2010/2/24
یادآوری:
دوستان فرهیخته یی” وطندار” با ابراز علاقمندی فراوان از
نوشته های گنجینه های فرهنگی جهان "میراث بشریت"، خواهش نموده اند تا در
معرفی یادگار های كشور و منطقه ، بیشتر توجه مبذول گردد.گنجینه های فرهنگی
جهان ”میراث بشریت”، تنها به آن آثار باستانی وارزشمندترین اماكن طبیعی
ابلاغ میگردد كه سازمان تربیتی ، علمی وفرهنگی بین الملل” یونسكو” از سال
۱۹۷۲ میلادی
بدینسو با عرضه یی كمك های اقتصادی
-
عمرانی، زیر پوشش نگهداری وحمایت خویش قرار داده
است.امیدواریم فرصت یاری كند تا در مجالی دیگر بتوانیم به معرفی آبدات
تاریخی وجایگاه های زیبای طبیعی كشور و منطقه در همین منوال بیشتر بپردازیم.
اصل
این نوشته ، مضمون برنامه یی میباشد ، که ازطرف تلویزیون دویچه وله
DW-TV
بدسترس شبکه های تلویزیونی افغانستان قرار گرفته است.
بدینوسیله از اجازۀ پخش آن در رسانه های دیگر، از تلویزیون دویچه وله ابراز
امتنان می گردد. وطندار بنابر نیاز و اهمیت موضوع
، این مطلب را از روی نسخه یی جراید کشور اقتباس نموده است
وبا سپاس فراوان ازتلویزیون دویچه وله
DW-TV
درینجا
به نشر میسپارد.

حکمران انگلیسی در"مومبازا "Mombasa
، به مبلغ
مسیحی گوشزد نموده بود ، وی در هیچ صورتی نباید بکوه اسرار آمیزی، که بر اساس
گزارش افریقائیان برای
او،
ارواح خبیثه در آن بسر میبرند، بالا بشود...
"یوهانس ریبمان "
Johannes Rebmann
،مبلغ آلمانی ، واقعاً نیز بدین کوه بالا نشد، وی اما نخستین اروپايی بود که
"کلیمانجارو" یKilimanjaro
بزرگ و
قلۀ پوشیده به یخ وی "کیبو" ،
Kibo
، را از
نزدیک دیدن نمود.
در آنزمان، یعنی سال
۱۸۴۸میلادی،مردم
به "ریبمان" ریشخند میزدند. بنظر آنان موجودیت برف در افریقا ، و آنهم فقط در
سیصد کیلومتری خط استوا، میتوانست تنها در فکر کسانی ایجاد شود که مدت زیادی
را در گرمای سوزان قارۀ افریقا بسر برده باشند.
بنظر حلقه
های
جغرافیا شناس"اروپايی"
نیز موجودیت برف درافریقا، تقریباً به پیمانه یی باورو افسانۀ بومیان محل،
مبنی برینکه ، دورا دور قلۀ این کوه را،یک مار سپید بزرگ حلقه زده است،
بیمعنی بنظر میرسید.
قلۀ سپید کلیمانجارو-
کیبو- را نمیتوان همیشه از نظر گذراند.ابرها اغلب ، ویرا میپوشانند.برای
دیدنش یا باید از هواپیما استفاده نمود و یا بایستی پیمودن راه دشواری را تا
بدانجا انتخاب کرد.
پايین ها، در دامنۀ
این کوه بزرگ، جنگل بارانزای Rainforestقرار
دارد که همه صبح ها ، به یک بیشه یی انبوه مه آلود مبدل میشود.
سیاحت این جنگل ، مثل
یک سده پیش، زمانیکه نخستین مکتشفین اروپايی بدانجا هجوم آوردند، دیگر مدت
زیادی را در بر نمیگیرد.
و این حالت البته که
تنها به تجهیزات عصری و مؤثر امروزی در دست داشتۀ امروزی ارتباط ندارد.خودِ
جنگل بارانزا، نیز خیلی کوچکتر وقابل نفوذترگشته است.در بعضی مناطق،پهنای
احاطۀ سبز کلیمانجارو،در حال کنونی تنها به یک کیلومتر میرسد.بقیۀ جنگل بریده
، ریشه کّن شده وامروز نهالستان ها جای آنها را گرفته اند.
این جنگل در بلندیهای
بیشترش ، به یک بیشۀ انبوه مبدل میشود وآب و هوای ویژه یی آن از ارتفاع
۳۸۰۰متر
به بالا، تنها موجودیت بوته زار و علفزار ، یا زمین باتلاقی، را میسر
میگرداند.
جلگۀ مرتفع شیرا
Shira-Plateau
اصلاً
یکی از سه قلۀ کوه کلیمانجاروست که گذشت هزاران سال آنرا مسطح نموده و اکنون
تنها کناره های دهانۀ آن باقیمانده است.ازینجا که انبوه ابر ها ودرختان پشت
سر گذاشته شده اند، آغوش شفاف قلۀ کیبو
Kibo
جهت تماشا
گشوده میگردد.
درجۀ حرارت شبهای
اینجا همیشه زیر صفرست، روز ها میتوانند زیاد گرم بشوند.گیاهان، خود را بدین
آب و هوا انطباق داده اند.برخی از گیاهان ، برگهای گوشتیِِ آب و حرارت
اندوزشان را بعد از سپری نمودن یک شبِ سرد، بسوی نخستین اشعۀ آفتاب باز
مینمایند.
بالاترها، در ختم سطوح
کجۀ شیرا ، رویش گیاهان هنوز کمتر میباشد.درختانی به ارتفاع چندین متر، در
مقابل طبیعت نازکِ آنجا سربفلک کشیده اند.بعد از آن تنها سنگها و سنگریزه ها
، چند پرنده و همانا منظرۀ شاهانۀ "کوه نقره"
جلب توجه میکند.
وقتی به پايین نظر
انداخته شود،فلات شیرا،همانند دریاچۀ ناهمواری سبز، جلوه گری مینماید ؛گاهی
غباری سرد، همه یی جلگه را بیتابانه در آغوشش میگیرد.
پیش ازین پیمودن راه
تا این محل که مذابهای آتشفشان دیده میشوند نسبتاً ساده بود،تنها ارتفاع آن
دشواری ایجاد میکرد. در سال
۱۸۸۷میلادی
"هانس مایر" Hans Meyer، زمین شناس آلمانی برای
نخستین بار، قلۀ کیبو را فتح نمود. وی به توده های عظیم یخ نزدیک شد ، اما
نتوانست بر آنها غلبه کند و به ارتفاع پنج هزار متری آنجا در برابر انبوهِ
برف تسلیم گردید تا اینکه دو سال بعد، درششم ماه اکتوبر
۱۸۸۹میلادی، بحیث راهنمای تیم
چند صد نفری یک سفر اکتشافی، بعنوان نخستین فردِ نامبرده شده، به بلندترین
نقطۀ افریقا،یا قلۀ بلندترین کوه نا مسلسل ِآزادِ دنیا یعنی اوهورو پیکUhuru-Peak
یا قلۀ آزادی که
۵۸۹۵
متر
مرتفعست، پای گذاشت . وی، به دهانۀ بزرگ آتشفشان نگریست و به همۀ قربانیان
وسالهای یأسی اندیشید که طی آنها کوه محتوای زندگانیش بود.
ازین ببعد، آموزگاران
اروپا آغاز بدین باورمندی نمودند که در افریقا، نزدیک خط استوا، و یکی از
گرمترین نواحی کرۀ زمین، واقعاً برف میبارد.
اما اگر آنها خویشتن را مصروف تاریخ
روزگار باستان این قاره می نمودند،شاید میتوانستند زودتر به اتخاذ چنین نتیجه
يی برسند ، زیرا مردم افریقا دوهزار سال پیش از یک کوه سیم فام افسانوی گزارش
داده اند، نقره ای که اگر به پايین برده میشد، آب میگردید.
"ارنست همینگوی"Ernest Hmingway
،نویسندۀ امریکايی، کلیمانجارو را زمانی ، به "پهنایی همچون همۀ جهان" و" به
سپیدی نا باورانه ای در برابر نور خورشید" توصیف نمود.این وضع اما زیاد دوام
نخواهد کرد. یخبندانهای قله به آرامی ذوب میشوند .از سال
۱۹۷۲ میلادی
بدینطرف ،
۹۵
درصد کتلۀ آن ذوب شده است.غباری که موترها در "ساوانا" Savana
بهوا بلند
میکنند، گرمی آفتابرا ذخیره مینماید.خطرات آتش سوزی،به تأثیرات گازهای گلخانه
يی می افزاید.بارندگی ها کم شده است.شاید در سال
۲۰۳۰میلادی،زمانی که همۀ نقرۀ
این کوه دیگر به آب مبدل شده است، دردامان کلیمانجارو دیگر برفی وجود نداشته
باشد.
هزاران نفر ازآن
ببعد،"مایر" را تقلید نمودند.بالاشدن این کوه ، طبیعتاً دیگر چندان عمل
راهگشایانه یی مثل زمان هانس مایر
Hans
Meyer
نمیباشد.با وجود آن،
جایگاه ویژۀ "کلیمانجارو" تا امروز
همچنان محفوظ باقیمانده است.
پایان