2009/1/13

  

کلمه چپ از دیر زمانیست که در ادبیات سیاسی کاربرد دارد. این کلمه مترادف رادیکال استعمال می شود. عمدتا در برابر راست و محافظه کار قرار دارد. چپ درمجموع به طیف وسیعی از جریانهای مخالف راست گرایان اطلاق می شود. و به طور کل عبارتند از چپ افراطی، چپ کمونیست، چپ مارکسیست، چپ مائویست، چپ سوسیالیست، چپ عدالت خواه، چپ آزادیخواه ( عمدتا البته در کشورهای در تحت سیطره) چپ ترقیخواه، چپ دیموکرات، چپ معتدل و چپ سرمایداری که در آغاز طرفدار اصلاحات دیموکراتیک در چارچوب نظام سرمایه داری میباشند. وقتی گفته می شود جنبش های چپ عمدتا ، جنبش های آزادیخواهانه و ترقیخواهانه و طرفدار تطبیق دیموکراسی مورد نظر است. در کشور های آسیا، افریفا و امریکای لاتین خصوصیت ضد استعماری، ضد تبعیض نژادی (اپارتاید) وضدیت با هر نوع استثمار انسان از ویژه گی های اساسی جنبش های چپ به شمار می رود. هم چنان خواست های ترقیخواهانه با سرعتتر از آهنگ ابتدایی رشد آن. آنانیکه طرفدار کنش های فیصله کن و واکنش های سریع و متناسب اند ، چپ گرا گفته می شوند. به جنبش های آزادیبخش و رهایی بخش ملی نیز جنبش های چپ خطاب می شود. در افغانستان وقتی گفته شود چپ ، هدف چیست؟ برداشت ها کدام؟ و ارتجاع آنرا چگونه درخورد افکار عامه میدهد؟ در وطن ما بعضا چپ را مترادف کمونیست ( کسیکه به اصل اشتراکیت معتقد است.) میدانند. احزاب دموکراتیک را نیز کمونیست تشریح میکنند. در اینجا نوعی ابهام و سوء فهم بوجود آمده که عمدتا ناشی از پایین بودن سطح آگاهی همگانی است. علاوه بر اینها عده یی زیادی از افراد باسواد جامعه عادت به مطالعه ندارند و در پی تحلیل مفاهیم و مصطلحات نبوده ، بیشترینه با شنیدن از این و آن استفاده میکنند. عده یی هم از روی تعصب که گویا مبادا علیه منافع و دگمهای فکری شان چیزی واقع نشود بازهم دانسته و ندانسته در پی تحریف چپ دموکرات که محور این تحریف های خودرا بی دینی میدانند، بر می آیند. در حالیکه چپ دموکراتیک ضد استبداد ، خواهان ترقی ، دیموکراسی طلبی و آوردن رفاه اجتماعی بوده و تامین عدالت را برای ملت مسلمان خود می خواهد که خود در محور این مبارزه قرار میگیرد . در حقیقت این همه سعادت و رفاه را برای 25 میلیون مسلمان کشور که ژرفترین عقاید دینی را دارند و سایر هموطنان که دارای دیگر عقاید دینی نیز اند می خواهند و در حقیقت و در عمل ،تحقق عدالت اجتماعی را به طور قاطعانه و با رعایت اصول دین و اعتقادات دینی خود و ملت خود که عقاید و اصول اسلامی دارند می خواهند . فرق این است که در برنامه ریزی های اجتماعی خویش بیشترینه روی تحقق عدالت اجتماعی و بویژه توازن اقتصادی تکیه میکنند سیاست اقتصادی غنی ، غنی تر و فقیر ، فقیرتر در نزد چپ دموکراتیک مردود است . این مبارزه دارای طرحها ، اهداف و شیوه ها بوده و یک سر و گردن با مبارزات احزاب صرفا راستی که بعضا ایدیولوژی دینی را وسیله میسازند ، فرق دارد . باید واضح ساخت که احزاب اسلام گرا بر پایه ایدیولوژی اسلامی از مالکیت خصوصی غارتگرانه که سود را حرام می داند ، نمی توانند دفاع کنند . در اسلام تامین عدالت اجتماعی در صدر وظایف دولت اسلامی قرار دارد. اینکه بعضا این دولت ها و احزاب کنار آمدن ها و کنار رفتن های خلاف متن ایدیولوژی اسلامی انتخاب میکنند و یا هم مصلحت های در میان می آید ، بحث دیگریست. امر مسلم اینست که خوشبختی همین 25 میلیون مسلمان سرزمین در محور مبارزه چپ قرار دارد . از جانب دیگر چپ خود محصول مناسبات همین جامعه است . برای وضاحت بیشتر، دیگر این چپ اروپا ، امریکا و روسیه نیست . با در نظرداشت کلیه سنن پسندیده ، عقاید استوار دینی مطابق به احکام واقعی شریعت اسلامی و قانون اساسی کشور تعهدات خود را دارد و تجدد می خواهد ، عقب گرا نیست ، علیه ارتجاع قرار دارد ، منافع ملی را نسبت به منافع شخصی و گروهی مرجع میداند ، محافظه کار نیست و معامله گر نبوده و قاطعیت اصولی خود را دارد نقاد بوده و پیوسته در پی راه حل های نوین است ، و در صف منافع زحمتکشان میباشد . چپ دموکراتیک در بیرون از کشور نخست با جنبش های منطقه که دارای جوهر عدالت خواهی و تامین حقوق حقه زحمتکشان میباشد اتحاد همبستگی خودرا در میابد و در پی تحقق آن است و سپس با کلیه نیرو های خواهان دموکراسی ترقی و تامین عدالت اجتماعی که در سراسر جهان اند ، پیوند و ارتباط ناگسستنی برقرار میدارد. طوریکه فلسفه سیاسی در پی کشف حقیقت سیاست ، است در کشور ما نیز اگر فلسفه سیاسی وجود داشته باشد باید حقیقت سیاست را پی گیری نماید ، و بازهم اگر ، محور این کشف حقیقت دولت داد باشد که در پویه تاریخ ما پیشینه پرباری دارد ، با برخورد تاریخی و منطقی به قضیه ؛ درخواهد یافت که جوهر مبارزه امروزین جنبش چپ در افغانستان را نیز دادخواهی و دولت داد و تامین عدالت اجتماعی تشکیل میدهد که نه تنها با عقاید دینی مان منافات ندارد ، برعکس همگام آنست و در سنت های اجتماعی نیز ریشه های عمیق خود را دارد . به گونه مثال در سنت جلیل جوانمردی و عیاری ، عیاران و جوانمردان نیز حق ستمدیده گان را از ستمگران می جستند، مبارزه شان پرخاشی بود علیه بیدادگری های زمانه شان . چپ دموکراتیک در این سرزمین در یک نگاه دیگر پشتیبانی در دل تاریخ داشته که امروزه نیز میتواند از آن سنت های پسندیده بهره گیرد و فتوت و جوانمردی را در کنکس صفات اخلاقی و خصایل مبارزاتی خود قرار دهد . ما در این بحث روی رابطه و مدرنیته و مدرنیزم پست مدرن نپرداختیم ، صرف به گونه مثال داده های فکری را که از لابلای تلالوی اشعه خورشید ساطع است و هزاران دریچه دارد و ما یکی از آنها را گشوده داشتیم به نظر آوردیم. روشنفکرمبارزازنظرچپ دیموکرات آن نیروی نقاد ، مبارز و تجددگرا که رابطه قاطعیت و انعطافیت را بداند ، رازداری و تعهد داشته باشد و رمز و رموز روزگار را دریابد ؛ اطلاق می شود . با آنکه این مفهوم یعنی مفهوم روشنفکر خیلی ها سیال بوده و نسبیت در آن خیلی حد بالا دارد ، ولی روشنفکر دارای چنین خصوصیات را میتوان روشنفکر چپ نامید. در کشور ما پیشینه این لفظ(روشنفکر)به نهضت مشروطه خواهان میرسد که در آرزوی حکومت قانون و برانداختن استبداد سیاسی بودند.

روشنفکر مبارز بدور از جزمیت ساده سازی و ساده نگاری و عامیگرایی بوده و در پی درک ماهیت هاست . روشنفکر چپ دموکرات مبنای ترقی خواهی را دموکراسی میداند . هرچند نظریاتی هم وجود دارد که از طریق ترقی اجتماعی است که زمینه عینی تحقق دموکراسی فراهم می آید . شاخصترین عنصر هویتی چپ دموکرات ، درک آن از آزادی دموکراسی و عدالت اجتماعی می باشد. مدافع حقوق زن ، حفظ محیط زیست ، رشد آزاد و مستقلانه فرد و توجه به فرد ، طرفدار صلح پایدار ، جانبداری از دسترسی همه به اطلاعات همگانی اولویت دهی به کار های فرهنگی و رشد شعور سیاسی و حقوقی مردم بوده و از آنها در عمل دفاع و پشتیبانی نموده و در راه تحقق این خواستها مبارزه میکند.

 
 

admin@vatandar.at

مدیر مسوول : دیپلوم انجنیرعمر محسن زاده

صاحب امتیاز : انجنیرنجیب یوسفی

کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت  محفوظ و متعلق به وطندار می باشد