15نوامبر 2009

    

1.    تقدیر زن در طول تاریخ:

زن بهره ده در جریان کارومناسبات تولیدبامردبهره ده از طریق فروش نیروی کارخود در عرصۀ زراعت وصنعت انواع ستم ها ،مضالم طبقاتی ،اجتماعی وخانواده گی را متحمل میشود. زن اولأ بحیث مسؤل امور منزل (کنیزک خانه)مصروف ترتیب وتنظیم خانۀ خود (آشپزی،کالا شویی،محافظه وتربیت اطفال )میباشدوثانیأ بخاطر تجدید انرژی ونیروی کار مرد خود یعنی شوهر وپسران وسایر اعضای خانواده وآماده ساختن شان برای کار روزهای بعدی خدمت بدون مزد به نفع ملاک ویا کار فر ما را انجام میدهد (نظام فیودالی یاسرمایه داری) وثالثأ بر اساس ویژه گی های بیولوژیک وموفیو لوژیک خود بازنیروئ تولید کار آینده رابرای ملاک در نظام فیودالی وکار فر ما در نظام سر مایه داری به عهده میگیرد.باید نسل های جدید نیروئ کاررا وارد عرصه نظام سرمایه داری نماید.از این طریق انواع ستم هارا باکار طاقت فرسائ خودمتحمل میشود. کاگر زن در حالیکه در بیرون خانه به کار وشغلی بپردازددر خانۀ خود هم مجبور است تا تمام امور منز ل را شخصأ انجام دهد ،هم در داخل منزل خود وهم در خارج منز ل در محیط کار بی رحمانه مورد مورد بهره کشی قرار میگیرد.در طول تاریخ زن بحیث برده مرد مانند یک شئ ویا متاع(کالا)مورد تلذذویا تقبیح مرد قرار داشته است.فرهنگ حاکم جامعه این پندار را در ذهن مرد وبخصوص در ذهن زن القأ میکند که گویا زن یک موجود ضعیف واز نگاه بیولوژیک وعقیده وی پست تر ویا مادون تر نسبت به مرد است ونقش مرد بلند تر ومقدس تر از زن در جامعه تبلیغ وترویج میشود وحتی خود زنان تحت تأثیر افکار واندیشه های مرد سالاری قرار گرفته این موقف ومحرومیت خود را طبعی وازلی میدانند،چنین تلقیات سبب میشود تا سلب حقوق وآزادی زنان توسط خود انها نیز تداوم یابد.برای درک حقوق وآزادی های زن وتساوی حقوق شان بصورت طبعی وانسانی با مرد احتیاچ به یک تحول عمیق وبنیادی فرهنگی در جامعه دارد باید باآمورش وپرورش در تمام سطوح زنده گی سطح شعور وآگاهی زن ومرد ارتقأ داده شود روشن ساختن ذهن مرد ها در جامعه وپی بردن مردان به حقوق وآزادی های زن مؤ ثر تر از آگاهی زن به حقوق شان است.رهایی زن از چنبرۀ ستم اقتصادی،اجتماعی وخانواده گی متضمن آن است تا فرهنگ وارزشهای انسانی زن بحیث یک موجود سوسیولوژیک توسط احاد جامعه اعم از مردو زن به جوهر درو نی شان تبدیل شود واعتقاد به حق طبعی وانسانی ان بوجود اید.

2.   جایگاه زن در جامعه:

زن بمثابه موجود اجتماعی دارای قدرت ونیروی فکری واجتماعی ونیمی از پیکر جامعه است .که در روند وپروسه تولید مادی ومعنوی در جامعه نقش ومقام مساوی دارد ، که مقام زن در طول تاریخ بنابر عوامل مختلف اجتماعی وشرایط ناهنجار همیشه تحت ستم های دوگانه طبقاتی وخانواده گی قرار داشته است.وبحیث آلت وابزار مورد بهره کشی واستثمار بی رحمانه قرار گرفته است. زن نمیتواند قشر طبقه ونیروی جدا از مرد باشد.زن با داشتن نیروی کار فکری وجسمی با مرد یکجا در تمام امور اجتماعی، اقتصادی ،فرهنگی وسیاسی میتواند سهم فعال بگیرد.نسبت محکومیت ،محرومیت ومقام در جه دوم در جامعه بخاطر رهایی خود از انواع ستم ها ی اجتماعی دست به مبارزۀسیاسی،اجتماعی وفرهنگی میزند.بخاطر تثبیت حقوق خود در قبال بی عدالتی ها واتلاف حقوق خود یا به صورت انفرادی ویا دسته جمعی دست به تشکیلات وسازمانهی اجتماعئ خود زده است.البته در این مورد مردان رسالت مند،دگر اندیش ،عاقل وآگاه واحزاب مترقی ودمکرات انسان دوست نه تنها انعکاس دهندۀ آرمانها،اهداف انسانی زن وحقوق حقۀ شان در تمام موارد زنده گی اجتماعی بوده اندبلکه در یک سنگر واحد برای رهایی زن از چنبرۀ بی عدالتی ها،مضالم اجتماعی وسنت ها ی خرافی ،رسم ورواج،آداب ورسوم منسوخ ویکجا با آنها در تشکیل سازمانهای لجتماعی ،اجتماع،تطاهرات،اعتصابات وجنبش های وسیع زنان در ممالک مختلف ودر سراسر جهان بخاطر تثبیت حقوق وبرسمیت شناختن والقأ اینکه این حق طبعی وانسانی از سرشت وطبعیت زن ناشی میشود براه انداخته شده است.این چنین مبارزات وهمدردی مردان بازنان به معنی جدایی زن از مرد وبیگانه گی ان نیست بلکه بصورت طبعی واجتماعی پیوستن به یکدیگر در یک تن واحد اجتماعی است.زن از نگاه بیولوژیک وجنسی میتواندبامرد تفاوت داشته باشد.اما از نگاه اجتماعی وقوانین حاکم آن هیچ تفاوت وفرقی نمیتواند با مرد داشته باشد هردو جنس در جامعه نیروی کار فکری وجسمی خود را بمثابه کالا در معرض فروش قرار میدهند از هردو جنس نظر به موقف اجتما عی میتوانند در طبقات بالا ویا پاهین قرار بگیرند.هردو جنس در حالیکه در طبقات حاکم اجتماعی قرار داشته باشند میتوانند همنوع خود را مورد استعمار،استثماروستم اجتماعی قرار دهند. وبرعکس مورد بهره کشی قرار بگیرند.واما جدایی زن ازمرد در نظام هائ دولتی وارگانهای مختلف آن وایجاد بنیادهای مستقل زن (سازمانهای زن،وزارت زن،انتصاب زن در پست های مختلف مقامات عالی دولتی بدون رای وانتخاب شدن وغیره)این به مفهوم اغوا وفریب ونقض حقوق وآزادی های زن واغفال اذهان عامۀ مردم است.در حالیکه زن قانونأ وطبعیتأبامرد مساوی باشدهیچ ضرورت ولزومی به چنین تشکیلات جعلی وساخته گی ندارد.زن مانند مرد مطابق لیاقت،کفایت،اهلیت،شایسته گی،قدرت کار ،تخصص ومسلک خود مقام شایستۀ خودرا میتواند در جامعه پیدا واحراز نماید.ونقش خود را در تحولات اجتماعی ودگرگونی های عمیق ریشه یی وبنیادی جامعه به نفع انسان زحمتکش ایفا نماید.در غیر ان چنین عوامفریبی به معنی تضعیف نیروی عظیم زن در روند تحولات اجتماعی است.ازلحاظ حقوق زن ومرد باهم مساوی است.باید در قوانین کشوری چنین امر تسجیل وتثبیت شود ،درانصورت هیچ احتیاجی به رکلام زن ندارد.زنان آگاه،صاحب نظر ودگر اندیش همیشه اگر در چنین تشکیلات فر مایشی هم بوده باشندبخاطر لغو چنین تشکیلات وتثبیت حقوق طبعی واجتماعی خود مجدانه وپیگیر مبارزه کرده اند.احزاب سیاسی ونظام های سیاسی متر قی ،دمکرات وانساندوست که ماهیت انسانی زنان رابه درستی درک میکنند نباید در تشکیلات سیاسی خود چنین نهادی را برای زن بخصوص ایجاد کنند. برای اینکه زن در یک حزب واحد سیاسی ویا سازما نهای اجتماعی ، کانون ها وانجمن ها مطابق ایین نا مۀ انها وقبو ل وجایب ،وظایف ومسؤلیت خود بصورت عضؤ فعال ومساو ی در پهلوی مرد قرار میگیرد.حزب متر قی سیاسی میتواند بخاطر رهایی زن وتثبیت حقوق اجتماعی وطبعی ان از تمام تشکیلات اجتماعی زن ها که به اشتراک مرد ها همراهی میشود حمایت وپشتیبانی نماید.روز 8مارچ روز رهایی زن وهمبسته گی مردان بازنان است که بخاطر الغا مناسبات مبتنی بر تملک مرد بر زن واحراز مقام انسانی زن ورفع خشونت قرون متمادی علیه زن ودر تهایت باز گشت به جوهر اصلی انست.در افغانستان تشکیل وزارت زن ،انتصاب زن در مقامات ،لویه جرگه وغیره مؤسسات دولتی وقتی معنی ومفهو م واقعی بخودمیگیردکه حقوق وآزادی های طبعی ،اجتماعی وانسانی زن در قوانین اساسی وقوانین مطبوع مرعی الاجرا،وتساوی حقوق با مردتثبیت وتسجیل وتصویب گردد.درانصور ت تمام ضرفیت ها ی مادی ومعنو ی زن در یک پیکر واحد بکار افتیده ،تشکیلات زاید میکانیکی وتشریفاتی غیر ضروری میگردد.در مدنیت معاصرودرکشورهای پیشرفته روز تاروز زن مقام انسانی خودرا کسب نموده وبه نقش تاریخی زن تن داده میشود و شخصیت زن بر اساس کفایت،اهلیت،شایسته گی،لیاقت ومختصات اخلاقی واجتماعی ،آگاهی سیاسی،اجتماعی وفر هنگی ارزیابی میشود.تازن خودش مستقلانه نقش خودوجایگاه خود را در جامعه پیدا نماید.وبه همنوعان خود به اثبات برساند. مردوزن با چنین خصایل علمی،اخلاقی وفرهنگی در پروسه تحولات اجتماعی بخاطر حقوق وآزادی های خود با هم مشارکت داشته باشند ،بدون شک در پروسه انتخابات ویا سایر فعالیت های اجتماعی وسیاسی وفرهنگی هر کدام از این شخصیت ها خواه مرد ویازن برنده شوند ویا تبارز نمایند ،جایگاه ویا نقش شان در دفاع از حقوق وآزادی انسان یک سان بوده ودر یک موضع قرار میگیرد.هر گاه بصورت میکانیکی بدون استحقاق ومعیار ها ونورم ها ی که دربالا تذکر داده شد به زن نقش تصنعی داده شود ویا چنین زن ها در انتخابات ویادر مقامات دولتی بخاطر اغوا وفریب نیمی از جامعه بالا کشیده شوند .چنین زنها نخواهند توانست از نقش تاریخی ومقام انسانی خود آنطوریکه شایسته است واز حقوق وآزادی های خود ونقش یکسان ومساوی خود با مرد دفاع کند وشخصیت وماهیت خود را از لحاظ انسانی به اثبات رساند.هرگاه زن بنابر عقب مانده گی فرهنگی ،سنن وعادات،آداب کهنه ویا به نسبت فقدان زن های که ازکفایت،اهلیت،لیاقت،شایسته گی ودانش اجتماعی وسیاسی برخوردار اند وجود داشته باشد،نباید بخاطر فریب زن واغوای جامعه بصورت تصنعی ونمایشی زنها انتخاب ویا انتصاب شوند. در جوامع عقب نگهداشته شده مرد ها نظر به مقام بهتر ی که در جامعه دارند.هرگاه مردانی با مختصات علمی وانسانی (لیاقت،اهلیت،شایسته گی،استعداد،تخصص،قدرت کار وآگاهی سیاسی)وغیره مجهز باشند وچنین مردانی در انتخابات ودر مقامات دولتی پیش کشیده شوند که در صورت برنده شدن ویا احراز مقام دولتی میتوانند بصورت کل از حقوق وآزادی های مردم بخصوص زن های محروم وفاقد صلاحیت دفاع وحراست نمایند.

 
 

admin@vatandar.at

مدیر مسوول : دیپلوم انجنیرعمر محسن زاده

صاحب امتیاز : انجنیرنجیب یوسفی

کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت  محفوظ و متعلق به وطندار می باشد