روحانیون پیروان فرعون !! .
«علم چون بر دل زند ، یاری شود
علم چون بر تن
زند ماری شود ».
نوشته
: لطیف کریمی استالفی .
آخرین نیرنگ سیاسی یکی از بازماندگان حضرات شوربازاری ، که تمام
کارنامه های سیاه شان زیر نقاب دین ثبت سینۀ تاریخ است ، استخارۀ جناب
صبغت الله مجددی بود ، که بخاطر بقای کرزی ، یکسره خط بطلان روی
عقلانیت آدمها ، با استفاده ازهمان شمشیر های زنگ زدۀ ارتجاعی روحانیت
، بنام استخاره ، دعا نویسی ، پُف و چُف کشید ، و مردم دنیا را به تعجب
واداشت .
فرعون هم برای بعیت گرفتن از مردم ، از ساحران دینی استفاده میکرد ،
این جادوگران مذهبی ابزاری بدست فرعون بودند ، که توسط آنها مردم را
فریب وعقل آنها را می گرفتند ، عوام الناس باور میکرد که فرعون واقعاً
یک قدرت لایزالی و فائقه است ، مرگ ، زندگی و جریان دریای نیل از قدرت
اوست .
جناب مجددی صاحب با پیروی از جادو گران فرعونی رو به استخاره افتاد ،
تا عقل مردم راتسخیر کند ، اما متوجه نشده که مردم ما از خواب خرگوشی
بیدار شده اند و نیرنگهای خرافاتی مذهبیون مصلحت اندیش را گوسفند گونه
هرگز نمی پذیرند .
بیائید در قدمۀ نخست ببینیم که استخاره چیست ، کدام جواز دارد یا نه ؟
.
استخاره بمعنی ( طلب خیر از خداست ، نه طلب خواهشات دنیوی ) .
استخاره را نمیتوان ؛ فرض ، سنت ، واجب و حتا مستحب گفت . زیرا استخاره
برای کسب آگاهی از آینده ( غیب ) خلاف شرع است . فرض هم شده نمیتواند ،
چون در قرآن مسلمانها نیامده ، و نزول وحی بعد از پیغمبر نیز خاتمه
یافته . سرانجام تفال زدن با قرآن نیز خلاف قرآن است .
چرا استخاره را حتا مُستحب نمیتوانیم گفت ؟ . برای اینکه خداوند
بندگانش را به تعقل دعوت می کند ، و استخاره ارزشهای علمی ، منطقی و
عقلانی انسانها را استحقار می نماید .
از تاریخیکه خاندان مجددی را از سرهند ، پس از هجوم سیکها و مرهته ،
بسیار زیرکانه در تمام نقاط کشور مان پراگنده و جایگزین ساختند ،
آنها ملیت و زبان همان منطقه را پذیرفتند ، از تعویذ نویسی ، شوئست
دادن ، با اندیشه های ویرانگرانه ارتجاعی ، خود را در قلوب مردم عوام و
ساده لوح ، فرعون منشأنه جا زدند . خوابها ، خیالات و عوام فریبی های
به اصطلاح مذهبی شان آنقدر بالا گرفت که حتا پرده روی حقایق انداخته
بود . در عصر امان الله خان ، روشنفکران جامعه به افشاگریهایی علیه این
خاندان مشکوک زدند ، امان الله خان نیز ملتفت شد که ، نباید خرافات
مذهبی جاگزین عقل ، منطق و تمدن بشری گردد ، روی این منظور نورالمشایع
مجددی را از کشور اخراج کرد .
امان الله خان دریکی از بیانات خود گفته بود : یک مرد روحانی من در
همین جا نشسته ( نورالمشایع ) جنگ خانگی را در می دهد . نورالمشایع با
عقده مندی بدستور اجانب ، در پکتیا با چند هزار مُریدان خود راه غزنی
کابل را مسدود ، و بروی سربازان امانی آتش گشود .
سردستۀ این خاندان بنام شیرآقا مجددی با استخاره ها ، خود را تا دربار
نادر غدار رسانید و به حیث وزیر عدلیه تقرر حاصل کرد .
شمس الحق مجددی کسیکه کمر رادمردی چون حبیب الله کلکانی را بست و خادم
دینش نام نهاد ، اما همین آدم با چرب زبانی و شیطنت آنرا به قصاب پیشۀ
نامرد سپرد تا بدارش بکشد .
از آنچه که گفته آمدیم این دست پروردگان انگلیس ، برعلاوۀ اینکه از
مردم عوام و پاک طینت ما گوسفند ، مرغ ، تخم مرغ ، روغن زرد و پول
نذرانه می گرفتند ، حقوق دیگری از انگلیسها هم دریافت میکردند .
استخارۀ این خاندان تا امروز که قرن 21 تمدن بشریست ، همانند قصه های
هزار یکشب برای اینکه زوال شان بتأخیر افتد ، بدرازا کشیده است .
چگونه و با کدام عقل و منطق باور کرد ، که کاذبان مادر زاد و فریبندگان
ماهر، در هر مقطع تاریخ برای پیشبرد مقاصد شیطانی ، آنهم در مواقع حساس
و ضروری نیات شوم شانرا زیر نقاب دین ، با استخاره ها بر مردم تحمیل
میدارند ، و هیچ کارمُثبتی این خاندان ، به کشور عقب مانده و بدبخت ما
که قابل تقدیر باشد ، انجام نداده اند .
رویهمرفته میان ظهور اسلام و حضرت صاحب مجددی 14 قرن فاصله است ، در
حالیکه بعد از پیغمبر وحی خاتمه یافته ، و درینمدت از جانب الهی وحیی
به کسی نیامده ، و خداوند بندگانش را به تعقل دعوت ، و فرموده است : هر
که را خود بخواهیم مشمول رحمت خویش کنیم . پس اگر خدا بخواهد آقای کرزی
را مشمول رحمت خود سازد ، چه لازم که آقای مجددی شب زنده داری کرده ،
برای او استخاره می کند ، مگر حضرت صاحب در گفتار خدا تردید دارد ؟
زیرا استخاره بمنظور رفع تردید هم صورت میگیرد !! . مشروط براینکه ،
تمام تمایلات شخصی و گروهی کنار گذاشته شود .
با استمداد به قوۀ عقلانی گفته می توانیم که ، عقل و استخاره کاملاً با
هم در تضاد اند
.
مبتنی بر این اصل ، مصلحت اندیشان مذهبی چون حضرت صاحب با استخاره های
سیاسی و فتوا های تقلبی و تاکیداً برآن مهر دینی حک کردن ، نه تنها به
اعتبار و ارزشهای دینی ضربۀ شدیدی وارد کرد ، بلکه به ارزشهای عقلی
توهین بزرگی نمود .
بصراحت باید گفت : ساحران سیاسی از فقر فرهنگی و بیدانشی ملتی استفاده
بُرده ، مردم را غافل ، و مشغول خرافات مذهبی میدارند ، تا جائیکه
لاطایلات مذهبی را در بین طبقات عوام نهادینه سازند . ملاعمر کور هم
روزی با خواب های ابلیسی ، خود را فاتح جهان اسلام و امیر المومنین نام
نهاد .
نکتۀ قابل یاددهانی اینست که ، هرگاه آقای کرزی به استخاره معتقدند ،
پس چرا در کمپاین انتخابی خود پول های باد آورده را بمصرف می رساند ،
باید در گوشه ی بنشیند ، تا استخاره کار خودش را کند .
سرانجام بیاد داشته باشید ، هر چند این خرافات و افسونگریهای دینی باثر
پافشاریهای این حضرات ببالا بُرده شود ، اما آخرین گام های خود را بسوی
نابودی بر میدارد ، بگفتۀ بودا : زنگی که از آهن برخاسته آهن را میخورد
، خود اگر چه ازآن پیدا شده .
بیائید با منطق و خرد ، آخرین حجاب کاذب را ازین صورتک ها برداریم ،
بیائید بعوض بستن در های عقل و منطق در دوکان ریأ و تزویر را ببندیم .
دنیای امروز دنیای فال بینی ، جادوگری ، تعویذ نویسی و خرافه پسندی
نیست ، دنیا ، دنیای خردگرایی و پذیرفتن اصالت های عقلی است .
هیهات !!!
کسانیکه تظاهر بدینداری می کنند ، متأسفانه عقل ندارند ، یکروز دیده
نشد که اینها بخاطر صلاح و فلاح جامعه استخاره کنند ، یکروز دیده نشد ،
که برای سرنگونی برادران طالب شان بخاطر قطع بیدادگری و خونریزی و
استبداد مذهبی و رهایی از چنگال اهریمنان استخاره کنند ،
هیهات هیهات !! .
بااحترام
بامید غلبۀنور بر ظلمت .