وضعیت ناهنجار در کشور وپیامد های ناگوار آن 

نوشته:محمد انور پویان

 بحران وبن وبست که دولت وجامعه افغانستان را فرا گرفته معلول علی است که در ذات وماهیت ساختار دولت فعلی نهفته است.یعنی تضاد ها،تعارضات وتناقضاتی در داخل وخارج حاکمیت که در ضدیت با دیمو کراسی،آزادی وحقوق بشر باعث چالشهای جدی،جنگ،ترور،وحشت،بی امنی وبی ثباتی درکشورگردیده است.تا زمانیکه ارزشهای دیمو کراتیک،آزادی،تساوی حقوق اجتماعی اتباع،اعم از زن ومرد،آزادی عقیده وباوروحقوق بشر مطرح باشد این جنگ وبحران درداخل وخارج دامن زده میشود،مگر اینکه تحولات بنیادی در ساختار دولت به حمایت وپشتیبانی جامعه جهانی که فعلأ در افغانستان حضور دارند وادعای آزادی،برابری وارزشهای دیمو کراتیک ونظم نوین جهانی را میکنند،صورت گیرد.

جنگ ایدیالوژیک بین نیرو های پسگرا قرون وسطایئ وسنتی وقوت ها ونیرو های مترقی،دیمو کرات وتجدد پسند عملأ دروضعیت سیاسی کشور وجود دارد.نیرو های بنیاد گرا از لحاظ سیاسی،نظامی ومالی تمام بنیاد هاوساختار های دولتی در مرکز وولایات را دردست دارند.ودرمقابل پروگرام های اصلاحی ونیرو های مترقی واصلاح طلب مقاومت ولجاجت میکنند.شما نمونه مشهود آنرا در تمام ارگانهای دولتی وبخصوص در پارلمان بوضوح ملاحظه کرده میتوانید.عملأتضاد،تفاوت قومی،نژادی،لسانی وفرقویئ وجود دارد.واین آرایش قوت ها در آوانیکه منافع متضاد مطرح میشود،شدت وحدت میگیرد.زمانیکه اختلافات قومی،مذهبی،لسانی ویا سمتی به میان میآیدایدیالوژی واحد ومسلط الویت خود را از دست میدهد در ظاهر نقش آن فرعی میگردد،هر وکیل از قوم وقبیله،مذهب بخصوص خود دفاع میکند.اختلافات قومی،سمتی،لسانی ومذهبی شدت میگیرد.هر از گاهی که مسئله منافع اکثریت قاطع مردم،ارزشهای دیمو کراتیک،تجدد،اصلاحات در تمام عرصه های اجتماعی،حقوق وآزادی های دیمو کراتیک توسط قوت ها ونیرو های مترقی،چپ ورادیکال به نفع جامعه مطرح گردد،تمام نیرو های تاریک اندیش صرف نظر از قوم،قبیله،عرف،لسان ویا مذهب خوش در یک صف واحد تحت رهبری بنیاد گراهای مسلط در خط مقابل آن ایستاده شده وبا تمام قوت وبا هر وسیله ممکن از تصویب وتدوین چنین قوانین میگردند.تاریخ نشان داده است در آوانیکه جنگ های ملی وناسیو نالیستی ومذهبی بین ممالک مختلفه جریان داشته،دولت های حاکم به نفع خود خلق ها ومردمان دو کشور ویا کشور ها را در مقابل هم به جنگ می انداختند وبدین وسیله اراده خود را بردیگری تحمیل میکردند،حینیکه این دولت ها ی حاکم دستخوش تحولات انقلابی شده و سرنگونی حاکمیت شان درداخل کشور هایشان حتمی میگردد،باز هم با همان کشور ها با وصف دشمنی وجنگ با هم متفق شده مشترکأ علیه تحولات ودگرگونی های اجتماعی به نفع مردم کشور خود قرار میگیرندوتحولات اجتماعی وجنبش های مردمی ومترقی را سرکوب میکنند.در وضعیت سیاسی کشور ما همچنین تعاملی برپاست.سوالات مطرح میشود بادر نظرداشت چنین دولت ،تر کیب ساختاری وماهیت اجتماعی آن وشناخت که در طول پنج سال از عملکرد آن بدست آمده است وهم جامعه جهانی حامی آن در جهت حفظ ونگهداشت آفریده های خود سیاست های ریاکارانه ودو رو را دنبال میکنند،پس تکلیف نیرو های چپ،دیمو کراتیک،مترقی وهوادار مردم در قبال چنین موضعگیری ها وحوادث چیست؟

موضعگیری نیرو های چپ،دیمو کرات وهوادار صلح،امنیت پایدار واستقرار وضع وتأمین عدالت اجتماعی در وجود سازمانها،احزاب متشکل وجامعه مدنی در وضع کنونی چیست؟ پاسخ به این پرسشها به عقیده من چنین است: 

١ مضمون درونی جامعه وسمت حرکت،گذار از بحران مزمن،جنگ و نا امنی بسوی صلح،امنیت واستقرار وضع در کشور است.پس تشخیص نیرو های طرفدار اهدافی که در این مقطع تاریخ الویت دارد برای احزاب مترقی،دیموکرات وطرفدار عدالت اجتماعی از اهم وظایف بشمار میرود.زیرا اکنون در مقیاس کشور خط ومرز روشن در بین نیرو های پسگرا ی قرون وسطایئ که در اقلیت محض قرارگرفته اند واکنون دیگر حمایت وپشتیبانی مردم را عملأ از دست داده اندوآنهایئ دیگر که به صلح،امنیت،ترقی وپیشرفت کشور شان افغانستان می اندیشند،بوجود آمده است. 

٢ نیرو های درون حاکمیت وخارج از آن که مشمول وضع سیاسی کشور اند،تشخیص،تصنیف ومرز بندی میشوند. 

٣ موضعگیری در قبال این نیرو ها که کدامیک در کوتاه مدت کدامین ها در دراز مدت به نفع جامعه ومردم میباشند،مرز بندی میگردند. 

٤ باید حساب ما با بنیاد گراهای تاریک اندیش که عملأ تجرید شده اند،اما در کشور تمام اهرم های قدرت را در دست دارند.درهر صف قومی،نژادی،لسانی وفرقویئ که قرار دارند در سیاست های عملی کوتاه مدت ودراز مدت شفاف وروشن باشد. 

٥ با نیرو های معتدل ومیانه رو وفرصت طلب در حالیکه تحت تأثیر بنیاد گراهای افراطی نباشندبرخورد مشخص وجداگانه صورت بگیرد. 

٦ وحدت واتحاد تشکیل جبهه متحد ملی،ائتلاف ها یک پروسه دایمی در حال تغیر وتحول است،با نیرو های دیموکرات،مترقی وملی بصورت مقطعی تحت پلاتفرم مشترک میتواند این اتحاد ها وائتلاف ها صورت پذیرد. 

٧ آنعده بنیاد گراها ی افراطی که با استفاده از وضع مسلط در حاکمیت وقدرت سیاسی ومالی خویش در هردو بخش جامعه (دولت وحکومت  - مردم عوام واحزاب سیاسی)با اغوا وفریب وتطمیع واعطای امتیازات مؤقتی نیرو های مترقی، وروشنفکران را در زیر نام های قومی،ملیتی،نژادی ومذهبی برعلیه یکدیگر تحریک ودر بین شان فضای مختنق تفرقه را حاکم ساخته است.وضع مستلزم هوشیاری وخرد اندیشی نیرو های مترقی  میباشد تا فریب ریا کاری ها وتذویر این حیله گران را نخورده ونیرو های خوش باور ونا آگاه را از چنگال آنان نجات باید داد. 

٨ در مجموع ٣٧ کشور شامل پروگرام مبارزه با تروریزم واعمار مجدد افغانستان که در کشورما حضور دارند،برتضاد های درونی خودشان وماهیت نظام موجود کشور مان آگاهی کامل دارندوتفاوت هایئ در موضعگیری هایشان نسبت به قضیه افغانستان وجود دارد.نیرو های دیمو کرات ومترقی احزاب سیاسی وتشکلات جامعه مدنی این نیرو ها را تشخیص داده واز این نیرو ی بین المللی درجهت اعاده حقوق وآزادی های مردم استفاده اعظمی صورت گیرد. 

٩ اپوزیسیون قوی ونیرو مند که متشکل از تمام احزاب،سازمانها حلقات،گروه ها وشخصست های بانفوذ ملی،مترقی ووطندوست که طیف وسیع مردم را با خود داشته باشند،میتوانند مورد حمایت وپشتیبانی مردم وجامعه صلح خواه وعدالت پسند جهانی قرار گیرند.چنین حرکت وسیع وگسترده واعتماد به نفس بحیث یک الترناتیف مطمئن وقابل اعتماد وپشتیبانی مردم درین مقطع تاریخی یک امر حتمی وضروری است.در غیر آن زد وبند ها،وروشهای پراگماتیستی ودر نظر نگرفتن اصول وقوانین باارزش باز هم تکرار همان اشتباهات تاریخی خواهد بود.

تحلیل اجمال از گذشته وحال: 

عاملین فاجه برای بشریت  : 

امروز دیگر مانند آفتاب روشن است که ریشه ومنبع تروریزم،بنیاد گرایئ ودهشت افگنی ومنابع تمویل،تجهیز،تربیت وسوق واداره آن نه تنها علیه کشور ما بلکه در سطح جهان در دست پاکستان مخصوصأسازمان استخبارات آن میباشد.از جانبی دیگر عامل وجودی تروریزم،ناامنی،بحران وچالشهای جدی در داخل وخارج دولت وحاکمیت افغانستان نیز میباشد.یعنی عوامل عمده واساسی درون وبیرون حاکمیت دولتی (جهادی وطالبی)عوامل وابعاد گسترده داردوحتی میتوان در زمره عوامل خارجی نیرو های ناتو،آیساف وامریکا راکه در افغانستان حضور دارند نیز برشمرد.اگر ما به تاریخ نظر اندازی کنیم در گذشته نزدیک به سی سال جنگ سرد امریکا وجهان غرب علل اساسی ووجودی ،بنیاد گرایئ قرون وسطایئ مذهبی،تروریزم ودهشت افگنی از طریق جوامع اسلامی وبخصوص از طریق پاکستان در منطقه در مقابل رقیب شکست خورده خود یعنی اتحاد جماهیر شوروی بودند.پس به حکم تاریخ وعملکرد عاملین آن تروریزم وبنیاد گرایئ امروز درکشور ما درپاکستان ودر منطقه وجهان همان تروریزم ومکتب تروریستی است که زمانی امریکا یکجا با متحدین غربی وعربی اش در مقیاس بسیار بزرگ وبودجه فوق العاده بزرگ برعلیه (خطر کمونیزم)راه اندازی کرده بودند،که امروز به خطر بزرگ علیه بشریت تبدیل شده است،که تمام ضوابط وروابط در جهان کنونی ما بر اساس همین معیار مبارزه علیه تروریزم ویا برعکس تعین میگردد.از این مختصر توضیح بر می آید که رابطه علت ومعلول فعلی در قطب های متضاد وضع جدید سیاسی کشور ما هم در داخل وهم در خارج وجو دارد.همانطوریکه جامعه جهانی پس از یازده هم سپتمبر سال ٢٠٠١با حضورخوددر افغانستان دولتی را تشکیل دادند،همین جامعه جهانی (ناتو،آیساف وامریکا)که اساسأعامل وجودی وعلت اساسی تروریزم وبنیاد گرایئ هم بر پایه تاریخ درتشکیل این پدیده شوم وهم در ایجاد دولت وحکومت در افغانستان یکبار دیگرزمینه ساز تروریزم ودهشت افگنی شدند،حالا برای ریشه کن ساختن آن خود مکلفیت دارند،تا بشریت را از شر این پدیده ضد بشری وضد ترقی وپیشرفت در امان سازند.در غیر آن همین تضاد های عمیق که در درون حاکمیت دولتی فعلی وجود دارد،وجامعه جهانی با حضور خودقسمأ باعث انجماد آن ها از لحاظ سیاسی ونظامی شده انداگربصورت اساسی وبنیادی حل نشود،این بحران ها تنش ها کماکان باعث جنگ های فرسایشی وقربانی های بیشمار شده اند در کشور ما ومنطقه وجود خواهد داشت وروزی خواهد رسید که همه جهان همچو عراق،افغانستان وسومالی به سرنوشت مشابه گرفتار خواهند شد که تراژیدی بزرگ برای بشریت خواهدبود واین کابوس وحشتناک هم اکنون در دور جهان ما میگردد.

 
 

admin@vatandar.at

مدیر مسوول : دیپلوم انجنیرعمر محسن زاده

صاحب امتیاز : انجنیرنجیب یوسفی

کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت  محفوظ و متعلق به وطندار می باشد