خندیدنم به پایان آمد و مُـردنم
ستمگرانه ، یکی با دیگری ، ای کبوتر
چه شامگاهانی دارد با خود ، این روزان آفتابی
مردم پرنده گان سرگشتگی اند
گیتی ، راهی است برای عشق ورزیدن
همانگونه، که برای مُـردن
هنوز می بایست زیست
گرچه در روزان تاریک
در ورای اشک ها و خون
می باید زیست ، همانگونه که همسایه
بر زمینی ، که زیبا و یگانه است
ناگزیر باید مان دوست داشت
آن سان ، که تا کنون نداشته ایم
و آن روز ، زادگاه من
همانند فرزندی باز یافته ، خواهد بود
در میان ویرانه های متروک
گام برداریم در راه صلح

لویی آراگون )

برگردان از رکن الدین خسروی

 

 
 

admin@vatandar.at

مدیر مسوول : دیپلوم انجنیرعمر محسن زاده

صاحب امتیاز : انجنیرنجیب یوسفی

کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت  محفوظ و متعلق به وطندار می باشد