2016/02/24

عوامل پایان حاکمیت دموکراتیک ( حزب وطن )

بخش اول

داکترآرین

پیش از آنکه دولت اسلامی مجاهدین به پیروزی برسد، روح خبیث این "فاجعه" در کالبد مملکت حلول کرده بود، شبح ٨ ثور در سرتاسر افغانستان گسترده شده و ریشه های سرطانی آن در تار پود جامعه وجود داشت و در خارج از افغانستان رهبران جهادی با مستشاران خارجی سر گرم توطئه چینی بودند و برای سرنگونی دولت قانونی افغانستان نقشه می کشیدند.

اما مخالفان و دشمنان خزب دموکراتیک خلق افغانستان علل واقعی پایان حاکمیت دموکراتیک و بر سر کار آمدن دولت اسلامی مجاهدین را یا نا دیده می گیرند و یا حقیقت آنرا منکرند، که این روی داد تاریخی را عده ای از آنان خلاقیت کور یک نیروی خیالی و غیبی و یا حاصل اراده و خواست قهرمانان !!! میدانند و جمعی هم به این نظر اند که این حادثه نتیجه اختلافات تاکتیکی در داخل حزب دموکراتیک خلق افغانستان(حزب وطن) می باشد.

اگرشرایط آنزمان را علمی و  به صورت"عام" و روی دادها و تحولات سیاسی را بصورت"خاص" پا به پا و همه جانبه بر رسی نمائیم، آشکارا می بینیم که مخالفان و دشمنان حاکمیت دموکراتیک فقط و فقط بهره گیری از جوانب معینی از حوادث و فعالیت های این حاکمیت نموده  و به استناد این و یا آن جمله گسیخته از متن حوادث در این جا و ان جا و توسط این شخص و آن شخص می پردازند و یا هم بدون شرم دروغ اخترا ع می کنند.

 بدین ترتیب قوانین جامعه، شرایط تاریخی و اجتماعی و اقتصادی، مداخلات جهانی، تعادل و عدم تعادل نیروهای داخلی، تعادل نیرو ها در سطح بین اللملی، مداخلات همسایگان، جنگ اعلان ناشده و ده ها علل و عوامل دیگر اصلا برای آنان وجود ندارد و یا نمیدانند، آنان تنها کمک" غیب" و " یک عمل فردی" و یا"مخالفت های درون حزب وطن" را باعث این پیروزی بزرگ تاریخی!!! دانسته اند و تا هنور هم، کاتبان مزدور و مجبور، مغرض و مریض، نا آگاه و بی خبر کم نبوده که در این مورد فتح نامه ها نوشته کرده اند، برنامه ها ساخته و در مصاحبه ها و محافل، در فیسبوک و تویتر و پالتاک  زر افشانی های بی شمار نموده اند، در حالیکه چنین نیست، آنان یا  چاره ای نداشتند و همان لحظه ای حاضر و سود جوئی را غنیمت شمرده و یا  "غرض" آنها را از دیدعمیق و واقعیت امر محروم و کور ساخته است و یا هم وابستگی به سازمانهای خارجی آنان را در چاه تنگ و تاریک محبوس نموده و یا اسیر در راه کور و سیاه تاریک اندیشی شده اند، در حالیکه شرایط تاریخی و مناسبات اجتماعی افتصادی و وضع سیاسی نظامی در چنین حالاتی، عمده و نقش تعیین کننده را دارد که همیشه قابل درک ، تحلیل، توجیه، محاسبه، پیش بینی، نظارت، اداره و قضاوت منصفانه و غیرجانبدارانه است.

ضرور است تذکر بدهم که، در وقایع و حوادث تاریخی و اجتماعی  امکان و تصادف، آگاهانه و خود بخودی، فردی و جمعی، قابل پیش بینی و غیر مترقبه، ناگزیر و چاره ناپذیر، قانونمند و هرج ومرج دارای نقش و تاثیر متقابل بالای یکدیگرند، اما هیچ وقت نمی تواند یک دگرگونی اجتماعی تنها منحصر به فرد و یا زاده تقدیر خشک از غیب باشد.

با این حال همان طوریکه تاسیس حزب دموکرابیک خلق افغانستان و حاکمیت دولت جمهوری دموکراتیک افغانستان یک برآیند از شرایط اجتماعی و سیاسی افغانستان و یک نظام تاریخی بر پایه ای مناسبات اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی مطابق به قوانین عام و خاص اجتماعی و سیاسی جامعه بود، به همان ترتیب دور شدن آن از قدرت سیاسی ناشی از عوامل و علل اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و نظامی این برآیند می باشد.

قیام مسلحانه ثور بمثابه یک دگرگونی شگرف و آغاز غلبه عمل آگاهانه بر خودبخودی و پیروزی عدالت و خرد جمعی بر جبرکور و هرج ومرج است.

  تحلیل و تجزیه، قضاوت و داوری این پدیده اجتماعی و سیاسی به برخورد علمی، همه جانبه، منطقی، تاریخی، کمی، کیفی، عینی و مشخص نیازمند است، نه به قضاوتهای "چوت انداز" و داوری های "سربازار"، ذهنی گرایانه و غیر علمی، بدون در نظرداشت شرایط تاریخی، وضع داخلی کشور و وضع بین المللی و یا مطلق کردن این یا آن جهت، و برجسته نمودن ملامت و سلامت، یا دادن منظره های مسخ شده  با دلایل تقلبی و بی اساس، چنین پندار بافی ها نمی تواند پویندگان واقعیت را به حقیقت نزدیک نماید.

پیش از اینکه به عوامل سقوط حاکمیت دموکراتیک که آخرین رئیس جمهور آن شهید دوکتور نجیب الله بود بپردازیم، چیزیکه در نخستین گام به آن بر میخوریم این است که، باز چرا در همه جا و در یک زمان متوجه وقایع بیست و پنج سال قبل شده اند و با تحلیل های عالمانه در مورد سقوط  حاکمیت دموکراتیک به حرکت افتاده اند؟ به نظر نگارنده از یک طرف اوضاع داخلی افغانستان، تضادها میان مافیای دولتی و" دزدان سر گردنه" یعنی به تعبیر خودشان از ستون اول تا به ستون پنجم و نبرد بالای قدرت و غضب ثروتهای ملی و غارت بیت المال نهایت حاد شده است و از جانب دیگر اوضاع اطراف افغانستان بنفع صلح و ترفی در تغییر است و از سوی هم موقعیت حامیان و طرفداران بین المللی دولت اسلامی افغانستان در جهان متغیر شده و تناسب نیرو ها در سطح جهانی تغییر نموده است، دولتهای غربی و امریکا به مثابه مددگاران اقتصادی دولت افغانستان به سیل از محاجرین در اروپا و اوضاع اوکراین و در شرق میانه در مبارزه با تروریزم بین المللی  مصروف شده اند و نمی توانند "جمهوری فسادی افغانستان" را مانند قبل کمک و یاری رسانند. از همین موقعیت شکننده و لرزان دولت افغانستان، گروه های که چندین سال است با "جوال های خالی" قرار وعده ای " خداوندان نعمت شان " در نوبت نشسته اند و در انتظار یک "چور" دیگر اند به هراس افتاده و درست در چنین لحظه اساس تاریخ کشور ماست که این گروها با بقیه جنایتکاران دست به دست هم داده، طرح های نو می دهند و "پر" های جدیدی را به میدان انداخته و حملات خویش را متوجه یگانه نیروی سیاسی کشور که هر روز محبوبیت و اعتبار سیاسی اش در جامعه افزوده تر و بر جسته تر می گردد، نموده اند، زیرا وحشت دارند که نوبت آنان بسوزد و مردم روی بسوی نیروهای چپ و وطن پرست نموده و یکبار دیگر دست غارتگران جان و مال مردم افغانستان از این میهن کوتاه گردد.

و اما به چه تاکتیکهای این نقشه های شوم و شیطانی خود را پیاده و عملی می نمایند؟

١- پائین آوردن اعتبار و نقش رهبران حزب دموکراتیک خلق افغانستان که در خدمت، صداقت، پاکی، دانش و میهن پرستی در طول زندگی کار و پیکار آنان برجسته و متبلور است.

٢- فریب دادن توده های زحمتکش افغانستان و مغشوش نمودن افکار مردم بخصوص جوانان نسبت به وطنپرستان و روشنفکران ترقی خواه و عدالت پسند جهت ضعیف نمودن نقش آنان در مبارزات مسالمت آمیز بخاطر دموکراسی و عدالت اجتماعی.

٣- ناتوان ساختن نیروهای سیاسی چپ وطنپرست از راه تفرقه و نفاق افگنی.

٤- تازه نگداشتن "زخم اختلافات" میان اعضای حزب دموکراتیک خلق افغانستان و پکه زدن به این آتش بصورت دامدار با بهره گیری از ضعف شان در زمینه های انحصار طلبی، خود محوری، با دامن زدن اختلافات نظری و فرعی، شدت دادن به عدم باور بیکدیگر، با ایجاد دشمنی از طریق شیطنت، و ده ها عوامل گونا گون ذهنی دیگر.

٥- مصروف نگهداشتن اعضای حزب دموکراتیک خلق افغانستان با قرار دادن رهبران جاویدانه سرافراز آن در مقابل یکدیگر، تا از یکطرف تاریخ پر افتخار حزب و مبارزات قهرمانانه اعضای حزب را کم جلوه داده و هویت سیاسی آنان را خدشه دار سازند و از جانب دیگر بتوانند به آسانی از وحدت و همبستگی آنان در آینده جلو گیری نمایند.

این است شیوه ها و تاکتیک های مخالفان و دشمنان حزب دموکراتیک خلق افغانستان، که اساس و ماهیت آنرا تهمت، افترا، دروغ، حمله، تجاوز و ترور تشکیل داده است و می دهد.

در این میان، نقطه ای مرکزی تبلیغات مخالفان و دشمنان حزب دموکراتیک خلق افغانستان را پائین آوردن اعتبار و نقش رهبران حزب دموکراتیک خلق افغانستان" و انداختن " نفاق و تفرقه افگنی" تشکیل می دهد، که در این زمینه از تجارب تاریخی غنی برخوردارند و باید بپذیریم که در این میدان نبرد موفقیت های چشمگیری را نیز نصیب شده اند و ما امروز به طور درد ناکی شاهد این واقعیت هستیم که در بعضی موارد و در بعضی سایت های انترنیتی، فیسبوک ها، تویتر و پالتاک دیده و شنیده می شود که بخشهای اصیل و سابقه دار مبارزان راه عدالت اجتماعی به صورت دشمنان آشتی ناپذیر به جان هم افتاده اند، که مخالفان و دشمنان حزب دموکراتیک خلق افغاستان از این وضع تاسف بار در جهت آماجهای اصلی خویش که انداختن نفاق و تفرقه میان میهن پر ستان است  بهره گیری ها می نمایند.

اینکه دشمنان حزب دموکراتیک خلق افغانستان به رهبران حزب حمله می کنند و شب و روز مصروف تفرقه افگنی اند جای تعجب نیست، اگر چنین نمی بود ما به درستی سیاست حزب و اهداف انسانی آن شک می آوردیم ، اما تعجب آور این است که چرا یک تعداد از اعضای حزب دموکراتیک خلق افغانستان به این "آسیاب آب انداخته" و در این " تنور نان می پزند" آگاهانه و یا غیر آگاهانه در این میدان نبردی "هورمزد و اهریمن" عرابه ای شیطان را به پیش می کشانند؟

مقصدم از آنهای است که زیرنام رهبران حزب با شعار های فریبنده و ظاهرا آراسته هم خود و هم یکتعداد از اعضای حزب را گول می زنند و فریب می دهند و زمینه های تبلیغ و فعالیت های تخریبی را برای مخالفان و دشمنان حزب مساعد ساخته و فکر جوانا ن را مغشوش نموده و نیروی جوان را از سمت اصلی مبارزه منحرف می سازند.

باید آشکار سازم و تاکید نمایم که هدف نگارنده حمله بر تکثر احزاب و  تنوع طرح ها نیست، آزادی و استقلال نظر، بحث و مباحثه از اصول مبارزه درون حزبی است، تاکتیک های متعدد و اتخاذ شیوه های مختلف مبارزه جهت رسیدن به استراتیژی مترقی و انسانی راه گشای احزاب مترقی می باشد. و همچنان طرف این نوشته متوجه آنعده از گروپ ها و رفقای که بنا بر کمی تجربه سیاسی، ضعف دانش، وضعیف اجتماعی، سستی ایمان و تردید به درستی راهش در این جریان دچار انحراف و یا ترک مبارزه شده اند نیز نمی باشد، زیرا دراین بخش از اعضای حزب این حالت میتواند گذرا باشد و این سکوت موقتی بتدریج به همکاری و یگانگی دوباره با حزب و سهمگیری در مبارزات سیاسی بیانجامد. هدف من آنعده از اعضای حزب وطن است که نا آگاهانه با حزبش، با افتخارات حزبی اش، با رهبران حردمند حزبش، با رفقای حزبی که در یک سنگر بخاطر یکدیگر جان می دادند، امروز با کینه و نفرت نگاه می کنند و برای یک مشت جنایتکار و متعصب فاکت داده تا به افتخارات شان بخندند و دستاوردهای آنان را غلط جلوه داده و تاریخ را تقلب نمایند.

اگرساده نگری نکرده و در یک ارزیابی واقع بینانه مخالفان و دشمنان حزب را مورد بررسی قرار دهیم، میتوان آنان را در سه کتگوری تقسیم نمود:

١- آنعده از اعضای حزب دموکراتیک خلق افغانستان که تعداد شان انگشت شمار است، اعمال این جمع کوچک بیش از آن که ناشی از عوامل اجتماعی سیاسی باشد، معلول عوامل روانی اجتماعی است، یعنی   در دوران حاکمیت بنا بر انجام تخلفات، مجازات شده اند  یا هم بخاطر رسیدن به مقام و چوکی به حزب پیوسته بودند و یا بنابر بی کفایتی و عدم دانش از جایگاهی در سیستم دولتی و حزبی برخوردار نبودند و به آنچه که میخواستند نرسیدند و حالا با گریه و ماتم با پشیمانی و تاسف از گذشته خویش با تخریب حزب زیر نام یکی از رهبران خود را پنهان نموده اند و یا با استفاده از نشنالیزم کور و تنگ نظرانه به این جانب و آن جانب لمیده و از خود احساس همدردی نشان می دهند. اینها از جمله عواملی روانی است که باعث حزب ستیزی و روحیه ای ضد رهبری حزبی آنها شده است و متاسفانه با چنان دقتی تفرقه را زیر نام رهبران حزب پراگنده می کنند که در منافقت کمتر از تبلغات دستگاه های تبلیغاتی دشمنان حزب نیست، طوریکه از نگرش، رفتار و اندیشه های  آنان معلوم می شود، مسلم است که اینها نه آنزمان به مردم، میهن و حزب وبه رهبران حزبی صادق و وفادار بودند و نه حالا از این صداقت و وفا داری برخودار اند، فقط حاضرند به هر اسمی و به هر شکلی که باشد باید نام بکشند و عقده های روانی خویش را حل نمایند مهم نیست چطور و از کدام راه و به چه شکل و قیمتی و زیر نام کدام رهبر./

خواجه می گرید که ماند از قافله

                          خنده ها دارد از این ماندن خرش

                                                        مولانا جلالدین بلخی                                           

 باقی دارد.

نوت: منظور از حزب دموکراتیک خلق افغانستان، حزب مادر است که احزاب چپ و مترقی ثمره ای آن در جامعه افغانستان می باشد.

 

   

 

 

بقیه گزیده های مقالات داکتر آرین  کلیک نماید  

 
 
 
 
 
admin@vatandar.at
 مدیر مسوول : انجنیر هما یوسفی
صاحب امتیاز : انجنیرنجیب یوسفی
کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت  محفوظ و متعلق به وطندار می باشد