WELCOME

To Our Website

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Sed non metus

  گزیده های مقالات   محمد عالم افتخار

 

  معجزهء ریاضی ؛ یا جادو گریی پر فاجعه با قرآن  !؟ قسمت اول و دو       محمد عالم افتخار

با سلام و درود بسیار خاص به همه شما عزیزان ؛ عرض میدارم ؛ که تراژیدی های که تحت پوشش دفاع از قرآن و تقبیح عمل هتاکانه کشیش جونز فلوریدایی اخیراً در کشور ما به وقوع پیوست ؛ خیلی خیلی عبرتناک و اندیشه بر انگیز است . ظاهراً به دنیا چنین افاده داده شد که گویا اسلام و قرآن و دفاع از آنها تنها در افغانستان موجود و مطرح است و بس . چرا که در جاهای دیگر دنیای  پهناوری که "جهان اسلام" خوانده میشود ؛ از همچو تحرکات و فجایع خبری و اثری نبود !

اما در واقع تقریباً تردیدی بر جا نماند که وقتی توطئه گران ماوراء بحار یا حتی همین همسایه گی های ما طرحی برای تطبیق درین کشور و بر سر این مردم آماده میکنند ؛ تمام جوانب آنرا به مقیاس جهان نقشه و پلان مینمایند . در چنین طرح کشیش فلوریدایی نقشی را به دوش میگیرد و آی ایس آی و القاعده و اجیران و نیرو های تیار سی در ولایات و قرا و قصبات و ادارات و ارگانها و نهاد های تحمیل شده بر ما نقش هایی را . وقتی شیطان بزرگ علامت داد بساط تراژِیدی هم در فلوریدا پهن میشود و هم در مزار شریف و قندهار و جاهای دیگر که دیدیم و می بینیم !

گفتنی ها در زمینه بسیار است ولی من به اجازه همه از همان ضرب المثل اجداد کبیر مان بهره می جویم که فرموده بودند تا «احمق در جهان است ، مفلس در نمی ماند! »

بگذار " احمق" را اینجا " نادان " بسازیم که اندکی تحمل پذیر شود. وقتی در برابر توطئه ها و توطئه گران و اصلاً سیاست و جنگ و کان و کیف آنها نادان هستیم و در برابر چنان حقیقت کبیر نادان هستیم که دین و قرآن چیز های معنوی و ربانی اند ؛ سوختنی نیستند . کشیش شیاد مشتی کاغذ را میتواند و توانسته است آتش بزند و هدف او و کارش هم دقیقاً به چاه و چاله انداختن ماست ...

پس ما دشمن کامیم . چندان کسی تا امروز فریاد های یک قرن پیش سید جمال الدین افغان را تحویل نگرفت مبنی بر  اینکه باید غرب را تا اعماق استخوان و نهایات ذراتش شناخت و تمام علم و ساینس و تکنولوِژی اش را گرفت و با سلاح ها و تخنیک ها و مهارت های مشابه و حتی بر تر از آن باید خود را تجهیز کرد .

مارا به ریش و لنگوته مرد و چادر و پاچه زن و ظواهر باصطلاح شرعی مصروف و به نام اینکه همه معجزات نصیب ماست ؛ قرن هاست که آللو می دهند و آن را که سر بیداری و بیدار شدن و بیدار کردن دارد ؛ به هزار افترا و توطئه ؛ تعجیز و تکفیر می نمایند .... و در سوی دیگر ناگهان همه بهت زده میشویم که چه فجایع و به چه آسانی کشور ما را در نوردیده است !

من به حیث آدمی برای خود ؛ به حامد کرزی و اوباما و بان کیمون و کسانی که بیشتر به پشتوانهء جهل بشری در شهر کور ها پادشاه اند ؛ مراجعه نمی کنم ولی به شما به کمال احترام و عذر و انکسار مراجعه می کنم . این مردم و بخصوص جوانان آنرا دریابید!

برای درهم ریختن یک سری جهل های مرکب که از آنها برای مردم بلیه و تابو درست کرده اند!!!

 به هرچه میخواهید سوگند یاد میکنم که اسلام و قرآن و معجزه ؛ در واقع اینها نیست که بام تا شام به خورد ما و فرزندان معصوم ما میدهند . اسلامی که محمد معجزهء مجسم انسانیت ؛ بزرگترین و اهانت شده ترین شهید آن است ؛ درست از لمحهء شهادت آن بزرگ و حتی از مقدمات آن قابل بازبینی و باز یابی است . بدون این بازیابی و یافتن دانش ژرف همه گانی بر آن ؛ ما طبق فرمودهء قرآن " مؤمنان" خواهیم بود و اما " مسلمانان " نه !

مسلمان مفهوم کبیر و بلکه اکبر است ! لازمهء آن دانش پاک و پویا و پیشروندهء مسلمانی است ؛ جایی که توقف پدید آمد ؛ به حکم تجارب تاریخ همانجا مسلمانی ختم است ! بازهم به فرمودهء بسیار رسا و تاریخی و آموزندهء سید بزرگ ؛ با " الحمدالله گوشت گاو میخوریم" گفتن نمیتوان مسلمان بود !

به برکت پرسش و مراجعهء جوانانی در مسافرت ؛ بنده بر شمه ای از آنچه که برای احمق ساختن ما ساخته و پرداخته و با طمطراق ها هم به خورد ما میدهند ؛ بار دیگر منهمک شدم و از اینکه به موضوع پرداخته و اما نشر آنرا محدود کرده بودم مورد ملامت قرار گرفتم . مهم نیست که من چه معاذیر و ملاحظات داشته ام ؛ باید این "مشت نمونه خروار" هرچه گسترده تر نشر و پخش  شود که وقتی دیندانی ؛ بیمارگونه یا مغرضانه است ؛ ما به اینگونه چاه ها و چاله ها فرو می رویم و مردم بیچاره خود را نیز درون همین سیاه چال ها فرو می بریم . چرا باید قرن های ما به همچو بازی های بی بنیاد جنون آمیز بگذرد ؟؟!!    این است که تصمیم گرفتم تحقیق و تحلیل زیر را طور متحد المال جهت نشر اختصاصی به شما عزیزان بفرستم . این ویرایش جدید بوده و نظر به آنچه قبلاً در سایت های محدودی نشر شده یافته های بیستر دارد.

  

قسمت اول

اواخر بهار سال 1388 خورشیدی بود . به دلایلی کابل رفته بودم  و خواستم  با اغتنام فرصت از دوستی دیدار  به عمل آورم . به دلیل تکالیف صحی به خارج از کشور رفته بود و اما در همین رابطه  با آشنایی پیوند یافتم که مرا یکـراست به مرکز کمپاین انتخاباتی جناب حامد کرزی برد . مرکز در همان حوالی ؛ قرارگاه محترم  بازمحمد خان وکیل پارلمان از جوزجان بود .

درینجا با چند شخص و شخصیت استخواندار ملاقی شدم . آن عزیز  مرا  به ایشان ژورنالیست  و  نویسندهء کتاب هایی چون « گوهر اصیل آدمی » معرفی کرد .  بر علاوه اتفاقاً  در همان روز  یک  اطلاعیه  یا  اعلان توسط من در مطبوعات کابل چاپ شده بود تا اندیشمندان و علاقه مندان هموطن  را از مصروفیت های خود آگاهی داده همکاری های معنوی و احیاناً مادی شان را جلب نمایم . همین اعلان هم در روزنامه ای پیش روی حضرات قرار داشت . یکی از اعاظم حاضر  را  رئیس حزب ... افغانستان میگفتند .سایرین هم چیزی کمی از ایشان نداشتند . اما بیشتر با من ؛ دکتور و ماستر حقوق و علوم سیاسی پوهنتونهای مربوط در کابل و تهران گرم گرفتند که سخت ممنون شان میباشم . ایشان پیش از  هرچیز؛ از نوامیس ارجمند دنیای ما دفاع نموده فرمودند : جهانیان احمق که نیستند  برای تعلیم و تحصیل هر فرد میلیون دالر صرف مینمایند !؟

 حالا یک دهاتی بی تحصیل و بی مدرک بلند شود و بگوید که من بدون آنهمه عمر گذشتاندن در پوهنتون ها  و اکادمی ها  و ... به جهانشناسی ی ساینتفیک رسیده ام ؛ حرف دیوانه واریست و به دلیل اینکه همه جهان را صرف نظر از دین و فرهنگ شان اهانت میکند ؛ قابل تحمل نمی باشد .

اینکه من چگونه توانستم حد اقل حوصله مندی شان را  برای ادامهء بحث حاصل دارم ؛ حالا برای خودم  هم  معما ست ! ایشان قدری مرحمت فرمودند که آنقدر ها  هم این دهاتی بی تحصیل و  بی قبالهء  روباه  ؛  یاوه  نمی گوید . لذا  اندکی به  من گوش سپردند .

وقتی حسب خواهش ایشان « گوهر اصیل آدمی » از دید خود را خدمت  شان تعریف کردم ؛  فرمودند :

 ها ؛ کاملاً درست است ؛  خودت همین عدد 19 را یافته ای که قرآن شریف 1400 سال پیش نشان داده بود که اساس آفرینش همان است  و  تمام  عالم از همین  عدد 19 ساخته  شده است !

خداوند  متعال  با  قرار  دادن کلمهء « بسم الله الرحمن الرحیم » در رأس سوره ها  و آیـات قرآنـی نشان می دهد که اساس اسلام  و دنیا  و عقبی چه هست !؟ ایشان  در  وصف عدد 19 چیز های زیادی  فرمودند که  برایم  قطعاً  نو  و  شگفت انگیز بود . منجمله  با کشیدن تصویری از  DNA  خر فهمم  ساختند که : این معجزهء آفرینش حتی در شکل هم عیناً (19) است !

وقتی از آن جلسهء ملکوتی بیرون شدم ؛ آدم  دیگر و  شاید  موجود  دیگر شده  بودم  .  به  هرچه  می دیدم (19) بود  و  شکل (19)  را  داشت !  در  شهر  پوستر های کاندیدا های ریاست جمهوری  و  شورای های  ولایتی  بر در و دیوار های همه جا  سنگینی  میکرد . به هرکی می نگریستم (19) بود و از (19) گفته بود  و  به (19) رهبری میکرد .

در رستورانتی بالاشدم تا  شاید چایی بنوشم  و  یا  ناشتایی بکنم  .  شلوغ بود ؛  ناگزیر منتظر ماندم  و  به  موزیکی که پخش می شد جذب گردیدم  ؛  هم ساز و هم آواز  به طرز های  های گوناگون فقط (19) و (19) ها  بودند .  گرل فریند  و بای فریندی همراه  با  موزیک در پردهء تلویزیون می رقصیدند .  می دیدم  ؛ تمام پیچ  و تاب اندام های شان (19) را میسازد  و  به (19) می انجامد . گل ها  و  درخت ها  و آبشار ...که در پرده آمده میرفت ؛ همه  در  وضعیت ها  و کیفیت های  متفاوت (19)  بودند . خلاصه هیچ جا ، در هیچ  قیافه و هیچ  اکشن  و  ریکشن  و  ساز  و  سرود  و  حتی گریه  و  فغان جز همان  (19) نبود . (19) بود و غیر (19) هیچی نبود !

درین وقت گارسون رستورانت آمده  و از من پرسیده است که لابد چه میل دارید  و  من گفته رفته ام  : (19)... ، (19)... ، (19)....

یک وقت احساس کردم مرا با کش و کوک از رستوران بیرون کرده اند و به محافظی از شهر میگویند :

بادار ! همین برادر ؛ سخت مریض است ؛ همین را تا  شفاخانهء علی آباد  برسان ؛ اینه ای صد روپیه ره  هم  بگی که کاریت میشه !؟

تمام چیز ها  بازهم  به  نظرم (19) است  و با (19) انطباق دارد . اما  صرف  صدی ـ 100 افغانیگی ـ  به 19 برابر نیست ؛ کاملاً بر 19 قابل تقسیم نیست !...

 شاید همین علامت بیماری ی من است .  وقتی در تاکسی سوارم  میکنند ؛  به رستورانت والا  لابد  منحیث  سپاسگذاری  میگویم  : ....19 !!!

  

فی المثل قصر هایی که در سالیان اخیر ؛  طئ دوران  فتح  مبین جهاد  فی سبیل الله ! ( ببخشید : فتح کاملِ کاملٍِ کامل جهاد پرافتخار مردم افغانستان  به زعامت اَبَرمرد یهودی و یهودی تر و یهودی ترین زبیگنیو بریژنسکی !) و نزول اجلال فی سبیل اللهی های جهان آزاد  در کشور ما ؛  انــدر شیرپـور ،  سایـر حصص کابل  ،  مراکز  ولایات افغانستان  و  هکـذا  در سمیرا و دوبئ  و  مناطق  فـرست کلاس دیگر دنیا  از طـرف  رهبران  و  قوماندانان  و  دوستداران  زبدهء جهاد  فی سبیل الله  سر  بر فلک کشیده اند ؛ خیلی زیبا  و تمیز و  مطهر و  مفشن اند  . احتمالاً دیگر نباید  بر آن ها جز  به  نظر معجزات «جهاد»  و  « دنیای آزاد»  و  نتیجتاً  به  نظر  معجزات الله تعالی  نگریست !

اینکه که کسی  با  ذهن  بیمار و حسود  و انتقامجویانه  به  تخریب  و تباهیی آن ها  فکر کند  ؛  قطعاً خیلی جاهلانه و ابلهانه است  و  فراتر از آن مسلماً گناه کبیره  و کفر  وخیمی است که بنی آدم  را  مهدور الدم  میسازد !!!

قصر های  عددی  و  ریاضیاتی که جناب  رشاد خلیفه  و  دنباله روان  و  همسویان شان  به شمول جناب  نابغهء ریاضی خود مان  صدیق افغان از « بسم الله الرحمن الرحیم » ساخته اند ؛ یک چنین حیثیتی دارند ،  به حد کافی پر جلال و زیبا  اند ،  به کاملترین مفهوم کلمه جادویی و افسونگر می باشند  و  برای « اسلام! »  محمد کشان  و اسلام بر اندازان چون سلفیه  و  وهابیت  و اخوانیت  و الـقاعده  و پاکستانیست ها  و  پان اسلامیست ها  و  جهادیست های درون و بیرون افپاک  ؛  درون و بیرون CIA,ISI,  و  سایر دهلیز های کمیتهء 300  و حکومت پنهان (غیبی!) جهانی خیلی مرغوب  و  مطلوب  و  غنیمت اند... و  بر علاوه  بیچاره تودهء عوام  هم  روا دار  نیستند که  این قصر های باشکوه  و  روحنواز  و  جانپرور از  باد  و  بارانی گزند  ببینند !  اما چه کنیم که  بالاخره از دست  من  بندهء عاجز الله چیزی ساخته نیست تا آن ها را در  برابر توفان  و  زلزلهء « معنای قرآن » صیانت کنم  . بنائی که  بر «باد» است ؛  برباد است  و چه  به آسانی  برباد  می رود !

 دلم  واقعاً برای آن عزیزان  سختکوش  و  مخلص الله و «اسلام عزیز» ؟ و دوستداران مخلصتر و مؤمن تر او شان میسوزد !

اینکه آنان  متوجه تشـریـف  نداشتند که اســـلام  و  هر معنــویتــی  به  « معنی»  بنیاد  دارد  و  نه  بر اعداد  دروغین  و توهمی و چیز هایی مماثل ؛  و قرآن  به حیث دین خردگرایانه  و  محمد رسول الله منحیث دعوتگر تاریخی در برابر آنچه که مقاومت کرده اند و  میکنند ؛  مـعجـزه جویی  و  مـعجـزه طلبـی هاست ؛ البته که مشکل من نیست !

توجه بفرمائید :

قُل لاَّ أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعًا وَلاَ ضَرًّا إِلاَّ مَا شَاء اللّهُ وَلَوْ كُنتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لاَسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ وَمَا مَسَّنِيَ السُّوءُ إِنْ أَنَاْ إِلاَّ نَذِيرٌ وَبَشِيرٌ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ﴿188﴾

بگو جز آنچه الله بخواهد ]که همان میشود ؛ من[ براى خودم اختيار سود و زيانى ندارم و اگر غيب مى‏دانستم قطعاً خير بيشترى به خویش مى‏اندوختم  و هرگز نمی گذاشتم به خودم آسيبى برسد . من جز هشدار دهنده و بشارتگر براى گروهى كه ايمان مى‏آورند ؛ نيستم (188)

وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلاً مِّن قَبْلِكَ وَجَعَلْنَا لَهُمْ أَزْوَاجًا وَذُرِّيَّةً وَمَا كَانَ لِرَسُولٍ أَن يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللّهِ لِكُلِّ أَجَلٍ كِتَابٌ ﴿38 ـ الرعد﴾

و قطعا پيش از تو [نيز] رسولانى فرستاديم و براى آنان زنان و فرزندانى قرار داديم و هيچ پيامبرى را  نرسد كه جز به اذن الله معجزه‏اى بياورد . براى هر برهه ای كتابى است (38)

قُلْ إِنْ أَدْرِي أَقَرِيبٌ مَّا تُوعَدُونَ أَمْ يَجْعَلُ لَهُ رَبِّي أَمَدًا ﴿25﴾ عَالِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا ﴿26﴾ إِلَّا مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَدًا ﴿27﴾ لِيَعْلَمَ أَن قَدْ أَبْلَغُوا رِسَالَاتِ رَبِّهِمْ وَأَحَاطَ بِمَا لَدَيْهِمْ وَأَحْصَى كُلَّ شَيْءٍ عَدَدًا ﴿28 ـ الجن﴾

بگو نمى‏دانم آنچه كه وعده داده شده‏ ؛ نزديك است ‏يا رب ام براى آن زمانى نهاده است (25) ]الله[ داناى نهان است و كسى را بر غيب خود آگاه نمى‏كند (26) جز پيامبرى را كه از او خشنود باشد كه [در اين صورت هم ] براى او از پيش روی و از پشت‏ سرش نگاهبانانى بر خواهد گماشت (27) تا معلوم بدارد كه آیا پيام هاى رب خود را ]به درستی[ ابلاغ داشته و میدارد ؛ و [الله] بدانچه نزد کسان است احاطه دارد و هر چيزى را به دقتِ عددی محاسبه كرده است ( 28 ـ الجن)

از سوره متبرکهء هود ( از زبان حضرت نوح ) :

وَلاَ أَقُولُ لَكُمْ عِندِي خَزَآئِنُ اللّهِ وَلاَ أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَلاَ أَقُولُ إِنِّي مَلَكٌ وَلاَ أَقُولُ لِلَّذِينَ تَزْدَرِي أَعْيُنُكُمْ لَن يُؤْتِيَهُمُ اللّهُ خَيْرًا اللّهُ أَعْلَمُ بِمَا فِي أَنفُسِهِمْ إِنِّي إِذًا لَّمِنَ الظَّالِمِينَ ﴿31﴾  

و به شما نمى‏گويم كه گنجينه‏هاى الله پيش من است و غيب نمى‏دانم و نمى‏گويم كه من فرشته‏ام و در بارهء كسانى كه ديدگان شما  به خوارى در آنان مى‏نگرد ؛  نمى‏گويم الله هرگز خيرشان نمى‏دهد . الله  به آنچه در دل آنان است آگاه‏تر است [اگر جز اين بگويم] من در آن صورت از ستمكاران خواهم بود (31)

إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ ﴿40 ـ الحاقه﴾ وَمَا هُوَ بِقَوْلِ شَاعِرٍ قَلِيلًا مَا تُؤْمِنُونَ ﴿41﴾ وَلَا بِقَوْلِ كَاهِنٍ قَلِيلًا مَا تَذَكَّرُونَ ﴿42﴾ تَنزِيلٌ مِّن رَّبِّ الْعَالَمِينَ ﴿43﴾ وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الْأَقَاوِيلِ ﴿44﴾ لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ ﴿45﴾ ثُمَّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتِينَ ﴿46﴾ فَمَا مِنكُم مِّنْ أَحَدٍ عَنْهُ حَاجِزِينَ ﴿ الحاقه ـ47﴾

كه [قرآن] قطعاً گفتار رسولی بزرگوار است (40) وگفتار شاعرى نيست [كه] كمترین ایمان [به آن] داريد (41) و نه گفتار كاهنى [كه] كمتر [از آن] می آموزید (42) [پيام] فرود آمده‏اى است از جانب رب العالمین (43) و اگر [او ـ پیامبر] پاره‏اى گفته‏ها [ ازخود ] بر ما بسته بود (44) [چون شمشیر زن که در گرماگرم جنگ با اسیرش میکند ] دست راستش را سخت مى‏گرفتيم (45) سپس [چون محکوم ؛ از گردن] رگ قلبش را پاره مى‏كرديم (46) و هيچ يك از شما مانع از [عذاب] او  ‏شده نمی توانستید (47 ـ الحاقه)

وَلَوْ أَنَّ قُرْآنًا سُيِّرَتْ بِهِ الْجِبَالُ أَوْ قُطِّعَتْ بِهِ الأَرْضُ أَوْ كُلِّمَ بِهِ الْمَوْتَى بَل لِّلّهِ الأَمْرُ جَمِيعًا أَفَلَمْ يَيْأَسِ الَّذِينَ آمَنُواْ أَن لَّوْ يَشَاء اللّهُ لَهَدَى النَّاسَ جَمِيعًا وَلاَ يَزَالُ الَّذِينَ كَفَرُواْ تُصِيبُهُم بِمَا صَنَعُواْ قَارِعَةٌ أَوْ تَحُلُّ قَرِيبًا مِّن دَارِهِمْ حَتَّى يَأْتِيَ وَعْدُ اللّهِ إِنَّ اللّهَ لاَ يُخْلِفُ الْمِيعَادَ ﴿31﴾الرعد

و اگر قرآنى بود كه كوه ها بدان روان مى‏شد يا زمين بدان قطعه قطعه مى‏گرديد يا مردگان بدان به سخن درمى‏آمدند [باز هم در آنان اثر نمى‏كرد] نه چنين است بلكه همه امور بستگى به الله دارد ؛ آيا كسانى كه ايمان آورده‏اند ندانسته‏اند كه اگر الله مى‏خواست قطعا تمام مردم را به راه مى‏آورد و كسانى كه كافر شده‏اند پيوسته به [سزاى] آنچه كرده‏اند مصيبت كوبنده‏اى به آنان مى‏رسد يا نزديك خانه‏هايشان فرود مى‏آيد تا وعده الله فرا رسد ؛ آرى الله وعده [خود را] خلاف نمى‏كند (31 الرعد)

این مقاومت در برابر معجزه طلبی و پرسش از « غیب » در قرآن مجید بدان حد پیش میرود که ذات الله تعالی میفرماید :

و لو اگر از آسمان دری میگشودیم و آنان توسط نردبان ها  به آن بالا میرفتند ؛ بازهم  میگفتند : این جادو گری است و ما قومی گرفتار سحر شده ایم .

نتیجهء منطقی و مسلم چه میشود ؟

اینکه قرآن و اسلام حقیقی  بر معجزه متکی نیست و بر معجزه نیازی ندارد . چرا که قرآن کتاب اندیشه و اسلام دین خرد ورزی و تعقل و تدبر است .     دوم اینکه : اگر احیاناً معجزات ادعایی رشاد خلیفه و دیگران حتی ذره ای حقیقت میداشت ؛ پیش از همه خود قرآن مجید آنرا صراحتاً و یا با اشارات عام فهم که در شأن این کتاب مبین است ؛ خاطر نشان میساخت . در حالیکه سراپای قرآن کریم  نه تنها چنین صراحت و اشارتی ندارد بلکه  پیهم و متواتر بر ضد یک چنین توهمات  می باشد و با آن ها  شدیداً  می رزمد .

با تأسف که  مدعیان معجزات ریاضی ـ که از اسلام « دین عدد » ، « جادوی حروفیه » و « تعویذ ابجدیه » درست میکنند و ـ پیش از همه به انحراف توجه و سلب انهماک واجبی ی مسلمانان  و  دیگران  به پیام ها  و  معانی ی قرآن  مدد میرسانند ؛  مشمول احکام چنین آیات ربانی قرار میگیرند :

وَإِذَ أَخَذَ اللّهُ مِيثَاقَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ لَتُبَيِّنُنَّهُ لِلنَّاسِ وَلاَ تَكْتُمُونَهُ فَنَبَذُوهُ وَرَاء ظُهُورِهِمْ وَاشْتَرَوْاْ بِهِ ثَمَناً قَلِيلاً فَبِئْسَ مَا يَشْتَرُونَ ﴿188) لاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَفْرَحُونَ بِمَا أَتَواْ وَّيُحِبُّونَ أَن يُحْمَدُواْ بِمَا لَمْ يَفْعَلُواْ فَلاَ تَحْسَبَنَّهُمْ بِمَفَازَةٍ مِّنَ الْعَذَابِ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿188ـ آل عمران﴾ 

و [ياد كن] هنگامى را كه الله از كسانى كه به آنان كتاب داده شده پيمان گرفت كه حتماً بايد آن را [به وضوح] براى مردم بيان نماييد و كتمانش مكنيد ؛ لیکن آن [عهد] را پُشتِ ‏سر خود انداختند و در برابر آن [ خیانت ] بهايى ناچيز به دست آوردند و چه تجارت پلیدى كردند (187) البته گمان مبر آنان كه به کردار زشت خود شادمانند و دوست دارند به اوصاف پسندیده که در آن ها وجود ندارد مورد ستايش قرار گيرند ؛[ همچنان خواهند ماند ] قطعاً گمان مبر كه براى آنان از عذاب [الهی راه و امکان ] نجات وجود دارد ؛ [آنان ] محکوم به دردناكترین عقوبت اند (188 ـ آل عمران)

أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنسَوْنَ أَنفُسَكُمْ وَأَنتُمْ تَتْلُونَ الْكِتَابَ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ﴿44 ـ البقره﴾  آيا مردم را به نيكى ( دین نیک ) فرمان مى‏دهيد و خود را فراموش مى‏كنيد ؛ با اينكه شما كتاب [الله] را تلاوت میکنید ؛ آيا [هيچ در بارهء معانی آن ] نمى‏انديشيد (44 ـ البقره)

إِنَّ شَرَّ الدَّوَابَّ عِندَ اللّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لاَ يَعْقِلُونَ ﴿22 ـ الانفال )

قطعا بدترين جنبندگان نزد الله كران و لالانى‏اند كه نمى‏انديشند (22 ـ انفال)

وَمَا كَانَ لِنَفْسٍ أَن تُؤْمِنَ إِلاَّ بِإِذْنِ اللّهِ وَيَجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لاَ يَعْقِلُونَ ﴿100ـ یونس﴾

 و [گویی ] هيچ كس را نرسد كه جز به اذن الله ايمان بياورد و [الله] بركسانى كه تعقل نمی کنند ؛ پليدی را  نصیب می سازد . (100 ـ یونس)

خوب !

هیچ نمی پرسید که اینجا سخن بر سر شخصیت جهانی چون رشاد خلیفه است که مدعی پیامبری است و حتی نام و پیامبری خود را از ریاضیات قرآن استخراج کرده و بر علاوه مواردی چون دو آیهء اخیر سورهء التوبه را توسط ریاضی و کمپیوتر آیات جعلی  و جملات ساخت بشر ثابت نموده است که وارد قرآن ساخته شده ؛

اینجا سخن بر سر ریاضی دان مسلم آقای کوروش جم نشان است و شما میتوانید محاسبات او را خود هم انجام داده حقانیت آن ها را برای خود معلوم دارید ؛

اینجا سخن بر سر آقای عبدالله اریک  و آقای مهندس جواد رحمانی است که غالباً  اقلیدس و ارشمیدس عصر ما هستند ....؛

و بالاخره اینجا سخن بر سر مبارک نابغهء مسلم ریاضیاتی ی دکتور نجیب الله آخرین رئیس جمهور الحادی ، رهبران معظم جهادی  و  رهبر و امیر مؤمنان جهان از آدم تا خاتم و تا قاف قیامت یعنی حضرت ملا محمد عمر آخوند (قدس سره شریف) است ؛ یعنی بر سر مبارک ماستر و پروفیسور علوم ریاضی جناب صدیق افغان که افغانستان عزیز در پنجهزار سال تاریخ شکوهمندش به چه مشکل توانسته ایشان را به دنیا عرضه نماید .

آیا فقط و فقط خود همین القاب و عناوین و مقامات و کرامات کافی نیست که محاسبات وکشفیات آنان درست و برحق باشد وفضولیهای دیگری را بر نتابد؟ بس کن ؛ آقا بس کن ! یک دهاتی ی بیسواد پشت کوه را کی مانده و این شاخه های بلند ؛ آنقدر بلند که کلاه نی ؛ کله از دیدن آن ها پائین می افتد .

آقا پس شو ؛ « شوله ایته بخو پرده ایته بکو !»

باز ؛ هرچه است ؛ اینها به نفع و به مصلحت اسلام است و از آنجائیکه اسلام مدام در یک جنگ پایان ناپذیر با کافران قرار دارد و جنگ ؛ دروغ و خدعه را جایز می سازد ؛ لذا خپ خود را  بزن ! « شتر دیدی ؟ نه خیر !» ، « یک نی و صد آسانی !؟»

ولی فرمان  احتمالاً حقیقی تر و ملکوتی تر متقاضی آنست که این  طلسم وخیم  به حیث ادامهء آنچه علمای یهودی دربار ابوسفیان یا حاشیهء خلافت عثمان ذی النورین بر اسلام محمدی ساختند و بافتند و پینه و وصله کردند ؛ در طول خلافت متبرکه جناب معاویه بن ابوسفیان ؛ یزید این معاویه  و  سراسر دوران اموی ؛ انحا و اطوار آن را دقیق تر و فریبنده تر و تخدیری تر کرده رفتند تا جائیکه حتی علمای به اصطلاح غیر یهودی هم فقط در کانال ها و طرق و شیوه ها  و  سنن بنیاد هیشتهء همانان زاد و ولد کردند و آمدند و رفتند و چه بسا یهودی ترا نه ؛ آوا و نوا و ساز و سرود کشیدند و جهیدند و رقصیدند ! ؛ باید در هم شکسته شود !

طلسمی که بعد هم  به صیهونیزم رسید و همه رشته ها و پیوند های تاریخی اولی الباب یهودی در اعماق « عالم اسلام » کاملاً ساینتفیک و تکنولوژیک شد و حتی به مهندسی DNA ،  شستشوی به مراتب نیرومند تر مغزی ی اسلامیون حاکم شونده و جهاد کننده در « دار الاسلام » گذشت تا جائیکه فی المثل « جهاد شکوهمند مردم افغانستان »  را علاوه بر نوکران بومی صیهونیست ها خود  موساد اسرائیل و CIA  امریکا ، ISI پاکستان و استخبارات عربستان سعودی ...که تا اعماق استخوان صیهونیستی اند ؛ طراحی و مهندسی و سازماندهی و رهبری کردند ؛ علناً و در حد حس و فهم خران ؛ ابر صیهونیست زمان جناب زبگنیو برژینسکی افتتاحش فرمودند و اینک فاتح حقیقی اش تشریف دارند !!

 
 

( برای ادامه لطفاً تا هفتهء آینده صبر فرمائید.صبر تلخ است ولیکن برشیرین دارد ! )

حالا اندکی از معجزات رشاد خلیفه :

 پیشینه

از پیشینه این نوع برخورد با قرآن اطلاع چندانی در دست نیست، ولی از آنجا که سیوطی در کتاب الاتقان فی علوم القرآن به این موضوع پرداخته، می‌توان دریافت که این موضوع چندان غریب نبوده‌است. با این حال توجه جدی به این موضوع در دهه ۷۰ میلادی، با ادعاهای رشاد خلیفه آغاز شد. او ادعا کرد که نظمی را در قرآن کشف نموده که ویژگی خاص قرآن بوده و یکی از بزرگترین جنبه‌های اعجازی آن به شمار می‌رود

کشف رابطه ریاضی در قرآن، موجب شد برخی از پژوهشگران مسلمان برای کشف اسرار و رموز بیشتری از قرآن به آمارگیری از تعداد حروف و واژه‌های قرآن بپردازند. برخی از شاگردان یا پیروان رشاد، چون عبدالله آریک با چاپ کتابی، نظریات او را در باب «عدد ۱۹» تکمیل نمودند. با این حال برخی دیگر از اندیشمندان اسلامی نیز بودند که به طرح نظریات جدید ریاضی و مستقل از رشاد پرداختند

پس ازآنکه رشاد خلیفه، نظریاتش را بسط داد، با بکارگیری از همان نظریه ریاضی، دو آیه آخر از سوره توبه در قرآن را تحریف‌شده و افزوده شده دانست،[۲][۳] و نهایتاً ادعا نمود خداوند او را رسول میثاق نموده‌است و نام او در قرآن کد شده‌است. خلیفه همچنین از سایر متون مذهبی در کنار قرآن مانند سنت پیامبر و احادیث به عنوان منابع جعلی نسبت داده شده به محمد و در تضاد با قرآن یاد کرد و کشف واقعیت این متون و آموزه‌های جعلی را از وظایف رسالت خویش دانست.[۴][۵] این امر موجب شد تا محققین اسلامی شروع به نقد نظریه رشاد و دیگر همکاران و پیروان نظریات او نموده و ادعاهای وی را انکار کنند.[۶]

جدای از درستی یا نادرستی، نظریات ریاضی در حیطه قرآن قابل بررسی و تامل است. بخصوص آنکه در این میان، نظریات دیگری پدید آمدند که اگرچه از دیدگاه ریاضی به قرآن پرداخته‌اند اما کاملاً مستقل از نظریه رشاد و عدد ۱۹ وی بوده‌اند نظریات مهدی بازرگان تاکنون مورد تعرض جدی مخالفان واقع نشده‌است.[۷]

تناسب تعداد تکرار واژه‌ها

پژوهشگرانی چون عبدالعلی بازرگان و عبدالرزاق نوفل، تعداد دفعات تکرار واژه‌هایی را در قرآن به صورت ویژه‌ای یافته‌اند. برخی از این واژه‌ها بدین شرح‌اند:[۸][۹][۱۰][۱۱]

به گفته این پژوهشگران، واژه «یَوم» (به معنای روز) در قرآن ۳۶۵ بار تکرار شده که برابر تعداد روزهای سال است.[پانویس ۱] عبدالرحمان لومکس،[پانویس ۲] در نقدی بر نظریات ادیپ یوکسل و این که واژه       «یوم» ۳۶۵ بار در قرآن آمدهاست، پژوهشی انجام داده‌است. یوکسل می‏گوید که تنها واژههای مفرد را در نظر گرفته‏است. لومکس با استفاده از نتایج یوکسل، پایگاه داده و تطابق آن با دو کشفالآیات مختلف (به زبان غیرعربی) به کاربرد ۴۷۵ بار (تمام اَشکال)[پانویس ۳] این واژه دست‏یافتهاست.[۱۲]       واژه «شَهر» (به معنای ماه) در قرآن ۱۲ بار تکرار شده که برابر تعداد ماه‌های سال است.[پانویس ۴]

واژه «امام» ۱۲ بار (هم به صورت جمع و هم مفرد) در قرآن آمده که برابر تعداد امامان شیعه است و با حدیث جابر ارتباط دارد. مثلا در آیه ۱۲ سوره یس آمده است: «و ما هر چیزی را در امام روشنگری جمع نموده‌ایم.» یا در آیه ۴۱ سوره القصص آمده است: «و آنان [فرعون و یارانش] را امامانی خواندیم که به سوى آتش دوزخ دعوت میکنند، و روز قیامت یارى نمی‌یابند

تعداد واژه‌های «رجُل»[پانویس ۵] (به معنای مرد) و «امراة»[پانویس ۶] (به معنای زن) با هم برابرند و هرکدام ۲۴ بار آمده‌اند.

تعداد عین واژه‌های «ملائكه» (به معنای فرشتگان) و «شیطان» با هم برابرند و هرکدام ۶۸ بار آمده‌اند. اگر مشتقات آنان را هم به شمار آوریم، باز هم برابر هستند. (۸۸ بار( تعداد واژه‌های «الحیاه» (به معنای زندگی) و «الموت» (به معنای مرگ) با هم برابرند و هرکدام ۱۴۵ بار آمده‌اند

نظریه رشاد خلیفه

در سال ۱۹۷۲ میلادی رشاد خلیفه مقاله‌ای منتشر کرد به‌نام «عدد ۱۹، معجزه عددی در قرآن» و پس از آن در کتاب خود[۱۳] نظریه خود را مبنی بر کشف یک رابطه ریاضی در تعداد سوره‌ها، آیه‌ها،

واژه‌ها و حروف کتاب قرآن را رونمایی کرد. او انگیزه خود را اثبات اعجاز و غیربشری‌بودن قرآن خواند تا بدین ترتیب اثبات کند قرآن همانند انجیل نوشته دست بشر نیست و انشای خداوند است

وی ادعا نمود که با بکارگیری از رایانه ارتباط عددی ویژه‌ای را در متن قرآن یافته‌است که با عدد ۱۹ مذکور در سوره ۷۴ (مدثر) ارتباط دارد. حروف مقطعه یکی دیگر از اساس نظریه اوست.

او در شروع کار خود تعداد حرف «ق» را در دو سوره‌ای که با این حرف از حروف مقطعه آغاز می‌شوند (سوره‌های «شوری» و «ق») را بررسی نمود که نتیجه بررسی او این بود که تعداد این حرف در هر دو سوره یکسان و ۵۷ بار تکرار شده‌است، یا به عبارتی مجموعاً ۱۱۴ بار در دو سوره که این عدد با تعداد سوره‌های قرآن برابر است. از طرفی برابر بودن مقدار ابجدی کلمه «مجید» (که صفت قرآن در همان ابتدای سوره «ق» است)   با عدد ۵۷ و برابر بودن تعداد تکرار کلمه «قرآن» در کل سوره‌های قرآن با این عدد، عقیده او را به وجود یک رابطه ریاضی در قرآن تقویت نمود.[۱۴]

رشاد به آیات ۱۹ تا ۲۱ سوره مطففین استناد می‌کند و آن را اینگونه ترجمه می‌کند: کتابٌ مرقُوم * یُشهدُهُ المقرّبون (ترجمه: کتابی است که با اعداد بنا شده*تا بوسیله کسانی که به من نزدیک هستند مشاهده شود)[مطففین ۲۱-۲۰][۱۵][۱۶]

عبدالعلی بازرگان فرزند مهندس مهدی بازرگان با تایید نظریه رشاد خلیفه چنین می گوید:[۱۷]

ملاحظات «رشاد خلیفه» محقق مصری، در کشف کد ریاضی قرآن (هرچند بعدها ادعاهای باطلی کرد و برخی یافته‌هایش جای چون و چرا دارد) حقایق غیر قابل انکاری را آشکار ساخت. مضرب مشترک بودن عدد ۱۹ در ۲۹ سوره‌ای که با حروف مقطعه آغاز می‌شوند، و صدها شاهد آماری برای اثبات این نکته و نکات ریاضی فراوانی که توسط او یا شاگردانش مطرح گردید (از جمله روابط بسیار حیرت‌آوری که اعداد ۷ و ۹ و ۴۰ و... در قرآن دارند) نشان داد که حتی یک کلمه را نمی‌توان در قران جا به جا کرد، چه آنکه خواسته باشیم اجتهاد اصحاب را در ترتیب فعلی قرآن دخیل بدانیم

 برخی جزئیات نظریه

رشاد خلیفه کد ریاضی قرآن را از ساده تا بسیار مشکل دسته بندی می‌کند و می‌گوید:

حقایق ساده مشاهداتی است که بدون هیچ وسایلی می‌توان آنان را بررسی کرد. حقایق پیچیده به کمک ماشین حساب یا رایانه قابل رویت است. بررسی حقایق زیر به هیچ وسیله‌ای احتیاح ندارد، اما خواهشمند

است بخاطر داشته باشید که همه اینها به متن عربی اصلی اشاره دارد.[۱۴] اولین آیه (۱:۱)، معروف به "بسم الله، ۱۹ حرف دارد(بدون احتصاب تشدید حروف ل الله و ر الرحمن و ر الرحیم).

سوره ۹۶ که از دید ترتیب زمانی نخستین سوره‌است، از انتهای قرآن، ۱۹مین سوره‌است

بین نخستین و آخرین سوره‌های پاراف‌دار ۱۹ مجموعه پاراف‌دار و بدون پاراف وجود دارد

همچنین در شمارش تعداد «ن» در سوره قلم برای آنکه به عدد ۱۳۳ مضربی از ۱۹ برسد، استدلال نمود که «ن والقلم و مایسطرون»، کتابت رایج در قرآن‌ها، باید «نون والقلم و مایسطرون» نوشته شود.[۱۸]

روابط ریاضی عدد 19 در آیه بسم الله

نوشتار اصلی: نظریه روابط ریاضی آیه بسم‌الله در قرآن

پس از مرگ رشادخلیفه، پیروان وی کار محاسبات و استخراج روابط ریاضی عدد 19 در قرآن را ادامه دادند. از جمله عبدالله آریک یکی از پیروان وی، که در سال 1992 جزوه‌ای را با نام فراتر از احتمال منتشر کرد که در آن به 35 رابطه مستقل عدد 19 در آیه بسم الله اشاره شده‌است.[۱۹]

ادعای تحریف قرآن

رشاد در بسط نظریه خود، دو آیه پایانی سوره توبه (سوره بدون بسم‌الله) از قرآن را که با نظریه‌اش هماهنگ نبود، تحریف شده دانست. او مدعی بود که این دو آیه در ۹ جا تئوری کد ۱۹ وی را نقض می‌کند، و این آیه‌ها ۱۹ سال پس از مرگ محمد توسط کاتبان در مدح محمد افزوده‌شده و این امر طبق اسنادی مورد مخالفت شدید علی بن ابیطالب (یکی از کاتبان) واقع شده‌بود.[۲۰][۲۱] همچنین در یکی از این آیات، پیامبر اسلام به صراحت «رحیم» (یکی از اسماء خداوند) خوانده شده‌است.[پانویس ۷] خلیفه این دو آیه را جعلی نامید و آنان را از ویراست‌های جدیدتر ترجمهٔ قرآن خود حذف کرد

او ۷۱ رابطهٔ ریاضی برای اثبات این ادعا یافت. بعدها دیگران روابط دیگری هم کشف کردند.[۲۲][۲۳]

 ادعای رسالت و جعلی‌بودن احادیث و سنت

رشاد خلیفه ادعای پیامبری نیز کرد و نام خود را از قرآن استخراج نمود. وی پس از بسط دادن نظریات خود اعلام نمود «اسم رسول میثاق خدا در قرآن از طریق ریاضی بعنوان رشاد خلیفه کد شده‌است و این واقعاً بهترین روش معرفی رسول خدا به دنیا، در عصر کامپیوتر است» و پس از آن استدلال کرد آشکار شدن معجزه قرآن بواسطه رشاد خلیفه، از نشانه‌های مهم رسالت اوست»[۲۴] خلیفه همچنین سنت   و حدیث که پس از قرآن منبع اصلی مسلمانان هستند را منابع جعلی نسبت داده شده به محمد و در تضاد با قرآن دانست و کشف واقعیت این متون و آموزه‌های جعلی را نیز از وظایف رسالت خویش دانست.[۲۵][۲۶] این سبب شد که ادعاهای وی از سوی محافل مذهبی سنی و شیعه رد شده و نوشته‌های او ممنوع اعلام شود.[۲۷][پیوند مرده] ادعای محافل مذهبی هم از سوی تسلیم شدگان رد شد.

نقد نظریه رشاد

از دید برخی، تاکنون در احادیث از پیامبر اسلام یا امامان شیعه و سیره عملی آنان و یا در تفاسیر قبلی، قرآن را کتابی اسرارآمیز و معماگونه وصف ننموده‌اند بلکه آن را کتابی روشن و پرمحتوی خوانده‌اند. همچنین در آثار متقدمین، هیچیک از بزرگان و علمایی چون خواجه نصیر یا شیخ بهایی نیز مـطالبی هرچند به صورت ضمنی و تلویحی در مورد تعداد حروف و کلمات قرآن و روابط ریاضی میان آنان نیامده بود. به‌نظر ایشان، رویه قرآن نیز بر همین اساس است، چراکه قرآن بعد از ذکر داستان آنان، اظهار تاسف می‌کند که چرا مردم به‌جای آنکه به پیام این قصه توجه‌کنند، مشغول مطالب حاشیه‌ای می‌شوند و بر سر تعداد اصحاب کهف جدال می‌کنند. همینطور در مورد تعداد نگهبانان دوزخ، که استناد رشاد به همین آیه‌است، در قرآن آمده: «تعدادشان رانوزده نـفر قرار دادیم»، نه بدان جهت که اسرار و رموزی در این عدد درنظر گرفته‌ایم، بلکه خود قرآن در آیه بعد می‌گوید، فقط به این منظور که چون و چرای کافران رابرانگیزیم و نیز ایمان مؤمنان را تقویت کرده باشیم [پانویس ۸] [۶]

( اقتباس از ویکی پیدیای فارسی ـ انترنیت )

منابع :

ویکی‌پدیای انگلیسی
The numerology of Dr. Rashad Khalifa - scientist
سیر تحول در قرآن مهندس مهدی بازرگان
نقد نظریات اعجاز عددی قرآن

نظرات بزرگواران دیگر را در هقتهء پیش خواندید ولی برای پیمایش توفان نبوغ جناب صدیق افغان باید به آرشیف تلویزیون های آئینه و آریانا و تلویزیون ملی  جمهوری اسلامی افغانستان مراجعه بفرمائید . البته مسلماً انوار این خورشید عالمتاب به هرسو منتشر است ولی من ( ع . افتخار) از سایر حصص پهنا و ژرفای آن به دقت لازمه آگاهی ندارم

قسمت دو

ناگفته نماند که « عالم اسلام » مخصوصاً پس از قتل وحشیانهء حضرت محمد توسط کودتاچیان ابوسفیانی ؛ همیشه و همیشه و همیشه برزینسکی های خود را داشته است . این حضور سنگین و سازندهء عنصر یهود (*)که بالاخره بر تباهی ی دعوت محمد سوگند تاریخی خورده بودند ؛ در حال حاضر از عالم اسلام در بعضی شاخص ها  نسبت به عالم یهود ؛ چنین سیمایی درست کرده است :

حالت مسلمانان

در آمار گیری نفوس و شاخص های مقایسوی جهان امروز :

جمعیت یهودی های جهان  14 میلیون نفر

تقسیمات یا انتشار آن ها در قسمت های مختلف جهان :

در امریکا    7 میلیون نفر

در آسیا   5 میلیون نفر

در اروپا    2 میلیون نفر

در افریقا     100هزار نفر

 

جمعیت مسلمانان جهان :     5/1 میلیــــــــــــارد نفر

تقسیمات یا انتشار آن ها در قسمت های مختلف جهان :

در آسیا   1 میلیارد نفر

در افریقا   400 میلیون نفر

در اروپا      44 میلیون نفر (در برابر 2 ملیون یهود)

در امریکا     6 میلیون نفر ( نزدیک برابر نفوس یهود )

بدین ترتیب :

از هر 5 نفر نفوس دنیا ؛ 1 نفر آن مسلمان است .

در مقابل  1 نفر هندو   2 نفر مسلمان وجود دارد.

در مقابل    1 نفر بودایی  2 نفر مسلمان وجود دارد.

اما   در برابر  1 نفر یهودی  104 نفر مسلمان وجود دارد . ( گویی 1چوپان و 104 گوسفند !)

ولی 14 میلیون یهودی از هر جهت قدرتمند تر و متعالی تر از تمامی 5/1 میلیارد مسلمان جهان میباشد ؛ چرا ؟! ( نگو ؛ چرا ؛ که کافر شدی ؛ بدبخت ! هرچه خدا خواسته همان شده است و همان میشود !!)

دقت کنید :

بیشتر سر برآوردگان تاریخ معاصر جهان اینانند :

ـ آلبرت اینشتاین      یهود

ـ زیمگوند فروید     یهود

ـ کارل مارکس       یهود

ـ پاول سمویلسون     یهود

ـ میلتون فریدمن       یهود

بیشتر کشافان و جهش دهندگان در عرصه طبابت اینانند :

ـ بنیامین روبین  ابداع کننده واکسیناسیون     یهود

ـ جوناس سالک   کاشف واکسین پولیو      یهود

ـ گرترود ایلیون     کاشف  دوای  لشمانیا     یهود

ـ بروچ بلمبرگ      کاشف هیپاتیت B         یهود

ـ پول ایرلیچ          کاشف دوای سفلیس      یهود

ـ ایلی میتکنیکاف   سازنده  نیوروموسکولر     یهود

ـ اندری اسکالی     پدر  اندوکرینولوژی    یهود

ـ هارون بیگ         ابداعگرکوگنتیف تراپی      یهود

ـ گریگوری پینکوس  کاشف  امپول کانتراسیپتیو       یهود

ـ جی . والت             کاشف سازمان چشم انسان     یهود

ـ استنلی کوهن           پدر امبریولوژی      یهود

ـ والیوم کلاف کیم    کاشف Kidney Dialysis       یهود

بیشتر برندگان جوایز نوبل  :

طئ 105 سال از جملهء 14 میلیون یهودی 180 نفر حایز جوایز نوبل شده اند اما :

ـ در تمام همین زمان از جملهء 5/1 میلیارد مسلمان صرف 3 تن جایزهء نوبل گرفته اند . ( که آخرین جایزه هم روی90 فیصد ملاحظات سیاسی به خانم شیرین عبادی ایرانی داده شد!)

بیشتر اختراعاتی که تاریخ را تغییر داد :

ـ  میکروپروسیسنگ چیپ       استنلی میزور     یهود

ـ  نوکلیرچاین ریکتور    لیو اسزیلند      یهود   

ـ  اوپتیکال فیبر کیبل    پیتر اسکولتذ   یهود

ـ  چراغ ترافیکی    کارلس آدلر    یهود

ـ  ستینلیس ستیل   بینو استریوس   یهود

ـ  آواز فیلم     آیسیدور کیسی    یهود

ـ  تلیفون میکروفون      ایمیله برلینر    یهود

ـ  ویدیو تیپ ریکاردر    کارلس جینزبورگ    یهود

از شخصیت های پر نفوذ و پر قدرت  در عرصه تجارت جهانی :

ـ رالف رولن      تجارت پولو        یهود

ـ   تجارت کوکاکولا      یهود

ـ  لیوی استریوس      پتلون لیوی     یهود

ـ  هاورد سکولتس    ستارهء بوکس    یهود

ـ  سیرگی برینگ       راه انداز گوگل     یهود

ـ  مایکل دیل           کمپیوتر  های دیل      یهود

ـ  لاری ایلیسون          اوراکل         یهود

ـ  دوناکران             ( DKNY  )     یهود

ـ  ایرف روبینس      باسکین و روبینس     یهود

ـ  بیل ریسین برگ    دینکین دونوتس     یهود

از شخصیت های پر نفوذ ، روشنفکر و سیاستمدار در عرصه جهانی :

ـ هانری کسینجر           سیاستمدار زبده در امریکا  یهود

ـ ریچارد لیوین              رئیس ایل یونیورستی    یهود

ـ الان گرینس پن         در دولت فدرال امریکا       یهود

ـ جوزف لیبرمن           در دولت فدرال امریکا   یهود

ـ میدلینه البرایت      وزیر خارجه و سناتور در امریکا   یهود

ـ کسپر واین برگر     در دولت فدرال امریکا    یهود

ـ ماکسیم لیتوینو            در روسیه      یهود

ـ دیوید مارشال               در سنگاپور یهود

ـ اساکس اساکس               در استرلیا   یهود

ـ بنیامین دیسریلی             در بریتانیا     یهود

ـ یفگینی پریماکوف              در روسیه     یهود

ـ بری گولد واتر        در امریکا      یهود

ـ جورج سمپایو             رئیس جمهور پرتگال    یهود

ـ  هیرب گیری                  در کانادا        یهود

ـ پیری مندیس                       در فرانسه    یهود

ـ مایکل هاورد                         در بریتانیا      یهود

ـ برونو کریسکی             در استرلیا    یهود

ـ رابرت روبین              در امریکا    یهود

اشخاص بانفوذ در عرصهء رسانه های جهانی :

ـ والف بیلیدزر     سی ان ان     یهود

ـ باربارا والترز         ای بی سی نیوز    یهود

ـ یوجینی مایر           واشنگتن پوست     یهود

ـ هنری گرنولد          تایم مگزین     یهود

ـ کترینی گراهام     واشنگتن پوست     یهود

ـ جوسیف لیلیلت     نیویارک تایمز یهود

ـ ماکس فرانکل    نیویارک تایمز یهود

از اشخاص بشر دوست و خیرخواه بزرگ :

ـ جورج سوروس  یهود

ـ والتر اینین برگ  یهود

* چرا یهودیان قدرتمند هستند ؟

* چرا مسلمانان ضعیف هستند ؟

یک دلیل عمده اینست :

ما ( مسلمان ها ) ظرفیت تولید دانش را از دست داده ایم . چنانکه :

ـ در تمام دنیای اسلام 57 کشور اسلامی وجود دارد که در همهء آنها فقط 500 دانشــــــــــگاه ( پوهنتون ) موجود می باشد .

ـ اما تنها در ایالات متحدهء امریکا 5728 دانشگاه وجود  دارد .

ـ تنها در هندوستان 8407 دانشگاه وجود  دارد .

در تمام دنیای اسلام ؛ حتی یک دانشگاه هم وجود ندارد که ویژه گی آن را داشته باشد تا با یکی از 500 دانشگاه عالی و درجه اول که در دنیا(ی بیرون از اسلام) وجود دارد ؛ برابری نماید .

نرخ یا میزان باسوادی در دنیای مسیحیت 90 % است اما :

ـ نرخ با سوادی در دنیای اسلام 40% بیشتر نیست .

در 15 کشور با جمعیت حد اکثر مسیحی نرخ باسوادی به 100% میرسد . اما این رقم در تمام کشور های دارای حد اکثر نفوس مسلمان 0 % می باشد ؛ به عبارت دیگر هیچ کشور اسلامی ای وجود ندارد که نرخ با سوادی در آن 100% باشد .

98 فیصد مردم کشور های مسیحی نشین تعلیمات ابتدایی را به پایان رسانیده اند . در حالیکه این رقم در کشور های مسلمان نشین صرف 50 % میباشد .

40% از جمعیت کشور های مسیحی نشین شامل دانشگاه شده اند . اما این رقم به طرز ملالت انگیز در کشور های مسلمان 2% میباشد .

تعداد دانشمندان در کشور هایی با حد اکثرنفوس مسلمان به 230 نفر درهر یک میلیون نفر میرسد . اما :

 ـ تنها در ایالات متحده امریکا این رقم به 5000 نفر در یک میلیون نفر است .

در دنیای مسیحیت در هر یک میلیون نفر 1000 نفر تکنیشن یا متخصص فنی ( فوق بکلوریا ) وجود دارد ؛ اما :

ـ در تمام دنیای عرب در هر یک میلیون نفر فقط 50 نفر متخصص فنی سراغ میشود .

دنیای اسلام صرفاً 2/0% ( GDP ) را صرف تحقیقات و پیشرفت علم میکند اما :

ـ دنیای مسیحیت 5 % ( GDP ) ـ یا 25 برابر دنیای اسلام ـ را صرف این امر مینماید .

نتیجه :

دنیای اسلام گرفتار کمبود ظرفیت برای تولید دانش میباشد !

 راه دیگر ارزیابی درجهء دانش ؛ همانا میزان انتشار و ترویج دانش است . مثلاً در پاکستان 23 روزنامه برای هر 1000 شهروند نشر میشود ؛ اما :

ـ این رقم در کشور سنگاپور 400 روزنامه برای هر هزار نفر است .

در کشور انگلستان برای یک میلیون نفر 2000 عنوان کتاب منتشر میشود اما :

ـ در مصر این رقم به 17 عنوان کتاب برای هریک میلیون نفر میرسد .

نتیجه :

دنیای اسلام در انتشار دادن علم و دانش ناکام می باشد !

 در کار بُرد دانش از گونهء دیگر ؛ چنین ارزیابی وجود دارد :

ـ صادرات تکنالوژی برتر از پاکستان 9/0 % کُل صادرات این کشور است ؛

ـ این رقم در عربستان سعودی به 2/0% میرسد ؛

ـ در کشور های کویت ، مراکش و الجزایر این رقم   3/0%  میباشد؛

ـ در حالیکه فقط در کشور سنگاپور این رقم به 68 فیصد میرسد .

(تازه همین ارقام بالاتر از صفر هم که در سالیان پسین در کشور های اسلامی پیدایش یافته به اثر جبر تحولات تاریخی ، صنعتی و ماشینی شدن اروپا و امریکا و نیاز و تلاش اروپائیان و امریکائیان برای وصول به بازار های فروش ؛ مواد خام و بخصوص ثروت های زیر زمینی در کشور های اسلامی چون نفت میباشد .)

نتیجه :

دنیای اسلام و کشورهای اسلامی عموماً در بکار گیری یا کاربُرد علم و دانش ساینتفیک ناکام هستند .

چرا ؟

البته نفوذ آنچنان سنگین و مرموز عنصر یهود  در سراسر تاریخ اسلام ؛ شاید عامل سخت نیرومند باشد ولی باز هم فقط یکی از عوامل است . عامل اصلی همان کودتای امحاگر علیه پیامبر و مقوایی و عددی و شکلی و جادویی ساختن این معنویت عظیم  طلایهء عصر تاریخی میباشد که حتی در 14 قرن اجازه نداده اند و نمیدهند صرف مورد تحقیق و باز شناسی قرار گیرد .

 داستان یا افسانهء معجزات ریاضی :

هیچ « عوام کالانعام»ی  هم منکر شده نمیتواند که قرآن شریف لااقل به طرز اسطورهء « ده فرمان » از سوی الله یا یهوه نوشته شده در سنگ ؛ پوست ، استخوان یا لوح طلا به محمد عربی نازل نشده است . موجودی رمزی و اسطوره ای چون جبرئیل امین فقط مفاهیم وحی را  بر حضرت میخوانده اند و چنانکه در رؤیا  چیز  هایی هرکس می شنود ؛  مفاهیم  وارد حافظهء پیامبر اکرم  می شده است .

پیامبر سپس این مفاهیم دریافته را به شکل گفتاری به دیگران بروز میداده اند و آنان یا حفظ و ضبط حافظه میکرده اند و یا هم با املا و انشاء و رسم الخط خیلی ناقص و بدوی آن ها را بر روی چرم و استخوان های پهن و ندرتاً کاغذهایی چون  برگ درخت یا پاپیروس وغیره « می نوشته » اند .

رویهمرفته این جریان 23 سال طول کشیده تا اینکه به حیات پیامبر به طور کاملاً  مشهود خاتمه داده اند . با  مرگ نا به هنگام و باور نکردنی ی پیامبر غایله ایکه  به « ارتداد»  موسوم شده است پیش می آید و خلافت مصروف جنگ داخلی میشود . فقط دریکی از این جنگ ها700 تن حافظ قرآن کشته میشود . تصور کنید در همهء آن ها چقدر کشته میشود و اصلاً چه قدر از آنان  باقی میماند ؟

تا این زمان مسلمانی صرف در مدینه و قسماً  در مکه و حوالی آن ها مطرح است و بس !

پس از خاتمهء جنگ داخلی به نفع خلافت ؛  توجهاتی بر انگیخته میشود که توته پاره های قرآن از نزد حافظان و کاتبان وحی جمع آوری و در مجلد واحد رسمی مندرج و تکثیر گردد تا از چند دسته گی ها جلوگیری نماید . ولی دیگر جبرئیل امین نمی آید که به کس بگوید کدام  سوره ها  و آیه ها دقیقاً نازل شده از عرش کبریایی است و کدام ها اقوال سایرین ؛ قصه ها و امثال و حکم فولکوریک  و حتی سخنان شخصی ی حضرت محمد !

جناب خلیفهء اول ـ آن هم  به اصرار حضرت عمر تنها  زید بن ثابت را که از صحابه  بوده و مقام کاتب وحی داشته است مؤظف میسازند تا قرآن را جمع آوری کند .

وئ هم در حدود توان بشری ـ توجه کنید : توان و حتی منویات و ملاحظات بشری در 1400 سال پیش عربستان ؛ و  نه توان الهی و ملکوتی !!! ـ  کار هایی انجام میدهد و رویهمرفته یک نسخه ؛ و اولین نسخه رسمی تا آستانهء مرگ خلیفه اول آماده شده  و  به  وئ  سپرده  میشود .

با مرگ خلیفهء اول ؛ حضرت عمر که اصرار شدیدی بر خلیفهء اول جهت جمع آوری قرآن داشت ؛ خلیفهء دوم میشود و مسئول امر قرآن !

حضرت عمر 10 سال و شش ماه بر کرسی خلافت تکیه زده بوده و مانند یک امپراتور زیر پرچم محمد و اسلام بر سراسر عالم می تاخته است  ؛ ولی قرآنی را که  تدوین شده برایش سپرده بوده اند ؛ حتی مورد اعتنا قرار نداده تا آنکه پس از کشته شدنش این قرآن جزو متروکات و میراث ها به حضرت حفصه دخترانشان که بیوهء حضرت نبی کریم بود ؛ تعلق میگیرد و سالیان دیگر در خانهء حضرت حفصه محبوس میماند .

حالا این تدوین ؛ اگر درست بود که بلافاصله  بایست توشیح و تکثیر میشد و اگر نبود ؛ هیچ کاری هول تر و عاجلتر از آن نبود که برای درست و دقیق ساختنش تمامی توجه و انرژی معطوف میگردید .

هفت پشت نه که هفتاد پشت من و رشاد خلیفه و دیگر نوابغ مدمغ اسلام شناس و  واصل شده به الله !! هم قادر نیست بر این پرسش عظیم تاریخ و دین و فرهنگ مان پاسخ بگوید !

اسلام که با مسموم ساختن و کشتن حضرت محمد و کودتای حکومتی علیه آن جناب ؛ شدیداً از دیانت  دنیادارانه  به سوی سیاست دارای پوسته و شمایل دینی حرکت کرده بود ؛ تا زمان خلافت حضرت عثمان  به  معراج سیاسی شدن و دنیایی شدن رسید .

ابوسفیان و «حزبش» با علنیت و بی پروایی تام  وارد صحنه شدند  و  مشاوران اسلام آورده و اسلام نیاوردهء یهودی مخصوصاً  رتق و فتق امور دین سازی و ایدئولوژی آفرینی را بیش از پیش به دست گرفتند .

در چنین شرایطی پس از بیست سال از قتل نبی کریم ؛ فشار هایی بر حضرت عثمان وارد میشود که قرآن را تدوین و یکدست سازد و به تفرق و تشتت قرائت ها و نسخه های متعدد آن خاتمه بخشد .

این بار علاوه بر زید ابن ثابت چند تن دیگر هم شامل کمیسیون حکومتی قران سازی میشوند ، نسخهء پیشینهء موجود نزد حضرت حفصه را ( که گویا «نسخهء موعود» خوانده میشود ) به دارالخلافه منتقل میسازند و با تاکردن و بالاکردن های دیگر ؛ نسخهء نهایی درست میکنند که «نسخهء امام » و « مصحف عثمان» نام میگیرد و متباقی هرچه هست و نیست به آتش سپرده میشود .

گذشته از اینکه سوختاندن نسخ قرآن و منجمله « نسخهء موعود» ـ این نخستین سند اساسی رسمی خلافت اسلامی و تاریخ اسلام چه کراهت و شناعت و معما دارد ؛ این امر یا حاکی از اینست که هنوز کسی در خلافت اسلامی آنقدر متمدن نشده بوده که ضرورت و اهمیت « آرشیف و بایگانی » را بداند و مراعات کند ؛ و یا توطئهء بیحد بزرگی علیه کلام الله در میان بوده است .

به هر حال ؛ اینجا آنقدر ها مخصوصاً اکنون جای نگرانی نیست . خوشبختانه آنچه از این زمان به بعد برجا مانده بوده ؛ دیگر میسر نشده است که مورد دستبرد قرار گیرد و می توان بر همین اساس به پیش رفت و تعالیم اسلام محمدی را  احیا نمود و  بروز کرد .

ولی در جمع مسایلی که طئ آن بیست و چند سال غیابت قرآن مدون هست ؛ یکی از مهمترین ها ؛ امکان مداخلات جادوگران یهودی و غیره بر آن میباشد و آنچه این نگرانی را بیشتر و بیشتر دامن میزند ؛ همین معجزه های ریاضی علم کردن این و آن در قرآن است .

در همین « مصحف عثمان » یا قرآن شریف که از خانهء عثمان و ابوسفیان بیرون آمده است ؛ آیهء عجیب و تکاندهنده ای وجود دارد ؛ توجه کنید :

وَاتَّبَعُواْ مَا تَتْلُواْ الشَّيَاطِينُ عَلَى مُلْكِ سُلَيْمَانَ وَمَا كَفَرَ سُلَيْمَانُ وَلَكِنَّ الشَّيْاطِينَ كَفَرُواْ يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَمَا أُنزِلَ عَلَى الْمَلَكَيْنِ بِبَابِلَ هَارُوتَ وَمَارُوتَ وَمَا يُعَلِّمَانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى يَقُولاَ إِنَّمَا نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلاَ تَكْفُرْ فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ وَمَا هُم بِضَآرِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللّهِ وَيَتَعَلَّمُونَ مَا يَضُرُّهُمْ وَلاَ يَنفَعُهُمْ وَلَقَدْ عَلِمُواْ لَمَنِ اشْتَرَاهُ مَا لَهُ فِي الآخِرَةِ مِنْ خَلاَقٍ وَلَبِئْسَ مَا شَرَوْاْ بِهِ أَنفُسَهُمْ لَوْ كَانُواْ يَعْلَمُونَ ﴿102﴾البقره

و آنچه را كه شيطان[منش] ها در سلطنت ‏سليمان خوانده [و درس گرفته] بودند پيروى كردند و سليمان كفر نورزيد ليكن آن شيطان[منش]ها به كفر گراييدند كه به مردم سحر مى‏آموختند و [نيز از] آنچه بر آن دو فرشته هاروت و ماروت در بابل فرو فرستاده شده بود [پيروى كردند] با اينكه آن دو [فرشته] هيچ كس را تعليم [سحر] نمى‏كردند مگر آنكه [قبلا به او] مى‏گفتند ما [وسيله] آزمايشى [براى شما] هستيم پس زنهار كافر نشوى و[لى] آن ها از آن دو [فرشته] چيزهايى مى‏آموختند كه به وسيله آن ميان مرد و همسرش جدايى بيفكنند هر چند بدون فرمان خدا نمى‏توانستند به وسيله آن به احدى زيان برسانند و [خلاصه] چيزى مى‏آموختند كه برايشان زيان داشت و سودى بديشان نمى‏رسانيد و قطعاً [يهوديان] دريافته بودند كه هر كس خريدار اين [متاع] باشد در آخرت بهره ‏اى ندارد . وه كه چه بد بود آنچه به جان خريدند اگر مى‏دانستند (102)

این اولین و آخرین آیهء قرآن در مورد جادو و جادوگران و تکفیر و تلعین جادو و جادو گر و برحذر داشتن مؤمنان از آن ها نیست . در این زمینه قوت جادو و جادوگری و باور به جادو  در زمان حضرت محمد و مسلماً 20ـ30 سال پس از ایشان هم به حدی است که از دو مورد ناتندرستی ی ایشان پیش از

مسموم شدن واپسین ؛ در تاریخ ها عنوان میگردد ؛ یکی هم در معرض جادوی زن یهودی قرار گرفتن نبی کریم است که موجب بی اشتهایی و چندین روز بی حالی ی  پیامبر  میگردد  و  لابد  با تدابیر و تشریفات  رد  جادو  مداوا  میشوند .

بدینگونه مسلم است که پیامبر بزرگی چون حضرت محمد هم در برابر جادو آسیب پذیر میباشد ؛ چونکه در هر حال بشر است !

متأسفانه اگر به جادو  و علوم غریبه و تاریخ و سوابق و انواع آن بپردازیم بحث حاضر خیلی بغرنج و دور از ذهن عمومی میگردد ؛ ولی به هر حال ؛ جادو بیش از یک سلسله چشم بندی ها و اوراد و تشریفات شدیداً روانگردان است که می شناسیم .

درین جمله جادوگری ها توسط اعداد و حروف و در رابطه به اعداد و حروف تقریباً تاریخی برابر تاریخ  ادیان دارد .

علوم ساینتفیک به روشنایی کامل ثابت کرده اند که حروف و اعداد منحیث دومین سیستم مخابره و افهام و تفهیم جانداران ـ نوع بشرـ  طئ هزاران سال تکامل مختلف النوع در گوشه های متفاوت و از هم مجزای جوامع قدیم اساساً از تطور و تلخیص ها از  رسامی و نقاشی پدید آمد .

ولی مردم دنیای قدیم حتی میلیونم برابر ما قادر نبودند ؛ این تکوین و پیدایش را در درون جوامع بشری و در سیر تاریخ تکاملی آن ببینند و دریابند .

لذا در بیشتر سرزمین ها مانند شرق میانه عربی و یهودی ی کهن حروف و اعداد و اسما شخصیت ها و معانی ی ماورا الطبیعی پیدا کردند .

 بر علاوه ابتکاراتی از نخستین معلمان کودکان که حروف اولیه را برای حفظ آسان کودکان به نظم گونه هایی مانند ( ابجد ، هوز ، حوطی ، کلمن ...) واریز کرده بودند ؛ نیز جنبه های اسرار آمیز پیدا نمود ؛ چنانچه حروف به ترتیب این نظم گونه قیمت های عددی پیدا کرد و در نتیجه الفبای ناقص 28 حرفی عربی به معنای اعداد ( 1 تا 1000 ) هم پنداشته شد . البته این جریان محضاً مختص به قلمروی عربی نبوده و دامنه های وسیع در سایر زبان ها هم یافته است .

اگر به مسایل لاینحل بیست سالهء تأخیر در تدوین و تکثیر قرآن دقت کرده و باز چیز هایی عددی و حروفی به اصطلاح معجزه ریاضی در طول و عرض و فلان و بهمان قرآن شریف را در نظر گیریم ؛ به این نتیجه نزدیک میشویم که با قرآن اصیل محمدی برخورد های جادوگرانهء فاجعه باری صورت گرفته است . نخست باید خاطر همه را آسوده کرد که ذات الله تعالی به معنای رب العالمین ؛ ابداً یک فرد عرب و آنهم  ( نعوذ بالله) یک فرد جادو گر عرب نیست و با همین حروف ناقص و ناتوان 28 گانهء عربی ؛ کلمه سازی و کتاب نویسی نمی کند و به کتابش فورمات و چوکات نمی بخشد .

 وحئ الهی که بر همه احاد و اکناف طبیعت و هستی ( منجمله بر بشر و زنبور عسل ...) جاریست ؛ بسته به دریافت کنندهء وحئ لباس زبان بشری یا غیر بشری می پوشد و به فهم در می آید . وحئ در شکل ؛ از الهام شاعرانه و کشف مفاهیم و حل المسایل برای دانشمند فرقی ندارد و آنگاه این شاعر و دانشمند است که الهام و کشف فراهم آمده را ؛ به زبان در می آورد و برای خود و همزبانان قابل دریافت و فهم می سازد .

چنانکه در یکی از فصول پیشین دیدیم ؛ درست تر همین است که ما بنده محوری و مخاطب محوری کلام های مقدس را در نظر داشته باشیم و این حقیقت اعظم دینی و ایمانی را که خالـق تعالی جز در چوکات های تنگ و تاریک و ناقص و نارسای زبان های بشری دوران شبان ـ رمه ای  با او سخن نگفته و قرار و ـ به لحاظ بشر ـ  مقدور هم نبوده است که جز بـا همین ابزار های ناقص و ناتوان ـ ناقص و ناتوان به تناسب علم غیب و حکمت بالغهء او تعالی ! ـ سخن بگوید

مدعی شدن اینکه زبان عبری شبانان بنی اسرائیلی و زبان عربی بادیه نشینان شبان پیشهء بنی اسماعیلی ؛ زبان خود ذات الهی میباشد ؛ جهل زشت ـ و به اعتبار دینی ـ کفر مطلق است !

پس آیا میتوان پرسید که زبان خالق کائینات عبارت از چه خواهد بود ؟

 بلی ؛ میتوان !

ولی پاسخ هم از نظر ایمانی و هم از نظر عقلی این است که زبان و ادبیات ... قایل شدن به خود خالق تعالی فقط می تواند مبتنی باشد بر این توهم پُر بلاهت که آن ذات کبریای بیچون و بی مثال و نگنجیدنی در اندیشه و خیال ؛ هم سرانجام چیزی همانند بشر خواهد بود !؟

این گونه توهم نه تنها سورهء کریمهء اخلاص بلکه تمام قرآن مجید و تمام مفاهیم مقدس دیگر را بی معنی و بیهوده می سازد ؛ دقت کنید :

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿1﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿2﴾ لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ ﴿3﴾ وَلَمْ يَكُن لَّهُ كُفُوًا أَحَدٌ ﴿4﴾

 بگو اوست ‏الله يگانه (1) الله صمد [ثابت متعالى] (2) نه زاده است و نه زاده شده است (3) و هيچ همتایی برای او موجود نيست (4)

به ویژه آیهء (4) قطعاً می رساند که الله تعالی هرگز و ابداً کفو یعنی همانند و مشابه و همتـا ندارد ؛ آیا چنین ذاتی ممکن است مانند بشر زبان و علامات مشخص فاهمه داشته باشد ؟!

 او تعالی بی نیاز و بی توسل به زبان و اعداد و علامات بر کلیه امواج و ذرات عالم تا کُرات و کهکشان ها و فضا و اَبَر فضا فرمانرواست و اگر بر فرض محال بتوانیم بر خالق (جل علی شانه) زبان قایل شویم ؛ آن زبانی است که هم ذره و اشعه و موج آن را میداند و هم سنگ و کوه و آهن و فولاد ... و هم آسمان ها و مافیها ؛ هم جن و فرشته و میلیون ها موجود حیه و در یک کلمه تمام هستی در کُل و در هر جزءخویش .

اینک آیا چنین زبانی میتواند عبری یا عربی باشد ، انگلیسی یا روسی ، چینایی یا سانسگریت ، فرانسوی یا اسپانیولی و... و.... و....؟؟؟

نه خیر ، اصلاً و ابداً  نه !!

گفتیم ؛ اگر به مسایل لاینحل بیست سالهء تأخیر در تدوین و تکثیر قرآن دقت کرده و باز چیز هایی عددی و حروفی به اصطلاح معجزه ریاضی در طول و عرض و فلان و بهمان قرآن شریف را در نظر گیریم ؛ به این نتیجه نزدیک میشویم که با قرآن اصیل محمدی برخورد های جادوگرانهء فاجعه باری صورت گرفته است

همانگونه که مولانای بلخ از قوافی و اوزان و قیودات عروضی در زبان منظوم شرقی مینالید و میگفت : « مفتعلن مفتعلن مفتعلن کشت مرا » ؛

قیودات و قواعد و چوکات بندی های از پیش ساخته شده ـ کلیشه ای ـ در هرحال زنجیر های گرانی بر دست و پای و دهان و حنجرهء گوینده و بیان کننده و تعلیم دهنده است

حالا که بافت هایی چنین عددی و چوکاتی و دارای روابط پیچیدهء ریاضیاتی بر کتاب مقدس مسلمانان جهان تحمیل گردانیده شده ؛ قرار اطلاعات تاریخی آنقدر ها از عهدهء اعراب آنزمان بر نمی آمده است و اینگونه ترفند های جادویی عمدتاً به جادگران یهودی که با حکام مسلمانان همکار بودند ؛ رابطه به هم میرساند

واضح است که اینگونه قرار دادن مطالب و مفاهیم کلامی در چوکات ها و گرافیگ و موزائیگ ریاضیاتی مستوجب عالمی از دستبرد ها و پیش و پس و کم و زیاد کردن های آیات و جملات و سوره های قرآنی میبا شد .

بدینگونه کم کم روشن میشود که چرا نظم سیستمیک میان آیات اکثر سوره های قرآنی وجود  ندارد . جایی باران می بارد ولی بدون اینکه نتیجهء بارندگی معلوم شود ؛ آناً نه تنها باران قطع میشود که فصل عوض میگردد ؛ در گرماگرم جنگ ؛ صلح و رحمت و عفو و دوستی به میان می آید و بدون اینکه زنگ خطری نواخته شده باشد ؛ همه میان غزا و قتال و مقاتله فرو  می روند . و...و...و...

پیش از ورود به نهایی ترین بحث ؛ باید علاوه کنیم که اکتشافات ریاضیاتی در قرآن آنقدر ها  منحصر به رشاد خلیفه و ذوات دیگری که نام  بردیم نیست . در گذشته ها گروه های سیاسی مذهبی زیادی چون اشاعره ، اخوان الصفا ، حروفیه ، اهل حق و غیره موازی به همین مبنا ها عقاید ریشه داری تدوین نموده و باور های عجیبی پرورده اند تا جائیکه مقامات حاکمه ایشان را تحمل نتوانسته سر انجام به تکفیر و سر به نیست کردن اکثر ایشان مبادرت نموده اند

ولی با اینکه احتمالات پیشگفته کاملاً منتفی نیست و اکنون بیش از هر زمان دیگر مبرهن به نظر میرسد که قرآن محمد جفا های فاجعه انگیزی را متحمل شده است ؛ معهذا کمسوادی جادو گران غالبا بیگانه با کنه و پهنا و خصوصیات زبان عربی  بنا هایی را که آنها گویا به ماه و ستاره رسانیده اند با اندک تکانی به خاک یکسان میسازد .

توجه فرمائید ولی احتیاط کنید که خود زیر خروار ها آوار فرو  ریزنده نشوید

« جمله ”بسم الله الرحمن الرحيم“ 19 حرف  است، و در آيه 74:30 سوره مدثر آمده است كه نگهبانان جهنم 19 فرشته هستند. »

مگر همان نیست که « مرغ دزد سر خود پر دارد » و « دیده باشی لکه های دامن قصاب را» ؟)

خلاصه تمام این رابطه ها ؛ یا ضریب 19 داشتن ؛ یا قابل تقسیم  بر 19بودن ... یا اشاره بر 19 فرشتهء نگهبان وغیره است . با در نظرداشت تأکیدات مأمول قرآنی بر عدد 7 و هزار ( الف) وغیره ؛ حتی میتوان بر عدد 19 فرشته پرسش داشت ؛ چرا که دوزخ 7 در دارد و اگر در هرکدام دو دو و سه سه فرشته پاسداری کند ؛ بازهم اعداد 14 و 21 به دست می آید و نه 19 . الا اینکه در مورد سقر که بحث سورهء مدثر بر آن است ؛ ساختمان دیگری مطرح باشد !

« آقای عبدالله اريك متوجه شدند كه در چهار كلمه "بسم" و "الله" و "الرحمن" و ”الرحيم“ 18 رابطه رياضی وجود  دارد.

و يک رابطه ديگر را آقای مهندس جواد رحمانی بدست آورده اند که روی هم  19  رابطه ميشود.

كه با محاسبه ارزشهای عددی حروف الفبای عربی (كه در قديم به آن ابجد ميگفتند) به آن رسيد.

لازم به تذكر است كه اين ارزشهای عددی حروف الفبای عربی مانند ارزشهای عددی حروف لاتين (Roman Numerals) قرن‌هاست كه مورد استفاده بوده است

19 حرف بسم الله الرحمن الرحيم و ارزشهای ابجدی مربوطه:

چهار كلمه و 19 حرف ( بسم الله الرحمن الرحيم ) چنان با يكديگر، بنابر يك سيستم رياضي متشكل گرديده است

كه با دانش و احساس بشری غير قابل انجام ميباشد. اين سيستم قابل تعمق، بر اساس ارزشهای ابجدی اين حروف بدست ميايد

شما سعی كنيد با كامپيوتر 14 رقم ديگر پيدا كنيد كه چنين حالتی داشته باشد تا بدانيد قرآن نميتوانسته كار پيغمبر بيسواد 14 قرن پيش باشد.

بلكه تمام مردم آن زمان هم نميتوانسته‌اند چنين كاری بكنند

و بيائيد واقعاً سعی كنيد چهار كلمه مثل (بسم الله الرحمن الرحيم)  بسازيد كه 19 رابطه رياضي در آن باشد.

يا حتی سه رابطه رياضی از لحاظ حروف ابجد در آن باشد.

البته توجه داشته باشيد در آن زمان چرتكه هم وجود نداشته، چه رسد به ماشين حساب و كامپيوتر.

به كتاب    Beyond probability نوشته آقای عبدالله اريك مراجعه كنيد.

میفرمایند : لازم به تذكر است كه اين ارزشهای عددی حروف الفبای عربی مانند ارزشهای عددی حروف لاتين (Roman Numerals) قرن‌هاست كه مورد استفاده بوده است.

مگر نمیتوان پرسید : مورد استفادهء کی ؟

ـ مورد استفادهء بشر؟

ـ یا مورد استفادهء خالق کائینات ؟؟

اگر مورد استفادهء خالق کائینات بوده ؛ پس آیا در زبان لاتین هم همچو معجزاتی سراغ میشود . یا لابد (نعوذ بالله) خدا و خالق عربی وعرب ها و لاتین و لاتینو ها  دو تاست !؟

میفرمایند : چهار كلمه و 19 حرف ( بسم الله الرحمن الرحيم ) چنان با يكديگر، بنابر يك سيستم رياضي متشكل گرديده است كه با دانش و احساس بشری غير قابل انجام ميباشد

فقط یک سؤال :

منظور از دانش و احساس بشری ؛ دانش و احساس کدام بشر است ؟ لابد بشری که اصلاً از دانش و احساس شائیستهء بشر مخصوصاً در قرن 21 و هزارهء سوم  محروم نگهداشته شده است و بدینوسیله هم تلاش میشود برای مدت هنوز بیشتر در همان منجلاب حمق و سفاهت ـ گرد گاه گله و رمه ـ نگهداشته شود !

میفرمایند : و بيائيد واقعاً سعی كنيد چهار كلمه مثل (بسم الله الرحمن الرحيم)  بسازيد كه 19 رابطه رياضي در آن باشد.

يا حتی سه رابطه رياضی از لحاظ حروف ابجد در آن باشد.

بیائید ؛ حالا که « محضاً برای ما! » از 19 به 3 تخفیف داده اند ؛ تلاشی بکنیم . تلاش برای خدا شدن نی ؛ هوش کنید ! تلاش برای یافتن و ایمان راست کردن بر جناب عبدالله اریک و بر کتاب آقای عبدالله اریک !

اما پیش از آن ؛ فقط یک پرسش دیگر ؛ آیا به راستی آیهء شریفهء «(بسم الله الرحمن الرحيم)» 4 کلمه و 19 حرف است ؟

وار خطا نشوید ؛ میشود 4 کلمه و 19 حرف باشد ! باز ما که جادو گر نیستیم ! چیزی که هست ؛ هست ـ نیست ؛ نیست !

با اجازه ؛ آیه را به اجزای اولیه اش تجزیه می کنیم :

ب (عطف) ـ اسم ـ الله ( ال اله )ـ ال ـ رحمان ـ ال ـ رحیم

ب ـ اسم ـ ال اله ـ ال ـ رحمن ـ ال ـ رحیم

در نگارش پنگلیش توجه کنید :

Be-esme llahe rrahmane rrahim

صرف سه حرف تعریف « ال » از اینکه صامت میباشند ؛ درین الفبا نوشته شده نمیتواند و در عوض از اثر فشار تشدیدی آنها حرف های اول سه اسم مشدد میشود و ناگزیر دبل نگارش می یابد . اما درین نگارش و هم در خود عربی و فارسی می بینیم که کلمات اسم و الله و رحمن یک یک الف یا همزهء ممدوده دارند که در طرز خاص یکی از سبک های نگارش عربی بدون کدام دلیل از قلم انداخته میشود ولی معدوم نمیگردد .

همه میدانیم که کلمه مستقل مفرد « بسم » در عربی چنانکه مفهومی را ادا کند وجود ندارد ؛ لهذا این یک مرکب یعنی ترکیبی از اسم و حرف معنا دار و وظیفه داری است که در نگارش با اسم و فعل پهلو میزند .

اینکه در نگارش ( الف) از قلم انداخته میشود به معنای عدم (الف) نیست ؛ چرا که (سم) به تنهایی در هیچ کجا « نام » معنی ندارد .

 کلمه « سم » داریم ولی « زهر»  معنا میدهد و جمع آن « سموم » است . اگر عالیجنان معنای آیهء مبارکه را « به زهرِ الله ...» تعبیر و مقبول فرموده اند ؛ آفرین شان .

همینگونه ؛ ولو که در کلمهء الله ؛ الف یا همزهء ممدوده را نپذیریم که تقریباً غیر ممکن است ؛ در کلمهء ( رحمن ) وجود الف پس از (م) را هیچ آدم باسوادی انکار کرده نمی تواند . اسمی بدینگونه rahmn در هیچ کجا اسم نیست چه رسد به اسم الله !

لذا « بسم الله الرحمن الرحيم» نه 4 کلمه است و نه 19 حرف !

آیهء کریمه به ترتیب آتی دارای 4 حرف (عطف و تعریف )، 4 اسم ( ذات و معنی ) ـ که جمعاً حکم 8 کلمه را دارد ـ و23 حرف میباشد :

ب ـ اس م ـ ال ال اه ـ ال ـ رح م ا ن ـ ال ـ رح ی م

1 2 3 4 5 6
ب ا س م ا ل
7 8 9 10 11 12
ا ل ا ه ا ل
13 14 15 16 17 18
ر ح م ا ن ا
19 20 21 22 23  
ل ر ح ی م  

حتی نام اله – چنانکه مشهود است یک "ا"پیش از"ه"در نفس خود دارد که توسط اعراب شکلاًانصراف میشود ؛ اما در قرائت ؛آوازش همیشه موجود است . و بدین حساب مجموع حروف حقیقی در " بسم الله الرحمن الرحیم" 24 حرف میباشد و ما از "ا" مذکور به خاطری گذشتیم که تقریباً هیچگاه اسم " اله" به معنای " معبود" را به شکل " الاه" ندیده ایم !!

تاکید میکنم حروف عطف و تعریف هرکدام حکم یک کلمه را دارد و مخصوصاً درین آیه معانی ای را حمل میکنند که بعضاً جانشین معنای یک جملهء کامل است ؛ دقت فرمائید :

( بِ ) د ر ینجا « توکل و توسل میکنم به » معنی دارد و حرف های تعریف (ال) کلمات « نکره » را « معرفه » میسازد یعنی از بنیاد ؛ معانی و مصادیق آن ها را متفاوت میسازد و تشخص و تقویت می بخشد !

و اما وقتی سخن از ریاضیات است ؛ اعداد  دارای بار مثبت و منفی ، با اعشاریه و بی اعشاریه از ریزترین ـ تا حد نهایی یعنی «عدد پلانگ» ( مثلاً 10 به طاقت منفی 43 اُم ثانیه ! ) ـ تا بزرگترین و «لایتناهی » ؛ قابل محاسبه میباشد . بدینجهت ریاضی هایی که همه از اعداد کامل 1 تا 9 درست میشود ؛ ریاضی نیست و لابد نامی چون علم « رشاد خلیفه ای» ، « عبدالله الریکی » ،« صدیق افغانی » و امثال آن باید برایش اختصاص داده شود .

بنابرین آیهء کریمه « بسم الله الرحمن الرحيم» را حتی نمی توان دارای 23 حرف دانست و بعد با آن به بازی های ابلهانه پرداخت ؛ چرا که حرکات مهم و تفکیک ناپذیر زیر ، زبر ، پیش ، تنوین و تسکین هنوز قیمت گذاری نشده اند و از محاسبه به دور می مانند ؛ در حالیکه نبود آن ها آیه را حتی از آیه بودن و جملهء عربی دارای معنای مشخص بودن خارج میکند !

حالا تصور کنید بافته های این بزرگان دینشناس و خدا پرست !! تا کدامین حد پنبه شده  و قصر های معجزه ای آماده کرده گی ایشان برای اسلامِ  پوک و پوچ حاکمان ابوسفیانی و وهابی و پاکستانی و انگلیسی و امریکایی و عربستانی و ایرانی .. و تروریست ها و اشرار  بی فرهنگ و بربر صفت زمان ما چسان خاک و خاکشیر گردیده است !؟

با اینهم گمان می رود ؛ این بلاهت ننگین خریدارانی نه چندان کم و نه چندان کوتاه مدت خواهد داشت . چنانکه بیدل میفرماید :

 اعتبار جهان تشهیر است    
معتبر خر سوار  را گویند !

همین دنیا و همین پیشوایان و همین دانشمندان و ریاضی دانان و کاشفان معجزاتش !!!

« تا احمق در جهان است مفلس در نمی ماند !»

 و کسی هم احمق به دنیا نمی آید ؛ در همین دنیاست که احمق ساخته میشود !!!

اگر علاقه ای به فهم این معـما دارید و مایلید خود و فرزندان خود را حتی الامکان بیمه کنید ؛ لطفاً کتاب « گوهر اصیل آدمی » را بخوانید و در معرض خوانش بسته گان خویش قرار دهید :

برای دریافت کتاب « گوهر اصیل آدمی » لطفاً سایت های آریایی و نوید روز را باز کنید ؛ در سایت نوید روز کنار چپ صفحه اصلی جای دوامدار برای هرسه جلـد کتاب اختصاص داده شده  و در سایت آریایی در کنار چپ صفحهء اصلی بر(( کتاب )) کلیک نمائید و هر سه جلد را با معرفی و پیشگفتار های آن به دست آورید .

http://www.ariaye.com/
http://naweederooz.com/in/

 یا هو .

(*)  یـهـود  در کُل ؛  نام یک کتلهء بزرگ بشر است که سوابق اساطیری و تاریخی کاملاً منحصر به فرد و عجیبی دارند . از یکسو از زیر چتر این نام  بزرگترین عسوه های اخلاق و دانش و تشبثات تاریخساز  و انسانساز به مقیاس تمام جهان ؛ بیرون آمده اند و از سوی دیگر کسان قلدور و ددمنش و ضد بشر بیشماری نیز از زیر همین چتر بدر گشته  و دنیا  را  به گند و کثافت و جنایت آلوده اند .

البته ؛ این سرنوشت فقط منحصر به اُمت یهود نیست . منجمله  اُمت های زردشتی و مسیحی و مسلمان که معارف شان همان مبادی یا ادامهء یهودیت است ؛ حتی به مراتب بیشتر و بد تر از یهود گرفتار این انقطاب ها و پیامد های آن بوده اند و میباشند .

لذا اینجا هدف از یهود و یهودی که بالاخره ـ از جهتی خوشبختانه ! ـ  واژه و نام  رسای خود را پیدا میکند یعنی « صیهونیزم » ؛ بخشی از طبقهء حاکمهء آن مردم است که علی الرغم نیات پاک و عزائیم شریفانهء پیامبر اسلام و مسلمانان حقیقی ؛ از همان سپیده دم ظهور اسلام محمدی به ستیز و دسیسه علیه آن کمر بسته اند و تا  امروز کوچکترین خسته گی و تردید و استخاره را در این خصومت کور از خود نشان نمیدهند .

سایر حقایق امر در کتاب « معنای قرآن » ( در حد جلد اول ) با تفصیل لازم آمده است.این کتاب را برای اکنون تنها در لینک زیر میتوانید دستیاب فرمائید :

 http://www.ariaye.com/ketab/eftekhar/eftekhar4.pdf

تذکر : اگر میسر شد , حرف های 23 گانه بسم الله الرحمن الرحیم ؛ با دقت در یگ گراف قرار داده شود که غلطی پیدا نکند, بهتر میشود . متن را برای استفاده راحت تر عامه PDF  نکردم ولی خواهشمندم سایر رسانه ها در صورت تمایل به چاپ آن یک مرتبه با ایمیل بنده در تماس شوند. با احترام

alemeftkhar@gmail.com  

.

 

رفقا، دوستان عزیزتارنمای وطندار !  لطفاً نظرات، پیشنهادات، انتقادات، مقاله ها، نوشته ها، مضامین و مطالب علمی و تحلیلی خود را جهتِ نشر به ادرس پوست الکترونیکی سایت بفرستید