2009/12/4

 

در شماره یی چهلم سال ۱۹۹۳ خویش مجله یی هفتگی" شپیگل " آلمان عكس مونتاژ شده  یی را روی جلدش به چاپ رسانیده بود، كه در آن یكی از منتقدین ادبی مشهور این كشور، معروف به پیشوای ادبیات آلمان،همانند یک سگ، كتابی را با دندان از هم میدرید.البته كه الهام اصلی تصویر مونتاژ شده یی رانیسكی Ranicki همان شعر معروف گویته می باشد كه در جایی از آن سروده است.بزنید و بكشیدش این سگ را ، او هم یك منتقد است:

 Schlag tot, den Hund! Es ist ein Rezensent

منتقد ادبی را با مار زهری و حیوانات دیگر نیز تشبیه نموده اند.نیچه، باری نوشت كه منتقدین همچون حشرات نیش می زنند و میگزند تا از خون نویسندگان زندگی بكنند. رابطه یی شاعر و نویسنده با منتقد ادبی در اروپا بیشتر تا زمانی عاری از كدورت بوده كه منتقد چیزی، جز جانبداری و ستایش از كتاب چاپ شده یی هنرمند به نشر نرسانیده است.

در مورد چگونگی واكنش منتقد در برابر ادبیات و نقش وی در فعالیت های ادبی اروپا به دیدگاه های ارائه شده یی گوناگونی برمیخوریم.

عده یی بر این پندار بوده اند كه منتقد ادبی به ویژه وظیفه دارد پشتیبان شاعر و نویسنده گردد تا خوانندگان آنها ؛ وی باید منافع هنرمند را همیشه پیشروی خویش داشته باشد و بكوشد تا به نوبه یی خود در خلاقیت هر چه بیشتر هنرمند سهمی ارزنده پیدا بنماید.از طرفداران چنین اندیشه یی میتوان گویته را نام برد.بعضی روش دیگری را مطرح می نمایند كه بر اساس آن منتقد اولتر از همه باید شبه هنر و هنر بی مقدار و كم ارزش را بشناساند،افشا كند و حتی نابود بنماید تا بدین وسیله هنر اصیل بتواند زودتر و بهتر چاپ و نشر بشود و به كمال مطلوب در دسترس علاقمندان بیشتری قرار بگیرد.توخولسكی و فونتانه از هواخواهان چنین گونه نقدی می باشند.با دید گسترده تری اگر به موضوع نگریسته شود،آفرینش ادبیات برتر از یكسو، و پرورش و حمایه یی حسن انتخاب خواننده با انكشاف استعداد قضاوتش از سوی دیگر منظور اصلی نقد ادبی تلقی گردیده است.شرایط خلق اثر هنری و زندگینامه یی هنرمند هم درین مورد مد نظر گرفته شده اند.اما به گفته یی برنارد شاو خیلی مشكل است كه هم منتقد باشی و هم جنتلمن! زیرا منتقدی كه با تعارف چیزی مینویسد و از آزرده خاطری دیگران می هراسد، صراحت بیان را تا اندازه یی از خود گرفته است و این نكته، قدرت قضاوت بی باكانه اما ضروری وی را خواه نخواه محدود می نماید.

رابطه یی منتقد و ادبیات به اساس پیشینه یی تاریخی فرهنگ نقد ادبی در یك جامعه متفاوت است. برای انگلیس ها كه از زمانه های دور این پرسش را مطرح نموده اند: چقدر شكسپیر خوب است ? نقد مقام دیگری دارد تا برای آلمانی ها كه تازه از سده یی هیجدهم میلادی به اینطرف با نقد ادبی سر و كار دارند.

كار منتقد ادبی ارزشیابی اثر هنری است، وی خوبی ها را نشان میدهد و روشن می سازد،كاستی ها را بیان میكند و می نمایاند وآنها را به دیده یی اغماض نمی نگرد، یعنی همانگونه كه وی نكوهشگر كمبودی ها و نقیصه ها است،ستایشگر اثر خوب هم  می باشد و تقریظ نیز می نویسد.

تقریط یك آفرینش خوب هنری دعوتیست به مطلعه یی اثری كه منتقد با دلایل ارائه نموده اش حیف میداند آنرا با خواننده قسمت نكرده باشد. تمجید از مقام هنرمندی كه توانسته باشد چنین یادگار را از خود جاودانه بسازد، نیز بجای خود سترگ و والاست. معرفی یك اثر هنری به مفهوم امروزی اش در حاشیه یی كار منتقد قرار دارد و نه در متن آن.داوری و ارزشیابی بخش عمده یی فعالیت ادبی وی می باشد.

منتقدی كه شعر و ادبیات را در ارتباط با نیاز های جامعه و همچنان تعالی فرهنگ بررسی می نماید، در صف نخستین پشتیبانان كسانی قرار دارد كه هنر را همچون دیگر پدیده های فرهنگی در روند تغییر و تكامل رسالتمند می پندارند. چگونگی این رابطه از لحاظ فرم نیز باید یادآوری گردد.

خواست زمان و تعریف شعر و شعریت امروز، نیاز به پذیرش فرم های دیگر شعری را نیز موجه میداند، همچنانكه فرم و محتوی را جداناپذیر از هم. فرم شعر امروز، تنها زمانی میتواند مقام زیبنده یی خویش را مستحكم  بسازد كه در پیوند با گذشته یی شعری جامعه یی ما با پیشینه یی غنی و پربارش مطرح گردد. هر نشم و نظم ،كه شعر نیست!!!

تنها موجودیت شرایط نابسامان و اضطراری جامعه یی می تواند غلبه یی محتوی بر فرم را توجیه بنماید، زیرا درین حالت نیاز مبرمی به انگیزه یی احساس ستیز و مقاومت محسوس می گردد و فریاد ها و نجوا ها هم به همین دلیل بیشتر از زمان عادی زبان شعری را جویا می شوند.

جالب توجه اما این است كه شاعران و نویسندگان زیادی منتقد ادبی نیز بوده اند.گویته،توماس من، هاینریش هاینه....نگاشته های زیادی در مورد نقد ادبی از خود به یادگار گذاشته اند.علتش را كسانی در ضمیر فرم آگاه شاعر جستجو می كنند كه با انكشاف بیشتر خود در وی، چكامه های او را وزن و آهنگ  یا "نظم" بخشیده است. شاید به همین دلیل هم، شاعر همچون موسیقی درون كلام خویش، خواستار وزن و آهنگی برای شعر دیگران می گردد.

هاینریش هاینه زمانی گفته بود كه اگر منتقد ادبی، بدن شاعری را با كارد تیزش بشكافد، میتواند از دل و درون وی بسادگی پیشگویی كند كه آینده یی آلمان چگونه شكلی را خواهد گرفت. راستی آیا این نكته در مورد شاعر و منتقد  كشور ما نیز صدق می كند؟؟؟

 
 

admin@vatandar.at

مدیر مسوول : دیپلوم انجنیرعمر محسن زاده

صاحب امتیاز : انجنیرنجیب یوسفی

کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت  محفوظ و متعلق به وطندار می باشد