2011/9/04

   

با احساس مسرت و غرور بایسته اعلام میدارم که :

به استقبال از دعوت و تقاضای بنده ؛ برای سهیم شدن منوران وطنخواه ؛ مترقی  و صاحب آرمان افغانی به چاپ کتاب گوهر اصیل آدمی ؛ تا لحظات نگارش این سطور ؛ کمک های پولی برای چاپ بیشتر از 2000 جلد از کتاب ؛ تحقق یافته است ؛ دعوت مذکور را میتوانید منجمله در لینک زیر ملاحظه بفرمائید:

 

http://www.ariaye.com/dari8/khabari/eftekhar.html

شاید به دلیل فقر اطلاعات باشد ؛ ولی به هر حال ؛ من موردی مشابه و مماثل را تا کنون سراغ ندارم که این چنین پر شور و شعف و با وقف و فداکاری ؛ برای چاپ و تکثیر یک کتاب ؛ سهمگیری ی دسته جمعی  و گسترده  انجام  گرفته باشد .

البته موارد کتب مقدس ؛ چیز دیگریست و تازه ؛ آنهم تا زمانی که کتابی ؛ تقدس یافته است ؛ فواصل دراز و پر نشیب و فراز عدیده و متکثر و متنوعی را به ناگزیر عقب گذاشته است ؛ بدینجهت مقایسهء مورد گوهر اصیل آدمی با کتاب های مقدس ؛ قیاس های مع الفارق اند و در نتیجه اساساً مطرح بحث نیستند و بوده نمیتوانند !

شاید هم تصادفی نباشد که همین دو روز پیش ؛ عزیزی با بنده از طریق "یاهو مسینجر" چت داشت و در حالتی که احساسات بالایش غالب بود ؛ نوشت که کتاب گوهر اصیل آدمی مقدس است و نباید با چنین و چنان ... ؛ آلایش یابد !

من با اصل فرمایشات آن عزیز مشکل ندارم ولی با اینکه کتاب گوهر اصیل آدمی (( مقدس)) است ؛ نمی توانم توافق داشته باشم  ؛ اگرچند که منظور و فحوای مراد و هدف ایشان ؛ ایرادی ندارد ؛ ولی صرف کلمه (( مقدس )) ـ میان گیومه! -؛ اینجا مطرح میباشد و به این مفهوم ؛ کتاب گوهر اصیل آدمی نه تنها (( مقدس )) نیست و هرگز و ابداً هم نباید (( مقدس )) ساخته شود ؛  بلکه اساساً دوران کتاب های مقدس باید در تاریخ بشریت خاتمه یافته باشد ؛ و  وای اگر خاتمه نیافته باشد !

(( کتاب مقدس)) یعنی چیز بوسیدنی و پرستیدنی و سخت محترم ... چیزی که ابداً مهم نیست ؛ معنا و پیام آن چیست ؛ از چه بحث میکند و چه مدعیات و پیام ها و استنتاجات و احکامی دارد و آیا اینها با حقایق و واقعیات دیروز و امروز و فردا ربطی و انطباقی را دارا استند یا چطور ؟ ؛ و حتی کتاب مقدس یعنی چیزی که اصلاً مهم نیست کتاب باشد یا نباشد ! فقط یعنی یک بسته ؛ یک هیکل و یک نماد عقیدتی !

یکی از خواهران نازنین من قصه میکرد ؛ که زمانی مجبور شد ؛ (( کتب مقدس )) را بیاورد تا مراسم تبرک و تیمنی با آن صورت گیرد . هرچه جستجو کرد ؛ خود کتاب مقدس را در منزل نیافت ؛ لذا چاره را در آن دید که دسترخوان نان را که ساعاتی پیش از داش برآمده بود ؛ لای دستمالی دیگر بپیچاند و حاضر صحنه بدارد .

تمامی مراسم با خوشی و رضائیت انجام گرفت و حاضران هر آنچه را از خود کتاب مقدس منظور داشتند ؛ از همین دسترخوان هم حاصل کردند !!!

از سرنوشت تورات اولیه نزد شبانان بنی اسرائیلی در سه چهار هزار سال پیش همه اطلاع دارید که چگونه کتاب را به تابوت عهد مبدل ساخته بودند و برای تکیه و توکل و اکتساب برکات از آن ؛ این تابوت را با تجلیل و اکرام بیحد پیشاپیش قافله های شبانی و تجارتی خود حمل میکردند .

ولی تازه ترین مورد مقدس در مقدس شدن کتاب ؛ مانند موارد کرور در کرور دیگر نماد ها و نمونه های فرهنگی ی و نیز برجسته ترین مورد ؛ اینک در هندوستان نزد اهالی محترم سکهه وجود  دارد .

اکثراً از معبد بسیار بزرگ طلایی ی امرتسار شنیده اید . بدیل های نسبتاً کوچک و کوچکتر آن در سراسر این سرزمین وجود دارد ؛ و یکی از باشکوهترین آنها گوردوارای بنگلا صاحب میباشد که در عصری ترین بخش دهلی جدید ( راجیو چوک ) برپاست ؛ میگویند فقط 8 برابر از معبد امرتسار خورد تر است ولی با اینهم شکوه و جلال خیره کننده ای دارد ؛ سه گنبد و اکثریت در های و پنجره های آن طلایی و یا زرکوب است ؛ حدود و مقادیر طلای درون معبد را میتوانید در تصویر زیر حدس بزنید :

درینجا بدواً خیال میکنید باید ضریح یا مرقدی باشد که چنین با تکه های مجلل و گرانبها پوشانیده شده است . تصور شما خطاست !

 اینجا ؛ جایگاه کتاب مقدس مذهب سکهه میباشد که فقط 4 قرن سابقه دارد و دیگر نام و هویت آن هم (( کتاب)) نیست ؛ بلکه (( خدا )) ست . این خدا؛ آنسو تر با همین جلال و جمال ؛ تخت خوابی هم دارد ؛ شبانه استراحت میفرماید و صبحانه طی مراسم خداوندگاری ؛ بر میخیزد ؛ رونمایی میگردد و اینجا تشریف فرما میگردد !

دلایل اینکه بشر کتاب و چیز های اساساً آموختنی و یاد گرفتنی و اندیشیدنی ... را با مقدس ساختن به این درجات اسرار آمیز و غامض و رمزی میرساند ؛ یکی دوتا نیست ولی به نظر میرسد یکی از عمده ترین آنها بخصوص در روزگار ما ؛ دشواری ی یاد گیری و آموختن و اندیشیدن و با حقیقت عریان روبه روی شدن می باشد .

 برای افراد توده ؛ یاد گیری و آموختن و اندیشیدن ... آسان و اغلب میسر نیست و در مقابل انجام چنین اعمال و مناسک در شبانه روز و یا گاه به گاه چندان درد سر ندارد و نیز به دهان دیگران دیدن و از خرمن یاد داشته ها و آموخته ها و اندیشیده گی های کسان معلوم الحال ؛ بهره بردن و به آن قانع و تسلیم بودن ؛ خیلی خیلی ارزانتر! است :

اینک افراد و اقشار و طبقات صاحب امتیاز ؛ اگر از این فرصت ؛ برای خود و تحکیم و تثبیت و جاودانه کردن مقامات خویش بهره نگیرند ؛ احمق خواهند بود !

 لذا وای بدان روزی که کتاب گوهر اصیل آدمی بدین مقام عروج (یا نزول) نماید !؟

***

ازین ها که بگذریم شاید کسانی ناشناس و بی اطلاع تصور نمایند که در این دعوت و پیامد آن ؛ مهم دعوت کننده بوده و الا مخصوصاً در جمع افغان ها به کتاب پرداختن و برای کتاب مایه و سرمایه گذاشتن ؛ باور کردنی نیست ! (چنین کلمات به واقع نیز شنیده شد!)

البته معاذیر این عزیزان ؛ قابل اعتناست ولی آنان که با بنده حد اقل معرفتی دارند ؛ میدانند که من نه تنها  اتوریته و مقامی - حتی قابل پیشبینی ندارم که انگیزهء متفاوت برای اینهمه بذل و وقف شده باشد ؛ بلکه بدبختانه شخصاً دارای وجاهت و جاذبه و کاریزمایی هم نیستم که خیلی از افراد بشری به ساده گی از آن برخوردار اند و در چنین موارد میتوانند حتی مخاطب را سحر کنند و نه تنها مبالغی پول که خیلی چیز های دیگر را  از او  حصول بدارند !

پس اینهمه مستقیماً بر می گردد به خود کتاب گوهر اصیل آدمی و به رمز وارهء گوهر اصیل آدمی !

هرگاه تفاوت سنی ی نسل ها را یک دهه فرض نمائیم ؛ من و نسل من ؛ چندین نسل پیش از ما و پس از ما ؛ در حضیض یک انحطاط  فرهنگی و معنوی به دنیا آمده ایم که به علل متعدد و مختلف بر افغانستان و منطقهء ما و حتی سراسر مشرق زمین استیلا یافته بود و هنوز استیلا دارد . به سبب چنین واقعیتی بوده و هست که نه تنها ساینس و تکنولوِژی بلکه همه گونه اندیشه های فرا شرقی ؛ برای مان جذابیت و فریبنده گی و اغوا کننده گی داشته است و هنوز هم جذابیت و فریبنده گی و اغوا کننده گی را داراست .

دو سه نسل پیش و پس از من ؛ بخصوص جذب ایده ها و ایسم هایی گردیدیم که صرف نظر از صحت و سقم  و علمی و غیر علمی بودن شان ؛ منوط  و مربوط  به هستی ی اجتماعی و اوضاع اقتصادی و تولیدی و سوابق فرهنگی و دینی و اساطیری در اروپا و امریکا و کانادا... بودند و واقعیت انحطاط  فرهنگی و معنوی و اخلاقی و عقبمانده گی های خفتبار اقتصادی و معیشتی ...در اطراف خود مان ؛ سبب میشد ؛ که کمتر متوجه بیز ها و خیزشگاه های این ایده ها و ایسم ها ( و در نتیجه تبعات حتی فاجعه انگیز آنها!) بگردیم .

موجود بشری همینکه پوستهء حیوانیت را دریده و بشر میشود ؛ مشخصات فراوانی پیدا میکند . البته همه انها لزوماً متعالی و مثبت نیستند ولی در هر حال در مفهوم معین کلمه غیر حیوانی اند . از این جمله یکی هم که در بسا حالات سخت عمده و انگیزنده میشود ؛ آرمان و قهرمان است . مشکل است بر موجودی به درستی عنوان بشر قایل شد که آرمانی به سر و الگویی قهرمانی در مدنظر نداشته باشد . ( که بدیهی است این مورد در گذشته ها و در در گذشته مانده گی ها بیشتر و یا کاملاً صبغه مذهبی و عرفانی ... داشته است !)

ولی انحطاط  فرهنگی و معنوی ی یاد شده ؛ آرمان ها و عناصر قهرمانی ایرا که نیاکان ما دارا بودند و حتی به طور غیر قابل مقایسه با سایر مردمان دارا بودند؛ به نابودی و فراموشی سوق داده و به جای آنها اوهام و هوس های حقیر و الگو های سخیف را تحمیل و حاکم گردانیده بود و این چیز ها در برابر جاذبه های آرمانی و قهرمانی فوران کرده از مغرب زمین در قرن های 18 و 19 و 20 نمی توانست برابری نماید و موجب اقناع و ارضای روان های روشن و سیال و فعال نسل های بالندهء ما گردد .

به نظر می آید ارمانی که با رمزوارهء گوهر اصیل آدمی تصویر و پردازش گردیده ؛ نه اینکه برای ما جذابیت و شور انگیزی دارد ؛ بلکه میتواند آرمانهای متعالی بشری در هرکجا و درسراسر تاریخ را همزمان و به طرزخودمانی و تلطیف شده با خویش تجلی و تعالی ببخشاید . فرهنگ پارینهء هزاران سالهء نیاکان ما در واقع پیرامون همین رمز واره ؛ بالیده و به فراز هایی نایل گردیده بوده است ؛ که سخت شگفت انگیز و شور آفرین است .

بنابر اسباب و دلایل روانشناسانه ؛ آرمان ها و عناصر قهرمانی ی درهم تنیده با این رمز واره ؛ با تاریکترین و ناشناخته لایه های ماتحت الضمیر مردمان ما مأنوس و مألوف میباشد و این است که کسانی ـ به اقرار خود شان ـ ناخود آگاه ؛ با آنها احساس همذاتی و همزادی مینمایند . حتی بیحد جالب است که دوستانی به این کمپاین جذب شده و از خود مایه گذاشته اند که هنوز برگی هم از کتاب گوهر اصیل آدمی را نخوانده اند . صرف جاذبهء همین عنوان مألوف و آشنا ؛ و مختصر توضیحات یا افواهاتی که در مورد شنیده اند ؛ برایشان کافی بوده است !

البته نباید موجب سوء تفاهم شود که کتاب گوهر اصیل آدمی ؛ به مقصد جایگزینی بر سایر آثار آرمانی ی شرقی و غربی پدید نگردیده  و هدف مشخص آن جز مدد به یادگیری جهانشناسی و گشودن سهلترین و بهترین راه ها بدین سو  نبوده است .

اما منحیث اثری که امکانات فرهنگ ها و اساطیر و هنر های متعدد با بینشی ساینتفیک رومانتیک در آن به کار گرفته شده ؛ بازده های فراتر ی نیز به همراه می آورد . تصور میکنم مهمترین و محوری ترین آنها هم  باز همان اعلای شأن و مقام و معنا و معنویت گوهر آدمی میباشد .

چیزی که در عین جهانی بودن ؛ برای ما شرقی ترین و خودمانی ترین است!

 

مکثی بر معنا و محتوای گوهر اصیل آدمی :

 

خوشبختانه در عصری که ما زیستیم و می زییم ؛ واحد اولیهء حیات که به حق میتواند گوهر حیات هم نامیده شود ؛ به طریق علمی و ساینتفیک کشف گردید و شناخته شد که عبارت است از مولیکیول بزرگ و زنجیره ای با نام کیمیاوی ی دای اوکسی نوکلوئیک اسید DNA .

این کشف و شناخت به حدی محقق و بی چون و چراست که در حال حاضر با اخذ و معاینه و مقایسه و کشت ... DNA هزاران عملیهء علمی و اجتماعی و اقتصادی و جامعه شناسانه و روانشناسانه و باستانشناسانه ... انجام میگیرد و از همه متبارز تر با عملیهء شبیه سازی توسط DNA ؛ جانورانی تا حد گوسفند به وجود آورده شده اند که حتی در کشور های همجوار ما چون ایران و هند هم این آزمایش ها به عمل آمده است .

DNA در عین اینکه یک مولیکول پیچیده و بزرگ ( و معهذا ذره بینی!) است ؛ در کاملترین مفهوم اعجاز ؛‌ دارای طرح و نقشهء مهندسی ی حیات میباشد ؛ و DNA مربوط به جانور مشخص ؛ نقشهء ژنتیکی و اطلاعات حیاتی ی همان موجود حیهء مشخص را دارا ست .

از تکثر قانونمند DNA در محیط مناسب الزامی ؛ بالاخره واحد های بیولوژیک کروموزم ها به وجود می آید که برای خویش محیط معینی به نام سلول یا حجره را ایجاد مینمایند . با تکثر و اختصاصی شدن های سلولی است که موجودات حیهء چند و چندین سلولی و بالاخره چندین تریلیون سلولی ساختار های هیستولوژیک و مورفولوژیک... مطابق به هندسهء ژنتیکی ی خویش را کسب مینمایند  که یکی از آنها بشر است .

نام علمی تر طرح مهندسی ی ژنتیکی ؛ ژنوم یا اطلس ژنتیکی است ؛ خوشبختانه دانشمندان در عصر ما ؛ موفق شدند ؛ جزئیات اطلس ژنتیکی نوع خویش یعنی بشر را به طور اغلب شناسایی و کود برداری نمایند .

ورود به این جزئیات البته که برایما و شما میسر نیست ؛ چرا که دانش های بسیار ظریف و صلاحیت الزامی در گسترهء ژنتیک را نداریم .

ولی میخواهیم بدانیم آیا گوهر آدمی همان DNA یا بستهء بیولوژیک کروموزومی ( محتویات 46 کرموزوم در سلول بشری ) است ؟

در اندیشه های نیاکان ما از جمله در انچه پیرامون گوهر آدمی ٰ آدمی و انسان پردازش یافته ؛ پاسخ این پرسش ؛ هان! یا بلی! نیست و حتی نه! میباشد . اینجا به لحاظ علمی ما صلاحیت اصرار بر این را نداریم که نیاکان ما حتماً درست اندیشیده بودند و یا لزوماً میتوانستند درست بیاندیشند .

ما فقط میتوانیم و باید در اندیشه ها و آثار تفکر و تعقل آنان بازاندیشی کنیم و آنها را با دانش های پایه ای منجمله بیولوژیک و اجتماعی و تاریخی و فرهنگی و اساطیری و باستانشناسی و کیهانشناسی ... محک بزنیم .

به دنبال چنین یک باز اندیشی و بازنگری است که در می یابیم نه تنها در افکار نیاکان ما سهم بزرگ از حقیقت علمی وجود دارد ؛ بلکه این حقانیت ها تصادفی و جسته گریخته هم نیست بلکه به طرز حیرت انگیزی دارای بافت سیستماتیک و مستمر و مؤکد نیز هست !

بر اساس بافت سیستماتیک این اندیشه ها که منجمله در گنجینهء شعری و منظوم هزار ساله فارسی دری وجود دارد ؛ در اینکه واحد های دارای هندسهء ژنتیکی چون DNA و کروموزوم و سلول ؛ گوهر حیات ، گوهر موجود حیه و منجمله گوهر بشر بیولوژیک باشد ؛ البته که اشارات رسا و ترمینولوِیک امروزین وجود ندارد ؛ ولی چیز هایی با ژرفترین مفاهیم هست که به طرز قانع کننده میرساند ؛ راست اندیشی و درست اندیشی نزد خیلی از گذشته گان ما غبطه بر انگیز و در مقیاس خیلی از مردمان حتی در حال حاضر شگفتی آور است ! فقط یک نمونه :

 

گاو و خر از آگهی ؛ انسان نخواهد گشت لیک     آدمی ؛ گر اندکی غفلت کند ؛ خر میشود !

 

در اطلس ژنتیکیی بشر ؛ موارد فراوانی هست که نشان میدهد ؛ این موجود تفاوت های جهشی ی عظیمی با سایر جانوران - حتی جانوران بسیار نزدیک و خویشاوند با خود - یافته است و به طور یک کل ؛ بشر آن موجود حیه است که از اتوماتیسم غریزی فراجهیده و قادر به شناخت جهان و قوانین هستی و اندیشیدن و انتخاب کردن ...گردیده است !

ولی برای اینکه واقعاً بشر بودن یا بشر شدن محقق شود ؛ تنها اطلاعات ژنتیکی و استعداد های فطری کافی نیست . بشر بودن به طریق اجتماع و تاریخ و فرهنگ متحقق میگردد !

لذا واحد های دارای هندسهء ژنتیکی چون DNA و کروموزوم و سلول ؛ در گوهر آدمی ؛ حیثیت ماده ی اولیه و حتی حکم اندکی فراتر از همان شن یا سنگریزه را دارد که صدف در اطراف آن تا آنجا می تند که در شاهوار حاصل می آید .

صدف برای گوهر آدمی بدون اینکه مقام نظام آفرینشی ی بیولوژیک را نادیده گرفته یا کم بها داده باشیم!- اجتماع ؛ تاریخ و فرهنگ است که در واقع هم یک واحد اند و نه سه واحد !

لذا اصالت گوهر آدمی ؛ به صحت و بالنده گی و توانایی و خلاقیت و تندرستی ی صدف منوط است و مربوط ! اینک میدانیم که تازه داریم وارد مبحث واقعی میگردیم ! و این بحث هم ذاتاً تاریخی جهانی است و نه لوکال و منطقوی و قومی و قبیلوی و عشیروی و فردی و دلبخواه و.. و...

من ؛ شور و استقبال کمنظیر و شاید هم بی نظیر در نوع خود از کمپاین مساعدت به چاپ گوهر اصیل آدمی را در همین جا می بینیم تا دیدگاه اهل نظر و هنر و خود عزیزان گوهر شناس چه باشد !؟

به هرحال ؛ خود واقعیت گویا تر و رساتر از هر تعبیر و تفسیری است و واقعیت مساعدت های عزیزان تاکنون حسب آتی میباشد :

ذوات مدد کننده به چاپ کتاب گوهر اصیل آدمی:

-         محترم عزیز جرئت ؛ مؤسس و گردانندهء ویب سایت بزرگ آریایی و اشاعه دهندهء پیشقدم کتاب گوهر اصیل آدمی در انترنیت / سویدن  500 دالر (امریکایی)

-         محترمه خانم جمیله جهش / کانادا  200 دالر

-         محترم دکتور سید احمد جهش / کانادا  500 دالر

-         محترم همایون غازیزاده / واشنگتن  200 دالر

-         محترم سلیمان کبیر نوری/ دنمارک  200 دالر

-         محترمه نجیبه آرش / کالیفرنیا  100 دالر

-         محترم صبور کمال الدین / ویرجینیا  500 دالر

-         محترم عبدالمتین شهاب فرزند مرحوم حاجی غوث الدین بزاز/ ماسکو  2000 دالر

-         محترمه جمیله نیروبخش / کالیفرنیا  500 دالر

-         محترم محمد یعقوب فیضمند / دنمارک  250 دالر

-         محترم دکتور خلیل  وداد / هاگ - هالیند  100 دالر

-         محترم صابر الم / دنمارک  50 دالر

-         محترم نسیم صدیقی / دنمارک 50 دالر

-         محترم تمیم ابوی / دنمارک  50 دالر

-         محترم سرور نیماد / هامبورگ آلمان  100 دالر

-         محترم احمد ضیا نظامی / مونشن آلمان  100 دالر

-         محترم محمد عمر نو روز / دنمارک  200 دالر

-         محترم محمد ظریف تره کی (لالاظریف) / دنمارک  50 دالر

-         محترم دکتورشمس سینا / دنمارک  1000 دالر

مساعدت های دوستان دیگر ادامه دارد و حتی آخرین اطلاعات می رساند که عزیزی برای همآهنگ ساختن یک تعداد کمک های معین ؛ رنج سفری را نیز برخود هموار نموده است ( محترم عزیز همدرد)؛ که در گزارش های بعدی به آنها - چنانکه شائیسته است - خواهم پرداخت و بر علاوه اندیشه هایی وجود دارد که این حرکت ها به فاز دیگری ارتقا بخشیده شود . موضوع سر فرصت با دوستان و عزیزان به بحث و مشورت گذاشته خواهد شد . 

  

 

 

 

بقیه گزیده های مقالات   محمد عالم افتخار کلیک نماید

 
 

 

 

 
 
 
admin@vatandar.at
 
 مدیر مسوول : انجنیر هما یوسفی
صاحب امتیاز : انجنیرنجیب یوسفی
کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت  محفوظ و متعلق به وطندار می باشد