2009/11/26
شیوه یی از نقد
ادبیات زبان ٱلمانی در تاریخ پر خم و پیچ خویش با دوران های شگوفایی شعر ،
داستان و نمایشنامه و كسانی چون گویته ، هرمان هسه ، توماس من ، ماكس فریش ،
برتولت برشت و دورن مات منتقدین برجسته یی را پرورش داده و همگام خویش داشته
است , هم در ٱلمان فدرال ، هم درجمهوری دموكراتیك ٱلمان تا زمان فروپاشی اش
در سال 2000 میلادی و همچنان در كشور های اتریش و سویس كه بخشی از مردم ٱن
ٱلمانی زبانند.علاوه از شاعران و نویسندگان مشهور این حوزه یی فرهنگی كه
گهگاهی نقد نویسی نیز نموده اند ، باید از شلگل
Schlegel
و
كایزر
Joachim Kaiser یاد
ٱوری نمود ، زیرا ٱنها هم در چگونگی ساختار ادبیات این خطه تأثیر به سزایی
داشته اند . از ٱغاز نقد ادبی ٱلمان با لیسینگ
Lessing
در سده یی هیجدهم میلادی تا كنون كمتر كسی وجود داشته كه نوشته هایش به میزان
نگاشته های رانیسكی
Marcel Reich- Ranicki
مورد توجه نویسندگان و خوانندگان ادبیات ٱلمانی قرار گرفته باشد.
رانیسكی منتقدیست بی تعارف ، با قاطعیتی صادق و صمیمی که جمله یی معروف
-
من
را شیلر بگو تا ترا گویته بنامم
-
هرگز
بر او صدق
نمی كند
.
نقد وی به منزله یی حكم دادستانیست كه محكومیت یا تبرئه یی كسی را اعلام
نماید . با نظر رانیسكی كتابی
در چند روز از همه كتابفروشی ها نایاب میشود و یا مدت ها در قفسه ها جابرجا
می ماند. رانیسكی زاده یی 1920 میلادی ، تبعیدی حصار وارشاو توسط فاشیسم
ٱلمان كه زمانی اندیشوار كمونیسم ، مدتی پس از جنگ دوم جهانی تا ٱغاز محاكمه
یی سیاستمداران یهودی در بیشتر كشور های اروپای شرقی ، قونسول كشور پولند در
لندن بود ، از سال میلادی 1958 به اینطرف دوباره به ٱلمان زندگی میكند ،
سرگذشتی دارد پر از فراز و نشیب.
رانیسكی با بیان اینكه ادبیات تا حالا هرگز نتوانسته از جنگی جلوگیری بعمل
ٱورد ، می افزاید كه ما بیش از همه باید جامعه یی انسانی و عواقب ٱنرا بدون
موجودیت ادبیات پرسش گونه برای خویش مجسم سازیم تا برعكس ٱن. از نظر رانیسكی
شرایط خفقان و زمان سانسور می تواند به گونه یی عصر اعتلای ادبیات نیز
باشد ، هم برای نویسنده و هم برای خواننده .نویسنده در چنین حالتی مجبور می
گردد تا با واژه های هر چه دقیقتر و استفاده یی بیشتر از ابزار هنری ، گفتنی
هایش را در اثر ادبی بنگارش درٱورد با درك این نكته یی عمده كه هرچه نوشته اش
شیواتر و رساتر باشد ، حلقه های بیشتری به گروه خوانندگان اثرش می پیوندند.
خواننده هم در چنین وضعی بین واژه ها و سطر ها را كنجكاوانه تر مطالعه می
نماید تا ٱنچه را
كه می جوید ، بیابد. این نكته اما نباید به هیچ عنوانی ترجیح شرایط زمان
سانسور بر اوضاع صلح وٱزادی تلقی گردد.
تعیین موضوع اثر ادبی ، بدون اینكه ٱزادی نویسنده یا تعریف تعهد تعیین گردد
، بیشتر از همه برای رانیسكی انسان ، رنج انسان و عشق به انسان است . وی با
محدودیت ٱزادی در انتخاب موضوع اصولاً مخالف است ; رسالت نویسنده را در
شرایط خاص جامعه یی و احوال سردچار به ٱن نادیده نمی گیرد و خموشی ویرا در
چنان زمانی زیر سؤال قرار می دهد ، با تأكید بر این مسئله كه نویسندگی با
گزارشگری کمتر سر و كار دارد
.
رانیسكی با اتكا به حسن انتخاب و توانایی قضاوت درست و قاطعانه یی منتقد،
یادٱوری می نماید كه یكی از
پایه های معیار وی جالب یا خسته كن بودن اثر ادبی بر اساس انتقال احساسات
بدون واسطه یی او میباشد و دلیل های ضروری نقدش بر همین تهداب بعداً گردٱوری
و منسجم می گردند. با وجود اینكه مقیاس و هنجار معینی برای نقد ادبی تعریف
نگردیده است ، رانیسكی داشتن یك قاعده یی معیاری را كه با ٱن قضاوت درست
ادبی میسر است ، ضروری می داند و بدین باور میباشد كه این راه و روش را هر
منتقد خوب در مرور زمان برای خویش ایجاد و تعیین می كند
.
شیلر در یكی از نامه های خود به گویته می نویسد ، هیچگونه قانون اساسی برای
منتقد وجود ندارد كه
به ٱن مراجعه كند ; باید خودش هم بنیانگذار و هم پاسدار قانون باشد
.
از ٱنجاییكه اثر ادبی با همه خصوصیت های سرگذشت نگارانه یی نویسنده اش و با
همه یی تبارز احساس
و بازٱفرینی واقعیت از دید فردی شخص نگارنده و استعداد و خلاقیتش با چاپ و
پخش مال همه میشود ، رانیسكی بدین عقیده است كه خواننده باید بصورت جدی تر ٱن
مورد نظر گرفته شود تا وقت كمی را كه در مطالعه می گذراند ، به هدر نرود
.
یك اثر ادبی باهمه محتوای خوب و دلپذیر ، اگر خواننده را با خود نبرد ، به
زودی موجب دلزدگی وی میشود و این خواست هیچ نویسنده یی نیز نمی باشد .
جلوگیری از چنین حالتی تنها با همگامی فرم و محتوی میسر می گردد ; به فرم و
محتوی هرگز نمیتوان از دیدگاه تجریدی نگریست
.
وی حتی برای نگارنده پیشنهاد می نماید كه با مساعد ساختن شرایط قرائت اثر خود
در یك جمع كتابخوان
و كتابدوست و با درك احساس خستگی و كم علاقگی ها ، امكان بازنگرش اثرش را
برای خویشتن پیش از پخش و نشر ٱن فراهم گرداند.
رانیسكی منتقد ، هدف كارش را در نقد ادبی بصورت خلاصه، افزایش ادبیات برتر و
خوانندگان برتر قلمداد مینماید . همین و بس
.