WELCOME

To Our Website

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Sed non metus

  گزیده های مقالات    ع. بصیر دهزاد

 

  توضیحی بر خشونت و خشونت خانواده گی   قسمت دوم                              ع. بصیر دهزاد

دوم:  اثرات منفی خشونت در رشد و تکامل شخصیت

بصورت عموم خشونت یک عمل فاجعه بار در زنده گی انسان است در هر سن و سالی که داشته باشد. و آن به شکلی حیثیت شکنجه جسمانی و روانی را دارد که  انسان را در طول زمان  به رنج های درونی ، گوشه گیری ، تبازر احساساتی تواٌم با قهر و غضب ، حسرت و بخیلی  مواجه وبلاخره  "شگوفائی" عقده های درونی را در یک زمان سنی به شکل نا خود آگاه متبارز میسازد.

در سنین کودکی و نوجوانی خشونت بالای اطفال عین تاٌثیرات منفی و روان کش را دارد که طفل در خانواده خود شاهد خشونت میباشد. مثلاٌ اگر جنگ و دعوا بین پدر و مادر همراه با خشونت و بصورت دوامدار واقع میگردد ، طفل و یا نوجوان متحمل عین اضرار روانی میگردد علاوتاٌ رشد جسمانی و شکل گیری سالم شخصیت طفل به اختلال مواجه میگردد. اطفال همواره گوشه گیرتر میگردد، در مکتب و یا مدرسه دیگر با احساس بشاشیت طفلانه نیست بلکه دائماٌ در پی بهانه گیری ، جنگ و جدل با اطفال دیگر است. بعضاٌ اطفال که در خانواده دچار خشونت میگردند ازرشمندی و باورمندی  (حس اعتماد به خود) را از دست میدهند و در محیط یا خود به تمسخر گرفته میشود و یا طفل از عقده مندی ناشی از شرایط بی ثبات خانواده اطفال دیگر را به استهزا و تمسخر میگیرد. اطفال و نو جوان نمیتواند در سطح که استعداد آموزش دارد، بیاموزد و اسعتداد خود را بکار گیرد زیرا تمرکز فکری وی شدیداٌ اسیب پذیر میگردد. کمتر علاقه مند رفتن به مکتب است و یا از رفتن به مدرسه  و یا محیط بازی ترس و واهمه دارد. حالات هم وجود دارد که طفل مشکل جدی در خوراک دارد یعنی دایماٌ و بدون کدام دلیل صحی جسمانی وزن میبازد. بعض نوجوانان نظر به دوره خاص نو جوانی یا به مواد مخدر رو میاورند ویا حالت روانی شان  چنان وخیم میشود که  در قسمت های دست ، بازو و ران ها خراش ها یا بریدگی های عمدی را به وجود میاورند که زخم های آن عمیق نیست ولی قابل دیدن است. یکی از تاثیرات وخیم و جداٌ قابل تشویش خشونت بالای اطفال تمایل بیش از حد به  خوردن است که طفل و یا نوجوان غیر ارادی زیاد میخورند (پرخوری بی حد) و ناشی از آن وزن میگیرند. خطرناک ترین اثرات منفی خشونت خانواده گی  اختلال در رشد  و انکشاف وجدان است که طفل در سنین بزرگی با بی اعتنائی در برابر واقعات دلخراش و تاٌثر برانگیز عکس العمل نشان میدهند. به مشاهده رسیده است که اطفال قربای خشونت در خانواده و محیط در سنین بزرگ علاقه بیشتر به مسایل رزمی و رو آوردن به جنگ و وظایف نظامی دارند. یکی از دلایل آن هم در این است که آنان با استفاده از جنگ و سلاح عطش و قهز و غضب خود را بحیث یک قربانی فرو مینشانند.

در بخش کمک رسانی ها به اطفال که با خشونت  خانوادگی رشد میکنند ، بعضاٌ توصیه میشود که طفل به سپورت های رزمی بپردازد تا قهر و احساسات درونی اش بیرون گردد و آرامش را دوباره بدست بیاورد.

اطفال مواجه به خشونت خانودگی در سنین بزرگی خود به مشکلات زیاد در عرصه زنده گی شخصی  مواجه میگردند ، بخصوص در زنده گی زناشوهری کمتر موفق و خوشبخت میباشند. از اینجا است که باید با مسئولیت توجه نمود که مسئولیت پدری و مادری تنها در تاٌمین معیشت طفل نیست بلکه در مساعد ساختن مصئونیت  ، فضای گرم خانوادگی ، دادن توجه ، محبت به طفل و تاٌمین فضای مصئون برای رشد سالم شخصیت طفل است.

افراد که از دوره طفولیت و نوجوانی گذار نموده  و خشونت خانوده گی را از سر گذشتانده اند یا اینکه هنوز هم در خانواده با یکی از انواع خشونت ها مواجه اند که در فوق تقسیم بندی گردیده اند، یا خود خشونت را از خانواده بر گرفته و خود به عامل خشونت در مقابل اعضای خانواده خود تبدیل میگردند ویا هم بر عکس رابطه غیر عادی یعنی بیش از حد با اطفال میداشته باشند. چونکه خود را قربانی شده تلقی میکنند و میخواهند همه چیز را بیشتر از حد لازم به طفل خود عرضه مینمایند، چیزی که خود از آم محروم بوده اند.  

قرابانیان خشونت  خیلی ها باریک بین بوده در مقابل انتقاد فوق العاده حساسیت دارند ، حس اعتماد بخود و اعتماد بر دیگران در وجود شان خیلی ها ضعیف میباشد و نسبت به اکثر مسائل نا مطمئن و شکاک میباشند.

زنان  و دختران جوان که به خشونت های خانواده گی مواجه اند، اکثراٌ گوشه گیر اند و از داشن رابطه عادی اجتماعی شرم و یا ترس دارند. که روز  به روز خطرات رشد دیپریشن و یا افسردگی در وجود شان زیاد تر میشود. در حالات پیشرفته دیپریشن که ناشی ار خشونت های جنسی است، خطر بروز بیماری های شدید روانی و تمائلات خوکشی بیشتر است.

این هم دیده شده است که دختران جوان که با خشونت بزرگ شده اند  خیلی ها خشن و با برخورد های بی احترامانه نسبت به دیگران متوصل میگردند که کاملاٌ غیر ارادی میباشد. و آن ناشی از احساس عدم اعتماد به خود میباشد.

افراد که در فضای با خشونت خانوادگی و یا خشونت جنسی مواجه و بزرگ شده باشند، خطر قرار گرفتن شان در عرصه های جرمی به خصوص در مردان خیلی زیاد است و میتوانند  آنها  به مجرمین متکرر و خطرناک تبدیل گردند یا به شخصیت های عقده ئی ( با عقده از خود بر تر بینی) تبدیل میگردند. طبعاٌ قرار گرفتن این چنین افراد در سیاست و دولت مداری و هم در امور نظامی خیلی ها خطر ناک میباشند.

سوم: بررسی خشونت از دیدگاه  کلتور و تعامل

اکثراٌ فکر میشود که خشونت در خانواده ناشی از عقب مانده گی سطح کلتور و فرهنگ در جوامع عقب مانده میباشد. این علت میتواند یکی از فکتور ها باشد ولی فکتور تعین کننده نیست زیرا خشونت در جوامع پیشرفته و مدرن هم کمتر نیست ولی آنچه قابل قبول است میتواند خشونت بحیث جزٌ از کرکتر و عادت گرفته شده فرد از خانواده بی ثبات باشد که میتواند  زمانی این عادت و روش از حدود  یک خانواده وسیعتر گردد وحتی در یک زمان طولانی به یک سیستم در یک گروپ اجتماعی تبدیل گردد.

 زنان و کودکان بیشترین قربانیان خشونت ها اند. اینکه خشونت در خانواده های فقیر تر بیشتر به وقوع میپیوندد علت هم در آن است که رشد استعداد ها و تحصیلات بالا تر و بکار گیری سطح استعدا در راه یابی به زنده گی بهتر و آبرومندانه تر محدود و به اختلال مواجه میگردد . تجربه نشان داده است که به همان گونه که خشونت در یک خانواده متمول در حد وخیم و خطر ناک آن واقع گردد  و در عین حال در یک خانواده فقیر ترین طفل همه زمینه های مصئون رشد شخصیت ، محبت پدری و مادری و توجه و گرمی خانواده گی را داشته باشد.

یکی از خصوصیات ناشی از عقب مانده گی در کشور ما افغانستا ن و افغانان مهاجر در کشور های مختلفه جهان از جمله در کشور های مدرن که این کلتور را با خود نتقال داده اند ، کمتر دانستن موقعیت زن  و دختران جوان در خانواده است . متاٌسفانه در بعض حالات و مناطق به زن و اطفال " حیوان" خطاب میگردد. زنان در اکثر مسائل اجتماعی ، روابط فامیلی ، داشتن نقش مساوی در تعلیم و تربیه طفل و حق تعین آینده طفل به محدودیت های مواجه میگردند که بیان واضح اند بر خشونت روانی زن در نظام خانواده گی که در کشور ما هم در سطح بالا قرار دارد.

 چهارم: خشونت و بررسی حقوق آن

خشونت بحیث یک کلمه عام عمل جرمی و مجزاتی است که بخش های آن در قوانین مانند قوانین جزاٌ تعداد زیاد کشور ها پیش بینی گردیده اند ، مخصوصاٌ خشونت جسمانی. ولی متاٌسفانه بخش های دیگر خشونت هنوز کمتر صبغه حقوق مجازاتی را داراٌ است.

خشونت جنسی در واقع نظر به تقسیم بندی جرایم و مجازات و نظر به شدت آن در حکم قباحت و یا  جنایت است که در قانون جزای افغانستان (1355) مواد زیاد به آن اختصاص داده شده است . در قوانین جزای اکثر کشور ها نظر به شدت جرم و ضرر ناشی از آن از جزای حبس سه ماه الی  حبس طویل و اشد مجازات یعنی اعدام پیش بینی گردیده است. ولی خشونت روانی و اقتصادی هنوز کمتر در دعاوی حقوقی مورد بحث قرار میگیرد. در حالیکه اضرار آنها بزرگترین مشکلات و معضلات را در روند زنده گی اجتماعی و شخصی متضررین خشونت روانی و اقتصادی به وجود میآورد. خشونت روانی و اقتصادی در واقع محدود ساختن و سلب بعض آزادی های فردی را به وجود میاور که با اصول و ارزش های حقوق مدنی و بشری مطابقت مینماید.

در کشور های مدرن در سالهای اخیر توجه بیشتر به حمایت از حقوق زن و اطفال و در پیشگیری از خشونت و زمینه مساعد رشد و انکشاف جسمی و روانی طفل در خانواده مساعد گردیده است که موسسات عدلی و اجتماعی در این عرصه ها فعال اند.

در کشور ما افغانستان در پهلوی اینکه توجه به قانونی ساختن معضله خشونت و خشونت در خانواده از دیگاه حقوق زن و اطفال و هم جنبه مجازاتی آن توجه کافی صورت نگرفته است، تسلط رسوم و عنعنات و شیوه بررسی عنعنوی به این قضایا معضله بزرگ است که مداخله دولت و دستگاه های عدلی و قضائی را محدود و حتی ناممکن میسازد. بدین معنی که مجرم حتی در سطح عمل جنایت در برابر اطفال و زنان مصئون میماند و رسوم و عنعنه حیثیت چتر حمایتی را در ادامه خشونت بخود میگیرد. مثلاٌ  یک جرگه قومی یا میانجیگری ریشسفیدان در چنین اعمال  عامل مصئون ساختن مجرم است. درد آور تر آن است که در جرایم خشونت نه تنها یک فرد قربانی میگردد بلکه در بعض محلات  یک گوسفند یا " یک دختر جوان " به " بد" داده میشود.

سوٌ استفاده جنسی اطفال و نوجوانان در افغانستان یک معضله شرم آور است که مجرمین با تمام آزادی ها اطفال را مورد سوٌاستفاده جنسی قرار میدهند و در محافل میرقصانند. بعض کلپ های انتر نتی چنین تصویر ها را نشان میدهند که چگونه حتی یک قوماندان " پولیس " یک قوماندان مسلح یک پسر نوجوان را که ممکن اختطاف هم گردیده باشد ، با افتخار در پهلوی خود مینشاند.

گرچه این معضله ناممکن است تا در یک زمان کوتاه از بین برده شود ولی مهم این است که چگونه دستگاه دولت با درایت راه های تدریجی مبارزه علیه خشونت را با اضافات و یا تعدیلات در مواد قانون جزاٌ مساعد سازد. تسلط رسوم و عنعنات در بعض مناطق کشور به عوض تسلط حاکمیت دولتی و قوانین نافذه بزرگترین معضله در ادامه خشونت و ارتکاب جرایم شدید است که همه روزه حقوق صد ها زن و کودک در انجا نقض میگردد.

 نتیجه و طرح های پیشنهادی

خشونت به هر دلیل و شیوه که باشد و صورت گیرد ،  نقض کرامت انسانی و از دیدگاه قوانین و حقوق محدود ساختن و سلب حقوق و آزادی های مشروع اطفال ، زنان و سائر افراد است که  نه تنها از لحاط جسمانی بلکه از لحاظ روانی متضرر میشوند . اضرار آن جبران ناپزیر و نمیتوان آنرا با پول و یا معامله جبران نمود.  آنچه در بالا  انواع خشونت تقسیم بندی گردید ، نباید خشونت را تنها با لت و کوب  محدود نمود بلکه باید به ابعاد وسیعتر آن توجه نمود و خود و عمل خود را نسبت به این مساله در محیط و خانواده به بررسی گرفت.

خانواده همان طوریکه اولین لانه شکل گیری خشونت و اضرار ناشی از آن استٌ میتواند بهترین و مضئون ترین لانه از محبت ، اعتماد ، توجه و درک اینکه هر انسان حق استفاده از آزادیها و روابط مشروع اجتماعی را دارد، باشد. تعقل و پیشگیری از حاد شدن معضلات خانواده گی با تفاهم ، درک و احترام متقابل میتواند بهترین الترناتیف بر زور و خشونت باشد.

یکی از راه های جلوگیری و یا ختم خشونت فقط تفاهم و بحث های خانواده گی است که نظر هر عضو خانواده با ارزش تلقی گردد و خواست های مشروع هر کدام در نظر گرفته شود. در صورت عدم  ویا نا ممکن بودن تفاهم  مراجعه به افراد صاحب تجربه و رشته کاری بهتر است و نباید از آن شرم نمود.

تجربه ها کاری نشان داده است که  معضلات خانواده گی که خشونت را در خانواده در قبال دارد همیشه از عمل و عکس العمل ها متقابل که تحریک آمیز بوده و یکی دیگری را عامل میداند ، شدت و وخامت پیدا مینماید. عمل ها و عکس العمل ها در موقع آن راه حل و تفاهم پیدا نمینماید و روز  بروز یکی بالای دیگر قرار گرفته، تراکم مینماید  و انفجار آن عمل خشونت است.

مطالب بالا این مساله را واضح میسازد که خشونت و لو کوچک باشد ، کدام عواقب ناگوار را نه تنها برای بی ثبات ساختن نظام خانواده گی دارد و عواقب وخیم آن در دراز مدت کدام اضرار جسمانی و روانی را بالای اعضای خانواده بخصوص زنان ، نوجوانان و کودکان دارد.

در عرصه حقوقی تعدیلات و اضافات در قوانین کشور ما افغانستان یک ضرورت  حایز اهمیت است  و آن در مبارزه قانونی و اجتماعی علیه خشونت و از جمله خشونت خانواده گی. قانون و سیستم عدلی و قضائی سالم باید وسیله شجاعانه و غیر معامله گرانه را در جاگزینی آنان به عوض رسوم و عنعنات که با جوامع کنونی اعم از اسلامی و غیر اسلامی دیگر مطابقت ندارند  ، باشند.

در خشونت های خانوادگی اعم از روانی ، خشونت های خفیف جسمانی باید مجازات تنبهی از جمله  علاوه بر مجازات حبس جریمه های بزرگ نقدی در نظر گرفته شود. یکی از برخورد های موثر در ختم خشونت در خانواده ها  در کشور های مدرن  جریمه های نقدی ، حبس های تعلیقی  ( معمولاٌ دو ساله) وسیله موثر اند که در پهلوی حبس های کوتاه مدت شخص مجبور به ختم استفاده از خشونت میگردد. تعقیب  کورس های جبری کنترول بالای خود و عدم متوصل گردیدن به خشونت یک وسیله خوبی است که نتایج خوب و موثر را میتواند در قبال داشته باشد

  پایان

در این مقاله از مواد و ماٌخذ ذیل استفاده گردیده است:
  مواد معلوماتی  نهاد های کمک رسانی اجتماعی در هالند بخش خشونت    
Meldpunt huiselijk geweld
پروتوکول حمایت حقوق اطفال در برابر سو استفاده از اطفال و خشونت کشور هالند.
تجارب کاری و مسلکی نویسنده در اداره حمایت حقوق اطفال در کشور هالند.
اثرات عرف و تعامل در قانونگذاری افغانستان از  نویسنده سال 2003 جریده مشعل

رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید