2009/12/7

 

تاریخ بشری شاهد دگرگونی های سیاسی و اجتماعی زیادی در بستر ارزشیابی ها و مباحثات ادبی و هنری می باشد. این بررسی ها امكان تأثیر پذیری ساختار های دیگر فرهنگ را از هنر و ادبیات به صورت خیلی خوب وپایدار آشكار نموده اند.  با وجود همه یی تغییرات و تحولات در جامعه یی انسانی و برخورد آن نسبت به طبیعت دور و برش و با آنكه جغرافیای فرهنگی جهان، روز به روز پیوند ها را بیشتر و مستحكمتر می سازد و فرامرزی ها افزونتر می گردند  تا ایامی كه هنجار های اجتماعی مانع ابراز دوستی و عشق و محبت  انسانها به یكدیگر گردند ، تا زمانی كه دگر اندیشی و دیگر باوری گناه شمرده شود و جرم و تا وقتی كه فریاد های عدالت خواهی در گلو ها خفه گردند ، التزام و رسالت ادبیات،  نیاز روز و موضوع بحث فرهنگیان همچنان باقی خواهد ماند.

طرح نوین این مسئله از طرف امیل زولا  Emile Zola (۱۸۴۰-۱۹۰۲ میلادی)، نویسنده یی مشهور فرانسوی و بعد از سوی كسان دیگری چون ژان پل سارتر Jean Paul Sartre ( ۱۹۰۵-۱۹۸۰ میلادی) ، داستان نویس، فیلسوف و یكی از رهبران معروف مكتب هستی گرایی یا اصالت وجودی صورت گرفت.

تعریف و تعیین التزام و رسالت دیدگاه سارتر كه به تعبیری محدودیت نگرش ادبی را با خود همراه داشت،ازهمان آغاز مورد تأمل و اندیشه یی بخشی از نویسندگان اروپایی قرار گرفت و عده یی نیز بدبینی و كینه ورزی سارتر را نسبت به گوستاو فلوبر Gustaue Flaubert (۱۸۲۱-۱۸۸۰ میلادی)، پایه گذار مكتب ریالیسم، واقع گرایی ادبی ، و نویسنده یی رمان مادام بوواری كه روی چندان خوشی به كمون پاریس،حكومت اشتراكی چند ماهه یی (۱۸۷۱  میلادی) در این شهر، و سوسیالیسم نشان نداد و آنها را در نامه های خویش سفاهت و ننگ روح بشری میدانست، عملی نادرست تلقی كردند.

در نتیجه سارتر نتوانست با تعریف رسالت و التزام خود ادبیات اروپا را مدت زیادی بصورت محسوس آن جهت دهنده باشد. قابل یادآوری است كه سارتر در پهلوی التزام ادبی و تعهد اجتماعی،ٱزادی بیان و اندیشه یی هنرمند را زیر سؤال قرار نداده است، بلكه نویسنده را برای موضوعی كه می نگارد و یا در برابر آن سكوت اختیار می كند،به اساس انتخاب مطلب وی به مثابه یك عمل مسئول می شمارد.

برای تعداد زیادی ازین نویسندگان كه باز هم در جستجوی معیار رسالت ادبی بودند،امیل زولا مثال خوبی شده بود. امیل زولا با ماجرای دریفوس Dreyfus بنیانگذار ادبیات سیاسی اجتماعی اروپایی سده یی بیستم میلادی گردید.دریفوس یكی از افسران یهود ارتش فرانسه به جرم سپردن اسناد سری نظامی دولتش به سفارت آلمان در پاریس، متهم به جاسوسی علیه كشور خود شد.

به خصوص یكی از روزنامه های آن دیار حكومت و مردم فرانسه را بر ضد یهودیان و دریفوس تا آنجا برانگیخت كه وی قبل از محاكمه مجرم قلمداد گردید.دادگستری هم دریفوس را گنهكار شناخت و از فرانسه تبعید كرد.هرچند مدتی بعد جاسوس اصلی كه استرهازی Esterhazy نام داشت،شناخته شد،اما چون نخواستند اشتباه دستگاه قضایی هویدا گردد، آنرا بدون جرم دانسته و تبرئه كردند، تا اینكه امیل زولا با پخش مقاله های در این مسئله به رئیس جمهور فرانسه نیز نامه یی سرگشاده نگاشت و با افشای اصلی قضیه جامعه را از طریق آن نوشته زیر نام من متهم میكنم ، J’accuse ، در روزنامه یی L’aurore  با واقعیت حادثه آشنا نمود و مدافع موفقانه یی عدالت و انصاف در این ماجرا گردید.

كوشش های زیادی به عمل آمد تا جامعه را علیه امیل زولا بر انگیزند و وی را نیز محكوم بنمایند كه همه به ناكامی انجامید. بدینترتیب دریفوس توانست به فرانسه بازگشت كند و اعاده یی شخصیت بشود. ماجرای دریفوس چهار سال تمام،روشنفكران راست و چپ فرانسه را وادار به جهتگیری و بحث و مجادله نمود، خانواده ها،مكتب ها ودفتر های دولتی  محل گفتگو و ماجرا درین مورد بودند. هیچ موضوع دیگری نتوانسته است همچون این حادثه ، جامعه یی فرانسه را پس از انقلاب كبیر، بیشتر متحول گرداند و به خود مشغول سازد .كامیابی آرمان های جمهوریت در بخش دفاعی و تهاجمی به وسیله یی وضع قوانین  انتظامی و  جدایی  كلیسا و دولت از جمله ارمغان های این جدال های روشنفكری در باره یی این ماجرا بشمار می روند.  اناتول فرانس ۱۸۴۴-۱۹۲۴ میلادی نویسنده یی "عصیان فرشتگان " و"خدایان تشنه اند" پس ازین ماجرا گفت که" زولا" برای مدتی وجدان بشریت بوده است.

نویسندگان و اندیشمندان متعددی زولا را در این حادثه پشتیبانی می نمودند. امیل زولا پس ازین واقعه در سال ۱۸۹۸ میلادی نمونه یی برای رسالت سیاسی و اجتماعی بخشی از نویسنگان اروپایی گردید كه این جریان هنوز هم كم و بیش در قوت خود باقی مانده است. سرنوشت مكتب ادبی ناتورالیسم یا طبیعت گرایی كه مدافع اصول علمی در ادبیات بود و امیل زولا یكی از رهبران آنست، تاریخ دیگری دارد.

با همه یی این ها،اگر در بطن التزام،تعهدی نهفته باشد كه بتواند گستره  و اوج پرواز هنر را محدود بنماید و مانعی در راه قلمرو های نامكشوف گردد، كه شاید در موردی چون نگرش سیاسی اندیشواری چنین باشد، نكته ایست به جای خودش.اما نباید نادیده گرفت كه “ روز جمعه برای روز جمعه نیست”.همان سخن معروف پوشكین ( ۱۷۹۹-۱۸۳۷ میلادی)  شاعر و نویسنده یی روسی است كه ” تو میتوانی شاعر نباشی،اما باید شهروند باشی”.

این نكته را همیشه باید به یاد داشت كه بهره برداری از آزمون ها و كار و بار ادبیات اروپا، با درنظرداشت فرامرزی هنر و مراعات زمینه های مشخص فرهنگی هر جامعه،نسبیت خویش را همچنان حفظ می نماید.

با تعریف متعهد رسالت است كه هنر “نشانده” پیام خویش می گردد، از واقعیت جامعه یی گریز نمی نماید و شعر و ادبیات نرون Neron وار را نمی پذیرد.با رسالت و التزام،  ٱدم سوزی و  شعله افگنی همراه هنرش مردود شمرده می شود . هنرمند ”شهروند” است .

در پرتو چنین معیار رسالتی هنر، انگشت گذار،نشانده و بازتاب دهنده می گردد تا واقعیت دیگری بیافریند به امیدی كه “پایی در ركاب” شود و”دریایی گذر” چنانكه نصر سامان با  ” بوی جوی مولیان” شاعر سترگ رودكی.صله را زمانی و مجالی دیگر نمانده است.

 
 

admin@vatandar.at

مدیر مسوول : دیپلوم انجنیرعمر محسن زاده

صاحب امتیاز : انجنیرنجیب یوسفی

کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت  محفوظ و متعلق به «وطندار» می باشد