2009/12/5

 

عزیز بیننده سایت وطندار       مرگ باور    سروده ای  زیبای ازلطیف کریمی استالفی

هنگامۀ غروب

وقتیکه آفتاب ز لب های پشت بام

پرواز می نمود

گنجشک  مست رقص بر سر دیوار، چیده بود

تا آخرین دانۀ دامان سبزه را

من در هوای تو و نور کوهسار

شامانه می زدم

جام زمانه را

 عزیز بیننده سایت وطندار       مرگ باور    سروده ای  زیبای ازلطیف کریمی استالفی

تو دختر سلالۀ هر قصه يی ز عشق

عنوان فال هر چکامۀ تنهائیم بُدی

افسون اختران نظرباز و شب نواز

یک لحظه ناز چشم ترا هم نداشتند

 عزیز بیننده سایت وطندار       مرگ باور    سروده ای  زیبای ازلطیف کریمی استالفی

من در سپیده دم

وقتی هنوز کوچۀ رؤیا ره تو بود

ایوان خانۀ تان بوسه خواه صبح،

در آستان عطر سحر خیزِ نغمه جوش

پُر می شدم ز روز نو و آرزوی نو:

می بینمش دگر،

شاید که آنچه دلم راست،بشنود

تا عصر می رسید

هنگامۀ غروب

 
 

admin@vatandar.athttp://www.starmike.info/assets/images/e-mail_gif.gif

مدیر مسوول : دیپلوم انجنیرعمر محسن زاده

صاحب امتیاز : انجنیرنجیب یوسفی

کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت  محفوظ و متعلق به وطندار می باشد