2009/11/29

  

 كلیت منسجم و درهم تافته یی پدیده های فرهنگی مجموعه  یی ابزار ها، باورها، رسوم، دانش ،هنر ها و سازمان های اجتماعی یك جامعه را شامل میگردد . برای تعریف درست تمدن از دیدگاه های متفاوت بدان  نگریسته شده است.اساس بیشتر تعریف های تمدن بر پایه یی تمدن درجه یی پیشرفت با سنجش وضع اولیه یی بشر است . استوار می باشد.ژان ژاك روسو وقتی خواست در باره یی طبیعت و تمدن مطلبی بنویسد،نگاشت: اخلاق و تمدن منافات دارد،هرچه تمدن پیشرفت كند،اخلاق ضعیف تر می شود.

اشپنگلر تمدن را در برابر فرهنگ قرار داد ونوشت كه تمدن مرحله یی واپسین فرهنگ های یكتا و آبستن است.  ، بگونه یی كه وی تمدن را وسیله یی زوال فرهنگ جلوه می دهد. دوهامل  Duhamel میگوید: تمدن اساسی ترین نتایج تلاشها و كوشش های آدمی و جامعه یی بشری است....تمدن بشری باید دارای جنبه یی همگانی و جهانی باشد.ازینروست كه میگویند با جنگ تمدن بشری نابود می گردد.

فرهنگ و تمدن را میتوان نتیجه یی كوشش های آدمی برای بهزیستی و همزیستی بشر با جامعه ، طبیعت و  خویش نام گذاشت.ویل دورانت  Will durantچهار اصل را در ایجاد فرهنگ ضروری میشمارد: امنیت اقتصادی، سازماندهی سیاسی،سنت های اخلاقی و كاوش و كوشش انسانها برای پژوهش دانش  وهنر.

او به این عقیده است كه فرهنگ آنجایی شروع می گردد كه هرج و مرج  و ناامنی انسانها پایان می یابد و بشر بخاطر درك  و بهتر ساختن زندگی اش سعی می ورزد.دانشمندان مراحل تكامل فرهنگی بشر را در سه دوره یی تاریخی تقسیم بندی كرده اند: فرهنگ های دوره یی گردآوری خوراك،دوره یی تولید خوراك و دوره یی ماشینی.

با زراعت،كشت و كار زندگی انسان دیگر متكی بر پایه یی شكار و جمع آوری نباتات دور و برش نیست، و انسان جایگزین نقاط معینی در روی زمین میگردد.فرهنگ با ذخیره یی مواد تولید شده،مالكیت،اهلی شدن حیوانات و حمل و نقل بخود رنگ دیگری میگیرد و با تمركز پدیده های مادی و معنوی در شهر های ابتدایی،تمدن شكل هایا نخستین خود را بارز می سازد.

لوئیز دوپری، دانه های گندم و جو را در بلخ كشف نموده كه گویای كشت آنها بصورت آبی بین شش تا یازده هزار سال پیش در آن منطقه بوده اند.تاریخ پیدایش و تكامل فرهنگ،تاریخ پیدایش و تكامل جامعه یی انسانی می باشد و بدون شك بشر كودكی نبوده است كه در یك شب ره صد ساله را طی كرده باشد.به اساس كشف آله های ساخته شده ،باستان شناسان بدین باورند كه از دو میلیون سال به اینسو نیاكان ما ساكن روی زمین بوده اند.

 هستی، دگرگونی و تكامل جامعه با ساختار های  فرهنگی مادی و معنوی اش ملتزم و پایبند پیوست رشته های گوناگون خود اوست .این پیوند فرهنگی به جامعه شكل میدهد،استوارش نگه میدارد،او را از جامعه دیگری متفاوت می سازد و به انسان ها خاطر نشان می كند كه چه انتظار و توقعی می توانند از همدیگر داشته باشند.انسان بادر نظرداشت فرهنگ موجودی اجتماعی می شود.معیار های اخلاقی كه  در پیدایش و حفظ جامعه نقش شایانی را بازی می نمایند،همچنان نسبی  و در تغییر و تكامل هستند و به هیچ صورتی ریشه یی باوری و عقیده یی نداشته اند،زیرا یكی از اصول اساسی باور،ثابت بودن قوانین وی می باشد.

ریشه یی مشترك پدیده های معین فرهنگی در جامعه های متفاوت امروزی بر این پایه استوار است كه گویا این جوامع در گذشته  و یا در حال از شرایط همسان و یا همانند فرهنگی / اقتصادی، سیاسی،هنری، علمی و یا باوری برخوردار بوده اند و یا هستند.با وجود این هرجامعه معیار های مشخص فرهنگی خویش را دارا میباشد.

فرهنگ یك جامعه همواره در دگرگونی،گسترش و تكامل است، در سیر این روند بعضی نمود های  فرهنگی سالخورده میشوند و جای خود را به دیگر نهاد های نو فرهنگی می دهند، به عبارتی دیگر هیچ پدیده یی فرهنگی نمیتواند  ثابت و مطلق باشد. هرچهار اصل فرهنگ  دسته بندی شده به وسیله یی ویل دورانت نمی توانند خود را از قید این امر سالم و حتمی رها سازند.

حتی زبان كه روند دگرگونی اش آهسته تر ازبیشتر نهاد های فرهنگی است، تأثیر پذیر این واقعیت می باشد.واژه های می میرند و جای خویش را به واژه های دیگری می دهند و همچنان واژه های نوی بر اساس نیاز و ضرورت زاده میشوند.

پدیده یی دیگر فرهنگی كه در این روند سیر آهسته یی دگرگونی را دارا است سنت های می باشند با توانایی بخشش  هؤیت ملی به یك جامعه.با وجود آن تغییرات درین آیین ها و روش ها در بستر زمان محسوس هستند.به صورت نمونه ادبیات  دیرینه یی ما بیانگر جریان تاریخی تحولات متفاوتی در برگزاری جشن نوروز به عنوان سنت دیرینه یی یك حوزه یی فرهنگی است.

اگر سنت های فرهنگی ازین حركت دگرگونی و تكامل بارور نشوند،كرنش یا واپسگرایی فرهنگی نتیجه خواهد شد كه سیر نابودی یك سنت مشخص فرهنگی را پیغام خواهد داد.

اما معیار های اقتصادی فرهنگ رویهمرفته توانایی دگرگونی سریعتری را دارا ما باشد.به همین دلیل با تغییر زودی اقتصاد،نمونه های دیگر فرهنگ به عقب مانده و بدین ترتیب خط جدایی فرهنگی بین آن و دیگر نهاد ها درشت تر می شود.به طور نمونه ایران و كشور های خورد و ریزه  یی عربی  با كشف و استخراج نفت دگرگونی سریع اقتصادی را شامل حال خود دیدند، اما این حالت نتوانست فرهنگ های آنها را  به صورت كل با خود همگام نماید.البته  سخن تأثیر پذیری معیار های فرهنگی از همدیگر، مبحثی است جداگانه.

 
 

admin@vatandar.at

مدیر مسوول : دیپلوم انجنیرعمر محسن زاده

صاحب امتیاز : انجنیرنجیب یوسفی

کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت  محفوظ و متعلق به وطندار می باشد