2009/12/6

 

 

بعد از حصول استقلال کشور اولین اقدام و گام عملی شاه امان الله در پهلوی تمام اصلاحات ورفرم های عمیق وبنیادی مطابق شرایط  و اوضاع مشخص کشور لغو نظام برده گی وتمام بقایای نظام برده گی و مناسبات سنتی قبیلوی وعشیروی ودومین عملکرد بجا وبه موقع آن لغو تمام دسته جات نظامی با شبه نظامی(خودکارمحلی) بنام اربکیها که در طول تاریخ توسط سران قبایل وعشایر در مقابل حکام مرکزی بوجود آمده بود. این گروپ های نظامی مسلح در صورت که دولت به سران قبایل باج وبا امتیاز میداد ویا اینکه آنها را تطمیع میکرد و منافع آنها را تامین می نمود تحت تاثیر ونفوذ دولت قرار میداشت بر همین اساس دولت های که بر پایه و مناسبات قبیلوی وفئودالی قرار داشتند همیشه ضعیف و ناتوان بود و اداره قوی را در سراسر کشور وجغرافیای  سیاسی خود تامین کرده نمیتوانستند. این سران قبایل واشراف محل به اساس پاورهای اعتقادات سنتی و قبیلوی نزد افراد قبیله واجب الاحترام ومقدس بودند بحیث توتم ویا تابو (محیط محرمیات) ویا اعتقاد به ارواح بر اساس قانون تناسخ که روح رئیس قبیله پس از مرگ به روح دیگر رئیس قبیله حلول ویا بازگشت میکند، ازین لحاظ اعتقادات ورسم ورواج سنتی و تاریخی نزدبسیاری ملل و کشورها بخصوص در کشور ما وجود داشت با وصف اینکه دین اسلام و ارکان آن نزد سران و افراد قبیله مقدس و قابل اجرا بود لیکن عرف و سنت اصل و نقش اساسی داشت وتمام معضلات و پرابلم های عایده بر اساس عرف ورسوم مروج تحت حاکمیت رئیس قبیله حل و فصل می شد. خون رئیس قبیله در وجود تمام افراد قبیله جریان وسریان داشت و رئیس قبیله مظهر وممثل ارادۀ تمام قبیله بود. روی همین ملحوظات بود که در بُعد خارجی قضایای کشور عوامل خارجی و بخصوص استعمار انگلیس از این ضعف مناسبات فبیلوی و دولت های مرکزی استفاده اعظمی در اسیتلا وغارت کشور های مفتوحه وتحت استعمار خود کرده اند. بااز خود ساختن روأسای فبایل و عشایر واشراف ودادن امتیازات به آنها وتأمین منافع شان آنها را در مقابل حکومت مرکزی بخدمت خود می گرفتند و همچنین دولت های مرکزی که از یک دپلوماسی واداره قوی بر خوردار بودند مطابق توان اقتصادی خود در سیاست های داخلی و خارجی خود از قبایل استفاده میکردند، سران قبایل وروحانیون مرتجع که در طول تاریخ ثروت وقدرت نقش اساسی و عمده داشت همیشه بخدمت قدرتمندان وثروتمندان داخلی و خارجی بوده اند واینها از توده های محروم و مظلوم، از فقر،جهل و ترس شان بحیث ابزار قدرت استفاده میکردند. روی همین درک واقعیت های اجتماعی و فاکتور های زمان بود که مصطفی اعطا ترک اولین توصیه واشارۀ آن به امان الله خان این بود که یک اُردو قوی را بوجود اورد تا جلو خود سری های داخلی و مداخلۀ خارجی ها که توسط سران قبایل، اشراف و روحانیون مرتجع و خادم قدرت و ثروت بوجود میاید بگیرد. لیکن امان الله خان یا به این مسسله و هوشدار اهمیت کمتر داد ویا انیکه فرصت آنرا پیدا نکرده است و به این مأ مول و آرزوی خود مُوفق نشده  است. همیشه در طول تاریخ سران قبایل وعشایر،روحانیون فاسد و اشراف فئودال و همچنین بیروکرات های دولتی در بُعد داخلی و خارجی برای دولت های که به صورت نسبی صبغه ملی داشتن، حاکمیت ملی منافع ملی خودرا میخواستند بزرگترین دردسر بوده اند. همیشه استعمار در بین شان نفوذ داشت زیرا ایشان مردم را تحمیق،اغوا و فریب میدادند و توده های مردم از لحاظ روانی،باور ها عقاید عرفی مذهبی تحت مناسبات قبیلوی در گرو آنها بودند.به تأسف بدون اینکه تاریخ سده ای اخیر کشور نقد و باز نگری شود در تحول ثور بعد ازشش جدی و بخصوص بعد از پلنوم18 این اشتباه تاریخی تکرار شد به عوض اینکه اردو قوی و نیرومند با تشکیلات قوی وساختار نظامی با عملکرد واقعی به نفع جامعه بوجود میآمد ودرجه اکمال آن بلند میرفت وبصورت درست تسلیح و تجهز میشد، ومنافع حیاتی آن بدرستی تأمین میشد و از لحاظ پرسونل به درجۀ عالی وفیصدی عالی اکمالات میشد، لیکن نقش تاریخی ان از بین برده شد. در حاکمیت که دولت ملی مترقی و دیموکرات که یقینأ پایۀ اساسی وپشتوانه واقعی آن توده های زحمتکش است که این یک امر باالقوه است کهدر جریان سیاست های عملی فعلیت پیدا کند،بائیست بخاطر دفع وطرد مداخلات وتجاوزات خارجی بیک قوای سه گانه ء مسلح مدرن بخصوص اردوی قوی اتکا شود که دارای احضارات عالی محاربوی، سوق و اداره عالی و قوی ودرجۀ اکمال پرسونل ، وتخنیک محاربوی باشد. لیکن این مشخصات وصفات چنین اردوی مدرن بعدأ در نتیجه عوامل نیرو مندی که وجود داشت از ان گرفته شد به عوض آن قوت های شبه نظامی،مدافعه ملکی، قوت های قومی و منطقوی (اربکی ها) بوجود آمد که درورأ قوای مسلح قرار گرفت.دو ارگان قوای مسلح در پهلوی اُردو هریک:

1ـ  وزارت داخله که وظیفه اساسی آن تأمین امنیت داخلی کشور بود که مستقیمأ با مردم تماس داشت تا دندان همانند اُردو تسلیح وتجهز شد،بحیث یک نیرو و رقیب در مقابل اُردو قرار گرفت،پولیس خدمتگار مردم به ضد مردم تبدیل شد و بحیث یک قدرت مستقل از اداره  دولت نسبت عوامل که وجود داشت برآمد وهیچ هم اهنگی در بین سه ارگان قوای مسلح در عمل وجود نداشت درظاهر دولت واحد اما در باطن دولت در درون دولت بود که تفصیل آن در این جزوه نمیگنجد.

2 ـ وزارت امنیت دولتی که وظیفه اساسی آن کارهای مخفی سری و محرمانه بصورت غیر مسلح در داخل و خارج کشور بود، بائیست سیاست داخلی و خارجی دولت را در پیوند با مردم با کار تبلیغی وتوضیاتی غیر رسمی و دولتی به صورت محرمانه در بین مردم انجام میداد ومردم را در حمایت از دولت جلب میکرد واعتماد مردم را در جهت تطبیق سیاست های دولت بوجود می آورد وجلو تمام امراض اجتماعی از قبیل سو استفاده ها،فساد اخلافی، فساد اداری، رشوت،خیانت، اختلاس دستبرد به مال،جان، ناموس و آزادی مردم و هم چنین اطلاع دهی حقیقی  بر اساس فکت های مسلم  به مقامات مسسول خود  ،نه اینکه خود سرانه به نام این چنین امراض اجتماعی و مفاصد اخلاقی باعث ازار و اذیت مردم شوند و زمینه ای فاصله و جدائیبین مردم و دولت گردند. اما بر عکس این اداره و ارگان هم بحیث یک اداره مستقل وبیک نیرو مایشا و قدرت بالاتر از اردو څارندوی وبالاخره تسلیح و تجهز آن با عالی ترین تخنیک محاربوی بوجود اوردن یک قوت ماورای دولتی در پهلوی اردو و پولیس بود. و یک تضاد عمیق را از لحاظ امتیاز،صلاحیت ها،اختیارات بی حدوبی حصر بین سه ارگان قوای مسلح بوجود امد ، با وصف که هر سه ارگان قوای مسلح در راس خود سرقوماندان اعلی قوای مسلح داشت اما این در حرف بود اما هر ارگان قوای مسلح در رقابت و حریف بودن با یکدیگر قوماندان اعلی خود بودند، بر اساس این تضادها وتفاوت،تشریک مساعی، هم آهنگی،ووظایف مشترک وصادقانه از بین رفت وبالاخره کنترول و رهبری آن هم از یک دست واحد خطا خورد که عواقب آن را در عمل تجربه کردیم.

3 ـ تشکیلات و نهاد های دور از واقعیت های اجتماعی و تاریخی وموجود کشور، قوتهای قومی و منطقوی مدافع ملکی بود که با ایجاد  دردسر وضعف وبه حاشیه کشیدن اردو گردید که در تاریخ کشور قبلأ تجربه شده بود و از جانبی مرکز تجمع تمام افراد که تحت جلب خدمت موَظفه مکلفیت عسکری زیر بیرق بود،در این گرداب و تحت حمایت وسایه ای سران مسلط قومی منطقوی وبالاخره تسلح و تجهز بالاتر اردو پولیس و امنیت دولتی و بالاخره با دادن امتیازات مادی و معنوی باعث تبدیل شدن آنها بیک قوت  رقیب و حریف به مراتب قویتر از ارگان های  دولتی قوای مسلح گردید در حالکه این قوتها   در نتیجه ایی تسلیمی داوطلبانه از صف مخالفین ،نیروهای محلی در قرأ وقصبات ودهات بودند که بائیست تحت اداره، کنترول ورهبری ارگان های محلی قدرت دولتی قرار میگرفتند،به تأسف با دادن این امتیازات و اختیارات بی حد نی تنها این قوتهای غیر مسول ار اداره محلی خود سرباز زدند بلکه از اداره ولسوالی ها، شهر و ولایت هم خارج شدند وبیک نیروی فوق ولسوالی ها شهرها ولایت تبدیل شدند درحالیکه بائیست تمام تصفیه ها تأمین امنیت ، توسعه حاکمیت  دولتی توسط همین نیروهای تسلیم شده و خودکار محلی بصورت آگاهانه در محل یعنی در قرأ،دهات وقصبات صورت میگرفت نی اینکه تا دندان مسلح و بالاتر از ارکان های قوی مسلح تجهز وتسلیح شوند وبودجۀای بزرگ را بصورت کانتبنر بست هم می بلعیدن، اینها به فرعون های زمان خود برای ارعاب مردم محروم وحتی اعضای حزب در مقامات دولتی گردیده بودند.یقینأ که نام هر کدام از ین سران قومی در تمام ولایت کشور در حافظۀ همه ما ودر تاریخ ثبت است.بدتراز همه با این قدرت وامتیازات مادی که داشتند، حتی مقامات دولتی وحزبی راهم به فساد می کشاندند وارادۀ خود را از طریق سلب قدرت دولتی شان تابع خود می ساختند . ارتباط شان با مقامات عالی دولتی و حزبی اعتماد به نفس اعضای حزب و دولت راهم از آنها گرفته بودند ضمن به گروگان گرفتن صفوف خود، بزرگترین عامل فشار، نقص قانون و خودسری ها باعث آزار واذیت مردم هم میشدند، ترس و خوف که برای مردم ایجاد کرده بودند ومردم ناگزیر بطرف مخالفین که در کمین بودند روی می آوردند.

4 ـ امروز هم از قوت های قومی و منطقوی ونمونه تاریخی بارز آن همان دسته جات نظامی مسلح تحت حاکمیت سران قبایل بنام اربکی ها دوباره که نتایج تلخ ودردناک آن به مردم تجربه شده است درادره وسیاست دولت فعلی هم مورد بحث وتطبیق است. در حالیکه  فراموش کرده اند که اگر دیروز این اربکی ها تحت نفوذ و اختیار سران قبایل و عشایر بود، امروز در طول30 سال جنگ ویرانگر نسج اجتماعی ومناسبات قبیلوی به هم خورده و مناسبات جدید اجتماعی در تمام ولایت و محلات بوجود آمده است،جای رئیس قبیله ،تقدس سران قبیله را،ملاها،طالبها، اخند و مولوی،سید و روحانی مسلح وپرقدرت با تشکیلات وساختار های سیاسی مجهز به ایدئولوژی اسلام سیاسی بصورت آگاهانه در یک کلام بنیادگراهای افراطی قرون اوسطائی گرفته است که در مقابل دولتهای که ظاهرأ داد از دیموکراسی،حقوق بشر،تساوی حقوق زن ومرد، دولت قانون و سایر ارزش های اجتماعی میزند عملأ به صورت مسلح  میرزمند که اشکال مبارزه و جهاد انها در جریان تجارب شخصی برای تمام مردم کشور ما معلوم است و بر هیچ کس مکتوم و پوشیده نیست.  متأسفانه که این سیاست های دولت یا آگاهانه یا نااگاهانه که می خواهند با دادن امکانات و امتیازات و صلاخیت های مستقلانه جدا از قوای مسلح ،اُردو، پولیس و اطلاعات دولتی چنین ساختاری را بوجود اورند که تمام افراد آن عملأ در گروه های سیاسی انارشی جهادی وستم طالبی قرار دارند، این در حقیقت خدمت کردن به ولینعتان که خود پروده اند میباشد که وطن ومردم آن را دوباره به گرداب جهل وظلمت و کابوس وحشتناک اندازند، در حالیکه دیروز یعنی سی سال قبل از لحاظ تاریخی جامعۀ ما دارای ساختار های اجتماعی طبقاتی، خصوصیات های اتنیکی قومی، زبانی و نژادی وعقاید وباورهای متنوع مانند سایر کشورهای عقب نهگداشته شده تحت استعمار آسیا، افریقا و امریکا لاتین بود که در ان کشورها به خصوص کشورما از لحاظ تکامل خود به نهاد های مسلط اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی نرسیده بود قشر بندی طبقاتی و خصوصیات اتنیکی بنا بر عوامل فوق سست و بطی صورت میگرفت ودر چنین جوامع دولتها قاعدتأ بر پایه ارتش (اُردو) ، روشنفکران و کارمندان دولتی تشکیل میشد در حالیکه ارتش قوی و دولت قوی نمیداشت نسبت عدم پایه های اجتماعی،قاعدتأ کودتا ها،توطه ها صورت میگرفت چنین دولت ها همیشه ناپدار و متزلزل بود. در آنوقت مااحتیاج بیک دولت قوی متمرکز واُردو نیرومند با درجۀ  عالی محاربوی از لحاظ پرسونل و تخنیک محاربوی مدرن داشتیم که درمقابل تجاوزات خارجی،نفوذ خارجی ها وهمسایه گان و بقایای استعمار مقابله کند. وجلو تمام کودتا ها،توطه های داخلی توسط پولیس،امنیت دولتی و اردو گرفته میشد. به هر اندازه که دولت ملی ، دیموکرات مترقی که متکی به مردم خود می بود وحمایت وپشتیبانی مردم را باخود میداشت، دست عناصر و عوامل داخلی و بیگانه کوتاه تر میشد و امروز هم که تمام نسج اجتماعی ما از لحاظ ساختار  اقتصادی ومناسبات قبیلوی به هم خورده است اما در کل نظام اجتماعی همچنان عقب مانده قرون اوسطائی بیداد میکند. وعوامل نفوذی خارجی و داخلی کشور مشهود است.جنگ در داخل و از خارج جریان دارد تروریزم و بنیادگرائی از خارج تمویل، تسلیح و تربیه میشود باعث جنگ فرسایشی شده است عوامل جهانی حامی دولت به عوض اینکه اردو،پولیس و امنیت دولتی را تقویه، تسلیح وتجهز و تربیت نماید تا خود دولت به  ارادۀ خود مستقلانه در مقابلی متجاوزین داخلی وحارجی به جنگند، برعکس اردو ضعیف فاقد صلاحیت و ناتوان تنها به حرف، پولیس و امنیت همه به حاشیه رانده شده اند واین ارگانها به ابزار قوای خارجیها تبدیل شده اند تا امنیت قوای خارجی را در محلات اقامت ویا ساحۀای جنگ بگیرند. اصلأ در کشور ما جنگ رویاروی، قاطع وفیصله کن که توسط افراد مسلح پیاده و پرسونل نظامی که دز مقابل دشمن وبا استفاده از شناخت که با آنها دارند وتکتیک جنگ به اشکال مختلف توسل به جنگهای غیر منظم( گوریلائی،یا پارتیزانی و چریکی) استفاده نماید بر عکس قوای خارجی و همه قوتهای داخلی از سلاحهای ثقیله، طوپ،تانک، راکت وقوای هوائی استفاده میکنند . این سلاحها که اهداف جمعی و کتلوی دارد که باعث کشتار افراد بی گناه ملکی و غیر نظامی و بی دفاع میگردد. روی این ملحوظ است که گراف تلفات همه روزه بلند میرود. همچنین تلاشی های خودسرانه بدون در نظرگرفتن سنن،روسم وعنعنات مردم وهم اعمال خودسر،چون تهدید،فشار،آزارواذیت بی گناهان اعم از زن ومرد در محلات جنگ واکنش های بزرگی را در پی دارد که به نفع مخالفین وروی آوردن مردم به سوی آنها است. هیولای طالبی که  ازبطن تنظیم های جهادی توسط عوامل خارجی و داخلی در شبکه های جاسوسی ISI و CIA،موساد اسرائیل، وسازمانهای جاسوسی انگلستان،عربستان سعودی وغیره تربیت یافته اند در طول30 سال بیک قوت عظیم تحت رهبری القاعده تبدیل شده اند با فروپاشی شوروی سابق و بلوک شرق بزرگترین دردسر جهانی، منطقوی و کشور ما تبدیل شده اند.

با عرض حرمت محمد انورپویان

 

 
 

admin@vatandar.athttp://www.starmike.info/assets/images/e-mail_gif.gif

مدیر مسوول : دیپلوم انجنیرعمر محسن زاده

صاحب امتیاز : انجنیرنجیب یوسفی

کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت  محفوظ و متعلق به وطندار می باشد