2010/1/2

 

 

عید نوروز و جشن سال نو كه ما اكنون هر دو را با هم یكجا برگزار می نماییم ، دو سنت جداگانه یی تاریخی هستند كه از حدود سه هزار سال به اینطرف در یك حوزۀ فرهنگی گسترده یی مروج می باشند.سال نو را نیاكان ما در زمانی جشن می گرفتند كه بهار آغاز میگشت ، سبزه و چمن زندگی تازه یی را ازسر میگرفت و مردم می توانستند دوباره چارپایان را به چراگاه ها ببرند وبه كشت و كار و زمینداری خویش مشغول شوند .روز نخست بهار كه تا چندی پیش در افغانستان روز دهقان و میلۀ قلبه كشی نامیده میشد ، شاید میتوانست یادآور این آیین زمانه های دوردر سرزمین  باستان ما باشد . جشن سال نو شروع فصل گرما بود با سرسبزی بهار خرم و شاداب ، همچنانكه آغاز فصل سرما نیز با جشنی دیگربنام جشن مهرگان استقبال می گردید و خجسته و گرامی شمرده می شد . شروع فصل سرما ، پی آمد فصل گرما بود. این فصل از زمانی كه حاصلات كشاورزی جمع آوری میگشت و چارپایان به طویله ها برده می شدند تا سال نو و روز نخست بهار ادامه داشت . نیاکان ما تنها همین دو فصل را داشتند.در ادبیات زبان پارسی دری از جشن فروردین نیز زیاد نامبرده شده است ، چنانكه جشن فروردین و جشن سال نو تداعی یكدیگر اند .جشن فروردین نیز یكی از سنت های دیرینه یی ماست كه درآغاز  هر بهار با شوكت و شكوه استقبال  میگردید . اجداد ما به این باور بودند  كه ارواح ازین جهان رفتگان در اول سال نو برای دیدن بازماندگان  به این دنیا می آیند و این دیدار دوباره با آنها را جشن می گرفتند . واژۀ فروردین نیز از همینجا آمده است .بخشی از سروده های اوستا كه فروردین یشت نام دارد ، دارای نكات ارزنده یی در مورد می باشد .

امروزه در مناطق  مختلف كشور ما معمول است  كه مردم بخصوص در این ایام به آرامگاه  مردگان می روند  و به ارواح آنها دعای بخشایش وآرامش مینمایند ، بیشتر جشن های سال نو در بعضی از جا های افغانستان در حومه یی بقعه های برپا می شده اند.

ناگفته نباید گذاشت كه عید زیارتِ درگذشتگان در بسیاری از ادیان و آیین های جهان مرسوم می باشد ، با دستور های ویژۀ آنها در زمان های مختلف سال.

جشن نوروز گرامیداشت زمانیست كه یما یا جمشید بعد از پیروزی بر اهریمن دوباره بر تخت شاهی نشست و عدالت گستر گردید .

بدینگونه عید نوروز ، خجسته جشن پیروزی نیكی بر بدی ، داد بر بیدادی و شادی براندوه می باشد .

وقت برگزاری جشن نوروز اما ثابت نبود و بر قرار معیار های گاه شماری عصرش در ماه های مختلف واقع می شد  تا اینكه تقویم جلالی بسال چهار صد و پنجاه و هفت هجری خورشیدی ، مطابق چهار صد و هفتاد و یك هجری قمری و هزار و هفتاد و نه میلادی در زمان جلا ل الدین ملكشاه سلجوقی كه از همین سبب نیز به تقویم جلالی مسمی می باشد ، ترتیب گردید و برسمیت شناخته شد.

در این تقویم جشن نوروز هم در ابتدای سال نو در روز اول بهار انتقال یافت . از این زمان به بعد جشن نوروز  و جشن سال نو  با هم یكجا برپا و بزرگداشت می شوند  .

 در زبان پارسی دری شاید كمتر شاعری  سراغ گردد  كه بهار و نوروز الهام بخش چكامه یی برای او نشده باشد . بیشترین سروده ها را در بارۀ طبیعت و بازتابش منوچهری نگاشته است تا آنجا كه زرین كوب وی را در كتاب با كاروان حله یی خود ،شاعر  طبیعت سرا می نامد .

هر آنجا كه میتوان از عشق ، از دوری ، از آرزو و حسرت ....، از مرگ و زندگی سخنی گفت  ، میتوان بهار،  نوروز و فروردین را بیاد آورد .

بخاطر داشته باشیم : در نوروز یما ،  پیروز و بهروز بر تخت نشسته وهمه را  به  بی مرگی ، تندرستی و آمرزندگی  بشارت داده  و كیومرث بر اهریمن چیره شده است و مردم از بلا از نجات یافته اند .

عزیز بیننده سایت وطندار       مرگ باور    سروده ای  زیبای ازلطیف کریمی استالفی

 

 
 

admin@vatandar.at

مدیر مسوول : دیپلوم انجنیرعمر محسن زاده

صاحب امتیاز : انجنیرنجیب یوسفی

کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت  محفوظ و متعلق به وطندار می باشد