگیری صلح در افغانستان و طرح های بی اساس و فریبنده، نگارنده با یک تحلیل عینی از واقعیت های اجتماعی و موقعیت سیاسی نظامی افغانستان ناگزیر شدم تا  حقیقت تحقق صلح را که در "خیالات خام" غوطه ور است از توهم و فرورفتن بیرون آورده و تصوری واقعی بدهم و آنچه در گنجای عقل و درک من است توضیح نمایم و بنا به خواهش تعدادی از خوانندگان بخش اول "طرح برای صلح"  کوشیدم تا واضح تر، روشن تر و مشخص تر به رسا کردن آن بپردازم.

به حقیقت پیوستن صلح در افغانستان معجزه نیست که انجام آن به نیروی خارق العاده نیاز داشته باشد، صلح واقعیت اجتماعی و سیاسی است که تحقق آن وجدان و ایمان، همت و اراده، صداقت و پاکی ، دانش و علم، دلسوزی و عشق نسبت به میهن و مردم را می خواهد، صلح خفه ساختن صدای انفجار و محو عمل وحشیانه انتحار است، صلح به مثابه یک ضرورت تاریخی در افغانستان، پایان جنگ و برادرکشی است، صلح محو فساد، جنایت، خیانت، خصومت و بدبینی های ملی، منطقوی و زبانی است، که تحقق آن نه یک رویا، بلکه واقعیت عینی و عملی می باشد و لی آنچه که بیشتر در این پروسه مهم است آغاز خوب می باشد می گویند "آغاز خوب نیمی ازانجام کار است" و این کار ضرورت به وجدانهای پاک و باخدا، رهبران شجاع  و آزاده، شخصیت های ملی و میهن پرست، به اراده سیاسی و خوشبینی به روند صلح و مصالحه را دارد، این آغاز کار را که من پیشنهاد می نمایم احتمالا پرسش انگیز خواهد بود لذا از خوانندگان گرامی تمنا دارم تا آنجائیکه ممکن است پرسش های تازه خویش را به "ایمیل" آدرس که در پایان نوشته گردیده است لطف نموده تا دقیقا معلوم شود که به چه سوال پاسخ ارائه گردد.

از آنجائیکه پیشنهاد نمودن، گفتن و طرح دادن ضرر ندارد و بشتر ما را به تفکر و راه یابی و حل منطقی قضایا کشانده و گذار را باعث می شود در بازنگری طرح قبلی، از "شورای هماهنگی"  سخن را آغاز می کنم:

شورای هماهنگی

برای پاسداری از دستاوردها  و تطبیق فیصله های مجتمع صلح و ائتلاف یعنی -  شورای مصالحه ملی، شورای نظامی و کمسیون روابط بین المللی  و قانونمند شدن فیصله های آنان ضرور به  ایجاد "شورای هماهنگی" تحت ریاست رئیس جمهور افغانستان می باشد. وظیفه این  شورا از یک طرف بحث و تصویب  فیصله های مجتمع صلح  و ائتلاف است و از جانب دیگر کنترول از عملی شدن فیصله ها  و روند صلح و ائتلاف تا ایجاد دولت ائتلافی افغانستان می باشد.

----------------------------------------------------------

 

شورای مصالحه ملی

نگارنده به این باور است که حل مشخص و مسالمت آمیز شرایط بغرنج کنونی افغانستان و رسیدن به صلح در مرحله اول با اعلان مشی مصالحه ملی و ایجاد " شورای مصالحه ملی" آغاز می شود، که گره گشایی کامل آن با تشکیل "دولت ائتلافی" تمام احزاب و نیروهای سیاسی در مرحله بعدی و یک گام بعد از آن صورت خواهد پذیرفت، اما مرحله اول مرحله نهایت ضروری برای شالوده ریزی جهت گذار از جنگ بسوی صلح بوده و تضمینی است برای حاکمیت ملی، تمامیت ارضی و اسقلال سیاسی افغانستان، اعضای شورای مصالحه ملی از تمام مردم افغانستان احزاب مترقی، شخصیت های مستقل سیاسی، سازمانهای مدنی، اقوام و قبایل مختلف بدون در نظر داشت طرز تفکر و یا بینش سیاسی و مذهبی، ملیت و زبان شان  با دموکراتیک ترین شیوه ها برجسته شده و از تمام آنانیکه بخاطر تحقق مصالحه ملی حاضرند تلاش و مبارزه نمایند دعوت می شود، آرمان مصالحه ملی آرمان صلح، برابری، عدالت اجتماعی در افغانستان است و طبیی است که این آرمان انسانی نمی تواند با نظریات کشورها و سازمانها، منشور و میثاق های بین المللی که مدعی تلاش برای اسقرار صلح در جهان و مبارزه علیه تروریزم است، در تضاد باشد، بلکه همگامی و همکاری نیرو ها و سازمانها و کشورهای جهان می تواند در زمینه صلح و پیروزی مصالحه ملی افغانستان را کمک عملی و واقعی نماید.

چرا درمرحله اول اعلام مشی مصالحه ملی و ایجاد "شورای مصالحه ملی" ضروری است؟ نخست اینکه، کسانیکه تا به حال در دولت سهم نداشتن و آرزوی خدمت به وطن و مردم را دارند، دولت امکان استفاده از تجارب آنها را حاصل مینماید، دوم اینکه راه برای رسیدن به صلح واقعی هموار تر و دموکراسی بیشتر می گردد و سوم اینکه میان دوستان دولت و مردم و آنانیکه واقعا صلح می خواهند و دشمنان دولت و مردم و آنانیکه جنگ طلب و جنگ افروزند مرز نمایان و مشخص گردیده و از هم تفکیک می گردند و بعد از آن به "قاتل" و دشمن مردم افغانستان برادر خطاب نمی گردد و دست قاتلین از جان مردم کوتاه  گردیده ، با جانی و جنایتکار مطابق به قانون اساسی افغانستان برخورد صورت می گیرد و چهارم: اعلام مشی مصالحه ملی متضمن محفوظ ماندن سرمایه ها و ثروتهای تمام اتباع افغانستان بوده و مصونیت سر و مال و جان همه ای مردم را تضمین می نماید و مجتمع مصالح ملی به باشگاه مبارزه مشترک برای صلح مبدل می گردد. پنجم: شورای مصالحه ملی وظیفه دارد تا برنامه، وظایف و مسولیت های شورا های مصالحه ملی را تدوین نماید. شورا های مصالحه ملی از سطح قریه تا به ولسوالی، علاقه داری، شهر و ولایت و در سطح کشور ایجاد می گردد.   شورای مصالحه ملی مسول نزد رئیس جمهور و گذارش دهنده می باشد.

----------------------------------------------------------

شورای ائتلافی

بعد از اعلام مشی مصالح ملی و تشکیل "شورای مصالحه ملی" برای دست یابی به صلح و امنیت پایدار در کشور باید " شورای ائتلافی" متشکل از نخبه گان واقعی هر حزب سیاسی و سازمان های اجتماعی و مدنی، اشخاص با تجربه، دلسوز، وطن پرست، صادق و ترقی خواه به طور مساوی و واقعبینانه تشکیل گردد، این شورا تنها دو وظیفه دارد اول تدوین طرح "دولت ائتلافی" تنظیم و تحکیم همبستگی و همکاری میان تمام ملیت ها، زبانها و مذاهب بر بنیان برابری و برادری و احترام متقابل در سرتاسرافغانستان و دوم تدوین ستراتیژی نوین، علمی و عملی برای ایجاد و پایه گذاری دولت ائتلافی و تعیین شاخص های اصلی سیاست داخلی و خارجی دولت ائتلافی. "شورا ائتلافی" مسوول نزد رئیس جمهور و گذارش دهنده می  باشد.

چرا "شورای ائتلافی" ایجا می  گردد؟ اول بخاطراینکه احزاب اسلامی وطالبی در بیست و پنج سال اخیر نتوانستند صلح و امنیت را به تنهایی در افغانستان بیاورند و دوم: دولت دارای هسته و اساس توده ئی شده، از پشتیبانی جدی احزاب سیاسی و شخصیت های واقعا با اعتبار سیاسی برخودار گشته و از کثرت طرح ها و نظریات علمی و مفید مستفید می گردد  که راه  را بسوی پیشرفت، صلح، امنیت و ساختمان یک افغانستان نوین و سربلند باز و هموار میسازد. سوم: وظیفه طرح تشکیل و پیشنهاد دولت ائتلافی بدوش شورای ائتلافی است. 

----------------------------------------------------------

 دولت ائتلافی

بعد از تشکیل "شورای ائتلافی" باید دولت ائتلافی که در بر گیرنده ای تمام نیرو های سیاسی باشد ایجاد گردد و ضرور است تا این مجتمع متشکل از نمایندگان تمام نیروهای سیاسی، سازمانهای مدنی و اجتماعی و شخصیت های با اعتبار سیاسی و فرهنگی در یک ائتلاف وسیع، صادقانه و منصفانه باشد و برای این کار لازم نیست تا دست به تشکیل دولت موقت زد،  بلکه در موجودیت و رسمیت دولت موجود، رفتن گام به گام بطرف دولت ائتلافی کاملا امکان پذیر است، نو همیشه در بطن کهنه بوجود می آید.

چرا دولت ائتلافی ایجاد گردد؟ بخاطر قطع جنگ و خونزیزی، ترقی افغانستان، رفاه اجتماعی، شگوفائی فرهنگ های مختلف کشور و رسیدن به فرهنگ مشترک، نوشتن تاریخ مشترک و افتخارات مشترک، بازنگری خوشبینانه ای حوادث و وقایع تحمیلی و تصادفی چهل سال اخیر، تربیه و تعلیم نسل سالم و صحتمند برای آینده، تعیین سرنوشت میهن و مردم خویش بدست خویش، پایان خصومتهای تحمیل شده قومی، زبانی و منطقوی، زندگی در صلح و خوشبختی مانند انسانهای خوشبخت  و اجرای آزادانه مراسم دینی و مذهبی مانند یک مسلمان پاک، صادق، راستگار بدون جنایت و دروغ، هاری از فریب و گردن بستگی و خالی از کشتار بنام اسلام و استفاده از دین بخاطر تحقق سیاست های غیر انسانی و غیر اسلامی و بلاخره بخاطر اینکه کشور افغانها از خود افغانها و افغانها اختیار دار افغانستان باشند و دولت ائتلافی مظهر اراده و سهم توده های وسیع مردم در حیات اجتماعی و سیاسی و نماد پیکار مشترک تمام مردم افغانستان بسوی ترقی، صلح و ثبات دایمی گردد.

----------------------------------------------------------

شورای نظامی

بخاطر پیاده نمودن تصامیم و فیصله های "شورای ائتلافی" در بخش نظامی در داخل کشور ضرورت به تشکیل "شورای نظامی" است که از جنرال های با تجربه و افسران شجاع شامل ائتلاف از سه ارگان قوای مسلح افغانستان  دفاع، داخله و امنیت تشکیل گردد، جنرالان و افسران شورای نظامی از تمام احزاب و سازمانها و شخصیت های مستقل نظامی باشند، وظیفه شورای نظامی از یک طرف تحکیم استقلال، امنیت و تمامیت ارضی کشور است و از جانب دیگر تدوین تاکتیک و استراتیژی علمی و عملی بخاطر مبارزه و تامین صلح و ثبات دایمی و محو تروریزم و بنیاد گرایی می باشد. "شورا نظامی" مسوول نزد رئیس جمهور و گذارش دهنده   است.

چرا" شورای نظامی" ایجاد گردد؟ اول بخاطریکه از نا موفق ترین و پرفساد ترین وزارت ها وزارت دفاع، داخله و ریاست امنیت در ۲۵ سال اخیر بوده است( منظور سربازان و افسران با شهامت قوای مسلح افغانستان نیست، بلکه رده های بالایی آن است) و دوم اینکه شورای نظامی با ترکیبی جدیدی که ایجاد می گردد با استفاده از تجارب و امکانات خویش میتوانند نیروهای نظامی وفادار به دولت و مردم را تنظیم، سوق و اداره، رهبری و روحیه دفاع از وطن و احساس و انگیزه خدمت به میهن و مردم را در میان منسوبین و سربازان قوای مسلح افغانستان احیا نماید و سوم: برای حراست از صلح و مصالحه ملی نقش شورای نظامی و نیروهای مسلح با تجربه در شرایط کنونی افغانستان اساسی و ضروری و تعیین کننده است.

----------------------------------------------------------

کمسیون روابط بین المللی

  همچنان بخاطر عملی نمودن سیاست خارجی "شورای ائتلافی" ضرور است تا  "کمسیون روابط بین المللی" تشکیل گردد، وظیفه این کمسیون پیروی از سیاست های واقعبینانه و صلح جویانه در جهت برقراری مناسبات حسن همجواری، کاهش تشنج در منطقه، تحکیم روابط دوستانه با تمام کشورهای جهان بخصوص کشور های دوست و "دونر" و جلب کمکهای بین المللی جهت شگوفایی اقتصاد افغانستان و بلند بردن نام و اعتبار افغانستان در صحنه جهانی می باشد. این کمسیون باید از دیپلمات های با تجربه مربوط  به تمام احزاب سیاسی شامل ائتلاف و دیپلمات های مجرب مستقل تشکیل گردد ، این کمسیون گزارش دهنده نزد رئیس جمهور است.

چرا "کمسیون روابط بین المللی" ایجاد گردد؟ بخاطریکه تامین استقلال و ایجاد برقراری صلح و ثبات دوامدار بدون اجرای سیاست خارجی مستقل و فعال و متناسب با نیازهای شرایط کنونی ملی و بین المللی مقدور و امکان پذیر نیست، آنچه تا بحال در سیاست خارجی افغانستان وجود نداشته است. باید خاطرنشان گردد که افغانستان به حیث عضو متساوی الحقوق سازمان ملل متحد حق دارد تا شکایات خویش را به شورای امنیت  سازمان ملل برساند و کمسیون روابط بین المللی وظیفه دارد تا همواره توجه تمام کشور های صلح دوست جهان را بخاطر قطع مداخلات کشورهای منطقه در امور داخلی افغانستان جلب نماید و کمسیون جدید که با ترکیب عالی از دیپلوماتهای مجرب و با تدبیر ایجاد می شود توانایی آنرا خواهد داشت تا ازاین فرصت طلایی که شورای امنیت ملل متحد جهت مبارزه با تروریزم به وجود آورده استفاده اعظمی را نموده  وبیشترین نفع را از قطعنامه شورای امنیت در مورد مبارزه با تروریزم و محو آن در افغانستان ببرند.

همچنان کمسیون روابط بین المللی وظیفه دارد تا سیاست نوین خارجی را در شرایط مصالحه ملی و ائتلاف بر اساس منافع و مصالح تمام مردم، به منظور استقرار صلح، گسترش و تحکیم مناسبات دوستانه و همکاری های متقابل و مفید با تمام کشورهای جهان بخصوص با کشورهای همسایه به اساس اصول احترام به استقلال، حاکمیت ملی، تمامیت ارضی، همزیستی مسالمت آمیز و عدم مداخله در امور داخلی یکدیگر ترتیب کرده و تدوین نموده و به پیش بگیرد.

----------------------------------------------------------

کمسیون امنیت ملی

از آنجائیکه در شرایط جنگ ستون فقرات قوای مسلح را سازمان امنیت تشکیل می دهد باین دلیل خواستم نقش ریاست امنیت ملی را در شرایط جنگ و مصالحه و ائتلاف، جداگانه توضیح نمایم به این اساس آنچه که به سودمندی میزان عملکرد " شورای هماهنگی" و تطبیق موفقانه ای فیصله ها و تصامیم مجتمع صلح و ائتلاف آن مربوط می گردد و اثربخشی کارکردها را تضمین می کند و نهایت مهم می باشد، آن: تعین رئیس "امنیت ملی" افغانستان از جنرالان و شخصیت های نهایت با صلاحیت، با تجربه، مسلکی، پاک و صادق است، این شخصیت که از جنرالان وزارت امنیت دوران جمهوری دموکراتیک باشد بدون شک دولت به موفقیت های بزرگی نایل خواهد شد، چرا؟ بخاطریکه روئسای امنیت دولتهای مجاهدین، طالبان، و پانزده سال اخیر نه تنها موفق نبودند، بلکه خراب هم کردند، اما در مقابل جنرالان رژیم دموکراتیک درآن زمان صلاحیت، درایت، پاکی، صداقت و میهن پرستی خویش را ثابت نموده اند و آنچه که مهم تر است توانایی و امکانات تنظیم و جمع آوری کارمندان مخفی و احیای سیستم امنیتی دوران رژیم دموکراتیک را در داخل و خارج از مرزهای افغانستان دارند، آنچه که در شرایط موجود برای دفاع از منافع ملی، نبرد با تروریزم و مبارزه علیه فساد و بی عدالتی ها مانند آب و هوا برای مردم و دولت افغانستان ضروری است، میخواهم تاکید نمایم که اگر در شرایط جنگ و مصالحه و ائتلاف رئیس امنیت ملی بی صلاحیت و یا وابسته به جای دیگر باشد نه تنها تمام عملیاتهای نظامی جهت رسیدن به صلح و ثبات و محو تروریزم و از بین بردن فساد، جنایت و بی عدالتی ها به صفر ضرب می گردد و هیچگاهی به موفقیت نمی انجامد، بلکه خسارات جبران ناپذیر به دولت و ضربات سنگینی به روند مصالحه ملی، تشکیل دولت ائتلافی و پیروزی بر دشمن وارد می کند. حتما سوال در خاطر خواننده عزیز خطور می نماید که دادن صلاحیت زیاد به سازمان امنیت منجر به دیکتاتوری می شود، نه این طور نیست، سازمان امنیت شایسته و بیدار، صادق و پاک مدافع منافع ملی، حقوق بشر، عدالت اجتماعی و دموکراسی است. سازمان بی صلاحیت که نتواند حتی امنیت شهروندان را تامین نماید به هیچی نمی ارزد و دموکراسی که از آن تروریزم سئو استفاده نماید ارزش ندارد و آزادی بیان که تفرقه و خونریزی را دامن زده و از دشمن که " کاه است کوه بسازد" و تروریزم را تبلیغ کرده برضد منافع ملی بسراید، آن آزادی بیان نیست، بلکه وسیله و سخن گوی دشمن است.

----------------------------------------------------------

حال که تصوری عمومی از طرح صلح برای افغانستان حاصل نمودید، تا گفته های ما در مرحله کلی گویی باقی نماند به طور خلص برای روشن شدن طرح لازم است به نکاتی بپردازیم که به بخشهای بالا ارتباط می گیرد و آنرا باز تر و آشکار تر می سازد.

در رابطه به شورای هماهنگی:

 سوالیکه وجود دارد این است که آیا " شورای هماهنگی" دولتی در داخل دولت است؟ جواب نه است، شورای هماهنگی تنها آنچه به گذار افغانستان از جنگ بطرف صلح مربوط می شود بدوش داشته و مسوول کنترول از جریان و پروسه تشکیل "دولت ائتلافی" است، بقیه پیشبرد تمام ساحات و بخشهای دولت و حکومت مربوط به دولت موجود می شود، آشکار است که "شورای هماهنگی" تنها تا زمان ایجاد و تکوین "دولت ائتلافی" بخش از فعالیتهای وزارت خانه های دفاع، خارجه، داخله و ریاست امنیت ملی را رهبری و در اختیارمی داشته باشد، زیرا کار و وظایف این وزارت خانه ها مستقیما مربوط به پروسه صلح و امنیت، مصالحه ملی و تشکیل دولت ائتلافی می شود.

در رابطه به شورای مصالحه ملی:

 با در نظرداشت شرایط فعلی افغانستان و مشخصات ملی و عنعنوی و فرهنگهای مختلف و حوادث خونبار ۲۵ سال اخیر این ضرورت پیش می آید تا با همین دولت، همین حکومت و همین پارلمان دولت ائتلافی را ساخت، گذشته را فراموش باید کرد، یعنی عفو عمومی اعلان شود، وضع و چگونگی حالات طوری است که ضرورت و امکان اتحاد تمام نیرو ها هر روز آشکار تر می گردد و گره گشای بحران سیاسی و اجتماعی و اقتصادی افغانستان تنها وحدت ملی واقعی و تشکیل دولت ائتلافی است، اگرچه جمله پائین مضحک به نظر می آید، ولی چاره دیگر نداریم و فاجعه نزدیک است، بدین ترتیب بناچار باید قبول کنیم، هرکسی که هرچه خورده و هرچه برده و غنیمت گرفته از خودش باشد و مصونیت شخصی و سرمایه های خصوصی باید تضمین گردد، اما بعد ازتشکیل دولت ائتلافی درمورد ناقضین قانون اساسی افغانستان اشد مجازات در نظر گرفته شود و با فساد، جنایت، خیانت و زورگویی مانند شرایط جنگی بی رحمانه بر خورد شده تا جامعه پاک و منزه شده اسلامی و انسانی گردد.

برقراری صلح و آشتی که از وظایف شورای مصالحه ملی است رابطه مستقیم با آوردن اصلاحات در وزارت ارشاد، حج و اوقاف افغانستان را دارد، وزارت ارشاد، حج و اوقاف و تمام سیستم و ساختار دینی و مذهبی افغانستان از مدارس تا مساجد و اماکن مقدس ضرورت به اصلاحات و  روحانیون وطن پرست، صلح دوست، باخدا و باسواد را دارد  تا مردم را به خاطر دفاع از وطن و وطن دوستی، در راه صلح و برادری، آشتی و دوری از جنگ و فساد تشویق نموده، و کار روشنگری اذهان مردم و دفاع از دولتی ائتلافی را به عهده بگیرند.

آوردن اصلاحات عمیق در بخشهای فرهنگی و برنامه های وزارت های معارف، تحصیلات عالی و فرهنگ از کار های مهم دیگر شورای مصالحه ملی است که صورت بگیرد تا تعلیم، تربیه و فرهنگ افغانستان جوابگوی زمان و شرایط نوین در جامعه باشد، سواد خواندن و نوشتن، تخصص عالی و فرهنگ مترقی ضامن صلح و ثبات پایدار در  کشور است.

یکی از موانع عمده صلح و ثبات در افغانستان کشت و قاچاق مواد مخدر می باشد به این سبب بهتر است تا شورای مصالحه ملی از تجاران داخلی و خارجی مواد مخدر دعوت و جهت دست یافتن به یک فیصله نهایی که کشت و تجارت مواد مخدر شکل قانونی را بگیرد، به گفتگو نشست. مفاد این کار در این است که اول از پخش و فروش غیرمسوولانه آن جلوگیری بعمل می آید و دوم اینکه عشر و زکات آن به خزانه دولت آمده و از آن گروه های تروریستی مستفید نمی شوند و برای کشتار انسانها از آن استفاده صورت نمی گیرد.

در رابطه به کمسیون نظامی:

جهت تسریع قطع جنگ و خونریزی و رسیدن به صلح سراسری در افغانستان ضرورت است تا از تمام منصوبین اردوی با تجربه، مسلکی و منظم حاکمیت دموکراتیک افغانستان که در بر گیرنده و شامل هزاران افسر و سرباز جنگ دیده و میهن پرست است دعوت به عمل آمده و در قطعات و قول اردوهای مختلف و مربوط در پهلوی قوای مسلح شجاع افغانستان تنظیم شوند و با توجه به توانایی های کادرهای مسلکی و مجرب و تحصیل یافته، اردوی افغانستان همزمان باید به سلاح های مدرن و متنوع هوایی و زمینی مجهز گردد. این عمل باعث می شود تا کمکهای نظامی فراوان را از چین، هند، آسیای میانه، ایران و روسیه گرفت، زیرا آنان به دولت فعلی که سخت بدنام در فساد و بنیاد گرایی است طوریکه لازم است کمک نمی کنند.

 در پهلوی عساکر"کنترکی" و معاش خور باید جوانان واجد شرایط  مکلفیت سربازی در قشله های عسکری و قول اوردهای قوای مسلح افغانستان جلب و جذب گردند یعنی مکلفیت عسکری دوباره احیا گردد، چرا؟ درقدم اول اشخاص بیکار و بی روزگار و بی تذکره که از افغانستان نیست و یا به میهن و مردم عشق و محبت ندارند افغانستان را ترک می کنند و در قدم دوم باعث ایجاد موانع برای گشت و گزار دشمنان وکاهش عملیات های انتحاری و بم گذاری ها میگردد و در قدم سوم افغانستان گام به گام دوباره صاحب اردوی مجهز و مدافع وطن می شود، اگر برای اعاشه و اباته آن  بودجه نباشد، کشورهای همسایه مانند چین، هند، ایران، جمهوریت های آسیای میانه و روسیه حتما قسمت اعظم بودجه، معاش و معیشت آنان را بدوش خواهند گرفت، زیرا آنها در تحقق صلح و ثبات دایمی در افغانستان ذینفع اند.

در رابطه به کمسیون روابط بین المللی:

مسئله دیگری که به برقراری صلح در افغانستان ارتباط دارد و فکر همگان را مغشوش و تسخیر نموده است، مسئله صدور تروریزم و جایگاه و موقف پاکستان است، در شرایط حاضر تنها یک راه وجود دارد که از آن طریق تروریزم صدور، تمویل و تقویه می گردد، آنهم سرحدات افغانستان با پاکستان است و همواره دولت افغانستان، پاکستان را مسوول موجودیت تروریزم و اعمال تروریستی در افغانستان میداند.

وظیفه کمسیون روابط بین المللی این است تا به مشکلات و حل سوتفاهمات میان افغانستان و پاکستان پرداخته و توجه و نیروی پاکستان را در مبارزه مشترک علیه تروریزم جلب  نماید، زیرا تروریزم نه به پاکستان و نه به افغانستان رحم می نماید، کشور پاکستان که سالهاست لانه تروریزم است چندین مراتبه بیشتر از افغانستان آسیب پذیر تر و در معرض تجزیه و از دست دادن سلاح اتمی می باشد، زیرا در صورت اغتشاش و بی امنی ها در پاکستان شورای امنیت سازمان ملل مجبور به تصویب قطع نامه ای خواهند شد تا سلاح اتمی پاکستان را به یک کشور امن انتقال داده و یا نابود نمایند، در غیر آن بدست نیروهای بنیاد گرای طالبی و داعشی افتاده در آن صورت تمام سازمانهای تروریستی جهان صاحب و دارای سلاح اتمی شده و بشریت را هر لحظه تهدید خواهند کرد.

در مورد صلح با بخش از طالبان که خوب گفته می شود اگر بسیار خوشبین به آن باشیم این تنها می تواند بخشی کوچکی از مصالحه باشد و باعث صلح دوامدار و دایمی نمی گردد و افغانستان را از شر جنگ نجات نمی دهد، زیرا جای آنان را داعشی ها که نوع دیگری از طالبان است پر نموده و شریر تر از طالبان عمل خواهند نمود، و بسیار آرزو دارم و میترسم که زیر این "کاسه نیم کاسه ای" نباشد که با بازی با زمان و گذشتاندن وقت و فریب اذهان مردم زمینه را برای جابجا سازی گروهای اسلامی داعش در سرتاسر افغانستان مساعد سازند و هر زمانیکه به نیرو و امکانات خویش مطمئن شدند و شرایط را مساعد دیدن با یک حمله ای دولت را سرنگون وافغانستان را به لانه تروریزم تبدیل نمایند.

به این ترتیب تمام امید  این طرح به یک آغاز بزرگ که به سرانجام یک صلح پایدار و امنیت سراسری در افغانستان و تشکیل دولت ائتلافی برسد بسته است به قول ناصرخسروبلخی:

نظامی به از بی نظامی اگرچه    نظامی نگیرد مگر بی نظامی

به سوی تمامی رود بودنی ها     به قوت تمام است هر نا تمامی

 برای رسیدن به صلح و مصالحه و دولت ائتلافی این  اصلاحات بنیادی و ضروری از عاجل ترین اقدامات یک دولت در حال جنگ است که اجرای موفقانه آن دولت را از جنگ بسوی صلح سوق داده و به سود اکثریت توده های مردم می باشد، پای مداخله ای خارجی را قطع، و دست فساد پیشگان و غارتگران داخلی را از جان و مال مردم کوتاه می نماید، دولت و حکومت از وجود دشمنانیکه توانسته اند در تار وپود آن رخنه کنند پاک می گردد، میهن پرستان و مدافعین وطن فشرده تر و مبارزه نیروهای مختلف سیاسی و نظامی جهت محو تروریزم هماهنگ تر می گردد و دولت می تواند توطئه جویی ها، آشوب آفرینی ها و دسیسه چینی ها را به آسانی درهم شکسته و خلق بی گناه و بی دفاع افغانستان را از یورش ترورستان و دشمنان وطن و ترقی نجات دهد.

اگر این طرح و یا طرح عالی تر و عملی تر دیگربخاطر تحقق صلح و امنیت دایمی و ترقی افغانستان، گوش شنوا نداشته باشد و بی پاسخ باند چه خواهد شد؟ به نظر نگارنده سه امکان موجود است.

١- به قول مولانا جلاالدین بلخی:

ما که کورانه عصا ها می زنیم      لاجرم قندیل ها را بشکنیم

به این معنی که دولت حاضر است  سر نوشت مردم را به " طالبی" بدهد، اما حاضر نیست تا با خلق و مردم خویش با آنانیکه واقعا صلاحیت علمی و سیاسی دارند در راه صلح گامی بردارد و دور یک میز نشسته و آینده افغانستان خوشبخت و مترقی را بریزد، زیرا این یک حقیقت است زمانیکه زمامداران افغانستان خوشدلانه مصروف مذاکرات صلح اند، آنان عمال خود را جهت انتحار و انفجار داخل خاک افغانستان می فرستند و سقوط دولت را تدارک می بینند.

۲- به قول حافظ شیرازی:

چوبید بر سر ایمان خویش می لرزم        که دل بدست کمان ابروئی است کافر کیش

به این مفهوم که دولت از خود هیچگونه ابتکار و اراده ای بخاطر صلح، ثبات و امنیت ندارد، تنها تکیه به دوستان بین المللی خود داشته و به معجزه آنان چشم دوخته است.

٣- به قول شعرای نامدار و گرانقدر میهن ما  سلیمان لایق  یا بارق شفیعی که نمیدانم این دو بیت از کدام این دو شاعر گرامی  است:

فردا زندگیست رفیقان از آن خلق         در اهتزاز باد پرچم رزمندگان خلق

پرچم آزادگان پرچم خلق است خلق     پرچم نسل جوان پرچم خلق است خلق

آنچه گفته شد طرح بسیار جامع نیست ولی تصوری بدست میدهد اینکه دولت افغانستان برای  عملی ساختن آن اقدام می کند یا نه و یا چه خواهد شد، پاسخش را آینده خواهد داد./

باز هم ازما گفتن است.

doosti_magazine@yahoo.com

 

 

طرح برای رسیدن به صلح

داکترآرین

 

ضربات نیرومند روسیه بر مواضع دولت اسلامی(داعش) نقش بزرگی در تحکیم صلح و ثبات دایمی در منطقه و بخصوص در افغانستان ایفا می کند ، زیرا ویرانی دولت خودخوانده اسلامی" داعش" به کوشش جهانیان بخصوص جمهوری فدراتیف روسیه، از یک طرف به عامل تضعیف روحیه، ترس، فرار و جلو گیری از پیوستن نیروهای تازه نفس به تروریستان شده است و از جانب دیگر دست کمک کنندگان و حامیان بین المللی آنها را قطع و کوتاه نموده و از گسترش سازمان یافته به نقاط دیگر جهان را صد شده است.

سرنگونی "داعش" در سوریه و در نطفه نابود کردن آن جز مهم روند تحکیم صلح و ثبات در منطقه و حتی در جهان است، که بدون محو آن صلح و ثبات دایمی غیر ممکن می باشد.

داعش یک سازمان ایدیولوژیک و شعوری با بندوبست های اقتصادی، سیاسی و نظامی است، که جهت ویرانی ممالک در حال رشد، نابودی فرهنگ و تمدن های کهن و جهانی، بی هویت نمودن کشورها، بد نام نمودن دین اسلام و سد کردن پیشرفت اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی کشورها و کشاندن آنان به بربریت و بلاخره نابود نمودن فرهنگ و مدنیت در جهان می باشد، که مجموعه از سازمانها و بنیاد گرایان اسلامی و غیر اسلامی را، در کشورهای مختلف به نامهای مختلف متشکل ساخته و دعوای خلافت جهانی را دارد.

داعش شکلی از استعمار مذهبی است که با اعمال وحشت و خشونت به تجاوز در سر زمین های بیگانه پرداخته هستی معنوی شان را نابود و سروتهای طبعیی آنان را به یغما می برد.

اگر نگاهی به پیش تاریخ این پدیده شوم و ویرانگر در میهن ما بیندازیم، میبینیم که بنیاد گرایی به اشکال مختلف و به شعار های مختلف و به "نرخ روز" و برابر به فهم و برداشت مردم یعنی "سرلچ، کافر و کمونیست" به مبارزه علیه ترقی و تمدن برخواسته اند، از زمان "ملای لنگ" تا به ایجاد"تحریک و انقلاب اسلامی"در دانشکده شرعیات کابل توسط غلام محمد نیازی و بعد از آن از تشکیل" جمعیت اسلامی افغانستان" تا حلقات "منهاج الدین گهیئح و مولوی فیضیانی" و "جمعیت العلمای محمدی" و "جمعیت جمال مینه" و "خدام الفرقان" و"حزب خدا" و غیره... همه و همه بنیاد گرایی را از طریق روحانیون مزدور و متعصب برای خلق ما تبلیغ نموده و توده ها را فریب داده اند، از رشد خود آگاهی خلق ها و از گسترش اندیشه های مترقی در میان مردم و بخصوص جوانان جلوگیری کرده و بر عکس چهره ننگین و جنایت بار خویش را انسانی جلوه داده اند و همواره از دولت های استثمارگر، ظالم و فساد پیشه پشتی بانی و خیانت های شان را به مردم حق جلوه داده و یا پنهان نموده اند و بدین سان ترقی را سد شده و مردم را از مبارزه بخاطر دموکراسی و عدالت اجتماعی باز داشته اند، بنیاد گرایان در همدستی با دولتهای مزدور و بی اراده کوشیده است تا توده های مردم را متقاعد سازند که دشمن اصلی شما فقر، مریضی، مستکبران، استعمار، استثمار، عقب ماندگی و جنگ  نی، بلکه ترقی خواهان و میهن پرستان و دولتهای مترقی و دموکرات است،  با پخش افواهات و دادن فتوا های نا درست باعث قتل، سنگسار و زنده به گور نمودن های معلمین، متعلمین، ماموران دولت، کارگران، دهقانان، جوانان ترقی خواه، و حتی زنان و مردان پیر و اطفال شده اند. یکی از برنده ترین سلاح آنان غلط جلوه دادن دین و مبارزه آگاهانه بر ضد ترقی اجتماعی، روشنگری، بیداری خلق و دستاوردهای نوین علم و فرهنگ و تمدن اجتماعی است، تا توده های مردم قدرت شناخت از وضع اجتماعی خویش را نداشته و به آسانی در دام فریب ارتجاع و استعمار افتاده و پدیده های از قبیل فاشیزم، تجاوز، تسخیر، تعصب مذهبی، سرکوبی وطنپرستان، کشتار آزادی خواهان، غارت و چپاول گوناگون،ظلم وستم، فساد، وطن فروشی برای آنان بی تفاوت باشد و حتی از خودی مردم علیه خودشان استفاده نموده و در غارت، دزدی، سنگسار و ویرانی وطن آنها، توسط خود آنها نفع برده اند، بنیاد گرایان که بعد از دهه ای هفتاد تا به حال در افغانستان خویش را به نامهای احزاب اسلامی، مجاهدین، هفتگانه، هشت گانه، طالب و داعش یاد نموده اند، همه در زیر نام و بیرق اسلام با یکجا نمودن دین  با دولت و سیاست، پا به میدان غارت، فساد، فریب و ویرانگری نهاده اند، زیرا رسیدن به مقاصد شوم و غیر انسانی شان مانند جلوگیری از اعمار جامعه نوین و دست یابی به تخنیک و تمدن جدید، تاخت و تاز به ترقی خواهان، سلب اعتماد توده ها به تحولات و اصلاحات مترقی، تهمت زدن به میهن پرستان، منحرف ساختن جوانان و جلب و جذب مبلغین آگاه و نا خود آگاه، بدون استفاده از دین و مذهب و تحریف نمودن واقعیت دین برای آنان غیرممکن بود.

 ایجاد تفرقه میان زبانها و ملیتها شیوه دیگر از مبارزه آنان در افغانستان است، که این سیاست در جهت شعله ور نمودن آتش دشمنی میان ملیت ها و زبانها به منظور نابود نمودن ارزش ها و افتخارات پسندیده ملی و زبانهای یک سرزمین و تجزیه آن اتخاذ می گردد، تفرقه ملی، سرکوبی اقلیت های ملی، ایجاد نفرت میان زبانهای مختلف، تلاش برای برتری جویی یک زبان بر زبان دیگر، کسب سلطه یک ملیت بر ملیت دیگر، ماجراجویی و براه انداختن مخاصمات ملی و زبانی از مشخصات بنیاد گرایان مذهبی است، امروز که تمام مردم "سنگ و چوب" درافغانستان صلح می گویند و صلح می خواهند، هنوز هم اینها از ماجراجویی، تشنج زدایی و "گل آلود  نمودن آب" دست نمی کشند و ریشخند تاریخ اینکه یک تعداد از عناصر"نکتائی دار" و "چادر پوش" ، مزدور، مریض و مغرض که برنامه سازان و صاحبان تلویزیونهای افغانی در خارج کشور اند، شب و روز بدون هیچگونه شرمی این"آتش را پکه زده" و بالای آن "تیل می ریزند" و مردم بی خبر و بی گناهی افغانستان را به لجن زاربدبختی، نفاق و خونریزی غرق و غرق تر مینمایند، زیرا آمدن صلح در افغانستان نه تنها روان شان را ناراحت می کند و "دوکانهای تبلیغاتی" و خانوادگی آنها بسته خواهد شد ، بلکه جنگ و برادر کشی باعث آرامش اعصاب و ضامن بقای مادی و سرمایه ها و درآمد نامشروع آنان نیز می باشد.

خلاصه اینکه اگر به جنایات، خیانت ها، فساد پانزده سال اخیر و حوادث مرگبار دهه ای نود نظری بیندازیم این داستان محتاج به هیچ گونه تفسیری بیشتر از این را ندارد،  منظور از این مقدمه طولانی چه بود؟ این مقدمه که ارتباط مستقیم به صلح و ثبات در افغانستان دارد هدف آن این است: زمانی ما از روند صلح جهانی و مبارزه ای که علیه پدیده جنایت بار تروریزم در جهان آغاز شده است بهره می گیریم که هر حزب، سازمان و شخصیت سیاسی به طور دقیق و منصفانه جایگاهی خویش را در سیستم سیاسی-اجتماعی افغانستان شناخته و به اعمال خویش بی غرضانه و عادلانه فکر و قضاوت نماید، تا در لحظه دشوار و بغرنج کنونی ما بتوانیم تصمیم مشترک گرفته و در آینده تاریخ مشترک خویش را بسازیم، مقصدم چیست؟ منظور این است که در شرایط کنونی دشمن اصلی افغانستان تروریزم است و باید همه نیروهای ضد تروریزم متحد شوند تا بالای دشمن اصلی خویش پیروز شویم در غیر آن هم ما و هم میهن ما و هم فرهنگ و هم افتخارات ما و هم تاریخ ما نابود خواهد شد، واقعیت آشکار این است که هر روز در پیش چشمان ما سنگسار، سربریدن ها و کشتار بیگناهان، انتحار و انفجار توسط "داعش" و "طالب" صورت می گیرد و هر لحظه تلاش می شود تا "طالبان" را در ساختار دولت و "داعشیان" را در قریه جات و دهات دور دست آورده و مستقر نمایند، نگارنده نمی خواهد اشاره به سازمانی و یا دولتی نماید، زیرا هر کشوری منافع ملی خویش را می خواهد و با تاسف زمان طوری آمده که از هر امکانی مشروع و نا مشروع برای منافع خلق و مردم خویش استفاده می کنند، ما بدون اینکه این و یا آن را با سنگ ملامتی بزنیم، بخصوص در حالات کنونی جهان که "دوزد هم می گوید نمان و صاحب خانه هم می گوید نمان" حتی کشورهای مانند قطر و عربستان سعودی و ترکیه هم از مبارزه علیه تروریزم حرف می زنند، در چنین شرایطی باید متوجه خود باشیم از خود شروع کنیم نه اینکه از دیگران توقع داشته باشیم،سیاست تخته شطرنج است زمانیکه یک پیاده ات را طرف مقابل "گرفت" با سروصدا دوباره گرفته نمی توانی، همینطور  مبارزه با داعش با ملانطقی ها ی بی ارزش، اذیان گفتن ( با حفظ احترام به عنعنات کشور و لباس های ملی ما) با  پوشیدن چپن و دستار و کلاه های رنگنارنگ و ریش های دراز و کوتاه، تبلیغات دروغین، گریه و زاری و خودستایی نمی شود و نمیتوان صلح را در افغانستان مستقر کرد طوریکه در بیست پنج سال اخیر ما شاهد آن هستیم  که زمام داران با چه تقلاها، با چه حیله  و چاپلوسی ها و خود فرشی ها، با چه نیرنگ ها خویش را به هرم رسانیدند، ولی در تمام این مدت مردم شاهد دروغهای بزرگ و و جدانهای کوچک، خود خواهی و خود شیفتگی های نفرت انگیز، سفلگی ها و طرح های پوچ، مغز های پوک و روان های مریض، خنده ها و گریه های تقلبی اند، از نان یتیم زده و از جیب گدا دزدیده بر ملیارهای خویش افزودند، آخر این چه زمام داری است؟ آیا شما میدانید که مسوول چه جنایات و خیانت ها هستید؟ آیا شما میدانید که مردم به شما نفرین می فرستند؟آیا شما میدانید موقعیکه ملیونها افغانی را به بانکهای خارج  فرستاده اید به یک افغانی هموطن تو ضرورت دارد؟ آیا شما می دانید که در میهن شما در هر شبانه روز از گرسنگی به صد ها طفل جان می دهند؟ آیا شما میدانید که در کشور تان یک جنگ تحمیلی و یک توطئه بزرگ جهت نابودی کامل افغانستان و مردم آن سالهاست که جریان دارد؟ آیا شما میدانید که داعش در دروازه های ارگ رسیده و عنقریب گلوی تان را خواهد فشرد؟ دولت داری و سیاست، صحنه سازی،، دروغ،  ریا، تمثیل، تظاهر و بی غیرتی و بی عزتی نیست، بلکه مسوولیت در مقابل توده های مردم و میهن است، توده های مردم و مادر وطن به شما اجازه نمی دهند که "جوی از مردی کم نمائید و فارغ البال زندگی کنید" و به قرآنی که درنزد مردم افغانستان قسم خورده اید خیانت نمائید.

پس چه باید کرد؟ به نظر نگارنده عمده ترین عامل که باعث نجات افغانستان از وضع خطرناک و دهشتناک کنونی می گردد و صلح را تضمین مینماید ائتلاف تمام احزاب سیاسی مترقی و اسلامی حتی طالبی، یعنی هر کسی که در زیر پرچم افغانستان و به دور قانون اساسی ان حلقه می زند و آنرا قبول دارد، ضرورت تاریخی است. بدین خاطر برای پیروزی بر بحران کنونی افغانستان:

 باید دولت ائتلافی، که در بر گیرنده ای تمام نیرو های سیاسی باشد ایجاد گردیده و ضرور است تا این ائتلاف متشکل از تمام نیروها در یک ائتلاف وسیع، صادقانه و منصفانه باشد و برای این کار لازم نیست تا دست به تشکیل دولت موقت زد، بلکه در موجودیت و رسمیت دولت موجود، رفتن گام به گام بطرف دولت ائتلافی کاملا امکان پذیر است، نو همیشه در بطن کهنه بوجود می آید.

و بدین منظور:

 نگارنده به این باور است که حل مشخص و مسالمت آمیز شرایط بغرنج کنونی افغانستان و رسیدن به صلح در مرحله اول با اعلان مصالحه ملی و ایجاد" شورای مصالحه ملی" آغاز می شود، که گره گشایی کامل آن با تشکیل "دولت ائتلافی" تمام احزاب و نیروهای سیاسی در مرحله بعدی و یک گام بعد از آن صورت خواهد پذیرفت، اما مرحله اول مرحله نهایت ضروری برای شالوده ریزی جهت گذار از جنگ بسوی صلح می باشد.

چرا درمرحله اول اعلام مشی مصالحه ملی ضروری است؟ نخست اینکه، کسانیکه تا به حال در دولت سهم نداشتن و آرزوی خدمت به وطن و مردم را دارند، دولت امکان استفاده از تجارب آنها را حاصل مینماید، دوم اینکه راه برای رسیدن به صلح واقعی هموار تر و دموکراسی بیشتر می گردد و سوم اینکه میان دوستان دولت، مردم و آنانیکه واقعا صلح می خواهند و دشمنان دولت، مردم و آنانیکه جنگ طلب و جنگ افروزند مرز نمایان و مشخص گردیده و از هم تفکیک می گردند و بعد از آن به |"قاتل" و دشمن مردم افغانستان برادر خطاب نمی گردد و دست قاتلین از جان مردم کوتاه می گردد.

 بعد از اعلام مشی مصالح ملی برای دست یابی به صلح باید " شورای ائتلافی" متشکل از نخبه گان واقعی هر حزب و سازمان، اشخاص با تجربه، دلسوز، وطن پرست، صادق و ترقی خواه به طور مساوی تشکیل گردد، این شورا تنها دو وظیفه دارد اول تدوین طرح "دولت ائتلافی" تنظیم و تحکیم همبستگی و همکاری میان تمام ملیت ها، زبانها و مذاهب بر بنیان برابری و برادری و احترام متقابل در سرتاسرافغانستان و دوم تدوین ستراتیژی نوین، علمی و عملی برای تحقق صلح و ثبات دایمی جهت ژرفش و گسترش صلح و امنیت در کشور. "شورا ائتلافی" مسوول نزد رئیس جمهور و گذارش دهنده می  باشد.

چرا"شورای ائتلافی" ایجا می  گردد؟ اول بخاطراینکه احزاب اسلامی وطالبی در بیست و پنج سال اخیر نتوانستند صلح و امنیت را به تنهایی در افغانستان بیاورند و ثانیا اینکه دولت دارای بنیاد وسیع توده ئی شده، از پشتیبانی مردم برخوردار گشته و قوی ترمیشود و قابلیت دفاع از خود را پیدا می نماید.

 بخاطر پیاده نمودن تصامیم و فیصله های"شورای ائتلافی" در بخش نظامی در داخل کشور ضرورت به تشکیل "شورای نظامی" است که از جنرال های با تجربه و افسران شجاع از سه ارگان قوای مسلح افغانستان  دفاع، امنیت و پولیس تشکیل گردد، جنرالان و افسران شورای نظامی از تمام احزاب و سازمانها و شخصیت های مستقل نظامی باشند، وظیفه شورای نظامی از یک طرف حفظ استقلال، امنیت و تمامیت ارضی کشور است و از جانب دیگر مبارزه بخاطرتامین صلح و ثبات دایمی و محو تروریزم و بنیاد گرایی می باشد. "شورا نظامی" مسوول نزد رئیس جمهور و گذارش دهنده می  است.

چرا "شورای نظامی" ایجاد گردد؟اول بخاطریکه  از ناموفق ترین و پر فساد ترین وزارت ها دفاع، پولیس و ریاست امنیت در 25 سال اخیر بوده است(منظور سربازان و افسران با شهامت قوای مسلح افغانستان نیست، بلکه رده های بالایی آن است) و دوم اینکه" شورای نظامی" با استفاده از تجارب و امکانات که دارند میتوانند نیروهای نظامی وفادار به دولت و مردم را تنظیم، سوق و ادراه، رهبری و روحیه دفاع از وطن و احساس و انگیزه خدمت به میهن و مردم را در میان منسوبین قوای مسلح احیا نماید .  همچنان بخاطر عملی نمودن سیاست خارجی "شورای ائتلافی" ضرور است تا  "کمسیون روابط بین المللی" تشکیل گردد، وظیفه این کمسیون پیروی از سیاست های واقعبینانه و صلح جویانه در جهت برقراری مناسبات حسن همجواری، کاهش تشنج در منطقه، تحکیم روابط دوستانه با تمام کشورهای جهان بخصوص کشور های دوست و "دونر" و جلب کمکهای بین المللی جهت شگوفایی اقتصاد افغانستان و بلند بردن نام و اعتبار افغانستان در صحنه جهانی می باشد. این کمسیون باید از دیپلمات های با تجربه مربوط  به تمام احزاب سیاسی شامل ائتلاف و دیپلمات های مجرب مستقل تشکیل گردد ، این کمسیون گزارش دهنده نزد رئیس جمهور است.

چرا "کمسیون روابط بین المللی" ایجاد گردد؟ بخاطریکه تامین اسقلال و ایجاد برقراری صلح و ثبات دوامدار بدون اجرای سیاست خارجی مستقل و فعال و متناسب با نیازهای شرایط کنونی ملی و بین المللی مقدور و امکان پذیر نیست، آنچه تا بحال در سیاست خارجی افغانستان وجود نداشته است.

افزون براین سه نهاد مذکور، برای پاسداری از دستاوردها و تطبیق فیصله های "شورای مصالحه ملی، شورای نظامی و کمسیون روابط بین المللی"  و تحقق قانونی فیصله های آنان ضرور به ایجاد "شورای هماهنگی" تحت ریاست رئیس جمهور افغانستان می باشد.وظیفه این  شورا از یک طرف تطبیق فیصله ها و از جانب دیگر کنترول از عملی شدن فیصله ها است.

این اصلاحات بنیادی و ضروری از عاجل ترین اقدامات یک دولت در حال جنگ است که اجرای موفقانه آن دولت را از جنگ بسوی صلح سوق داده و به سود اکثریت توده های مردم می باشد، پای مداخله ای خارجی را قطع، و دست فساد پیشگان و غارتگران داخلی را از جان و مال مردم کوتاه می نماید، دولت و حکومت از وجود دشمنانیکه توانسته اند در تار وپود آن رخنه کنند پاک می گردد، میهن پرستان و مدافعین وطن فشرده تر و مبارزه نیروهای مختلف سیاسی و نظامی جهت محو تروریزم هماهنگ تر می گردد و دولت می تواند توطئه جویی ها، آشوب آفرینی ها و دسیسه چینی ها را به آسانی درهم شکسته و خلق بی گناه و بی دفاع افغانستان را از یورش ترورستان و دشمنان وطن و ترقی نجات می دهد.

"شورای هماهنگی" که تحت ریاست شخص رئیس جمهور افغانستان فعالیت می نماید و رهبری می گردد، اجزای ترکیبی آن را" شورای مصالحه ملی" و " شورای ائتلافی" و "شورای نظامی" و  "کمسیون روابط بین المللی" تشکیل می دهد.

 آنچه که به سودمندی میزان عملکرد" شورای هماهنگی" و تطبیق موفقانه ای فیصله ها و تصامیم آن مربوط می گردد و اثربخشی کارکردها را تضمین می کند و نهایت مهم می باشد، آن: تعین رئیس "امنیت ملی" افغانستان از جنرالان و شخصیت های نهایت با صلاحیت، با تجربه، مسلکی، پاک و صادق است، این شخصیت اگر از جنرالان وزارت امنیت دوران جمهوری دموکراتیک باشد بدون شک دولت به موفقیت های بزرگی نایل خواهد شد، چرا؟ بخاطریکه روئسای امنیت دولتهای مجاهدین، طالبان، و پانزده سال اخیر نه تنها موفق نبودند، بلکه خراب هم کردند، اما در مقابل جنرالان رژیم دموکراتیک درآن زمان صلاحیت، درایت، پاکی، صداقت و میهن پرستی خویش را ثابت نموده اند و آنچه که مهم تر است توانایی و امکانات تنظیم و جمع آوری کارمندان مخفی و احیای سیستم امنیتی دوران رژیم دموکراتیک را در داخل و خارج از مرزهای افغانستان دارند، آنچه که در شرایط موجود برای دفاع از منافع ملی، نبرد با تروریزم و مبارزه علیه فساد و بی عدالتی ها مانند آب و هوا برای مردم و دولت افغانستان ضروری است.

بعد از بیان این نظر اجمالی ذکر چند بیان دیگر هم خالی از مفاد نیست: دولت افغانستان نباید دیگر اسیر تعهداتی باشند که خود برای خویش به وجود آورده اند، مانند امتناع از ائتلاف با نیروهای چپ و مترقی، اتحاد با بنیاد گرایان، تمهید و جارو نمودن راه طالبان، چشم پوشی از گناهان انتحاری ها و انفجاری،گسترانیدن فساد و...، بلکه دولت باید به واقعیت زندگی و شرایط افغانستان تن در داده و با سربلندی و افتخار صف خویش را روشن کند، تا اینکه از یک طرف قناعت امریکا و غرب را حاصل نماید، یعنی برنامه که جهت محو تروریزم و بنیاد گرایی در افغانستان به پیش گرفته شده بود کاری از آب بیرون نیامد و باید از بنیاد آنرا تغییر داده و تجدید نظر کرد و از جانب دیگر برای آنان تفهیم نمایند که دولت افغانستان و مردم آن کمکهای سخاوتمندانه ایالات متحده امریکا و کشورهای غربی را جز با احساسات بشر دوستانه و عواطف عالیه انسانی در پانزده سال اخیر، به چیزی دیگری تعبیر نمی کنند، تا سئوتفاهم پیش نشده و افغانستان در برنامه جدید خویش از کمکهای آنان بی بهره نماند، بخاطریکه افغانستان بدون شرکت فعال و همکارهای همه جانبه ای کشور های دوست نمی تواند به موفقیت و به انجام رسانیدن اهداف برنامه های جدید امید وار باشد، بدین سبب دولت باید صریحا اعلام نماید که برای مبارزه با تروریزم و دفاع از منافع ملی افغانستان جز اتحاد و ائتلاف همه نیروها از جمله با احزاب مترقی و چپ راهی دیگری   وجود ندارد، زیرا اجتناب ازیک ائتلاف وسیع و نادیده گرفتن بهترین کادرهای مسلکی و با تجربه و وطنپرست ترین شخصیت ها، افغانستان را به فاجعه می کشاند.

جهت تسریع قطع جنگ و خونریزی و رسیدن به صلح سراسری در افغانستان ضرورت است تا از تمام منصوبین اردوی با تجربه، مسلکی و منظم حاکمیت دموکراتیک افغانستان که در بر گیرنده و شامل هزاران افسر و سرباز جنگ دیده و میهن پرست است دعوت به عمل آمده و در قطعات و قول اردوهای مختلف و مربوط در پهلوی قوای مسلح شجاع افغانستان تنظیم شوند و با توجه به توانایی های کادرهای مسلکی و مجرب و تحصیل یافته، اردوی افغانستان همزمان باید به سلاح های مدرن و متنوع هوایی و زمینی مجهز گردد. این عمل باعث می شود تا کمکهای نظامی فراوان را از چین، هند، آسیای میانه، ایران و روسیه گرفت، زیرا آنان به دولت فعلی که سخت بدنام در فساد و بنیاد گرایی است طوریکه لازم است کمک نمی کنند.

 در پهلوی عساکر"کنترکی" و معاش خور باید جوانان واجب شرایط  مکلفیت سربازی در قشله های عسکری و قول اردهای قوای مسلح افغانستان جلب و جذب گردند یعنی مکلفیت عسکری دوباره احیا گردد، چرا؟ درقدم اول اشخاص بیکار و بی روزگار و بی تذکره افغانستان را ترک می کنند و در قدم دوم باعث کاهش و محو عملیات های انتحاری و بم گذاری ها میگردد و در قدم سوم افغانستان گام به گام دوباره صاحب اردوی مجهز و مدافع وطن می شود،  اگر برای اعاشه و اباته آن  بودجه نباشد، کشورهای همسایه مانند چین، هند، ایران، جمهوریت های آسیای میانه و روسیه حتما قسمت اعظم بودجه، معاش و معیشت آنان را بدوش خواهند گرفت، زیرا آنها در تحقق صلح و ثبات دایمی در افغانستان ذینفع اند.

برقراری صلح در افغانستان رابطه مستقیم با آوردن اصلاحات در وزارت شئون اسلامی افغانستان دارد، وزارت شئون اسلامی و تمام سیستم و ساختار دینی و مذهبی افغانستان از مدارس تا مساجد و اماکن مقدس ضرورت به  روحانیون وطن پرست، صلح دوست، باخدا و باسواد را دارد  تا مردم را به خاطر دفاع از وطن و وطن دوستی، در راه صلح و برادری، آشتی و دوری از جنگ و فساد تشویق نموده، و کار روشنگری اذهان مردم و دفاع از دولتی ائتلافی را به عهده بگیرند.

اصلاحات عمیق در بخشهای و برنامه های وزارت های معارف، تحصیلات عالی و فرهنگ صورت بگیرد تا جوابگوی زمان و شرایط نوین در جامعه باشد، سواد خواندن و نوشتن، تخصص عالی و فرهنگ مترقی ضامن صلح و ثبات پایدار در  کشور است.

سازمان ملل و شورای امنیت آن وظیفه دارد تا کشور ها را در حالات بحران، تجاوز، مداخله و جنگ کمک نموده و شکایات شان را مورد بررسی قرار بدهد، به این سبب توجه جدی شورای امنیت ملل متحد و تمام کشور های صلح دوست جهان باید بخاطر قطع مداخلات کشورهای منطقه در امور داخلی افغانستان جلب گردد، بخصوص در شرایط مساعد بین المللی حاضر که شورای امنیت سازمان ملل قطعنامه به اتفاق آرا جهت مبارزه با تروریزم به تصویب رسانیده اند،طوریکه آشکار است در طول تاریخ بسیار کم اتفاق افتاده است که اعضای اصلی شورای امنیت ملل متحد دیدگاه مشترک به پدیده تروریزم و درباره تروریزم داشته باشند، پس این بهترین فرصت برای افغانستان است تا خویش را از شر این هیولای قرن نجات بدهد و بیشترین نفع را از این قطعنامه ببرند.

مسئله اخیر که به برقراری صلح در افغانستان ارتباط دارد و فکر همگان را مغشوش و تسخیر نموده است، مسئله صدور تروریزم و جایگاه و موقف پاکستان است، در شرایط حاضر تنها یک راه وجود دارد که از آن طریق تروریزم صدور، تمویل و تقویه می گردد، آنهم سرحدات افغانستان با پاکستان است و همواره دولت افغانستان، پاکستان را مسوول موجودیت تروریزم و اعمال تروریستی در فغانستان میداند، نگارنده به این باوراست که مافیای بین المللی مواد مخدر، لاجورد، زمرد و... و مافیای دولتی و داخلی افغانستان بیشتر از دولت پاکستان در انفجار و انتهار و نا امنی ها در افغانستان سهم دارند، عضویت پاکستان در سازمان "شانخای" امید بزرگ برای قطع مداخلات پاکستان در امور داخلی افغانستان است، کشور های عضو "پیمان شانخای" که یک سازمان همکاری های اقتصادی و سیاسی است حق ندارند برای یکدیگر خویش تروریست بفرستند، فرستادن تروریست در افغانستان به مفهوم فرستادن تروریست به چین، هند، آسیای میانه، ایران و روسیه است، به همین دلیل هم است که پاکستان میخواهد تروریستان را هرچه زودتر از خاک خود کشیده و لانه ای برای آنان در افغانستان بسازد، تا از یک طرف در جلسات "سازمان شانخای" دلیلی داشته باشد مبنی بر اینکه لانه تروریستان داخل خاک افغانستان است و پاکستان در این زمینه هیچ تقصیری ندارد و از جانب دیگرخوش خدمتی خویش را نسبت به اینکه سالها به حساب تربیه و تعلیم تروریستان از آنها به ملیاردها درم و دینار گرفته نشان بدهد که صحیح و سالم و به احترام آنان را به جای دیگر که افغانستان باشد انتقال داده است، زیرا بعد از این برای پاکستان نهایت دشوار می شود که لانه تروریزم باشد، تنها در صورت امکان پذیر است که از" سازمان شانخهای" صرف نظر کرده و عضویت خویش را باطل سازد. موضوع دوم که در ارتباط با پاکستان میخواهم بگویم، افسانه"سرمگسک" خط دیورند است، در حالیکه تمام جوانب خوب میدانند که گپ چه است بازهم برای فریب مردم و "گنگس" ساختن اذهان عامه از آن استفاده سیاسی میبرند، به چه مفهوم، دستهای که بالا تر از دولت افغانستان است برای جلوگیری از پیشرفت ممالک و استقرار صلح در منطقه و فشار آوردن بالای دولت و مصروف نگهداشتن حکومت افغانستان و "گل آلود نمودن آب" این مشکلات را همواره دامن می زنند و بصورت تصنعی تبلیغ مینمایند، زیرا آنان ضرورت دارند تا تشنج و دشمنی را در منطقه همواره میان هند، پاکستان و افغانستان حفظ نمایند، اما  با تاسف که زمامداران دولت افغنستان با وجود درک این سیاست، آنها  هم میخواهند از آن به نفع شخصی خویش و فریب مردم سود ببرند، یعنی دانسته اند که آنان هم میتوانند تمام جنایات، خیانت ها، فساد و بیکارگی های خود را با بزرگ نشان دادن و تبلیغات ضد پاکستانی و به شور آوردن احساسات مردم، دامن زدن دشمنی ها میان خلقهای پاکستان و افغانستان، پنهان نمایند.

حالا حتما سوال پیدا می شود که آیا " شورای هماهنگی" دولتی در داخل دولت است؟ جواب نه است، شورای هماهنگی تنها آنچه به گذار افغانستان از جنگ بطرف صلح مربوط می شود بدوش داشته و مسوول تشکیل "دولت ائتلافی" است، بقیه پیشبرد تمام ساحات و بخشهای دولت و حکومت مربوط به دولت موجود می شود و باید متذکر شوم که چوکی و پوست دردولت و حکومت افغانستان بی نهایت زیاد است و نباید کسی از آن بترسد که چوکی را از او خواهند گرفت، برای همه جای است و چوکی ها  فراوان و کسی بدون چوکی نمی ماند، اما شرط آن این است: که بدون رشوه و خیانت و جنایت، و فساد کار نماید.

گذشته را فراموش باید کرد، یعنی عفو عمومی اعلان شود، شرایط طوری است که ضرورت و امکان اتحاد تمام نیرو ها هر روز آشکار تر می گردد و گره گشای بحران سیاسی و اجتماعی و اقتصادی افغانستان تنها تشکیل دولت ائتلافی است، اگرچه جمله پائین مضحک به نظر می آید و لی چاره دیگر نداریم و فاجعه نزدیک است، بدین ترتیب بناچار باید قبول کنیم، هرکسی که هرچه خورده و هرچه برده و غنیمت گرفته از خودش باشد، اما بعد ازتشکیل دولت ائتلافی درمورد ناقضین قانون اساسی افغانستان اشد مجازات در نظر گرفته شود و با فساد، جنایت، خیانت و زورگویی مانند شرایط جنگی بی رحمانه بر خورد شده و قانون را صد فیصد باید بالای آنان تطبیق نمود،  تا جامعه پاک و منزه گردد، برای  تطبیق بهتر قانون لازم به ایجاد" محکمه اختصاصی مبارزه با فساد و جنایات" است و اعضای آن باید از قاضی های سابقه دار و با تجربه و مسلکی باشند.

یکی از دلایل عمده تداوم جنگ در افغانستان کشت و قاچاق مواد مخدر می باشد به این سبب بهتر است تا  با تجاران داخلی و خارجی مواد مخدر جهت دست یافتن به یک فیصله نهایی که کشت و تجارت مواد مخدر شکل قانونی را بگیرد، باید به گفتگو نشست. مفاد این کار در این است که اول از پخش و فروش غیرمسوولانه آن جلوگیری بعمل می آید و دوم اینکه عشر و زکات آن به خزانه دولت آمده و از آن گرو ه های تروریستی مستفید نمی شوند و برای کشتار انسانها از آن استفاده صورت نمی گیرد.

ضرور است تا تمام موارد بالا در یک توافقنامه نوشته و از جانب تمام احزاب و نیروهای سیاسی و شخصیت های با اعتبارملی و میهن پرست تصویب و امضا گردد و به مثابه سند نجات افغانستان از جنگ و تروریزم، تا زمان محو و نابودی کامل تروریزم و بنیاد گرایی همه با هم بدون برتری یکسان و برابر مطابق آن عمل نمایند.

نوت: درباره صلح و امنیت در افغانستان سخن زیاد گفته شده، من هم به نوبه خود در این نوشته به اشاره و اجمال راه های حل شرایط دشوار کنونی را نشان داده ام، تا برای خوانندگان گرامی نمونه و تصویری بدهم به قول مولای بلخ:

اندکی گفتیم زان بحث عتل     زاندکی پیدا شود قانون کل

این سخن را ترجمه پهناوری      گفته اید در مقام دیگری

بی گمان که راه ها فراوان و طرح های بهتر در فکر اندشمندان وجود دارد که می تواند این نوشته را تکمیل نماید، آنچه که برای پیاده شدن طرح صلح مهم است خوشبین بودن است نگوئید که نمیشه باید امتحان کرد در غیر آن فاجعه عظیمی افغانستان را فرا خواهد گرفت" گرهی که به دست باز می شود نباید به دندان باز نمود" صلح و امنیت در افغانستان تنها و تنها در گرو حرکت به سوی اتحاد و همکاری تمام نیروها صرف نظر از هرگونه تفاوت فکری و سیاسی و ایدیوژیک در یک ائتلاف وسیع و صادقانه و اعلام مشی مصالحه ملی است. برای آسانی کار بهترین سندی که از آن می شود استفاده کرد و از ضیاع وقت جلوگیری نمود سندی" مصالحه ملی، جوانب تیوریک و انعکاسات بین المللی آن" است، چاپ مطبعه حزبی، کابل- حوت 1365./

   

 

 

بقیه گزیده های مقالات داکتر آرین  کلیک نماید  

 
 
 
 
 
admin@vatandar.at
 مدیر مسوول : انجنیر هما یوسفی
صاحب امتیاز : انجنیرنجیب یوسفی
کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت  محفوظ و متعلق به وطندار می باشد