2010/3/8

بزرگداشتی از روز جهانی زن

   

تقدیم  به عزیزترینم

برازندگی زن در گذشته های دور تاریخ فرهنگ باستانی ما از برجستگی ویژه یی برخوردار میباشد. ازآنجاییكه در دوره های نخستین تشكل فرهنگ، زنان بیشتر به كشاورزی اشتغال داشتند ومصروفیت  مردان شكار حیوانات بود، اولین  پدیده های نیایش  آسمانی درارتباط با زراعت یعنی  آب و باران و خورشید بركت آور، چهره  و اوصاف زنانه را  دارا بوده اند.این حالت در روند ظهور و بروز فرهنگ مرز و بوم ما نیز هیمن روال را داشته است،  بدین گونه میباشد كه حتی «اهورامزدا” را ویل دورانت  در تاریخ تمدن بشر “ٱسمان آبی” ترجمه مینماید.

ویل دورانت همچنان مینویسد:

در اجتماعات ابتدایی قسمت اعظم ترقیات اقتصادی بدست زنان اتفاق افتاده است  نه مردان.زنان در آن هنگام كه مردان سده های متوالی به شكار اشتغال میورزیدند  به تدریج كشاورزی را ترقی دادند و هزاران هنر خانگی را ایجاد نمودند  كه هر یكی روزی پایه یی صنایع بسیار بزرگی شده است

تاریخ بشریت  بار ها در دوران های تاریخی متفاوت آریانای باستان ازین نیایش شوندگان مؤنث  با ویژگی ها و خصلت های زنانه یی آنها نام میبرد.

فرشته یی اشی Ashi  یا ” ارد"ard  ، نگهبان ثروت و دارایی مردمان در روی زمین است.در یشت های اوستا اشی” نیك درخشان در پیكر دختری زیبا، بسیار نیرومند،خوش اندام،كمر بلند بسته و راست بالای و مجلل و آزاده نژاد....توصیف شده است كه اگر به خانه یی كسی فرود آید،خیر و بركت  و شادی آورد.از اناهیتا anahita یا ناهید موكل ٱب به عنوان یك فرشته یی زن ، دختری بسیار زیبا ، بلند بالا و خوش پیكردر اوستا یاد گردیده است  كه:

مردان زورمند و دلیر از او اسباب فٌر و چیز خواهند

پیشوایان هنگام نماز و نیایش از او دانش و خرد جویند

دوشیزگان ازو شوی خواهند

و.... او فراینده یی مملكت است..

اناهیتا در تاریخ باستان آریانا همپایه یی اهورامزدا و میترا بوده و به نام او سوگند یاد میشده است.

در بند یا فقره یی  ۳۴ كرده یی نهم اوستا ، كهنترین اثر باقیمانده یی نیاكان مرز و بوم آریانا با قدامت دست كم هشتصد سال پیش از میلاد حضرت مسیح ع، از اسارت” زیباترین زنان جهان”،  دختران جمشید یا یما نخستین پادشاه آریانا بدست ضحاك كه آنها را به زنی گرفته ، یاد شده است و ازینكه باید ٱنان را ٱزاد ساخت: فریدون كاوه وقتی میخواهد به جنگ ضحاك ماردوش برود به اناهیتا قربانی میدهد وبا دعا چنین ازو التماس  می نماید:

“ ..... این كامیابی را بمن ارزانی دار كه بر اژی دهاك سه پوزه یی سه سرِ شش چشم آ ن دارنده یی هزار چستی،آن دیو بسار نیرومند دروغ  ..... چیره شوم و پیروز گردم و هردو همسر او شهرناز و ارنواز را كه برازنده یی نگاهداری خاندان وشایسته یی زایمان و افزایش  دودمانند از وی بربایم .”

ارنواز و شهرناز، دختران یما یا جمشید كه پس از پیروزی ضحاك  به اسارت وی درٱمده بودند، تابع فرمان های این اهریمن خوی نشدند ، به ویژه ارنواز كوشید با مشوره واعمال سیاست  ضحاك را رهنمون گردد. در شاهنامه یی فردوسی  چنین آمده است:

 چنین گفت ضحاك را ارنواز

كه شاها چه بودست  نگویی به راز

كه خفته به آرام در خان خویش

برین سان بترسیدی از جان خویش

سخن سر بسر موبدان را بگوی

پژوهش كن و راستی را بجوی

چو دانسته شد چاره ساز ٱنزمان

بخیره نترس از بد بدگمان

شه بدمنش را خوش ٱمد سخن

كه آن سرو بن پاسخ افكند بن

 یكی از شاهان خراسان زمین، اردوان چهارم اشكانی كنیزكی داشته گرامی ،  بنام گلنار كه هم  مقام خزانه داری او را عهده دار بوده  و هم چون وزیر مشاورش ایفای كار میكرده است. از فردوسی  چنین می خوانیم:

 یكی كاخ بود اردوان را بلند

به كاخ اندرون بنده یی ارجمند

كه گلنار بد نام ٱن ماهروی

نگاری پر از گوهر و رنگ و بوی

برِ اردوان همچو دستور بود

ابر خواسته نیز گنجور بود

 دختر رستم بنام بانو گشسپ goshasp یك زن  برجسته، دلیر و شهره یی ٱفاق ، در مسابقه یی پهلوانی و چالاكی در میان  مردان کم همانند  داشته و به سوار ملقب بوده است .بانوگشسپ نامه منظومه  یی میباشد، از اواخر سده یی پنجم هجری شمسی در باره یی سرگذشت وی.بانو گشسپ خواستاران بزرگی همچون فغفور، قیصروخاقان چین و خویشان كاوس شاه داشت ،اما رستم ، گیو پهلوان داستانی شهنامه و آورنده یی كیخسرو و فرنگیس به ایران باستان را ازین میانه برای دخترش  برگزید . گیو از وصلتش  با دختر رستم ، با افتخار و سرفرازی در شهنامه اینگونه یاد میكند:

 ز چندان بزرگان مرا برگزید

سرم را به چرخ برین بركشید

 قابل یادآوریست كه به باور صاحب مجمل ا لتواریخ و القصص،رستم دختر دیگری هم داشته بنام “زربانو”. زربانو سوار مبارزی بوده در  جنگ بهمن پهلوانی ها نموده و زال را با چند تن دیگراز زندان رها ساخته است. ابو نصر علی بن احمد اسدی طوسی چكامه سرای سده یی پنجم هجری شمسی در garshasp گرشاسپ نامه یی خود از”سمن ناز” دختر چهارده ساله یی شاه زابلستان یاد می كند كه پهلوان نامداری بوده است. وی واژه یی مردانگی را به معنای شجاعت و دلیری می ٱورد كه تنها متعلق به مردان نیست.مردانگی و مرد بودن برای اسدی طوسی دو چیز جدا از هم اند:

 یكی  بود مردانه و تیغ زن

سواری سرافراز مردم فكن

چنان چون به خوبیش همتا نبود

به مانند مردیش یك تا نبود

به میدان جنگ ار برون ٱمدی

به مردی ز مردان فزون ٱمدی

ببردی به مردی و پا در ركیب

ز دلها قرار و ز جانها شكیب

چو با نیزه كردی به گردون نگاه

بخستی به نوك سنان روی ماه

به تیغ غار هماورد خارا شدی

هم از سنگ لعل ٱشكارا شدی

چو روی كمان را شدی قبضه گیر

فلك را كمان پشت كردی به تیر

 شاه زابلستان برای خواستگار های فراوان “سمن ناز” دو شرط برای موافقت با  ازدواج مقرر كرده بود: یكی اینكه خواستگار در  میدان كشتی  سمن ناز را غالب ٱید  و شرط دیگراین بود که مورد پسند سمن ناز واقع شود”كه جفت آن گزیند كه آید هوا”،اما “سمن ناز”  همه یی خواستگارانش را در میدان بر زمین  می ٱورد:

 نه خواهنده كس پیش نگذاشتی

هر ٱن كامدی خوار بگذاشتی

به میدان طلب كردیش نازنین

چو شیری زدی بر زمینش به كین

وقتی شاه زابلستان میخواهد كه جمشید یا یما را از خانه یی سمن ناز اسیر نموده و به ضحاك بفرستد تا در عوض گنج و پاداش فراوان بدست آورد، این دختردلیر، شجاع، پهلوان نامدار و با هوش که خود جمشید را به داخل باغ دعوت نموده است، به پدرش چنین می گوید:

 بترس از خداوند جان و روان

كه هست او توانا و ما ناتوان

گر او را جدا كرد خواهی ز من

نخستین جدا كن سر من ز تن

 آری، سمن نازبرای پدرش، شاه زابلستان پس از مشوره یی عاقبت اندیشی گوشزد میكند كه تا سر در بدن داشته باشد اجازه نخواهد داد كه وی یما را به ضحاك ماردوش تحویل بدهد.

فردوسی درضمن بیان خصوصیات  شایسته یی همسر انوشیروان عادل ،  یك زن ارجمند و نیكوی میهن  را چنین  توصیف میگوید، گویا به باوراین استاد طوس، یك زن سزاوار و خوب باید دارای این خصلت ها و خصوصیات  باشد:

 اگر پارسا باشد و رای زن

یكی گنج باشد پراكنده زن

به ویژه كه باشد به بالا بلند

فروهشته تا پای مشكین كمند

خردمند و با دانش و رای و شرم

سخن گفتنش خوب و آوای نرم

از دوره یی اشكانیان یا پارتی ها درمرز و بوم خراسان سكه های زیادی بدست آمده است كه ملكه های شاهان خراسان زمین با لباس های گوناگون و حالات مختلف در آنها حك شده اند و در موزیم های معروف جهان از جمله "لور"پاریس و "هرمیتاژ" سان پترسبورگِ روسیه نگه داری می گردند . در بعضی ازین سكه ها،  زنان در كنار مردان و بدون پوشاندن روی و هرگونه جداسازی دیگر به عبادت مشغولند.در آریانا زمین پنجمین روز آخرین ماه سال ، یعنی پنجم  ماه حوت را متعلق به” اسپندارمذ” espandarmaz، دختر اهورا مزدا میپنداشته ، ” اسپندارمذگان” نام نهاده و به عنوان یكی از اعیاد بزرگ دینی و اجتماعی جشن میگرفته اند.

به گفته یی ابراهیم پورداود در یشت های اوستا “ابوریحان بیرونی این جشن را عید زنان و مزدگیران نامیده و گفته است كه درین روز زنان از شوهرانشان هدایایی دریافت میداشته اند.”

زن در اوستا و سانسیكریت  به لقب ریته سیه بانو  Ritasga-bhanu یا اشه یاد شده كه " فروغ راستی و پارسایی“ معنی میدهد.

كلمه یی مادر یا ماتری Matri به معنی "پرورش دهنده" می باشد.

و واژه یی خواهر یا سواسری Svasri  در اوستا و سانسیكریت، “وجود مقدس و خیر خواه” ترجمه شده است..

 
 

admin@vatandar.at    

                               مدیر مسوول : دیپلوم انجنیرعمر محسن زاده

                              صاحب امتیاز : انجنیرنجیب یوسفی

کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت محفوظ و متعلق به «وطندار» می باشد