2010/2/4

مسئله در مورد ماهیت ایدلوژی به مثابه سطح تئوریک آ گاهی اجتماعی ، در فرهنگ اجتماعی جامعه صنعتی پدیدار گشت . زمانی که در غرب ( از قرن هیجدهم ) و در روسیه ( از قرن نوزدهم ) درک علمی واقعیت ها شروع به شکل گیری نموددر جریان تشدید مبارزات طبقاطی در اشکال اقتصادی ، سیاسی و ایدوئولوژی ،  ایده آلهای گوناگون  در ارتباط با ساختمان متمدنا نه جامعه بشری شروع به شکل گیری نمود ،  که در آ ن  نیروی های مولده کار و همراه با آن فقر  زحمتکشان در مقیاس   باور نکردنی گسترش یافت . بر خورد ایدئولوژِی های تخیلی گوناگون ، بطور طبیعی به طرح مسئله اصلی زندگی کشانده شد : آیا یک ایدئولوژی صحیح ، واقعی و علمی ممکن است ؟
 
تاریخ قرن بیستم عملا به این سئوال پاسخ داد :   

ایدئولوژی کمونیستی موجب ایجاد سوسیالیسم واقعی در روسیه گردید .  ایدئولوژی سوسیالیستی در سایه علمی بودن خود در در نبرد مرگ وزندگی با فاشیزم به مثابه اهرم ضربت ایدئولوژِی بورژوازی غرب  پیروز شد . اما پس از شکست موقتی سوسیالیسم شوروی در « جنگ سرد» سالهای 1993-1953 ، پس از بر قراری سرمایه ا لیگارشی در روسیه ، مسئله در مورد پتانسیل واقعی ایدئولوژی علمی کمونیسم دوباره در دستور روز قرار گرفت- اما این بار در مقیاس جهانی .اکنون ضرورت آن فرا رسیده است ، که ماهیت و منبع نیروی واقعی ایدلوژی علمی به عنوان بنیاد معنوی – تیوریک ظفر نمون حزب کمونیست فدراتیف روسیه نشان داده شود .ایدئولوژی – سیستم تیوریک ایده ها و دیدگاههاست ، که انعکاس دهنده مناسبات گروه های  مشخص اجتماعی با واقعیت ها  بر اساس ایده آلهای آنها در ابطه با مناسبات اجتماعی است . ایدولوژِی متناسب با کیفیت تیوری فلسفه ای که در بنیان آن نهفته است ، میتواند  علمی ، غیرعلمی ویا شبه علمی باشد .ایدئولوژیِ پیگیر علمی ، همانا ایدلوژی پرولتاریا ، طبقه کارگر ، مجموعه طبقه کارگر به مثابه پرولتاریای معاصر است ، چونکه در بنیا ن آن مارکسیسم بمثابه علم در مورد رشد اجتماعی بشریت قرار دارد . چنانکه مارکس و انگلس می نویسند « ...موقعیت تیوریک کمونیست ها ...     فقط بیان عمومی مناسبات واقعی است که در جریان مبارزات طبقاتی انعکاس می یابد ، انعکاس جنبش تاریخی است که در مقابل چشما ن ما رخ میدهد » . ف .انگلس مجموعه آثار جلد 4 ص 438  .و .ا . لنین آموزش مارکسیستی را همچون « ...ایدلوژی پرولتاریا – آموزش سوسیالیسم علمی ، یعنی مارکسیسم » ارزیابی کرد . ( و .ا . لنین – مجموع آثار ، جلد پنجم . ص  315).
در مارکسیسم نیمه دوم قرن نوزدهم ( مثلا نزد پلخانف ) ایدلوژِی همچون سطح فکری عالی آگاهی اجتماعی و طبقا تی ،   که منعکس کننده جنبش موجود اجتماعی است ، معرفی می شود . دیرتر در آثار لنین ، در آغاز قرن بیستم ، بطوردقیق مرز بندی تیپولوژی در جریان تشدید مبارزات طبقاتی در عرصه جهانی نشان داده می شود، ایدلوژی سوسیالیستی  یا بورژوازی ،  سومی وجود ندارد . ناسیونالیسم ایدلوژی بورژوازی است .
 
در نامه  « خطاب به اتحادیه کارگران شمال » (اپریل 1902 ) لنین توضیح می دهد ، که « سوسیالیسم ، ایدلوژی مبارزات طبقاتی پرولتاریا ، تابع شرایط عمومی پیدایش ، رشد و استحکام ایدلوژی است . یعنی که مبتنی بر تمامی آ گاهی بشریت ، متضمن رشد بالای علوم ، طالب کار علمی و ....است .    در جریان  مبارزات طبقاتی پرولتاریا  که به شکل خود جوش بر زمینه   مناسبات کاپیتالیستی رشد و گسترش می یابد ، سوسیالیسم به وسیله ایدئولوگها ارایه می گردد).

( و .ا . لنین مجموعه آثار جلد ششم  صفحه 465- ) .
در آغاز قرن بیستم « در فرهنگ دایره المعارف کوچک روسی » مفهوم " ایدلوژی " کاملا مختصر بیان می گردد:  « آموزش در مورد ایده ها » که منعکس کننده « تیوری یک پدیده اجتماعی ، اقتصادی یا سیاسی است ، مثلا ایدلوژی جنبش کارگری » .   اما در همین توضیح  روشن است که ثمره تفکر مجرد مد نظر است ،  اینکه موضوع چنین تفکری –   بررسیهای اجتماعی است . آن زمان برای بخش تحصیل کرده جامعه روسیه دیگر مفهوم بود که در چارچوب موضوع ایدلوژی ، پدیده های مربوط به طبیعت ، از جمله بیولوژی و غریزه انسان ، پروسه های تخیلی و عارفانه نمی گنجد .
خود مارکس و انگلس مفهوم « ایدلوژی » را برای سیستم نظریات خود به کار نمی بردند ، اما مارکسیسم را « تیوری علمی سوسیا لیسم ، که به شکل ارگانیک وابسته به مبارزه آزادیبخش طبقاتی پرولتاریا است » می دانستند .دقیقا و .ا. لنین مقوله « ایدلوژی علمی » را پیش کشید و توضیح داد، که سیستم های ایدلوژی قبل از مارکسیسم تنها حاوی برخی عناصر علمی بودند ، اما مارکسیسم به معنای واقعی ایدلوژِی علمی است ، و ویژگی مهم آن پیوند علم با عمل انقلابی در تیوری اجتماعی است .
در ایدلوژی مانند هر یک از اشکال فعالیت های معنوی جامعه ،  دیدگاههای ایدولوژیکی  علمی و غیر علمی واقعی و غیر واقعی در مبارزه یا دیا لوگ هستند ، که همانا منافع طبقاتی گوناگونی را منعکس می کنند .
 
در اوج پیشرفت فلسفه اجتماعی شوروی ، پرفسور و . ژ .کیله در دایره المعارف روسی می نویسد ، که ایدلوژی – این ...سیستم دیدگاهها و ایده هاست ، که مناسبات انسان ها با واقعیت ها و با یکدیگر و همچنین مشکلات اجتماعی و مناقشات را بررسی و توضیح می دهد .
 
در جامعه طبقاتی ، بنا به گفته  و .ژ .کیله ، ایدلوژی  انقلابی  یا ارتجاعی ، مترقی یا محافظه کا ر ،  لیبرالی یا رادیکا ل ، انترناسیونا لیستی  یا  ناسیونالیستی ، وجود دارد . همه وابسته به ارزشهای اجتماعی –  سیاسی است ،  که گروه اجتماعی صاحب ایدلوژی ، پیرو آن است . طبقات و گروههای مترقی در شکل دادن نظریات و دیدگاه های ایدلوژیکی خود در مقیاس زیادی به اطلاعا ت و بررسیهای علمی واقعیتها گرایش دارند . به همین دلیل ، طبقه کارگر و دیگر نیروهای اجتماعی مترقی در شناخت و درک علمی ، مارکسیست لنینیستی واقعیت های اجتماعی ذینفع اند .
مارکسیم همچون علم در مورد پیشرفت اجتماعی ، همان درک علمی – منطقی گرایشات اساسی رشد تاریخی حیات اجتماعی است
در فرهنگ دایره المعارف منتشر شده پس از فروپاشی اتحاد شوروی نوشته می شود:

ایدلوژی ، سیستم سیاسی ، حقوقی ، اخلاقی ، مترقی ، استتیک و فلسفی دیدگاهها و ایده ها ست ، که مناسبات مردم را با واقعیت ها بررسی و توضیح میدهد.( دایره المعارف بزرگ روسی – 2004 )   در این ا رتباط باید بر ارتباط  همیشگی این دیدگاه ها با واقعیت های اجتماعی و  با ایده آزادی کار ،  عدالت و سازماندهی انسانی و عقلانی حیات اجتماعی بشریت تاکید کرد .
هر نوع ایدلوژی ، در حیات معنوی جامعه به شکل فعالیتهای تیوریکی طبقه – موضوع اصلی تقسیم کار اجتماعی – وارد می شود .    طبقه در کل ایدلوژی را در چارچوب ارزشها شکل می دهد ،  اما طرفداران تحصیل کرده این طبقه ،  آ ن را در چار چوب تیوری شناخت تنظیم و ارایه می دهند ( این را افرادی از همین طبقه می توانند انجام دهند ) . بدین ترتیب ایدلوژی علمی یک سیستم بهم پیوسته شناخت  و ارزیابی های معتبر علمی از واقعیت های اجتماعی است در واقع  و .ا . لنین در تشریح ماکروبافت مارکسیسم  ( فلسفه ماتریالیسم دیا لکتیک ، اقتصاد سیا سی بمثابه علم در مورد تولید مادی ، تیوری سوسیا لیسم علمی و سیاست شناسی پرولتاریا ) ، بر روی منبع اولیه علمی بودن ایدئولوژی انقلابی مارکسیستی : فلسفه بمثابه علم در مورد نقش سازندگی زحمتکشان در جهان تاکید میکند .
 
از آنجا که دقیقا در سیستم جهان بینی مارکسیسم – لنینیسم ، فلسفه به علم در مورد اشکال عمومی تبدیل می شود ، ایدلوژی مارکسیسم ، در شکل جامع کیفیت علمی به خود می گیرد :    این تئوری عینی –  واقعی شناخت نه تنها واقعیت های اجتماعی ، بلکه واقعیت های طبیعی در سایه کشف عمومی نقش خلاق کار است .
ایدئولوژی زحمتکشان تنها زمانی علمی میگردد ، که بر درک علمی واقعیت ها استوار باشد .
 
بدین ترتیب ، در مجموع می توان این بر داشت اساسی از ایدلوژی مارکسیستی – لنینستی بمثابه ایدئولوژی علمی طبقه کارگر و زحمتکشان جامعه صنعتی ارائه داد : ایدلوژی مارکسیستی ، سیستم دیالکتیکی – ماتریالیستی دیدگاه های سیاسی ، حقوقی ، اخلاقی ، مذهبی واستتیک  ( زیبایی شناسی ) زحمتکشان نسبت به واقعیت های اجتماعی است که در پیش بینی ایده های عد ا لت، سازماندهی عقلانی و انسا نگرایا نه جامعه آزاد از استثمار انسان ، انعکاس می یابد .
اکنون میتوان به بررسی ایدلوژی علمی که حزب کمونیست روسیه فدراتیو بمثابه حزب اصلی زحمتکشان روسیه معاصر تابع آ ن است ، پرداخت .
   
از نکا ت اسا سی اید لوژی مارکسیستی لنینیستی که قابل تطبیق با واقعیت ها ی معاصر اجتماعی ا ست ، شروع میکنیم .
 
حزب کمونیست روسیه فدراتیو بمثابه وارث بهترین سنت های حزب سوسیال دمکرات کارگری روسیه ، حزب کمونیست کارگری  و حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی ، حزبی است سیاسی ، منعکس کننده ایدلوژی منافع ا سا سی مجموع طبقه کارگر و دیگر زحمتکشان روسیه است.
 
کارل مارکس « مجموعه کارکنان » ( مجموعه طبقه کارگر) را در آخرین آثار خود برای کارگران متخصص ، استاد کاران ، مهندسین و دانشمندان ، که باعث تبد یل علم به کار تولیدی محصولات صنعتی می گردد ، بکار برد .اکنون در شرایط  نوین ، مجموعه طبقه کارگر – این بزرگترین گروه زحمتکشان ، در بر گیرنده همه کارکنان مزد بگیر کار تولیدی در صنایع ، مجتمعه های کشاورزی ، حمل ونقل ، ساختمان و خدما ت ، می باشد .
طبق سنت ،   که از احزاب مارکسیستی انترناسیونال اول به ارث مانده ، احزاب کمونیست بیان کنده منافع پرولتاریا به مثابه کارکنان مزد بگیر کار تولیدی در صنایع هستند . طبیعی است که از آن هنگام کار صنعتی بسیاری از عرصه های دیگر تولید مادی ، از جمله عرصه خدمات را در بر گرفته است . بدین ترتیب ، کار تولیدی معاصر – فعالیت ثمر بخش کارکنان تحصیل کرده در سطوح مختلف تولیدی – تکنیکی ( کنترل کننده گان دستگاه ها ، تکنیسین ها ، کارشناسان ، مهندسین ، دانشمندان عرصه تولید ) هستنددقیقا همین  متخصصین حرفه ای آموزش دیده  « پرولتاریای دانا »  عامل اساسی تبدیل بلا واسطه علوم به نیرو مولده جامعه معاصر است .بورژوازی معاصر ، با حمایت بوروکراسی دولتی فعالانه نه تنها توان فیزیکی ، بلکه استعداد و توان روحی – معنوی کارکنان عرصه تولید و عرصه خدمات را استثمار میکند .در آغاز ژانویه 2007 در روسیه ، طبق داده های اداره آمار روسیه ، دو میلیون و سیصد وپنجاه هزار صاحب کار ( کار فرما ) بزرگ ومتوسط در روسیه وجود داشتند ( در میان آنها بیشتر از صد نفر میلیاردر هستند ) اینها حاملین دو آتشه ایدلوژی بورژوازی می باشند ، که حزب سیاسی « روسیه واحد » دقیقا منعکس کننده منافع آنهاست .جناح خورده بورژوازی در برگیرنده یک میلیون تجار کوچک و دویست و سی هزار صاحب کار عرصع کشاورزی می گردند . وضعیت اجتماعی اینها متضاد است . زیرا  آنها دائما تحت فشارای رقابتی سرمایه داران بزرگ و متوسط ، و فشار کارمندان اداری ارگانهای مختلف هستند . به همین دلیل  آنها میتوانند طرفدار  و یا متحد موقت حزب کمونیست روسیه  بعنوان حزب طبقه کارگر و دهقانان زحمتکش باشند .
 
استثمار مجموعه طبقه کارگر در روسیه به شکل عمومی در 10-15 سال اخیر تشدید گردیده است . پروفسور  و .تروشکف در بررسی وضعیت سال 2006 می نویسد ،   که « در ازای 1 روبل دستمزد کارگر مزد بگیر ، سرمایه دار کنونی روسیه تخمینا 9.5 روبل سود می برد » ( پراودا 2008 ) نرم سود 950 درصد است .
 
همین ، یکی از دلایل گرایش به چپ و بالا رفتن آگاهی اجتماعی مردم روسیه  می باشد . پس مرگ و میر فشرده نسل کارگران شوروی ؟ پس تخریب و تباهی اخلاقی جوانان ،   که از آینده سوسیالیستی محروم شده اند؟ ....فقط ایدئولوژی علمی می توتند واقعیت های اجتماعی را بدرستی تجزیه وتحلیل کند . تکیه گاه اصلی حزب کمونیست فدراتیف روسیه ، مجموعه طبقه کارگر روسیه است که در دهه 70 قرن بیستم شکل گرفته است و موقتا در وضعیت بی قوارگی و بی شکلی قرار دارد . از دیدگاه مارکسیم خلاق ، این طبقه جامعه صنعتی ، کارکنان از لحاظ تکنیکی بهم پیوسته کار تولیدی ، شامل چهار گروه هستند -  اپراتورها  ( متصدیان وکارگران متخصص کنترل دستگاه ها ) ،   تکنسینها ( با آموزش متوسط ) ،   مهندسین  ( با تحصیلات تکنیکی عالی)  ،   و کارکنان علمی . در جامعه سرمایه داری معاصر ، طبقه کارگر همان « پرولتاریای آگاه و با دانش » است . یعنی ، کارکنان مزد بگیر کار پیچیده تولیدی ، نیروی اصلی تولیدی جامعه صنعتی است . در جامعه سوسیا لیستی گذشته ،حال و آینده ،  حاکمیت دیکتاتوری نسبت به دیگر دمکراسی ها ی ملی ،  بر اساس قانون انقلاب ،  متعلق به آنهاست .  چانکه معروف است ، مارکسیست از نقطه نظر علمی ، تنها به کسی گفته می شود که مبارزه طبقاتی و سرانجام نهایی آن – بر قراری دیکتاتوری پرولتاریا را قبول دارد . در شرایط روسیه که مکتب بر قراری دیکتاتوری سئسیالیسم را گذرانده و دو باره به اه سرمایه داری رانده شده ، این  دیکتاتوری فقط در شکل حاکمیت شورا ها واقعی است .    هسته این حاکمیت دیگر نه فقط « کارگران پیشرو » بلکه مهندسین ، تکنیسینها و دانشمندان که در ترکیب مجموعه طبقه کارگر جامعه معاصر قرار دارند ، هستند .در ارتباط با این جالب است یاد آوری کنیم ، که در بروشور 1919 در مورد مشکلات حکومت شوراها ، و .ا . لنین تاکید کرد ، که : « نباید انقلاب سوسیالیستی را بدون طبقه کارگر انجام داد . تا زمانی که طبقه کارگر آنقدر نیروندارد ، که بتواند دهها ملیون درمانده ، بیسواد و دهقانان پراکنده را رهبری کند ، نباید به انقلاب سوسیالیستی دست زد .و فقط بخش پیشتاز طبقه کارگر میتواند آنها را رهبری کند  .
« البته در جریان ساختمان سوسیالیسم در روسیه ، تغییرات ریشه ای صورت گرفته است . دهقانان روسیه اکنون اقلیت جمعیت را تشکیل می دهند . تقریبا یک سوم جمعیت را .    اما پس از بر قراری دوباره سرمایه داری و تخریب کار کشاورزی جمعی ، « جماعت دهاتی » در اطراف شهر های بزرگ و مناطق دور افتاده ، دوباره افزایش یافته اند ،   و لشکر کارگران وتکنسینها ومهندسین رانده شده از شهرها را کامل کرده اند طبقه کارگر اتحاد شوروی سابق ،  به کارگران سالمند متخصص تبدیل شده اند ،  که برای امرار معاش مجبورند به کار موقت در موسسا ت دولتی و خصوصی تن در دهندپیچیدگی پروسه های ایدئولوژیک که در روسیه معاصر در جریان دارد ، در این است ، که حوادثی که در مدت این 20- 25 سال در جریان بر قراری دوباره سرمایه داری در اولین کشور وسیالیستی جهان روی داد ، منوط به کودتای معینی در آگاهی اجتماعی مردم شوروی بود . تراژدی جامعه شوراها این بود که شعور مردم را با کلیدی ، که غیر عادی ترین رنگ ایدلوژیکی به آن « دادند ( با تسلط عناصر سنتی – مذهبی ) ، « منفجر» ساختند. در جریان این « تسویه » تاریخی ، ساختار های کار اجتماعی جامعه   سوسیالیستی شوروی به انحطاط کشانده شد و بخشی از آن متلاشی گردید . نخبگان این جامعه ، که مدت ها قبل ، از دوران پس از استالین ، بتدریج پاکیزگی مارکسیستی لنینیستی خود را از دست داده بودند ، تجزیه شدند . از « آت و آشغال » شعور متلاشی شده ، « نخبگان » جدید روسیه نوین شروع به شکل گیری نمود .  " نخبگان " به مفهوم سیاسی معاصر ، قشری از مردم هستند ، که از لحاظ ظاهری متحد ، اما از لحاظ درونی متضاد هستند ، که بخش عمده منا بع اجتماعی را در کنترل دارند و بطور واقعی در برنامه ریزی ها و اجرای سیاست ها در تمامی عرصه ها ی اجتماعی تاثیر گذار هستند.نخبگان سیاسی دارای ویژگی های خاصی هستند . اولا آنها از لحاظ تخصصی یک دست نیستند ؛ معمولا به نخبگان اقتصادی ، هنری ، نظامی ، علمی و حکومت کنندگان تقسیم می شوند . دوما ، اختلاف منافع اجتماعی و دسته بندی های آنان موجب رقابت دائمی بین آنها در مبارزه بخاطر تاثیر گذاری در گروههای اجتماعی میشود .
 
در رهبری سیاسی و اداری امور دولتی ، معمولا وضعیت به این صورت است :  « نخبگان حکومت کننده »  مانند رهبران ، سرکردگان ، و بوروکراسی مثل دستگاه اداره کننده ، اراده این نخبگان را عملی می سازد .
درک علمی ، مارکسیت لنینیستی نخبگان ، در ا رتباط است  با بر خورد مشخص – تاریخی- طبقاتی نسبت به ارزیابی کیفیت فعالین سیاسی . اولا ، این ها بر خاسته از کارکنان فکری یا کار فیزیکی هستند ، که در سیاست بیانگر منافع قشار مشخصی از زحمتکشان هستند . دوما ، این افراد بهترین بخش پیشتاز طبقه مربوطه ، اقشار زحمتکشان ، می باشند ، که در سیاست توانمندیهای فکری بر جسته  و استعداد های روانی ، کیفیت های بالای انسا نی و قریحه سازماندهی و سازمانگری خود را به نمایش می گذارند . سوما ، این انسانها ، بر بنیاد اتحاد زحمتکشان ، می توانند مبارزه در راه ایده آلهای سوسیالیسم و کمونیسمرا همزمان در اشکال اقتصادی ، سیاسی و ایدئولویکی ، پیش ببرند .
 
نخبگان زحمتکشان – چنانکه گ . و .پلخانف می نویسد ، انسانهایی هستند ، که در مبارزه بخاطر آینده سعادمند بشریت ، دورتر از دیگران می بینند و بهتر از دیگران انجام می دهند . زندگی خود ، آنها را انتخا ب و بر راس توده های زحمتکش قرار می دهد . در سال 1918 در این مورد بهتر از همه لنین در کتاب « بیماری کودکی چپ روی در کمونیسم » در فصل ( توده ها ، طبقا ت ، احزاب ، رهبران ) نوشت .
   
اما در روسیه کنونی ، جامعه شناسی  و سیاست شناسی ، به شکل دیگری در مورد نخبگان ، وضعیت جهان بینی ودیدگاههای ایدئولوژیکی آنان ، تعبیرات شبه علمی ارایه می دهد .
   
بدین ترتیب ، فلسفه دیالکتیک – ماتریالیستی امکان می دهد بطور علمی درک کرد ،  که  در شعور اجتماعی ، که منعکس کننده وضعیت موجود است ، نقش تعیین کننده را سطح ایدئولوژیکی آن بازی می کند.     احزاب سیاسی ، نخبگان طبقات مختلف ، اقشار اجتماعی مردم ، در نظریات ایدئولوژیکی ، آنچه را که مردم درک می کنند ، از لحاظتئوریک منعکس می سازند .
   
با توجه به این مطالب ، روشن است ، که وظیفه انقلابی زحمتکشان روسیه معاصر ، لغو حاکمیت سرماتیه داری ، که کشور را با کمک « مشاوران » غربی به بحران کشانده اند ، و بازسازی اقتصاد واقعی و گذار قطعی به فاز سوسیالیستی فرماسیئن اجتماعی اقتصادی کمونیستی است .
   
هد ف اساسی فعالیت های حزب کمونیست روسیه فدراتیو در این برهه ، رهبری مبارزه انقلابی زحمتکشان به مجموعه طبقه کارگر روسیه ، در جهت بر قراری  حاکمیت خلقی شورا ها است .         ضامن موفقیت این پروسه ، رشد تئوری مارکسیسم – لنینیسم و گذار تمامی فعالیت های دولتی بر بنیاد  علمی - ایدئولوژیکی ، می باشد  بدین ترتیب ، حاکمیت شورا ها ، در دوران گذار به سوسیالیسم باز سا زی شده ، فقط می تواند جمهوری دیکتاتوری مجموعه طبقه کارگر در قالب رژیم دمکراسی ملی ، باشد . دمکراسی سوسیالیستی عملا تامین کننده  حذف فاصله ها بین طبقات ، بر اساس سازماندهی  علمی و سطح عالی کار است .

 برگرفته از سایت حزب کمونیست فدراتیف روسیه

 
 

admin@vatandar.at

مدیر مسوول : دیپلوم انجنیرعمر محسن زاده

صاحب امتیاز : انجنیرنجیب یوسفی

کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت  محفوظ و متعلق به «وطندار» می باشد