2016/04/21

پاسخ به سوالات دوستان در مورد "طرح برای رسیدن به صلح".

 داکتر آرین

ندای این طرح مسالمت آمیز به مثابه استراتیژی صلح، برخواسته از سینه پر درد مردم مصیبت دیده و بی دفاع وطن ماست، صدای این طرح فریاد توده های است که در زیر پاشنه های استبداد و استعمار زجر می کشند، میسازند و میسوزند، نوای این طرح گریه ای کودکی است که انتحار و انفجار پدر و مادرش را گرفته در گرما و سرما برهنه و گرسنه سرگردان یک لقمه نان می باشد، بانگ این طرح نفرت مهاجریست که مجبور به ترک وطن شده و در ملک های بیگانه احساس حقارت کرده، اهانت و تحقیر می شود، آوای این طرح ضجه ای مادر دردمندیست که در کشتار بی رحمانه ای تروریستان فرزندانش را از دست داده و فغان مسافریست که به جرم هیچ وتعمت ناحق به زندانهای بیگانگان بسر میبرد، امید این طرح نجات جوانیست که با وجود تحصیلات عالی راهی راه غربت شده به بردگی و مزدوری بیگانگان تن در می دهد، اما دردا که نرسیده به این افتخار!!! در نیم راه اسیر موجهای بی رحم دریا ها شده و کسی بدادش نمیرسد، آرزوی این طرح رهایی اطفال و زنان درمانده یست  که در راه مهاجرت هر روز طعمه ای نهنگان دریا می شوند، عتاب این طرح خشم توده های است که کارد نابرابری های اجتماعی و طبقاتی و ظلم مستکبران به استخوان آنها رسیده است، خطاب این طرح بسوی زمامداران و تکانی است برای وجدانهای خواب برده، بی کفایت، بی درک  و بی صلاحیت و مزدورانی که سالهاست افغانستان را در آتش جنگ، تاریک اندیشی، فساد و تفرقه می سوزانند، ناله این طرح نوحه اطفالیست که در غربت و بی میهنی و بی هویتی تولد می شوند و بدون هیچ گناهی از زادگاه اجداد و نیاکانش محروم شده و از فرهنگ و افتخارات تاریخی اش بدور مانده است، فغان این طرح غوغای قریه ایست که مرد و زن، پیرو جوان آن در میان شعله های آتش جنگ بریان می شوند، شیون این طرح غریو مردمیست که کاسه صبرشان بلاخره لبریز می شود بپا خواسته و سرنوشت خود را خود بدست گرفته و تاریخ خویش را رقم می زنند، خروشی این طرح شور و هیجانیست که سازندگی و ترقی، انسانیت  و مهین پرستی، عدالت و دموکراسی، سعادت و خوشبختی، صلح و ثبات، آرامی وامنیت  ماهیت و مضمون آنرا تشکیل می دهد.

بلی هموطن من!

هدف این طرح پایان بخشیدن بوضع هلاکت بار جنگ، تبهکاری، ویرانگری، فساد، چور و چپاول سرتاسری و جبران مصیبت های مادی و معنوی که از این وضع اسفناک موجود بمیان آمده است، می باشد.

رسیدن و دست یافتن به این هدف نیازمند آن است تا دولت، احزاب سیاسی، مردم و بخصوص جوانان افغانستان این مطلب را بوضاحت و یقین در یابند که جامعه افغانی فقط با داشتن "استراتیژی صلح" می تواند راه را از جنگ بسوی صلح باز نماید، که به باور نگارنده یگانه استراتیژی علمی و عملی "طرح بخاطر رسیدن به صلح" می باشد، که قبلا از طریق سایت های وزین و مترقی افغانی به نشر سپرده شده است. دولت افغانستان با پیاده نمودن این طرح در روشنائی قانون و در پناه دولت با اعتبار ملی و انتخابی میتواند خود را از آشوب وحشتناک جاری و از فساد و بی عدالتی های اجتماعی و سیاسی بیرون کند و زمام اختیار و سر نوشت خویش را بدست گرفته و از نعمت صلح و امنیت پایدار برخوردار گردد.

 پس از این مقدمه که امیدوارم به یکتعداد از سوالات جواب ارائه کرده باشد به دادن پاسخ به چند سوال دیگر  میپردازم.

سوال اول چنین است: چرا شورای مصالحه ملی و چرا لویه جرگه نی؟ این سوال بسیار واضح و دقیق نیست، ولی من سعی می کنم آنچه که از آن فهمیده ام جواب ارائه نمایم.

جواب: شورای مصالحه ملی دارای ساختار علمی و نوین، مضمون و ماهیت مترقی و ترکیب اجتماعی عادلانه و مدافع منافع ملی خواهد بود، اما لویه جرگه دارای ساختار خودبخودی و کهنه، ماهیت و مضمون عقب مانده و مدافع منافع اشخاص و حلقات و قدرت های حاکم است. نگارنده یکی از اشتراک کنندگان لویه جرگه سال ١٣٦٨خورشیدی در کابل بودم، باوجود ترکیب نهایت مردمی و مترقی آن که یک حاکمیت مترقی و دموکراتیک و یک دولت قانونی آنرا تدویر کرده بود، من نکات منفی و منفعت جویانه را در این لویه جرگه با خواسته های قومی و گروهی و شخصی خود شان تشخیص دادم و آشکارا دیده و شنیده می شد که هر کس بخاطر منافع خود و حل مشکل حلقات کوچک خود در مبارزه است. اگر بیطرفانه و با وجدان پاک قضاوت نمائیم می بینیم که در تاریخ کشور ما اکثرا لویه جرگه ها فرمایشی، یکجانبه و بطرف زر و زور و قدرت حاکمه لغزیده است نه منافع ملی، مشکل ما افغانها در این است که همیشه چنگ به عنعنات کهنه و  نکات نا پسندیده فرهنگ خویش می زنیم، در حالیکه ویژگی های نا پسندیده فرهنگ کشور ما، نباید مانع خواست زمان و پیشرفت جامعه و منافع ملی مردم ما شود. ما زمانی کشور خود را از این وضع فلاکتبار نجات داده می توانیم که راه ها و شیوه های نو، میخانیزم های جدید و موثر و شیوه های جدید تصمیم گیری، سازماندهی و رهبری دولت، جامعه و مردم را تشخیص نموده عمل نمائیم، من در اینجا نمی خواهم بکلی نقش لویه جرگه را بمثابه شکل از رهبری خودی و مردمی و یک جمع تصیم گیرنده نفی بکنم، اما تصامیم بزرگ، رهبری جامعه افغانستان بخصوص در اوضاع و احوال دشواری کنونی به یک شورای با صلاحیت تر، با اعتبار تر، با تجربه تر، علمی تر، مردمی تر، مسلکی تر، وطن پرست تر، سراسری تر، متخصص، منظم، با دسپلین و دارای ساختار مستحکم و پایدار و برنامه علمی و عملی ضرورت دارد که این شورا "شورای مصالح ملی" در همین شرایط حاضر افغانستان بوده می تواند، نه لویه حرگه.

اگر بسیار دور نرویم به آخرین لویه جرگه که در زمان آقای کرزی تدویر شد نظر اندازیم، همگان شاهد آن هستیم که بعد از چند روز" خاکباتک، غالمغالک و بیروبارک" و صرف یک هزینه انگفت نتیجه آن صفر بود، با پولیکه در لویه جرگه حیف و میل شد مامیتوانستیم بالای هزار زخم دیگر این میهن درمان بگذاریم.

سوال: من از طرح شما چیزی نفهمیدم.

جواب: لطفا چند بار آنرا مطالعه نمائید، نه تنها طرح را، بلکه هر مضمون علمی و مشکلی که غیر قابل هضم برای تان بود چند بار بخوانید مشکل شما رفع می شود.

سوال: طرح شما بیشتر به نفع کمونیست ها است که زمینه اشغال را برای شوروی ها آماده نموده بودند.

جواب: در قدم اول باید بگویم که قطعات محدود اتحاد شوروی سابق به دعوت رسمی  دولت قانونی افغانستان به میهن ما آمده بودند و این اشغال نیست، دوم اینکه حزب دموکراتیک خلق افغانستان طوری که از نامش معلوم است حزب دموکراتیک بود و دولت افغانستان یک دولت دموکراتیک نه کمونیست، اگرچه کمونیست به شخصیتهای بزرگ جهان که دارای عالی ترین اوصاف باشد اتلاق می شود و جامعه کمونیستی عالی ترین شکل جوامع انسانی است. که درک این مسله فهم بلند میخواهد و هر عقل قاصر را بدان دست رسی نیست.

 سوال: این دولت پیشنهادی شما، آیا یک دولت ائتلافی با نیروهای چپ نیست؟

جواب: بدون تردید همین طور است، تنها در صورت تشکیل چنین یک دولت ائتلافی، افغانستان نجات یافته به صلح و امنیت دست می یابد و بس، در همین مقطع زمانی راهی دیگری وجود ندارد، اعضای احزاب چپ سیاسی و شخصیت های با اعتبار سیاسی دهه هشتاد میلادی این گل های سرسبد افغانستان دارای تجارب فراوان نظامی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی اند در میان آنان بهترین کادر های صادق، وطنپرست، مسلکی، متخصص، باتجربه اکادمیسن ها داکترها، دوکتوران، اقتصاد دانان، حقوق دانان، انجینیران، استادان ورزیده، نظامیان شجاع و با تجربه و ماموران پاک و با وجدان دولتی، کارگران ورزیده و دهقانان با شرف و میهن پرست، زنان و پیرمردان بی هراس و مدافع میهن و مردم وجود دارد. زمانیکه این لشکر عظیم داخل دولت شوند ماهیت دولتی و ترکیب اجتماعی آن از بنیاد تغییر می نماید و کیفیت آن عالی می گردد، دولت افغانستان از تخصص، وجدان پاک، صداقت و تجارب  گرانبهای آنان استفاده نموده و بزود ترین فرصت افغانستان به شاهراه صلح، ترقی و انسانیت پا می گذارد.

سوال: در مورد طرح صلح آقای وحیدالله وحید نظر شما چیست؟

جواب: هرقدمی که در راه صلح و بنام صلح برداشته می شود قابل تقدیر و ستایش است، اما آنچه را که من نمی پسندم نقش لویه جرگه است که در طرح آقای وحیدالله وحید برجستگی خاص دارد، به نظر من لویه جرگه، کاری را که میتواند بکند، در نهایت قدرت را از این " چارکلاه" به " چار کلاهی" دیگر انتقال خواهد داد که در ماهیت و مضمون دولت، در زندگی مردم در استقرار صلح و امنیت در چور و چپاول و فساد، در جلوگیری از انتحار و انفجار هیچگونه تغییری نمی آید. تنها راه بیرون رفت از وضع نابسامان کنونی همین "طرح برای رسیدن به صلح" است چرا؟

این طرح ماهیت و ساختار اجتماعی دولت را بنفع صلح و منافع ملی تغییر می دهد. در بیست و پنج سال اخیر در افغانستان دولت های جهادی و طالبی با ماهیت و مضمون عقب گرایانه، با چور و چپاول مردم و بیت المال، با کشتار بی رحمانه، با راکت پرانی ها و انتهار و انفجار، با خرید و فروش چوکی های دولتی، با پامال نمودن منافع ملی، با قاچاق مواد مخدر، با ظلم و استبداد حاکمیت نموده اند، در طرح آقای وحید هم اشاره به وطن پرستان نشده، بلکه ازنقش نیروهای قومی و قبیلوی یادشده، منظورم شکل بسیار کهنه از لحاظ تاریخی است نه ملی، که در قرن بیست و یکم نهایت دارای ماهیت عقب گرایانه بوده و عناصر تمدن، ترقی و پیشرفت و صلح در این ساختار وجود ندارد و دیده نمیشود، ممکن که چند تکنوکرات نکتائی دار وابسته و دارای پیشینه جهادی و طالبی و خیانت را بخاطر فریب مردم با لباس های جدید تر و نو تری روی صحنه بیاورند و مشروعیت آنرا نیز از یک لویه جرگه فرمایشی گرفته که صفحه جدیدی از چپاول، انفجار و انتحار، کشت تریاک و تروریزم  آغاز خواهد شد و هیچگاهی باعث یک دگرگونی بنیادی اجتماعی، اقتصادی و سیاسی به نفع مردم و منافع ملی نمی شود.

سوال: نقش شورای صلح افغانستان را چگونه ارزیابی می نمائید؟

من قبلا هم طی مقاله مفصلی نقش آنرا کمتر از صفر ارزیابی کرده بودم، اما در مورد شورای صلح کنونی باید بگویم، که دوباره فعال ساختن آن بخاطر صلح و خدمت به مردم افغانستان نبوده، این شورا را فعال نمودن تا برای آقای گیلانی که در پیری هم از آز و حرص نمانده اند یک مدرک پول و یک سر گرمی پیدا شود ، اگرچه فرزندش به یک چوکی، دخترش به چوکی دیگر و عروسش فتانه جان که مکتب را هم تا اخیر تمام ننموده و به تلویزیونها هر روز زر افشانی می نماید به چوکی دیگر به همین ترتیب تمام فامیلش، تنها یک بیکار در این خانواده بود که او را هم بخاطر خوش خدمتی مصروف کار ساختن، از ربانی رئیس قبلی این شورا که چیزی ساخته نشد از گیلانی هم چیزی ساخته نخواهد شد.

سوال: نقش وزارتهای دفاع، داخله و ریاست امنیت که اشکار است اما شما به نقش وزارت خارجه که وزارت جنگی نیست نیز تاکید نموده اید چرا؟

جواب: در شرایط جنگی نقش دیپلوماسی نهایت برجسته و کمتر از جبهه ای جنگ نیست، دیپلوماسی نه تنها با دشمنان وطن ما، بلکه با دوستان افغانستان مهمتر از آن است، دشمنان میهن ما  و حامیان تروریزم و چند نفر طالب بی سرو پا، چند گروه و چند کشوری با اندیشه های قرون وسطایی و بسیار ناچیز اند، اما دوستان میهن ما بزرگترین کشور های جهان چون ایالات متحده امریکا، که این دوستی با امضای پیمانهای متعدد مستحکم تر شده و کشورهای پیش رفته ای اروپایی است، از طرف دیگر افغانستان در همسایگی سه قدرت بزرگ جهانی دیگر چون هندوستان، جمهوری مردم چین و جمهوری فدراتیف روسیه قرار دارد که از بخت نیک افغانها، آنها هم در مبارزه با تروریزم هر لحظه آماده کمک و سهمگیری اند، در چنین شرایطی دیپلماسی بزرگ، علمی، هوشیارانه و دیپلمات های با تجربه، وطن پرست و مدافع منافع ملی ضرورت است، تا دوستان و همکاران بین المللی خود را قناعت داده، از آنها کمک های لازم را دریافت نموده و همه را جهت مبارزه و وارد نمودن ضربات مرگبار نظامی، اقتصادی و سیاسی بالای دشمن اصلی متحد و متشکل سازد و افغانستان را از شر تروریزم برای همیش آزاد نمایند.

سوال: در طرح تان تنها از نقش اردوی سابق و احیای مکلفیت عسکری و دوره سربازی و ایجاد قول اردوهای جدید و جذب نظامیان سابق یاد نموده اید، آیا این طرح زمینه یک کودتای جدید نیست؟

جواب: نه، لطفا به طرح دوباره مراجعه کرده و آنرا دقیق بخوانید.

سوال: چرا با احزاب سیاسی چپ و نیروهای چپ شما اسرار دارید که دولت ائتلافی ساخته شود؟

جواب: اگر منظور شما نبود نیروهای راست و احزاب اسلامی است از یکطرف در طرح من سهم گیری آنان را در ائتلاف بزرگ رد نکرده ام و از جانب دیگر آنها در بیست و پنج سال اخیر در راس قدرت سیاسی در افغانستان اند. اما احزاب چپ با آنکه در قدرت سیاسی سهیم نبودند و اکثریت آنها کمترین حمایت از طرف دولت نشده، همواره در کنار دولت بوده اند و از کارهای مثبت آن پشتیبانی نموده اند، اگر از روز اول این ائتلاف بشکلی که در طرح توضیح شده است  به وجود می آمد و در سیاست لجاجت و تعصب و خودبینی نمی نمودند امروز دولت افغانستان به پرتگاه نابودی نزدیک نمی شد و افغانستان عزیزما وارد مرحله کیفی و نوین خویش می گردید. هنور هم کمی وقت است می گویند "جلو نقص را هر وقت بگیرید فایده است".

سوال: این طرح شما سرتاپا غلط است.

جواب: این طرح از عقل شما بالاتر است.

هم میهن عزیز!

لطفا طرح را بخوانید، آنرا بارورتر سازید به آن اضافه نمائید به مقامات داخلی و خارجی که امکان دارید برسانید، اما از شما خواهشمندم تا آنرا کم  و قیچی نکنید./

 

به امید صلح و ثبات پایدار در میهن عزیز ما افغانستان.

   

 

 

بقیه گزیده های مقالات داکتر آرین  کلیک نماید  

 
 
 
 
 
admin@vatandar.at
 مدیر مسوول : انجنیر هما یوسفی
صاحب امتیاز : انجنیرنجیب یوسفی
کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت  محفوظ و متعلق به وطندار می باشد