2010/2/4

مسئله در مورد ماهیت ایدلوژی به مثابه سطح تئوریک آ گاهی اجتماعی ، در
فرهنگ اجتماعی جامعه صنعتی پدیدار گشت . زمانی که در غرب ( از قرن هیجدهم ) و
در
روسیه ( از قرن نوزدهم ) درک علمی واقعیت ها شروع به شکل گیری نمود
. در
جریان تشدید مبارزات طبقاطی در اشکال اقتصادی ، سیاسی و ایدوئولوژی ، ایده
آلهای گوناگون در ارتباط با ساختمان متمدنا نه جامعه بشری شروع به شکل گیری
نمود
،
که در آ ن نیروی های مولده کار و همراه با آن فقر زحمتکشان در مقیاس باور
نکردنی گسترش یافت . بر خورد ایدئولوژِی های تخیلی گوناگون ، بطور طبیعی به
طرح
مسئله اصلی زندگی کشانده شد : آیا یک ایدئولوژی صحیح ، واقعی و علمی ممکن است
؟
تاریخ
قرن بیستم عملا به این سئوال پاسخ داد :
ایدئولوژی کمونیستی
موجب ایجاد سوسیالیسم واقعی در روسیه گردید . ایدئولوژی سوسیالیستی در سایه
علمی
بودن خود در در نبرد مرگ وزندگی با فاشیزم به مثابه اهرم ضربت ایدئولوژِی
بورژوازی
غرب پیروز شد . اما پس از شکست موقتی سوسیالیسم شوروی در « جنگ سرد» سالهای
1993-1953
، پس از بر قراری سرمایه ا لیگارشی در روسیه ، مسئله در مورد پتانسیل
واقعی ایدئولوژی علمی کمونیسم دوباره در دستور روز قرار گرفت- اما این بار در
مقیاس
جهانی
.اکنون
ضرورت آن فرا رسیده است ، که ماهیت و منبع نیروی واقعی
ایدلوژی علمی به عنوان بنیاد معنوی – تیوریک ظفر نمون حزب کمونیست فدراتیف
روسیه
نشان داده شود
.ایدئولوژی
– سیستم تیوریک ایده ها و دیدگاههاست ، که
انعکاس دهنده مناسبات گروه های مشخص اجتماعی با واقعیت ها بر اساس ایده
آلهای
آنها در ابطه با مناسبات اجتماعی است . ایدولوژِی متناسب با کیفیت تیوری
فلسفه ای
که در بنیان آن نهفته است ، میتواند علمی ، غیرعلمی ویا شبه علمی باشد
.ایدئولوژیِ
پیگیر علمی ، همانا ایدلوژی پرولتاریا ، طبقه کارگر
،
مجموعه طبقه کارگر به مثابه پرولتاریای معاصر است ، چونکه در بنیا ن آن
مارکسیسم بمثابه علم در مورد رشد اجتماعی بشریت قرار دارد . چنانکه مارکس و
انگلس
می نویسند « ...موقعیت تیوریک کمونیست ها ... فقط بیان عمومی مناسبات
واقعی است
که در جریان مبارزات طبقاتی انعکاس می یابد ، انعکاس جنبش تاریخی است که در
مقابل چشما ن ما رخ میدهد » . ف .انگلس مجموعه آثار جلد 4 ص 438
.و
.ا
.
لنین آموزش مارکسیستی را همچون « ...ایدلوژی پرولتاریا – آموزش سوسیالیسم
علمی ،
یعنی مارکسیسم » ارزیابی کرد . ( و .ا . لنین – مجموع آثار ، جلد پنجم . ص
315).
در مارکسیسم نیمه دوم قرن نوزدهم ( مثلا نزد پلخانف ) ایدلوژِی
همچون سطح فکری عالی آگاهی اجتماعی و طبقا تی ، که منعکس کننده جنبش موجود
اجتماعی است ، معرفی می شود . دیرتر در آثار لنین ، در آغاز قرن بیستم ،
بطوردقیق
مرز بندی تیپولوژی در جریان تشدید مبارزات طبقاتی در عرصه جهانی نشان داده می
شود، ایدلوژی سوسیالیستی یا بورژوازی ، سومی وجود ندارد . ناسیونالیسم
ایدلوژی بورژوازی است
.
در
نامه « خطاب به اتحادیه کارگران شمال
» (اپریل
1902 ) لنین توضیح می دهد ، که « سوسیالیسم ، ایدلوژی مبارزات طبقاتی
پرولتاریا ، تابع شرایط عمومی پیدایش ، رشد و استحکام ایدلوژی است . یعنی که
مبتنی بر تمامی آ گاهی بشریت ، متضمن رشد بالای علوم ، طالب کار علمی و
....است
.
در جریان مبارزات طبقاتی پرولتاریا که به شکل خود جوش بر زمینه مناسبات
کاپیتالیستی رشد و گسترش می یابد ، سوسیالیسم به وسیله ایدئولوگها ارایه می
گردد).
( و .ا . لنین مجموعه آثار جلد ششم صفحه 465- )
.
در آغاز
قرن بیستم « در فرهنگ دایره المعارف کوچک روسی » مفهوم " ایدلوژی " کاملا
مختصر
بیان می گردد: « آموزش در مورد ایده ها » که منعکس کننده « تیوری یک پدیده
اجتماعی
، اقتصادی یا سیاسی است ، مثلا ایدلوژی جنبش کارگری » . اما در همین توضیح
روشن است که ثمره تفکر مجرد مد نظر است ، اینکه موضوع چنین تفکری –
بررسیهای
اجتماعی است . آن زمان برای بخش تحصیل کرده جامعه روسیه دیگر مفهوم بود که در
چارچوب موضوع ایدلوژی ، پدیده های مربوط به طبیعت ، از جمله بیولوژی و غریزه
انسان ، پروسه های تخیلی و عارفانه نمی گنجد
.
خود مارکس و انگلس مفهوم
«
ایدلوژی » را برای سیستم نظریات خود به کار نمی بردند ، اما مارکسیسم را
«
تیوری علمی سوسیا لیسم ، که به شکل ارگانیک وابسته به مبارزه آزادیبخش طبقاتی
پرولتاریا است » می دانستند .دقیقا و .ا. لنین مقوله « ایدلوژی علمی » را پیش
کشید و توضیح داد، که سیستم های ایدلوژی قبل از مارکسیسم تنها حاوی برخی
عناصر
علمی بودند ، اما مارکسیسم به معنای واقعی ایدلوژِی علمی است ، و ویژگی مهم
آن
پیوند علم با عمل انقلابی در تیوری اجتماعی است
.
در ایدلوژی مانند هر
یک از اشکال فعالیت های معنوی جامعه ، دیدگاههای ایدولوژیکی علمی و غیر
علمی
واقعی و غیر واقعی در مبارزه یا دیا لوگ هستند ، که همانا منافع طبقاتی
گوناگونی را
منعکس می کنند
.
در
اوج پیشرفت فلسفه اجتماعی شوروی ، پرفسور و . ژ .کیله
در دایره المعارف روسی می نویسد ، که ایدلوژی – این ...سیستم دیدگاهها و ایده
هاست ، که مناسبات انسان ها با واقعیت ها و با یکدیگر و همچنین مشکلات
اجتماعی و
مناقشات را بررسی و توضیح می دهد
.
در
جامعه طبقاتی ، بنا به گفته و
.ژ
.کیله ، ایدلوژی انقلابی یا ارتجاعی ، مترقی یا محافظه کا ر ، لیبرالی یا
رادیکا ل ، انترناسیونا لیستی یا ناسیونالیستی ، وجود دارد . همه وابسته به
ارزشهای اجتماعی – سیاسی است ، که گروه اجتماعی صاحب ایدلوژی ، پیرو آن است
.
طبقات و گروههای مترقی در شکل دادن نظریات و دیدگاه های ایدلوژیکی خود در
مقیاس زیادی به اطلاعا ت و بررسیهای علمی واقعیتها گرایش دارند . به همین
دلیل ،
طبقه کارگر و دیگر نیروهای اجتماعی مترقی در شناخت و درک علمی ، مارکسیست
–
لنینیستی واقعیت های اجتماعی ذینفع اند
.
مارکسیم همچون علم در مورد پیشرفت
اجتماعی ، همان درک علمی – منطقی گرایشات اساسی رشد تاریخی حیات اجتماعی است
در
فرهنگ دایره المعارف منتشر شده پس از فروپاشی اتحاد شوروی نوشته می شود:
ایدلوژی ، سیستم سیاسی ، حقوقی ، اخلاقی ، مترقی ، استتیک و فلسفی دیدگاهها و
ایده ها ست ، که مناسبات مردم را با واقعیت ها بررسی و توضیح میدهد.( دایره
المعارف
بزرگ روسی – 2004 ) در این ا رتباط باید بر ارتباط همیشگی این دیدگاه ها
با
واقعیت های اجتماعی و با ایده آزادی کار ، عدالت و سازماندهی انسانی و
عقلانی
حیات اجتماعی بشریت تاکید کرد
.
هر نوع ایدلوژی ، در حیات معنوی
جامعه به شکل فعالیتهای تیوریکی طبقه – موضوع اصلی تقسیم کار اجتماعی – وارد
می شود
.
طبقه در کل ایدلوژی را در چارچوب ارزشها شکل می دهد ، اما طرفداران تحصیل
کرده این طبقه ، آ ن را در چار چوب تیوری شناخت تنظیم و ارایه می دهند ( این
را
افرادی از همین طبقه می توانند انجام دهند ) . بدین ترتیب ایدلوژی علمی یک
سیستم
بهم پیوسته شناخت و ارزیابی های معتبر علمی از واقعیت های اجتماعی است در
واقع و .ا . لنین در تشریح ماکروبافت مارکسیسم ( فلسفه
ماتریالیسم دیا لکتیک ، اقتصاد سیا سی بمثابه علم در مورد تولید مادی ، تیوری
سوسیا
لیسم علمی و سیاست شناسی پرولتاریا ) ، بر روی منبع اولیه علمی بودن
ایدئولوژی
انقلابی مارکسیستی : فلسفه بمثابه علم در مورد نقش سازندگی زحمتکشان در جهان
–
تاکید میکند
.
از
آنجا که دقیقا در سیستم جهان بینی مارکسیسم – لنینیسم
، فلسفه به علم در مورد اشکال عمومی تبدیل می شود ، ایدلوژی مارکسیسم ، در
شکل
جامع کیفیت علمی به خود می گیرد : این تئوری عینی – واقعی شناخت نه تنها
واقعیت
های اجتماعی ، بلکه واقعیت های طبیعی در سایه کشف عمومی نقش خلاق کار است
.
ایدئولوژی زحمتکشان تنها زمانی علمی میگردد ، که بر درک علمی واقعیت
ها استوار باشد
.
بدین
ترتیب ، در مجموع می توان این بر داشت اساسی از
ایدلوژی مارکسیستی – لنینستی بمثابه ایدئولوژی علمی طبقه کارگر و زحمتکشان
جامعه
صنعتی ارائه داد : ایدلوژی مارکسیستی ، سیستم دیالکتیکی – ماتریالیستی دیدگاه
های
سیاسی ، حقوقی ، اخلاقی ، مذهبی واستتیک ( زیبایی شناسی ) زحمتکشان نسبت به
واقعیت
های اجتماعی است که در پیش بینی ایده های عد ا لت، سازماندهی عقلانی و انسا
نگرایا
نه جامعه آزاد از استثمار انسان ، انعکاس می یابد
.
اکنون میتوان به
بررسی ایدلوژی علمی که حزب کمونیست روسیه فدراتیو بمثابه حزب اصلی زحمتکشان
روسیه
معاصر تابع آ ن است ، پرداخت
.
از نکا ت اسا سی اید لوژی مارکسیستی
–
لنینیستی که قابل تطبیق با واقعیت ها ی معاصر اجتماعی ا ست ، شروع میکنیم
.
حزب
کمونیست روسیه فدراتیو بمثابه وارث بهترین سنت های حزب سوسیال دمکرات
کارگری روسیه ، حزب کمونیست کارگری و حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی ، حزبی
است
سیاسی ، منعکس کننده ایدلوژی منافع ا سا سی مجموع طبقه کارگر و دیگر زحمتکشان
روسیه است.
کارل
مارکس « مجموعه کارکنان » ( مجموعه طبقه کارگر) را در آخرین آثار خود برای
کارگران متخصص ، استاد کاران ، مهندسین و دانشمندان ، که
باعث تبد یل علم به کار تولیدی محصولات صنعتی می گردد ، بکار برد .اکنون در
شرایط
نوین ، مجموعه طبقه کارگر – این بزرگترین گروه زحمتکشان ، در بر گیرنده همه
کارکنان
مزد بگیر کار تولیدی در صنایع ، مجتمعه های کشاورزی ، حمل ونقل ، ساختمان و
خدما ت
، می باشد
.
طبق سنت ، که از احزاب مارکسیستی انترناسیونال اول به
ارث مانده ، احزاب کمونیست بیان کنده منافع پرولتاریا به مثابه کارکنان مزد
بگیر
کار تولیدی در صنایع هستند . طبیعی است که از آن هنگام کار صنعتی بسیاری از
عرصه
های دیگر تولید مادی ، از جمله عرصه خدمات را در بر گرفته است . بدین ترتیب ،
کار
تولیدی معاصر – فعالیت ثمر بخش کارکنان تحصیل کرده در سطوح مختلف تولیدی –
تکنیکی
(
کنترل کننده گان دستگاه ها ، تکنیسین ها ، کارشناسان ، مهندسین ، دانشمندان
عرصه تولید
)
هستند
. دقیقا
همین متخصصین حرفه ای آموزش دیده « پرولتاریای دانا »
عامل اساسی تبدیل بلا واسطه علوم به نیرو مولده جامعه معاصر است .بورژوازی
معاصر
، با حمایت بوروکراسی دولتی فعالانه نه تنها توان فیزیکی ، بلکه استعداد و
توان
روحی – معنوی کارکنان عرصه تولید و عرصه خدمات را استثمار میکند
.در
آغاز ژانویه 2007 در روسیه ، طبق داده های اداره آمار روسیه ، دو میلیون و
سیصد
وپنجاه هزار صاحب کار ( کار فرما ) بزرگ ومتوسط در روسیه وجود داشتند ( در
میان
آنها بیشتر از صد نفر میلیاردر هستند ) اینها حاملین دو آتشه ایدلوژی
بورژوازی می
باشند ، که حزب سیاسی « روسیه واحد » دقیقا منعکس کننده منافع آنهاست .جناح
خورده
بورژوازی در برگیرنده یک میلیون تجار کوچک و دویست و سی هزار صاحب کار عرصع
کشاورزی
می گردند . وضعیت اجتماعی اینها متضاد است . زیرا آنها دائما تحت فشارای
رقابتی
سرمایه داران بزرگ و متوسط ، و فشار کارمندان اداری ارگانهای مختلف هستند .
به همین
دلیل آنها میتوانند طرفدار و یا متحد موقت حزب کمونیست روسیه بعنوان حزب
طبقه
کارگر و دهقانان زحمتکش باشند
.
استثمار
مجموعه طبقه کارگر در روسیه به
شکل عمومی در 10-15 سال اخیر تشدید گردیده است . پروفسور و .تروشکف در بررسی
وضعیت
سال 2006 می نویسد ، که « در ازای 1 روبل دستمزد کارگر مزد بگیر ، سرمایه
دار
کنونی روسیه تخمینا 9.5 روبل سود می برد » ( پراودا 2008 ) نرم سود 950 درصد
است
.
همین
، یکی از دلایل گرایش به چپ و بالا رفتن آگاهی اجتماعی مردم
روسیه می باشد . پس مرگ و میر فشرده نسل کارگران شوروی ؟ پس تخریب و تباهی
اخلاقی
جوانان ، که از آینده سوسیالیستی محروم شده اند؟ ....فقط ایدئولوژی علمی می
توتند
واقعیت های اجتماعی را بدرستی تجزیه وتحلیل کند
.
تکیه گاه اصلی حزب
کمونیست فدراتیف روسیه ، مجموعه طبقه کارگر روسیه است که در دهه 70 قرن بیستم
شکل
گرفته است و موقتا در وضعیت بی قوارگی و بی شکلی قرار دارد . از دیدگاه
مارکسیم
خلاق ، این طبقه جامعه صنعتی ، کارکنان از لحاظ تکنیکی بهم پیوسته کار تولیدی
،
شامل چهار گروه هستند - اپراتورها ( متصدیان وکارگران متخصص کنترل دستگاه
ها
)
،
تکنسینها ( با آموزش متوسط ) ، مهندسین ( با تحصیلات تکنیکی عالی) ، و
کارکنان علمی . در جامعه سرمایه داری معاصر ، طبقه کارگر همان « پرولتاریای
آگاه و با دانش » است . یعنی ، کارکنان مزد بگیر کار پیچیده تولیدی ، نیروی
اصلی
تولیدی جامعه صنعتی است . در جامعه سوسیا لیستی گذشته ،حال و آینده ، حاکمیت
دیکتاتوری نسبت به دیگر دمکراسی ها ی ملی ، بر اساس قانون انقلاب ، متعلق
به
آنهاست
. چانکه
معروف است ، مارکسیست از نقطه نظر علمی ، تنها به کسی
گفته می شود که مبارزه طبقاتی و سرانجام نهایی آن – بر قراری دیکتاتوری
پرولتاریا
را قبول دارد . در شرایط روسیه که مکتب بر قراری دیکتاتوری سئسیالیسم را
گذرانده
و دو باره به اه سرمایه داری رانده شده ، این دیکتاتوری فقط در شکل حاکمیت
شورا ها
واقعی است . هسته این حاکمیت دیگر نه فقط « کارگران پیشرو » بلکه مهندسین
،
تکنیسینها و دانشمندان که در ترکیب مجموعه طبقه کارگر جامعه معاصر قرار دارند
،
هستند .در ارتباط با این جالب است یاد آوری کنیم ، که در بروشور 1919 در مورد
مشکلات حکومت شوراها ، و .ا . لنین تاکید کرد ، که : « نباید انقلاب
سوسیالیستی را
بدون طبقه کارگر انجام داد . تا زمانی که طبقه کارگر آنقدر نیروندارد ، که
بتواند
دهها ملیون درمانده ، بیسواد و دهقانان پراکنده را رهبری کند ، نباید به
انقلاب
سوسیالیستی دست زد .و فقط بخش پیشتاز طبقه کارگر میتواند آنها را رهبری کند
.
« البته در جریان ساختمان سوسیالیسم در روسیه ، تغییرات ریشه ای صورت
گرفته است . دهقانان روسیه اکنون اقلیت جمعیت را تشکیل می دهند . تقریبا یک
سوم
جمعیت را . اما پس از بر قراری دوباره سرمایه داری و تخریب کار کشاورزی
جمعی ، «
جماعت دهاتی » در اطراف شهر های بزرگ و مناطق دور افتاده ، دوباره افزایش
یافته اند
،
و لشکر کارگران وتکنسینها ومهندسین رانده شده از شهرها را کامل کرده اند
.
طبقه کارگر اتحاد شوروی سابق ، به کارگران سالمند متخصص تبدیل شده اند ، که
برای
امرار معاش مجبورند به کار موقت در موسسا ت دولتی و خصوصی تن در دهند
. پیچیدگی
پروسه های ایدئولوژیک که در روسیه معاصر در جریان دارد ، در این است ، که
حوادثی که در مدت این 20- 25 سال در جریان بر قراری دوباره سرمایه داری در
اولین
کشور وسیالیستی جهان روی داد ، منوط به کودتای معینی در آگاهی اجتماعی مردم
شوروی
بود . تراژدی جامعه شوراها این بود که شعور مردم را با کلیدی ، که غیر عادی
ترین
رنگ ایدلوژیکی به آن « دادند ( با تسلط عناصر سنتی – مذهبی ) ، « منفجر»
ساختند. در جریان این « تسویه » تاریخی ، ساختار های کار اجتماعی جامعه
سوسیالیستی شوروی به انحطاط کشانده شد و بخشی از آن متلاشی گردید . نخبگان
این
جامعه ، که مدت ها قبل ، از دوران پس از استالین ، بتدریج پاکیزگی مارکسیستی
–
لنینیستی خود را از دست داده بودند ، تجزیه شدند . از « آت و آشغال » شعور
متلاشی
شده ، « نخبگان » جدید روسیه نوین شروع به شکل گیری نمود
. "
نخبگان " به
مفهوم سیاسی معاصر ، قشری از مردم هستند ، که از لحاظ ظاهری متحد ، اما از
لحاظ
درونی متضاد هستند ، که بخش عمده منا بع اجتماعی را در کنترل دارند و بطور
واقعی در
برنامه ریزی ها و اجرای سیاست ها در تمامی عرصه ها ی اجتماعی تاثیر گذار
هستند.نخبگان سیاسی دارای ویژگی های خاصی هستند . اولا آنها از لحاظ تخصصی
یک دست نیستند ؛ معمولا به نخبگان اقتصادی ، هنری ، نظامی ، علمی و حکومت
کنندگان
تقسیم می شوند . دوما ، اختلاف منافع اجتماعی و دسته بندی های آنان موجب
رقابت
دائمی بین آنها در مبارزه بخاطر تاثیر گذاری در گروههای اجتماعی میشود
.
در
رهبری سیاسی و اداری امور دولتی ، معمولا وضعیت به این صورت است
: «
نخبگان حکومت کننده » مانند رهبران ، سرکردگان ، و بوروکراسی مثل دستگاه
اداره کننده ، اراده این نخبگان را عملی می سازد
.
درک علمی ، مارکسیت
–
لنینیستی نخبگان ، در ا رتباط است با بر خورد مشخص – تاریخی- طبقاتی نسبت به
ارزیابی کیفیت فعالین سیاسی . اولا ، این ها بر خاسته از کارکنان فکری یا کار
فیزیکی هستند ، که در سیاست بیانگر منافع قشار مشخصی از زحمتکشان هستند .
دوما ،
این افراد بهترین بخش پیشتاز طبقه مربوطه ، اقشار زحمتکشان ، می باشند ، که
در
سیاست توانمندیهای فکری بر جسته و استعداد های روانی ، کیفیت های بالای انسا
نی و
قریحه سازماندهی و سازمانگری خود را به نمایش می گذارند . سوما ، این انسانها
، بر
بنیاد اتحاد زحمتکشان ، می توانند مبارزه در راه ایده آلهای سوسیالیسم و
کمونیسمرا
همزمان در اشکال اقتصادی ، سیاسی و ایدئولویکی ، پیش ببرند
.
نخبگان
زحمتکشان – چنانکه گ . و .پلخانف می نویسد ، انسانهایی هستند ، که در مبارزه
بخاطر
آینده سعادمند بشریت ، دورتر از دیگران می بینند و بهتر از دیگران انجام می
دهند
.
زندگی خود ، آنها را انتخا ب و بر راس توده های زحمتکش قرار می دهد . در سال
1918
در این مورد بهتر از همه لنین در کتاب « بیماری کودکی چپ روی در کمونیسم » در
فصل
(
توده ها ، طبقا ت ، احزاب ، رهبران ) نوشت
.
اما در روسیه کنونی ، جامعه
شناسی و سیاست شناسی ، به شکل دیگری در مورد نخبگان ، وضعیت جهان بینی
ودیدگاههای
ایدئولوژیکی آنان ، تعبیرات شبه علمی ارایه می دهد
.
بدین ترتیب ، فلسفه
دیالکتیک – ماتریالیستی امکان می دهد بطور علمی درک کرد ، که در شعور
اجتماعی ،
که منعکس کننده وضعیت موجود است ، نقش تعیین کننده را سطح ایدئولوژیکی آن
بازی می
کند. احزاب سیاسی ، نخبگان طبقات مختلف ، اقشار اجتماعی مردم ، در نظریات
ایدئولوژیکی ، آنچه را که مردم درک می کنند ، از لحاظتئوریک منعکس می سازند
.
با توجه به این مطالب ، روشن است ، که وظیفه انقلابی زحمتکشان روسیه معاصر
، لغو حاکمیت سرماتیه داری ، که کشور را با کمک « مشاوران » غربی به بحران
کشانده
اند ، و بازسازی اقتصاد واقعی و گذار قطعی به فاز سوسیالیستی فرماسیئن
اجتماعی
–
اقتصادی کمونیستی است
.
هد ف اساسی فعالیت های حزب کمونیست روسیه فدراتیو در
این برهه ، رهبری مبارزه انقلابی زحمتکشان به مجموعه طبقه کارگر روسیه ، در
جهت بر
قراری حاکمیت خلقی شورا ها است . ضامن موفقیت این پروسه ، رشد تئوری
مارکسیسم – لنینیسم و گذار تمامی فعالیت های دولتی بر بنیاد علمی -
ایدئولوژیکی ،
می باشد
بدین
ترتیب ، حاکمیت شورا ها ، در دوران گذار به سوسیالیسم
باز سا زی شده ، فقط می تواند جمهوری دیکتاتوری مجموعه طبقه کارگر در قالب
رژیم
دمکراسی ملی ، باشد . دمکراسی سوسیالیستی عملا تامین کننده حذف فاصله ها بین
طبقات ، بر اساس سازماندهی علمی و سطح عالی کار است
.
برگرفته
از سایت حزب کمونیست فدراتیف روسیه